<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.wikinoor.ir/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Najafi59</id>
	<title>ویکی‌نور - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.wikinoor.ir/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Najafi59"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Najafi59"/>
	<updated>2026-06-16T12:40:22Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%DA%AF%D9%84%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7&amp;diff=529940</id>
		<title>گلپایگانی، سید محمدرضا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%DA%AF%D9%84%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7&amp;diff=529940"/>
		<updated>2021-04-05T08:00:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Najafi59: /* اساتید */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;wikiInfo&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:NUR00011.jpg|بندانگشتی|گلپایگانی، محمدرضا]]&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable aboutAuthorTable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:Right&amp;quot; |+ |&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! نام!! data-type=&amp;quot;authorName&amp;quot; |گلپایگانی، محمدرضا&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorOtherNames&amp;quot; | آیت‌الله گلپایگانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسوی گلپایگانی، سید محمدرضا&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام پدر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorfatherName&amp;quot; |سيد محمدباقرگلپايگانى&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|متولد &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorbirthDate&amp;quot; |1277 ش یا 1899 م&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|محل تولد&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorBirthPlace&amp;quot; |روستای گوگد گلپایگان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|رحلت &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorDeathDate&amp;quot; |1372 ش یا 1414 ق یا 1993 م&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|اساتید&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorTeachers&amp;quot; |حاج سيد حسن موسوى برادر بزرگ آیت‌الله آقاى خوانسارى، حاج شيخ محمدباقرگلپايگانى (دايى بزرگوار آیت‌الله صافى و شوهر خواهر آیت‌الله گلپايگانى)، آیت‌الله نائینی، &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|برخی آثار&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorWritings&amp;quot; |[[إرشاد السائل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الدر المنضود في أحکام الحدود]]&lt;br /&gt;
|- class=&amp;quot;articleCode&amp;quot;&lt;br /&gt;
|کد مؤلف&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorCode&amp;quot; |AUTHORCODE00011AUTHORCODE&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سید محمدرضا گلپایگانی''' (۱۳۱۶ق-۱۴۱۴ق/۱۳۷۲ش) از مراجع تقلید معاصر که پس از درگذشت [[بروجردی، حسین|آیت‌الله بروجردی]]، به مرجعیت رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی از زمره مخالفین رژیم پهلوی و از همراهان [[امام خمینی]] بود که پس از تبعید امام به عراق، بیانیه‌ها، اعلامیه‌ها، تلگراف‌ها و سخنرانی‌هایی در حمایت از [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی]] و انقلاب اسلامی ایراد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدرضا گلپایگانى، در روز دوشنبه هشتم ماه ذى‌قعده سال 1316ق، در روستاى «گوگد» که در 6 کیلومترى شهرستان گلپایگان قرار دارد، در خانواده علم و سیادت و تقوا دیده به جهان گشود. پدر ایشان مرحوم سید محمدباقر گلپایگانى از روحانیون متقى و پارساى محل بشمار مى‌رفت تا آنجا که به او لقب امام داده بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گویا وی تا سن 64 سالگى فرزند ذکورى نداشت و سرانجام بعد از تشرف به آستان قدس رضوى و توسل به عنایات امام هشتم(ع) خداوند به او فرزند ذکورى لطف فرمود که نام او را محمدرضا نهاد. متأسفانه دیرى نپایید که این کودک خردسال در سه سالگى سایه مادر و در 9 سالگى سایه پدر را از دست داد و غبار یتیمى بر چهره او نشست، ولى سختی‌هاى دوران کودکى او را آبدیده ساخت تا بتواند انسان مقاومی‌باشد و در مقابل حوادث و رویدادها کوه‌آسا بایستد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کسب علم و دانش==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت آیت‌الله گلپایگانى در زادگاه خویش (گلپایگان) پس از خواندن مقدمات به تحصیل علوم دینى پرداخت و در این میان از اساتید خود به‌ویژه دو استاد بزرگش بهره بیشترى برد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# حاج سیدحسن موسوى، برادر بزرگ آیت‌الله‌العظمى آقاى خوانسارى؛ &lt;br /&gt;
# حاج شیخ محمدباقر گلپایگانى (دایى بزرگوار [[صافی گلپایگانی، لطف‌الله|آیت‌الله صافى]] و شوهر خواهر آیت‌الله گلپایگانى).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==هجرت به اراک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرایط تحصیلى آیت‌الله گلپایگانى به مرحله‌اى رسید که ناگزیر گشت از زادگاه خویش به مرکز علمى بزرگ‌تری هجرت نماید و در آنجا تحصیل کند. در آن ایام مرحوم [[حائری یزدی، عبدالکریم|آیت‌الله‌ حائرى یزدى]] حوزه‌اى را در اراک از سال 1332ق، تأسیس کرده و آوازه آن در منطقه پیچیده بود. از این جهت آیت‌الله گلپایگانى در سال 1336ق، در 20 سالگى وارد حوزه اراک گردید و علاوه بر استفاده از محضر درس مرحوم ملا محمدتقى گوگدى از دروس [[حائری یزدی، عبدالکریم|آیت‌الله حایرى]] بهره گرفته و تا سال 1340ق، در آن شهر اقامت گزید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==هجرت به قم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1340ق، برابر با فروردین‌ماه 1301ش، [[حائری یزدی، عبدالکریم|آیت‌الله حایرى]] به جهت زیارت آرامگاه دخت گرامى موسى بن جعفر(ع) به قم مشرف شدند. علما و بزرگان قم از ایشان درخواست کردند که در قم اقامت گزیده و حوزه را به اینجا منتقل سازد. [[حائری یزدی، عبدالکریم|آیت‌الله حایرى]] بنا گذاشت که در این مورد استخاره‌اى کند. وقتى قرآن را گشود، این آیه آمد: ''' «و ائتونی بأهلکم أجمعین» ''' (یوسف: 93).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیه مزبور حامل پیام یوسف به پدر و مادر است که همگى از کنعان به‌سوى مصر حرکت کنید. مرحوم حایرى با دیدن این آیه تصمیم بر اقامت گرفت و به‌تدریج فضلا و طلاب از اراک به شهر مقدس قم مهاجرت کردند. آیت‌الله گلپایگانى نیز پس از چهار ماه بنا به دعوت مؤسس حوزه علمیه قم وارد این شهر شده و تا پایان عمر، یعنى قریب 74 سال در این شهر مقدس باقى ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اساتید==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# &amp;lt;nowiki&amp;gt;[[آیت‌الله حایرى]]&amp;lt;/nowiki&amp;gt; مؤسّس حوزه؛&lt;br /&gt;
# &amp;lt;nowiki&amp;gt;[[آیت‌الله بروجردى]]&amp;lt;/nowiki&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
# آیت‌الله نائینى؛&lt;br /&gt;
# آیت‌الله اصفهانى.