۱۶۰٬۳۹۲
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
}} | }} | ||
'''لودویگ یوزف یوهان ویتگنشتاین''' (۱۸۸۹-۱۹۵۱م)، فیلسوف اتریشی-بریتانیایی و یکی از تأثیرگذارترین اندیشمندان قرن بیستم در حوزههای منطق، فلسفه زبان، فلسفه ریاضیات و فلسفه ذهن. او به همراه برتراند راسل و گوتلوب فرگه از بنیانگذاران فلسفه تحلیلی به شمار میرود. ویتگنشتاین برجستهترین شاگرد راسل بود و راسل او را جانشین خود میدانست و میگفت: «او جوانی است که آدم برایش امیدوار است.» فلسفه او معمولاً به دو دورهٔ متقدم (رساله منطقی-فلسفی) و متأخر (پژوهشهای فلسفی) تقسیم میشود. در نظرسنجی سال ۱۹۹۹ از اساتید فلسفه دانشگاههای آمریکا، | '''لودویگ یوزف یوهان ویتگنشتاین''' (۱۸۸۹-۱۹۵۱م)، فیلسوف اتریشی-بریتانیایی و یکی از تأثیرگذارترین اندیشمندان قرن بیستم در حوزههای منطق، فلسفه زبان، فلسفه ریاضیات و فلسفه ذهن. او به همراه [[راسل، برتراند|برتراند راسل]] و [[گوتلوب فرگه]] از بنیانگذاران فلسفه تحلیلی به شمار میرود. ویتگنشتاین برجستهترین شاگرد [[راسل، برتراند|راسل]] بود و [[راسل، برتراند|راسل]] او را جانشین خود میدانست و میگفت: «او جوانی است که آدم برایش امیدوار است.» فلسفه او معمولاً به دو دورهٔ متقدم (رساله منطقی-فلسفی) و متأخر (پژوهشهای فلسفی) تقسیم میشود. در نظرسنجی سال ۱۹۹۹ از اساتید فلسفه دانشگاههای آمریکا، «[[پژوهشهای فلسفی]]» به عنوان مهمترین کتاب فلسفی قرن بیستم انتخاب شد. | ||
==ولادت== | ==ولادت و خانواده== | ||
لودویگ یوزف یوهان ویتگنشتاین در ۲۶ آوریل ۱۸۸۹م در وین، پایتخت اتریش-مجارستان، در یکی از ثروتمندترین خانوادههای صنعتی اروپا به دنیا آمد.<ref name="fararu">[https://fararu.com/fa/news/909655 ر.ک: زندگی پرفرازونشیب ویتگنشتاین، فرارو]</ref> پدرش کارل ویتگنشتاین، کارخانهدار بزرگ فولاد و یکی از ثروتمندترین مردان اروپا بود که با اندرو کارنگی دوستی داشت و انحصار کارتل فولاد اتریش را در اختیار داشت.<ref name="philomag">[https://www.philomag.de/philosophen/ludwig-wittgenstein ر.ک: Ludwig Wittgenstein, PhiloMag]</ref> مادرش لئوپولدینه کالموس، زنی هنردوست و موسیقیدان بود.<ref name="fararu" /> خانواده ویتگنشتاین پس از خانواده روتشیلد، دومین خانواده ثروتمند امپراتوری اتریش-مجارستان بودند و تا سال ۱۹۳۸ به تنهایی ۱۳ کاخ در وین داشتند.<ref name="philomag" /> این خانواده در حیات فرهنگی وین نقش برجستهای داشتند و افرادی چون یوهانس برامس و گوستاو مالر در خانهٔ آنان رفتوآمد داشتند و کنسرت برگزار میکردند.<ref name="alws">[https://www.alws.at/de/sein-leben-sein-werk/ ر.ک: Sein Leben – Sein Werk, Österreichische Ludwig Wittgenstein Gesellschaft]</ref> گوستاو کلیمت نیز پرترهای از خواهر ویتگنشتاین، مارگارت، برای عروسی او کشید.<ref name="philomag" /> | لودویگ یوزف یوهان ویتگنشتاین در ۲۶ آوریل ۱۸۸۹م در وین، پایتخت اتریش-مجارستان، در یکی از ثروتمندترین خانوادههای صنعتی اروپا به دنیا آمد.<ref name="fararu">[https://fararu.com/fa/news/909655 ر.ک: زندگی پرفرازونشیب ویتگنشتاین، فرارو]</ref> پدرش کارل ویتگنشتاین، کارخانهدار بزرگ فولاد و یکی از ثروتمندترین مردان اروپا بود که با اندرو کارنگی دوستی داشت و انحصار کارتل فولاد اتریش را در اختیار داشت.