<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82</id>
	<title>حقایق - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-17T19:59:28Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=733202&amp;oldid=prev</id>
		<title>Hbaghizadeh: جایگزینی متن - ' می ب' به ' می‌ب'</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=733202&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2024-05-13T10:58:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039; می ب&amp;#039; به &amp;#039; می‌ب&amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۳ مهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۲۸&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l31&quot;&gt;خط ۳۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۳۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می‌کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می‌گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می‌کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می‌نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می‌کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می‌کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می‌رسد نسخ‌ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت‌الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می‌کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب‌های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می‌کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می‌گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می‌کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می‌نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می‌کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می‌کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می‌رسد نسخ‌ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت‌الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می‌کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب‌های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می‌کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می بینیم&lt;/del&gt;. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می‌رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب‌ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب‌ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می‌کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می‌بینیم&lt;/ins&gt;. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می‌رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب‌ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب‌ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;مختصات سبکی حقایق در مقام گرایشی در درون سبک دوره‌ی خراسانی - گرایش ماوراء النهری یا سغدی - کم و بیش در متون دیگر هم دیده می‌شود. هرچند کتاب در باب احکام و اخلاق شرعی است اما ارزش ویژه‌ی آن در قدمت زبان و احتوا بر لغات نادر و اصطلاحات کهن زبان فارسی مرسوم در ماوراء النهر و منطقه‌ی سغد است. مصحح علاوه بر تصحیح کتاب بر مبنای هر سه نسخه‌ی موجود و نگارش مقدمه‌ای مفصل، تعلیقاتی هم در معانی لغات کهن و مسائل سبک شناسی زبان کهن فارسی بر آن افزوده است.&amp;lt;ref&amp;gt; [https://historylib.com/books/2575 ر.ک: کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;مختصات سبکی حقایق در مقام گرایشی در درون سبک دوره‌ی خراسانی - گرایش ماوراء النهری یا سغدی - کم و بیش در متون دیگر هم دیده می‌شود. هرچند کتاب در باب احکام و اخلاق شرعی است اما ارزش ویژه‌ی آن در قدمت زبان و احتوا بر لغات نادر و اصطلاحات کهن زبان فارسی مرسوم در ماوراء النهر و منطقه‌ی سغد است. مصحح علاوه بر تصحیح کتاب بر مبنای هر سه نسخه‌ی موجود و نگارش مقدمه‌ای مفصل، تعلیقاتی هم در معانی لغات کهن و مسائل سبک شناسی زبان کهن فارسی بر آن افزوده است.&amp;lt;ref&amp;gt; [https://historylib.com/books/2575 ر.ک: کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Hbaghizadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=730868&amp;oldid=prev</id>
		<title>Hbaghizadeh: جایگزینی متن - ' می گ' به ' می‌گ'</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=730868&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2024-05-04T13:54:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039; می گ&amp;#039; به &amp;#039; می‌گ&amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۴ مهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۲۴&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l29&quot;&gt;خط ۲۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۲۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==گزارش کتاب==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==گزارش کتاب==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می‌کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می گفتند &lt;/del&gt;که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می‌کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می‌نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می‌کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می‌کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می‌رسد نسخ‌ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت‌الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می‌کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب‌های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می‌کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می‌گفتند &lt;/ins&gt;که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می‌کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می‌نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می‌کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می‌کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می‌رسد نسخ‌ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت‌الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می‌کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب‌های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می‌کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می‌رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب‌ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب‌ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می‌کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می‌رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب‌ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب‌ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;

&lt;!-- diff cache key fawiki:diff::1.12:old-724350:rev-730868 --&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Hbaghizadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=724350&amp;oldid=prev</id>
