۱۴۷٬۸۸۸
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'لعليهالسلام' به 'ل عليهالسلام') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'هها' به 'هها') |
||
| (۲۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات کتاب | |||
| تصویر =NUR11535J1.jpg | |||
| عنوان =نفحات الرحمن فی تفسیر القرآن | |||
| عنوانهای دیگر = | |||
| پدیدآوران = | |||
[[نهاوندی، محمد]] (نویسنده) | |||
| | | زبان =عربی | ||
| کد کنگره =BP 98 /ن9ن7 | |||
| | | موضوع = | ||
تفاسیر شیعه - قرن ۱۴ | |||
| ناشر = | |||
مؤسسة البعثة، مرکز الطباعة و النشر | |||
| مکان نشر =قم - ایران | |||
|زبان | | سال نشر = 1386 ش یا 1429 ق | ||
|کد کنگره | |||
|موضوع | |||
|ناشر | |||
|مکان نشر | |||
|سال نشر | |||
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE11535AUTOMATIONCODE | |||
| چاپ =1 | |||
| شابک =964-309-765-x | |||
| تعداد جلد =6 | |||
| کتابخانۀ دیجیتال نور =11535 | |||
| کتابخوان همراه نور =11535 | |||
| کد پدیدآور = | |||
| پس از = | |||
| پیش از = | |||
}} | |||
'''نفحات الرحمن في تفسير القرآن''' تأليف [[نهاوندی، محمد|محمد نهاوندى]]، شامل تفسير تمام سورههاى قرآن است. تأليف كتاب در چهار جلد در سال 1369ق به پايان رسيده و در سال 1370ق چاپ آن كامل گرديده است. اين تفسير به دو زبان فارسى و عربى نگاشته شده است تا از اين رهگذر استفاده و بهرهگيرى از آن براى همگان ميسر گردد. مفسر محترم پس از نقل آيات، ابتدا به تفسير فارسى مىپردازد و آنگاه مطالب را بهگونه مفصل به زبان عربى بيان مىكند. | '''نفحات الرحمن في تفسير القرآن''' تأليف [[نهاوندی، محمد|محمد نهاوندى]]، شامل تفسير تمام سورههاى قرآن است. تأليف كتاب در چهار جلد در سال 1369ق به پايان رسيده و در سال 1370ق چاپ آن كامل گرديده است. اين تفسير به دو زبان فارسى و عربى نگاشته شده است تا از اين رهگذر استفاده و بهرهگيرى از آن براى همگان ميسر گردد. مفسر محترم پس از نقل آيات، ابتدا به تفسير فارسى مىپردازد و آنگاه مطالب را بهگونه مفصل به زبان عربى بيان مىكند. | ||
| خط ۵۴: | خط ۴۳: | ||
#:استفاده گسترده مرحوم نهاوندى از روايات گوناگون، جلوهاى خاص به تفسير بخشيده است. وى در پيشگفتار كتاب مىگويد: من كوشش فراوانى را براى نقل روايات وارده از طريق عامه و خاصه نمودهام «بالغت في الجد بنقل ما وصل الىّ بطرق الخاصة و العامة من الروايات». بهرهگيرى فراوان مؤلف محترم از روايات بهگونهاى است كه اين تفسير را مىتوان تفسير روايى دانست. روايات نقل شده در اين كتاب تنها روايات تفسيرى نيست بلكه به هر مناسبتى از روايات بهره برده است؛ مثلاً ذيل آيه امر به معروف و نهى از منكر روايات متعددى نقل مىكند كه قطعاً جنبه تفسيرى نداشته و صرفاً تأكيدى بر مفهوم آيه و اهميت و فضيلت اين فريضه الهى است. هچنين از اين نمونه است، رواياتى كه در بيان تاريخ امم گذشته آورده