اجزاء الحيوان
| اجزاء الحيوان | |
|---|---|
| پدیدآوران | ارسطو (نويسنده)
ابن بطریق، سعید بن بطریق (مترجم) بدوی، عبدالرحمن ( شارح و محقق) |
| ناشر | وکالة المطبوعات |
| مکان نشر | کویت - کویت |
| سال نشر | 1357ش - 1978م |
| چاپ | 1 |
| موضوع | جانور شناسی - متون قدیمی تا قرن 14 - حیوانها -- حرکت |
| زبان | عربی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | 1357 3الف4الف 41 QL |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
أجزاء الحيوان، اثر ارسطو (322ق.م)، با ترجمه یوحنا بن بطریق، یکی از مهمترین آثار در زمینه زیستشناسی و کالبدشناسی است.
ساختار و محتوا
این کتاب که از چهار مقاله تشکیل شده، به بررسی اندامها و بافتهای جانوران و ارتباط آنها با یکدیگر با هدف غایی طبیعت میپردازد.
عبدالرحمن بدوی در مقدمهای که بر این کتاب نوشته، در معرفی آن مینویسد: عنوان کتاب (في أجزاء الحيوان)، بهطور کامل موضوع آن را منعکس نمیکند؛ زیرا این کتاب، مطالعهای در مورد آناتومی حیوانات نیست، بلکه بررسی دلایلی است که ساختار حیوان را بر اساس یک هدف شناختهشده، تعیین کردهاند. بنابراین، این ساختار، از این نظر، مورد مطالعه قرار میگیرد که چگونه طبعیت آن را برای انجام وظیفه محولهاش، آماده کرده است؛ زیرا ارسطو به دو اصل اساسی، اعتقاد داشت: «طبیعت هیچ چیز را بیهوده نمیآفریند، بلکه همواره برای هدفی عمل میکند» و «این عملکرد، اندام را ایجاد میکند، نه برعکس»[۱].
ارسطو به بررسی ساختارهای گونههای مختلف حیوانات پرداخته تا نشان دهد که اشکال این ساختارها توسط طبیعت، مطابق با هدف مورد نظر آن و برای انجام وظیفه محولشده به آن، ساخته شدهاند؛ زیرا طبیعت از نظر او، پدیدآورنده نظام، صانع فاعل، دارای قصد و... است...[۲].
منظور ارسطو در این کتاب، فقط اندامهای متمایز بدن، مانند دست و پا و سایر اندام نیست، بلکه شامل تمام موادی میشود که بدن را تشکیل میدهند، مانند خون، مغز استخوان، چربی، کیسه صفرا و... او اجزا را به دو دسته «اجزای متشابه» و «اجزای غیر متشابه»، تقسیم کرده است. نمونههایی از اجزای مشابه در بدن حیوانات، عبارتند از: خون، چربی، رگ، مغز استخوان، منی، شیر و گوشت (که نرم و مرطوب هستند) و همچنین استخوان، عصب و... (که سخت و محکم هستند) و نمونههای اعضای غیر مشابه عبارتند از: صورت، دست و پا.
رابطه بین این دو بخش، بهصورت زیر نشان داده شده است:
الف)- برخی از اجزای مشابه، مادهای است که اجزای غیر مشابه از آن ساخته میشود (برای مثال، هر جزء آلی - یعنی عضوی - از استخوان، عصب، گوشت و... تشکیل شده است)؛
ب)- برخی از بخشهای مشابه، در تأمین غذا برای آنچه در «الف» ذکر شد، نقش دارند؛ ج)- برخی از آنها بقایای آنچه در «ب» ذکر شد، هستند، مانند مدفوع و ادرار[۳].
مقاله اول، به بررسی روشهای صحیح مطالعه زیستشناسی، نقد نظریات پیشینیان و اهمیت علت غایی در طبیعت اختصاص دارد. این مقاله، بیشتر جنبه نظری و روششناختی دارد و مقدمهای برای کل آثار زیستشناسی ارسطو است. ارسطو در این مقاله دیدگاه فیلسوفان پیش از خود را که جانداران را صرفاً حاصل ترکیب مواد مادی میدانستند، رد میکند و استدلال میکند که برای شناخت یک جاندار، باید «علت غایی» یا هدف از وجود هر عضو را شناخت. به باور او، طبیعت هیچ کاری را بیهوده انجام نمیدهد[۴]. ارسطو روش طبقهبندی دوتایی افلاطون را نقد کرده و روشی جامعتر بر اساس ویژگیهای ساختاری متعدد پیشنهاد میکند[۵].
مقاله دوم، به کالبدشناسی اندامهای اصلی مانند قلب، خون، مغز و اندامهای حسی میپردازد. ارسطو در این مقاله از کلیات عبور کرده و بررسی عینی اندامها را آغاز میکند و به بررسی مایعات و جامدات بدن مانند خون، مغز استخوان، پی، چربی و گوشت، قلب و خون، مغز و اندامهای حسی میپردازد[۶].
مقاله سوم، درباره دندانها، دهان، منقار، شاخها، اندامهای درونی (مثل قلب، ریه، کلیه و...) و... بحث میکند[۷].
مقاله چهارم، حاوی مباحثی پیرامون اندامهای حرکتی، تولید مثل و ویژگیهای ریختشناسی جانوران مختلف است و به بررسی اندامهای بیرونی جانداران خوندار و کل ساختار بدنی جانوران بیخون (بیمهرگان) اختصاص دارد. ارسطو در این مقاله توضیح میدهد که چگونه شکل اندامی چون دست، پا، بال، باله، شاخ، ناخن و منقار، با سبک زندگی و محیط زیست جاندار هماهنگ است[۸].
پانویس
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.