		<title>Hbaghizadeh: جایگزینی متن - 'ب های ' به 'ب‌های '</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=724350&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2024-04-08T13:13:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039;ب های &amp;#039; به &amp;#039;ب‌های &amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۸ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۴۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l29&quot;&gt;خط ۲۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۲۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==گزارش کتاب==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==گزارش کتاب==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می‌کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می‌کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می‌نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می‌کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می‌کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می‌رسد نسخ‌ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت‌الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می‌کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کتاب های &lt;/del&gt;درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می‌کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می‌کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می‌نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می‌کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می‌کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می‌رسد نسخ‌ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت‌الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می‌کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کتاب‌های &lt;/ins&gt;درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می‌کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می‌رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب‌ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب‌ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می‌کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می‌رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب‌ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب‌ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;

&lt;!-- diff cache key fawiki:diff::1.12:old-719177:rev-724350 --&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Hbaghizadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=719177&amp;oldid=prev</id>
		<title>Hbaghizadeh: جایگزینی متن - ' می نوشت' به ' می‌نوشت'</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=719177&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2024-03-14T19:12:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039; می نوشت&amp;#039; به &amp;#039; می‌نوشت&amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۴ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۲۲:۴۲&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l29&quot;&gt;خط ۲۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۲۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==گزارش کتاب==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==گزارش کتاب==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می‌کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می‌کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می نوشتند&lt;/del&gt;. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می‌کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می‌کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می‌رسد نسخ‌ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت‌الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می‌کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می‌کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می‌کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می‌نوشتند&lt;/ins&gt;. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می‌کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می‌کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می‌رسد نسخ‌ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت‌الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می‌کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می‌کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می‌رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب‌ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب‌ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می‌کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می‌رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب‌ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب‌ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;

&lt;!-- diff cache key fawiki:diff::1.12:old-718556:rev-719177 --&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Hbaghizadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=718556&amp;oldid=prev</id>
		<title>Hbaghizadeh در ‏۱۳ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۲۱</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=718556&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2024-03-13T13:21:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۳ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۵۱&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l9&quot;&gt;خط ۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|زبان  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|زبان  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;| زبان =&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;| زبان =&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;| کد کنگره =&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;‏&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;| کد کنگره =&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;‏BP۱۱/ح۷ ۱۳۹۸&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;| موضوع =&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;| موضوع = &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;اسلام‌ -- متون‌ قدیمی‌ تا‌ قرن‌ ۱۴,Early work to 02th century -- Islam&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|ناشر  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|ناشر  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;| ناشر =نشر قطره  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;| ناشر =نشر