الرد علی الجهمية و الزنادقة
الرد علی الجهمية و الزنادقة، با نام کامل «الرد علی الجهمية و الزنادقة في ما شكوا فيه من متشابه القرآن و تأولوه علی غير تأويله»، تألیف ابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن اسد الشیبانی (۱۶۴‑۲۴۱ق)، معروف به امام احمد بن حنبل، فقیه، محدث و بنیانگذار مذهب حنبلی، در نقد و رد عقاید جهمیه و زنادقه درباره آیات متشابه قرآن است که بر پایه کتاب، سنت و فهم سلف، به شکوک و تأویلات نابجای آنان نسبت به آیات متشابه قرآن، پاسخ میدهد.
| الرد علی الجهمية و الزنادقة | |
|---|---|
| پدیدآوران | ابن حنبل، احمد بن محمد (نويسنده) شاهین، صبری بن سلامه (محقق) |
| عنوانهای دیگر | فيما شکوا فيه من متشابه القرآن و تأولته علی غير تأويله |
| ناشر | وزارة الاوقاف و الشئون الإسلامیة. قطاع المساجد |
| مکان نشر | عربستان - ریاض |
| سال نشر | 1424ق - 2003م |
| چاپ | 1 |
| شابک | 9960-10-592-x |
| موضوع | جهمیه - دفاعیهها و ردیهها - سلفیه -- عقاید -- دفاعیهها و ردیهها |
| زبان | عربی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | 4ر2الف 203/6 BP |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
اهمیت و جایگاه علمی
ابن قیم در «اجتماع الجيوش الإسلامية» با اشاره به روایت ابوبکر خلال و استناد قاضی ابویعلی، ابن عقیل و بیهقی به این اثر، آن را تأیید کرده است[۱]. افزون بر این، ابن بطه در کتاب «الإبانة الكبری» بهکرات از این رساله نقل قول کرده است[۲]. ابن تیمیه نیز در آثار متعدد خود مانند «منهاج السنة»، «الرسالة التدمرية» و «اقتضاء الصراط المستقیم»، به این کتاب استناد کرده و آن را معتبر دانسته است[۳].
ساختار
این کتاب، یک رساله کلامی ‑ حدیثی به زبان عربی است که در یک جلد تدوین شده و فاقد باببندی یا فصلبندی رسمی است. محتوای کتاب بهصورت پیوسته و با درونمایه اصلی مناظره با جهمیه و زنادقه درباره تفسیر آیات متشابه سامان یافته است. در پایان کتاب، فهرست موضوعی مباحث توسط محقق (صبری بن سلمه شاهین) تنظیم شده است.
کتاب، دارای سبک علمی - کلامی است که ویژگیهای اصلی آن عبارت است از:
گزارش محتوا
محقق کتاب در مقدمه خود، ابتدا به جایگاه علمی احمد بن حنبل و اقوال سلف در مورد اصول بدعتها (روافض، خوارج، قدریه و مرجئه) و موضع ایشان در قبال جهمیه اشاره کرده است. او انگیزه خود از تصحیح این اثر را «جهاد با علم و قلم» دانسته و مسئله حکم تکفیر جهمیه را با تفکیک میان «تکفیر مطلق» و «تکفیر معیّن» و نیز اشکال احتمالی در انتساب کتاب به امام احمد را طرح و سپس با استناد به کاربرد این کتاب در آثار ابن تیمیه، ابن قیم جوزیه، ابن بطه و ذکر ابن ندیم در الفهرست، صحت انتساب آن را اثبات کرده است. در ادامه، بخشی از محنت (آزمایش عقیدتی) و احتجاج احمد بن حنبل با ابن ابیدؤاد و یاران وی در حضور معتصم را ارائه نموده است[۶].
نمونهای از مباحث
- احمد بن حنبل پس از مقدمهای کوتاه، کتاب را با «باب بيان ما ضلت فيه الزنادقة من متشابه القرآن» آغاز میکند و در ذیل آن، شبهات زنادقه را پیرامون برخی از آیات متشابه قرآن تکتک مطرح میکند و به آنها پاسخ میدهد.
- اولین شبهه درباره آیه: ﴿كُلَّما نَضِجَت جُلُودُهُم بَدَّلنَاهُم جُلُودًا غَيرَهَا﴾ (نساء: ۵۶) است که چگونه خداوند پوستهایی را که جدید روییدهاند و گناهی نکردهاند، عذاب میکند؟! و امام در پاسخ میگوید: تبدیل به معنای نوسازی است، نه تغییر نوع[۷].
- زنادقه آیاتی را که درباره مراحل مختلف قیامت نازل شده، متعارض میپنداشتند؛ از جمله آیه ﴿ هَٰذَا يوْمُ لَا ينْطِقُونَ ﴾ (مرسلات: 35) و آیه ﴿ثُمَّ إِنَّكمْ يوْمَ الْقِيامَةِ عِندَ رَبِّكمْ تَخْتَصِمُونَ﴾ (الزمر: 31). احمد بن حنبل با اشاره به تفاوت مراحل قیامت (نفخه دوم، حساب، جزا) نشان میدهد که این آیات به مواطن مختلف اشاره دارند و تعارضی میان آنها نیست[۸].
- همچنین درباره آیه ﴿وَ نَحْشُرُهُ يوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمَىٰ﴾ (طه: 124) توضیح میدهد که «أعمی» به معنای نابینا از «حجت و دلیل» است و در روز قیامت با توجه به سوره ق، آیه 22، کافر وقتی از قبر بیرون میآید، بیناست و چشمانش تیزبین میشود و ابداً به هم نمیخورد، تا تمام آنچه را که از امر رستاخیز انکار میکرد و دروغ میپنداشت، با چشم خود ببیند[۹].
- جهمیه به آیه ﴿إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيا﴾ (الزخرف: 3) تمسک کرده و میگفتند: هر «جعلی»، مخلوق است؛ پس این آیه دال بر مخلوق بودن قرآن است. مؤلف با ذکر نمونههایی از قرآن نشان میدهد که «جعل» در قرآن کریم آنگاه که به مخلوقات منسوب میشود، بر دوگونه است: یکی تسمیه و دیگری فعلی از افعال آنان و آنگاه که به خداوند منسوب میگردد، گاه به معنای خلق و گاه به معنای غیر خلق میآید؛ مثلا در آیه شریفه «إني جاعلك للناس إماما» (البقره: 124)، معنای جعل، «خلق» نیست؛ چون خلقت ابراهیم، متقدم بر امامتش بوده است؛ در آیه شریفه مورد بحث نیز مطلب همینگونه است[۱۰].
داستان مناظره جهم با سمنیه
مؤلف به نقل از منابع پیشین، گزارش میدهد که جهم بن صفوان با گروهی از مشرکان به نام «سمنیه» (منکران هر علمی جز علم حسی) مناظره کرد. سمنیه پرسیدند: آیا خدایت را دیدهای؟ کلامش را شنیدهای؟ بویش را استشمام کردهای؟ لمسش کردهای؟ جهم به همه پاسخ منفی داد و درماند و چهل روز نماز نخواند.
مؤلف نتیجه میگیرد که اساس مذهب جهمیه بر «تعطیل و نفی حقیقت خدا» استوار است؛ آنان تنها به زبان اقرار به خدا دارند؛ وگرنه در قلب، هیچ موجود حقیقی را نمیپرستند[۱۱].
پانويس
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.