آراء مربیان بزرگ مسلمان در باره تربیت کودک: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    بدون خلاصۀ ویرایش
    بدون خلاصۀ ویرایش
    خط ۱: خط ۱:
    {{جعبه اطلاعات کتاب
    {{جعبه اطلاعات کتاب
    | تصویر = NUR19204J1.jpg
    | تصویر = NUR19204J1.jpg
    | عنوان = آراء مربيان بزرگ مسلمان دربارۀ تربيت كودك (ابن سينا‌، غزالى و خواجه نصير الدين طوسى)  
    | عنوان = آراء مربیان بزرگ مسلمان دربارۀ تربیت کودک (ابن سینا‌، غزالى و خواجه نصیر الدین طوسى)  
    | عنوان‌های دیگر =  
    | عنوان‌های دیگر =  
    |پدیدآورندگان  
    |پدیدآورندگان  
    خط ۹: خط ۹:
    | زبان = فارسی
    | زبان = فارسی
    | کد کنگره = ‏‎‏/‎‏ع‎‏6‎‏آ‎‏4 / 769 ‏HQ‎‏  
    | کد کنگره = ‏‎‏/‎‏ع‎‏6‎‏آ‎‏4 / 769 ‏HQ‎‏  
    | موضوع = کودکان - سرپرستي
    | موضوع = کودکان - سرپرستی، آموزش و پرورش کودکان، تربیت خانوادگی (اسلام)، والدین و کودک، اسلام و آموزش و پرورش
    آموزش و پرورش کودکان
    تربيت خانوادگي (اسلام)
    والدين و کودک
    اسلام و آموزش و پرورش
    |ناشر  
    |ناشر  
    | ناشر = مدرسه
    | ناشر = مدرسه
    خط ۳۲: خط ۲۸:




    '''آراء مربيان بزرگ مسلمان دربارۀ تربيت كودك (ابن سينا‌، غزالى و خواجه نصير الدين طوسى)''' [[نوشته محمد عطاران]] است‌. اين اثر‌، در اصل‌، پايان‌نامه كارشناسى ارشد نگارنده است و در آن كوشش شده است برخى نگرش های تربيتى [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سينا‌]]، [[غزالى]] و [[نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد|خواجه نصیر]] دربارۀ كودك بررسى شود‌.
    '''آراء مربیان بزرگ مسلمان دربارۀ تربیت کودک (ابن سینا‌، غزالى و خواجه نصیر الدین طوسى)''' [[نوشته محمد عطاران]] است‌. این اثر‌، در اصل‌، پایان‌نامه کارشناسى ارشد نگارنده است و در آن کوشش شده است برخى نگرش های تربیتى [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سینا‌]]، [[غزالى]] و [[نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد|خواجه نصیر]] دربارۀ کودک بررسى شود‌.  


    نگارنده در پى كشف و بيان اصول تعليم و تربيت از نگاه اين مربيان است‌، وى مى‌خواهد اين اصول به گونه‌ای نظامدار‌، طرح شوند و كارش دربردارندۀ مدخل‌هايى باشد كه امروزه در كتاب های تعليم و تربيت بدان‌ها عنايت است‌.  
    نگارنده در پى کشف و بیان اصول تعلیم و تربیت از نگاه این مربیان است‌، وى مى‌خواهد این اصول به گونه‌ای نظامدار‌، طرح شوند و کارش دربردارندۀ مدخل‌هایى باشد که امروزه در کتاب های تعلیم و تربیت بدان‌ها عنایت است‌.  


    خواست ديگر نويسنده‌، شرح مبانى اسلامى انديشه‌ های تربيتى اين سه نفر است چه‌، وى گمان مى‌كند آنان در جامع های زيسته‌اند كه بر سر آن آبشار وحى پرتوافشانى مى‌كرده است(ص 8‌- 9)‌.  
    خواست دیگر نویسنده‌، شرح مبانى اسلامى اندیشه‌ های تربیتى این سه نفر است چه‌، وى گمان مى‌کند آنان در جامع های زیسته‌اند که بر سر آن آبشار وحى پرتوافشانى مى‌کرده است(ص 8‌- 9)‌.  


    نگارنده‌، گاه از ديدگاه‌های برخى ديگر مربيان مسلمان و نيز پار های غربيان معاصر هم ياد كرده است‌. او از اين كار‌، جامعيت كتاب و ايجاد زمينه مقايسه ميان ديدگاهها و نيز نشان دادن نقاط‍‌ ضعف و قوت نگرش های تربيتى بو على‌، غزالى و خواجه را خواسته است‌. كتاب از پيشگفتار و چهار جستار برآمده است‌.  
    نگارنده‌، گاه از دیدگاه‌های برخى دیگر مربیان مسلمان و نیز پار های غربیان معاصر هم یاد کرده است‌. او از این کار‌، جامعیت کتاب و ایجاد زمینه مقایسه میان دیدگاهها و نیز نشان دادن نقاط‍‌ ضعف و قوت نگرش های تربیتى بو على‌، غزالى و خواجه را خواسته است‌. کتاب از پیشگفتار و چهار جستار برآمده است‌.  


    1‌- اهميت دوران كودكى‌: انسان‌- چون ديگر پديده‌ها‌- پيوسته دگرگون مى‌شود‌؛ بنابراين زندگى او داراى چند دوره است‌. هر دوره متأثر از دوران پيش از خود است همچنان‌كه در دوره‌ های پس از خود مؤثر مى‌افتد‌. يكى از مهمترين دوره‌‌های زندگى آدمى‌، كودكى است كه زيربناى آينده و شخصيت او به‌شمار مى‌آيد‌. اين امر بيان اهميت كودكى و لزوم توجه هرچه بيشتر بدان است‌.  
    1‌- اهمیت دوران کودکى‌: انسان‌- چون دیگر پدیده‌ها‌- پیوسته دگرگون مى‌شود‌؛ بنابراین زندگى او داراى چند دوره است‌. هر دوره متأثر از دوران پیش از خود است همچنان‌که در دوره‌ های پس از خود مؤثر مى‌افتد‌. یکى از مهمترین دوره‌‌های زندگى آدمى‌، کودکى است که زیربناى آینده و شخصیت او به‌شمار مى‌آید‌. این امر بیان اهمیت کودکى و لزوم توجه هرچه بیشتر بدان است‌.  