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==مرجعیت==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جلسه‌اى که پس از درگذشت [[بروجردی، حسین|آیت‌الله بروجردى]] در بیت ایشان تشکیل گردید، آیت‌الله گلپایگانى نیز شرکت داشت و قرار شد زعامت حوزه را با همکارى سایر بزرگان مشترکا برعهده گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و خدمات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت آیت‌الله گلپایگانى در مدت زعامت خود کارهاى ارزشمند فراوانى را انجام داده است. از جمله آثار و خدمات اجتماعى ایشان مى‌توان به این موارد اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# تأسیس بیمارستان گلپایگانى؛&lt;br /&gt;
# تأسیس مدارس علمى تحت برنامه؛&lt;br /&gt;
# تأسیس دار القرآن؛&lt;br /&gt;
# انتشار مجله رسالة القرآن؛&lt;br /&gt;
# برنامه معجم فقهى؛&lt;br /&gt;
و...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برنامه زندگى==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله گلپایگانى در زندگى خود بسیار منظم بوده و از تمام لحظات عمر خویش بهره مى‌بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان همواره قبل از طلوع فجر از خواب بیدار مى‌شدند و نماز شب مى‌خواندند و پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب، آیات مبارک قرآن را تلاوت مى‌نمودند. سپس مقدار کمى استراحت کرده و پس از صرف صبحانه تا نزدیک ظهر به تدریس علوم اهل‌بیت(ع) و پاسخ به استفتائات و ملاقات با مردم مى‌پرداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از نماز ظهر و عصر و تعقیبات آن و صرف نهار، کمى مى‌خوابیدند و پس از آن به نامه‌هاى وارده پاسخ داده و تا نزدیک غروب با مردم دیدار داشتند. این برنامه تدوین‌شده تا واپسین روزهاى عمر آن مرجع ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# رساله‌اى در باب ولایت فقیه؛&lt;br /&gt;
# الدر المنضود فی أحكام الحدود؛&lt;br /&gt;
# نتايج الأفكار؛&lt;br /&gt;
# تعلیقه‌اى بر عروة الوثقى؛&lt;br /&gt;
# إفاضة العوائد (حاشیه بر درر الفوائد)؛&lt;br /&gt;
# تقریرات درس [[حائری یزدی، عبدالکریم|آیت‌الله حایرى]] &lt;br /&gt;
# هداية العباد؛&lt;br /&gt;
# رساله‌اى در امر به معروف و نهى از منکر؛&lt;br /&gt;
# بغية الطالب في التعليق على بيع المكاسب؛&lt;br /&gt;
و...&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==ارتباط با امام خمینى==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت آیت‌الله گلپایگانى با رهبر کبیر انقلاب [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینى]] - قدس‌سره - از دیرباز ارتباطى صمیمى و بسیار نزدیک داشتند. سابقه این روابط به هفتاد سال پیش و محفل درس استاد بزرگوارشان مرحوم [[حائری یزدی، عبدالکریم|آیت‌الله حایرى]] مى‌رسد. در آنجا بود که این دو بزرگوار با یکدیگر آشنا شده و این آشنایى به صمیمیت و یک‌رنگى مبدل شده و پس از هجرت [[حائری یزدی، عبدالکریم|مرحوم حایرى]] به قم در 1340ق، ادامه یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان [[بروجردی، حسین|آیت‌الله بروجردى]] هر دو با هم و در کنار هم به شور و مشورت در امور حوزه و رایزنى در امور مهم پرداختند. با وفات مرحوم آقاى بروجردى و شروع توطئه‌هاى گوناگون رژیم ستم‌شاهى براى محو مظاهر اسلامى، این دو بزرگوار در کنار هم براى ستیز با این برنامه ننگین به‌پا خاستند و جلسات مشورتى بسیار تشکیل دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تبعید [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینى]] به ترکیه، تلگرامى براى ایشان مخابره کردند و مراتب نگرانى خویش را اعلام نمودند. متن این تلگرام چنین بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«آنکارا، وسیله سفارت کبراى ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از سلام و استفسار از سلامت وجود محترم، اقدام تبعید حضرت‌عالى و توهین به مقام شامخ روحانیت نزد ملت شیعه با نگرانى شدید مواجه گردید. آرى در کشورى که بر حسب عقیده اکثر ملّت آن، تنها مرجع صلاحیت‌دار، روحانیت است و حتى در نقض و ابرام قوانین نظر آنها قاطع است، جاى کمال تأسف است که به علماى اعلام جسارت نموده و اشخاصى که فقط با پیروى از تعالیم عالیه اسلام صلاحیت اشغال مقامات را دارند، ایشان را ستون پنجم خوانده و با تعبیرات زننده مورد تعرض قرار دهند. حقیر براى جبران این حادثه حسب الوظیفه اقدام نموده و مى‌نمایم. عزّ اسلام و مسلمین و تنبه مصادر امور و مراجعت حضرت‌عالى به حوزه علمیه را از خداوند متعال مسئلت دارم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9 رجب 1384 محمدرضا گلپایگانى»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رحلت==&lt;br /&gt;
این خورشید فقاهت سرانجام پس از 32 سال مرجعیت و نزدیک به 70 سال تدریس در حوزه علمیه و بعد از 98 سال زندگى پربار و بابرکت در عصر پنج‌شنبه 24 جمادى‌الثانى 1414ق، برابر با 18 آذرماه 1372ش، در بیمارستان شهید رجایى تهران دعوت حق را لبیک گفته و چهره در نقاب خاک کشید و جهانى را به سوگ خود نشانید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرداى آن روز پیکر پاک آن اسطوره علم و تقوا در میان اندوه فراوان امت مسلمان در تهران و قم تشییع گردید و بعد از اجراى نماز توسط [[صافی گلپایگانی، لطف‌الله|آیت‌الله صافى]] در جوار حرم مقدس حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وصیت‌نامه==&lt;br /&gt;
حضرت آیت‌الله گلپایگانى در بخشى از وصیت‌نامه خود مى‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در مورد حوزه‌هاى علمیه به حضرات آیات و اساتید محترم و طلاب عزیز تذکرا عرض مى‌نمایم، عظمتى که هم‌اکنون براى حوزه‌هاى علمیه به‌ویژه درخشش چشمگیر جهانى حوزه علمیه قم پس از انقلاب اسلامى ایران حاصل شده و موفقیت‌هایى به دست آمده است که از شرق و غرب، دست نیاز به این مرکز شیعه دراز شده است، نتیجه ارشادات و تبلیغات و زحمات و فداکاری‌ها و تحمل صدمات و مشقات علماى سلف و فقهاى بزرگوارى است که به دست شما سپرده شده است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در بخش دیگرى از وصیت‌نامه خود مى‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«حفظ اصل جمهورى اسلامى را لازم مى‌دانم و بر مسئولین محترم است که از خط مستقیم اسلام منحرف نشوند و سعى کنند روز به روز نظام با اسلام تطبیق بیشتر پیدا کند و دور از هر اختلاف، با اتحاد از این عطیه الهى پاسدارى نمایند و خیر و صلاح و رسیدگى به حال مستمندان را وجهه همت قرار دهند و بر مردم است که در حفظ دستاوردهاى انقلاب اسلامى کوتاهى نکنند و سعى و کوشش خود را در پشتیبانى حاکمیت اهداف قرآن مجید و اعلاى کلمه اسلامى به کار گیرند و رضاى حضرت بقيةالله روحي و أرواح العالمين له الفداء را در اعمال و کردار خود منظور دارند».&lt;br /&gt;
{{جعبه گفتاورد&lt;br /&gt;
 |عنوان = پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب حضرت [[خامنه‌ای، سید علی|آیت‌الله خامنه‌اى]] به مناسبت رحلت ایشان&lt;br /&gt;
