کنانی، ابی‌القاسم حمزة بن محمد بن علی بن عباس

    از ویکی‌نور
    ابوالقاسم کنانی
    NUR00000.jpg
    نام کاملحمزه بن محمد بن علی بن عباس کنانی
    نام‌های دیگرابوالقاسم
    نام پدرمحمد بن علی بن عباس
    ولادت۲۷۵ق
    محل تولدمصر، مصر
    محل زندگیمصر، دمشق، حلب، بغداد، بصره، کوفه، موصل
    رحلت۳۵۷ق (۸۲ سال)
    مدفنقاهره، گورستان مصلای عید
    دیناسلام
    پیشهمحدث، حافظ، زاهد
    اطلاعات علمی
    درجه علمیحافظ، محدث، زاهد
    حوزهحدیث، رجال، علل الحدیث
    علایق پژوهشیجمع‌آوری و تدوین حدیث، شناخت علل الحدیث
    اساتید
    • نسائی
    • ابویعلی موصلی
    • بغوی
    • ابن ابی‌الدنيا
    • عمران بن موسی طبیب
    • محمد بن سعید سراج
    • سعید بن عثمان حرّانی
    • عبدان اهوازی
    • محمد بن عون کوفی
    شاگردان
    • دارقطنی
    • ابن منده
    • عبدالغنی بن سعید ازدی
    • ابن قابسی
    • ابن نحاس
    • علی بن عمر حرّانی (ابن حمصه)
    برخی آثار

    ابوالقاسم حمزه بن محمد بن علی بن عباس کنانی مصری (۲۷۵ – ۳۵۷ق) محدث، حافظ و زاهد برجستهٔ مصری در سدهٔ چهارم هجری بود. او از بزرگترین حافظان حدیث در زمان خود به شمار می‌رفت و به دلیل ورع، زهد و عبادت بسیار مشهور بود. او در جستجوی حدیث به شهرهای مختلفی از جمله دمشق، حلب، بغداد، بصره، کوفه و موصل سفر کرد و از استادان بزرگی چون نسائی و ابویعلی موصلی حدیث شنید. شاگردان برجسته‌ای همچون دارقطنی و ابن منده از او روایت کرده‌اند. از آثار او می‌توان به «جزء البطاقة» اشاره کرد که آخرین مجلس املای اوست.

    ولادت

    ابوالقاسم حمزه بن محمد بن علی بن عباس کنانی، در ماه شعبان سال ۲۷۵ هجری قمری در مصر به دنیا آمد.[۱][۲][۳] او به قبیلهٔ کنانه (از قبایل عرب) منسوب بود و به همین دلیل به «کنانی» شهرت یافت.[۲]

    تحصیلات و سفرهای حدیثی

    کنانی از کودکی به فراگیری حدیث روی آورد و نخستین بار در سال ۲۹۵ هجری قمری (در بیست سالگی) به شنیدن حدیث پرداخت.[۱] او برای کسب علم و شنیدن حدیث از مشایخ بزرگ، به شهرهای مختلفی سفر کرد. در سال ۳۰۵ هجری قمری به قصد طلب حدیث به عراق سفر کرد.[۱]

    او در مصر از استادانی چون نسائی، عمران بن موسی طبیب، محمد بن سعید سراج، عبدان اهوازی و دیگران حدیث شنید.[۱][۴] در دمشق از محمد بن عوف و دیگر مشایخ دمشقی بهره برد.[۱] در حلب از قاضی آن شهر، ابوعبیدالله محمد بن احمد بن حمزه دمشقی، حدیث شنید.[۵] در بغداد از بغوی و دیگران، در کوفه از علی بن عباس کوفی و علی بن احمد کوفی، در بصره از عباس بن حماد و محمد بن علی بصری، و در موصل از ابویعلی موصلی استماع حدیث کرد.[۵]

