کارنامه اردشیر بابکان

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

کارنامه اردشیر بابکان، اثر نویسنده‌ای ناشناس، رساله‌ای است نیمه‌حماسی و یادگاری از روزگار ساسانی که به زبان پهلوی نوشته شده است. این کتاب، راجع به سرگذشت داستانی «اردشیر بابکان» (بنیادگذار پادشاهی ساسانی) است و به‌مناسبت در ضمن آن از «شاپور» (پسر اردشیر) و «هرمز» (پسر شاپور) نیز به‌اختصار سخن رفته است. کارنامه به کوشش محمدجواد مشکور (1297-1374ش) تدوین یافته است.

کارنامه اردشیر بابکان
کارنامه اردشیر بابکان
پدیدآورانمشکور، محمدجواد (نويسنده)
عنوان‌های دیگرمشتمل‌ بر متن‌ پهلوی، لغت‌نا‌مه‌، ترجمه‌ فا‌رسی‌ مقا‌یسه‌ با‌ شا‌هنا‌مه‌ و حواشی‌ و تعلیقا‌ت‌ ** کا‌رنا‌مک‌‌ی ارتخشیری پا‌پکا‌ن‌
ناشرمطبعه الکشاف
مکان نشر[بی جا] - [بی جا]
سال نشر1329ش
چاپ1
موضوعاردشیر سا‌سا‌نی‌، شا‌ه‌ ایران‌ - ادبیات پهلوی
زبانفارسی
تعداد جلد1
نورلایبمطالعه و دانلود pdf

ساختار و سبک نوشتار

کتاب با یک پیشگفتار درباره «کارنامه»، آغاز می‌شود. قسمت اولِ کارنامه، متن پهلوی آن است که نسخه‌بدل‌هایش و نیز فرهنگ یا فهرست واژه‌های پهلوی کتاب ارائه می‌شود. قسمت دومِ کارنامه، ترجمه فارسی آن است و با مقایسه‌اش با شاهنامه فردوسی به‌همراه حواشی و تعلیقه‌ها عرضه می‌گردد. این قسمت، متن کارنامه را در سیزده بخش تدوین نموده است. در پایان کتاب نیز تعلیقه‌ها و حاشیه‌ها، واژه‌های اشعار شاهنامه، نام‌های اَعلام و کتاب‌ها درج شده است. کارنامه نثری کوتاه و سبکی ساده و داستان‌وار دارد که پس از هر نثر، اشعارِ مربوط به آن آمده است.

گزارش محتوا

پیشگفتار

کتاب نزدیک سال 600م، تدوین شده است و دارای 5600 واژه پهلوی است. گویا این اثر، خلاصه‌ای از کارنامه مفصّل‌ترِ اردشیر بابکان است که اکنون در دست نیست. درباره کتاب «کاروند» گفته شده هیچ ارتباطی به این اثر ندارد، بلکه به گفته «جاحظ» کتابی در ادب و لغت بوده است که از میان رفته و فقط نامی از آن مانده است[۱]. کارنامه را نباید با «عهد اردشیر» یکی گرفت. آن عهد، نامه یا خطبه‌ای است که اردشیر بابکان در آیین مُلک‌داری نوشته است. این خبر در آثار «جاحظ» و «ابن مسکویه» تأیید شده است. «ابن ندیم» نیز آن را عهدی از اردشیر به پسرش «شاپور» برمی‌شمرد. هم او کتابی را با عنوان «سیرت اردشیر» نام می‌برد که ترجمه عربی همین کارنامه است. باز هم ابن ندیم از دو اثر دیگر به نام‌های «كتابُ وضعِ المَسالِح» درباره کمین ‌نهادن و اسلحه‌خانه و «كتاب التّدبير»، که در آیین مُلک‌داری برای اردشیر نوشته شده‌اند، نام می‌برد[۲]‏. برخی مانند مسعودی و «محمد ‌بن ‌اسحاق» (ابن ندیم) نیز «کارنامه» را به انوشیروان نسبت داده‌اند.