است. | #:استفاده گسترده مرحوم نهاوندى از روايات گوناگون، جلوهاى خاص به تفسير بخشيده است. وى در پيشگفتار كتاب مىگويد: من كوشش فراوانى را براى نقل روايات وارده از طريق عامه و خاصه نمودهام «بالغت في الجد بنقل ما وصل الىّ بطرق الخاصة و العامة من الروايات». بهرهگيرى فراوان مؤلف محترم از روايات بهگونهاى است كه اين تفسير را مىتوان تفسير روايى دانست. روايات نقل شده در اين كتاب تنها روايات تفسيرى نيست بلكه به هر مناسبتى از روايات بهره برده است؛ مثلاً ذيل آيه امر به معروف و نهى از منكر روايات متعددى نقل مىكند كه قطعاً جنبه تفسيرى نداشته و صرفاً تأكيدى بر مفهوم آيه و اهميت و فضيلت اين فريضه الهى است. هچنين از اين نمونه است، رواياتى كه در بيان تاريخ امم گذشته آورده است. | ||
#:در نقل روايات از منابع فراوانى سود جسته است كه خود در خاتمه مقدمه از آنها نام برده است: | #:در نقل روايات از منابع فراوانى سود جسته است كه خود در خاتمه مقدمه از آنها نام برده است: | ||
#:1.[[تفسیر جوامع الجامع (محقق، جامعه مدرسین)|جوامع الجامع]] | #:1.[[تفسیر جوامع الجامع (محقق، جامعه مدرسین)|جوامع الجامع]] 2.[[بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهمالسلام|بحار الانوار]]، 3.حاشيه كتاب اسرار التنزيل، 4.تفسير صافى، 5.مفاتيح الغيب، 6.الاتقان، 7.اسرار التنزيل، 9. روح البيان و 10.[[تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة|وسائل الشيعة]]. | ||
#موضعگيرى درباره اسرائيليات | #موضعگيرى درباره اسرائيليات | ||
#:مرحوم نهاوندى در ارتباط با روايات و اخبار اسرائيلى به شدت موضعگيرى مىنمايد و آنها را با معيار عقل و كتاب سنجيده و مردود مىشمارد؛ به عنوان نمونه ذيل آيه ''' «و اتّبعو ما تتلوا الشّياطين على ملك سليمان و ما كفر سليمان و لكنّ الشياطين كفروا يعلّمون النّاس السحر...» '''<ref>بقره102/2/</ref> پس از نقل برخى از روايات در اين زمينه مىگويد: «لا يخفى انّ الروايات التي تكون موافقة لما اشتهر بين العامه لا بدّ من حملها على التقيّه لمخالفتها للكتاب و العقل و قال بعض العامة إنّ مدارها ماروته اليهود و أما | #:مرحوم نهاوندى در ارتباط با روايات و اخبار اسرائيلى به شدت موضعگيرى مىنمايد و آنها را با معيار عقل و كتاب سنجيده و مردود مىشمارد؛ به عنوان نمونه ذيل آيه ''' «و اتّبعو ما تتلوا الشّياطين على ملك سليمان و ما كفر سليمان و لكنّ الشياطين كفروا يعلّمون النّاس السحر...» '''<ref>بقره102/2/</ref> پس از نقل برخى از روايات در اين زمينه مىگويد: «لا يخفى انّ الروايات التي تكون موافقة لما اشتهر بين العامه لا بدّ من حملها على التقيّه لمخالفتها للكتاب و العقل و قال بعض العامة إنّ مدارها ماروته اليهود و أما توجيهها بالذى تكلّفه الفيض و بعض العامة ففى غاية البعد و حملها على كونها أسرارا لا يناسب رواتها كعطاء و ابن الكوّاء لبداهة عدم كونهما من أهل السر و الفهم. | ||