    کنانی از مشایخ فراوانی روایت کرده است که از جملهٔ آنان می‌توان به محمد بن جعفر بن امام بغدادی، قاسم بن لیث، عبدالسلام بن احمد بن سهل بصری، احمد بن عیسی بن عبدالجبار، محمد بن حسن عسقلانی، هیشم بن خلف دوری، احمد بن هارون بن زید مکی، ابوبکر وراق ابن ابی‌الدنيا و محمد بن عون کوفی اشاره کرد.[۵]

    ویژگی‌های شخصیتی

    حفظ و دانش

    کنانی از حافظان برجستهٔ عصر خود به شمار می‌رفت. حاکم نیشابوری می‌گوید: «او یکی از چهار حافظی است که در زمان خود به حفظ حدیث مشهور بودند.»[۵] ذهبی او را «یکی از ائمهٔ این فن» توصیف کرده و می‌گوید: «برای مصریان در زمان او هیچ‌کس از او حافظ‌تر نبود.»[۶] او به حدیث و علل آن آگاهی کامل داشت و در این زمینه مقدم بود.[۷]

    ورع و زهد

    کنانی به زهد، ورع و عبادت بسیار شهرت داشت. بیهقی نقل کرده است که او «با وجود تقدم در معرفت آثار، یکی از کسانی است که به زهد و ورع و کثرت عبادت یاد می‌شود.»[۱] سیوطی نیز او را «حافظ زاهد عالم» خوانده است.[۸]

    دقت در حدیث

    او در نقل حدیث دقت فراوانی داشت. در روایتی آمده است که با عبدان جوالقی دربارهٔ حدیثی به گفتگو پرداخت و چون اشتباه خود را دریافت، خطای خود را تصحیح کرد و گفت: «سزاوار است کسی که این حدیث را نقل کند، دستش بریده شود» و سپس به روایت صحیح بازگشت.[۱]

    اساتید

    کنانی از استادان بزرگی حدیث شنید که از جملهٔ آنان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    - نسائی (ابو عبدالرحمن احمد بن شعیب) - صاحب سنن

    - ابویعلی موصلی - صاحب مسند

    - بغوی (ابو القاسم عبدالله بن محمد)

    - ابن ابی‌الدنيا (ابوبکر وراق)

    - عمران بن موسی طبیب

    - محمد بن سعید بن عثمان سراج

    - سعید بن عثمان حرّانی

    - عبدان اهوازی

    - محمد بن عون کوفی

    - ابوعبیدالله محمد بن احمد بن حمزه دمشقی (قاضی حلب)

    - محمد بن جعفر بن امام بغدادی

    - قاسم بن لیث

    - عبدالسلام بن احمد بن سهل بصری

    - احمد بن عیسی بن عبدالجبار

    - محمد بن حسن عسقلانی

    - هیشم بن خلف دوری

    - احمد بن هارون بن زید مکی[۱][۵]

    شاگردان

    از کنانی راویان و شاگردان بسیاری روایت کرده‌اند که از جملهٔ آنان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    - دارقطنی (ابو الحسن علی بن عمر) - از حافظان بزرگ

    - ابن منده (ابو عبدالله محمد بن اسحاق) - حافظ اصفهانی

    - عبدالغنی بن سعید ازدی - حافظ مصری

    - ابن قابسی (ابو الحسن علی بن محمد معافری) - فقیه

    - ابن نحاس (ابو محمد عبدالرحمن بن عمر) - مصری

    - علی بن عمر بن محمد حرّانی (معروف به ابن حمصه) - آخرین کسی که از او روایت کرده است

    - شعيب بن عبدالله بن منهال جوهری

    - تراب بن عمر بن عبید (ابو النعمان)

    - جعفر بن احمد بن لقمان (ابو الفرج)

    - احمد بن محمد بن مرزوق انماطی

    - علی بن عبدالله بن جهضم[۱][۵]

    وفات

    ابوالقاسم حمزه بن محمد کنانی در ماه ذی‌الحجه سال ۳۵۷ هجری قمری در مصر درگذشت.[۱][۲][۳] او در هنگام مرگ ۸۲ سال داشت. تاریخ دقیق وفات او به روز چهارشنبه در ذی‌الحجه ذکر شده است.[۱] برخی منابع نیز ماه ذی‌القعدة را ذکر کرده‌اند.[۱]

