۱۵۳٬۱۳۰
ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' ' به ' ') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'معارف (ابهام زدایی)' به 'معارف (ابهامزدایی)') |
||
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| تصویر =NUR11051J1.jpg | | تصویر =NUR11051J1.jpg | ||
| عنوان =معارف | | عنوان =معارف | ||
| عنوانهای دیگر =مجموعه مواعظ و کلمات سید | | عنوانهای دیگر =مجموعه مواعظ و کلمات سید برهانالدین محقق ترمذی به همراه تفسیر سوره محمد و فتح | ||
| پدیدآوران = | | پدیدآوران = | ||
[[محقق ترمذی، برهانالدین حسین]] ( | [[محقق ترمذی، سید برهانالدین حسین]] (نویسنده) | ||
[[فروزانفر، بدیعالزمان]] (مصحح) | [[فروزانفر، بدیعالزمان]] (مصحح) | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
| شابک =964-01-0897-9 | | شابک =964-01-0897-9 | ||
| تعداد جلد =1 | | تعداد جلد =1 | ||
| کتابخانۀ دیجیتال نور = | | کتابخانۀ دیجیتال نور =11051 | ||
| کتابخوان همراه نور =11051 | |||
| کد پدیدآور = | | کد پدیدآور = | ||
| پس از = | | پس از = | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
{{کاربردهای دیگر|معارف (ابهامزدایی)}} | |||
'''معارف'''، به زبان فارسى، مجموعه مواعظ و كلمات [[محقق ترمذی، برهانالدین حسین|سيد برهانالدين محقق ترمدى (ترمذى)]]، همراه با دو تفسير كوتاه از سورههاى محمد(ص) و فتح(كه [[فروزانفر، بدیعالزمان|مرحوم فروزانفر]] احتمال داده به قلم جناب ترمدى است)، از جمله آثار ارزشمند عرفانى است. | '''معارف'''، به زبان فارسى، مجموعه مواعظ و كلمات [[محقق ترمذی، سید برهانالدین حسین|سيد برهانالدين محقق ترمدى (ترمذى)]]، همراه با دو تفسير كوتاه از سورههاى محمد(ص) و فتح(كه [[فروزانفر، بدیعالزمان|مرحوم فروزانفر]] احتمال داده به قلم جناب ترمدى است)، از جمله آثار ارزشمند عرفانى است. | ||
از آنجا كه مولوى، مدت 9 سال مريد و مصاحب برهانالدين بوده، لذا بهطور مسلم تحت تأثير تعاليم و انديشههاى او بوده است؛ ازاينرو، اين كتاب مىتواند در حل رموز و كشف اسرار و شرح غوامض سخنان مولوى مؤثر باشد. | از آنجا كه مولوى، مدت 9 سال مريد و مصاحب برهانالدين بوده، لذا بهطور مسلم تحت تأثير تعاليم و انديشههاى او بوده است؛ ازاينرو، اين كتاب مىتواند در حل رموز و كشف اسرار و شرح غوامض سخنان مولوى مؤثر باشد. | ||
| خط ۵۹: | خط ۶۱: | ||
#تن عارف از مجاهده، مانند زجاجه شده و نور ايمان از او ظاهر مىشود. | #تن عارف از مجاهده، مانند زجاجه شده و نور ايمان از او ظاهر مىشود. | ||
#پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: «ان اكثر اهل الجنة البله»؛ فرق است ميان كسى كه از اصل، ابله باشد و ميان كسى كه با ديدن عقل بزرگ، عقل كوچك و حقير خود را از دست مىدهد و ابله مىگردد؛ اينگونه ابلهى، ربانى است. | #پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: «ان اكثر اهل الجنة البله»؛ فرق است ميان كسى كه از اصل، ابله باشد و ميان كسى كه با ديدن عقل بزرگ، عقل كوچك و حقير خود را از دست مىدهد و ابله مىگردد؛ اينگونه ابلهى، ربانى است. | ||
#چون موش صورت و طبيعت و هوا در چاه دلت افتاد، هرگز نمىتوانى به حقايق معانى آب حيات | #چون موش صورت و طبيعت و هوا در چاه دلت افتاد، هرگز نمىتوانى به حقايق معانى آب حيات پاک كننده برسى، چون'''«انما المشركون نجس»''' و'''«لا يمسه الا المطهرون»'''. تا آن موش را برنكشى و چاه وجودت را پاک نكنى، وجود تو و سخنان تو، داراى اثر و جان نخواهد بود، پس چاره آن است كه ابتدا، خودت را تربيت كنى جهت تحصيل روح باقيه، زيرا اكنون آن روح در تو ناقص است، البته او خود كامل است، اما در تو كامل نشده است. | ||
برهانالدين، عرفان و عشق را طريق وصول به كمال مىشناسد، ولى با اين همه، براى عقل نيز ارزش فراوانى قائل است. وى در تفسير آيهى شريفه'''«و اوحينا الى موسى ان الق عصاك فاذا هى تلقف ما يأفكون»'''، تصريح مىكند كه انسان، قبل از رسيدن به مقام عشق هرگز نبايد استدلالات عقلى را كنار بگذارد، زيرا به كمك استدلال مىتواند خطاى خود را جبران كند. مقلد چون از راه بيفتد، برنخيزد و مستدل چون بيفتد، عصاى استدلال بگيرد و بازبرخیزد، مگر آنكه عصا را سنان تيز نبوده باشد؛ اكنون سنان عصا را همواره تيز بايد كردن و اين عصاى استدلال را از دست نبايد نهاد تا به بصيرت برسى، آنگاه خود از دستت بيفتد؛ «ان الق عصاك». | برهانالدين، عرفان و عشق را طريق وصول به كمال مىشناسد، ولى با اين همه، براى عقل نيز ارزش فراوانى قائل است. وى در تفسير آيهى شريفه'''«و اوحينا الى موسى ان الق عصاك فاذا هى تلقف ما يأفكون»'''، تصريح مىكند كه انسان، قبل از رسيدن به مقام عشق هرگز نبايد استدلالات عقلى را كنار بگذارد، زيرا به كمك استدلال مىتواند خطاى خود را جبران كند. مقلد چون از راه بيفتد، برنخيزد و مستدل چون بيفتد، عصاى استدلال بگيرد و بازبرخیزد، مگر آنكه عصا را سنان تيز نبوده باشد؛ اكنون سنان عصا را همواره تيز بايد كردن و اين عصاى استدلال را از دست نبايد نهاد تا به بصيرت برسى، آنگاه خود از دستت بيفتد؛ «ان الق عصاك». | ||