<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.wikinoor.ir/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Fsobhani</id>
	<title>ویکی‌نور - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.wikinoor.ir/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Fsobhani"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Fsobhani"/>
	<updated>2026-05-28T03:20:24Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B9%D9%82%D8%A7%D8%A6%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%A5%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B1%D9%8A%D9%85&amp;diff=814553</id>
		<title>عقائد الإسلام من القرآن الکريم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B9%D9%82%D8%A7%D8%A6%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%A5%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B1%D9%8A%D9%85&amp;diff=814553"/>
		<updated>2026-01-12T04:55:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR34288J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = عقائد الإسلام من القرآن الکريم&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[عسکری، مرتضی]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =   ‎‏/‎‏ع‎‏67‎‏ ‎‏ع‎‏5‎‏ 104 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =اسلام - عقاید - جنبه‌های قرآنی&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = کلية اصول الدين&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - قم&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1426ق&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE34288AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 5&lt;br /&gt;
| شابک = 964-6084-24-9&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 2&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 34288&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 34288&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 31&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''عقائد الإسلام من القرآن الکریم'''، اثر [[عسکری، سید مرتضی|سید مرتضى عسکری]] (۱۲93 – ۱۳۸۶ش)، محقق، حدیث‌شناس و رئیس دانشگاه اصول‌دین که به استخراج و تبیین عقاید بنیادین اسلام (از جمله توحید، نبوت و معاد) منحصراً بر اساس آیات قرآن کریم اختصاص دارد. هدف اصلی نویسنده، ارائه مبنایی منسجم برای اعتقادات اسلامی و پرهیز از اختلافات فکری و کلامی رایج میان مذاهب اسلامی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب در دو جلد تدوین شده است جلد نخست، نوزده بحث اصلی اعتقادی، از جمله میثاق، بحوث الألوهیه، أصناف خلق الله، بحوث الربوبیة، و مباحث مربوط به معاد و صفات الهی، به‌صورت تفصیلی مورد بررسی قرار می‌گیرند و جلد دوم، بدون تبویب و فصل‌بندی خاصی، دربردارنده عناوین متعددی پیرامون پیامبران الهی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
در بخش مقدمه، نویسنده بیان می‌کند که تداخل نظریات فلسفی و افکار مغایر با قرآن، به اختلافات فرقه‌ای در میان مسلمانان دامن زده است؛ بدین‌جهت هدف از تألیف این کتاب، ارائه عقاید اسلامی بر اساس قرآن و احکام قرآنی است که اصول‌‌دین و همچنین مباحث کلامی و فقهی می‌شود. روش تحقیق شامل تفسیر آیات بر مبنای زبان عربی عصر نزول (تفسیر لغوی) و بهره‌گیری از روایات صحیح در توضیح آیات است، ضمن اینکه از تفسیر به رأی یا دخالت‌دادن آراء شخصی پرهیز شده است&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، ج1، ص9- 14&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحث اول: الميثاق؛ به بررسی پیمان الهی با بنی‌آدم می‌پردازد که در آیه &amp;quot;أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ&amp;quot; (سوره اعراف: ۱۷۲) آمده است. این پیمان از طریق فطرت در وجود انسان نهادینه شده و با حرکت دو غریزه اصلی انسان: غریزه سیرشدن معده (طلب طعام) و غریزه جستجوی معرفت (فعالیت مغز) مرتبط است. غریزه دوم انسان را به‌سوی شناخت موجودی منظم (خالق) و پروردگار حکیم که همه چیز را خلق کرده سوق می‌دهد؛ این همان فطرت توحیدی است که هر مولودی با آن متولد می‌شود.&lt;br /&gt;
