جریان‌شناسی حزب مؤتلفه اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    بدون خلاصۀ ویرایش
     
    خط ۱۰۷: خط ۱۰۷:


    [[رده:کتاب‌شناسی]]
    [[رده:کتاب‌شناسی]]
     
    [[رده:تاریخ]]
    [[رده:مقالات بازبینی نشده2]]
    [[رده:تاریخ ایران]]
    [[رده:مقالات بازبینی شده2 خرداد 1405]]
    [[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ خرداد 1405 توسط سید حمید رضا حسینی هاشمی]]
    [[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ خرداد 1405 توسط سید حمید رضا حسینی هاشمی]]
    [[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ خرداد 1405 توسط محسن عزیزی]]
    [[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ خرداد 1405 توسط محسن عزیزی]]

    نسخهٔ کنونی تا ‏۸ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۵۵

    جریان شناسی حزب موتلفه اسلامی
    جریان‌شناسی حزب مؤتلفه اسلامی
    پدیدآورانلطیفی پاکده، لطفعلی (نويسنده) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. نمایندگی ولی فقیه. پژوهشکده تحقیقات اسلامی (تهيه کننده)
    عنوان‌های دیگرحزب موتلفه اسلامی
    ناشرزمزم هدايت ** سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. نمايندگی ولی فقيه. پژوهشکده تحقيقات اسلامی
    مکان نشرایران - قم
    سال نشر1390ش
    چاپ1
    شابک978-964-246-110-3
    موضوعحزب موتلفه اسلامی - حزبهای سیاسی - ایران - تاریخ - ایران - تاریخ - جمهوری اسلامی، 1358 - جنبشهای اسلامی
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    4ج 6ل 15325 DSR
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    جریان‌شناسی حزب مؤتلفه اسلامی، نوشته لطف‌علی لطیفی پاکیده (متولد1346ش) است. در این اثر، ماهیت فکری - سیاسی حزب مؤتلفه و بررسی دیدگاه‌ها و موضع‌گیری‌های آن از هنگام تشکیل (1342ش) تاکنون، به‌ویژه در سه دهه 60، 70 و 80ش، وانمایی شده است.

    ساختار

    این کتاب با یک پیشگفتار و نه فصل با این عنوان‌ها تدوین شده است:

    1. معرفی کلّی؛
    2. تاریخچه؛
    3. مبانی فکری؛
    4. دیدگاه‌ها؛
    5. اهداف و مواضع؛
    6. عملکرد؛
    7. پایگاه اجتماعی؛
    8. سطح حضور مؤتلفه در ارکان نظام؛
    9. جمع‌بندی و نتیجه‌‎گیری.

    پیوست هایی نیز در پایان کتاب درج شده است.

    روش تحقیق

    نویسنده در پژوهش خود از چهار روشِ زیر بهره جسته است:

    1. کتابخانه‌ای (با بهره‌گیری از نشریه «شما»، ارگان حزب مؤتلفه اسلامی؛ «ذکر» نشریه داخلی و تخصصی؛ نشریه‌های رقیب این حزب و مقاله‌هایی که در روزنامه‌های رسالت، اعتماد و شرق چاپ شده است)؛
    2. مصاحبه؛
    3. اَسناد؛
    4. مشاهده.

    روش و شیوه پژوهش نیز «توصیفی» و «میدانی» است‏[۱].

    گزارش محتوا

    نویسنده در آغاز، شش جریان سیاسی را در ایران ترسیم می‌کند:

    1. اسلامی؛
    2. سلطنت‌طلب؛
    3. مارکسیستی؛
    4. ملی‌گرای لیبرال؛
    5. ترکیبی یا التقاطی؛
    6. روشنفکری.

    او جریان اسلامی را منقسم به دو جناح اصول‌گرا و اصلاح‌طلب دانسته، «مؤتلفه» را قدیمی‌ترین حزب اصول‌گرای کشور برمی‌شمرد[۲].