    در دوران معاصر‌، توجه به كودك چنان بالا گرفت كه همه مكتب های روان‌شناختى‌، دربارۀ كودك‌، پر سروصداترين مطالعات را كردند‌، و كسانى چون ماريا مونتسورى irossetnoM. M (1952‌- 1870) پيش‌بينى كردند قرن بيستم‌، قرن كودكان باشد و مهمترين ويژگى تربيت نوين را احترام به شخصيت كودك دانستند‌.  
    در دوران معاصر‌، توجه به کودک چنان بالا گرفت که همه مکتب های روان‌شناختى‌، دربارۀ کودک‌، پر سروصداترین مطالعات را کردند‌، و کسانى چون ماریا مونتسورى irossetnoM. M (1952‌- 1870) پیش‌بینى کردند قرن بیستم‌، قرن کودکان باشد و مهمترین ویژگى تربیت نوین را احترام به شخصیت کودک دانستند‌.  


    اين رويكرد احترام‌مدار به كودك‌، اگر براى غرب تازه باشد‌، براى جهان اسلام تازگى ندارد‌. شاهدم گذشته از نكته‌ های فراوان تربيتى آمده در متون تاريخ‌، ادب‌، حديث‌، و اخلاق كتاب‌های تربيتى مسلمانان است كه دست‌كم از قرن سوم بر جاى مانده است‌. نگارنده چون بدينجا مى‌رسد‌، از برخى مربيان بزرگ مسلمان و آثار تربيتى آنان به كوتاهى ياد مى‌كند و در پايان اندكى به زندگى و آثار بو على‌، غزالى و خواجه مى‌پردازد‌.  
    این رویکرد احترام‌مدار به کودک‌، اگر براى غرب تازه باشد‌، براى جهان اسلام تازگى ندارد‌. شاهدم گذشته از نکته‌ های فراوان تربیتى آمده در متون تاریخ‌، ادب‌، حدیث‌، و اخلاق کتاب‌های تربیتى مسلمانان است که دست‌کم از قرن سوم بر جاى مانده است‌. نگارنده چون بدینجا مى‌رسد‌، از برخى مربیان بزرگ مسلمان و آثار تربیتى آنان به کوتاهى یاد مى‌کند و در پایان اندکى به زندگى و آثار بو على‌، غزالى و خواجه مى‌پردازد‌.  


    2‌- ويژگي های روانى كودك‌: بحث تربيت‌پذيرى و پيوند آن با سرشت انسان بهانه‌ای است براى بررسى اجمالى چهار ديدگاه دربارۀ طبيعت آدمى و آشنايى اجمالى با نظر رواقيان‌، جالينوس‌، مسيحيان قرون وسطى‌، غرب پس از رنسانس‌، خواجه و غزالى‌.
    2‌- ویژگی های روانى کودک‌: بحث تربیت‌پذیرى و پیوند آن با سرشت انسان بهانه‌ای است براى بررسى اجمالى چهار دیدگاه دربارۀ طبیعت آدمى و آشنایى اجمالى با نظر رواقیان‌، جالینوس‌، مسیحیان قرون وسطى‌، غرب پس از رنسانس‌، خواجه و غزالى‌.  


    ديدگاه غزالى در اين‌باره در نگاه نخست شايد متناقض نمايد‌؛ اما جستجوى بيشتر در نوشته‌ های او نشان مى‌دهد كه چنين نيست و حتى آراى او آبشخور وحيانى دارد‌. پس از اشاره به سرشت انسان‌، سخن از قواى نفسانى اوست‌. افلاطون و به پيروى او بيشتر حكيمان مسلمان‌، برآنند كه نفس را سه قوه است‌: عاقله‌، غضبيه و شهويه‌. ديدگاه بو على‌، غزالى و خواجه نيز چنين است‌. چون با رويكرد تربيتى به اين سه نيرو بنگريم‌- چنانكه غزالى گفته است‌- خواهيم ديد كه هدف تربيت‌، ايجاد اعتدال ميان آن‌هاست تا از اين راه‌، چهار فضيلت مادر‌؛ يعنى‌،  حكمت‌، شجاعت‌، عفت و عدل برآيد‌.  
    دیدگاه غزالى در این‌باره در نگاه نخست شاید متناقض نماید‌؛ اما جستجوى بیشتر در نوشته‌ های او نشان مى‌دهد که چنین نیست و حتى آراى او آبشخور وحیانى دارد‌. پس از اشاره به سرشت انسان‌، سخن از قواى نفسانى اوست‌. افلاطون و به پیروى او بیشتر حکیمان مسلمان‌، برآنند که نفس را سه قوه است‌: عاقله‌، غضبیه و شهویه‌. دیدگاه بو على‌، غزالى و خواجه نیز چنین است‌. چون با رویکرد تربیتى به این سه نیرو بنگریم‌- چنانکه غزالى گفته است‌- خواهیم دید که هدف تربیت‌، ایجاد اعتدال میان آن‌هاست تا از این راه‌، چهار فضیلت مادر‌؛ یعنى‌، حکمت‌، شجاعت‌، عفت و عدل برآید‌.  


    ميان رشد روانى كودك با اين سه نيرو‌، پيوندى هست به اين معنا كه اين رشد با پيدايش قوه شهوى آغاز مى‌شود به قوه غضبى مى‌رسد و به قوه عاقله مى‌انجامد بو على‌، غزالى و خواجه‌- همسان ديگر فيلسوفان تربيتى مسلمان‌- اين پيوند و روند را پذيرفته‌اند‌.  
    میان رشد روانى کودک با این سه نیرو‌، پیوندى هست به این معنا که این رشد با پیدایش قوه شهوى آغاز مى‌شود به قوه غضبى مى‌رسد و به قوه عاقله مى‌انجامد بو على‌، غزالى و خواجه‌- همسان دیگر فیلسوفان تربیتى مسلمان‌- این پیوند و روند را پذیرفته‌اند‌.  