    در مورد محل دفن او، ابن عدیم از قضاعی نقل کرده است که قبر او در قاهره، در گورستان جدید نزدیک مصلای عید (مصلی) قرار دارد.[۵]

    داستان جالبی دربارهٔ وفات او نقل شده است: هنگامی که خبر رسید که لشکر مغربی‌های ابوتمیم به اسکندریه رسیده‌اند، کنانی گفت: «خدایا مرا زنده مگذار تا پرچم‌های زرد را ببینم.» او سه روز پیش از ورود آن لشکر درگذشت.[۱]

    ابن منده نقل کرده است که کنانی گفت: «من در هنگام نوشتن حدیث، «و سلم» را نمی‌نوشتم؛ تا اینکه پیامبر را در خواب دیدم که به من فرمود: آیا در کتابت بر من درود نمی‌فرستی؟»[۹]

    آثار

    از ابوالقاسم کنانی آثار متعددی بر جای مانده است که مهمترین آنها عبارتند از:

    - جزء البطاقة (یا مجلس البطاقة): این کتاب مجموعه‌ای از احادیث است که در آخرین مجلس املای کنانی نقل شده است.[۵][۱۰] دلیل نامگذاری آن به «بطاقة» این است که در این مجلس، حدیثی دربارهٔ «بطاقة» نقل شده است. این کتاب با تحقیق عبدالرزاق بن عبدالمحسن العباد منتشر شده است.[۱۰]

    - الأمالی: مجموعه‌ای از احادیث که کنانی در مجالس مختلف املاء کرده است.[۵]

    پانویس

    1. ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ ۱٫۱۲ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۲۳۹-۲۴۲.
    2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ زرکلی، الأعلام، ج۲، ص۲۸۰.
    3. ۳٫۰ ۳٫۱ كحاله، معجم المؤلفين، ج۴، ص۸۱.
    4. صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۳، ص۱۷۴-۱۷۵.
    5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ ۵٫۵ ۵٫۶ ۵٫۷ ۵٫۸ ابن عدیم، بغیة الطلب فی تاریخ حلب، ج۶، ص۲۹۵۷-۲۹۶۱.
    6. ذهبی، العبر فی خبر من غبر، ج۲، ص۱۰۰.
    7. ابن عماد، شذرات الذهب، ج۴، ص۲۹۹.
    8. سیوطی، حسن المحاضرة فی أخبار مصر و القاهرة، ج۱، ص۳۰۰.
    9. ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة، ج۴، ص۲۰.
    10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ عطیه، دليل مؤلفات الحديث الشريف المطبوعة القديمة و الحديثة، ج۲، ص۶۴۹.

    منابع مقاله

    • ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، دار الفکر، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
    • ابن عدیم، عمر بن احمد، بغیة الطلب فی تاریخ حلب، ج۶، دار الفکر، بیروت، چاپ اول.
    • سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، حسن المحاضرة فی أخبار مصر و القاهرة، ج۱، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
    • عطیه، محی‌الدین، دليل مؤلفات الحديث الشريف المطبوعة القديمة و الحديثة، ج۲، دار ابن حزم، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق.
    • كحاله، عمر رضا، معجم المؤلفين، ج۴، دار إحياء التراث العربي، بيروت، چاپ اول، ۱۳۷۶ق.
    • ذهبی، محمد بن احمد، العبر فی خبر من غبر، ج۲، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول.
    • صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۱۳، دار النشر فرانز شتاینر، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۱ق.
    • ابن تغری بردی، یوسف، النجوم الزاهرة فی ملوك مصر و القاهرة، ج۴، وزارة الثقافة و الإرشاد القومي، قاهره، چاپ اول، ۱۳۹۲ق.
    • ابن عماد، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، ج۴، دار ابن کثیر، بیروت، چاپ اول، ۱۴۰۶ق.
    • زرکلی، خیرالدین، الأعلام: قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، ج۲، دار العلم للملایین، بیروت، چاپ هشتم، ۱۹۸۹م.

    وابسته‌ها