<ref name="philomag">[https://www.philomag.de/philosophen/ludwig-wittgenstein ر.ک: Ludwig Wittgenstein, PhiloMag]</ref> مادرش لئوپولدینه کالموس، زنی هنردوست و موسیقیدان بود.<ref name="fararu" /> خانواده ویتگنشتاین پس از خانواده روتشیلد، دومین خانواده ثروتمند امپراتوری اتریش-مجارستان بودند و تا سال ۱۹۳۸ به تنهایی ۱۳ کاخ در وین داشتند.<ref name="philomag" /> این خانواده در حیات فرهنگی وین نقش برجستهای داشتند و افرادی چون یوهانس برامس و گوستاو مالر در خانهٔ آنان رفتوآمد داشتند و کنسرت برگزار میکردند.<ref name="alws">[https://www.alws.at/de/sein-leben-sein-werk/ ر.ک: Sein Leben – Sein Werk, Österreichische Ludwig Wittgenstein Gesellschaft]</ref> گوستاو کلیمت نیز پرترهای از خواهر ویتگنشتاین، مارگارت، برای عروسی او کشید.<ref name="philomag" /> | ||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
ویتگنشتاین تحصیلات ابتدایی را در خانه و زیر نظر معلمان خصوصی گذراند، چرا که پدرش نمیخواست فرزندانش عادات بد را در مدرسه یاد بگیرند.<ref name="fararu" /> او از سال ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۶ در مدرسهٔ دولتی «رئالشوله» در لینتس (اتریش) تحصیل کرد.<ref name="alws" /> در همین دوره بود که آدولف هیتلر نیز در همان مدرسه تحصیل میکرد، اگرچه هیچ مدرکی مبنی بر آشنایی یا همکلاسی بودن این دو وجود ندارد.<ref name="alws" /> مورخان مینویسند ویتگنشتاین به دلیل سخن گفتن به آلمانی فصیح با لکنت، لباس پوشیدن شیک، و حساس بودن، از سایر پسرها متمایز بود.<ref name="philomag" /> در گزارش کارنامه او، بالاترین نمره (۵) را در درس دین، نمره ۲ را در رفتار و انگلیسی، و نمره ۳ و ۴ را در سایر دروس دریافت کرد.<ref name="philomag" /> او در املا مشکل داشت و در آزمون کتبی آلمانی مردود شد. ویتگنشتاین بعدها در سال ۱۹۳۱ نوشت: «املا بد من در جوانی، تا حدود ۱۸ یا ۱۹ سالگی، با بقیه شخصیت من (ضعف من در مطالعه) مرتبط است.»<ref name="philomag" /> | ویتگنشتاین تحصیلات ابتدایی را در خانه و زیر نظر معلمان خصوصی گذراند، چرا که پدرش نمیخواست فرزندانش عادات بد را در مدرسه یاد بگیرند.<ref name="fararu" /> او از سال ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۶ در مدرسهٔ دولتی «رئالشوله» در لینتس (اتریش) تحصیل کرد.<ref name="alws" /> در همین دوره بود که آدولف هیتلر نیز در همان مدرسه تحصیل میکرد، اگرچه هیچ مدرکی مبنی بر آشنایی یا همکلاسی بودن این دو وجود ندارد.<ref name="alws" /> مورخان مینویسند ویتگنشتاین به دلیل سخن گفتن به آلمانی فصیح با لکنت، لباس پوشیدن شیک، و حساس بودن، از سایر پسرها متمایز بود.<ref name="philomag" /> در گزارش کارنامه او، بالاترین نمره (۵) را در درس دین، نمره ۲ را در رفتار و انگلیسی، و نمره ۳ و ۴ را در سایر دروس دریافت کرد.<ref name="philomag" /> او در املا مشکل داشت و در آزمون کتبی آلمانی مردود شد. ویتگنشتاین بعدها در سال ۱۹۳۱ نوشت: «املا بد من در جوانی، تا حدود ۱۸ یا ۱۹ سالگی، با بقیه شخصیت من (ضعف من در مطالعه) مرتبط است.»<ref name="philomag" /> | ||
