ویتگنشتاین؛ متفکر زبان و زمان: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۸: خط ۵۸:
دست‌کم از زمان ارسطو تا به امروز بسیاری از فلاسفه اظهار کرده‌اند که بخشی از معرفت نخستینی را «الف» و مابقی را «ب» بنامیم، به‌تقریب می‌توانیم شهود و درک آنها را با این گفته بیان کنیم که «ب» به «الف» وابسته و متکی است نه برعکس و اینکه «الف» به چیزی وابسته نیست. این صورت‌بندی آشکارا پرسش‌های متنوع و جالبی را به وجود می‌آورد، برای مثال «وابسته به» یعنی چه؟ اما اگر لحظه‌ای این مسائل را کنار بگذاریم، می‌توانیم کسانی را که با چنین دیدگاهی موافق‌اند، «مبناگرا» بخوانیم. در نوشتار چهارم نویسنده می‌کوشد تا این اوصاف نامنظم را دربارۀ آنچه می‌تواند مبناگرا باشد، روشن کند. هدف او از این کار پاسخ به این چند پرسش مهم است که آیا هر نوع معرفتی، وضعیتی مبناگرا دارد و اگر چنین است، چه معیارهایی این وضعیت را معین می‌کند؟
دست‌کم از زمان ارسطو تا به امروز بسیاری از فلاسفه اظهار کرده‌اند که بخشی از معرفت نخستینی را «الف» و مابقی را «ب» بنامیم، به‌تقریب می‌توانیم شهود و درک آنها را با این گفته بیان کنیم که «ب» به «الف» وابسته و متکی است نه برعکس و اینکه «الف» به چیزی وابسته نیست. این صورت‌بندی آشکارا پرسش‌های متنوع و جالبی را به وجود می‌آورد، برای مثال «وابسته به» یعنی چه؟ اما اگر لحظه‌ای این مسائل را کنار بگذاریم، می‌توانیم کسانی را که با چنین دیدگاهی موافق‌اند، «مبناگرا» بخوانیم. در نوشتار چهارم نویسنده می‌کوشد تا این اوصاف نامنظم را دربارۀ آنچه می‌تواند مبناگرا باشد، روشن کند. هدف او از این کار پاسخ به این چند پرسش مهم است که آیا هر نوع معرفتی، وضعیتی مبناگرا دارد و اگر چنین است، چه معیارهایی این وضعیت را معین می‌کند؟


چنین تصور می‌شود که تأثیر ویتگنشتاین بر جریان تفکر معاصر، دست‌کم به نوبۀ خود بیشتر از هر یک از فیلسوفان قرن بیستم باشد. او به همراه ارنست ماخ و برتراند راسل پدر معنوی جنبش فکری تأثیرگذاری است که به پوزیتویسم منطقی یا تجربه‌گرایی منطقی مشهور است. این تأثیر بیشتر از «رساله» یا حتی از تأویل‌ها از آن سرچشمه گرفته است که از سوی دیگران ارائه شده است. عقاید و نوشته‌های ویتگنشتاین در مرحلۀ دوم، بنیان‌های تفکری را فراهم آورد که اغلب به «فلسفۀ زبان عادی» مشهور است. امروزه تأثیر ویتگنشتاین بیش از پیش در بسیاری از آموزه‌های فلسفۀ تحلیلی احساس می‌شود؛ اما این موضوع بیشتر غیرمستقیم و پنهان است و در نتیجه ارائۀ آن به صورت شکلی واحد و مشخص دشوار است. مشخص کردن و بررسی موضوعاتی که ویتگنشتاین بر آنها تأثیر گذاشته است، فصلی مهم از تاریخ فلسفه و تفکر قرن بیستم را خواهد ساخت که هنوز باید در این‌باره تحقیقاتی به رشتۀ تحریر درآید. نوشتار ششم کتاب بحثی در این‌باره است.
چنین تصور می‌شود که تأثیر ویتگنشتاین بر جریان تفکر معاصر، دست‌کم به نوبۀ خود بیشتر از هر یک از فیلسوفان قرن بیستم باشد. او به همراه ارنست ماخ و [[راسل، برتراند|برتراند راسل]] پدر معنوی جنبش فکری تأثیرگذاری است که به پوزیتویسم منطقی یا تجربه‌گرایی منطقی مشهور است. این تأثیر بیشتر از «رساله» یا حتی از تأویل‌ها از آن سرچشمه گرفته است که از سوی دیگران ارائه شده است. عقاید و نوشته‌های ویتگنشتاین در مرحلۀ دوم، بنیان‌های تفکری را فراهم آورد که اغلب به «فلسفۀ زبان عادی» مشهور است. امروزه تأثیر ویتگنشتاین بیش از پیش در بسیاری از آموزه‌های فلسفۀ تحلیلی احساس می‌شود؛ اما این موضوع بیشتر غیرمستقیم و پنهان است و در نتیجه ارائۀ آن به صورت شکلی واحد و مشخص دشوار است. مشخص کردن و بررسی موضوعاتی که ویتگنشتاین بر آنها تأثیر گذاشته است، فصلی مهم از تاریخ فلسفه و تفکر قرن بیستم را خواهد ساخت که هنوز باید در این‌باره تحقیقاتی به رشتۀ تحریر درآید. نوشتار ششم کتاب بحثی در این‌باره است.


ویتگنشتاین سال 1929 را در کیمبریج گذراند؛ زیرا هدف او بازگشت به فلسفه و تحقق آمال و خواسته‌های درونی‌اش بود. اما چنان‌که پیش‌بینی می‌شد، از دهۀ بیست به بعد، توان و قدرت او در مسائلی که خودش را با آنها درگیر کرده بود، بسیار کاهش یافت. در این میان «رساله» در وین به موضوعی بسیار مهم تبدیل شده بود. هانس هان ریاضی‌دان و موریتس شلیک فیلسوف و کردت ردی میستر ریاضی‌دان در یک نشست کاری با یکدیگر آشنا شده و عمیقاً تحت تأثیر این قرار گرفته بودند. در نوشتار هفتم کتاب دربارۀ ارتباط ویتگنشتاین و حلقۀ وین مباحثی مطرح شده است.
ویتگنشتاین سال 1929 را در کیمبریج گذراند؛ زیرا هدف او بازگشت به فلسفه و تحقق آمال و خواسته‌های درونی‌اش بود. اما چنان‌که پیش‌بینی می‌شد، از دهۀ بیست به بعد، توان و قدرت او در مسائلی که خودش را با آنها درگیر کرده بود، بسیار کاهش یافت. در این میان «رساله» در وین به موضوعی بسیار مهم تبدیل شده بود. هانس هان ریاضی‌دان و موریتس شلیک فیلسوف و کردت ردی میستر ریاضی‌دان در یک نشست کاری با یکدیگر آشنا شده و عمیقاً تحت تأثیر این قرار گرفته بودند. در نوشتار هفتم کتاب دربارۀ ارتباط ویتگنشتاین و حلقۀ وین مباحثی مطرح شده است.