 |گفتاورد = بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إنا لله و إنا إلیه راجعون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با تأسف و اندوه فراوان، خبر مصیبت‌بار فقدانى بزرگ و جبران‌ناپذیر را دریافت کردم. عالم بزرگ، فقیه نام‌آور، مرجع تقلید عظیم‌الشأن، عبدصالح و تقى نقى زکى، آیت‌الله‌العظمى آقاى حاج سید محمدرضا گلپایگانى - قدس‌الله‌نفسه و أعلى‌الله‌مقامه - دار فانى را وداع کردند و پس از عمرى مشحون از حسنات با نامه عملى سرشار از خیرات و مبرات، دعوت معبود را لبیک گفته، به پیشگاه محاسبه الهى شتافتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این‌جانب با قلبى متألم و با تضرع و ابتهال از حضرت حق جلت عظمته مسئلت مى‌کنم که این میهمان نیکوکار و مطیع را با «سلامٌ قولاً من ربّ رحیم» استقبال و ضیافت فرموده، به مرتبه والاى لقاء الله نایل فرماید و بهترین پاداش صالحان را به وى ارزانى دارد. این شخصیت والاى علمى کهن‌سال در میان مراجع عظام تقلید، یکى از موفق‌ترین و سعادتمندترین‌ها بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سى و دو سال مرجع تقلید، حدود هفتاد سال مدرس حوزه علمیه قم و حدود هشتاد و پنج سال سرگرم فراگرفتن و آموختن فقه آل‌محمد(ع) بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین مدرسه علوم دینى به سبک جدید را ایشان در قم تأسیس کردند. اولین مؤسّسه بزرگ قرآنى را ایشان در قم بنیان نهادند. اولین فهرست بزرگ فقهى و حدیثى با استفاده از دانش و اختراعات جدید بشرى را ایشان پدید آوردند. صدها مدرسه، مسجد و مؤسّسه تبلیغ دین را در سراسر کشور و در کشورهاى دیگر بنیاد کردند. هزاران شاگرد را از فقه پخته و عمیق خود بهره‌مند ساختند. بسیارى آرا و نظرات فقهى که حاکى از روشن‌بینى و ذهن نوگراى ایشان بود ارایه کردند و بالاتر از همه، با منش و رفتار پرهیزکارانه و با طهارت و تقوایى که مى‌توانست براى علما و فقها الگویى زنده و ملموس باشد، عمرى پربرکت را به زهد کامل گذرانیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن بزرگوار یکى از استوانه‌هاى انقلاب و نظام جمهورى اسلامى بشمار مى‌آید. در دوران اختناق و در مقابله با حوادث سهمگین سال‌هاى تبعید امام خمینى - قدس‌الله‌نفسه الزکية - مواردى پیش آمد که صداى این مرد بزرگ، تنها صداى تهدیدکننده‌اى بود که از حوزه علمیه برخاست و به نهضت شور و توان بخشید. پس از پیروزى انقلاب در قضایاى عمومى کشور، حضورى بارز و پشتیبانى صریح از نظام جمهورى اسلامى و از مقام منیع رهبرى و شخص شخیص امام راحل - قدس‌الله‌نفسه الزکية - داشت و مورد تکریم و احترام بلیغ آن حضرت بود. فقدان این بقيةالسلف اعاظم و این ملجأ و مرجع مؤمنان ثلمه‌اى بزرگ و ضایعه‌اى جبران‌ناپذیر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این‌جانب مصیبت این فقدان تأسف‌بار را به پیشگاه حضرت بقيةالله الأعظم أرواحنا فداه و به علماى عظام و مراجع تقلید و حوزه‌هاى علمیه و به عموم شیعیان و علاقه‌مندان و مقلدان ایشان و به‌خصوص به بیت شریف و منیع و آقازادگان محترم ایشان تسلیت مى‌گویم و در این شب جمعه رحمت، لطف و تفضل و غفران الهى را براى ایشان مسئلت مى‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[خامنه‌ای، سید علی|سید على خامنه‌اى]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
24 جمادى‌الثانى 1414 برابر با 18 آذرماه 1372.&lt;br /&gt;
 |منبع = نامداران راحل صفحۀ 416-401&lt;br /&gt;
 |تراز = چپ&lt;br /&gt;
 |عرض = 400px&lt;br /&gt;
 |حاشیه = &lt;br /&gt;
 |اندازه قلم = &lt;br /&gt;
 |رنگ پس‌زمینه = &lt;br /&gt;
 |شکل‌بندی = &lt;br /&gt;
 |پس‌زمینه عنوان = &lt;br /&gt;
 |رنگ قلم عنوان = &lt;br /&gt;
 |شکل‌بندی عنوان = &lt;br /&gt;
 |تراز گفتاورد = &lt;br /&gt;
 |شکل‌بندی گفتاورد = &lt;br /&gt;
 |گیومه گفتاورد = &lt;br /&gt;
 |تراز منبع = &lt;br /&gt;
 |شکل‌بندی منبع = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
# «نامداران راحل، زندگی‌نامه چهل تن از مشاهیر شیعه»، کریم جوانشیر، انتشارات سالار (عضو شرکت تعاونی ناشران و نویسندگان استان آذربایجان شرقی)، ص401-416، اسفندماه 1375.&lt;br /&gt;
# «گلشن ابرار»، جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم زیر نظر پژوهشکده باقرالعلوم(ع) وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، ج2، ص945، نشر معروف، قم، 1379.&lt;br /&gt;
# «زندگی‌نامه آیت‌الله‌العظمی سید محمدرضا گلپایگانی به روایت اسناد»، محمدمهدی امامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{فقیهان شیعه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وابسته‌ها ==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
[[كتاب الطهارة (موسوی گلپایگانی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الاحصار و الصد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[إرشاد السائل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حول مسایل الحج (للگلبایگانی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الدر المنضود في أحکام الحدود]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[کتاب الحج (للگلپایگانی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[کتاب الشهادات]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[کتاب الطهاره (للگلپایگانی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[کتاب القضاء]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مجمع المسایل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مختصر الاحکام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[نتائج الأفكار في نجاسة الكفار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الهداية إلی من له الولاية]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[هدایه العباد (للگلپایگانی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[وسیله النجاه (المحشی)]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بلغة الطالب في التعلیق علی بیع المکاسب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[العروة الوثقی مع تعلیقات (خمینی، خویی، گلپایگانی، مکارم)]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[افاضة العوائد: تعلیق علی درر الفوائد]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[القضاء و الشهادات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[توضيح المسائل (گلپایگانی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[احکام و آداب حج مطابق با فتاواي... سيد محمدرضا گلپايگاني]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مناسک الحج]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سئوال و جواب پيرامون مسائل حج: مطابق با فتاوي حضرت آيت‌الله العظمي آقای حاج سيد محمدرضا گلپايگاني]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حضرت آیت‌الله العظمي حاج سيد محمدرضا گلپايگاني]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مجمع المسائل (گلپايگاني)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[احکام نماز خوف و مطارده جهت آگاهی رزمندگان در جبهه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[نوری از ملکوت، زندگانی آیت‌الله گلپایگانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بدرقه آفتاب در آیینه مطبوعات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[احکام بانوان (گلپایگانی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بيانات مرجع عاليقدر حضرت آیت‌الله العظمي گلپايگاني مدظله العالي خطاب به طلاب محترم حوزه علمیه قم در مسجد اعظم قم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[نعمت ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام: پیام... آیت‌الله‌گلپایگانی به کنگره غدیر سال 1410ق لندن]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[نعمة ولایة أهل‌البیت علیهم‌السلام]]  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[في احکام الاموات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الکلام في قاعدتي التجاوز و الفراغ]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[متن وصيتنامه فقيه اهل‌بيت آیت‌الله العظمي حاج سيد محمدرضا گلپايگاني]]  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[التعلیقات علی العروة الوثقی (گلپایگانی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Najafi59</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%A8_%D8%AD%DA%A9%D9%85%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=529939</id>
