رسالة ابن المنجم فی الموسیقی
| رسالة ابن المنجم فی الموسیقی | |
|---|---|
| پدیدآوران | ابن منجم، یحیی بن علی (نويسنده)
شوقی، یوسف (محقق) ابو الفرج اصفهانی، علی بن حسین ( نویسنده) |
| عنوانهای دیگر | الاغانی ** کشف رموز کتاب الاغانی |
| ناشر | المنظمة العربیة للتربیة و الثقافة و العلوم. معهد البحوث و الدراسات العربیة. قسم البحوث الاجتماعیة ** الهیئة المصریة العامة للکتاب |
| مکان نشر | مصر - قاهره |
| سال نشر | 1355ش - 1976م |
| چاپ | 1 |
| موضوع | ابن منجم، یحیی بن علی، 241 - 300ق. النغم -- نقد و تفسیر - ابو الفرج اصفهانی، علی بن حسین، 284 - 356ق. الأغاني - نقد و تفسیر - موسیقی عربی-- متون قدیمی تا قرن 14 - موسیقی دانان عرب -- متون قدیمی تا قرن 14 - ثعلبی، احمد بن محمد، - 427ق. الکشف و البیان -- نقد و تفسیر |
| زبان | عربی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | 7ن2الف 189 ML |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
رسالة ابن المنجّم في الموسيقي و كشف رموز كتاب الأغاني، نوشته ابواحمد یحیی بن علی بن یحیی بن ابیمنصور المنجم الندیم، مشهور به ابن المنجم (300-241ق) است. این اثر درباره بنیانهای موسیقی کلاسیک عربی است که با پژوهش یوسف شوقی چاپ شده است و همچنین با دو عنوان دیگرِ «النغم ليحيی بن علي بن يحيی المنجم» (تحقیق محمد بهجت الاثری) و «رسالة يحيی بن المنجم في الموسيقي» (تحقیق زکریا یوسف) نیز عرضه شده است.
اهمیت کتاب
- این رساله از کهنترین آثار موسیقی نظری و تحلیلی، پس از اسلام است؛
- درباره شیوهای از موسیقی بحث میکند که امروزه منسوخ شده است؛
- از معدود منابع دسترسی به آرای اسحاق موصلی (موسیقیدان بزرگ) است؛
- پیشینه و سنت موسیقایی ایرانِ پیش از اسلام در آن جلوه میکند[۱].
ساختار
شوقی در ویرایش خود از فصلبندی نسخه کتابخانه رضا رامپور پیروی کرده که عبارت است از: چهار فصل نخست در معرفی کتاب، تعریف نغمه، انواع نغمه، تعریف مجری و انواع آن؛ فصلهای پنجم و هفتم در بررسی آرای ابواسحاق موصلی و نقد عقاید او درباره موسیقی؛ فصل هشتم درباره نغمههای غنایی در موسیقی و فصل نهم «خاتمه» رساله است[۲]. این اثر از پاورقیهای بسیار مفصلی برخوردار است که شوقی (محقق) برای آن نوشته و حجم بیشتر کتاب را در بر گرفته است. او عکس دو نسخه خطی «موزه بریتانیا و کتابخانه رضا رامپور در هند» را در پایان کتاب درج نموده است.
گزارش محتوا
این رساله، روایتی از موسیقی را ارائه میکند که متعلق به مکتب موسوم به «غناء قدیم» است. این مکتب در برابر مکتبی قرار میگیرد که جنبه تحلیلی و ریاضیاتی قوی دارد و ملهم از ترجمه کتب یونانی است. ابویعقوب کندی شاخصه دوره ابتدایی آن مکتب و فارابی، شخصیت محوری آن است. اما مکتب قدیم بر غناء و شعر استوار است و بر انتقال شفاهی میراث ادبی – موسیقایی تأکید میکند[۳]. کتاب، بسیار موجز نوشته شده و همه توضیحات به شکل حداقلی بیان شدهاند. محور اصلی آن، تعداد نغمات در غناء و تعداد آنها بر روی عود و نظریه «مجرا» است که بهنوعی مشابه مُدشناسی امروزی است. نویسنده وارد بحث وزن و ایقاعات نشده است. او برخلاف فلاسفه و موسیقیدانان بعدی از اصطلاحاتی بهره میجوید که تعریفی برای آنها ارائه نمیدهد و شیوه تحلیل مفهومی ندارد، بلکه به نظر میرسد کتاب را برای متخصصانی نوشته است که همگی با موسیقی آشنا بودهاند و معنای اصطلاحات را میدانستهاند، اما احتیاج به روشن شدن برخی از مفاهیم و نحوه کاربرد آنها داشتهاند. به همین دلیل نیز گاهی اصطلاحات را یکدست استفاده نمیکند و مشخص نیست که بعضی واژگان را برای توصیف بهکار میبرد یا معنای تخصصی از آنها در نظر دارد؛ واژگانی همچون تلطیف، شدّت، لین و... همچنین از اصطلاحاتی (مانند صوت، مقطع و زوائد) بهره میگیرد که در موسیقی نظری زمانهای بعدی منسوخ شدهاند و یا فقط در شعر و تحلیل غناء از نظر ادبی باقی مانده و تغییر معنی دادهاند. ابن المنجم آرای «اهالی موسیقی» (کندی و پیروان او) را آرای فرعی و حاشیهای میداند و میخواهد اصول صحیح موسیقی را بنمایاند[۴].