    ‏شروع فراهم‌ آمدن این تشکل، به سال 1342ش، در خانه امام خمینی(ره) برمی‌گردد. آقایان «صادق امانی» (1309-1344ش)، «محمدصادق اسلامی» (1311-1360ش)، «مهدی عراقی» (1309-1358ش)، «حبیب‌الله عسگراولادی» (1310-1384ش)، «مهدی شفیق» (1384-1310ش)، «سید محمود میرفندرسکی»، «هاشم امانی» (متوفی1400ش)، «علاءالدین میرمحمدصادقی (1403-1310ش)، «عزّت‌الله خلیلی»، «اسدالله لاجوردی» (1377-1314ش)، «مهدی بهادران» و «ابوالفضل توکلی بینا» (متولد1312ش) نزد امام آمدند و به سفارش ایشان دست به ائتلاف هیئت‌های مذهبی زدند. مؤتلفه دارای یک شورای روحانیت بود که از استاد مطهری (1358-1298ش)، دکتر بهشتی (1360-1307ش) و محی‌الدین انواری (1391-1305ش)، با همکاری دکتر محمدجواد باهنر (1360-1312ش) و هاشمی رفسنجانی (1395-1313ش) شکل یافته بود. این تشکل با پیشنهاد و تأیید امام خمینی(ره) سامان یافت[۳].

    ‏پس از انقلاب، هیئت مؤتلفه با انحلال حزب جمهوری اسلامی دوباره از سال 1367ش، تجدید سازمان نمود. اعضای مؤسس از آقایان سعید امانی، اسدالله بادامچیان (متولد1320ش)، ابوالفضل توکلی بینا، مصطفی حائری‌زاده (1299-1401ش)، ابوالفضل حاجی حیدری (متوفی 1392ش)، سید اصغر رُخ‌صفت (1402-1316ش)، محمدجواد رفیق‌دوست (1399ش)، مهدی سعیدمحمدی (متوفی 1400ش)، حبیب‌الله شفیق (1384-1310ش)، حبیب‌الله عسگراولادی، احمد کریمی اصفهانی (متوفی1402ش) و جواد مقصودی شکل یافت. دبیرکل مؤتلفه تا سال 1383ش، حبیب‌الله عسگراولادی بود و پس از آن، «محمدنبی حبیبی» (1397-1324ش) و...[۴]‏.

    مراحل گسترش

    • مقدمات تشکیل مؤتلفه از 1341ش، چیده شد و در سال 1342 تأسیس گردید. فعالیت دوره نخست این تشکّل در 26 خرداد 1344ش، با اعدام برخی از اعضای آن که در ترور حسنعلی منصور (1302-1343ش)، نخست‌وزیر وقت ایران دست داشتند، پایان یافت.
    • مؤتلفه در دوره دوم (1349-1344ش)، گستره فعالیت پیشین را نداشت. البته در این دوره، محمدعلی رجایی (1360-1312ش) با نام مستعار «امیدوار» به‌همراه جلال‌الدین فارسی (متولد 1312ش) و محمدجواد باهنر، بقایای مؤتلفه را اداره کردند. دکتر بهشتی نیز ترویج هنر را به مؤتلفه سفارش نمود. ازاین‌رو، کسانی چون محمدرضا شریفی‌نیا (متولد 1334ش) و محمدحسین جعفریان در کار هنر شدند. مؤتلفه با تأسیس بنیاد تعاون و رفاه اسلامی در سال 1346ش و مدارس دخترانه رفاه از دبستان تا دبیرستان، کار فرهنگی را آغاز کردند. البته، فعالیت‌های زیرزمینی لاجوردی و یاران او در بمب‌گذاری شرکت العال (هواپیمایی اسرائیل) برای ابراز خشم نسبت به مسابقه فوتبال ایران و رژیم اشغالگر قدس در سال 1349ش، دوباره رویکرد مبارزه مسلحانه را در مؤتلفه زنده کرد.
    • دوره سوم (1354-1349ش) را، که مبارزه مسلحانه شدت یافته بود، مؤتلفه با همکاری صمیمانه با سازمان مجاهدین خلق ایران گذراند؛ اندرزگو، اسلامی و رفیق‌دوست در این مسیر بودند. مؤتلفه این همکاری را، به دلیل آشنا نبودن با مبانی فکری سازمان، بزرگ‌ترین اشتباه تاریخی تشکّلش می‌داند. البته در این سال‌ها به تأسیس شرکت‌های سیاحتی - آموزشی نیز دست زد که خود، پوششی برای فعالیت‌های سیاسی بود. همچنین، با هدف مبارزه با بانکداری ربوی، شرکت‌های متعدد قرض‌الحسنه‌ای مانند «ذخیره جاوید» را تأسیس نمود. سید تقی خاموشی مسئول راه‌اندازی این صندوق‌ها شد که به وی لقب «مِفتاح الصّناديق» می‌دادند.
    • دوره چهارم (1356-1354ش): مؤتلفه با آشکار شدن ماهیت مارکسیستی بقایای سازمان مجاهدین خلق ایران، از آن کناره گرفت. در سال 1355ش، برخی از سران زندانی مؤتلفه (مهدی عراقی، حبیب‌الله عسگراولادی، ابوالفضل حیدری و محمدباقر محی‌الدین انواری) با اتخاذ شیوه «تقیّه»، ندامت‌نامه‌ای را امضا کردند تا از زندان رهایی یافته و در بیرون به فعالیت‌هایشان ادامه دهند.
    • دوره پنجم (1357-1356ش): مؤتلفه تحت رهبری امام(ره) و با هدایت «روحانیت مبارز» و «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم»، نقش اساسی را در تشکیلات مخفی برعهده گرفت و راهپیمایی‌ها، برپایی چهلم‌ها، کمیته استقبال از امام(ره)، بسیج انتظامات شصت‌هزار نفره و تأمین امکانات و بودجه را سامان ‌داد.
    • دوره ششم (1366-1357ش): مؤتلفه با تشکیل «حزب جمهوری اسلامی»، اعضای خود را با مشورت با امام(ره) به درون ساختار این حزب بُرد. عسگراولادی می‌گوید: «از امام پرسیدیم که ما مؤتلفه بمانیم یا به درون حزب جمهوری اسلامی برویم؟ که ایشان فرمودند: بهتر این است که همراه شوید. گفتم: اگر اجازه دهید، فردا می‌رویم و ثبت نام می‌کنیم و همه رفتیم و ثبت نام کردیم».
    • دوره هفتم (1367-1366ش): مؤتلفه پس از تعطیلی حزب جمهوری اسلامی، بنا بر نظر امام خمینی(ره)، انسجام احتیاطی‌اش را حفظ کرد و در ایجاد تشکل‌های اسلامی صنفی - سیاسی تلاش نمود.
    • دوره نهم (1371 تا کنون): مؤتلفه به حزب تبدیل شد. شایان ذکر است که شورای مرکزی سی نفره این حزب، همان هسته مرکزی حزب جمهوری اسلامی - منهای روحانیون - است. مؤتلفه مدّعی است که از آغاز فعالیت تاکنون، دچار انشعاب تشکیلاتی نشده است و این امتیاز را مدیون ماهیت الهی حرکتش می‌داند[۵]‏.

