مهتدی، فضل‌الله: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۳۶ بایت اضافه‌شده ،  دیروز در ‏۱۷:۴۰
جز
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = فضل‌الله مهتدی صبحی | تصویر = NUR21877.jpg | اندازه تصویر = | توضیح تصویر = | نام کامل = فضل‌الله مهتدی | نام‌های دیگر = صبحی، فضل‌الله مهتدی صبحی | لقب = | تخلص = | نسب = | نام پدر = محمدحسین مهتدی | ولادت = ۱۲۷۶ خورشیدی (۱...» ایجاد کرد)
 
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۴۲: خط ۴۲:
}}
}}


'''فضل‌الله مهتدی صبحی''' (۱۲۷۶-۱۳۴۱ش)، داستان‌سرا، قصه‌گوی رادیویی و نویسنده ایرانی بود. او را پایه‌گذار سنت قصه‌گویی برای کودکان در رادیوهای ایران می‌دانند. صبحی که در خانواده‌ای بهائی چشم به جهان گشود، مدتی کاتب و منشی عبدالبهاء (رهبر بهائیان) بود، اما پس از استبصار از این فرقه تبری جست و به اسلام گروید. او کتاب‌های «کتاب صبحی» (خاطرات زندگی) و «پیام پدر» را در نقد بهائیت تألیف کرد. صبحی همچنین آثار متعددی در گردآوری و بازنویسی افسانه‌های ایرانی و جهانی منتشر نمود.
'''فضل‌الله مهتدی صبحی''' (۱۲۷۶-۱۳۴۱ش)، داستان‌سرا، قصه‌گوی رادیویی و نویسنده ایرانی بود. او را پایه‌گذار سنت قصه‌گویی برای کودکان در رادیوهای ایران می‌دانند. صبحی که در خانواده‌ای بهائی چشم به جهان گشود، مدتی کاتب و منشی عبدالبهاء (رهبر بهائیان) بود، اما پس از استبصار از این فرقه تبری جست و به اسلام گروید. او کتاب‌های «[[کتاب صبحی]]» (خاطرات زندگی) و «[[پیام پدر]]» را در نقد بهائیت تألیف کرد. صبحی همچنین آثار متعددی در گردآوری و بازنویسی افسانه‌های ایرانی و جهانی منتشر نمود.


==ولادت و خانواده==
==ولادت و خانواده==
خط ۵۸: خط ۵۸:
صبحی پس از رفتن به حیفا و دیدار با عبدالبهاء، نسبت به بهائیت دلسرد شد. خود او در این باره می‌گوید: «چون آنچه را از قبل شنیده و قطع کرده بودم ندیدم، کمی افسرده شدم و مثل اینکه نمی‌خواستم باور کنم عبدالبهاء این کس است.»<ref name="bahaismiran">[https://bahaismiran.com/?p=1740 ر.ک: کتاب خاطرات صبحی، بهائیت در ایران]</ref>
صبحی پس از رفتن به حیفا و دیدار با عبدالبهاء، نسبت به بهائیت دلسرد شد. خود او در این باره می‌گوید: «چون آنچه را از قبل شنیده و قطع کرده بودم ندیدم، کمی افسرده شدم و مثل اینکه نمی‌خواستم باور کنم عبدالبهاء این کس است.»<ref name="bahaismiran">[https://bahaismiran.com/?p=1740 ر.ک: کتاب خاطرات صبحی، بهائیت در ایران]</ref>


پس از بازگشت به ایران، صبحی به‌تدریج نسبت به رهبری شوقی افندی موضعی مخالف پیدا کرد. او با عبدالحسین آیتی (از شخصیت‌های برجسته‌ای که از آئین بهائی برگشته بود) ملاقات داشت و این امر بر روند دوری وی از بهائیت سرعت بخشید. سرانجام محفل بهائیت ایران در سال ۱۳۰۷ حکم طرد و تکفیر وی را صادر کرد.<ref name="al-mostabserin-914" />
پس از بازگشت به ایران، صبحی به‌تدریج نسبت به رهبری شوقی افندی موضعی مخالف پیدا کرد. او با [[آیتی، عبدالحسین|عبدالحسین آیتی]] (از شخصیت‌های برجسته‌ای که از آئین بهائی برگشته بود) ملاقات داشت و این امر بر روند دوری وی از بهائیت سرعت بخشید. سرانجام محفل بهائیت ایران در سال ۱۳۰۷ حکم طرد و تکفیر وی را صادر کرد.<ref name="al-mostabserin-914" />


