۱۵۱٬۹۱۴
ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' ' به ' ') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - '↵↵ ' به ' ') |
||
| (۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
[[معصومي، محمدصغير حسن]] (محقق) | [[معصومي، محمدصغير حسن]] (محقق) | ||
| زبان = | | زبان =عربی | ||
| کد کنگره =BBR 623 /ن7 | | کد کنگره =BBR 623 /ن7 | ||
| موضوع = | | موضوع = | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
| چاپ =2 | | چاپ =2 | ||
| تعداد جلد =1 | | تعداد جلد =1 | ||
| کتابخانۀ دیجیتال نور = | | کتابخانۀ دیجیتال نور =01812 | ||
| کتابخوان همراه نور =01812 | |||
| کد پدیدآور = | | کد پدیدآور = | ||
| پس از = | | پس از = | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''النفس''' تألیف [[ابن باجه، محمد بن یحیی|ابوبکر محمد بن باجه اندلسی]] مشهور به [[ابن باجه، محمد بن یحیی|ابن باجه]] (متوفی 533ق) از جمله آثار فلسفی است که توسط محمد صغیر حسن معصومی تحقیق و تصحیح شده است. | '''النفس''' تألیف [[ابن باجه، محمد بن یحیی|ابوبکر محمد بن باجه اندلسی]] مشهور به [[ابن باجه، محمد بن یحیی|ابن باجه]] (متوفی 533ق) از جمله آثار فلسفی است که توسط محمد صغیر حسن معصومی تحقیق و تصحیح شده است. | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
==گزارش محتوا== | ==گزارش محتوا== | ||
[[ابن باجه، محمد بن یحیی|ابن باجه]] کتاب «النفس» را همانند کتاب تدبیر المتوحد با الفاظی یاد | [[ابن باجه، محمد بن یحیی|ابن باجه]] کتاب «النفس» را همانند کتاب تدبیر المتوحد با الفاظی یاد میکند که دلالت بر این دارد که تألیفی اصلی و مستقل است. او از دیگر تألیفاتش با عباراتی یاد میکند که دلالت بر آن دارد که شرحی بر کتب [[ارسطو|ارسطاطالیس]] ([[ارسطو]]) هستند. پس این نوشتهای مستقل است که شرح و تلخیص کتاب دیگری نیست؛ و چون این تألیف با کتاب النفس ارسطو بهویژه در باب دوم و سوم در ترتیب مضامین و توضیح بیشتر مسائل علم نفس تطابق دارد، بعید نیست که گفته شود که ابن باجه این کتاب را از کتاب مذکور تلخیص کرده و مسائل دیگری بر آن افزوده است.<ref>ر.ک: معصومی، محمد صغیر حسن، ص98</ref>. | ||
اسلوب ابن باجه در کتب فلسفیاش دقیق و عباراتش دشوار و غامض است. اما شاگردش ابن امام دیدگاه مختلفی داشته و با مراعات در افهام و تفهیم سخن میگوید و بهخوبی کتب ارسطو را فهمیده است. کتاب النفس که بسیاری از مطالبش سهل ممتنع است شاهدی بر این مطلب است. [[ابن باجه، محمد بن یحیی|ابن باجه]] در بسیاری مطالب از کتب فارابی استفاده کرده است. او هرگاه تصمیم گرفته که کلامش را با سادهترین عبارات تفصیل دهد به معانی خلل وارد کرده و خود به این تقصیر اعتراف کرده است. و فراوان بر ناتوانیاش از تبدیل عبارات به خاطر تنگی وقت تأسف خورده است. گاه عباراتی را میبینیم که با قواعد علم نحو موافق نیست؛ بهویژه ضمائری که در تذکیر و تأنیث از مراجع خود تخلف کردهاند. موارد این اشتباهات فراوان است و نمیتوان همه آنها را تنها به کاتب نسبت داد؛ خصوصاً اینکه کاتب نسخه خود ادیب و در عصر خود در ادب و علوم فلسفی مشهور بوده است.