۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'مى كند' به 'مىكند') |
جز (جایگزینی متن - 'در باره' به 'درباره') |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات کتاب | |||
| تصویر =NUR15300J1.jpg | |||
| | | عنوان =موسوعة النحو و الصرف و الإعراب | ||
| عنوانهای دیگر = | |||
| | |||
|پدیدآورندگان | |پدیدآورندگان | ||
| | | پدیدآوران = | ||
[[یعقوب، امیل]] (اعداد) | |||
|زبان | |زبان | ||
| | | زبان =عربی | ||
| کد کنگره =PJ 6141 /ی7م8 1300 | |||
|کد کنگره | | موضوع = | ||
زبان عربی - اعراب | |||
|موضوع | |||
زبان عربی - صرف و نحو | زبان عربی - صرف و نحو | ||
|ناشر | |ناشر | ||
| | | ناشر = | ||
[بی نا] | |||
|مکان نشر | | مکان نشر =[بی جا] - [بی جا] | ||
| سال نشر = 1998 م | |||
| | |||
| | | کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE15300AUTOMATIONCODE | ||
| | | چاپ =1 | ||
| | | تعداد جلد =1 | ||
|کد | | کتابخانۀ دیجیتال نور =19496 | ||
| | | کد پدیدآور = | ||
| پس از = | |||
| پیش از = | |||
}} | |||
| خط ۶۳: | خط ۵۴: | ||
#نويسنده گاه در پاورقى براى اثبات مطلب خودش به كتابهاى ديگر خود ارجاع داده است؛ بهطور مثال به كتاب «معجم الخطأ و الصواب في العربية» استناد شده است (همان، ص 520). | #نويسنده گاه در پاورقى براى اثبات مطلب خودش به كتابهاى ديگر خود ارجاع داده است؛ بهطور مثال به كتاب «معجم الخطأ و الصواب في العربية» استناد شده است (همان، ص 520). | ||
#گاهى نويسنده در پاورقى به برخى از نويسندگان كتابهاى آموزشى زبان عربى اشكال گرفته و خطاى علمى آنان را آشكار ساخته است؛ مثلاً در مصراع معروف فرزدق در مدح حضرت [[امام سجاد(ع)]]، «لو لا التشهد كانت لاؤه نعم»، نوشته است برخى پنداشتهاند كه «لاؤه» منصوب است و به فرزدق اشكال كردهاند، ولى چنين اشكالى صحيح نيست و بلكه آن كلمه، مرفوع است و... (همان، ص 524) و يا توضيح داده است كه گاه نويسندگان كتابهاى قواعد زبان عربى، اصطلاح و قانونى را طرح كردهاند كه در منابع نحوى قديم و اصيل يافت نمىشود و بنابراين دليلى ندارد كه اين مورد هم به اصطلاحات فراوان و بىشمار نحوى افزوده شود (همان، ص 642، پاورقى). | #گاهى نويسنده در پاورقى به برخى از نويسندگان كتابهاى آموزشى زبان عربى اشكال گرفته و خطاى علمى آنان را آشكار ساخته است؛ مثلاً در مصراع معروف فرزدق در مدح حضرت [[امام سجاد(ع)]]، «لو لا التشهد كانت لاؤه نعم»، نوشته است برخى پنداشتهاند كه «لاؤه» منصوب است و به فرزدق اشكال كردهاند، ولى چنين اشكالى صحيح نيست و بلكه آن كلمه، مرفوع است و... (همان، ص 524) و يا توضيح داده است كه گاه نويسندگان كتابهاى قواعد زبان عربى، اصطلاح و قانونى را طرح كردهاند كه در منابع نحوى قديم و اصيل يافت نمىشود و بنابراين دليلى ندارد كه اين مورد هم به اصطلاحات فراوان و بىشمار نحوى افزوده شود (همان، ص 642، پاورقى). | ||
#نويسنده، مكاتب نحوى را چهار مكتب (بصرى، كوفى، اندلسى و بغدادى) دانسته و | #نويسنده، مكاتب نحوى را چهار مكتب (بصرى، كوفى، اندلسى و بغدادى) دانسته و درباره هركدام نيز توضيحات مفيدى عرضه كرده است (همان، ص 615 - 620) و گاه برخى از چالشهاى علمى آنان را نيز مطرح كرده است؛ بهعنوان مثال چالش بصريان در مورد اين قانون كه گفتند: «فاعل، هرگز جمله نمىشود»، ولى با نصوصى از ادبيات عربى مواجه شدند كه در آن شكّى نيست و فاعل واقع شدن جمله را اثبات مىكند مانند اين آيه: '''«ثُمَّ بَدَا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآيَاتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ»''' (يوسف: 35) كه در آن، فاعل «بدا» جمله است (همان، ص 617، پاورقى). | ||
