۱۹٬۶۹۰
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'هاي' به 'های') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
|- | |- | ||
|نامهای دیگر | |نامهای دیگر | ||
| data-type="authorOtherNames" | | | data-type="authorOtherNames" | | ||
|- | |- | ||
|نام پدر | |نام پدر | ||
| خط ۳۲: | خط ۲۸: | ||
|- | |- | ||
|برخی آثار | |برخی آثار | ||
| data-type="authorWritings" |[[الدر المنتخب في تاريخ | | data-type="authorWritings" |[[الدر المنتخب في تاريخ الحلب]] | ||
|- class="articleCode" | |- class="articleCode" | ||
|کد مؤلف | |کد مؤلف | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۱: | ||
==اساتید== | ==اساتید== | ||
وى به هنگام ورود [[ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی|ابن حجر]] عسقلانى به آمِد از محضرش بهره گرفت. در 828ق موفق به كسب اجازه از [[ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی|ابن حجر]]، برهان بن مرحل، شهابالدين واسطى و شهابالدين معروف به شاب التائب شد. همچنين به استماع حديث از افرادى چون ابوجعفر بن عجمى، ابن سفاح، ست العرب دختر | وى به هنگام ورود [[ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی|ابن حجر]] عسقلانى به آمِد از محضرش بهره گرفت. در 828ق موفق به كسب اجازه از [[ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی|ابن حجر]]، برهان بن مرحل، شهابالدين واسطى و شهابالدين معروف به شاب التائب شد. همچنين به استماع حديث از افرادى چون ابوجعفر بن عجمى، ابن سفاح، ست العرب دختر ابراهیم بن ابى جراده در حلب و ابن خطیب الدهشه در حماة پرداخت. در 834ق دوباره به قاهره رفت و به ديدار [[مقریزی، احمد بن علی|تقىالدين مقريزى]] و [[ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی|ابن حجر]] شتافت و پيش از آن در دمشق از علاءالدين بن سلام بهره جست. ولع شديد وى برای دست يافتن به مقامات گوناگون ديوانى و قضايى، حوادث گوناگون و فراز و نشيبهاى بسيارى را در زندگى وى پديد آورد. چنين مىنمايد كه وى برای رسيدن به مناصب مختلف از هيچ اقدامى چون بذل اموال، دسيسه و توطئه و اعمال نفوذ وابستگانش روىگردان نبود. | ||
==تدریس== | ==تدریس== | ||
اولین وظيفهاى كه بر عهده وى نهاده شد، تدريس در مدارس اشتقتمريه، حردكيه، حلاویه و شاذبختيه، با مشاركت برادرش عبداللطيف، و در زمان حيات پدر بود. پس از آن در 20 سالگى در تدريس اشتقتمريه استقلال يافت و با ورود المؤيد به حلب به سمت قضاى لشكر گمارده شد. سپس تدريس در شاذبختيه و در 836ق از جانب ملك سلطان الاشرف برسباى قضاى حنيفه را در حلب برعهده گرفت. | |||
در 848ق با كمك پدرزنش ولوى سفطى كاتب مخصوص سلطان برسباى شد و به دنبال آن به نظارت لشكر، قلعه، جامع كبير نورى، تدريس، تصدير و خطابه در مدارس گوناگون گمارده شد. با اينهمه، مردم به وى اقبالى نشان ندادند و او به ناچار حلب را به قصد قاهره ترك كرد. | در 848ق با كمك پدرزنش ولوى سفطى كاتب مخصوص سلطان برسباى شد و به دنبال آن به نظارت لشكر، قلعه، جامع كبير نورى، تدريس، تصدير و خطابه در مدارس گوناگون گمارده شد. با اينهمه، مردم به وى اقبالى نشان ندادند و او به ناچار حلب را به قصد قاهره ترك كرد. | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۲: | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
==منابع مقاله== | ==منابع مقاله== | ||
| خط ۷۵: | خط ۷۲: | ||
[[الدر المنتخب في تاريخ | [[الدر المنتخب في تاريخ الحلب]] | ||
[[رده:زندگینامه]] | [[رده:زندگینامه]] | ||
ویرایش