۱۴۸٬۲۷۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'كرمان' به 'کرمان') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - '.↵↵رده:کتابشناسی' به '. ==وابستهها== {{وابستهها}} رده:کتابشناسی') |
||
| (۳۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات کتاب | |||
| تصویر =NUR10592J1.jpg | |||
| عنوان =تحفه ناصری در تاریخ جغرافیای کردستان | |||
| عنوانهای دیگر = | |||
| پدیدآوران = | |||
[[طبیبی، حشمتالله]] (محقق) | |||
| | |||
| | |||
[[سنندجی، | [[سنندجی، شکرالله]] (نویسنده) | ||
| زبان =فارسی | |||
|زبان | | کد کنگره =DSR 2047 /ر45 س9 | ||
| موضوع = | |||
سنندج - تاریخ | |||
|کد کنگره | |||
|موضوع | |||
کردستان - تاریخ | کردستان - تاریخ | ||
کردستان - جغرافیا | کردستان - جغرافیا | ||
| ناشر = | |||
|ناشر | امير کبير | ||
| مکان نشر =دروازه شمیران - ایران | |||
| سال نشر = 1375 ش | |||
|مکان نشر | |||
|سال نشر | |||
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE10592AUTOMATIONCODE | |||
| چاپ =2 | |||
| شابک =964-00-0216-x | |||
| تعداد جلد =1 | |||
| کتابخانۀ دیجیتال نور =10592 | |||
| کتابخوان همراه نور =10592 | |||
| کد پدیدآور = | |||
| پس از = | |||
| پیش از = | |||
}} | |||
'''تحفه ناصرى'''، تألیف [[سنندجی، شکرالله|شکرالله سنندجی]]، كتابى است به زبان فارسی در تاريخ و جغرافياى كردستان. | |||
نگارش كتاب كه به گفته مؤلف، تاريخ كردستان و مختصرى از جغرافياى اين منطقه را از ابتداى فرمانگذارى ولات محترم بنىاردلان در بردارد، در سال1319ق. (1279ش.) در زمان پادشاهى مظفرالدين ميرزاى قاجار به پايان رسيده است. نویسنده اين كتاب را ابتدا به ابوالقاسم خان ناصرالملك قراگزلو تقديم داشته، از اين رو آن را «تحفه ناصرى» نام نهاده است. | |||
نگارش كتاب كه به گفته | |||
انگيزه نگارش اين كتاب، همچون ساير آثارى كه درباره تاريخ و جغرافياى اين خطه نگاشته شده است، بيشتر ذكر حالات ولات بنىاردلان و نيز جغرافياى مختصر كردستان بوده است. | انگيزه نگارش اين كتاب، همچون ساير آثارى كه درباره تاريخ و جغرافياى اين خطه نگاشته شده است، بيشتر ذكر حالات ولات بنىاردلان و نيز جغرافياى مختصر كردستان بوده است. | ||
| خط ۵۲: | خط ۳۹: | ||
1- | 1-مؤلف در سن هيجده سالگى به عنوان منشى در دستگاه حكومتى كردستان داخل شده و كمتر از سى سال شخصا ناظر بر وقايع جارى اين خطه بوده است. از اين رو نقل وقايع آن روزگار به قلم وى از اهميت ويژهاى برخوردار است. | ||
2- | 2- مؤلف جاى جاى به بيان خصوصيات اخلاقى مردم، به ويژه طبقه اعيان و اشراف و علماى كردستان پرداخته و از جور و تعدى حكام و مباشرين و نابسامانىها اجتماعى و رذايل اخلاقى مردمان همعصر خويش شكايت مىكند. | ||
3-بخشى از كتاب به جغرافياى كردستان و شناخت ايلات و عشاير كرد اختصاص يافته كه خود مفيد فايده بسيار است. | 3-بخشى از كتاب به جغرافياى كردستان و شناخت ايلات و عشاير كرد اختصاص يافته كه خود مفيد فايده بسيار است. | ||