نویسنده سپس آغاز به تفسیر آیه و بیان محتوای آن می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، همان، ص20- 30&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحث دوم: بحوث الألوهية به مفاهیم مربوط به الوهیت، توحید (لا إله إلا الله)، و رد شرک و تثلیث و نفی خلقت تصادفی جهان، اختصاص دارد. ایشان در این جهت به تفسیر «اله» و «لا إله إلا الله» و آیات 12-14 سوره مومنون «وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن سُلَٰلَةࣲ مِّن طِينࣲ12  ثُمَّ جَعَلۡنَٰهُ نُطۡفَةࣰ فِي قَرَارࣲ مَّكِينࣲ13  ثُمَّ خَلَقۡنَا ٱلنُّطۡفَةَ عَلَقَةࣰ فَخَلَقۡنَا ٱلۡعَلَقَةَ مُضۡغَةࣰ فَخَلَقۡنَا ٱلۡمُضۡغَةَ عِظَٰمࣰا فَكَسَوۡنَا ٱلۡعِظَٰمَ لَحۡمࣰا ثُمَّ أَنشَأۡنَٰهُ خَلۡقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ أَحۡسَنُ ٱلۡخَٰلِقِينَ14»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و يقيناً ما انسان را از [عصاره و] چكيده‌اى از گِل آفريديم. سپس آن را نطفه‌اى در قرارگاهى استوار [چون رحم مادر] قرار داديم. آن گاه آن نطفه را علقه گردانديم، پس آن علقه را به‌صورت پاره گوشتی درآورديم، پس آن پاره گوشت را استخوان‌هايى ساختيم و بر استخوان‌ها گوشت پوشانديم، سپس او را با آفرينشى ديگر پديد آورديم؛ پس هميشه سودمند و بابركت است خدا كه نيكوترين آفرينندگان است»(12:23-14). که درباره خلقت انسان است پرداخته سپس آیات مربوط به توحید خالقیت، بارزترین صفت الوهی خداوند و عدم توانایی دیگران در خلق، مالکیت خداوند، انحصار احیا و اماته برای خداوند و نفی آله‌ها، اشاره می‌نماید. همچنین، ادعای مشرکان مبنی بر دختر داشتن خداوند و اینکه ملائکه، جن و عیسی بن مریم فرزندان یا شرکای خداوند هستند، با تبیین آیات مربوطه به‌تفصیل رد می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص31- 54&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحث سوم: أصناف خلق‌الله في القرآن الكريم؛ به معرفی پنج دسته اصلی مخلوقات الهی در قرآن: ملائکه، آسمان‌ها و زمین و ستارگان، دواب (جنبندگان)، جن و شیاطین و انسان و شرح آیات و تفسیر روایی آنها می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص55&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده، آیات مربوط به ملائکه که موجوداتی نورانی، دارای حیات، و بندگان مطیع خدا هستند که دارای درجات مختلفی هستند و وظایفی چون حمل وحی (جبرئیل) و ثبت اعمال دارند و گاهی به‌صورت انسان ظاهر می‌شوند را مطرح و تفسیر می‌نماید.&lt;br /&gt;
ایشان معتقد است که راه معرفت و علم ما به اشیا غیر از استنتاج عقلی، منحصر در حواس و راه نقل و حکایت (که بنا به اطمینان به صدق ناقل خبر به آن اعتماد می‌کنیم) هست و علم ما به آسمان‌های بالا، ملائکه، جن و این‌گونه مجهولات از طریق پیامبران، بعد از ثبوت صدق نبوت آنها است بدین جهت اقوال دیگران در این امور برای ما معتبر نیست&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص57- 66&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس نویسنده آیات خلقت آسمان‌ها، زمین و آسمان آن، جنبندگان و جن، شیاطین و ابلیس را بازگو و تفسیر می‌نماید&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص67- 104&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد انسان نیز آیات خلقت او از خاک و مراحل تکوینش در رحم، سجده ملائکه، تمرد ابلیس را ذکر کرده تفسیر می‌نماید و بحثی در بهشت خلد، رانده‌شدن آدم(ع) از بهشت (و احتمال اینکه در روی زمین و در سرزمین عراق، بوده است نه بهشت جاودان)، عهد الهی، حمل امانت و عرضه‌ آن بر آسمان‌ها و زمین، مطرح می‌شود و در پایان این بخش روایات تفسیری این آیات را یادآوری می‌نماید&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص105-130&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحث چهارم: بحوث الربوبية؛ [[عسکری، سید مرتضی|علامه عسکری]] سه بحث در این بخش مطرح می‌کنند: 1- معنای رب (در لغت و اصطلاح اسلامی)؛ 2- معنای رب‌العالمین و حصر آن در خداوند «جل اسمه»؛ 3- هدایت‌های چهارگانه‌ای که خداوند برای مخلوقات خود فراهم می‌کند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف) هدایت و تعليم ملائکه برای انجام وظایفشان؛ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) هدایت انسان و جن و تعلیم و انذار آنها توسط رسل با وحی رسالت؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) الهام غریزی به حیواناتی مانند زنبورعسل برای تأمین زندگی‌شان؛ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