    3‌- كودكى‌، مرحله تكوين عادت‌: از آنچه نويسنده آن را تعريف تربيت از نگاه غزالى مى‌خواند(ص 36)‌، برمى‌آيد كه هدف تربيت‌، ايجاد خوى خوش است‌. غزالى و خواجه‌، راه رسيدن به اين هدف را ايجاد عادت مى‌دانند‌؛ بنابراين ديدگاه‌، تربيت پى‌نهاده بر عادت است و مى‌توان آن را فن تشكيل عادت خوانده‌. دانشمندان مسلمان از جمله غزالى و خواجه‌، كودكى را دوره تكوين عادت شمارده‌اند و كوتاهى در پرورش عادت های نيك را مايه فساد تربيت كودك دانسته‌اند‌.  
    3‌- کودکى‌، مرحله تکوین عادت‌: از آنچه نویسنده آن را تعریف تربیت از نگاه غزالى مى‌خواند(ص 36)‌، برمى‌آید که هدف تربیت‌، ایجاد خوى خوش است‌. غزالى و خواجه‌، راه رسیدن به این هدف را ایجاد عادت مى‌دانند‌؛ بنابراین دیدگاه‌، تربیت پى‌نهاده بر عادت است و مى‌توان آن را فن تشکیل عادت خوانده‌. دانشمندان مسلمان از جمله غزالى و خواجه‌، کودکى را دوره تکوین عادت شمارده‌اند و کوتاهى در پرورش عادت های نیک را مایه فساد تربیت کودک دانسته‌اند‌.  


    دانشمندان مسلمان‌، در يكى انگاشتن تربيت و عادت‌، از ارسطو پيروى كرده‌اند‌. ارسطو نخستين كسى است كه عادت را توجيه روان‌شناختى كرده است‌. وى تربيت را ايجاد فضايل دانسته است‌؛ فضيلت يا عقلانى است و يا اخلاقى‌؛ فضيلت عقلانى دست آورد آموزش است و فضيلت اخلاقى برآمد عادت مى‌باشد‌. ارسطو عادت را پى‌نهاد تربيت دانسته است و از همين‌روست كه كودكى از نگاه او بسيار بااهميت است‌. وى به تربيت از راه عمل باور داشته است‌.  
    دانشمندان مسلمان‌، در یکى انگاشتن تربیت و عادت‌، از ارسطو پیروى کرده‌اند‌. ارسطو نخستین کسى است که عادت را توجیه روان‌شناختى کرده است‌. وى تربیت را ایجاد فضایل دانسته است‌؛ فضیلت یا عقلانى است و یا اخلاقى‌؛ فضیلت عقلانى دست آورد آموزش است و فضیلت اخلاقى برآمد عادت مى‌باشد‌. ارسطو عادت را پى‌نهاد تربیت دانسته است و از همین‌روست که کودکى از نگاه او بسیار بااهمیت است‌. وى به تربیت از راه عمل باور داشته است‌.  
    ابن سينا عادت را تعريف كرده است‌. غزالى هم به عادت پرداخته است‌. در روان‌شناسى معاصر نيز برخى كسان‌- مانند ويليام جيمز semaJ mailliW ‌- از نظريۀ عادت دفاع كرده‌اند‌.  
    ابن سینا عادت را تعریف کرده است‌. غزالى هم به عادت پرداخته است‌. در روان‌شناسى معاصر نیز برخى کسان‌- مانند ویلیام جیمز semaJ mailliW ‌- از نظریۀ عادت دفاع کرده‌اند‌.  
    در برابر اين ديدگاه‌، نگرش كسانى چون افلاطون و سقراط‍‌ است كه بشدت با عادت دادن مخالفند‌. اينان تربيت را بر نهاده بر دانش و خرد مى‌دانند‌. برخى ديگر‌، تربيت را رشد قوه قضاوت در كودك مى‌شمارند‌، از نگاه اينان از آنجا كه عادت‌، فاقد عنصر عقلانى است نبايد پى‌نهاد تربيت باشد‌. سهل است گروهى ديگر‌، تربيت را فن پيشگيرى از تشكيل عادت خوانده‌اند‌؛ كانت tnaK و روسو uaessuoR ‌، از اينهايند‌.  
    در برابر این دیدگاه‌، نگرش کسانى چون افلاطون و سقراط‍‌ است که بشدت با عادت دادن مخالفند‌. اینان تربیت را بر نهاده بر دانش و خرد مى‌دانند‌. برخى دیگر‌، تربیت را رشد قوه قضاوت در کودک مى‌شمارند‌، از نگاه اینان از آنجا که عادت‌، فاقد عنصر عقلانى است نباید پى‌نهاد تربیت باشد‌. سهل است گروهى دیگر‌، تربیت را فن پیشگیرى از تشکیل عادت خوانده‌اند‌؛ کانت tnaK و روسو uaessuoR ‌، از اینهایند‌.  


    نظريه حس تكليف در فلسفه اخلاق كانت‌، بخوبى اين ديدگاه را مى‌رساند‌. از نگاه او هدف تربيت‌، ايجاد عادت نيست‌؛ بل پرورش انسانى است كه از روى اراده و عقل و از سر تكليف عمل كند‌. او تلاش براى عادت دادن كودك را پرخطر مى‌داند‌.  
    نظریه حس تکلیف در فلسفه اخلاق کانت‌، بخوبى این دیدگاه را مى‌رساند‌. از نگاه او هدف تربیت‌، ایجاد عادت نیست‌؛ بل پرورش انسانى است که از روى اراده و عقل و از سر تکلیف عمل کند‌. او تلاش براى عادت دادن کودک را پرخطر مى‌داند‌.  


