۱۴۸٬۰۶۳
ویرایش
جز (جایگزینی متن - ')ر' به ') ر') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' '''' به ''''') |
||
| (۱۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات کتاب | |||
| تصویر =NUR01938J1.jpg | |||
| عنوان =تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن | |||
| عنوانهای دیگر =مخزن العرفان در تفسیر قرآن | |||
| | |||
کنز العرفان در علوم قرآن | کنز العرفان در علوم قرآن | ||
| | | پدیدآوران = | ||
[[امین، سیده نصرتبیگم]] (نویسنده) | |||
| زبان =فارسی | |||
| کد کنگره =BP 98 /الف8ت7 | |||
|زبان | | موضوع = | ||
تفاسیر شیعه - قرن ۱۴ | |||
| ناشر = | |||
|کد کنگره | [بی نا] ج: 1, 7, 11, 12, 13, 14, 15 | ||
| مکان نشر =[بی جا] - [بی جا] ج: 1, 7, 11, 12, 13, 14, 15 | |||
| سال نشر = | |||
|موضوع | |||
| | |||
| | |||
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE01938AUTOMATIONCODE | |||
| چاپ =1 | |||
| تعداد جلد =15 | |||
| کتابخانۀ دیجیتال نور =01938 | |||
| کتابخوان همراه نور =01938 | |||
| کد پدیدآور = | |||
| پس از = | |||
| پیش از = | |||
}} | |||
'''مخزن العرفان در تفسير قرآن'''، تفسيرى عرفانى به زبان فارسى است كه توسط [[امین، سیده نصرتبیگم|سيده نصرت امين (بانوى اصفهانى)]] نوشته شده است. | |||
نویسنده درباره انگيزه تأليف اين تفسير و چگونگى آن مىنويسد: | |||
«مدت زمانى بود كه گاه و بىگاه در فكر بودم كه تفسير مختصرى بنويسم و از كلمات آل عصمت(ع) اقتباس نموده و از بيانات مفسرين خوشهچينى نمايم كه شايد به اين واسطه از مفسرين و از متدبرين در قرآن محسوب گردم، لكن متأسفانه موانعى جلو راه خود مىديدم كه طى اين طريق پرخطر را متعذر، بلكه متعسر مىپنداشتم. از طرفى ضعف نفس و فرومايگى سد راه مىشد، از طرفى تهديد و منع شارع از تفسير به رأى جلوگير بود و جرأت وارد شدن در اين وادى هولناك را نمىكردم، لكن از طرف ديگر حس طلب نمىگذاشت، راحت باشم. مدتى بين خوف و رجا بودم، گاهى حس طلب امر مىنمود، گاهى خوف و جبن غالب مىگشت و يأس كلى دامنگيرم مىشد، لكن پس از آنكه مأيوس شدم كه بتوانم تفسير كاملى بنويسم، نظر به اينكه «الميسور لا يسقط بالمعسور» بنا گذاردم اقتباس نمايم از مشكات انوار ولايت و اقتصار نمايم به ترجمه تحت اللفظى آيات و توضيح دهم بعض آيات محكمات را و پيرامون متشابهات نگردم».<ref>مقدمه مخزن العرفان، 1 - 2</ref> | «مدت زمانى بود كه گاه و بىگاه در فكر بودم كه تفسير مختصرى بنويسم و از كلمات آل عصمت(ع) اقتباس نموده و از بيانات مفسرين خوشهچينى نمايم كه شايد به اين واسطه از مفسرين و از متدبرين در قرآن محسوب گردم، لكن متأسفانه موانعى جلو راه خود مىديدم كه طى اين طريق پرخطر را متعذر، بلكه متعسر مىپنداشتم. از طرفى ضعف نفس و فرومايگى سد راه مىشد، از طرفى تهديد و منع شارع از تفسير به رأى جلوگير بود و جرأت وارد شدن در اين وادى هولناك را نمىكردم، لكن از طرف ديگر حس طلب نمىگذاشت، راحت باشم. مدتى بين خوف و رجا بودم، گاهى حس طلب امر مىنمود، گاهى خوف و جبن غالب مىگشت و يأس كلى دامنگيرم مىشد، لكن پس از آنكه مأيوس شدم كه بتوانم تفسير كاملى بنويسم، نظر به اينكه «الميسور لا يسقط بالمعسور» بنا گذاردم اقتباس نمايم از مشكات انوار ولايت و اقتصار نمايم به ترجمه تحت اللفظى آيات و توضيح دهم بعض آيات محكمات را و پيرامون متشابهات نگردم».<ref>مقدمه مخزن العرفان، 1 - 2</ref> | ||
== ساختار == | == ساختار == | ||