د) تسخیر موجودات غیرانسان برای منفعت انسان (مانند تسخیر آسمان‌ها و زمین)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیات مربوط به هر نوع را بیان و تفسیر کرده معانی مفردات آن را آشکار می‌کند مانند: معنای لغوی و اصطلاحی وحی و انواع آن، تسخیر، مسخرات، عرش، خلیفه الله، سجود و...&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص131- 168&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحث پنجم: الدين والإسلام؛ نویسنده به معنای دین، اسلام، مسلمان، ارتباط آن با فطرت انسان می‌پردازد و می‌فرماید: دین در شرع اسلامی به معنای جزا و پاداش در آخرت و همچنین به معنای شریعت، طاعت و انقیاد است. اسلام به معنای تسلیم و انقیاد در برابر شریعت و احکام خداوند است و این نامی است که خداوند برای تمام شرایع نازل شده بر همه انبیا از آدم تا خاتم الانبیاء(ص) برگزیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین، این بخش به تعریف مؤمن و منافق و تحریفاتی که در شرایع گذشته (یهود و نصاری) رخ‌داده، اشاره می‌کند و برای این منظور بخش‌هایی از سفر تکوین تورات را شاهد می‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تناسب بحث احکام اسلام با فطرت انسان را بیان و به‌تناسب، نفس اماره را مطرح می‌کند و پایان‌بخش این بحث، اشتراک جن با انسان در شریعت اسلام است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق روال بحث، نویسنده آیات مربوط به هر قسمت را مطرح و تفسیر نموده، نتایج به‌دست‌آمده از آنها را مبنای عقیده صحیح برگرفته از قرآن و روایات برمی‌شمرد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص169- 194&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مبلغون عن الله ومعلمون للناس؛ [[عسکری، سید مرتضی|عسکری]] در این قسمت سه بحث را مطرح می‌کند: 1- معنای نبی، رسول و وصی و می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نبی (پیام‌آور خبردهنده) در لغت به معنای رفعت و منزلت است و فردی است که علم و جایگاه بالایی نزد خدا دارد. رسول (فرستاده) حامل پیام الهی برای مردم و واسطه بین ربّ و بشر است. وصی (جانشین) فردی است که پیامبر امر خود را پس از خود به او می‌سپارد تا کار نیمه‌تمام او را تکمیل کند.&lt;br /&gt;
هر رسول شریعتی همراه آورده و شریعت خاتم پیامبران(ص) نسبت به شرایع پیشین کامل‌تر و جامع‌تر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2- اخبار رسل و اوصیا در کتب آسمانی و سیره و تاریخ؛ وی به برخی پیامبران و اوصیا آنها از کتاب «اخبار الزمان» و «اثبات الوصیه» [[مسعودی]] اشاره و برخی اخبار آنها را در کتب عهدین نقل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3- تعریف آیه، معجره و کیفیت آن؛ و ذکر معجزات پیامبران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان آیات مربوط به این مباحث را مطرح و تفسیر می‌نماید و نتایج به‌دست‌آمده را به‌عنوان عقیده قرآنی، تلقی می‌نماید&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص195- 214&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفات مبلغین دین الهی، نبردهای پیامبران با امت‌هایشان، جزا بر اساس اثر اعمال انسان، استحقاق شفاعت، حبط اعمال، صفات و اسماء خداوند، مشیت خداوند، جبر و تفویض و قضاوقدر، از دیگر موضوعات مورد بحث در این جلد هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلد دوم، به بیان داستان‌ها و موضوعات مربوط به پیامبران الهی(ع) و اوصیای ایشان، اختصاص‌یافته است که از جمله آنها، می‌توان به خلقت آدم(ع)&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج2، ص35&amp;lt;/ref&amp;gt; و اخبار اوصیای پس از او در کتب سیره&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص43&amp;lt;/ref&amp;gt;، ادریس (اخنوخ)(ع)&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص69&amp;lt;/ref&amp;gt;، تواریخ اوصیا تا عصر حضرت نوح(ع) در تورات&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص87&amp;lt;/ref&amp;gt;، حضرت ابراهیم(ع) و موضوعات مرتبط با ایشان&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص137- 149&amp;lt;/ref&amp;gt; و اوصیای دوازده‌گانه پیامبر(ص)&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص272&amp;lt;/ref&amp;gt;، اشاره نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:تفسیر]]&lt;br /&gt;
[[رده:قرآن و مباحث دیگر]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B9%D9%82%D8%A7%D8%A6%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%A5%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B1%D9%8A%D9%85&amp;diff=814552</id>