		<title>توحید علمی و عینی در مکاتیب حکمی و عرفانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%A8_%D8%AD%DA%A9%D9%85%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=529939"/>
		<updated>2021-04-05T07:59:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Najafi59: اصلاح اغلاط&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR12760J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان =توحید علمی و عینی در مکاتیب حکمی و عرفانی میان آیتین علمین: حاج سید احمد کربلائی و حاج شیخ محمد حسین اصفهانی (کمپانی)&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر =تذییلات و محاکمات استاد آیةالله علامه: حاج سید محمد حسین طباطبایی (اعلی الله مقامه) بر سه مکتوب اول سید قدس‌الله‌نفسه و شیخ رحمة‌الله‌علیه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و تذییلات تلمیذ [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبائی]]: حضرت علامه آیةالله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدس‌الله‌نفسه الزکیه بر چهار مکتوب آخر مرحوم سید و مرحوم شیخ (اعلی الله مقامهما)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توحید علمی و عینی&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[کربلایی، احمد بن ابراهیم]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اصفهانی، محمدحسین]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[طباطبایی، سید محمدحسین]] (حاشيه نويس)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حسینی طهرانی، محمدحسین]] (گردآورنده)&lt;br /&gt;
| زبان =فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =‏BP‎‏ ‎‏286‎‏/‎‏4‎‏ ‎‏/‎‏ح‎‏5‎‏م‎‏8&lt;br /&gt;
| موضوع =&lt;br /&gt;
اصفهانی، محمد حسین، 1257 - 1320ق. - نامه‏‌ها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نامه‏‌های عرفانی - قرن 14&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وحدت وجود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کربلایی، احمد بن ابراهیم، - 1332ق. - نامه‏‌ها&lt;br /&gt;
| ناشر = &lt;br /&gt;
علامه طباطبايی&lt;br /&gt;
| مکان نشر =مشهد مقدس - ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1417 ق &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE12760AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ =2&lt;br /&gt;
| تعداد جلد =1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور =8267&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور =12760&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور =&lt;br /&gt;
| پس از =&lt;br /&gt;
| پیش از =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى'''، به زبان فارسى - عربى و موضوع اصلى آن بحث و بررسى درباره «وحدت يا كثرت حقيقت وجود» است كه در پاسخ‌هاى آيت‌الله سيد احمد كربلايى، معروف به «واحد العين» (متوفاى 1332ق) و [[اصفهانی، محمدحسین|آيت‌الله شيخ محمدحسين غروى اصفهانى]]، معروف به «كمپانى» (1296 - 1361ق) و محاكمات علامه [[طباطبایی، سید محمدحسین|سيد محمدحسين طباطبايى]] (1282 - 1360ش) مطرح شده و به اهتمام آيت‌الله سيد [[حسینی طهرانی، محمدحسین|محمدحسين حسینى طهرانى]] (1345 - 1416ق) فراهم آمده است. از آنجا كه مهم‌ترين موضوع در عرفان نظرى عبارت از مسئله «وحدت وجود» است و در اينجا از سوى چند دانشمند بزرگ مورد بررسى قرار گرفته، اين اثر اهميتى استثنايى و بى‌بديل يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چگونگى پيدايش اين مكاتبات جالب عرفانى به اين شرح است: يكى از فضلاى خوش‌ذوق حوزه علميه نجف به نام شيخ اسماعيل تبريزى، متخلص به «تائب» نامه‌اى به [[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|آيت‌الله آخوند محمدكاظم خراسانى]] صاحب «[[كفاية الأصول]]» نوشت و از معناى اين اشعار [[عطار، محمد بن ابراهیم|فريدالدين عطار نيشابورى]] در «[[منطق الطیر عطار|منطق الطير]]» جويا شد:&lt;br /&gt;
{{شعر}}{{ب|''دائما او پادشاه مطلق است ''|2=''در كمال عز خود مستغرق است ''}}{{ب|''او به سر نايد ز خود آنجا كه اوست''|2=''كى رسد عقل وجود آنجا كه اوست ''}}{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخوند پاسخ داد: «چون كه او قائم به ذات خود است، مکان حاجت ندارد، پس عقل و خيال انسان هم به آنجا كه اوست نمى‌رسد و ادراك نمى‌كند؛ چه، غير از ذات اقدس در آن مقام و جا چيزى نيست. كان الله و لم يكن معه شييء و هو الآن كما كان و لا يشغل به مكان» و چون پاسخ، بسيار مختصر بود، سؤال‌كننده قانع نشد. پس همان پرسش را از آيت‌الله سيد احمد كربلايى و همچنين آيت‌الله شيخ محمدحسين غروى پرسيد و چون پاسخ‌ها را متفاوت ديد، پاسخ هريك را به ديگرى ارائه كرد و بدين ترتيب آن دو عالم بزرگوار را به مكاتبه و گفتگو كشاند و در نتيجه هفت مكتوب از سيد و هفت مكتوب از شيخ پديد آمد. هرچند سرانجام هيچ‌يك از آن دو عالم بزرگ، قانع نشد و نظر طرف مقابل را نپذيرفت، ولى بى‌ترديد مطالب بسيار عميق و دقيق و تأمل‌برانگيزى مطرح گرديد كه مى‌تواند راه‌گشاى حل مسائل عرفانى شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مكاتبات از سوى شيخ و با پرسشى درباره اضافه اشراقيه شروع شد، ولى سرانجام بعد از چندين مكاتبه، سيد عصبانى شد و با اشاره به لقبش، «واحد العين» و اين نكته عارفانه كه: «خداوند چشم او را از غير خودش كور كرده» و بعد اين دعاى نامتعارف كه: «خدا كورترش كند»، اعلام كرد كه هيچ دوست ندارد كثرت را ببيند و درباره آن بينديشد و لذا آن مكاتبات را عاشقانه قطع كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درهرحال، نظر و پاسخ اصلى شيخ عبارت از «وحدت تشكيكى وجود» است، ولى سيد از «وحدت شخصى وجود» جانب‌دارى مى‌كند. [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبايى]] و [[حسینی طهرانی، محمدحسین|آيت‌الله حسینى تهرانى]] در تعليقاتشان بر اين مكاتبات از «وحدت شخصى وجود» حمايت كرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ساختار ==&lt;br /&gt;
اين اثر از يك مقدمه و سه بخش تشكيل شده است. بخش اول، چهارده مكتوب و بخش دوم، شش محاكمه و بخش سوم، نه تذييل دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش محتوا ==&lt;br /&gt;