    در برابر اين ديدگاه‌، ديدگاه ديگرى است كه مى‌گويد كودك تا به مرحله تفكر انتزاعى نرسد‌، نمى‌تواند با مسائل اخلاقى و تربيتى‌، برخورد عقلانى داشته باشد‌؛ تفصيل اين مدعا را در نظرات فرويد duerF. S ‌، بالبى yblwoB ‌، هارلو wolraH و هب bbeH مى‌توان يافت‌. در آراى پياژه tegaiP. J و كولبرگ groblhoK نيز اشاراتى است به اينكه كودك قوه شناختى كافى ندارد تا بتواند تربيتى پى‌نهاده بر تعقل داشته باشد‌.
    در برابر این دیدگاه‌، دیدگاه دیگرى است که مى‌گوید کودک تا به مرحله تفکر انتزاعى نرسد‌، نمى‌تواند با مسائل اخلاقى و تربیتى‌، برخورد عقلانى داشته باشد‌؛ تفصیل این مدعا را در نظرات فروید duerF. S ‌، بالبى yblwoB ‌، هارلو wolraH و هب bbeH مى‌توان یافت‌. در آراى پیاژه tegaiP. J و کولبرگ groblhoK نیز اشاراتى است به اینکه کودک قوه شناختى کافى ندارد تا بتواند تربیتى پى‌نهاده بر تعقل داشته باشد‌.  


    موريس دبس essebeD. M نيز مانند غزالى و خواجه‌، تربيت عقلانى كودك را ناشدنى مى‌داند‌. حاصل آنكه‌، تربيت عقلانى و تربيت به معناى رشد قوه قضاوت از آن دوره‌ های پس از كودكى است‌.  
    موریس دبس essebeD. M نیز مانند غزالى و خواجه‌، تربیت عقلانى کودک را ناشدنى مى‌داند‌. حاصل آنکه‌، تربیت عقلانى و تربیت به معناى رشد قوه قضاوت از آن دوره‌ های پس از کودکى است‌.  


    بر همين اساس‌، گروهى در برابر سقراط‍‌ و افلاطون ايستاده‌اند كه‌، دانش و خرد‌، براى كودك بس نيست‌، بايد كودك عادت كند چه‌، بسيار مى‌شود كه كودك مى‌داند‌؛ اما جز آن مى‌كند‌؛ يعنى‌، شناخت خوبيها و بديها به الزام به خوب‌رفتارى و وانهادن بديها در كودك نمى‌انجامد‌.  
    بر همین اساس‌، گروهى در برابر سقراط‍‌ و افلاطون ایستاده‌اند که‌، دانش و خرد‌، براى کودک بس نیست‌، باید کودک عادت کند چه‌، بسیار مى‌شود که کودک مى‌داند‌؛ اما جز آن مى‌کند‌؛ یعنى‌، شناخت خوبیها و بدیها به الزام به خوب‌رفتارى و وانهادن بدیها در کودک نمى‌انجامد‌.  


    ديدگاه ديگرى نيز هست كه مى‌تواند جمع نظر طرفداران و مخالفان عادت باشد‌؛ بر اساس اين ديدگاه‌، عادت افزايش علم است‌. علامه طباطبايى بر آن است كه عادت جز علم نيست‌.آنان كه گفته‌اند عادت با اراده نمى‌سازد‌، بايد توجه كنند كه دوگونه عادت داريم‌:  
    دیدگاه دیگرى نیز هست که مى‌تواند جمع نظر طرفداران و مخالفان عادت باشد‌؛ بر اساس این دیدگاه‌، عادت افزایش علم است‌. علامه طباطبایى بر آن است که عادت جز علم نیست‌.آنان که گفته‌اند عادت با اراده نمى‌سازد‌، باید توجه کنند که دوگونه عادت داریم‌:  


    فعلى و انفعالى‌. در عادت فعلى‌، انسان متأثر از عوامل بيرونى نيست و كار را در پى بازكرد و تمرين بهتر به‌جا مى‌آورد‌. برخلاف عادت انفعالى كه در آن‌، انسان برانگيخته از عوامل بيرونى است و ميان او و عاداتش چنان انسى ايجاد مى‌شود كه بگون های اسارت مى‌انجامد‌.  
    فعلى و انفعالى‌. در عادت فعلى‌، انسان متأثر از عوامل بیرونى نیست و کار را در پى بازکرد و تمرین بهتر به‌جا مى‌آورد‌. برخلاف عادت انفعالى که در آن‌، انسان برانگیخته از عوامل بیرونى است و میان او و عاداتش چنان انسى ایجاد مى‌شود که بگون های اسارت مى‌انجامد‌.  


    4‌- شيوه‌ های تكوين عادت در كودك‌: اين روشها‌، همان روش های تربيت است‌. يكى از اين روشها تشويق است‌. تشويق برنهاده بر اصل خوددوستى انسان است‌. اين روش در آراى غزالى‌، بو على و خواجه آمده است‌. امروزه تحقيقات گسترد های دربارۀ تشويق شده و بخوبى نشان داده است كه تشويق در يادگيرى كودك مؤثر است‌.  
    4‌- شیوه‌ های تکوین عادت در کودک‌: این روشها‌، همان روش های تربیت است‌. یکى از این روشها تشویق است‌. تشویق برنهاده بر اصل خوددوستى انسان است‌. این روش در آراى غزالى‌، بو على و خواجه آمده است‌. امروزه تحقیقات گسترد های دربارۀ تشویق شده و بخوبى نشان داده است که تشویق در یادگیرى کودک مؤثر است‌.  


    گاه از متربى رفتارى نابهنجار سرمى‌زند‌، چه بايد كرد؟راه نخست تغافل است چنانكه على(ع)‌، غزالى و خواجه گفته‌اند‌. در مرحله بعد جاى پند است‌؛ اما نه چنان‌كه حرمت كودك شكسته شود و يا گستاخ گردد‌. بو على و غزالى راه سوم را ترساندن و گوشمالى دانسته‌اند‌. نخست بايد كودك را ترساند‌. اگر سود نداشت مى‌توان به گوشمالى كه واپسين چاره است روى كرد‌. با اين حال‌، مربيان ما هماره توصيه كرده‌اند از سخت‌گيرى به كودك پرهيز شود‌.  
    گاه از متربى رفتارى نابهنجار سرمى‌زند‌، چه باید کرد؟راه نخست تغافل است چنانکه على(ع)‌، غزالى و خواجه گفته‌اند‌. در مرحله بعد جاى پند است‌؛ اما نه چنان‌که حرمت کودک شکسته شود و یا گستاخ گردد‌. بو على و غزالى راه سوم را ترساندن و گوشمالى دانسته‌اند‌. نخست باید کودک را ترساند‌. اگر سود نداشت مى‌توان به گوشمالى که واپسین چاره است روى کرد‌. با این حال‌، مربیان ما هماره توصیه کرده‌اند از سخت‌گیرى به کودک پرهیز شود‌.  