		<title>عقائد الإسلام من القرآن الکريم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B9%D9%82%D8%A7%D8%A6%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%A5%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B1%D9%8A%D9%85&amp;diff=814552"/>
		<updated>2026-01-12T04:51:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR34288J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = عقائد الإسلام من القرآن الکريم&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[عسکری، مرتضی]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =   ‎‏/‎‏ع‎‏67‎‏ ‎‏ع‎‏5‎‏ 104 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =اسلام - عقاید - جنبه‌های قرآنی&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = کلية اصول الدين&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - قم&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1426ق&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE34288AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 5&lt;br /&gt;
| شابک = 964-6084-24-9&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 2&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 34288&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 34288&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 31&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''عقائد الإسلام من القرآن الکریم'''، اثر [[عسکری، سید مرتضی|سید مرتضى عسکری]] (۱۲93 – ۱۳۸۶ش)، محقق، حدیث‌شناس و رئیس دانشگاه اصول‌دین که به استخراج و تبیین عقاید بنیادین اسلام (از جمله توحید، نبوت و معاد) منحصراً بر اساس آیات قرآن کریم اختصاص دارد. هدف اصلی نویسنده، ارائه مبنایی منسجم برای اعتقادات اسلامی و پرهیز از اختلافات فکری و کلامی رایج میان مذاهب اسلامی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب در دو جلد تدوین شده است جلد نخست، نوزده بحث اصلی اعتقادی، از جمله میثاق، بحوث الألوهیه، أصناف خلق الله، بحوث الربوبیة، و مباحث مربوط به معاد و صفات الهی، به‌صورت تفصیلی مورد بررسی قرار می‌گیرند و جلد دوم، بدون تبویب و فصل‌بندی خاصی، دربردارنده عناوین متعددی پیرامون پیامبران الهی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
در بخش مقدمه، نویسنده بیان می‌کند که تداخل نظریات فلسفی و افکار مغایر با قرآن، به اختلافات فرقه‌ای در میان مسلمانان دامن زده است؛ بدین‌جهت هدف از تألیف این کتاب، ارائه عقاید اسلامی بر اساس قرآن و احکام قرآنی است که اصول‌‌دین و همچنین مباحث کلامی و فقهی می‌شود. روش تحقیق شامل تفسیر آیات بر مبنای زبان عربی عصر نزول (تفسیر لغوی) و بهره‌گیری از روایات صحیح در توضیح آیات است، ضمن اینکه از تفسیر به رأی یا دخالت‌دادن آراء شخصی پرهیز شده است&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، ج1، ص9- 14&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحث اول: الميثاق؛ به بررسی پیمان الهی با بنی‌آدم می‌پردازد که در آیه &amp;quot;أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ&amp;quot; (سوره اعراف: ۱۷۲) آمده است. این پیمان از طریق فطرت در وجود انسان نهادینه شده و با حرکت دو غریزه اصلی انسان: غریزه سیرشدن معده (طلب طعام) و غریزه جستجوی معرفت (فعالیت مغز) مرتبط است. غریزه دوم انسان را به‌سوی شناخت موجودی منظم (خالق) و پروردگار حکیم که همه چیز را خلق کرده سوق می‌دهد؛ این همان فطرت توحیدی است که هر مولودی با آن متولد می‌شود.&lt;br /&gt;
نویسنده سپس آغاز به تفسیر آیه و بیان محتوای آن می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، همان، ص20- 30&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحث دوم: بحوث الألوهية به مفاهیم مربوط به الوهیت، توحید (لا إله إلا الله)، و رد شرک و تثلیث و نفی خلقت تصادفی جهان، اختصاص دارد. ایشان در این جهت به تفسیر «اله» و «لا إله إلا الله» و آیات 12-14 سوره مومنون «وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن سُلَٰلَةࣲ مِّن طِينࣲ12  ثُمَّ جَعَلۡنَٰهُ نُطۡفَةࣰ فِي قَرَارࣲ مَّكِينࣲ13  ثُمَّ خَلَقۡنَا ٱلنُّطۡفَةَ عَلَقَةࣰ فَخَلَقۡنَا ٱلۡعَلَقَةَ مُضۡغَةࣰ فَخَلَقۡنَا ٱلۡمُضۡغَةَ عِظَٰمࣰا فَكَسَوۡنَا ٱلۡعِظَٰمَ لَحۡمࣰا ثُمَّ أَنشَأۡنَٰهُ خَلۡقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ أَحۡسَنُ ٱلۡخَٰلِقِينَ14»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و يقيناً ما انسان را از [عصاره و] چكيده‌اى از گِل آفريديم. سپس آن را نطفه‌اى در قرارگاهى استوار [چون رحم مادر] قرار داديم. آن گاه آن نطفه را علقه گردانديم، پس آن علقه را به‌صورت پاره گوشتی درآورديم، پس آن پاره گوشت را استخوان‌هايى ساختيم و بر استخوان‌ها گوشت پوشانديم، سپس او را با آفرينشى ديگر پديد آورديم؛ پس هميشه سودمند و بابركت است خدا كه نيكوترين آفرينندگان است»(12:23-14). که درباره خلقت انسان است پرداخته سپس آیات مربوط به توحید خالقیت، بارزترین صفت الوهی خداوند و عدم توانایی دیگران در خلق، مالکیت خداوند، انحصار احیا و اماته برای خداوند و نفی آله‌ها، اشاره می‌نماید. همچنین، ادعای مشرکان مبنی بر دختر داشتن خداوند و اینکه ملائکه، جن و عیسی بن مریم فرزندان یا شرکای خداوند هستند، با تبیین آیات مربوطه به‌تفصیل رد می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص31- 54&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحث سوم: أصناف خلق‌الله في القرآن الكريم؛ به معرفی پنج دسته اصلی مخلوقات الهی در قرآن: ملائکه، آسمان‌ها و زمین و ستارگان، دواب (جنبندگان)، جن و شیاطین و انسان و شرح آیات و تفسیر روایی آنها می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص55&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده، آیات مربوط به ملائکه که موجوداتی نورانی، دارای حیات، و بندگان مطیع خدا هستند که دارای درجات مختلفی هستند و وظایفی چون حمل وحی (جبرئیل) و ثبت اعمال دارند و گاهی به‌صورت انسان ظاهر می‌شوند را مطرح و تفسیر می‌نماید.&lt;br /&gt;
ایشان معتقد است که راه معرفت و علم ما به اشیا غیر از استنتاج عقلی، منحصر در حواس و راه نقل و حکایت (که بنا به اطمینان به صدق ناقل خبر به آن اعتماد می‌کنیم) هست و علم ما به آسمان‌های بالا، ملائکه، جن و این‌گونه مجهولات از طریق پیامبران، بعد از ثبوت صدق نبوت آنها است بدین جهت اقوال دیگران در این امور برای ما معتبر نیست&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص57- 66&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس نویسنده آیات خلقت آسمان‌ها، زمین و آسمان آن، جنبندگان و جن، شیاطین و ابلیس را بازگو و تفسیر می‌نماید&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص67- 104&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد انسان نیز آیات خلقت او از خاک و مراحل تکوینش در رحم، سجده ملائکه، تمرد ابلیس را ذکر کرده تفسیر می‌نماید و بحثی در بهشت خلد، رانده‌شدن آدم(ع) از بهشت (و احتمال اینکه در روی زمین و در سرزمین عراق، بوده است نه بهشت جاودان)، عهد الهی، حمل امانت و عرضه‌ آن بر آسمان‌ها و زمین، مطرح می‌شود و در پایان این بخش روایات تفسیری این آیات را یادآوری می‌نماید&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص105-130&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحث چهارم: بحوث الربوبية؛ [[عسکری، سید مرتضی|علامه عسکری]] سه بحث در این بخش مطرح می‌کنند: 1- معنای رب (در لغت و اصطلاح اسلامی)؛ 2- معنای رب‌العالمین و حصر آن در خداوند «جل اسمه»؛ 3- هدایت‌های چهارگانه‌ای که خداوند برای مخلوقات خود فراهم می‌کند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف) هدایت و تعليم ملائکه برای انجام وظایفشان؛ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) هدایت انسان و جن و تعلیم و انذار آنها توسط رسل با وحی رسالت؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) الهام غریزی به حیواناتی مانند زنبورعسل برای تأمین زندگی‌شان؛ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
د) تسخیر موجودات غیرانسان برای منفعت انسان (مانند تسخیر آسمان‌ها و زمین)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیات مربوط به هر نوع را بیان و تفسیر کرده معانی مفردات آن را آشکار می‌کند مانند: معنای لغوی و اصطلاحی وحی و انواع آن، تسخیر، مسخرات، عرش، خلیفه الله، سجود و...