#نويسنده در بحثى انتقادى و جالب، شجاعانه نوشته است كه بديهى است كه ما همه تعليلهاى نحويان را در مورد غير منصرف بودن بخشى از اسمها طرد مىكنيم؛ چون عربزبانان اينگونه كه نحويان، منطقى مىانديشند، به زبان و لغت نمىنگريستند و همانند آنها عمل نمىكردند، پس هر تعليلى جز اين مطلب كه: «هكذا نطقت العرب»، مردود است (همان، ص 650، پاورقى). | #نويسنده در بحثى انتقادى و جالب، شجاعانه نوشته است كه بديهى است كه ما همه تعليلهاى نحويان را در مورد غير منصرف بودن بخشى از اسمها طرد مىكنيم؛ چون عربزبانان اينگونه كه نحويان، منطقى مىانديشند، به زبان و لغت نمىنگريستند و همانند آنها عمل نمىكردند، پس هر تعليلى جز اين مطلب كه: «هكذا نطقت العرب»، مردود است (همان، ص 650، پاورقى). | ||
#نويسنده، | #نويسنده، درباره لهجههاى عربى، بر دو نكته تأكيد كرده است: | ||
#:الف) كلمات بسيارى از لهجههاى قبائل عرب، بهويژه قبيلههاى هذيل، تميم، جرهم، مذحج و... در قرآن كريم آمده است؛ بهطورىكه برخى گفتهاند كه در آن، پنجاه زبان و لهجه آمده است؛ | #:الف) كلمات بسيارى از لهجههاى قبائل عرب، بهويژه قبيلههاى هذيل، تميم، جرهم، مذحج و... در قرآن كريم آمده است؛ بهطورىكه برخى گفتهاند كه در آن، پنجاه زبان و لهجه آمده است؛ | ||
#:ب) در قرآن كريم، لهجه قريش غالب است و بر اين مطلب، اجماع لغويان گواهى مىدهد (همان، ص 584). | #:ب) در قرآن كريم، لهجه قريش غالب است و بر اين مطلب، اجماع لغويان گواهى مىدهد (همان، ص 584). | ||
#نويسنده با ذكر اين مطلب كه بيشتر نحويان، جمع بستن قياسى «فَعل» را بر وزن «أفعال» نمىپذيرند، افزوده است كه: «ولى كشيش، «انستانس كرملى» بر آن است كه آنچه كه از فصحاء بهصورت جمع «أفعال» براى «فعل» شنيده شده، بيشتر است از آنچه كه بهصورت «أفعُل» آمده است، مانند «بحث و أبحاث»، «شكل و أشكال»، «شخص و أشخاص» و «لفظ و ألفاظ» و مجمع اللغة العربية در قاهره نيز جمع بستن فعل را بر وزن أفعال جايز شمرده است (همان، ص 123). | #نويسنده با ذكر اين مطلب كه بيشتر نحويان، جمع بستن قياسى «فَعل» را بر وزن «أفعال» نمىپذيرند، افزوده است كه: «ولى كشيش، «انستانس كرملى» بر آن است كه آنچه كه از فصحاء بهصورت جمع «أفعال» براى «فعل» شنيده شده، بيشتر است از آنچه كه بهصورت «أفعُل» آمده است، مانند «بحث و أبحاث»، «شكل و أشكال»، «شخص و أشخاص» و «لفظ و ألفاظ» و مجمع اللغة العربية در قاهره نيز جمع بستن فعل را بر وزن أفعال جايز شمرده است (همان، ص 123). | ||
#نويسنده گاهى مطلبى مفصل از برخى از كتب ادبى بهصورت نقل قول مستقيم در پاورقى نقل كرده است؛ بهعنوان مثال مطلبى از ابن فارس | #نويسنده گاهى مطلبى مفصل از برخى از كتب ادبى بهصورت نقل قول مستقيم در پاورقى نقل كرده است؛ بهعنوان مثال مطلبى از ابن فارس درباره لهجههاى زبان عربى در قرآن (همان، ص 584). | ||
#نويسنده گاهى در پاورقى برخى از لهجهها را نيز يادآور شده است، مثل لهجه كسانى كه اسماى مثنا را غير منصرف مىشمارند (همان، ص 613). | #نويسنده گاهى در پاورقى برخى از لهجهها را نيز يادآور شده است، مثل لهجه كسانى كه اسماى مثنا را غير منصرف مىشمارند (همان، ص 613). | ||
#:موجز علوم القرآن نويسنده گاه برخى از موارد سماعى و مخالف قياس را نيز با صراحت در پاورقى بيان كرده است، مثل مضارع «خال» كه برخلاف قاعده، «إخال» (با كسر همزه) مىشود (همان، ص 357). البته بايد توجه داشت كه منظور اين است: در مضارع متكلم وحده فعل «خال»، «أخالُ» (با فتح همزه) قطعاً صحيح است، ولى بهصورت سماعى و برخلاف قياس فقط در اين مورد، «إخالُ» نيز جايز است. | #:موجز علوم القرآن نويسنده گاه برخى از موارد سماعى و مخالف قياس را نيز با صراحت در پاورقى بيان كرده است، مثل مضارع «خال» كه برخلاف قاعده، «إخال» (با كسر همزه) مىشود (همان، ص 357). البته بايد توجه داشت كه منظور اين است: در مضارع متكلم وحده فعل «خال»، «أخالُ» (با فتح همزه) قطعاً صحيح است، ولى بهصورت سماعى و برخلاف قياس فقط در اين مورد، «إخالُ» نيز جايز است. | ||
| خط ۸۲: | خط ۷۳: | ||
== وابستهها == | == وابستهها == | ||
[[موسوعة النحو و الصرف و الاعراب]] | [[موسوعة النحو و الصرف و الاعراب]] | ||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
ویرایش