با نظر به ارزش والا و منحصربه‌فرد اين اثر در موضوع «وحدت يا كثرت وجود» از نظر عرفانى و موشكافى‌هاى فوق‌العاده‌اى كه در آن صورت گرفته و از آنجا كه اصل اثر به زبان فارسى - عربى (زبان علمى و اصطلاحى رايج در حوزه‌هاى علميه آن روز و امروز) همراه با قيدهاى متعدد و به‌طور كامل فنى و اصطلاحى (فلسفى و عرفانى) نگارش يافته، گزارش محتوا بسيار مشكل است و لكن گزيده‌اى از مهم‌ترين نكته‌هاى مطرح‌شده با گزينشى حساب‌شده از نصوص متن گزارش مى‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقدمه: مؤلف با ذكر چگونگى پيدايش اين مكاتبات عرفانى و نيز اين نكته كه استاد [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبايى]] مكتوبات مذكور را در حوزه علميه قم در روزهاى پنج‌شنبه و جمعه تدريس مى‌كرد و نظر خودشان را درباره هريك از آن مكتوبات مرقوم كردند، ولى با كمال تأسف به اتمام نرسيد و فقط براى سه مكتوب اول سيد و همچنين سه مكتوب اول شيخ نوشته شد، تأكيد مى‌كند كه خودش اين مهم را به پايان رسانده و آن محاكمات را تكميل كرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده با گزارش اجمالى شرح حال آيت‌الله سيد احمد كربلايى و [[اصفهانی، محمدحسین|آيت‌الله شيخ محمدحسين غروى اصفهانى]] و علامه [[طباطبایی، سید محمدحسین|سيد محمدحسين طباطبايى]] و شيخ [[عطار، محمد بن ابراهیم|فريدالدين عطار نيشابورى]] و نيز ذكر مطالبى از هريك و عظمت عطار و محبت او به [[امام على(ع)|اميرالمؤمنين(ع)]] و اينكه: {{شعر}}{{ب|''هفت شهر عشق را عطار گشت''|2=''ما هنوز اندر خم يك كوچه‌ايم''}}{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به كتاب «منطق الطير» و مسئله «سى مرغ و سيمرغ» و دو بيت مورد سؤال (دائما او پادشاه مطلق است...) و ابيات قبل و بعد آن اشاره و بر اين مطلب تأكيد كرده كه در ادبيات فارسى، از سيمرغ و عنقا، ذات اقدس احديت اراده شده است؛ زيرا كه ذات اقدس حق تعالى داراى نام و نشان نيست. او از هر اسمى و رسمى بالاتر و از خيال و پندار و عقل هر انسانى برتر است. مكان ندارد و كسى را به او دسترسى نيست. فلهذا هر دو بزرگوار ([[اصفهانی، محمدحسین|مرحوم كمپانى]] و مرحوم سيد احمد كربلايى) مضمون شعر مورد بحث را پسنديده و بر مفادش ايرادى ندارند و هر دو نفر، شيخ عطار را بزرگ و بزرگوار شمرده و در مقام علمى و عرفانى و الهى او خدشه‌اى ندارند؛ غايةالامر هريك از اين دو، آن بيت را بر مذاق خودشان كه مذاق حكمت و مذاق عرفان است، تفسير فرموده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص11 - 48&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش اول: در اين بخش، مكاتيب حكمى و عرفانى آيت‌الله سيد احمد كربلايى و آيت‌الله شيخ محمدحسين اصفهانى ذكر شده است به شرح زير:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#مكتوب اول مرحوم شيخ:&lt;br /&gt;
#:نكته: «در بيت اول بيان نمود كه: واجب تعالى در كمال عز خود مستغرق است، كه غرض، استغراق در صفات عزت و جلال است كه مرجع آن به صرافت وجود و محوضيت حقيقت هستى است؛ لهذا در شعر دوم بيان نمود كه او از استغراق در عز و جلال خود خارج نشود، پس چگونه عقل به مقام شامخ او برسد، كه وصول عقل نشود الا به احاطه او به واجب به‌نحو احاطه وجوديه و المفروض أنه واجب و الواجب غير محدود، فلا يكون محاطا أبدا.&lt;br /&gt;
#:و تعبير او از اين معنى، به «سرآمدن»، يا به ملاحظه انهاء امد استغراق است يا به ملاحظه به سر خود آمدن از انفاء در خود و استغراق در غيب هويت ذات خود است و بر همين منوال است شعر شاعر: &lt;br /&gt;
#:{{شعر}}{{ب|''جمالك في كلِّ الحقائق سائر''|2=''و ليس له إلا جلالك ساتر''}}{{پایان شعر}}&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص54&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#:مكتوب اول مرحوم سيد:&lt;br /&gt;
#:نكته: «غرض از اين شعر، اقامه برهان است بر عدم بلوغ عقل به آن مقام شامخ - جل و علا - به طريق لم كه استدلال از علت به معلول باشد؛ چه در محل خود مقرر است كه: وجود اشياء در علم حق مقدم است بر وجود آنها در خارج، بلكه از مبادى وجود آنهاست در خارج و معلوم است كه: وجود علمى اشياء به اضافه اشراقيه علميه حق است - جل و علا - و معلوم است كه عدم علت، علت عدم معلول است و حاصل معنى شعر آن است كه او جل و علا در مقام عز شامخ، غير خود را نبيند و ادراك ننمايد و از خود خارج نشود، كه اين علت عدم اشياء است در آن مقام منيع، پس چگونه عقل فضلا عن غيره، تواند به آن مقام منيع برسد و حال آنكه فناء و اضمحلال آنها قبل از وصول به آن مقام خواهد بود؟»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص55&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#مكتوب دوم مرحوم شيخ:&lt;br /&gt;
#:نكته: «علم ذاتى واجب كه عند اهل حق عين ذات اوست و مقدم است بر وجودات أشياء في الخارج و از مبادى وجود آنهاست في الخارج، معقول نباشد كه اضافه اشراقيه حق - جل و علا - بوده باشد، بل اضافه اشراقيه علميه واجب، علم واجب است في مقام الفعل كه بيان فعل و فيض حق تعالى است و چون كه فعل اوست و وجودات اشياء عين ارتباط به ذات اوست، حيث لا حضور أقوى من هذا الربط الذاتي، او را علم در مقام فعل نامند و چون فيض حق تعالى شباهتى به اضافه مقوليه دارد از جهت قيام او به مبدأ اعلى و تذوت ذوات به نفس او، او را اضافه اشراقيه نامند»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص57&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#مكتوب دوم مرحوم سيد:&lt;br /&gt;
#:نكته: «مراد به عبارت، نه علم ذاتى است كه عين ذات است و اطلاق علم بر آن، از ضيق عبارت است در مقام تفهيم و تفهم؛ چه اسماء و صفات بما هي أسماء و صفات، محدودند و ذات واجب را حدى نيست و از اين جهت است كه جميع اسماء و صفات در آن مقام منيع، مضمحل و معدوم خواهند بود؛ فضلا عن ماهيات الأشياء و وجوداتها، و «كمال التوحيد نفي الصِّفات عنه»، صريح در آن است و خود آن جناب عبارت را حمل بر صفات زائده بر ذات نموده‌اند. بلكه مراد به عبارت، مقام علم واجب است به اشياء بما هي أشياء تفصيلا كه متأخر است از مقام علم به اشياء در جمع؛ فضلا عن مقام الأسماء و الصفات، فضلا عن مقام الذات. أين الثرى من الثريا؟ و مراد به وجود اشياء در مقام علم، لا بوجوداتها الخاصة المضافة إليها، بل بوجودها في العلم الإلهي كه مقدم است بر وجود خارجى»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص59&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#مكتوب سوم مرحوم شيخ:&lt;br /&gt;
#:نكته: «مقام فناء اشياء در مقام ذات واجب؛ باق أزلا و أبدا، وجد شيء في العالم أم لا، صار الموجود من أهل السلوك أم لا؛ زيرا كه واجب في مقام ذاته محيط بما دونه لإحاطة كل قوي بالضعيف في ذاته. پس معقول نباشد فناى سالك، اين معنى از فنا بوده باشد؛ زيرا كه جمع موجودات من السالك و غير السالك و الناجي و الهالك، فانى در ذات اقدس هستند ازلا و ابدا، و اين معنى تحصيل حاصل است، بلكه به وجه آخر غير معقول است؛ لأن ارتفاع الحدود و الكدورات الإمكانية واقعا غير ممكن و إلا خرج الممكن عن كونه ممكنا. بلى ارتفاع حدود از نظر سالك في مقام المشاهدة معقول و تفاوت السالك في هذا المسلك دقيق، فترتفع الحدود عن نظره عند مشاهدته الروحية، حتى يصل إلى مقام الفناء الكلي و هو الفناء عن الفناء و عند ذلك يكون باقيا ببقائه تعالى»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#مكتوب سوم مرحوم سيد:&lt;br /&gt;
#:نكته: «تعبير حضرت على بن الحسين(ع) در «صحيفه سجاديه» در مقام سير في اسم أحد است كه عرض مى‌كند: «عز سلطانك... الخ»؛ كما اينكه شعر اول شيخ كه «در كمال عز خود مستغرق است»، انتهى، نيز كلامى در اين مقام است، بلكه مصراع اول از بيت دوم، تفسير و شرح شعر سابق است و اما مصراع دوم كه «كى رسد عقل وجود آنجا كه اوست»، در مقام سير إلى الله است كه تعبير به رسيدن نموده»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص80&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#مكتوب چهارم مرحوم شيخ:&lt;br /&gt;