#:و الحاصل أنّ الروايات الدالة على عصيان الملكين بالشرك و الزنا و شرب الخمر و قتل النفس و مسخ الزهرة مما يجب ردها او رد علمها إليهم عليهمالسلام». | #:و الحاصل أنّ الروايات الدالة على عصيان الملكين بالشرك و الزنا و شرب الخمر و قتل النفس و مسخ الزهرة مما يجب ردها او رد علمها إليهم عليهمالسلام». | ||
#توجه به شأن نزول | #توجه به شأن نزول | ||
| خط ۶۶: | خط ۵۵: | ||
#:و تا آنجا پيش مىرود كه به نقل از برخى بزرگان مىگويد: «اكثر لطائف القرآن مودعة في الترتيبات و الروابط و قال آخر من تأمل في لطائف نظم السور و في بدايع ترتيبها علم أنّ القرآن كما أنّه معجز بحسب فصاحته و شرف معاينه فهو ايضاً معجز بسبب ترتيبه و نظم آياته». | #:و تا آنجا پيش مىرود كه به نقل از برخى بزرگان مىگويد: «اكثر لطائف القرآن مودعة في الترتيبات و الروابط و قال آخر من تأمل في لطائف نظم السور و في بدايع ترتيبها علم أنّ القرآن كما أنّه معجز بحسب فصاحته و شرف معاينه فهو ايضاً معجز بسبب ترتيبه و نظم آياته». | ||
#:بديهى است كه چنين انديشهاى در عمل تأثير بهسزايى گذاشته و مفسر را بر اين داشته است كه كوشش فراوانى در جهت ارتباط سور و آيات بنمايد. به عنوان نمونه در پايان سوره نساء و قبل از شروع در تفسير سوره مائده مىگويد: | #:بديهى است كه چنين انديشهاى در عمل تأثير بهسزايى گذاشته و مفسر را بر اين داشته است كه كوشش فراوانى در جهت ارتباط سور و آيات بنمايد. به عنوان نمونه در پايان سوره نساء و قبل از شروع در تفسير سوره مائده مىگويد: | ||
#: «و من لطائف هذه السورة | #: «و من لطائف هذه السورة المبارکة...» خداوند اين سوره را با بيان قدرت كامل خويش آغاز نمود، آنجا كه مىفرمايد: ''' «خلقكم من نفس واحدة» ''' و در پايان سوره، علم كامل خويش را بيان كرد ''' «و هو بكل شي عليم» ''' و اين دو صفت، مرجع تمامى صفات خداوند و ثابت كننده الوهيت و ربوبيّت است و از آنجا كه اين دو (الوهيت و ربوبيت) اطاعت و انقياد كامل عبدرا موجب مىشود، لذا به دنبال آن، سوره مائده را آورده كه در آن امر به اطاعت جميع احكام شده است، چرا كه احكام خود عقد و عهد الهى است». | ||
#:و بدينشكل در هر سورهاى، سعى در ايجاد ارتباط با سوره قبلى دارد و همين ارتباط را در آيات نيز دنبال مىكند مثلاً: در ارتباط آيه: ''' «و آتوا اليتامى اموالهم...» ''' با آيه بعد از آن كه مىفرمايد: ''' «و إن خفتم أن لا تقسطوا في اليتامى فانكحوا ما طاب لكم من النساء...» '''<ref>نساء2/4/-3</ref> سخنان گوناگون و مختلفى گفته شده است امّا مرحوم نهاوندى چنين مىگويد: | #:و بدينشكل در هر سورهاى، سعى در ايجاد ارتباط با سوره قبلى دارد و همين ارتباط را در آيات نيز دنبال مىكند مثلاً: در ارتباط آيه: ''' «و آتوا اليتامى اموالهم...» ''' با آيه بعد از آن كه مىفرمايد: ''' «و إن خفتم أن لا تقسطوا في اليتامى فانكحوا ما طاب لكم من النساء...» '''<ref>نساء2/4/-3</ref> سخنان گوناگون و مختلفى گفته شده است امّا مرحوم نهاوندى چنين مىگويد: | ||
