جامع الأفكار و ناقد الأنظار: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ابن‌ سینا، حسین بن عبدالله' به 'ابن سینا، حسین بن عبدالله'
جز (Mhosseini@noornet.net صفحهٔ جامع الافكار و ناقد الانظار را به جامع الأفكار و ناقد الأنظار منتقل کرد)
جز (جایگزینی متن - 'ابن‌ سینا، حسین بن عبدالله' به 'ابن سینا، حسین بن عبدالله')
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات کتاب
{{جعبه اطلاعات کتاب
| تصویر =NUR03669J1.jpg
| تصویر =NUR03669J1.jpg
| عنوان =جامع الافکار و ناقد الانظار
| عنوان =جامع الأفكار و ناقد الأنظار
| عنوان‌های دیگر =
| عنوان‌های دیگر =
| پدیدآوران =  
| پدیدآوران =  
خط ۲۶: خط ۲۶:
| شابک =964-5616-70-7
| شابک =964-5616-70-7
| تعداد جلد =2
| تعداد جلد =2
| کتابخانۀ دیجیتال نور =
| کتابخانۀ دیجیتال نور =03669
| کتابخوان همراه نور =03669
| کتابخوان همراه نور =03669
| کد پدیدآور =
| کد پدیدآور =
خط ۳۴: خط ۳۴:
}}
}}


'''جامع الافكار و ناقد الانظار'''، تألیف [[نراقی، مهدی بن ابی‌ذر|محمدمهدی نراقی]]، مفصل‌ترين و كامل‌ترين كتاب ایشان می‌باشد كه دربارۀ توحيد نوشته شده است. نراقى اين كتاب را در سال 1193ق؛ يعنى در اوج اقتدار علمى و توان نويسندگى خود نگاشته است، از اين‌رو آراء حكماء و متكلمين متقدم؛ همچون [[فارابی، محمد بن محمد|فارابى]]، شيخ و [[بهمنیار بن مرزبان|بهمنيار]]، [[سهروردی، یحیی بن حبش|شيخ اشراق]]، خواجۀ طوسى، [[قوشچی، علی بن محمد|قوشجى]]، خضرى و نسفى را مورد نقد و بررسى قرار داده است.
'''جامع الأفكار و ناقد الأنظار'''، تألیف [[نراقی، مهدی بن ابی‌ذر|محمدمهدی نراقی]]، مفصل‌ترين و كامل‌ترين كتاب ایشان می‌باشد كه دربارۀ توحيد نوشته شده است. نراقى اين كتاب را در سال 1193ق؛ يعنى در اوج اقتدار علمى و توان نويسندگى خود نگاشته است، از اين‌رو آراء حكماء و متكلمين متقدم؛ همچون [[فارابی، محمد بن محمد|فارابى]]، شيخ و [[بهمنیار بن مرزبان|بهمنيار]]، [[سهروردی، یحیی بن حبش|شيخ اشراق]]، خواجۀ طوسى، [[قوشچی، علی بن محمد|قوشجى]]، خضرى و نسفى را مورد نقد و بررسى قرار داده است.


او گرچه در كتاب خود به تفصيل سخن گفته، اما مسائلى باعث شده‌اند در مباحث پايانى كتاب، از نقل و بررسى اقوال ديگران چشم‌پوشى كند.
او گرچه در كتاب خود به تفصيل سخن گفته، اما مسائلى باعث شده‌اند در مباحث پايانى كتاب، از نقل و بررسى اقوال ديگران چشم‌پوشى كند.
خط ۱۲۲: خط ۱۲۲:
به طورى كه 330 صفحه از كتاب تنها به بحث قدرت اختصاص يافته است و 350 صفحۀ آن به بحث علم پرداخته است. اين دو بحث به تنهايى حدود 60 درصد از حجم كتاب را دربر گرفته و از بقيۀ صفات ثبوتيه و صفات سلبيه تنها در 250 صفحه بحث شده است. شايد اين ناهمگونى معلول مصائبى است كه مؤلف به آنها گرفتار شده است و در خاتمه به آنها اشاره مى‌كند «و قد وقع اتمامه فى اول يوم من شهر الربيع‌الاول من شهور سنة 1193 من الهجرة المبارکة النبوية و قد كان ذلك عند تراكم الهموم و الاحزان و تفاقم الغموم و الاشجان و فرط الملال و ضيق البال من هجوم المصائب و المحن و تواتر النوائب و الفتن...»[1]
به طورى كه 330 صفحه از كتاب تنها به بحث قدرت اختصاص يافته است و 350 صفحۀ آن به بحث علم پرداخته است. اين دو بحث به تنهايى حدود 60 درصد از حجم كتاب را دربر گرفته و از بقيۀ صفات ثبوتيه و صفات سلبيه تنها در 250 صفحه بحث شده است. شايد اين ناهمگونى معلول مصائبى است كه مؤلف به آنها گرفتار شده است و در خاتمه به آنها اشاره مى‌كند «و قد وقع اتمامه فى اول يوم من شهر الربيع‌الاول من شهور سنة 1193 من الهجرة المبارکة النبوية و قد كان ذلك عند تراكم الهموم و الاحزان و تفاقم الغموم و الاشجان و فرط الملال و ضيق البال من هجوم المصائب و المحن و تواتر النوائب و الفتن...»[1]


2-برهانى بودن شيوۀ نراقى: مؤلف در اكثر مباحث و موضوعات براى اثبات مطالب به برهان استناد نموده است. او بيش از همۀ روش‌هاى فلسفى به روش مشاء تمايل دارد و از [[ابن‌سینا، حسین بن عبدالله|شيخ الرئيس]] و پيروان او مطالب بيشترى نقل مى‌كند و از آنها با القابى فاخر ياد مى‌نمايد.
2-برهانى بودن شيوۀ نراقى: مؤلف در اكثر مباحث و موضوعات براى اثبات مطالب به برهان استناد نموده است. او بيش از همۀ روش‌هاى فلسفى به روش مشاء تمايل دارد و از [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شيخ الرئيس]] و پيروان او مطالب بيشترى نقل مى‌كند و از آنها با القابى فاخر ياد مى‌نمايد.


3-عدم توجه به حكمت متعاليه: گرچه نراقى بعد از [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدر المتألهين]] مى‌زيست و از آراء و عقائد او هم اطلاع داشت؛ ولى كمتر از ديگر حكما به اين حكيم توجه داشته است.
3-عدم توجه به حكمت متعاليه: گرچه نراقى بعد از [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدر المتألهين]] مى‌زيست و از آراء و عقائد او هم اطلاع داشت؛ ولى كمتر از ديگر حكما به اين حكيم توجه داشته است.