    اندیشه و مواضع حزب

    در مبانی فکری این تشکل، اصولی مانند «توحید یا خدامحوری»، «اختصاص حاکمیّت و تشریع به خداوند»، «مشروعیّت الهی رهبری و قوانین»، «مبارزه با حاکمیّت طاغوت»، «برخورداری اسلام از نظام‌های سیاسی، اقتصادی و...»، «نظام ولایی»، «نبوّت»، «معاد»، «عدالت»، «امامت»، «پیوستگی دوران فقاهت با عصر امامت»، «پیوند اسلام با روحانیّت»، «نصب توصیفی فُقها از سوی معصومان(ع)»، «ولایت مطلقه فقیه»، «هم‌گرایی و تبعیت کامل از ولی فقیه»، «واگرایی از جریان‌های غیر خودی»، «ستیز با استبداد و استکبار»، «کرامت انسانی»، «آزادیِ توأم با مسئولیت الهی»، «مردم‌سالاری دینی»، «جامعیت دین و پیوستگی دین و سیاست»، «باور و التزام به اصول و مبانی نظام اسلامی»، «کافی نبودن اجتهاد مصطلح»، «استقلال همه‌جانبه کشور» و «دفاع از قانون اساسی» آمده است[۶]‏.

    مؤتلفه با استناد به این اصول، مرزبندی‌هایی را با جریان‌های سیاسی دیگر پی ریخته است. این حزب اصول‌گرا «نهضت آزادی ایران» را در خط رهبری ندانسته، می‌گوید: «ما با قاطعیت اعلام می‌کنیم نهضت آزادی از دایره خودی بیرون است... ملّی‌مذهبی‌ها چون نیت براندازی در سر می‌پرورانند، مُجرمند». درباره جریان اصلاحات نیز می‌گوید: «وقتی تفکّر اصلاح‌طلبان تفکر دینی نیست، هر لایحه‌ای که بیاورند، با چهارچوب قانون اساسی در تضاد است... چراکه از ابتدا علاوه بر اینکه با شورای نگهبان در تقابل است، از سویی دیگر توده مردم هم نسبت به آن اقبال نشان نمی‌دهند»[۷]‏.