    گوشمالى براى تربيت‌، مخالف و موافق دارد و هريك براى دفاع از ديدگاه خود بر مبانى نظرى تكيه دارند‌. مربيان مسلمان براى گوشمالى كودك‌، شرايطى برشمارده‌اند كه بايد رعايت شود‌.  
    گوشمالى براى تربیت‌، مخالف و موافق دارد و هریک براى دفاع از دیدگاه خود بر مبانى نظرى تکیه دارند‌. مربیان مسلمان براى گوشمالى کودک‌، شرایطى برشمارده‌اند که باید رعایت شود‌.  


    5‌- عوامل تربيت‌: مربيان مسلمان‌، وراثت‌، تغذيه‌، خانواده‌، معلم‌، مدرسه و همنشينان را عوامل تربيت شمارده‌اند‌. دربارۀ وراثت و تأثير آن در تربيت بسيار تحقيق شده‌؛ اما همداستانى دست نداده است چه‌، برخى روان‌شناسان چون آيزنك kcnessyE ‌، برآنند كه 2/3 ويژگي های شخصيتى ارثى است و برخى رفتارگرايان مانند واتسون nostaW ‌، معتقدند وراثت در تعيين هويت آدمى بى‌اثر است‌.  
    5‌- عوامل تربیت‌: مربیان مسلمان‌، وراثت‌، تغذیه‌، خانواده‌، معلم‌، مدرسه و همنشینان را عوامل تربیت شمارده‌اند‌. دربارۀ وراثت و تأثیر آن در تربیت بسیار تحقیق شده‌؛ اما همداستانى دست نداده است چه‌، برخى روان‌شناسان چون آیزنک kcnessyE ‌، برآنند که 2/3 ویژگی های شخصیتى ارثى است و برخى رفتارگرایان مانند واتسون nostaW ‌، معتقدند وراثت در تعیین هویت آدمى بى‌اثر است‌.  


    در ميان متفكران مسلمان‌، به توارث توجه بسيار شده است و اين مقوله مخالف و موافقانى داشته است كه خواجه در اخلاق ناصرى به ديدگاه آنان پرداخته است‌. غزالى هم از توارث ياد كرده است‌. وى بر آن است كه با تربيت مى‌توان آفرينش ارثى را دگرگون كرد‌.  
    در میان متفکران مسلمان‌، به توارث توجه بسیار شده است و این مقوله مخالف و موافقانى داشته است که خواجه در اخلاق ناصرى به دیدگاه آنان پرداخته است‌. غزالى هم از توارث یاد کرده است‌. وى بر آن است که با تربیت مى‌توان آفرینش ارثى را دگرگون کرد‌.  


    در تربيت اسلامى‌، به تأثير تغذيه در تربيت بسيار توجه شده است‌. تغذيه داراى آثار بدنى و روانى است‌. مربى و متربى از حرامخورى منع شده‌اند‌. بايد به تغذيۀ كودك خوب عنايت داشت و به ويژگيهايى كه براى دايه برشمارده‌اند نيك توجه كرد‌.  
    در تربیت اسلامى‌، به تأثیر تغذیه در تربیت بسیار توجه شده است‌. تغذیه داراى آثار بدنى و روانى است‌. مربى و متربى از حرامخورى منع شده‌اند‌. باید به تغذیۀ کودک خوب عنایت داشت و به ویژگیهایى که براى دایه برشمارده‌اند نیک توجه کرد‌.  


    خانواده‌، عامل ديگرى است كه بو على‌، خواجه و غزالى بدان پرداخته‌اند‌. بو على نقش اصلى تربيت را از آن پدر دانسته است‌. خواجه هم به اين نكته پرداخته است‌. از ديد اينان مادر در تربيت جسمى كودك نقش بيشترى دارد‌؛ اما بخش اعظم تربيت با پدر است‌.  
    خانواده‌، عامل دیگرى است که بو على‌، خواجه و غزالى بدان پرداخته‌اند‌. بو على نقش اصلى تربیت را از آن پدر دانسته است‌. خواجه هم به این نکته پرداخته است‌. از دید اینان مادر در تربیت جسمى کودک نقش بیشترى دارد‌؛ اما بخش اعظم تربیت با پدر است‌.  


    اهميت معلم و مدرسه‌، از ديرباز مورد توجه مربيان مسلمان بوده است‌. آنان با توجه به تقليدپذيرى كودك و تأثير مستقيم و غيرمستقيم معلم بر او‌، براى معلم ويژگيهايى برشمارده‌اند كه در آثار تربيتى غزالى‌، خواجه‌، بو على و ديگران آمده است‌. مربيان ما از آموزش انفرادى بازداشته‌اند و در همان حال ضرورت شناخت استعدادها و رعايت تفاوت های فردى فراگيران را گوشزد كرده‌اند و حتى به نكته بسيار مهم سنجش استعداد فراگير پيش از آموزش توجه كرده‌اند چنانكه بو على در تدابير المنازل بدان پرداخته است‌.  
    اهمیت معلم و مدرسه‌، از دیرباز مورد توجه مربیان مسلمان بوده است‌. آنان با توجه به تقلیدپذیرى کودک و تأثیر مستقیم و غیرمستقیم معلم بر او‌، براى معلم ویژگیهایى برشمارده‌اند که در آثار تربیتى غزالى‌، خواجه‌، بو على و دیگران آمده است‌. مربیان ما از آموزش انفرادى بازداشته‌اند و در همان حال ضرورت شناخت استعدادها و رعایت تفاوت های فردى فراگیران را گوشزد کرده‌اند و حتى به نکته بسیار مهم سنجش استعداد فراگیر پیش از آموزش توجه کرده‌اند چنانکه بو على در تدابیر المنازل بدان پرداخته است‌.  