اين تفسير، در 15 جلد ترتيب يافته است. | اين تفسير، در 15 جلد ترتيب يافته است. | ||
| خط ۶۷: | خط ۴۲: | ||
== گزارش محتوا == | == گزارش محتوا == | ||
مفسر، قرآن را چنين توصيف مىكند: | مفسر، قرآن را چنين توصيف مىكند: | ||
«بايد دانست كه قرآن مجيد كلام بزرگى است كه از معدن الوهيت نازل گرديده و البته مطالب مندرجه در آن، از حيطه ذهن كوچك بشر خارج است و مخصوص به آن كسى است كه مخاطب به آن گرديده و پس از آن محول به خلفا و جانشينان آن بزرگوار است و مثل گفتوگوها و مكاتبات بشر با يكديگر نيست... اگر تمام خصوصيات و جزئيات از شرايط و مقدمات عبادات و معاملات و حدود و غير اينها را به تفصيل در آن درج | «بايد دانست كه قرآن مجيد كلام بزرگى است كه از معدن الوهيت نازل گرديده و البته مطالب مندرجه در آن، از حيطه ذهن كوچك بشر خارج است و مخصوص به آن كسى است كه مخاطب به آن گرديده و پس از آن محول به خلفا و جانشينان آن بزرگوار است و مثل گفتوگوها و مكاتبات بشر با يكديگر نيست... اگر تمام خصوصيات و جزئيات از شرايط و مقدمات عبادات و معاملات و حدود و غير اينها را به تفصيل در آن درج مینمود، از حد فصاحت و بلاغت و اعجاز خارج مىگشت و يكى از كتابهاى مفصل معمولى به شمار مىرفت... | ||
در كافى از صادق آل محمد(ص) روايت مىكند: «خداوند، قرآن را تبيان هر چيزى قرار داده و قسم به خدا كه فرونگذارده چيزى كه مردم محتاج به آن باشند، مگر آنكه در قرآن نازل شده و پيغمبر(ص) بيان فرموده... | در كافى از صادق آل محمد(ص) روايت مىكند: «خداوند، قرآن را تبيان هر چيزى قرار داده و قسم به خدا كه فرونگذارده چيزى كه مردم محتاج به آن باشند، مگر آنكه در قرآن نازل شده و پيغمبر(ص) بيان فرموده... | ||
| خط ۱۰۱: | خط ۷۴: | ||
وى، حديث ظهور قرآن در قيامت به بهترين وجه را، ذكر مىكند و مىگويد: اخبار درباره مجسم شدن قرآن در قيامت و شفاعت كردن آن زياد است و گمان مكن كه اخبار و احاديثى كه از طرف معصومين(ع) رسيده كه قرآن در قبر بهصورت نيكو انيس مؤمن مىگردد و در آخرت مجسم مىشود و تكلم مىكند و شفاعت مىنمايد، ضربالمثل باشد و تأويل كنى و حمل بر غير ظاهرش نمايى. | وى، حديث ظهور قرآن در قيامت به بهترين وجه را، ذكر مىكند و مىگويد: اخبار درباره مجسم شدن قرآن در قيامت و شفاعت كردن آن زياد است و گمان مكن كه اخبار و احاديثى كه از طرف معصومين(ع) رسيده كه قرآن در قبر بهصورت نيكو انيس مؤمن مىگردد و در آخرت مجسم مىشود و تكلم مىكند و شفاعت مىنمايد، ضربالمثل باشد و تأويل كنى و حمل بر غير ظاهرش نمايى. | ||
روح حاكم و جنبه قوى در تفسير «مخزن العرفان» بعد اخلاقى، درس سير و سلوك و تربيت نفوس است كه رنگ اخلاقى و تربيتى، اين تفسير را از ديگر زمينههاى آن قوىتر ساخته است. اهتمام مفسر، در تربيت نفس انسانى و دور كردن آن از ظواهر فريبنده و ماديات و | روح حاكم و جنبه قوى در تفسير «مخزن العرفان» بعد اخلاقى، درس سير و سلوك و تربيت نفوس است كه رنگ اخلاقى و تربيتى، اين تفسير را از ديگر زمينههاى آن قوىتر ساخته است. اهتمام مفسر، در تربيت نفس انسانى و دور كردن آن از ظواهر فريبنده و ماديات و نزدیک كردن به ذات حق تعالى است؛ در عين اينكه وظايف دنيوى او را متذكر مىشود. | ||
در بيان مقام الهى و منزلت شخص، نزد پروردگار مىگويد: | در بيان مقام الهى و منزلت شخص، نزد پروردگار مىگويد: | ||
| خط ۱۱۹: | خط ۹۲: | ||