<ref>ر.ک: مقدمه، ص6-5</ref>. | اسلوب ابن باجه در کتب فلسفیاش دقیق و عباراتش دشوار و غامض است. اما شاگردش ابن امام دیدگاه مختلفی داشته و با مراعات در افهام و تفهیم سخن میگوید و بهخوبی کتب ارسطو را فهمیده است. کتاب النفس که بسیاری از مطالبش سهل ممتنع است شاهدی بر این مطلب است. [[ابن باجه، محمد بن یحیی|ابن باجه]] در بسیاری مطالب از کتب فارابی استفاده کرده است. او هرگاه تصمیم گرفته که کلامش را با سادهترین عبارات تفصیل دهد به معانی خلل وارد کرده و خود به این تقصیر اعتراف کرده است. و فراوان بر ناتوانیاش از تبدیل عبارات به خاطر تنگی وقت تأسف خورده است. گاه عباراتی را میبینیم که با قواعد علم نحو موافق نیست؛ بهویژه ضمائری که در تذکیر و تأنیث از مراجع خود تخلف کردهاند. موارد این اشتباهات فراوان است و نمیتوان همه آنها را تنها به کاتب نسبت داد؛ خصوصاً اینکه کاتب نسخه خود ادیب و در عصر خود در ادب و علوم فلسفی مشهور بوده است.<ref>ر.ک: مقدمه، ص6-5</ref>. | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
ابن باجه «نفس» را همانگونه که [[ارسطو]] معرفی کرده به کمال اول برای جسم طبیعی آلی که دارای حیات بالقوه است، تعریف کرده است. و قوای نفسانی را به سه قوه غاذیه(نباتی)، حساسه و متخلیه تفصیل میدهد<ref>ر.ک: همان، ص9</ref>. | ابن باجه «نفس» را همانگونه که [[ارسطو]] معرفی کرده به کمال اول برای جسم طبیعی آلی که دارای حیات بالقوه است، تعریف کرده است. و قوای نفسانی را به سه قوه غاذیه(نباتی)، حساسه و متخلیه تفصیل میدهد<ref>ر.ک: همان، ص9</ref>. | ||
همانگونه که گفته شد نویسنده علم نفس را به شیوه ارسطو توضیح میدهد و در آخر، مسئله نبوت را همانگونه که از | همانگونه که گفته شد نویسنده علم نفس را به شیوه ارسطو توضیح میدهد و در آخر، مسئله نبوت را همانگونه که از ابن سینا به ما رسیده و همانگونه که [[غزالی، محمد بن محمد|غزالی]] در رساله «مشکاة الأنوار» تفصیل داده مطرح کرده است. او به فضل غزالی اعتراف کرده و او را با احترام و اکرام یاد کرده است.<ref>ر.ک: همان، ص13-12</ref>. | ||
[[ابن باجه، محمد بن یحیی|ابن باجه]] در ابتدای کتاب، اجسام را به دو گروه صناعی و ساختنی مانند تخت و سریر که تنها با اراده موجود میشود و طبیعی مانند سنگ، نخل و اسب. هر دو گروه نابود و فاسدشدنی هستند... و این دو از صورت و ماده تشکیل شدهاند<ref>ر.ک: متن کتاب، ص20-19</ref>. | [[ابن باجه، محمد بن یحیی|ابن باجه]] در ابتدای کتاب، اجسام را به دو گروه صناعی و ساختنی مانند تخت و سریر که تنها با اراده موجود میشود و طبیعی مانند سنگ، نخل و اسب. هر دو گروه نابود و فاسدشدنی هستند... و این دو از صورت و ماده تشکیل شدهاند<ref>ر.ک: متن کتاب، ص20-19</ref>. | ||
| خط ۷۰: | خط ۷۰: | ||
==وابستهها== | ==وابستهها== | ||
{{وابستهها}} | |||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
| خط ۸۰: | خط ۷۹: | ||
[[رده:عصر صاحب نظران فلسفه اسلامی]] | [[رده:عصر صاحب نظران فلسفه اسلامی]] | ||