علی علیه‌السلام از زبان علی علیه‌السلام

    از ویکی‌نور
    علی(ع) از زبان علی(ع)
    علی علیه‌السلام از زبان علی علیه‌السلام
    پدیدآورانمحمدیان، محمد (نویسنده)
    ناشرنشر معارف
    سال نشر۱۳۹۶
    موضوععلی‌ بن‌ ابیطا‌لب‌ (ع)، اما‌م‌ اول‌، ۲۳ قبل‌ از هجرت‌ - ۴۰ق‌
    زبانفارسی
    کد کنگره
    ‏BP ۳۷/۳۵/م۳۱۲،ع۸

    علی علیه‌السلام از زبان علی علیه‌السلام تألیف محمد محمدیان؛ دربردارنده گزارش های تاریخی و روایی براساس سیر طبیعی گفتارهای اجتماعی و سیاسی است و در واقع این کتاب از اول تا آخر از زبان حضرت علی(ع) است.

    این کتاب، یکی از خواندنی‌ترین زندگی‌نامه‌ها درباره امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که نویسنده با استفاده از منابع دست‌اول و مطمئن شیعه و اهل سنت به نگارش آن پرداخته است. در اولیا، و بزرگان کسی را جز امیرالمومنین(ع) سراغ نداریم که خودش زندگی را از ابتدا تا انتها بیان کرده باشد.

    کتاب «علی از زبان علی» در واقع از زبان خود حضرت امیرالمؤمنین(ع) تا پایان کتاب روایت می‌شود و راوی دیگری وجود ندارد. و افزوده‌های مؤلف در قلاب با رنگ متفاوت و قلم متفاوت ارائه شده تا با سخنان حضرت مخلوط نشود.

    این کتاب دربردارنده گزارش‌های تاریخی و روایی براساس سیر طبیعی گفتارهای اجتماعی و سیاسی است و نه عهده‌دار بیان معارف عمیق توحیدی و تفسیر آیات قرآن و موعظه‌های اخلاقی آن حضرت.

    عناوین فصل های کتاب:

    دوران مکه, دوران مدینه, دوران خلفا, دوران خلافت, دوران جنگ جمل, دوران جنگ صفین, دوران حکمیت, دوران جنگ نهروان, دوران غارت ها و دوران شهادت

    برشی از کتاب

    من علی فرزند ابوطالب و فاطمه بنت اسد، در روز سیزدهم رجب سال ۳۰ عام‌الفیل، در شهر مکه و در درون خانهٔ کعبه متولد شدم. پدرم ابوطالب، چندین فرزند داشت و ازنظر معیشت در تنگنا بود. خویشان نزدیک به یاری وی شتافتند و هرکدام سرپرستی یکی از فرزندان او را برعهده گرفتند. از آن میان، رسول خدا(ص) مرا برگزیدند تا همچون عضوی از خانوادهٔ آن حضرت، در کنار ایشان و خانواده‌شان زندگی کنم.

    پیامبر(ص) پسری نداشتند؛ اما تقدیر الهی چنان بود که از من، چونان فرزندشان نگهداری کنند و در رشد و تربیت من از هیچ لطفی دریغ نورزند و تمام مهر و عطوفتی که یک پدر به فرزندش دارد، برای من به‌کار گیرند؛ تاآنجاکه رسول خدا (ص) مرا در دامان خویش می‌نشاندند و در آغوش می‌گرفتند و در بستر مخصوص خود جای می‌دادند. در کنار ایشان آرام می‌گرفتم و بوی خوش آن حضرت به مشامم می‌رسید. حتی گاه غذا را لقمه‌لقمه در دهانم می‌گذاشتند. هرگز دروغی در گفتار من و خطایی در رفتار من مشاهده نکردند.

    از لحظه‌ای که رسول خدا(ص) را از شیر گرفته بودند، خداوند گرامی‌ترین فرشته‌اش را مأمور تربیت وی کرده بود تا او را همواره به راه‌های کرامت و راستی و اخلاق نیکو راهنمایی کند. من نیز همواره با رسول خدا(ص) بودم، همچون فرزندی که همیشه در کنار مادر است. آن بزرگوار نیز هر روز درس جدیدی از اخلاق نیکو به من می‌آموختند و از من می‌خواستند که در گفتار و رفتار، از ایشان پیروی کنم.

    رسول خدا(ص) هر سال، چندماهی را در غار «حراء» سپری می‌کردند. در آن ایام، تنها من بودم که با ایشان ملاقات می‌کردم و درطول این مدت، جز من، کسی ایشان را نمی‌دید.[۱]


    پانويس


    منابع مقاله

    پایگاه اطلاع‌رسانی حدیث شیعه (حدیث نت)

    وابسته‌ها