کارنامه پس از «یادگار زریران»، دومین داستان رزمی به زبان پهلوی است که تأثیر بسیاری بر شاهنامه فردوسی و شاهنامه‌های پیش از آن داشته و مندرجاتش در آن‌ها نیز آمده است[۳]. ‏ممکن است که این کارنامه، خلاصه‌ای از کتاب مفصلی باشد که اکنون در دست نیست؛ نخستین جمله مندرج در کتاب: «به کارنامه اردشیر بابکان چنین نوشته است...» و نیز بخش‌های افزوده‌ای‌ که در شاهنامه آورده شده، این گمانه را تأیید می‌کند. گمان می‌رود که گردآوری کارنامه یا خلاصه آن در سده ششم میلادی به هنگام پادشاهی «خسرو انوشیروان» انجام گرفته باشد؛ چراکه در آن به بازی شطرنج و نَرد و خاقان تُرک اشاره شده است. از سوی دیگر، ستایش پهلوانی، فُروسیَت (سوارکاری)، هنرنمایی و زیبایی جسمانی که مکرّر در آن آمده است، برگرفته از منابع بسیار قدیمی و از عادت‌های زمان اشکانی یا اوایل ساسانی است، ولی پند و اندرزی که به اردشیر منسوب است و در بخش الحاقی شاهنامه آمده است، باید از اختراعات دوره اخیر ساسانی باشد. عادت بر این بوده است که فرزانگان، نصایحشان را با عبارت‌ها و واژه‌های اخلاقی به کسانی که شُهره‌اند، نسبت دهند تا سرمشقی به مردم زمانه‌ا‌شان داده باشند.

سبک و انشای محکم، ساده و استادانه «کارنامه» خیلی قدیمی است و با سبک آثار پهلوی، که پس از اسلام نوشته شده است، فرق دارد. پس می‌توان گفت که این «کارنامه» بی‌شک از ادبیات اصیل ساسانیان بشمار می‌رود و به‌طور قطع، در زمانه سقوط یزدگرد و در دوره اسلامی تنظیم نشده است[۴]. ‏دیگر اینکه، متن این کارنامه اصیل‌تر از نسخه‌ای است که فردوسی از آن بهره جسته است. مشکور سپس، به مقایسه کارنامه با هر دو شاهنامه «منصوری» و «فردوسی» می‌پردازد. او نسخه‌های موجود «کارنامه» را برگرفته از نسخه «رستم مهربان» می‌داند که متن پهلوی آن است و به دستور «پشوتن سنجانا» در هند به سال 1896م، استنساخ و ترجمه شده است[۵]‏.

مشکور، فهرستی از طبع و ترجمه‌های کارنامه را تا زمان خویش می‌آورد که به ترتیبِ طبع، عبارتند از:

  1. نسخه دستوری «پشوتن‌جی بهرام‌جی سنجانا»، ترجمه‎شده به زبان گُجرایی، 1853م، در بمبئی هند؛
  2. ترجمه آلمانی به دست خاورشناس آلمانی معروف، «تئودور نولدکه»، 1878م، در گوتینگن؛
  3. نسخه دستوری کیقباد آدرباد 1896م، به زبان گجراتی و با ترجمه انگلیسی؛
  4. نسخه دستوری «پشوتن سنجانا» به زبان گجراتی با ترجمه انگلیسی و با حاشیه و تعلیقه «داراب»، 1896م، در بمبئی هند؛
  5. متن پهلوی کارنامه به خط اوستایی با نخستین ترجمه آن به زبان فارسی به دست «خدایار»، 1899م، در بمبئی هند؛
  6. متن پهلوی و تلفظ به خط اوستایی و زبان گجراتی و با ترجمه انگلیسی به کوشش «ادالجی کرشاسپچی آنتیا»، 1900م، در بمبئی هند؛
  7. کارنامه با ترجمه ارمنی به دست «دکتر تیریاکیان»، 1906م، در پاریس؛
  8. کارنامه با ترجمه احمد کسروی (1324-1269ش) به فارسی، ضمیمه مجله ارمغان؛
  9. کارنامه با ترجمه صادق هدایت (1281-1330ش)، 1318ش، در تهران؛
  10. کارنامه با ترجمه فرانسوی به دست دکتر بروخیم، 1941م، طبع تهران[۶].

متن کتاب

قسمت دوم: ترجمه کارنامه اردشیر بابکان – به‌همراه حواشی و تعلیقات - در سیزده بخش سامان یافته است:

  1. بابک، ساسان را در خواب می‌بیند که دخترش را به او داده است. از پیوند آن دو «اردشیر» زاده می‌شود. بابک اردشیر را نزد اردوان می‌فرستد[۷]‏.
  2. کنیزکِ اردوان شیفته اردشیر می‌گردد و هر دو با هم به‌سوی پارس می‌گریزند[۸]‏.
  3. اردوان از گریختن آن دو آگاه شده، در پیِ ایشان روانه می‌شود[۹]‏.
  4. بناک به یاری اردشیر می‌آید و آن دو با اردوان کارزار می‌کنند. اردوان کشته می‌شود و اردشیر دخترش را به زنی می‌ستاند[۱۰]‏.
  5. اردشیر با کُردها کارزار کرده، به آنان شبیخون می‌زند[۱۱]‏.
  6. اردشیر با «هفتان‌بخت» و سپاه «کرم» کارزار کرده، شکست می‌خورد. «مهرک نوشزاد» نیز با اردشیر پیمان‌شکنی می‌کند[۱۲]‏.
  7. اردشیر با «برزو» و «برزآذر» برای کشتن کرم رایزنی می‌نماید[۱۳]‏.
  8. اردشیر با «مهرک نوشزاد» کارزار نموده، او را می‌کشد. سپس، به‌سوی دژ «کلال» روانه شده، «کرم» را دستگیر می‌کند و در کام او رویِ گداخته می‌ریزد. «هفتان‌بخت» را نیز می‌کشد[۱۴]‏.
  9. دختر اردوان با اردشیر ناراستی نموده، می‌خواهد به او زهر بخوراند. اردشیر از نیرنگ وی آگاه شده، به کشتنش فرمان می‌دهد[۱۵]‏.
  10. اردشیر به نخجیر می‌رود و دو گور نر و ماده را به هنگام شکار می‌بیند که جانشان را سپر رهایی فرزند می‌کنند! از این رخداد، فرزندش را، که همسرش، دختر اردوان، در شکم داشت، به یاد می‌آورد. آنگاه پس از هفت سال که از زاده ‌شدن شاپور می‌گذرد، از حالش آگاه می‌شود[۱۶]
  11. اردشیر پیکی به‌سوی «کید هندی» می‌فرستد و فرجام کارش را از او می‌پرسد و پاسخ می‌شنود[۱۷]‏.
  12. شاپور به شکار می‌رود و دختر «مهرک نوشزاد» را دیده، به زنی می‌ستاند[۱۸]‏.
  13. هرمزد، از پیوند آن دو زاده می‌شود. اردشیر از این راز آگاه می‌گردد[۱۹]‏.

گفتنی است که پس از مشکور، ترجمه‌های دیگری به فارسی انجام شد؛ قاسم هاشمی‌نژاد (1395-1319ش) و «مهری باقری» انجام داده‌اند که هریک ویژگی‌های خاص خود را دارد. در پژوهشی که از شش ترجمه و مقابله‌ای‌ که با اصل متن پهلوی انجام یافته است، این نتیجه به دست می‌آید که به علت شباهت حروف پهلوی به یکدیگر در‌ مواردی‌، واژه‌ها قابل تشخیص نبوده و مترجم بنا به برداشت خود، یکی از دو صورت را برگزیده است. در مواردی نیز مترجم با کاهش و افزایش واژه یا جملاتی، در متن دخل‌ و تصرف‌ نموده است که موجب اختلاف با متن پهلوی و با ترجمه‌های دیگر است. از سویی ترجمه‌های اولیه این متن، به‌یژه ترجمه فره‌وشی، به علت وفاداری بیش از حد به‌ متن‌ پهلوی‌، قابل استفاده نیست و از ترجمه‌های‌ متأخر‌، «مهری‌ باقری» و «هاشمی‌نژاد» با کاربرد واژه‌های فارسی امروزی و حذف شماره‌گذاری‌های داخل متن اصلی، کار روان‌تر و قابل پذیرشی را ارائه کرده‌اند[۲۰]‏.

پانویس

  1. ر.ک: پیشگفتار، صفحه الف - ب
  2. ر.ک: همان، صفحه د
  3. ر.ک:همان، صفحه ه
  4. ر.ک: همان، صفحه و
  5. ر.ک: همان، صفحه ز - یج
  6. ر.ک: همان، صفحه ک
  7. ر.ک: متن کتاب، ص1-7
  8. ر.ک: همان، ص7-11
  9. ر.ک: همان، ص11-15
  10. ر.ک: همان، ص16-18
  11. ر.ک: همان، ص19-20
  12. ر.ک: همان، ص21-25
  13. ر.ک: همان، ص26-28
  14. ر.ک: همان، ص29-32
  15. ر.ک: همان، ص33-36
  16. ر.ک: همان، ص37-41
  17. ر.ک: همان، ص41-43
  18. ر.ک: همان، ص44-46
  19. ر.ک: همان، ص47-49
  20. ر.ک: غفاری جاهد، مریم، ص73

منابع مقاله

  1. پیشگفتار و متن کتاب.
  2. غفاری جاهد، مریم، «بررسی تطبیقی ترجمه‌های کارنامه اردشیر بابکان»، مجله «نقد، تحلیل و زیبایی‌شناسی متون»، زمستان 1398ش، سال دوم - شماره 5:

https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1603240

وابسته‌ها