#:نكته: «مناط تعدد دليل، اگرچه تعدد كبرى است، ولى مكررا عرض شده: فناء أشياء في أزل الآزال في الذات الأقدس، به معنى دارا بودن صرف الوجود است مادون خود را به الغاء حدوده الماهوية و العدمية و لا حقيقة لإحاطته تعالى في مرتبة ذاته إلا وجدانه لكل وجود و لكل كمال و جود. پس حقيقت فناء، محاط بودن هر موجودى است لوجوده الصرف. تعدد الفاظ، بلكه تكثر مفاهيم حاكيه از مطلب واحد، موجب تعدد دليل نمى‌شود»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص113&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#مكتوب چهارم مرحوم سيد:&lt;br /&gt;
#:نكته: «بعد از تنزل به مقام كثرت و اعتبار به اعتبار مراتب و عليت و معلوليت و ظهور و بطون و ساير درجات وجود در ظرف اعتبار، به اعتبار كردن ماهيات را بأنفسها كه مجرد اعتبار است و اعتبار كردن وجود را براى آنها كه اعتبار في اعتبار است؛ آن وقت كثرت در موجودات، بل الوجودات و التفاوت بالغنى و الفقر و القوة و الضعف و الاستقلال و الربط و غير ذلك، همه درست است. و از اين جهت است كه: حيثيت تقييديه كه مجرد اعتبار است، اخذ در وجودات امكانيه شده، كه اگر الغاء حيثيت شود و صرف الوجود ملحوظ شود، تعدد از بين برداشته شود... &lt;br /&gt;
#:{{شعر}}{{ب|''ميان ماه من تا ماه گردون''|2=''تفاوت از زمين تا آسمان است''}}{{پایان شعر}}&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص121&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#مكتوب پنجم مرحوم شيخ:&lt;br /&gt;
#:نكته: «خيلى عجيب است كه در اين‌گونه مطالب برهانيه چرا بايد به الفاظ خوش و اشعار شيرين اكتفا شود؟ لا حكم إلا لله. و اما آنكه وحدت و كثرت هر دو حقيقى است، پس در نوشته سابقه عرض شده بود كه: وحدت وجود، عدديه نيست تا منافى كثرت باشد، بلكه وحدت اطلاقيه انبساطيه است؛ فليس في دار الوجود إلا صرف الوجود المتجلي في مقام فعله، تجليا وحدانيا على نهج وحدته و ذلك التجلي هو الساري في مرائي الممكنات كالمطلق في المقيد، لا أن الوجود الواجبي بذاته كذلك؛ تعالى عما يقول الظالمون»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص129&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#مكتوب پنجم مرحوم سيد:&lt;br /&gt;
#:نكته: «بهترين طرق براى معرفت اين کیفیت وحدت با كثرت، معرفت نفس و کیفیت سريان اوست در جميع مراتب از شؤون خود؛ از عقل و خيال و طبع و صدور افعال خارجيه از او و عينيت اوست با هر مرتبه در آن مرتبه و اگر تصوير كرديد وجود معلولى را براى عالم مواد با وحدت فيض اقدس، چرا تصوير نشود با وحدت حضرت حق جل و علا»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص137&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#مكتوب ششم مرحوم شيخ:&lt;br /&gt;
#:نكته: «البته از واضحات است كه: اين معامله كه با فيض مقدس مى‌شود، ممكن نيست كه با وجود واجب شود؛ زيرا كه واجب لا يعقل إلا أن يكون صرف الوجود و صرف حقيقت هستى معرى و مبرى است از اتحاد با حدود ماهويه و عدميه و سمات امكانات و نقصانات إلا أن يكون فاقدا لدرجة الصرافة و المحوضة و هو خلف و لهذه الجهة نلتزم بالوجود المنبسط كما لا يخفى على أهله»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#مكتوب ششم مرحوم سيد:&lt;br /&gt;
#:{{شعر}}{{ب|''ما را ز جام باده گلگون خراب كن''|2=''زان پيش‌تر كه عالم فانى شود خراب''}}{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
#:تعجبم از آن است كه شما قبل از عروض وجود بالغير في سنخه بحيث لا يأبى عن الوجود و العدم بودى؛ چطور شد به عروض وجود غير بناء على أصالة الوجود في الممكن كما يزعمون، انقلاب شد إلى ما سنخه طرد العدم؟ بل الآن كما كان»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص149 - 150&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#مكتوب هفتم مرحوم شيخ:&lt;br /&gt;
#:نكته: «اين تجلى الهى و اين اعتبار اصطلاحى، آيا مطابق مفهوم وجود هست يا نه؟ و آيا مطابق مناط وجود ممكن و منشأ آثار خارجيه او هست يا نه؟ و التزام به آنكه هيچ‌كدام نيست، يا آنكه نعوذ بالله، مناط وجود واجب و منشأ ترتب آثار وجود واجبى است، منافى برهان و تصريحات اعيان از اهل معرفت و ايقان است»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص153 - 154&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#مكتوب هفتم مرحوم سيد:&lt;br /&gt;
#:نكته: «تكرر بيانات و اصرار آن بزرگوار بر براهین اثبات كثرت حقيقيه، بحمد الله بر اين حقير واضح و آشكار شد كه: آن شخص كه كلام بر طريقه ذوق المتألهين تا حال مى‌داشت، اشتباه كرده بود و اين براهین و لزوم شناعتى كه فرموده بوديد، در او اثر نمى‌گذارد. گويا خداوند متعال چشم او را از غير خود كور كرده بود؛ خداوند كورترش كند. مى‌گويد: توهم مفاسد شنيعه از ديدن تعدد است و عدم طلوع آفتاب حقيقت. مى‌كده حمام نيست»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص156&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش دوم: اين بخش، مشتمل بر تذييل و محاكمات [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبايى]] است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه، نخست اشاره‌اى به شرح حال و منزلت سيد و شيخ داشته و بعد مطالبى درباره هريك از اين مكاتبات مطرح كرده‌اند به شرح زير:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#تذييل بر مكتوب اول شيخ:&lt;br /&gt;
#:نكته: «تحقق ماهيات تحقق سرابى است و ظهورى است كه در مظاهر ماديه استقرار يافته و چنانچه صورت آب در سراب و صورت مرئى در مرآت، صورتى است كه راستى مشهود است، ولى مال سراب و ملك مرآت نيست و سراب كه زمين شوره‌زار است و مرآت كه جسم صيقلى است، محل ظهور صورت است، همچنين ماهيات عين وجود خود نيستند، بلكه صور غير آنها هستند كه در آنها به ظهور پيوسته‌اند»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص167&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#تذييل بر مكتوب اول سيد:&lt;br /&gt;
#:نكته: «اين نظريه، نظريه تشكيك وجود را ابطال نمى‌كند، بلكه نظريه فوق آن را اثبات مى‌كند و حقيقتى را تشخيص مى‌دهد كه به موجب آن، نظر اولى صورت مجازيت اتخاذ مى‌كند و بالجمله چنانچه حكماى يونان، بحث در احكام ماهيت كرده و با براهین، احكامى از براى آنها اثبات می‌كردند و چون حكماى اسلام نظريه اصالت وجود و تشكيك وجود و اعتباريت ماهيت را به اثبات رسانيدند، سبک اولى باطل نشده و احكام ثابته آن از ميان نرفت... همچنين مسئله وحدت شخصى وجود، نسبت به وحدت تشكيكى وجود، نظرى است ادق در برابر نظر دقيق و حقيقتى است عميق‌تر از حقيقتى كه تشكيك وجود به آن در مقابل أصالة الماهية حكم مى‌كرد»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص171 - 172&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#تذييل بر مكتوب دوم شيخ:&lt;br /&gt;
#:نكته: «مرحوم شيخ بناى اعتراض خود را بر تحقق تشكيك در مظاهر چنانچه حكماء اختيار كرده‌اند، استوار كرده و از علم مذكور در شعر، علم ذاتى فهميده، چنانچه پر واضح است؛ با اينكه عرفا به تشكيك در ظهورات قائلند و علم تفصيلى قبل الايجاد به ماهيات را در مقام خارج از ذات مى‌دانند و شيخ [[عطار، محمد بن ابراهیم|فريدالدين عطار نيشابورى]] از اساطين عرفاء مى‌باشد و اين دو مسئله و خاصه مسئله تشكيك در ظهورات، به اندازه‌اى از اين طائفه روشن است كه نظم و نثر آنها را از او مملو و بر مراجعه‌كننده جاى هيچ‌گونه ترديد و شك باقى نيست و درهرصورت، شعر صاحب شعر را طبق مذاق خودش تفسير بايد كرد؛ خواه صحيح و خواه فاسد»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص175&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#تذييل بر مكتوب دوم سيد:&lt;br /&gt;