    همنشينان و به ويژه همسالان كودك نيز بشدت در او مؤثر مى‌افتند‌. اين مقوله در اخبار و روايات و آراى تربيتى مربيان ما فراوان آمده است‌. چنانكه غزالى و خواجه بر پرهيز كودك از يار بد سخت پافشرده‌اند‌.  
    همنشینان و به ویژه همسالان کودک نیز بشدت در او مؤثر مى‌افتند‌. این مقوله در اخبار و روایات و آراى تربیتى مربیان ما فراوان آمده است‌. چنانکه غزالى و خواجه بر پرهیز کودک از یار بد سخت پافشرده‌اند‌.  


    6‌- مواد آموزشى‌: آموزش قرآن به كودك‌، از سنت های آموزشى رايج در سرزمين های اسلامى و حتى محور آموزش بوده است‌. بو على‌، غزالى و خواجه اين نكته را در نگرش های آموزشى خود آورده‌اند‌. داستان‌سرايى از ابزار آموزشى مربيان ما بوده است‌. مربيان مسلمان به علوم طبيعى كمتر پرداخته‌اند‌. ورزش و بازى در برنامه آموزشى آنها جايگاه درخورى داشته است‌.  
    6‌- مواد آموزشى‌: آموزش قرآن به کودک‌، از سنت های آموزشى رایج در سرزمین های اسلامى و حتى محور آموزش بوده است‌. بو على‌، غزالى و خواجه این نکته را در نگرش های آموزشى خود آورده‌اند‌. داستان‌سرایى از ابزار آموزشى مربیان ما بوده است‌. مربیان مسلمان به علوم طبیعى کمتر پرداخته‌اند‌. ورزش و بازى در برنامه آموزشى آنها جایگاه درخورى داشته است‌.  


    ==پانویس ==
    ==پانویس ==

    نسخهٔ ‏۶ دسامبر ۲۰۲۲، ساعت ۰۹:۱۶

    آراء مربیان بزرگ مسلمان دربارۀ تربیت کودک (ابن سینا‌، غزالى و خواجه نصیر الدین طوسى)
    آراء مربیان بزرگ مسلمان در باره تربیت کودک
    پدیدآوران[عطاران، محمد] (نویسنده)
    ناشرمدرسه
    مکان نشرایران - تهران
    سال نشر1366ش
    چاپسوم
    موضوعکودکان - سرپرستی، آموزش و پرورش کودکان، تربیت خانوادگی (اسلام)، والدین و کودک، اسلام و آموزش و پرورش
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏‎‏/‎‏ع‎‏6‎‏آ‎‏4 / 769 ‏HQ‎‏
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf


    آراء مربیان بزرگ مسلمان دربارۀ تربیت کودک (ابن سینا‌، غزالى و خواجه نصیر الدین طوسى) نوشته محمد عطاران است‌. این اثر‌، در اصل‌، پایان‌نامه کارشناسى ارشد نگارنده است و در آن کوشش شده است برخى نگرش های تربیتى ابن سینا‌، غزالى و خواجه نصیر دربارۀ کودک بررسى شود‌.

    نگارنده در پى کشف و بیان اصول تعلیم و تربیت از نگاه این مربیان است‌، وى مى‌خواهد این اصول به گونه‌ای نظامدار‌، طرح شوند و کارش دربردارندۀ مدخل‌هایى باشد که امروزه در کتاب های تعلیم و تربیت بدان‌ها عنایت است‌.

    خواست دیگر نویسنده‌، شرح مبانى اسلامى اندیشه‌ های تربیتى این سه نفر است چه‌، وى گمان مى‌کند آنان در جامع های زیسته‌اند که بر سر آن آبشار وحى پرتوافشانى مى‌کرده است(ص 8‌- 9)‌.

    نگارنده‌، گاه از دیدگاه‌های برخى دیگر مربیان مسلمان و نیز پار های غربیان معاصر هم یاد کرده است‌. او از این کار‌، جامعیت کتاب و ایجاد زمینه مقایسه میان دیدگاهها و نیز نشان دادن نقاط‍‌ ضعف و قوت نگرش های تربیتى بو على‌، غزالى و خواجه را خواسته است‌. کتاب از پیشگفتار و چهار جستار برآمده است‌.

    1‌- اهمیت دوران کودکى‌: انسان‌- چون دیگر پدیده‌ها‌- پیوسته دگرگون مى‌شود‌؛ بنابراین زندگى او داراى چند دوره است‌. هر دوره متأثر از دوران پیش از خود است همچنان‌که در دوره‌ های پس از خود مؤثر مى‌افتد‌. یکى از مهمترین دوره‌‌های زندگى آدمى‌، کودکى است که زیربناى آینده و شخصیت او به‌شمار مى‌آید‌. این امر بیان اهمیت کودکى و لزوم توجه هرچه بیشتر بدان است‌.

    در دوران معاصر‌، توجه به کودک چنان بالا گرفت که همه مکتب های روان‌شناختى‌، دربارۀ کودک‌، پر سروصداترین مطالعات را کردند‌، و کسانى چون ماریا مونتسورى irossetnoM. M (1952‌- 1870) پیش‌بینى کردند قرن بیستم‌، قرن کودکان باشد و مهمترین ویژگى تربیت نوین را احترام به شخصیت کودک دانستند‌.

    این رویکرد احترام‌مدار به کودک‌، اگر براى غرب تازه باشد‌، براى جهان اسلام تازگى ندارد‌. شاهدم گذشته از نکته‌ های فراوان تربیتى آمده در متون تاریخ‌، ادب‌، حدیث‌، و اخلاق کتاب‌های تربیتى مسلمانان است که دست‌کم از قرن سوم بر جاى مانده است‌. نگارنده چون بدینجا مى‌رسد‌، از برخى مربیان بزرگ مسلمان و آثار تربیتى آنان به کوتاهى یاد مى‌کند و در پایان اندکى به زندگى و آثار بو على‌، غزالى و خواجه مى‌پردازد‌.