#: «لمّا كان تولي امر اليتيم و حفظ ماله في الأغلب لازماً لكفالته و عشرته... فانكحوا و تزوّجوا ما طاب لكم و من يوافق ميل قلوبكم من النساء فا شأنهنّ حضانة الاطفال...» يعنى از آنجا كه سرپرستى يتيم و حفظ اموال وى غالباً ملازم با معاشرت اوست و اين روشن است كه بچه كوچك نوعاً پيشنهادات و خواستههايى دارد كه در بسيارى از موارد موافقت با آنها امكان ندارد و مردان نمىتوانند او را از خواستههايش منصرف نمايند، بهويژه اگر بچه لجباز و بد اخلاق باشد. اينجا است كه مرد به ستوه آمده و چه بسا يتيم را بزند، دشنام دهد و بالاخره بر او تعدى روا دارد لذا خداوند راه فرار از اين مشكله را نشان داده و فرموده است اگر ترس از اين داريد درباره ايتام عدالت را رعايت نكنيد پس با هر زنى كه مايليد و مورد رضايت شما است ازدواج كنيد كه شأن و كار زن نگهدارى بچهها و مدارا با آنان و نيز تدبير و به كارگيرى روشهاى گوناگون در راضى نگه داشتن بچهها و منصرف نمودن آنان از خواستههايشان است...». | #: «لمّا كان تولي امر اليتيم و حفظ ماله في الأغلب لازماً لكفالته و عشرته... فانكحوا و تزوّجوا ما طاب لكم و من يوافق ميل قلوبكم من النساء فا شأنهنّ حضانة الاطفال...» يعنى از آنجا كه سرپرستى يتيم و حفظ اموال وى غالباً ً ملازم با معاشرت اوست و اين روشن است كه بچه كوچك نوعاً پيشنهادات و خواستههايى دارد كه در بسيارى از موارد موافقت با آنها امكان ندارد و مردان نمىتوانند او را از خواستههايش منصرف نمايند، بهويژه اگر بچه لجباز و بد اخلاق باشد. اينجا است كه مرد به ستوه آمده و چه بسا يتيم را بزند، دشنام دهد و بالاخره بر او تعدى روا دارد لذا خداوند راه فرار از اين مشكله را نشان داده و فرموده است اگر ترس از اين داريد درباره ايتام عدالت را رعايت نكنيد پس با هر زنى كه مايليد و مورد رضايت شما است ازدواج كنيد كه شأن و كار زن نگهدارى بچهها و مدارا با آنان و نيز تدبير و به كارگيرى روشهاى گوناگون در راضى نگه داشتن بچهها و منصرف نمودن آنان از خواستههايشان است...». | ||
#:و در پايان مىگويد: «اعلم أنّ ما ذكرته من وجه النظم هو الذي سنح بخاطري و قوى في نظري». | #:و در پايان مىگويد: «اعلم أنّ ما ذكرته من وجه النظم هو الذي سنح بخاطري و قوى في نظري». | ||
#توجه به مسائل كلامى | #توجه به مسائل كلامى | ||
#:آنجا كه سخن از بحثهاى كلامى به ميان مىآيد، مفسر از اين فرصت بهره جسته و به تفصيل وارد اينگونه بحثها مىشود و در اين بين سخنان [[فخر رازی، محمد بن عمر|فخر رازى]] را نقل و سپس درصدد ردّ آنها برمىآيد؛ براى نمونه مىتوان به بحث عصمت انبيا ذيل آيه: ''' «فتلقّى آدم...» '''<ref>بقره37/2/</ref> و بحث جبر و اختيار ذيل آيه ''' «ختم الله على قلوبهم...» '''<ref>بقره 7/2/</ref> و مسأله امامت و ولايت ذيل آيه ''' «أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولوالامر منكم...» '''<ref>نساء59/4/</ref> اشاره كرد كه همت مؤلف مصروف بيان نظرات و