ویتگنشتاین در سال ۱۹۰۶ وارد دانشگاه فنی برلین شد و در رشته مهندسی مکانیک به تحصیل پرداخت.<ref name="staatstheater">[https://staatstheater-augsburg.de/wer_war_ludwig_wittgenstein ر.ک: Wer war Ludwig Wittgenstein?, Staatstheater Augsburg]</ref> در سال ۱۹۰۸ به دانشگاه ویکتوریای منچستر رفت و در آنجا به طراحی موتور هواپیما و کایتهای هواشناسی علاقهمند شد.<ref name="tecnolumen">[https://tecnolumen.de/ludwig-wittgenstein-philosophie-design-und-ein-ikonischer-tuergriff/ ر.ک: Ludwig Wittgenstein – Philosophie, Design und ein ikonischer Türgriff, Tecnolumen]</ref> او روی طراحی پروانهای با موتورهای جت کوچک در نوک پرهها کار کرد و در سال ۱۹۱۱ این طرح را به ثبت رساند.<ref name="tecnolumen" /> در همین دوران بود که با خواندن «اصول ریاضیات» برتراند راسل و آثار گوتلوب فرگه، به مبانی ریاضیات و منطق روی آورد و به قول خواهرش هرمینه، «وسواس» ریاضیات او را فرا گرفت.<ref name="tecnolumen" /> او در تابستان ۱۹۱۱ به ینا رفت و با فرگه ملاقات کرد. فرگه پس از بحثهای طولانی به او توصیه کرد برای تحصیل فلسفه نزد راسل به کمبریج برود.<ref name="tecnolumen" /> | ویتگنشتاین در سال ۱۹۰۶ وارد دانشگاه فنی برلین شد و در رشته مهندسی مکانیک به تحصیل پرداخت.<ref name="staatstheater">[https://staatstheater-augsburg.de/wer_war_ludwig_wittgenstein ر.ک: Wer war Ludwig Wittgenstein?, Staatstheater Augsburg]</ref> در سال ۱۹۰۸ به دانشگاه ویکتوریای منچستر رفت و در آنجا به طراحی موتور هواپیما و کایتهای هواشناسی علاقهمند شد.<ref name="tecnolumen">[https://tecnolumen.de/ludwig-wittgenstein-philosophie-design-und-ein-ikonischer-tuergriff/ ر.ک: Ludwig Wittgenstein – Philosophie, Design und ein ikonischer Türgriff, Tecnolumen]</ref> او روی طراحی پروانهای با موتورهای جت کوچک در نوک پرهها کار کرد و در سال ۱۹۱۱ این طرح را به ثبت رساند.<ref name="tecnolumen" /> در همین دوران بود که با خواندن «اصول ریاضیات» [[راسل، برتراند|برتراند راسل]] و آثار گوتلوب فرگه، به مبانی ریاضیات و منطق روی آورد و به قول خواهرش هرمینه، «وسواس» ریاضیات او را فرا گرفت.<ref name="tecnolumen" /> او در تابستان ۱۹۱۱ به ینا رفت و با فرگه ملاقات کرد. فرگه پس از بحثهای طولانی به او توصیه کرد برای تحصیل فلسفه نزد [[راسل، برتراند|راسل]] به کمبریج برود.<ref name="tecnolumen" /> | ||
ویتگنشتاین در ۱۸ اکتبر ۱۹۱۱ ناگهان و بدون اطلاع قبلی در اتاق راسل در کالج ترینیتی ظاهر شد.<ref name="tecnolumen" /> راسل در نامهای به معشوقهاش نوشت: «یک آلمانی ناشناس ظاهر شد، خیلی کم انگلیسی صحبت میکند اما از صحبت به آلمانی خودداری میکند. معلوم شد که او مهندسی خوانده، اما در این دوره به طور خودآموز عاشق فلسفه ریاضیات شده و حالا به طور خاص برای شنیدن من به کمبریج آمده است.»<ref name="tecnolumen" /> راسل خیلی زود به این نتیجه رسید که ویتگنشتاین یک نابغه است. او نوشت: «من او را دوست دارم و احساس میکنم او مشکلاتی را حل خواهد کرد که من برای حل آنها خیلی پیر هستم.»<ref name="philomag" /> | ویتگنشتاین در ۱۸ اکتبر ۱۹۱۱ ناگهان و بدون اطلاع قبلی در اتاق [[راسل، برتراند|راسل]] در کالج ترینیتی ظاهر شد.