«خود را كوچكتر از آن مىدانم كه از دانشمندان عالى انتقاد كنم و به گفتارشان خردهگيرى نمايم. روى سخن به ديگران است. آنهايى كه چندان بصيرتى در فهم آيات قرآن ندارند، از اين فرمايشات (متشابهات) ممكن است خود را ببازند و از حد خود تجاوز كنند و در تفسير و تأويل كلام الله به فريب نفس گرفتار گردند و گمان كنند به محض فراگرفتن اندازهاى از قواعد عربى مىتوانند بدون تمسك به اخبار آل عصمت(ع) آيات متشابهات را به رأى و سليقه خود تفسير و تأويل كنند و مبتلا به تفسير به رأى منهىعنه گردند.» | «خود را كوچكتر از آن مىدانم كه از دانشمندان عالى انتقاد كنم و به گفتارشان خردهگيرى نمايم. روى سخن به ديگران است. آنهايى كه چندان بصيرتى در فهم آيات قرآن ندارند، از اين فرمايشات (متشابهات) ممكن است خود را ببازند و از حد خود تجاوز كنند و در تفسير و تأويل كلام الله به فريب نفس گرفتار گردند و گمان كنند به محض فراگرفتن اندازهاى از قواعد عربى مىتوانند بدون تمسك به اخبار آل عصمت(ع) آيات متشابهات را به رأى و سليقه خود تفسير و تأويل كنند و مبتلا به تفسير به رأى منهىعنه گردند.» | ||
مفسر در ضمن تفسير، به مباحث كلامى نيز مىپردازد و در مباحثى از قبيل اضلال خداوند، عصمت انبيا، جبر و اختيار، نعمت الهى در آيه '''«انعمت عليهم»''' و... مطالبى را ايراد مىكند؛ بهعنوان مثال، در بحث «ليضل به كثيرا»، بحثى درباره جبر و تفويض مىكند و نظريه اشاعره و معتزله را باطل مىشمارد و گفته معصوم را كه فرمود: «امر بين الامرين» ذكر مىكند و در رد هر مسلك، دليل مىآورد و به آيات قرآن و گفتار معصومان و استدلال عقلى تمسك مىجويد و در اين باره همت ايشان در بيان نظرات و ديدگاههاى شيعه، مشهود است. | مفسر در ضمن تفسير، به مباحث كلامى نيز مىپردازد و در مباحثى از قبيل اضلال خداوند، عصمت انبيا، جبر و اختيار، نعمت الهى در آيه'''«انعمت عليهم»''' و... مطالبى را ايراد مىكند؛ بهعنوان مثال، در بحث «ليضل به كثيرا»، بحثى درباره جبر و تفويض مىكند و نظريه اشاعره و معتزله را باطل مىشمارد و گفته معصوم را كه فرمود: «امر بين الامرين» ذكر مىكند و در رد هر مسلك، دليل مىآورد و به آيات قرآن و گفتار معصومان و استدلال عقلى تمسك مىجويد و در اين باره همت ايشان در بيان نظرات و ديدگاههاى شيعه، مشهود است. | ||
در ذكر صفات و اسماى الهى، به ارتباط عارف با اين اسما يا صفات مىپردازد و در پايان گفتار، درباره حمد و ثنا و شكر و صفات خداوند در اول سوره حمد مىگويد: | در ذكر صفات و اسماى الهى، به ارتباط عارف با اين اسما يا صفات مىپردازد و در پايان گفتار، درباره حمد و ثنا و شكر و صفات خداوند در اول سوره حمد مىگويد: | ||
| خط ۱۲۵: | خط ۹۸: | ||
«اول سوره، بيان حال عارف است از ذكر و فكر و تأمل در اسما و اوصاف جلال و جمال آن فرد بىهمتا و تفكر و تدبر در لطايف صنع و آثار خلقت و اقتدار او تا آنكه سرانجام منتهى گردد به جايى كه خوض مىنمايد در لجه وصول او؛ يعنى واصل مىگردد به رحمت حق تعالى و از اهل مشاهده و عيان مىگردد و گويا او را عيانا مىبيند و شفاها با او سخن مىگويد.»، سپس گفتار ماديين را درباره روح و روان ذكر مىكند و مفصلا پاسخ مىگويد. | «اول سوره، بيان حال عارف است از ذكر و فكر و تأمل در اسما و اوصاف جلال و جمال آن فرد بىهمتا و تفكر و تدبر در لطايف صنع و آثار خلقت و اقتدار او تا آنكه سرانجام منتهى گردد به جايى كه خوض مىنمايد در لجه وصول او؛ يعنى واصل مىگردد به رحمت حق تعالى و از اهل مشاهده و عيان مىگردد و گويا او را عيانا مىبيند و شفاها با او سخن مىگويد.»، سپس گفتار ماديين را درباره روح و روان ذكر مىكند و مفصلا پاسخ مىگويد. | ||