&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص131- 168&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحث پنجم: الدين والإسلام؛ نویسنده به معنای دین، اسلام، مسلمان، ارتباط آن با فطرت انسان می‌پردازد و می‌فرماید: دین در شرع اسلامی به معنای جزا و پاداش در آخرت و همچنین به معنای شریعت، طاعت و انقیاد است. اسلام به معنای تسلیم و انقیاد در برابر شریعت و احکام خداوند است و این نامی است که خداوند برای تمام شرایع نازل شده بر همه انبیا از آدم تا خاتم الانبیاء(ص) برگزیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین، این بخش به تعریف مؤمن و منافق و تحریفاتی که در شرایع گذشته (یهود و نصاری) رخ‌داده، اشاره می‌کند و برای این منظور بخش‌هایی از سفر تکوین تورات را شاهد می‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تناسب بحث احکام اسلام با فطرت انسان را بیان به‌تناسب، نفس اماره را مطرح می‌کند و پایان‌بخش این بحث، اشتراک جن با انسان در شریعت اسلام است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق روال بحث، نویسنده آیات مربوط به هر قسمت را مطرح و تفسیر نموده، نتایج به‌دست‌آمده از آنها را مبنای عقیده صحیح برگرفته از قرآن و روایات برمی‌شمرد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص169- 194&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مبلغون عن الله ومعلمون للناس؛ [[عسکری، سید مرتضی|عسکری]] در این قسمت سه بحث را مطرح می‌کند: 1- معنای نبی، رسول و وصی و می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نبی (پیام‌آور خبردهنده) در لغت به معنای رفعت و منزلت است و فردی است که علم و جایگاه بالایی نزد خدا دارد. رسول (فرستاده) حامل پیام الهی برای مردم و واسطه بین ربّ و بشر است. وصی (جانشین) فردی است که پیامبر امر خود را پس از خود به او می‌سپارد تا کار نیمه‌تمام او را تکمیل کند.&lt;br /&gt;
هر رسول شریعتی همراه آورده و شریعت خاتم پیامبران(ص) نسبت به شرایع پیشین کامل‌تر و جامع‌تر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2- اخبار رسل و اوصیا در کتب آسمانی و سیره و تاریخ؛ وی به برخی پیامبران و اوصیا آنها از کتاب «اخبار الزمان» و «اثبات الوصیه» [[مسعودی]] اشاره و برخی اخبار آنها را در کتب عهدین نقل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3- تعریف آیه، معجره و کیفیت آن؛ و ذکر معجزات پیامبران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان آیات مربوط به این مباحث را مطرح و تفسیر می‌نماید و نتایج به‌دست‌آمده را به‌عنوان عقیده قرآنی، تلقی می‌نماید&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص195- 214&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفات مبلغین دین الهی، نبردهای پیامبران با امت‌هایشان، جزا بر اساس اثر اعمال انسان، استحقاق شفاعت، حبط اعمال، صفات و اسماء خداوند، مشیت خداوند، جبر و تفویض و قضاوقدر، از دیگر موضوعات مورد بحث در این جلد هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلد دوم، به بیان داستان‌ها و موضوعات مربوط به پیامبران الهی(ع) و اوصیای ایشان، اختصاص‌یافته است که از جمله آنها، می‌توان به خلقت آدم(ع)&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج2، ص35&amp;lt;/ref&amp;gt; و اخبار اوصیای پس از او در کتب سیره&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص43&amp;lt;/ref&amp;gt;، ادریس (اخنوخ)(ع)&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص69&amp;lt;/ref&amp;gt;، تواریخ اوصیا تا عصر حضرت نوح(ع) در تورات&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص87&amp;lt;/ref&amp;gt;، حضرت ابراهیم(ع) و موضوعات مرتبط با ایشان&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص137- 149&amp;lt;/ref&amp;gt; و اوصیای دوازده‌گانه پیامبر(ص)&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص272&amp;lt;/ref&amp;gt;، اشاره نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:تفسیر]]&lt;br /&gt;
[[رده:قرآن و مباحث دیگر]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%AC%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%81%D8%B5%D9%84_%D9%81%D9%8A_%D8%A7%D9%84%D8%A5%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D8%A8&amp;diff=814395</id>
		<title>المعجم المفصل في الإعراب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%AC%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%81%D8%B5%D9%84_%D9%81%D9%8A_%D8%A7%D9%84%D8%A5%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D8%A8&amp;diff=814395"/>