شوقی افندی در کتاب «قرن بدیع» از صبحی با عنوان «امین سرّ سابق» عباس افندی یاد می‌کند که از اطاعت رهبر بعدی بهائیت تمرد جسته است.<ref name="al-mostabserin-914" />
شوقی افندی در کتاب «قرن بدیع» از صبحی با عنوان «امین سرّ سابق» عباس افندی یاد می‌کند که از اطاعت رهبر بعدی بهائیت تمرد جسته است.<ref name="al-mostabserin-914" />
خط ۷۰: خط ۷۰:


==وفات==
==وفات==
صبحی سرانجام در ۱۷ آبان ۱۳۴۱ خورشیدی (برابر با ۸ نوامبر ۱۹۶۲) بر اثر سرطان حنجره در تهران درگذشت.<ref name="al-mostabserin-914" /> پیکر او در گورستان ظهیرالدوله در تهران به خاک سپرده شد. بر سنگ قبر او بیت آغازین مثنوی معنوی مولوی (یا علی، قصه گوی شهر شما، بشنو از نی چون حکایت می‌کند، از جدائی‌ها شکایت می‌کند)، همان بیتی که در آغاز هر برنامهٔ رادیویی می‌خواند، در کنار عبارتی دربارهٔ جایگاه او به عنوان داستان‌سرای نامدار نقش بسته است.<ref name="al-mostabserin-914" />
صبحی سرانجام در ۱۷ آبان ۱۳۴۱ خورشیدی (برابر با ۸ نوامبر ۱۹۶۲) بر اثر سرطان حنجره در تهران درگذشت.<ref name="al-mostabserin-914" /> پیکر او در گورستان ظهیرالدوله در تهران به خاک سپرده شد. بر سنگ قبر او این عبارات به چشم می‌خورد:(یا علی، قصه گوی شهر شما، بشنو از نی چون حکایت می‌کند، از جدائی‌ها شکایت می‌کند، آرامگاه ابدی شادروان فضل‌الله مهتدی صبحی، داستان‌سرای معروف، که در سپیده دم یک روز خزانی، داستان زندگیش به پایان رسید.)، همان بیتی که در آغاز هر برنامهٔ رادیویی می‌خواند.<ref name="al-mostabserin-914" />


پس از درگذشت او، به دلیل دشمنی بهائیان با وی، تلویزیون ایران (که در آن زمان تحت مدیریت حبیب ثابت‌پاسال بهائی بود) خبر درگذشت او را پخش نکرد.<ref name="historydocuments" /> همچنین بر اساس اسناد ساواک، بهائیان قصد داشتند پیکر او را بدزدند و در گورستان بهائیان دفن کنند تا چنین وانمود شود که او پیش از مرگ به بهائیت بازگشته است.<ref name="historydocuments" />
پس از درگذشت او، به دلیل دشمنی بهائیان با وی، تلویزیون ایران (که در آن زمان تحت مدیریت حبیب ثابت‌پاسال بهائی بود) خبر درگذشت او را پخش نکرد.<ref name="historydocuments" /> همچنین بر اساس اسناد ساواک، بهائیان قصد داشتند پیکر او را بدزدند و در گورستان بهائیان دفن کنند تا چنین وانمود شود که او پیش از مرگ به بهائیت بازگشته است.<ref name="historydocuments" />
خط ۱۱۳: خط ۱۱۳:


[[رده:زندگی‌نامه]]
[[رده:زندگی‌نامه]]
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]
[[رده:ره‌یافتگان]]
[[رده:مقالات بازبینی شده2 خرداد 1405]]
[[رده:مؤلفین-خرداد]]
[[رده:مؤلفین-خرداد]]
[[رده:نویسندگان]]
[[رده:داستان‌نویسان]]
۱۱٬۹۷۶

ویرایش