۶۱٬۱۸۹
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'نويسنده' به 'نویسنده') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
جز (جایگزینی متن - ' ' به ' ') |
||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
در این اثر بعد از مقدمه، شش فصل و یک خاتمه | در این اثر بعد از مقدمه، شش فصل و یک خاتمه آمده است. برخی از این فصول دارای دو یا چند مبحث، هستند. | ||
==گزارش محتوا== | ==گزارش محتوا== | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
او میگوید: عدالت کعب بهوسیله نصوص فراوانی که به حد استفاضه میرسد، ثابت میشود. نویسنده دراینبین با ذکر مطلبی از زبان معاویه در تأیید کعب، مبحث اول این فصل را به پایان میبرد.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/8 ر.ک: همان، ص8]</ref><ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/9 ر.ک: همان، ص9]</ref> | او میگوید: عدالت کعب بهوسیله نصوص فراوانی که به حد استفاضه میرسد، ثابت میشود. نویسنده دراینبین با ذکر مطلبی از زبان معاویه در تأیید کعب، مبحث اول این فصل را به پایان میبرد.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/8 ر.ک: همان، ص8]</ref><ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/9 ر.ک: همان، ص9]</ref> | ||
یکی دیگر از مطالبی که در این فصل به آن اشاره شده، اطلاع کعب از کشته شدن خلیفه دوم است؛ او متهم به شرکت در قتل خلیفه دوم است؛ زیرا به نقل از طبری، ایشان از زمان این واقعه کاملاً | یکی دیگر از مطالبی که در این فصل به آن اشاره شده، اطلاع کعب از کشته شدن خلیفه دوم است؛ او متهم به شرکت در قتل خلیفه دوم است؛ زیرا به نقل از طبری، ایشان از زمان این واقعه کاملاً آگاه بوده است. نویسنده، متعرض این روایت شده و با دلایلی از قبیل ضعف در سند و دلالت و نیز از منظر عقل، آن را مردود شمرده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/9 ر.ک: همان، ص9]</ref>. | ||
مبحث پایانی این فصل درباره ارتباط «کعبالاحبار» با یهودیان و نشر عقاید آنان در بین مسلمان بوده است؛ بهگونهای که صحابی معروف پیامبر اکرم(ص)، ابوذر، با او در برخی از عقاید مخالفت نموده و منشأ | مبحث پایانی این فصل درباره ارتباط «کعبالاحبار» با یهودیان و نشر عقاید آنان در بین مسلمان بوده است؛ بهگونهای که صحابی معروف پیامبر اکرم(ص)، ابوذر، با او در برخی از عقاید مخالفت نموده و منشأ آن عقاید را آموزههای یهود میدانسته؛ لذا او را با «يا ابن اليهود...» یاد میکرده است. ایشان در این مبحث نیز ضمن تمجید کعب با استفاده از اقوال علمای اهل سنت، قلم بطلان را بر آن روایات میکشد<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/9 ر.ک: همان، ص9]</ref>. | ||
فصل سوم، به علم و دانش «کعبالاحبار» اختصاص یافته است. این فصل دربردارنده چهار مبحث است. | فصل سوم، به علم و دانش «کعبالاحبار» اختصاص یافته است. این فصل دربردارنده چهار مبحث است. | ||
در مبحث اول، از علم کعب و چگونگی دستیابی او به مراحل و درجات بالای علم صحبت شده است. نویسنده در اینباره میگوید: کعب، در مباحث علمی، سرآمد روزگار خویش بوده؛ | در مبحث اول، از علم کعب و چگونگی دستیابی او به مراحل و درجات بالای علم صحبت شده است. نویسنده در اینباره میگوید: کعب، در مباحث علمی، سرآمد روزگار خویش بوده؛ بهگونهای که برخی از صحابه با بزرگی مقامشان، برخی از علوم خویش را از ایشان اخذ نموده و برخی دیگر از صحابه به کثرت دانش او شهادت دادهاند<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/9 ر.ک: همان، ص9]</ref>. | ||
در مبحث دوم، به یک مسئله حدیثی، یعنی روایت اکابر از اصاغر (روایت یک شخص از کوچکتر از خودش بهلحاظ سنی) پرداخته است. [[الياس، خليل اسماعيل|خلیل اسماعیل الیاس]]، ضمن این مبحث، روایت کبار صحابه از کعب را مورد بررسی قرار داده و آن را تأیید کرده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: همان، ص9-10]</ref>. | در مبحث دوم، به یک مسئله حدیثی، یعنی روایت اکابر از اصاغر (روایت یک شخص از کوچکتر از خودش بهلحاظ سنی) پرداخته است. [[الياس، خليل اسماعيل|خلیل اسماعیل الیاس]]، ضمن این مبحث، روایت کبار صحابه از کعب را مورد بررسی قرار داده و آن را تأیید کرده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: همان، ص9-10]</ref>. | ||
نویسنده در مبحث سوم این فصل، از تساهل «کعبالاحبار» | نویسنده در مبحث سوم این فصل، از تساهل «کعبالاحبار» سخن به میان آورده است. او ضمن انکار آن، اتهام واضع بودن او را نیز منتفی دانسته است. نویسنده با اذعان به کثرت روایات کعبالاحبار از پیامبر، قول منسوب به خلیفه دوم مبنی بر اینکه کعب در نقل اخبار پیامبر تساهل داشته است و حدیث وضع میکرده را صحیح ندانسته؛ علاوه بر آن مطالبی که در کتب عالمان اهل سنت در ذم او وارد شده را یکبهیک رد میکند<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: همان، ص10]</ref>،<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/92 ر.ک: متن کتاب ص92]</ref>. | ||