    2‌- ویژگی های روانى کودک‌: بحث تربیت‌پذیرى و پیوند آن با سرشت انسان بهانه‌ای است براى بررسى اجمالى چهار دیدگاه دربارۀ طبیعت آدمى و آشنایى اجمالى با نظر رواقیان‌، جالینوس‌، مسیحیان قرون وسطى‌، غرب پس از رنسانس‌، خواجه و غزالى‌.

    دیدگاه غزالى در این‌باره در نگاه نخست شاید متناقض نماید‌؛ اما جستجوى بیشتر در نوشته‌ های او نشان مى‌دهد که چنین نیست و حتى آراى او آبشخور وحیانى دارد‌. پس از اشاره به سرشت انسان‌، سخن از قواى نفسانى اوست‌. افلاطون و به پیروى او بیشتر حکیمان مسلمان‌، برآنند که نفس را سه قوه است‌: عاقله‌، غضبیه و شهویه‌. دیدگاه بو على‌، غزالى و خواجه نیز چنین است‌. چون با رویکرد تربیتى به این سه نیرو بنگریم‌- چنانکه غزالى گفته است‌- خواهیم دید که هدف تربیت‌، ایجاد اعتدال میان آن‌هاست تا از این راه‌، چهار فضیلت مادر‌؛ یعنى‌، حکمت‌، شجاعت‌، عفت و عدل برآید‌.

    میان رشد روانى کودک با این سه نیرو‌، پیوندى هست به این معنا که این رشد با پیدایش قوه شهوى آغاز مى‌شود به قوه غضبى مى‌رسد و به قوه عاقله مى‌انجامد بو على‌، غزالى و خواجه‌- همسان دیگر فیلسوفان تربیتى مسلمان‌- این پیوند و روند را پذیرفته‌اند‌.

    3‌- کودکى‌، مرحله تکوین عادت‌: از آنچه نویسنده آن را تعریف تربیت از نگاه غزالى مى‌خواند(ص 36)‌، برمى‌آید که هدف تربیت‌، ایجاد خوى خوش است‌. غزالى و خواجه‌، راه رسیدن به این هدف را ایجاد عادت مى‌دانند‌؛ بنابراین دیدگاه‌، تربیت پى‌نهاده بر عادت است و مى‌توان آن را فن تشکیل عادت خوانده‌. دانشمندان مسلمان از جمله غزالى و خواجه‌، کودکى را دوره تکوین عادت شمارده‌اند و کوتاهى در پرورش عادت های نیک را مایه فساد تربیت کودک دانسته‌اند‌.

    دانشمندان مسلمان‌، در یکى انگاشتن تربیت و عادت‌، از ارسطو پیروى کرده‌اند‌. ارسطو نخستین کسى است که عادت را توجیه روان‌شناختى کرده است‌. وى تربیت را ایجاد فضایل دانسته است‌؛ فضیلت یا عقلانى است و یا اخلاقى‌؛ فضیلت عقلانى دست آورد آموزش است و فضیلت اخلاقى برآمد عادت مى‌باشد‌. ارسطو عادت را پى‌نهاد تربیت دانسته است و از همین‌روست که کودکى از نگاه او بسیار بااهمیت است‌. وى به تربیت از راه عمل باور داشته است‌. ابن سینا عادت را تعریف کرده است‌. غزالى هم به عادت پرداخته است‌. در روان‌شناسى معاصر نیز برخى کسان‌- مانند ویلیام جیمز semaJ mailliW ‌- از نظریۀ عادت دفاع کرده‌اند‌. در برابر این دیدگاه‌، نگرش کسانى چون افلاطون و سقراط‍‌ است که بشدت با عادت دادن مخالفند‌. اینان تربیت را بر نهاده بر دانش و خرد مى‌دانند‌. برخى دیگر‌، تربیت را رشد قوه قضاوت در کودک مى‌شمارند‌، از نگاه اینان از آنجا که عادت‌، فاقد عنصر عقلانى است نباید پى‌نهاد تربیت باشد‌. سهل است گروهى دیگر‌، تربیت را فن پیشگیرى از تشکیل عادت خوانده‌اند‌؛ کانت tnaK و روسو uaessuoR ‌، از اینهایند‌.

    نظریه حس تکلیف در فلسفه اخلاق کانت‌، بخوبى این دیدگاه را مى‌رساند‌. از نگاه او هدف تربیت‌، ایجاد عادت نیست‌؛ بل پرورش انسانى است که از روى اراده و عقل و از سر تکلیف عمل کند‌. او تلاش براى عادت دادن کودک را پرخطر مى‌داند‌.

    در برابر این دیدگاه‌، دیدگاه دیگرى است که مى‌گوید کودک تا به مرحله تفکر انتزاعى نرسد‌، نمى‌تواند با مسائل اخلاقى و تربیتى‌، برخورد عقلانى داشته باشد‌؛ تفصیل این مدعا را در نظرات فروید duerF. S ‌، بالبى yblwoB ‌، هارلو wolraH و هب bbeH مى‌توان یافت‌. در آراى پیاژه tegaiP. J و کولبرگ groblhoK نیز اشاراتى است به اینکه کودک قوه شناختى کافى ندارد تا بتواند تربیتى پى‌نهاده بر تعقل داشته باشد‌.

    موریس دبس essebeD. M نیز مانند غزالى و خواجه‌، تربیت عقلانى کودک را ناشدنى مى‌داند‌. حاصل آنکه‌، تربیت عقلانى و تربیت به معناى رشد قوه قضاوت از آن دوره‌ های پس از کودکى است‌.