    مؤتلفه به‌طور کلی، احزاب سیاسی را به «حزب الله»، «حزب شیطان» و «حزب خودمخور» تقسیم کرده، می‌گوید: «احزاب باید سپر بلای نظام و ولایت فقیه باشند» - که همان حزب‌ الله است- حزب شیطان که باطل محض است، اما «حزب‌های خودمحور، که در آن خدا مطرح نیست، بلکه ارزش‌های انسانی مطرح است...، این احزاب قدرت‌طلب و یا خودمحور در کشور ما نمی‌‎توانند مفید واقع شوند، گرچه منعی برای فعالیت آن‌ها وجود ندارد». ازاین‌رو، مؤتلفه دیدگاه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را در این‌باره نقد می‌کند؛ چراکه این سازمان برای هر حزبی که التزام به قانون اساسی داشته باشد، حق فعالیت قانونی قائل است و بر این مبنا، «نهضت آزادی» نیز حق فعالیت قانونی دارد، اما از منظر مؤتلفه، فقط التزام به قانون اساسی کافی نیست، بلکه باید خدامحور بوده، به ارزش‌های اساسی نظام [ولایت فقیه] اعتقاد داشته باشد[۸]. برای همین، مؤتلفه اسلامی خود را از انصار مقام ولایت فقیه و پیرو روحانیّت اصیل و مبارز اسلام و بازوی نظام جمهوری اسلامی می‌داند‏[۹]‏.

    البته درج مطلبی در نشریه «شما»، حزب مؤتلفه را در معرض اتهام قرار داد که این جریان سیاسی به اصل «جمهوریت» بی‌اعتناست. مؤتلفه در پاسخ به این نقد که حزب را به گذار از «جمهوری اسلامی» به‌سوی «حکومت عدل اسلامی» - آن‌چنان‌که در نشریه آمده بود - متهم کرده بودند، از خود دفاع نموده، می‌گوید: این عبارت در یکی از نامه‌های وارده، آمده است و موضع رسمی حزب نیست، بلکه ما... جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش را تبلیغ کرده‌ایم[۱۰]‏.

    حزب در تبیین راهبرد «توسعه»، آن را در چهارچوب نظام فقهی اسلام که درباره آن باید در حوزه‌های علمیه نظریه‌سازی انجام شود، قرار می‌دهد. ازاین‌رو با توسعه غربی، زاویه می‌گیرد[۱۱]‏.

    مؤتلفه در اقتصاد، به سیاست‌های اقتصاد باز باور دارد و مدّعایش را با «دفاع از حرکت اقتصادی دولت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی(ره)»، «بازگشت برخی کارخانجات مصادره‌شده» و «مخالفت با فعالیت‌های اقتصادی نهادهای شبه دولتی» مطرح می‌کند[۱۲]‏.

    حزب مؤتلفه اسلامی به تشکیلاتش نقدهایی دارد که بیشتر ساختاری بوده، متوجه ترکیب اعضایش است؛ مؤتلفه هرچند در سال‌های اخیر به جذب اقشار مختلف مردم، نظیر دانشگاهیان، کارمندان، روحانیان و... اقدام کرده است، اما چون خاستگاه اولیه آن «بازار» بوده و هنوز هم بازاریان در آن نقش برجسته‌ای دارند، به‌گونه‌ای ناخواسته سبب چند پیامد منفی شده است. همچنین هرم سنی بالای اعضا نیز، هرچند دارای تجربه فراوانند، سطح تحرک و پویایی جمعیت را کاهش داده و به میزان محافظه‌کاری آن افزوده است[۱۳]‏. با‌این‌حال، اعضای حزب در ارکان نظام از سطوح بالا تا پایین حضور چشمگیری دارند؛ نهاد رهبری، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان رهبری، شورای نگهبان، قوای سه‌گانه (مجریه، مقنّنه و قضائیه) و نیروهای مسلح، آوردگاه اعضای این حزب است[۱۴].‏

    پانویس

    1. ر.ک: پیشگفتار، ص13 و 26
    2. ر.ک: همان، ص11-12
    3. ر.ک: متن کتاب، ص27-28 و 37-39
    4. ر.ک: همان، ص29
    5. ر.ک: همان، ص44-52
    6. ر.ک: همان، ص55-119
    7. ر.ک: همان، ص94-95
    8. ر.ک: همان، ص133
    9. ر.ک: همان، ص65-66
    10. ر.ک: همان، ص145
    11. ر.ک: همان، ص64
    12. ر.ک: همان، ص200-201
    13. ر.ک: همان، ص206-208
    14. ر.ک: همان، ص219-224

    منابع مقاله

    پیشگفتار و متن کتاب.


    وابسته‌ها