موضوعات کتاب چنین دستهبندی میشود:
- نظریه تعداد نغمات عود نزد اسحاق بن ابراهیم موصلی: ابن منجم، اختلاف میان اسحاق موصلی و پیروانش را با اصحاب فلاسفه موسیقیدان قدیم یا همان یونان در مورد تعداد نغمات اوتار ساز عود بازگو میکند. اسحاق موصلی بر این عقیده است که تعداد نغمات در عود، حلق و سازهای دیگر بیش از ده نغمه نیست؛ در مقابل، فلاسفه اعتقاد داشتند که تعداد این نغمات در عود هجده نغمه است.
- مواضع نغمات بر اوتار عود و دستانبندی عود: در این بخش، نحوه نامگذاری دستانهای عود و ترتیب نغمات نزد اسحاق موصلی و اصحاب فلاسفه عنوان شده است. اسحاق موصلی اولین نغمه را نغمه مطلق وتر مثنی میداند، دومین نغمه را نغمه دستان سبابه وتر مثنی و به همین ترتیب ادامه میدهد تا به دستان اسفل الدّساتین که پایین دستان خنصر وتر زیر بسته میشود؛ در مقابل، اصحاب فلاسفه موسیقیدان قدیم، اولین نغمه را مطلق وتر بم میدانند. نغمه دومین را دستان سبابه وتر بم و به همین ترتیب تا نغمه هجدهم.
- نغمات مؤتلف و مختلف و رابطه بین نغمات.
- تعریف مجرا در روش اسحاق موصلی و مشخصکردن الحان با دو مجرای وسطی و مجرای بنصر: نظامی که اسحاق موصلی برای تبیین غنای مشرقزمین ارائه میدهد و یا آن را اصلاح و کامل میکند، بر اساس تقسیمات حاصل از شرکت دو دستان وسطی و بنصر وتر مثنی در الحان است؛ بدین معنا که این دو نغمه در یک لحن باهم شرکت نمیکنند. بنابراین، این امر باعث تشکیل چهار ترکیب نغمی با فواصل مشخص در هر مجرا میشود که با ذکر نام آن ترکیب میتوان به فواصل و نغمات لحن پیبرد.
متأسفانه، در این رساله از بحث ایقاعات (رمل، سپس ثقیل اول، سپس ثقیل ثانی و خفیف رمل، خفیف ثقیل اول، خفیف ثقیل ثانی، خفیف و سپس هزج)، که یکی از مهمترین فصول مباحث موسیقایی است، چشمپوشی شده است؛ اهمیت این قضیه از آنجا آشکار میشود که بدانیم در قرون آغازین هجری، نام الحان را همراه با نام ایقاعِ بهکاررفته در آن عنوان میکردند؛ حتی گاهی فقط به نام ایقاع آن بسنده میشد و از نام مجرای لحن میگذشتند.
مبحث دیگر رساله، که گذرا به آن اشاره شده، به بحث الحانی ربط دارد که همه نغمات را در خود دارند. این مطلب از جهاتی میتواند مهم باشد، چراکه در نظامی که اسحاق موصلی ارائه میدهد، هشت نغمه از نغمات دهگانه در هر لحن میتواند شرکت کند؛ زیرا دو نغمه وسطی و بنصر وتر مثنی با یکدیگر در یک لحن شرکت نمیکنند و دو نغمه مؤتلف با این دو نغمه، یعنی نغمه بنصر وتر مثلث و وسطی وتر زیر نیز با این دو نغمه ائتلاف حاصل میکنند؛ بدین معنا که بنصر وتر مثلث با نغمه بنصر وتر مثنی و نغمه وسطی وتر زیر نیز با نغمه وسطی وتر مثنی هماهنگ میشود؛ در این صورت، هشت نغمه در لحن قابل استفاده خواهد بود. شاید ذکر این نکته میتواند مبیّن وجود شرایط خاص و تناسبات پیچیدهای باشد که در آن به مهارت و توانایی زیادی نیاز است[۵].
پانویس
منابع مقاله
- حسینی، محمدتقی، مقدمه «رسالة في الموسيقي»، اثر ابن منجم، به اهتمام محمدتقی حسینی، تهران، مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری «متن»، چاپ اول، 1388ش.
- ذبیحیفر احسان و محسنی سید شاهین، « نقد، ترجمه و تحلیل كتاب النغم: روایت یحیی بن النمجم از اسحاق موصلی»، مجله: پژوهشنامه انتقادی متون و برنامههای علوم انسانی»، خرداد 1401 - شماره 103:
https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1900325
- قاسملو، فرید، «دانشنامه جهان اسلام»، بنیاد دائرةالمعارف اسلامی)، تهران، چاپ اول، 1377ش.