<ref name="tecnolumen" /> [[راسل، برتراند|راسل]] در نامهای به معشوقهاش نوشت: «یک آلمانی ناشناس ظاهر شد، خیلی کم انگلیسی صحبت میکند اما از صحبت به آلمانی خودداری میکند. معلوم شد که او مهندسی خوانده، اما در این دوره به طور خودآموز عاشق فلسفه ریاضیات شده و حالا به طور خاص برای شنیدن من به کمبریج آمده است.»<ref name="tecnolumen" /> [[راسل، برتراند|راسل]] خیلی زود به این نتیجه رسید که ویتگنشتاین یک نابغه است. او نوشت: «من او را دوست دارم و احساس میکنم او مشکلاتی را حل خواهد کرد که من برای حل آنها خیلی پیر هستم.»<ref name="philomag" /> | ||
==فعالیتها== | ==فعالیتها== | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
ویتگنشتاین از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۶ به عنوان معلم مدرسه ابتدایی در روستاهای تراتنباخ، پوخبرگ و اوترتال در اتریش سفلی کار کرد.<ref name="fararu" /> خواهرش هرمینه گفت کار ویتگنشتاین به عنوان معلم ابتدایی مانند استفاده از یک ابزار دقیق برای باز کردن جعبهها بود، اما خانواده تصمیم گرفت دخالت نکند.<ref name="alws" /> توماس برنهارد، نویسنده اتریشی، بعدها در نقد این دوره از زندگی ویتگنشتاین نوشت: «میلیونر به عنوان معلم روستا قطعاً یک انحراف است.»<ref name="alws" /> ویتگنشتاین معلمی سختگیر و پرشور بود، به طوری که خواهرش میگفت دانشآموزان «به معنای واقعی کلمه روی یکدیگر سوار میشدند تا برای پاسخ دادن انتخاب شوند».<ref name="alws" /> اما در آوریل ۱۹۲۶ حادثه «هایدباور» رخ داد. ویتگنشتاین یک دانشآموز ۱۱ ساله کندآموز را چند بار بر سر زد و او از حال رفت.<ref name="alws" /> ویتگنشتاین استعفای خود را تقدیم کرد و معلمی را برای همیشه کنار گذاشت.<ref name="alws" /> | ویتگنشتاین از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۶ به عنوان معلم مدرسه ابتدایی در روستاهای تراتنباخ، پوخبرگ و اوترتال در اتریش سفلی کار کرد.<ref name="fararu" /> خواهرش هرمینه گفت کار ویتگنشتاین به عنوان معلم ابتدایی مانند استفاده از یک ابزار دقیق برای باز کردن جعبهها بود، اما خانواده تصمیم گرفت دخالت نکند.<ref name="alws" /> توماس برنهارد، نویسنده اتریشی، بعدها در نقد این دوره از زندگی ویتگنشتاین نوشت: «میلیونر به عنوان معلم روستا قطعاً یک انحراف است.»<ref name="alws" /> ویتگنشتاین معلمی سختگیر و پرشور بود، به طوری که خواهرش میگفت دانشآموزان «به معنای واقعی کلمه روی یکدیگر سوار میشدند تا برای پاسخ دادن انتخاب شوند».<ref name="alws" /> اما در آوریل ۱۹۲۶ حادثه «هایدباور» رخ داد. ویتگنشتاین یک دانشآموز ۱۱ ساله کندآموز را چند بار بر سر زد و او از حال رفت.<ref name="alws" /> ویتگنشتاین استعفای خود را تقدیم کرد و معلمی را برای همیشه کنار گذاشت.<ref name="alws" /> | ||
«رساله منطقی-فلسفی» ویتگنشتاین ابتدا در سال ۱۹۲۱ در آلمانی و سپس در سال ۱۹۲۲ به صورت دو زبانه (آلمانی-انگلیسی) با ترجمه رامزی-اوگدن و مقدمه راسل منتشر شد.<ref name="philomag" /> ویتگنشتاین از مقدمه و ترجمه راضی نبود و معتقد بود راسل کتاب او را اساساً سوء تفاهم کرده است.<ref name="philomag" /> ویتگنشتاین بعدها در نامهای به راسل نوشت: «نکته اصلی نظریه آن چیزی است که میتوان با گزارهها بیان کرد و آنچه نمیتوان بیان کرد اما فقط نشان داد. این به عقیده من مسئله اساسی فلسفه است.»