#:نكته: «قوله: و اطلاق علم بر او ضيق عبارت است الخ: چنانچه در تذييل اول بيان شد، مقام ذات از هر اسمى و رسمى و از هر صفتى و نعتى، بالاتر و بزرگ‌تر حتى از همين نفى هم كه مقام احديت ناميده مى‌شود، بالاتر و بزرگ‌تر مى‌باشد»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص176&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#تذييل بر مكتوب سوم شيخ:&lt;br /&gt;
#:نكته: «عرفاء در وجود حقيقى، وحدت شخصى قائلند و مابقى را حتى مراتب اسماء و صفات اعتبارى مى‌دانند و در مرحله اعتبار و ظهور، هر مرتبه را منشأ ظهور مراتب بعدى مى‌دانند؛ چه بر قولى كه اساس سيرشان روى اصل تميز حقيقت از مجاز استوار باشد، نه روى اصل تميز موجود از معدوم و تميز موجود مستقل از موجود رابط غير مستقل، نمى‌توانند مطالبى را پيش بياورند كه به قول خودشان مجاز است نه حقيقت و هو ظاهر»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص178&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#تذييل بر مكتوب سوم سيد:&lt;br /&gt;
#:نكته: «اما عرفاء چون تشكيك را در ظهورات مى‌دانند، نه در مظاهر، چنانچه گذشت، لهذا حدود وجود را مراتب تعينات علمى حق سبحانه مى‌گيرند و گويند: اول تعين، بودن وجود حق است نفس ذاته كه تعين احدى است و تعين احدى به جهت صرافت، منشأ تعين واحدى است كه جامعيت جميع كمالات است به‌نحو وحدت و بقيه اسماء واحدا بعد آخر از اين مقام منتشى هستند و موجودات امكانى هم از آنها با تفصيلى كه در كتبشان مسطور است و از اين جهت مرحوم سيد(ره) كلام مرحوم شيخ(ره) را كه تعين احدى و واحدى را به لحاظ عقل نسبت داده بود، تبديل به لحاظ حق سبحانه نمود»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص182&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش سوم: اين بخش، مشتمل بر تذييلات آيت‌الله سيد [[حسینی طهرانی، محمدحسین|محمدحسين حسینى طهرانى]] است به شرح زير:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#تتمه تذييل بر مكتوب سوم سيد:&lt;br /&gt;
#:نكته: «تمام موجودات، معانى حرفيه نسبت به ذات اقدس حق - جل و علا - هستند و همگى آيات و مرآئى و ظهورات اويند و حمل هو هو در اينجا همچون صورت مشاهد در مرآت، با صاحب صورت، حمل حقيقه و رقيقه است كه از طرفى اوست؛ زيرا غير از او نيست و از طرفى غير اوست؛ زيرا حقيقت آن صاحب صورت با آن كمال و عقل و آثار و خصوصيات خارجيه كجا؟ و اين صورت كجا؟»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص192&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#تذييل بر مكتوب چهارم شيخ:&lt;br /&gt;
#:نكته: «[[امام على(ع)|اميرالمؤمنين(ع)]] در ميان جميع امت رسول‌الله(ص) يگانه فردى است كه حاق و حقيقت توحيد را بدين پايه و بدين مرتبه، از پيغمبر اكرم(ص) گرفته است و با قدم ثبات و سير در عوالم نامتناهى، آن را در صقع وجود خود جاى داده است و متحقق به حقيقت سوره توحيد و شش آيه اول از سوره حديد گرديده است و به اعلى ذروه از اوج مقام انسان كامل رسيده است. خطبه‌هائى را كه آن حضرت در مقام عرفان و توحيد حضرت حق و صفات و اسماى او بيان نموده است، همگى وجدانيات و مشاهدات درونى و سرى اوست و مدرک ات حضورى و مكاشفات حقه حقيقيه و علوم سرمديه اوست كه چون شمس درخشان از آن پرده برمى‌دارد و محبوب و معبود خود را با بلندترين صدائى و با استوارترين منطق و برهانى به عالم بشريت تا ابد معرفى مى‌كند»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص210 - 211&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#تذييل بر مكتوب چهارم سيد:&lt;br /&gt;
#:نكته: «مرحوم آقا سيد احمد كربلائى اعلى الله مقامه در اين مكتوب به شریک حكيم خود در مكاتبه گوشه مى‌زند و خرده مى‌گيرد و با عبارات لطيفه و مطالب و قصص ظريفه، روش او را قدح مى‌نمايد و مى‌خواهد به او بفهماند كه: تا از خود نگذرى، به خدا نخواهى پيوست و تا از نفس و آثار آن بيرون نروى چهره شمس عالمتاب بر تو مكشوف نخواهد افتاد و تا چشم و گوش خر عالم طبع و كثرت را نفروشى، چشم و گوش عالم ملكوت و وحدت براى تو پيدا نمى‌شود»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص232&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#تذييل بر مكتوب پنجم شيخ:&lt;br /&gt;
#:نكته: «براى صاحب‌دلان تمام شؤونات و اطوار وجودى هر انسانى، از طبع و مثال و عقل (عالم تكليف و برزخ و قيامت) فعلا مشهود و حاضر و براى غير از آنها عالم مثال و برزخ پس از عالم طبع و تكليف و عالم عقل و قيامت پس از عبور از عالم مثال و برزخ متجلى مى‌گردد و به شهود مى‌رسد؛ نه آنكه آن وقت به وجود مى‌آيد. و كم فرق بين الأمرين و منزلة بين المنزلتين؟ بر اساس تشكيك در وجود كه اختلاف و درجات حقيقى را در مراتب وجود و در مظاهر آن واقعا مى‌پذيرد، وجود موجودات بر اصل عليت حضرت حق است كه وجود واجب و يا عقل و يا نفس، واسطه در ثبوت موجوديت آنها مى‌باشند. و بر اساس توحيد حق و صرافت و تشخص در وجود، اختلافى در مراتب وجود و در مظاهر آن نيست، بلكه اختلاف در نفس ظهورات وجود است و وجود موجودات بر اصل اشراق و اضافه و تجلى است، كه وجود واجب و يا عقل و يا نفس واسطه در عروض موجوديت و انتساب آنها مى‌باشند. و بعد از اقامه برهان بر اينكه حقيقت ذات واجب اقتضاى صرافت در وجود را دارد و لازمه صرافت، وحدت و تشخص در وجود است، ديگر بحث از واسطه در ثبوت نمودن و نفى واسطه در عروض كردن حق را نسبت به موجودات معنى ندارد»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص239 - 240&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#تذييل بر مكتوب پنجم سيد:&lt;br /&gt;
#:نكته: «اينكه مى‌گوييم: عالم، صور خيال هستند، معنايش پوچ و بى‌ازاء بودن آنها نيست، بلكه معنايش عدم استقلال آنهاست كه قائمند به صور علميه حق تعالى قياما صدوريا. و اين حقيقت، همان معناى قيوميت و منشأيت و مصدريت و صمديت اوست براى موجودات و اشياء خارجى. و اين نكته بسيار مهم است»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص256&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#تذييل بر مكتوب ششم شيخ:&lt;br /&gt;
#:نكته: «نسبت موجودات با اصل وجود حق متعال، نفس ربط و اتصال هستند و معانى حرفيه‌اى مى‌باشند كه ابدا شائبه استقلال و خودنمائى ندارند. پس اختيار انسان عين اختيار خداست. وجود او و بقيه موجودات، نفس وجود مطلق و مرسل و عام و شامل اوست؛ البته با اسقاط حدود عدميه و ماهويه»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص276&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#تذييل بر مكتوب ششم سيد:&lt;br /&gt;
#:نكته: «معانى حرفيه كه در اين عالم كثرات، خداوند در قرآن كريمش از آنها به آيات و كلمات و اسماء تعبير فرموده است، براى محجوبان است كه پرده و غشاء و غطاء حقيقت از برابر ديدگان آنها برداشته نشده؛ فكشفنا عنك غطاءك فبصرك اليوم حديد&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ق، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt;براى آنها متحقق نگرديده است و به‌طور كلى در عالم كثرت، خواه در مقام سير و عروج الى الله باشد و خواه در مقام نزول و تحقق به بقاء بعد از فناء كلى، اين مراتب كثرت و احكام آن جارى و سارى است»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص292 - 293&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#تذييل بر مكتوب هفتم شيخ:&lt;br /&gt;
