۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'ید' به 'ید') |
جز (جایگزینی متن - 'ها' به 'ها') |
||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
در مطلب آخر نیز به شرکت ایشان در جنگ و فتح بیتالمقدس در زمان خلیفه دوم و همراهی ایشان با معاویه در زمان خلافت خلیفه سوم اشاره کرده است<ref>ر.ک: همان، ص9</ref>. | در مطلب آخر نیز به شرکت ایشان در جنگ و فتح بیتالمقدس در زمان خلیفه دوم و همراهی ایشان با معاویه در زمان خلافت خلیفه سوم اشاره کرده است<ref>ر.ک: همان، ص9</ref>. | ||
فصل دوم ضمن سه مبحث، به بیان عدالت کعب اختصاص یافته است. نویسنده، معتقد به عدالت کعب است، میگوید: صحابه از او به نیکی یاد | فصل دوم ضمن سه مبحث، به بیان عدالت کعب اختصاص یافته است. نویسنده، معتقد به عدالت کعب است، میگوید: صحابه از او به نیکی یاد کردهاند؛ بهگونهای که خلیفه دوم او را به ریاست گروهی از مسلمین انتخاب نموده است. لذا تضعیفاتی که درباره او آمده صحیح نیست. او معتقد است که منشأ تضعیف کعب، از کتب تحریف شدهای که کعب از آنها نقل قول کرده و بهرهبرداری وضاعین از شهرت کعب بین مردم، سرچشمه میگیرد. | ||
او میگوید: عدالت کعب بهوسیله نصوص فراوانی که به حد استفاضه میرسد، ثابت میشود. نویسنده دراینبین با ذکر مطلبی از زبان معاویه در تأیید کعب، مبحث اول این فصل را به پایان میبرد.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/8 ر.ک: همان، ص8]</ref><ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/9 ر.ک: همان، ص9]</ref> | او میگوید: عدالت کعب بهوسیله نصوص فراوانی که به حد استفاضه میرسد، ثابت میشود. نویسنده دراینبین با ذکر مطلبی از زبان معاویه در تأیید کعب، مبحث اول این فصل را به پایان میبرد.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/8 ر.ک: همان، ص8]</ref><ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/9 ر.ک: همان، ص9]</ref> | ||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
یکی دیگر از مطالبی که در این فصل به آن اشاره شده، اطلاع کعب از کشته شدن خلیفه دوم است؛ او متهم به شرکت در قتل خلیفه دوم است؛ زیرا به نقل از طبری، ایشان از زمان این واقعه کاملاً آگاه بوده است. نویسنده، متعرض این روایت شده و با دلایلی از قبیل ضعف در سند و دلالت و نیز از منظر عقل، آن را مردود شمرده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/9 ر.ک: همان، ص9]</ref>. | یکی دیگر از مطالبی که در این فصل به آن اشاره شده، اطلاع کعب از کشته شدن خلیفه دوم است؛ او متهم به شرکت در قتل خلیفه دوم است؛ زیرا به نقل از طبری، ایشان از زمان این واقعه کاملاً آگاه بوده است. نویسنده، متعرض این روایت شده و با دلایلی از قبیل ضعف در سند و دلالت و نیز از منظر عقل، آن را مردود شمرده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/9 ر.ک: همان، ص9]</ref>. | ||
مبحث پایانی این فصل درباره ارتباط «کعبالاحبار» با یهودیان و نشر عقاید آنان در بین مسلمان بوده است؛ | مبحث پایانی این فصل درباره ارتباط «کعبالاحبار» با یهودیان و نشر عقاید آنان در بین مسلمان بوده است؛ بهگونهای که صحابی معروف پیامبر اکرم(ص)، ابوذر، با او در برخی از عقاید مخالفت نموده و منشأ آن عقاید را آموزههای یهود میدانسته؛ لذا او را با «يا ابن اليهود...» یاد میکرده است. ایشان در این مبحث نیز ضمن تمجید کعب با استفاده از اقوال علمای اهل سنت، قلم بطلان را بر آن روایات میکشد<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/9 ر.ک: همان، ص9]</ref>. | ||
فصل سوم، به علم و دانش «کعبالاحبار» اختصاص یافته است. این فصل دربردارنده چهار مبحث است. | فصل سوم، به علم و دانش «کعبالاحبار» اختصاص یافته است. این فصل دربردارنده چهار مبحث است. | ||
در مبحث اول، از علم کعب و چگونگی دستیابی او به مراحل و درجات بالای علم صحبت شده است. نویسنده در اینباره میگوید: کعب، در مباحث علمی، سرآمد روزگار خویش بوده؛ | در مبحث اول، از علم کعب و چگونگی دستیابی او به مراحل و درجات بالای علم صحبت شده است. نویسنده در اینباره میگوید: کعب، در مباحث علمی، سرآمد روزگار خویش بوده؛ بهگونهای که برخی از صحابه با بزرگی مقامشان، برخی از علوم خویش را از ایشان اخذ نموده و برخی دیگر از صحابه به کثرت دانش او شهادت دادهاند<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/9 ر.ک: همان، ص9]</ref>. | ||
در مبحث دوم، به یک مسئله حدیثی، یعنی روایت اکابر از اصاغر (روایت یک شخص از کوچکتر از خودش بهلحاظ سنی) پرداخته است. [[الياس، خليل اسماعيل|خلیل اسماعیل الیاس]]، ضمن این مبحث، روایت کبار صحابه از کعب را مورد بررسی قرار داده و آن را تأیید کرده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: همان، ص9-10]</ref>. | در مبحث دوم، به یک مسئله حدیثی، یعنی روایت اکابر از اصاغر (روایت یک شخص از کوچکتر از خودش بهلحاظ سنی) پرداخته است. [[الياس، خليل اسماعيل|خلیل اسماعیل الیاس]]، ضمن این مبحث، روایت کبار صحابه از کعب را مورد بررسی قرار داده و آن را تأیید کرده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: همان، ص9-10]</ref>. | ||
| خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
مباحث سه مبحث اول، درباره تعریف این واژه و نظر عالمان در اینباره، تاریخ شکلگیری و تکامل اسرائیلیات و مشهورترین راویان آن و اسباب نفوذ اسرائیلیات در آموزههای دینی اسلام، است.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: همان، ص10]</ref> | مباحث سه مبحث اول، درباره تعریف این واژه و نظر عالمان در اینباره، تاریخ شکلگیری و تکامل اسرائیلیات و مشهورترین راویان آن و اسباب نفوذ اسرائیلیات در آموزههای دینی اسلام، است.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: همان، ص10]</ref> | ||
در مبحث چهارم، به این سؤال که آیا اهل کتاب، مصدر تفسیر قرآن در زمان صحابه | در مبحث چهارم، به این سؤال که آیا اهل کتاب، مصدر تفسیر قرآن در زمان صحابه بودهاند، پاسخ داده شده است. نویسنده در اینجا به مسئله بحثبرانگیزی اشاره نموده و خود معتقد به نظر ذهبی در اینباره شده است. ذهبی میگوید: اهل کتاب، منبع و مصدر تفسیر بهصورت محدود و مضیق بودهاند.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: همان]</ref> | ||
مبحث پنجم، به بیان نظر معاصرین درباره اسرائیلیات اختصاص یافته است. [[الياس، خليل اسماعيل|خلیل اسماعیل الیاس]]، میگوید: برخی از عالمان معاصر سعی | مبحث پنجم، به بیان نظر معاصرین درباره اسرائیلیات اختصاص یافته است. [[الياس، خليل اسماعيل|خلیل اسماعیل الیاس]]، میگوید: برخی از عالمان معاصر سعی نمودهاند که در برخی از نصوص صحیح تشکیک وارد کنند. هرچند منبع آن نصوص در تورات کنونی یافت نمیشود، لکن آن نصوص را از اسرائیلیات برشمرده و برخی از صحابه و تابعین را متهم نمودهاند. ایشان در جواب میگوید: باید بین آنچه از یهودیان نقل میشود و آنچه درباره آنان گفته میشود، تمییز قائل شد. در تأیید این نظریه، کلامی از پیامبر اکرم(ص) نقل میکند که ایشان به نقل قول از بنیاسرائیل اذن داده است: «حدثوا عن بنيإسرائيل و لا حرج» (از بنیاسرائیل روایت کنید و مانعی ندارد).<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: همان، ص10]</ref><ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/11 ر.ک: همان، ص11]</ref> | ||
نویسنده در فصل پنجم، مطالبی را درباره اقسام اسرائیلیات و احکام آنها طی دو مبحث طرح نموده است. | نویسنده در فصل پنجم، مطالبی را درباره اقسام اسرائیلیات و احکام آنها طی دو مبحث طرح نموده است. | ||
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
[[الياس، خليل اسماعيل|خلیل اسماعیل الیاس]]، در مبحث دوم از فصل پنجم، به بیان حکم استفاده از اسرائیلیات پرداخته است. او نظرات مانعین و مجوزین و ادله آنها را رونمایی کرده و در تقسیمبندی جدیدی - که خود میگوید از نوآوریهای اوست - احکام اسرائیلیات را به پنج قسم وجوب، ندب، اباحه، کراهت و حرمت، تقسیم نموده و برای هرکدام توضیحاتی ارائه داده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/11 ر.ک: مقدمه، ص11-12]</ref>. | [[الياس، خليل اسماعيل|خلیل اسماعیل الیاس]]، در مبحث دوم از فصل پنجم، به بیان حکم استفاده از اسرائیلیات پرداخته است. او نظرات مانعین و مجوزین و ادله آنها را رونمایی کرده و در تقسیمبندی جدیدی - که خود میگوید از نوآوریهای اوست - احکام اسرائیلیات را به پنج قسم وجوب، ندب، اباحه، کراهت و حرمت، تقسیم نموده و برای هرکدام توضیحاتی ارائه داده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/11 ر.ک: مقدمه، ص11-12]</ref>. | ||
فصل پایانی کتاب، مشتمل بر | فصل پایانی کتاب، مشتمل بر مقدمهای میباشد که متضمن خلاصهای از تحقیق در آثار «کعبالاحبار» در زمینه تفسیر است و به دنبال آن روایات تفسیری کعب درباره 227 آیه از 64 سوره قرآن کریم آمده است. این روایات از مهمترین تفاسیر اهل سنت، همچون تفسیر عبدالرزاق، مجاهد، سفیان ثوری، ابن ابیحاتم، [[جامع البيان في تفسير القرآن (تفسير الطبري)|طبری]]، قرطبی، بغوی، ابن کثیر، ابن جوزی، [[سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر|سیوطی]] و... گرفته شده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/12 ر.ک: همان، ص12]</ref>. | ||
ایشان در این اثر از نام مشهور آثار استفاده برده است؛ مثلاً بهجای تفسیر «جامع البيان» طبری، فقط به «تفسیر طبری» و نیز بهجای «تفسير القرآن العظيم» ابن کثیر، فقط به «تفسیر ابن کثیر» اکتفا کرده است. | ایشان در این اثر از نام مشهور آثار استفاده برده است؛ مثلاً بهجای تفسیر «جامع البيان» طبری، فقط به «تفسیر طبری» و نیز بهجای «تفسير القرآن العظيم» ابن کثیر، فقط به «تفسیر ابن کثیر» اکتفا کرده است. | ||
ویرایش