او تضعیفی را که از طرف خلیفه دوم وارد شده، بر فرض قبول، | او تضعیفی را که از طرف خلیفه دوم وارد شده، بر فرض قبول، حمل بر دقت و احتیاط فراوان آن خلیفه در حفظ دین، میکند.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/94 ر.ک: متن کتاب، ص94]</ref> | ||
مبحث پایانی این فصل، درباره شیوخ، شاگردان و نزدیکان کعب نوشته شده است.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: مقدمه، ص10]</ref> | مبحث پایانی این فصل، درباره شیوخ، شاگردان و نزدیکان کعب نوشته شده است.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: مقدمه، ص10]</ref> | ||
| خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
مباحث سه مبحث اول، درباره تعریف این واژه و نظر عالمان در اینباره، تاریخ شکلگیری و تکامل اسرائیلیات و مشهورترین راویان آن و اسباب نفوذ اسرائیلیات در آموزههای دینی اسلام، است.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: همان، ص10]</ref> | مباحث سه مبحث اول، درباره تعریف این واژه و نظر عالمان در اینباره، تاریخ شکلگیری و تکامل اسرائیلیات و مشهورترین راویان آن و اسباب نفوذ اسرائیلیات در آموزههای دینی اسلام، است.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: همان، ص10]</ref> | ||
در مبحث چهارم، به این سؤال که | در مبحث چهارم، به این سؤال که آیا اهل کتاب، مصدر تفسیر قرآن در زمان صحابه بودهاند، پاسخ داده شده است. نویسنده در اینجا به مسئله بحثبرانگیزی اشاره نموده و خود معتقد به نظر ذهبی در اینباره شده است. ذهبی میگوید: اهل کتاب، منبع و مصدر تفسیر بهصورت محدود و مضیق بودهاند.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: همان]</ref> | ||
مبحث پنجم، به بیان نظر معاصرین درباره اسرائیلیات اختصاص یافته است. [[الياس، خليل اسماعيل|خلیل اسماعیل الیاس]]، میگوید: برخی از عالمان معاصر سعی نمودهاند که در برخی از نصوص صحیح تشکیک وارد کنند. هرچند منبع آن نصوص در تورات کنونی یافت نمیشود، لکن آن نصوص را از اسرائیلیات برشمرده و برخی از صحابه و تابعین را متهم نمودهاند. ایشان در جواب میگوید: باید بین آنچه از یهودیان نقل میشود و آنچه درباره آنان گفته میشود، تمییز قائل شد. در تأیید این نظریه، کلامی از پیامبر اکرم(ص) نقل میکند که ایشان به نقل قول از بنیاسرائیل اذن داده است: «حدثوا عن بنيإسرائيل و لا حرج» (از بنیاسرائیل روایت کنید و مانعی ندارد).<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: همان، ص10]</ref><ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/11 ر.ک: همان، ص11]</ref> | مبحث پنجم، به بیان نظر معاصرین درباره اسرائیلیات اختصاص یافته است. [[الياس، خليل اسماعيل|خلیل اسماعیل الیاس]]، میگوید: برخی از عالمان معاصر سعی نمودهاند که در برخی از نصوص صحیح تشکیک وارد کنند. هرچند منبع آن نصوص در تورات کنونی یافت نمیشود، لکن آن نصوص را از اسرائیلیات برشمرده و برخی از صحابه و تابعین را متهم نمودهاند. ایشان در جواب میگوید: باید بین آنچه از یهودیان نقل میشود و آنچه درباره آنان گفته میشود، تمییز قائل شد. در تأیید این نظریه، کلامی از پیامبر اکرم(ص) نقل میکند که ایشان به نقل قول از بنیاسرائیل اذن داده است: «حدثوا عن بنيإسرائيل و لا حرج» (از بنیاسرائیل روایت کنید و مانعی ندارد).<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/10 ر.ک: همان، ص10]</ref><ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/24148/1/11 ر.ک: همان، ص11]</ref> | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
در مبحث اول، از اقسام اسرائیلیات سخن به میان آمده و نظرات متفاوت عالمان و نظر ابن تیمیه در اینباره بیان شده است. خود نویسنده، اسرائیلیات را به سه دسته تقسیم نموده است: | در مبحث اول، از اقسام اسرائیلیات سخن به میان آمده و نظرات متفاوت عالمان و نظر ابن تیمیه در اینباره بیان شده است. خود نویسنده، اسرائیلیات را به سه دسته تقسیم نموده است: | ||
الف)- مقبول، که خود بر دو قسم است: | الف)- مقبول، که خود بر دو قسم است: | ||
# | # آنچه از پیامبر با سلسله سند صحیح در موضوعاتی، همچون مواعظ، احکام و عقاید نقل شده است؛ | ||
# آنچه شاهدی از شرع دارد و خود بر دو گونه است (روایت صحیح السندی که مندرج در تحت شاهدی از شواهد شرعی است، روایتی که گرچه سندش ناصحیح است، ولی از حیث موضوع، مندرج در تحت شاهدی شرعی است؛ لذا مقبول میباشد). | # آنچه شاهدی از شرع دارد و خود بر دو گونه است (روایت صحیح السندی که مندرج در تحت شاهدی از شواهد شرعی است، روایتی که گرچه سندش ناصحیح است، ولی از حیث موضوع، مندرج در تحت شاهدی شرعی است؛ لذا مقبول میباشد). | ||
ب)- مردود: به جهت مناقض بودن آن با شریعت. | ب)- مردود: به جهت مناقض بودن آن با شریعت. | ||
ویرایش