		<updated>2026-01-11T05:15:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR15407J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان =المعجم المفصل في الإعراب&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر =&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[یعقوب، امیل]] (محقق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[خطیب، طاهر یوسف]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
| زبان =عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =‏BP‎‏ ‎‏82‎‏/‎‏8‎‏ ‎‏/‎‏خ‎‏6‎‏م‎‏6&lt;br /&gt;
| موضوع =&lt;br /&gt;
قرآن - اعراب&lt;br /&gt;
| ناشر = &lt;br /&gt;
دار الکتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون&lt;br /&gt;
| مکان نشر =بیروت - لبنان&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1428 ق &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE15407AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ =4&lt;br /&gt;
| تعداد جلد =1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور =15407&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور =15407&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور =&lt;br /&gt;
| پس از =&lt;br /&gt;
| پیش از =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{کاربردهای دیگر|المعجم (ابهام‌زدایی)}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''المعجم المفصل فی الإعراب''' دائرةالمعارف قواعد و زبان عربى مى‌باشد که به قلمى شیوا و بیانى رسا، توسط [[خطیب، طاهر یوسف|طاهر یوسف الخطیب]] به رشته تحریر درآمده و تصحیح و ویرایش آن نیز برعهده [[یعقوب، امیل|إمیل یعقوب]] بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب به زبان عربى و در یک جلد نگاشته شده و بوسیله انتشارات دارالکتب العلمیه بیروت در سال(2007م) به چاپ رسیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
روش نویسنده در تألیف کتاب، روشى است الفبایى. بدین معنى که وى در ابتدا، اولین حرف الفبایى هر باب را آورده و سپس حروف دیگرى را که بعد از این حرف آمده و یک کلمه مجزا و مستقل تشکیل داده‌اند، نوشته است. از این‌رو، مى‌توان ادعا نمود که در کتاب حاضر، بسیارى از معانى واژه‌گان سخت و دشوار زبان عربى که از لحاظ إعرابى داراى وجوه مختلفى هستند، گنجانده شده است که براى دانش‌پژوهان و فعالان عرصه ادبیات و زبان عربى سودمند و آموزنده مى‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تجزیه و ترکیب بسیارى از جملاتى که نویسنده از آن‌ها به عنوان شاهد مثال استفاده کرده و همچنین تجزیه و ترکیب سوره مبارکه (حمد) و بیست و پنج آیه از آیات سوره بقره، از ویژگى‌هاى کتاب به‌شمار مى‌آید که براى کاربردى نمودن قواعد زبان و ادبیات عربى و همچنین تقویت بنیه علمى دانش‌پژوهان، مفید مى‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
نویسنده مطالب را با حرف همزه آغاز کرده و آن را داراى معانى متعددى معرفى نموده است که به ترتیب عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#همزه تسویه: که بعد از کلمه (سواء) در جمله مى‌آید و لازم است که بعد از آن حرف (أم) آورده شود تا در جمله، تعادل (بین حالت قبل و بعد از همزه) ایجاد گردد. جمله‌اى که در آن همزه تسویه آمده است نیز قابل تأویل به مصدر مى‌باشد، همانند آیه شریفه:'''(سواء علینا أجزعنا أم صَبَرنا ما لنا من محیصٍ)''' که تأویل مصدر آن، جمله: سواء علینا جزعُنا أو صَبرُنا است.&lt;br /&gt;
#همزه استفهام.&lt;br /&gt;
#همزه نداء.&lt;br /&gt;
#همزه أصل و آن همزه‌اى است که جزو اصل کلمه است همانند: (أخ، أب).&lt;br /&gt;
#همزه قطع.&lt;br /&gt;
#همزه وصل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرف(الف): این حرف نیز داراى چند معنى مى‌باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#ضمیر رفع، همانند: ((المعلمانِ یُدربانِ التلامیذَ)).&lt;br /&gt;
#علامت رفع در اسم مثنى.&lt;br /&gt;
#علامت نصب در اسماء ستة.&lt;br /&gt;
#حرفى که محلى از اعراب ندارد، که در چند مورد است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
أ: در اسمى که تنوین نصب دارد، همانند: (شاهدتُ سمیرا).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب: در اسمى که الف آن باید اشباع گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج: بدل از نون تاکید، همانند: (و لیکونا من الصاغرین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