قطره  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l46&quot;&gt;خط ۴۶:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۴۶:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-deleted&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt; &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-deleted&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-deleted&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt; &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-deleted&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[رده:کلیات]]&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-deleted&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt; &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-deleted&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[رده:آثار کلی در باره اسلام، آثار کلی – آثار اختصاصی]]&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:مقالات جدید(اسفند) باقی زاده]]  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:مقالات جدید(اسفند) باقی زاده]]  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:مقالات بازبینی &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;نشده2&lt;/del&gt;]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:مقالات بازبینی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;شده2 اسفند 1402&lt;/ins&gt;]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;

&lt;!-- diff cache key fawiki:diff::1.12:old-718555:rev-718556 --&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Hbaghizadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=718555&amp;oldid=prev</id>
		<title>Hbaghizadeh در ‏۱۳ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۲۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=718555&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2024-03-13T13:20:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۳ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۵۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l26&quot;&gt;خط ۲۶:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۲۶:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;| پیش از =&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;| پیش از =&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;}}&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;}}&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;'''حقایق''' از مؤلفی ناشناس، به تصحیح و توضیح دکتر سیروس &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;شمیسا؛ &lt;/del&gt;حقایق متنی کهن (شاید قرن پنجم یا ششم) از نویسنده‌ای ناشناس است. نسخ کتاب در چین بود. هرچند کتاب در باب احکام و اخلاق شرعی است اما ارزش ویژه‌ی آن در قدمت زبان و احتوا بر لغات نادر و اصطلاحات کهن زبان فارسی مرسوم در ماوراء النهر و منطقه‌ی سغد است. مصحح علاوه بر تصحیح کتاب بر مبنای هر سه نسخه‌ی موجود و نگارش مقدمه‌ای مفصل، تعلیقاتی هم در معانی لغات کهن و مسائل سبک شناسی زبان کهن فارسی بر آن افزوده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;'''حقایق''' از مؤلفی ناشناس، به تصحیح و توضیح دکتر &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[شمیسا، &lt;/ins&gt;سیروس&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|سیروس شمیسا]]؛ &lt;/ins&gt;حقایق متنی کهن (شاید قرن پنجم یا ششم) از نویسنده‌ای ناشناس است. نسخ کتاب در چین بود. هرچند کتاب در باب احکام و اخلاق شرعی است اما ارزش ویژه‌ی آن در قدمت زبان و احتوا بر لغات نادر و اصطلاحات کهن زبان فارسی مرسوم در ماوراء النهر و منطقه‌ی سغد است. مصحح علاوه بر تصحیح کتاب بر مبنای هر سه نسخه‌ی موجود و نگارش مقدمه‌ای مفصل، تعلیقاتی هم در معانی لغات کهن و مسائل سبک شناسی زبان کهن فارسی بر آن افزوده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==گزارش کتاب==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==گزارش کتاب==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می‌کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می‌کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می‌کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می‌کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می‌رسد &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;نسخ ی &lt;/del&gt;چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;آیت الله &lt;/del&gt;مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می‌کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می‌کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می‌کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می‌کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می‌کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می‌رسد &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;نسخ‌ی &lt;/ins&gt;چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;آیت‌الله &lt;/ins&gt;مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می‌کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می‌کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می‌رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب‌ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب‌ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می‌کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می‌رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب‌ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب‌ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;

&lt;!-- diff cache key fawiki:diff::1.12:old-718100:rev-718555 --&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Hbaghizadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=718100&amp;oldid=prev</id>