ديدگاههاى مذهب شيعه گرديده است. | #:آنجا كه سخن از بحثهاى كلامى به ميان مىآيد، مفسر از اين فرصت بهره جسته و به تفصيل وارد اينگونه بحثها مىشود و در اين بين سخنان [[فخر رازی، محمد بن عمر|فخر رازى]] را نقل و سپس درصدد ردّ آنها برمىآيد؛ براى نمونه مىتوان به بحث عصمت انبيا ذيل آيه: ''' «فتلقّى آدم...» '''<ref>بقره37/2/</ref> و بحث جبر و اختيار ذيل آيه ''' «ختم الله على قلوبهم...» '''<ref>بقره 7/2/</ref> و مسأله امامت و ولايت ذيل آيه ''' «أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولوالامر منكم...» '''<ref>نساء59/4/</ref> اشاره كرد كه همت مؤلف مصروف بيان نظرات و ديدگاههاى مذهب شيعه گرديده است. | ||
#بيان مسائل فقهى | #بيان مسائل فقهى | ||
#:نظر به اينكه بخش عمدهاى از قرآن كريم را آيات احكام تشكيل مىدهد، طبيعى است كه بسيارى از مفسران به تناسب به مباحث فقهى بپردازند و در اين بين برخى به تفصيل و پردامنه اين مباحث را دنبال كردهاند تا آنجا كه تفسيرشان چهره تفسيرى فقهى به خود گرفته است.امّا مفسر گرانقدر تفسير نفحات الرحمن در بحثهاى فقهى، ابتدا چند روايات را ذكر و سپس به استناد آنها نظر خود را بيان مىكند. | #:نظر به اينكه بخش عمدهاى از قرآن كريم را آيات احكام تشكيل مىدهد، طبيعى است كه بسيارى از مفسران به تناسب به مباحث فقهى بپردازند و در اين بين برخى به تفصيل و پردامنه اين مباحث را دنبال كردهاند تا آنجا كه تفسيرشان چهره تفسيرى فقهى به خود گرفته است.امّا مفسر گرانقدر تفسير نفحات الرحمن در بحثهاى فقهى، ابتدا چند روايات را ذكر و سپس به استناد آنها نظر خود را بيان مىكند.مثلاًذيل آيه ''' «و للّه على الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا» '''<ref>آل عمران97/3/</ref>پس از نقل برخى از روايات درباره استطاعت، مىگويد:در صورتى كه انسان خرج رفت و برگشت به حج را داشته باشد ولى پس از بازگشت زندگىاش با مشقت بگذرد مستطيع نيست؛ و برخى رواياتى را كه به ظاهر مخالف با اين حكم است، حمل به استحباب مىنمايد. | ||
به هر صورت، گرچه در اين تفسير بحثهاى ادبى بچشم نمىخورد ولى بهرهگيرى مفسر از پارهاى نكات و كلمات ديگر مفسران و با توجه به | به هر صورت، گرچه در اين تفسير بحثهاى ادبى بچشم نمىخورد ولى بهرهگيرى مفسر از پارهاى نكات و كلمات ديگر مفسران و با توجه به ویژگیهاى بر شمرده شده مىتوان تفسير مذكور را تفسيرى كاملا قابل استفاده براى علاقهمندان به پژوهش در قرآن مجيد و بحثهاى تفسيرى دانست. | ||
== نسخه شناسى == | == نسخه شناسى == | ||
| خط ۸۵: | خط ۷۴: | ||
==پانويس == | ==پانويس == | ||
<references /> | <references/> | ||
{{تفاسیر}} | {{تفاسیر}} | ||
==وابستهها== | ==وابستهها== | ||
{{وابستهها}} | |||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]] | [[رده:اسلام، عرفان، غیره]] | ||
[[رده:تفسیر]] | [[رده:تفسیر]] | ||
[[رده:متون تفاسیر]] | [[رده:متون تفاسیر]] | ||