== ساختار == | ==ساختار== | ||
نسخه خطى كتاب عارى از هر نوع نظم و ترتيب و سياق كتابنويسى (فصلبندى و تقسيم موضوعات به عناوين اصلى و فرعى) است. اما مصحح نسخه حاضر در برنامه متن كتاب را به دو بخش اصلى تقسيم كرده و مقدمهاى به همراه پنج مقاله تحقيقى مستند درباره قبايل كرد به رشته تحرير درآورده و در ابتداى كتاب درج كرده است. | |||
نسخه خطى كتاب عارى از هر نوع نظم و ترتيب و سياق كتابنويسى(فصلبندى و تقسيم موضوعات به عناوين اصلى و فرعى) است. اما مصحح نسخه حاضر در برنامه متن كتاب را به دو بخش اصلى تقسيم كرده و مقدمهاى به همراه پنج مقاله تحقيقى مستند درباره قبايل كرد به رشته تحرير درآورده و در ابتداى كتاب درج كرده است. | |||
بخشهاى اصلى كتاب: | بخشهاى اصلى كتاب: | ||
| خط ۷۲: | خط ۵۷: | ||
== گزارش محتوا == | == گزارش محتوا == | ||
در مقاله اول، مصحح به معرفى منشا نژاد كردى و نيز معناى واژه «كرد» پرداخته و به استناد منابعى اين واژه را به معناى نيرومند و پهلوان دانسته است. | در مقاله اول، مصحح به معرفى منشا نژاد كردى و نيز معناى واژه «كرد» پرداخته و به استناد منابعى اين واژه را به معناى نيرومند و پهلوان دانسته است. | ||
در مقاله دوم، به جريان مهاجرت قبايل كرد در هزاره اول قبل از ميلاد اشاره كرده كه در فاصله زمانى نه چندان طولانى از نقاط مختلف | در مقاله دوم، به جريان مهاجرت قبايل كرد در هزاره اول قبل از ميلاد اشاره كرده كه در فاصله زمانى نه چندان طولانى از نقاط مختلف ایران خصوصا از شرق به سوى غرب ایران مهاجرت كرده و در ناحيه وسيعى كه امروزه كردستان ناميده مىشود، استقرار يافتهاند. | ||
مقاله سوم، به زبان مردم كردستان اختصاص يافته و طى آن به ريشه زبان كردى، شعب زبان كردى(شاخه کرمانج شمال، شاخه کرمانج جنوب، شاخه كردى کرمانشاهى، شاخه اورامانى و گورانى)، ادبيات كردى پرداخته شده است. | مقاله سوم، به زبان مردم كردستان اختصاص يافته و طى آن به ريشه زبان كردى، شعب زبان كردى (شاخه کرمانج شمال، شاخه کرمانج جنوب، شاخه كردى کرمانشاهى، شاخه اورامانى و گورانى)، ادبيات كردى پرداخته شده است. | ||
در مقاله چهارم، به دين و مذهب قوم كرد پرداخته شده و يادآورى شده كه تمام طوايف | در مقاله چهارم، به دين و مذهب قوم كرد پرداخته شده و يادآورى شده كه تمام طوايف ایرانى در گذشتههاى بسيار دور تا ظهور اسلام در همه چيز از جمله دين و مذهب متحد و پيرو يك آئين بودهاند و با ظهور دين اسلام در قرن اول هجرى دين اسلام را پذيرفتهاند. در اين مقاله به مذاهب متنوع موجود در اين خطه اشاره شده و مذاهب اهل سنت و جماعت، شيعه، اهل حق و يزيديه معرفى مىگردد. | ||
مقاله پنجم، به موضوع تصوف و عرفان در اين منطقه اختصاص داده شده و از پيدايش تصوف، طريقههاى تصوف در كردستان و ...سخن گفته شده است. | مقاله پنجم، به موضوع تصوف و عرفان در اين منطقه اختصاص داده شده و از پيدايش تصوف، طريقههاى تصوف در كردستان و...سخن گفته شده است. | ||