    بر همین اساس‌، گروهى در برابر سقراط‍‌ و افلاطون ایستاده‌اند که‌، دانش و خرد‌، براى کودک بس نیست‌، باید کودک عادت کند چه‌، بسیار مى‌شود که کودک مى‌داند‌؛ اما جز آن مى‌کند‌؛ یعنى‌، شناخت خوبیها و بدیها به الزام به خوب‌رفتارى و وانهادن بدیها در کودک نمى‌انجامد‌.

    دیدگاه دیگرى نیز هست که مى‌تواند جمع نظر طرفداران و مخالفان عادت باشد‌؛ بر اساس این دیدگاه‌، عادت افزایش علم است‌. علامه طباطبایى بر آن است که عادت جز علم نیست‌.آنان که گفته‌اند عادت با اراده نمى‌سازد‌، باید توجه کنند که دوگونه عادت داریم‌:

    فعلى و انفعالى‌. در عادت فعلى‌، انسان متأثر از عوامل بیرونى نیست و کار را در پى بازکرد و تمرین بهتر به‌جا مى‌آورد‌. برخلاف عادت انفعالى که در آن‌، انسان برانگیخته از عوامل بیرونى است و میان او و عاداتش چنان انسى ایجاد مى‌شود که بگون های اسارت مى‌انجامد‌.

    4‌- شیوه‌ های تکوین عادت در کودک‌: این روشها‌، همان روش های تربیت است‌. یکى از این روشها تشویق است‌. تشویق برنهاده بر اصل خوددوستى انسان است‌. این روش در آراى غزالى‌، بو على و خواجه آمده است‌. امروزه تحقیقات گسترد های دربارۀ تشویق شده و بخوبى نشان داده است که تشویق در یادگیرى کودک مؤثر است‌.

    گاه از متربى رفتارى نابهنجار سرمى‌زند‌، چه باید کرد؟راه نخست تغافل است چنانکه على(ع)‌، غزالى و خواجه گفته‌اند‌. در مرحله بعد جاى پند است‌؛ اما نه چنان‌که حرمت کودک شکسته شود و یا گستاخ گردد‌. بو على و غزالى راه سوم را ترساندن و گوشمالى دانسته‌اند‌. نخست باید کودک را ترساند‌. اگر سود نداشت مى‌توان به گوشمالى که واپسین چاره است روى کرد‌. با این حال‌، مربیان ما هماره توصیه کرده‌اند از سخت‌گیرى به کودک پرهیز شود‌.

    گوشمالى براى تربیت‌، مخالف و موافق دارد و هریک براى دفاع از دیدگاه خود بر مبانى نظرى تکیه دارند‌. مربیان مسلمان براى گوشمالى کودک‌، شرایطى برشمارده‌اند که باید رعایت شود‌.

    5‌- عوامل تربیت‌: مربیان مسلمان‌، وراثت‌، تغذیه‌، خانواده‌، معلم‌، مدرسه و همنشینان را عوامل تربیت شمارده‌اند‌. دربارۀ وراثت و تأثیر آن در تربیت بسیار تحقیق شده‌؛ اما همداستانى دست نداده است چه‌، برخى روان‌شناسان چون آیزنک kcnessyE ‌، برآنند که 2/3 ویژگی های شخصیتى ارثى است و برخى رفتارگرایان مانند واتسون nostaW ‌، معتقدند وراثت در تعیین هویت آدمى بى‌اثر است‌.

    در میان متفکران مسلمان‌، به توارث توجه بسیار شده است و این مقوله مخالف و موافقانى داشته است که خواجه در اخلاق ناصرى به دیدگاه آنان پرداخته است‌. غزالى هم از توارث یاد کرده است‌. وى بر آن است که با تربیت مى‌توان آفرینش ارثى را دگرگون کرد‌.

    در تربیت اسلامى‌، به تأثیر تغذیه در تربیت بسیار توجه شده است‌. تغذیه داراى آثار بدنى و روانى است‌. مربى و متربى از حرامخورى منع شده‌اند‌. باید به تغذیۀ کودک خوب عنایت داشت و به ویژگیهایى که براى دایه برشمارده‌اند نیک توجه کرد‌.

    خانواده‌، عامل دیگرى است که بو على‌، خواجه و غزالى بدان پرداخته‌اند‌. بو على نقش اصلى تربیت را از آن پدر دانسته است‌. خواجه هم به این نکته پرداخته است‌. از دید اینان مادر در تربیت جسمى کودک نقش بیشترى دارد‌؛ اما بخش اعظم تربیت با پدر است‌.

    اهمیت معلم و مدرسه‌، از دیرباز مورد توجه مربیان مسلمان بوده است‌. آنان با توجه به تقلیدپذیرى کودک و تأثیر مستقیم و غیرمستقیم معلم بر او‌، براى معلم ویژگیهایى برشمارده‌اند که در آثار تربیتى غزالى‌، خواجه‌، بو على و دیگران آمده است‌. مربیان ما از آموزش انفرادى بازداشته‌اند و در همان حال ضرورت شناخت استعدادها و رعایت تفاوت های فردى فراگیران را گوشزد کرده‌اند و حتى به نکته بسیار مهم سنجش استعداد فراگیر پیش از آموزش توجه کرده‌اند چنانکه بو على در تدابیر المنازل بدان پرداخته است‌.

    همنشینان و به ویژه همسالان کودک نیز بشدت در او مؤثر مى‌افتند‌. این مقوله در اخبار و روایات و آراى تربیتى مربیان ما فراوان آمده است‌. چنانکه غزالى و خواجه بر پرهیز کودک از یار بد سخت پافشرده‌اند‌.

    6‌- مواد آموزشى‌: آموزش قرآن به کودک‌، از سنت های آموزشى رایج در سرزمین های اسلامى و حتى محور آموزش بوده است‌. بو على‌، غزالى و خواجه این نکته را در نگرش های آموزشى خود آورده‌اند‌. داستان‌سرایى از ابزار آموزشى مربیان ما بوده است‌. مربیان مسلمان به علوم طبیعى کمتر پرداخته‌اند‌. ورزش و بازى در برنامه آموزشى آنها جایگاه درخورى داشته است‌.

    پانویس


    منابع مقاله

    رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش

    وابسته‌ها