		<title>Hbaghizadeh: جایگزینی متن - ' می رسد' به ' می‌رسد'</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=718100&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2024-03-12T14:18:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039; می رسد&amp;#039; به &amp;#039; می‌رسد&amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۲ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۴۸&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l29&quot;&gt;خط ۲۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۲۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==گزارش کتاب==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==گزارش کتاب==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می‌کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می‌کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می‌کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می‌کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می رسد &lt;/del&gt;نسخ ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می‌کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می‌کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می‌کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می‌کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می‌کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می‌رسد &lt;/ins&gt;نسخ ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می‌کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می‌کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می رسد &lt;/del&gt;فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب‌ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب‌ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می‌کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می‌رسد &lt;/ins&gt;فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب‌ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب‌ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;مختصات سبکی حقایق در مقام گرایشی در درون سبک دوره‌ی خراسانی - گرایش ماوراء النهری یا سغدی - کم و بیش در متون دیگر هم دیده می‌شود. هرچند کتاب در باب احکام و اخلاق شرعی است اما ارزش ویژه‌ی آن در قدمت زبان و احتوا بر لغات نادر و اصطلاحات کهن زبان فارسی مرسوم در ماوراء النهر و منطقه‌ی سغد است. مصحح علاوه بر تصحیح کتاب بر مبنای هر سه نسخه‌ی موجود و نگارش مقدمه‌ای مفصل، تعلیقاتی هم در معانی لغات کهن و مسائل سبک شناسی زبان کهن فارسی بر آن افزوده است.&amp;lt;ref&amp;gt; [https://historylib.com/books/2575 ر.ک: کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;مختصات سبکی حقایق در مقام گرایشی در درون سبک دوره‌ی خراسانی - گرایش ماوراء النهری یا سغدی - کم و بیش در متون دیگر هم دیده می‌شود. هرچند کتاب در باب احکام و اخلاق شرعی است اما ارزش ویژه‌ی آن در قدمت زبان و احتوا بر لغات نادر و اصطلاحات کهن زبان فارسی مرسوم در ماوراء النهر و منطقه‌ی سغد است. مصحح علاوه بر تصحیح کتاب بر مبنای هر سه نسخه‌ی موجود و نگارش مقدمه‌ای مفصل، تعلیقاتی هم در معانی لغات کهن و مسائل سبک شناسی زبان کهن فارسی بر آن افزوده است.&amp;lt;ref&amp;gt; [https://historylib.com/books/2575 ر.ک: کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Hbaghizadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=718090&amp;oldid=prev</id>
		<title>Hbaghizadeh: جایگزینی متن - 'ب ها ' به 'ب‌ها '</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=718090&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2024-03-12T14:16:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039;ب ها &amp;#039; به &amp;#039;ب‌ها &amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۲ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۴۶&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l31&quot;&gt;خط ۳۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۳۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می‌کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می‌کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می‌کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می‌کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می رسد نسخ ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می‌کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می‌کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می‌کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می‌کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می‌کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می رسد نسخ ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می‌کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می‌کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;باب ها &lt;/del&gt;بسیار کوتاه است اما برخی از &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;باب ها &lt;/del&gt;بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می‌کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;باب‌ها &lt;/ins&gt;بسیار کوتاه است اما برخی از &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;باب‌ها &lt;/ins&gt;بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;مختصات سبکی حقایق در مقام گرایشی در درون سبک دوره‌ی خراسانی - گرایش ماوراء النهری یا سغدی - کم و بیش در متون دیگر هم دیده می‌شود. هرچند کتاب در باب احکام و اخلاق شرعی است اما ارزش ویژه‌ی آن در قدمت زبان و احتوا بر لغات نادر و اصطلاحات کهن زبان فارسی مرسوم در ماوراء النهر و منطقه‌ی سغد است. مصحح علاوه بر تصحیح کتاب بر مبنای هر سه نسخه‌ی موجود و نگارش مقدمه‌ای مفصل، تعلیقاتی هم در معانی لغات کهن و مسائل سبک شناسی زبان کهن فارسی بر آن افزوده است.&amp;lt;ref&amp;gt; [https://historylib.com/books/2575 ر.ک: کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;مختصات سبکی حقایق در مقام گرایشی در درون سبک دوره‌ی خراسانی - گرایش ماوراء النهری یا سغدی - کم و بیش در متون دیگر هم دیده می‌شود. هرچند کتاب در باب احکام و اخلاق شرعی است اما ارزش ویژه‌ی آن در قدمت زبان و احتوا بر لغات نادر و اصطلاحات کهن زبان فارسی مرسوم در ماوراء النهر و منطقه‌ی سغد است. مصحح علاوه بر تصحیح کتاب بر مبنای هر سه نسخه‌ی موجود و نگارش مقدمه‌ای مفصل، تعلیقاتی هم در معانی لغات کهن و مسائل سبک شناسی زبان کهن فارسی بر آن افزوده است.&amp;lt;ref&amp;gt; [https://historylib.com/books/2575 ر.ک: کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;

&lt;!-- diff cache key fawiki:diff::1.12:old-717886:rev-718090 --&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Hbaghizadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=717886&amp;oldid=prev</id>
		<title>Hbaghizadeh: جایگزینی متن - ' می کرد' به ' می‌کرد'</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=717886&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2024-03-12T13:52:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039; می کرد&amp;#039; به &amp;#039; می‌کرد&amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۲ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۲۲&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l29&quot;&gt;خط ۲۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۲۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==گزارش کتاب==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==گزارش کتاب==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می کرد&lt;/del&gt;. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می کرد&lt;/del&gt;. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می کرد&lt;/del&gt;. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می کردند&lt;/del&gt;. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می رسد نسخ ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می کرده&lt;/del&gt;. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می‌کرد&lt;/ins&gt;. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می‌کرد&lt;/ins&gt;. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می‌کرد&lt;/ins&gt;. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می‌کردند&lt;/ins&gt;. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می رسد نسخ ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می‌کرده&lt;/ins&gt;. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان می‌دهد که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می کردند &lt;/del&gt;و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می‌کردند &lt;/ins&gt;و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;مختصات سبکی حقایق در مقام گرایشی در درون سبک دوره‌ی خراسانی - گرایش ماوراء النهری یا سغدی - کم و بیش در متون دیگر هم دیده می‌شود. هرچند کتاب در باب احکام و اخلاق شرعی است اما ارزش ویژه‌ی آن در قدمت زبان و احتوا بر لغات نادر و اصطلاحات کهن زبان فارسی مرسوم در ماوراء النهر و منطقه‌ی سغد است. مصحح علاوه بر تصحیح کتاب بر مبنای هر سه نسخه‌ی موجود و نگارش مقدمه‌ای مفصل، تعلیقاتی هم در معانی لغات کهن و مسائل سبک شناسی زبان کهن فارسی بر آن افزوده است.&amp;lt;ref&amp;gt; [https://historylib.com/books/2575 ر.ک: کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;مختصات سبکی حقایق در مقام گرایشی در درون سبک دوره‌ی خراسانی - گرایش ماوراء النهری یا سغدی - کم و بیش در متون دیگر هم دیده می‌شود. هرچند کتاب در باب احکام و اخلاق شرعی است اما ارزش ویژه‌ی آن در قدمت زبان و احتوا بر لغات نادر و اصطلاحات کهن زبان فارسی مرسوم در ماوراء النهر و منطقه‌ی سغد است. مصحح علاوه بر تصحیح کتاب بر مبنای هر سه نسخه‌ی موجود و نگارش مقدمه‌ای مفصل، تعلیقاتی هم در معانی لغات کهن و مسائل سبک شناسی زبان کهن فارسی بر آن افزوده است.&amp;lt;ref&amp;gt; [https://historylib.com/books/2575 ر.ک: کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;

&lt;!-- diff cache key fawiki:diff::1.12:old-717762:rev-717886 --&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Hbaghizadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=717762&amp;oldid=prev</id>
		<title>Hbaghizadeh: جایگزینی متن - ' می دهد' به ' می‌دهد'</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82&amp;diff=717762&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2024-03-12T13:41:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039; می دهد&amp;#039; به &amp;#039; می‌دهد&amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۲ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۱۱&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l29&quot;&gt;خط ۲۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۲۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==گزارش کتاب==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==گزارش کتاب==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می رسد نسخ ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می دهد &lt;/del&gt;که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از قدیم تا همین امروز در حول و حوش مدارس، کتابفروشی‌هایی بود که متون درسی طلاب را تهیه می کرد. کسانی را که به نسخه برداری و صحافی و فروش نسخه‌ها و کلا به کار کتاب مشغول بودند وراق می گفتند که پیشه‌ی آنان وراقت بود. دکان‌های وراقی تا حدودی حکم مغازه‌های فتوکپی را داشت. اسناد و وثیقه‌ها و شهادت نامه را هم تنظیم و تکثیر می کرد. یکی از درآمدهای ثابت آنان تکثیر قرآن بود. طلبه‌های خوش خط هم با کار برای وراقان درآمدی داشتند و نسخه‌های را که به آنان سفارش داده می‌شد می نوشتند. کاتبان و ناسخان گاهی مجبور می‌شدند به کتاب خانه‌ها رفته و نسخه‌ی مورد نظر را همان جا کتابت کنند. وراقان معمولا اهل علم بودند. قیمت نسخه بسته به خط و سواد و دقت و شهرت کاتب (و البته نوع کاغذ و صحافی) فرق می کرد. طلبه‌هایی که پول نداشتند خود کتاب هایشان را به سرعت نسخه برداری می کردند. از کتاب حقایق سه نسخه در دست است. به نظر می رسد نسخ ی چین و پاریس که دارای خط خوشی هستند و با دقت نوشته شده‌اند و لابد کاتب آن‌ها هم ایرانی بوده نسخ گرانی بودند. اما نسخه‌ای که در کتابخانه‌ی آیت الله مرعشی وجود دارد بدخط است و کاتب آن که گویا ایرانی نبوده گاهی کلمات را نقاشی می کرده. این نسخه، نسخه‌ی ارزانی بوده یا حداقل نسخه‌ای بوده که یک طلبه‌ی چینی یا ترک با سرعت برای خود نوشته. شرح و توصیف مهم استادان معروف در حواشی همه‌ی نسخ آمده است، لذا برخی از کتاب های درسی معروف شروح مشخصی دارند. اما در سه نسخه‌ی حقایق با آن که برخی از توضیحات و معانی لغات (گاهی به چینی و ترکی و عربی و غالبا به فارسی) یکی یا شبیه به هم است اما در مجموع مختلف است و معلوم است که طلبه توضیح استاد خود را در مجلس درس در حاشیه‌ی کتاب خود نوشته است. نیامدن اسم کتاب در هر سه نسخه هم نشان &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می‌دهد &lt;/ins&gt;که «حقایق» یک کتاب درسی معمولی بوده که از آن نسخ بسیاری تکثیر می‌شده است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br/&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;سبک «حقایق» کهن و اصیل و همان سبک متون قرن چهارم و پنجم است اگرچه این احتمال هم قابل تامل است که شاید نوشته‌ای از اواخر قرن چهارم باشد. «حقایق» با آن که از جمله کتب مذهبی است اما لغات عربی آن کم است. در ترجمه‌ی لغات و عبارات عربی، معادل‌های بسیار کهن و فخیم دارد. در آن دوره که هنوز مردم چندان با عربی و معارف اسلامی آشنایی نداشتند اخبار و آیات این کتاب را هم مانند کتب دیگر به فارسی ترجمه می کردند و گاهی هم در ترجمه اضافه‌هایی از خود می‌آوردند. این ترجمه‌ها حذف به قرینه ندارد و لذا خواننده‌ی امروزی احساس اطناب و پرگویی می‌کند. باری نویسنده‌ی حقایق هم کلا به اطناب علاقه دارد و این اطناب به جز تکرار فعل در سایر اجزاء جمله هم مشهود است. در متون کهن درآمیختگی شعر و نثر نیست یا کم است. در زمان تألیف حقایق، هنوز رباعیات منسوب به بزرگان صوفیه جعل نشده یا رواج نیافته بود. لذا در حقایق جز یک رباعی نیامده است که البته چهار قافیه‌ای است که از مختصات رباعیات اصیل و کهن است. یک نکته‌ی جالب در متون کهن که مخصوصا در نثر فنی چشمگیر است ترکیب عناصر ایرانی و اسلامی با هم است. در حقایق هم این مختصه را می بینیم. حکایات این کتاب اغراق آمیز است و در سنجش با حکایات کتب دیگر لطفی ندارد. به نظر می رسد فصل بندی‌های کتاب هم از منطق خاصی پیروی نمی‌کند. اما در نیمه‌ی اول کتاب انسجام بیشتری دیده می‌شود. برخی از باب ها بسیار کوتاه است اما برخی از باب ها بسیار مفصل است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;

&lt;!-- diff cache key fawiki:diff::1.12:old-717206:rev-717762 --&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Hbaghizadeh</name></author>
	</entry>
</feed>