اما بخشهاى اصلى متن كتاب: | اما بخشهاى اصلى متن كتاب: | ||
بخش نخست داراى سه فصل است: | بخش نخست داراى سه فصل است: مؤلف در فصل اول به معرفى كردستان سنندج، سنندج و ابنيه و جمعيت اين شهر مىپردازد. در فصل دوم به معرفى بلوكات و قصبات كردستان سنندج پرداخته است. در فصل سوم، رودها و كوهها و عشاير كردستان معرفى گرديدهاند. | ||
بخش دوم، نيز داراى سه فصل است. در فصل اول از اين بخش، | بخش دوم، نيز داراى سه فصل است. در فصل اول از اين بخش، مؤلف به بيان شرح حال ولات بنىاردلان و حسب و نسب آنان پرداخته و از كيش و مذهب طوايف كرد ياد مىكند. | ||
در فصل دوم، به دورههاى مختلف حكمرانى طايفه اردلان در كردستان پرداخته شده است و از حكمرانان مختلف اين ناحيه و مدت حكومت ايشان و ...سخن گفته شده است. | در فصل دوم، به دورههاى مختلف حكمرانى طايفه اردلان در كردستان پرداخته شده است و از حكمرانان مختلف اين ناحيه و مدت حكومت ايشان و...سخن گفته شده است. | ||
فصل سوم كتاب، به معرفى ولات كردستان از سال 1284 تا 1319ه.ق اختصاص يافته و با معرفى حكومت ابوالقاسم خان ناصرالملك قراگزلو پايان مىپذيرد. | فصل سوم كتاب، به معرفى ولات كردستان از سال 1284 تا 1319ه.ق اختصاص يافته و با معرفى حكومت ابوالقاسم خان ناصرالملك قراگزلو پايان مىپذيرد. | ||
== | ==وضعیت کتاب== | ||
كتاب؛ مشتمل بر پاورقىها و نيز تعليقات و حواشياى به قلم مصحح، دكتر حشمت الله طبيبى و نيز فهرستهاى ذيل مىباشد: | كتاب؛ مشتمل بر پاورقىها و نيز تعليقات و حواشياى به قلم مصحح، دكتر حشمت الله طبيبى و نيز فهرستهاى ذيل مىباشد: | ||
فهرست اعلام و فهرست منابع و مآخذ حواشى و تعليقات. | فهرست اعلام و فهرست منابع و مآخذ حواشى و تعليقات. | ||
دكتر حشمت الله طبيبى در سال 1305ش. در شهر کرمانشاه به دنيا آمد. درجه ليسانس خود را در رشته الهيات از دانشكده الهيات دانشگاه تهران دريافت كرد و سپس براى ادامه تحصيل عازم كشور فرانسه شد. او فوق ليسانس و دكتراى خود را از دانشگاه سوربن پاريس در رشته جامعهشناسى دينى با درجه ممتاز اخذ نمود. و پس از بازگشت به كشور، ابتدا در سال 1348 همكارى علمى خود را با گروه جامعهشناسى دانشگاه اصفهان آغاز كرد و در سال 1351 به در خواست خودش به دانشكده علوم اجتماع دانشگاه تهران كه در همان سال تأسيس شده بود، راه يافت و با مرتبه استاد يار تمام وقت در گروه آموزشى انسانشناسى اين دانشكده مشغول به كار شد. | دكتر حشمت الله طبيبى در سال 1305ش. در شهر کرمانشاه به دنيا آمد. درجه ليسانس خود را در رشته الهيات از دانشكده الهيات دانشگاه تهران دريافت كرد و سپس براى ادامه تحصيل عازم كشور فرانسه شد. او فوق ليسانس و دكتراى خود را از دانشگاه سوربن پاريس در رشته جامعهشناسى دينى با درجه ممتاز اخذ نمود. و پس از بازگشت به كشور، ابتدا در سال 1348 همكارى علمى خود را با گروه جامعهشناسى دانشگاه اصفهان آغاز كرد و در سال 1351 به در خواست خودش به دانشكده علوم اجتماع دانشگاه تهران كه در همان سال تأسيس شده بود، راه يافت و با مرتبه استاد يار تمام وقت در گروه آموزشى انسانشناسى اين دانشكده مشغول به كار شد. | ||