<ref name="philomag" /> | «رساله منطقی-فلسفی» ویتگنشتاین ابتدا در سال ۱۹۲۱ در آلمانی و سپس در سال ۱۹۲۲ به صورت دو زبانه (آلمانی-انگلیسی) با ترجمه رامزی-اوگدن و مقدمه [[راسل، برتراند|راسل]] منتشر شد.<ref name="philomag" /> ویتگنشتاین از مقدمه و ترجمه راضی نبود و معتقد بود [[راسل، برتراند|راسل]] کتاب او را اساساً سوء تفاهم کرده است.<ref name="philomag" /> ویتگنشتاین بعدها در نامهای به [[راسل، برتراند|راسل]] نوشت: «نکته اصلی نظریه آن چیزی است که میتوان با گزارهها بیان کرد و آنچه نمیتوان بیان کرد اما فقط نشان داد. این به عقیده من مسئله اساسی فلسفه است.»<ref name="philomag" /> | ||
ویتگنشتاین هرگز عضو حلقه وین نبود، اما تأثیر عمیقی بر آن گذاشت.<ref name="orf" /> رودولف کارناپ، فیلسوف حلقه وین، نوشت: «دیدگاه ویتگنشتاین و نگرش او نسبت به مردم و مشکلات... بیشتر شبیه یک هنرمند خلاق بود تا یک دانشمند. تقریباً میتوان گفت شبیه یک پیامبر مذهبی یا یک روشنبین.»<ref name="philomag" /> در سال ۱۹۲۹، ویتگنشتاین به کمبریج بازگشت. جان مینارد کینز به همسرش نوشت: «خب، خدا رسید. او را در قطار ۵:۱۵ ملاقات کردم.»<ref name="philomag" /> ویتگنشتاین «رساله منطقی-فلسفی» را به عنوان رساله دکتری خود ارائه کرد. پس از دفاع، ویتگنشتاین به ممتحنانش (راسل و مور) بر شانه زد و گفت: «نگران نباشید، میدانم که هرگز آن را نخواهید فهمید.»<ref name="philomag" /> در سال ۱۹۳۹ جانشین مور در کرسی استادی فلسفه کمبریج شد.<ref name="staatstheater" /> | ویتگنشتاین هرگز عضو حلقه وین نبود، اما تأثیر عمیقی بر آن گذاشت.<ref name="orf" /> رودولف کارناپ، فیلسوف حلقه وین، نوشت: «دیدگاه ویتگنشتاین و نگرش او نسبت به مردم و مشکلات... بیشتر شبیه یک هنرمند خلاق بود تا یک دانشمند. تقریباً میتوان گفت شبیه یک پیامبر مذهبی یا یک روشنبین.»<ref name="philomag" /> در سال ۱۹۲۹، ویتگنشتاین به کمبریج بازگشت. جان مینارد کینز به همسرش نوشت: «خب، خدا رسید. او را در قطار ۵:۱۵ ملاقات کردم.»<ref name="philomag" /> ویتگنشتاین «رساله منطقی-فلسفی» را به عنوان رساله دکتری خود ارائه کرد. پس از دفاع، ویتگنشتاین به ممتحنانش ([[راسل، برتراند|راسل]] و مور) بر شانه زد و گفت: «نگران نباشید، میدانم که هرگز آن را نخواهید فهمید.»<ref name="philomag" /> در سال ۱۹۳۹ جانشین مور در کرسی استادی فلسفه کمبریج شد.<ref name="staatstheater" /> | ||
در جنگ جهانی دوم، ویتگنشتاین از محیط آکادمیک فاصله گرفت و به عنوان خدمه بیمارستان (انباردار دارو) در بیمارستان گای در لندن و سپس به عنوان دستیار آزمایشگاه در بیمارستان سلطنتی ویکتوریا در نیوکاسل کار کرد.<ref name="fararu" /> او در این مدت با «بازیل ریو» و «آر. تی. گرانت» بر روی مطالعه شوک ناشی از جراحت در قربانیان حملات هوایی همکاری کرد.<ref name="alws" /> | در جنگ جهانی دوم، ویتگنشتاین از محیط آکادمیک فاصله گرفت و به عنوان خدمه بیمارستان (انباردار دارو) در بیمارستان گای در لندن و سپس به عنوان دستیار آزمایشگاه در بیمارستان سلطنتی ویکتوریا در نیوکاسل کار کرد.<ref name="fararu" /> او در این مدت با «بازیل ریو» و «آر. تی. گرانت» بر روی مطالعه شوک ناشی از جراحت در قربانیان حملات هوایی همکاری کرد.<ref name="alws" /> | ||