بدرقه جان: سیری در زندگی حضرت علی‌اکبر(علیه‌السلام)

    از ویکی‌نور
    ‏بدرقه جان: سیری در زندگی حضرت علی‌اکبر(علیه‌السلام)
    بدرقه جان: سیری در زندگی حضرت علی‌اکبر(علیه‌السلام)
    پدیدآورانواحد پژوهش مسجد مقدس جمکران (نويسنده)
    ناشرمسجد مقدس جمکران
    مکان نشرايران - قم
    سال نشر1388ش
    موضوعسیره
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    نورلایبمطالعه و دانلود
    کد اتوماسیونAUTOMATIONCODE16909AUTOMATIONCODE

    بدرقه جان: سیری در زندگی حضرت علی‌اکبر(علیه‌السلام)، تألیف واحد پژوهش مسجد مقدس جمکران، و تصحیح احمدرضا فیض‌پور، کتابی است که به زندگی و سیره یکی از قهرمانان کربلا یعنی حضرت علی‌اکبر(ع) اختصاص یافته است. او فرزند رشید امام حسین(ع) است که در خَلق و خُلق و منطق به رسول خدا(ص) می‌ماند و در روز عاشورا به شهادت رسید.

    ساختار

    این اثر یک‌جلدی با مقدمه نویسنده آغاز شده و به دنبال آن محتویات کتاب، طی عناوین متعددی آمده است.

    گزارش محتوا

    حضرت علی‌اکبر(ع) در یازدهم شعبان سال سی و سوم هجری؛ پیش از کشته شدن عثمان، چشم به جهان گشود. به نظر نویسنده و طبق نظر مرحوم شهید در «دروس» و کفعمی، ایشان در واقعه کربلا بیست‌وپنج ساله و دو سال از حضرت زین‌العابدین(ع) بزرگ‌تر بوده است[۱].

    کنیه‌اش ابوالحسن[۲] و ملقب به «اکبر» بود[۳]. در نام مادرش، محل اختلاف است؛ شیخ مفید، ابن اثیر، فخر رازی، شیخ طوسی و صاحب ناسخ التواریخ نام مادر او را «لیلی» دختر ابوعروة ثقفی می‌دانند؛ سبط بن جوزی و خوارزمی نام مادر او را «آمنه» ذکر کرده‌اند؛ ابن شهرآشوب نام مادر آن بزرگوار را «برّه» و مقتل ابی اسحاق اسفراینی نام او را «شهربانو» ذکر کرده‌اند[۴].

    او که اولین شهید اهل‌بیت در کربلاست شباهت‌هایی با پیامبر(ص) داشت که نویسنده به آن شباهت‌ها اشاره کرده[۵] سپس به فضائل آن حضرت پرداخته است[۶]. او دراین‌باره می‌گوید: ما تردید نداریم که حضرت علی‌اکبر(ع) جامع تمام فضایل و بالاتر از همه، دارای مقام عصمت و به‌دوراز اخلاق ناروا بود، به شهادت پدرش که از باطن افراد آگاه است، او جامع صفات محمدی(ص) و آیینه تمام نمای آن حضرت است، همان‌گونه که در زیارت اول رجب و زیارتی که ابوحمزه از امام صادق(ع) روایت نموده، آمده است[۷].

    به‌قدری این فضائل آشکار بوده که دشمن مکار و سرسخت اهل‌بیت(ع) یعنی معاویه لب به اعتراف گشوده و او را مستحق خلافت می‌داند: روزی معاویه از سردمداران و دولت‌مردان حاضر در جلسه پرسید: سزاوارترین مردم برای این امر (خلافت) کیست؟ گفتند: تو هستی. معاویه گفت: نه، سزاوارترین مردم برای حکومت، علی بن حسین(ع) است که جدش رسول خدا(ص) است و شجاعت بنی‌هاشم، سخاوت بنی‌امیه و بزرگ‌منشی ثقیف را داراست... این اقرار دلیل آن است که حضرت علی‌اکبر(ع) در آن هنگام بین مردم شام و سایر شهرها با داشتن محاسن اخلاق و قداست الهیه کاملاً معروف بوده، در غیر این صورت دلیلی ندارد معاویه به صلاحیت فردی برای خلافت در حضورت مسئولان کشور اعتراف کند که از جهت تدبیر، درایت و صفات حمیده و توان مدیریت برای مردم ناشناخته است[۸]. هرچند او در این بیانش می‌خواست فضیلتی را برای قوم خود اثبات کند تا هم‌طراز قبایلی چون بنی‌هاشم و ثقیف گردد[۹].

    از دیگر ویژگی‌های آن حضرت می‌توان به فصاحت و بلاغت، وارث در شجاعت، فارس میدان نبرد، مؤذن کربلا و بسیاری از صفات و اخلاق نیکوست که برخی از این ویژگی‌ها در شب و روز عاشورا آشکار گردیده است. نویسنده در صفحات بعدی به آن ویژگی‌ها و خصائص پرداخته و در مورد هریک به بحث نشسته و از رشادت‌های حضرت علی‌اکبر(ع) در روز عاشورا و کیفیت شهادت آن حضرت سخن به میان آورده است.

    در پایان کتاب نویسنده می‌گوید: برحسب ظاهر، چهار نفر از اهل کساء در کربلا نبودند؛ ولی شبیه‌ترین به آن‌ها در کربلا حضور داشته و سیدالشهدا(ع) را یاری نمودند آن چهار نفر که شبیه به چهار نفر اهل کساء بودند از این قرارند:

    1. حضرت علی‌اکبر(ص)، شبیه رسول خدا(ص)؛
    2. حضرت ابوالفضل عباس(ع)، شبیه امیرالمؤمنین(ع)؛
    3. حضرت زینب کبری(ع)، شبیه حضرت فاطمه زهرا(ع)؛
    4. حضرت قاسم بن حسن(ع)، شبیه امام حسن مجتبی(ع)[۱۰].

    وضعیت کتاب

    فهرست محتویات در ابتدای کتاب آمده است.

    پاورقی‌ها به مستند مطالب کتاب اختصاص یافته است.

    منابع مقاله

    مقدمه و متن کتاب.


    پانویس

    1. متن کتاب، ص11، 12
    2. همان، ص13
    3. همان، ص15
    4. همان، ص17
    5. ر.ک: همان، ص21
    6. ر.ک: همان، ص22
    7. همان، ص23
    8. ر.ک: همان، ص22-23 و ص56
    9. همان، ص24
    10. ر.ک: همان، ص93-94

    وابسته‌ها