#:نكته: «سعه و گسترش وجود ذات حق تعالى به‌قدرى است كه تمام اشياء را فراگرفته است و هيچ موجودى از آن خارج نيست و مراد از اينكه خداوند در لازمان و لامكان؛ يعنى قبل از پيدايش اشياء بوده است و الآن هم همين طور است، اين است كه وجود ازلى و ابدى و لايتناهى حضرت وى، از شمول شىء و چيزى فروگذار ننموده است و همه را شامل شده است. و اين است معناى «بسيط الحقيقة كل الأشياء و ليس بشيء منها»؛ يعنى وجود اوست كه همه را فراگرفته است و وجودات متعينه امكانيه، نسبت وجود به آنها به واسطه در عروض است. و اين همان منشأيت و مصدريت و صمديتى است كه مرحوم سيد از آن تعبير فرموده است»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص312&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#تذييل بر مكتوب هفتم سيد:&lt;br /&gt;
#:نكته: «علت تأبى شيخ از تسليم شدن بر وحدت ذات اقدس او و معيت او با موجودات و سيطره و احاطه وجودى او بر همه عالم و جميع اشياء و انمحاء و اندكاك همگى ذاتا و صفتا و فعلا در ذات او، فقط و فقط خود را موجود در قبال حق دانستن است كه مرحوم سيد از آن تعبير به جبلانيت نموده بود»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص326&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#:نكته پايانى: «سيره عملى بزرگان و عالمان ربانى حوزه‌هاى علميه در پاسخگويى به پرسش‌هاى همه مردم حتى كودكان و نوجوانان، پرهيز از تحقير و خشونت‌هاى كلامى و رعايت احترام و ادب و مهربانى و ملاطفت و استفاده از «حكمت و موعظه حسنه و جدال احسن» است. مؤلف محترم، آيت‌الله سيد [[حسینی طهرانی، محمدحسین|محمدحسين حسینى طهرانى]]، موافق نظر آيت‌الله سيد احمد كربلايى و قائل به «وحدت شخصى وجود» و مخالف نظر آيت‌الله غروى اصفهانى و «وحدت تشكيكى وجود» است و در نقد مباحث آيت‌الله شيخ محمدحسين غروى اصفهانى، سخت كوشيده و افزون بر ارائه توضيح و استدلال، تمثيل‌ها و حكايات و اشعارى نيز آورده كه اين موارد مانند تعبير انتقادى اخلاقى «جبلانيت» و قضاوت انحصارى «فقط و فقط»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص326&amp;lt;/ref&amp;gt;و بدبينى و داورى ارزشى مندرج در داستان منقول در باب «كفر وحدت‌وجودى‌ها»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص329 - 330&amp;lt;/ref&amp;gt;از منظر چگونگى بيان و داورى اخلاقى و آداب تعليم و تعلم در نظام تربيتى اسلام، بى ترديد نيازمند بازنگرى و تأمل و بررسى بيشتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه‌ها و چاپ‌هاى كتاب ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد چگونگى انتشار اين مكاتبات فلسفى - عرفانى، چند نكته گفتنى است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#براى نخستين بار استاد [[آشتیانی، جلال‎‌الدین|سيد جلال‌الدين آشتيانى]] اين مكاتبات را در نشريه «جاويدان خرد» به‌صورت مقاله‌اى در سه قسمت و به ترتيب در سال‌هاى 1354، 1355 و 1357ش، با مقدمه و تعليقات، تصحيح و منتشر كرد. [[آشتیانی، جلال‎‌الدین|استاد آشتيانى]] با آنكه از سويى، در آثارش بيشتر در نقش شارح ظاهر مى‌شد و كمتر به انتقاد مى‌پرداخت و از سويى ديگر، در موضوع مورد بحث هم‌عقيده با سيد احمد كربلايى و قائل به «وحدت شخصى وجود» بود، ولى بااين‌همه، چند انتقاد اساسى بر آيت‌الله كربلايى وارد كرد و از جمله در تعليقه 80&amp;lt;ref&amp;gt;مكاتبات عرفانى، ص94&amp;lt;/ref&amp;gt;و تعليقه 84&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص101 - 103&amp;lt;/ref&amp;gt;او را قائل به «أصالة الماهية» دانست و در تعليقه 43&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص67 - 68&amp;lt;/ref&amp;gt;با اشاره به گرايش سيد به مسلك ذوق التأله محقق دوانى؛ يعنى أصالة الوجود در حضرت حق و أصالة الماهية در خلق، آن را بديهى البطلان دانست؛ زيرا ادله طرفين، قول به تفصيل را رد مى‌كند و حتى تصريح كرد كه «مرحوم سيد از تقرير برهان بر مطلب، مرتب طفره مى‌رود و با شعر و غزل و تغزل از معركه خارج مى‌شود و بالاخره نفرمود كه چرا وجودات خاصه امكانيه كه به قول او محدود به ماهيات اعتباريه‌اند، اعتبار و اوهام صرفند؟! حق اول، مگر صرف خارج و عين واقع و نفس منشأيت اثر نيست؟! مگر اثر غير از معلول است؟! مگر معلول از لوازم وجود خارجى علت نمى‌باشد؟!...»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، تعليقه 47، ص72&amp;lt;/ref&amp;gt;و «مرحوم عارف محقق سيد احمد مانند ساير عرفاى اتباع آقا محمد بيدآبادى در نظريات و برهانيات تضلع ندارد و در مقام كشف، اعيان ممكنات را اعتبارى ديده و در مقام غلبه وحدت، كثرت را موهوم شناخته است»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، تعليقه 43، ص67 - 68&amp;lt;/ref&amp;gt;و البته طبيعى است كه اين گونه انتقادها به مذاق هواداران «وحدت شخصى وجود» مانند آيت‌الله حسینى تهرانى، هيچ خوش نيامد.&lt;br /&gt;
#[[آشتیانی، جلال‎‌الدین|استاد آشتيانى]] در سال 1361ش، مقالات مذكور را در كتابى مستقل تحت عنوان «مكاتبات عرفانى بين سيد احمد حائرى و شيخ محمدحسين غروى»، جمع و بدون هيچ تغييرى منتشر كرد.&lt;br /&gt;
#رساله محاكمات [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبايى]] كه شامل تعليقات ايشان بر شش مكتوب آغازين از اين مكاتبات عرفانى بود، به‌وسيله استاد حسن [[حسن‌زاده آملی، حسن|حسن‌زاده آملى]] تصحيح و در يادنامه شهيد آيت‌الله قدوسى در سال 1361ش، منتشر شد.&lt;br /&gt;
#استاد [[حسینی طهرانی، محمدحسین|آيت‌الله سيد محمدحسين حسینى تهرانى]] كه از برخى تعليقات انتقادى آيت‌الله [[آشتیانی، جلال‎‌الدین|سيد جلال‌الدين آشتيانى]] رنجيده بود، در سال 1410ق، مكاتبات مذكور را همراه با تعليقات [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبايى]] و تذييل‌هايى از خودش بدون يادكرد از تلاش علمى [[آشتیانی، جلال‎‌الدین|استاد آشتيانى]]، تحت عنوان «مكاتيب حكمى و عرفانى» و سپس در سال 1417ق، تحت عنوان «توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى» منتشر كرد و در جانبدارى از سيد احمد كربلايى همه توان خود را به كار برد و افزون بر بحث و استدلال، حتى از اشعار متعدد عربى و فارسى و خاطره و داستان نيز براى اثبات نظرش بهره گرفت&amp;lt;ref&amp;gt;توحيد علمى و عينى، صص 327، 337، 325 و...&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانويس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منابع مقاله ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى، سيد محمدحسين حسینى تهرانى، انتشارات [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبائى]]، چاپ دوم، مشهد 1417ق، (يب + 352 ص).&lt;br /&gt;
#مكاتبات عرفانى بين سيد احمد حائرى و شيخ محمدحسين غروى، تصحيح و تعليقات [[آشتیانی، جلال‎‌الدین|سيد جلال‌الدين آشتيانى]]، مركز انتشارات علمى و فرهنگى، تهران 1361ش (106 ص).&lt;br /&gt;
#جاويدان خرد (دوفصل‌نامه)، زير نظر سيد حسین نصر، نشريه انجمن شاهنشاهى فلسفه ايران، سال اول: شماره اول و سال دوم: شماره اول و سال چهارم: شماره اول.&lt;br /&gt;
#يادنامه شهيد آيت‌الله قدوسى، به ضميمه رساله محاكمات از استاد [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبايى]]، انتشارات شفق، قم 1363ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده: تصوف و عرفان]]&lt;br /&gt;
[[رده: مباحث خاص تصوف و عرفان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Najafi59</name></author>
	</entry>
</feed>