| خط ۱۰۸: | خط ۸۶: | ||
از آغاز سال تحصيلى 1355 به موجب حكم دانشگاه به سمت مدير گروه آموزشى انسانشناسى منصوب گرديد و تا سال 1376 در اين سمت به انجام وظيفه مشغول بود. در تاريخ 1364/9/4 به درجه دانشيارى نايل گرديد و از تاريخ 1369/6/17 به موجب حكم دانشگاه به عنوان نماينده دانشكده علوم اجتماعى و عضو شوراى انتشارات دانشگاه تهران منصوب گرديد. اين سمت تا پيش از نايل شدن به افتخار بازنشستگى ادامه داشت. | از آغاز سال تحصيلى 1355 به موجب حكم دانشگاه به سمت مدير گروه آموزشى انسانشناسى منصوب گرديد و تا سال 1376 در اين سمت به انجام وظيفه مشغول بود. در تاريخ 1364/9/4 به درجه دانشيارى نايل گرديد و از تاريخ 1369/6/17 به موجب حكم دانشگاه به عنوان نماينده دانشكده علوم اجتماعى و عضو شوراى انتشارات دانشگاه تهران منصوب گرديد. اين سمت تا پيش از نايل شدن به افتخار بازنشستگى ادامه داشت. | ||
ارتقاء به درجه استادى ايشان در جلسه 71/12/11 شوراى هيأت مميز دانشگاه به تصويب | ارتقاء به درجه استادى ايشان در جلسه 71/12/11 شوراى هيأت مميز دانشگاه به تصويب نهایى رسيد، و از آن پس ايشان با درجه استادى به انجام خدمات دانشگاهى خود ادامه داد. | ||
در تاريخ 76/1/1 با درجه استادى به افتخار بازنشستگى نايل شد؛ ولى همكارى علمى خود را با دانشكده تا لحظه وفات قطع نكرد. نياز به وجود ايشان براى مديريت گروه انسانشناسى تا پايان سال تحصيلى گذشته و همچنين نياز به ايشان براى تدريس دروس مردمشناسى در مقطع كارشناسى ارشد موجب گرديد تا همكارى علمى ايشان براى تدريس دروسى چون، تاريخ انديشههاى متفكران مسلمان وجامعهشناسى دينى در مقطع كارشناسى ارشد، تا چند روز پيش از درگذشت وى ادامه داشته باشد. | در تاريخ 76/1/1 با درجه استادى به افتخار بازنشستگى نايل شد؛ ولى همكارى علمى خود را با دانشكده تا لحظه وفات قطع نكرد. نياز به وجود ايشان براى مديريت گروه انسانشناسى تا پايان سال تحصيلى گذشته و همچنين نياز به ايشان براى تدريس دروس مردمشناسى در مقطع كارشناسى ارشد موجب گرديد تا همكارى علمى ايشان براى تدريس دروسى چون، تاريخ انديشههاى متفكران مسلمان وجامعهشناسى دينى در مقطع كارشناسى ارشد، تا چند روز پيش از درگذشت وى ادامه داشته باشد. | ||
| خط ۱۱۹: | خط ۹۷: | ||
1.تحفه ناصرى در تاريخ و جغرافياى كردستان 2.مبانى جامعه شناسى و مردم شناسى ايلات و عشاير 3.مبانى و اصول جامعه شناسى و... | 1.تحفه ناصرى در تاريخ و جغرافياى كردستان 2.مبانى جامعه شناسى و مردم شناسى ايلات و عشاير 3.مبانى و اصول جامعه شناسى و... | ||
== منابع== | ==منابع مقاله== | ||
1- خبرها، نامه علوم اجتماعى، بهار و تابستان 1377، ش11. | 1- خبرها، نامه علوم اجتماعى، بهار و تابستان 1377، ش11. | ||
2- مقدمه مصحح. | 2- مقدمه مصحح. | ||
==وابستهها== | |||
{{وابستهها}} | |||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||