وى گاهى از نظرات فلاسفه بهره مىبرد، | وى گاهى از نظرات فلاسفه بهره مىبرد، مثلاًدر بيان حروف تهجى از گفتار فلاسفه اسلامى، چون [[صدر المتألهين]] و [[بوعلى سينا]] و در توجيه آيه نور از كلام [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]] استفاده كرده است. در بيان اوصاف آتش جهنم، خلاصه كلام [[صدر المتألهين]] را ترجمه مىكند كه امتياز جهنم از ساير آتشها به چند چيز است: | ||
#آن آتش اخروى است، نه دنيوى و به اين حواس درك نمىشود، مگر وقتى كه از اين نشئه تحول نمايد به نشئه قيامت؛ آن وقت مىتوان آتش را به عيناليقين مشاهده نمود؛ چنانچه [چنانكه] الآن علما مشاهده مىكنند آن آتش را به علماليقين و شاهد بر اين مطلب، قول حق تعالى است در سوره تكاثر، آيه 9؛ | #آن آتش اخروى است، نه دنيوى و به اين حواس درك نمىشود، مگر وقتى كه از اين نشئه تحول نمايد به نشئه قيامت؛ آن وقت مىتوان آتش را به عيناليقين مشاهده نمود؛ چنانچه [چنانكه] الآن علما مشاهده مىكنند آن آتش را به علماليقين و شاهد بر اين مطلب، قول حق تعالى است در سوره تكاثر، آيه 9؛ | ||
| خط ۱۳۷: | خط ۱۱۰: | ||
از آنجا كه بخشى از قرآن كريم را آيات احكام تشكيل مىدهد، مؤلف، مثل اكثر نگارندگان تفاسير به اين مباحث نيز پرداخته و آيات فقهى و عبادى را تا حد نياز شرح داده و درباره وظايف انسانها گفتارى را آورده و در صورت لزوم حديثى را نقل و شرح كرده است؛ نمونه گفتارش در آيات احكام را در آيات ارث و صوم (آيه 180 و 182 سوره بقره) مشاهده مىكنيم. | از آنجا كه بخشى از قرآن كريم را آيات احكام تشكيل مىدهد، مؤلف، مثل اكثر نگارندگان تفاسير به اين مباحث نيز پرداخته و آيات فقهى و عبادى را تا حد نياز شرح داده و درباره وظايف انسانها گفتارى را آورده و در صورت لزوم حديثى را نقل و شرح كرده است؛ نمونه گفتارش در آيات احكام را در آيات ارث و صوم (آيه 180 و 182 سوره بقره) مشاهده مىكنيم. | ||
مفسر، در باب وصيت مىنويسد: ظاهرا از جمله «كتب عليكم...»، حكم لزومى برمىآيد و دلالت دارد بر وجوب وصيت كه هر كسى هنگام مردنش اگر مالى دارد بايستى وصيت كند و براى هر يك از پدر و مادر و | مفسر، در باب وصيت مىنويسد: ظاهرا از جمله «كتب عليكم...»، حكم لزومى برمىآيد و دلالت دارد بر وجوب وصيت كه هر كسى هنگام مردنش اگر مالى دارد بايستى وصيت كند و براى هر يك از پدر و مادر و نزدیک ان، سهمى از مال خود را معين نمايد؛ خصوصا به قرينه «حقا على المتقين» كه در آخر آيه ذكر شده، لكن نظر به آياتى كه راجع به ارث رسيده و ورثه معين شده، جمع بين آيات، اينطور مىشود كه نسبت به خويشاوندان حكم وجوبى برداشته مىشود، لكن استحباب آن به حال خود باقى مىماند. | ||
مفسر به گفتار خود ادامه مىدهد و نتيجه مىگيرد كه لازمه آدم متقى اين است كه هنگام مردنش وصيت نمايد براى خويشاوندان خود و آنان را از مال خود محروم ننمايد؛ گرچه، بر او واجب نيست. | مفسر به گفتار خود ادامه مىدهد و نتيجه مىگيرد كه لازمه آدم متقى اين است كه هنگام مردنش وصيت نمايد براى خويشاوندان خود و آنان را از مال خود محروم ننمايد؛ گرچه، بر او واجب نيست. | ||
| خط ۱۴۴: | خط ۱۱۷: | ||
==پانويس == | ==پانويس == | ||
<references /> | <references/> | ||
{{تفاسیر}} | {{تفاسیر}} | ||
{{بانوان دانشور}} | |||
==وابستهها== | |||
{{وابستهها}} | |||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]] | [[رده:اسلام، عرفان، غیره]] | ||
[[رده: تفسیر]] | [[رده: تفسیر]] | ||
[[رده:متون تفاسیر]] | [[رده: متون تفاسیر]] | ||