د: ندبه، همانند: (وا محمداه صلى علیک ملیکُ السماء..).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: نداء، همانند: (یا أبتا).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-آبَ: فعلى است ماضى به معنى (عادَ: برگشتن)، همانند: آبَ المهاجرُ من الغُربة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-آخِر: که بر سه حالت مى‌آید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#حال و منصوب به فتحه، همانند: جاء زید فی الترتیبِ آخِرا.&lt;br /&gt;
#ظرف زمان و منصوب به فتحه، همانند: زُرتُ المعلمَ آخِرَ النهارِ.&lt;br /&gt;
#با توجه به موقعیت آن در جمله، معرب مى‌شود. همانند: انطلقَ الآخِرُ.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-آنئذٍ: لفظى است مرکب از (آن) و (إذ). همانند: رَن الجرَسُ و کنتُ آنئذٍ فی غُرفة المُطالعة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-أبابیل: اسم جمعى است که مفرد ندارد، و اعراب آن همانند اسامى غیر منصرف مى‌باشد، و بر وزن صیغه منتهى‌الجموع آمده است همان‌گونه که در سوره فیل مى‌فرماید: (و أرسَلَ علیهم طیرا أبابیلَ).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب(الباء):&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ب: دومین حرف از حروف الفبا است که داراى سه حالت است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#حرف جر. که اسم ظاهر و ضمیر را مجرور نموده و بر چند معنى مى‌آید:&lt;br /&gt;
#:#تعدیه، که در بیشتر مواقع فعل قاصر را متعدى مى‌کند.&lt;br /&gt;
#:#مصاحبه.&lt;br /&gt;
#:#تبعیض. همانند: (عینا یشربُ بها المقربون).&lt;br /&gt;
#:#استعلاء.&lt;br /&gt;
#:#استعانه.&lt;br /&gt;
#:#بدل یا مقابله، همانند: (اشتریتُ الثوب بمأتى دینار).&lt;br /&gt;
#:#الصاق. که خود بر دو نوع است: 1- حقیقى. 2- مجازى.&lt;br /&gt;
#:#سببیت.&lt;br /&gt;
#:#ظرفیت.&lt;br /&gt;
#:#تفدیه. همچون: (بأبى أنت و أمى یا حسین).&lt;br /&gt;
#:#قَسَم.&lt;br /&gt;
#حرف جر زائد. که غالباً براى تاکید مورد استعمال قرار مى‌گیرد. از جمله موارد استعمال آن، موارد ذیل است:&lt;br /&gt;
#:#مبتدا. همانند: (بحسبک النجاحُ).&lt;br /&gt;
#:#فاعل(کفى)، همچون: (و کفى بربک‌هادیا و نصیرا). &lt;br /&gt;
#:#مفعول به.&lt;br /&gt;
#:#خبر (لیس).&lt;br /&gt;
#:#خبر (کان) که مسبوق به نفى بوده است.&lt;br /&gt;
#:#خبر (ما)ى حجازیه عامل، مانند: ما الطقسُ بِمُمطر.&lt;br /&gt;
#:#فاعل صیغه تعجب.&lt;br /&gt;
#:#بعد از ادوات تأکید.&lt;br /&gt;
#حرف جر در (قسم). مهمترین خصوصیت حرف(باء) این است که براى سوگند و قسم مورد استعمال قرار گیرد، و داراى ویژگی‌هاى دیگرى نیز مى‌باشد که عبارتند از:&lt;br /&gt;
#:#وارد شدن بر ضمیر، همانند: (بِکُم لأدرُسن).&lt;br /&gt;
#:#جواز حذف(باء) و باقى ماندن مقسم به، همچون: (اللهِ لأستقبلنک).&lt;br /&gt;
#:#جواز ورود مقسم به همراه آن به هنگام ترحم و جلب عطوفت دیگران، همانند: (بالله أنقذنى).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روش نویسنده در سایر بخشهاى کتاب نیز بر همین منوال بوده و با دقت خاصى، موضوع کتاب را ادامه داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[إعراب القرآن الكريم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الإعراب المفصل لكتاب الله المرتل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[التبيان في إعراب القرآن]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[إعراب القرآن (زجاج)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[أمثلة قرآنية لقواعد عربية]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:قرآن و علوم قرآنی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علوم قرآنی]]&lt;br /&gt;
[[رده: مباحث ادبی و بلاغی قرآن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=814394</id>
		<title>درآمدی بر تفسیر جامع روایی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=814394"/>
		<updated>2026-01-11T04:30:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR36196J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = درآمدی بر تفسیر جامع روایی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[محمدی ری‌شهری، محمد]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =  /م3د4 91/5 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =تفاسیر ماثوره&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث. سازمان چاپ و نشر&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - قم&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1390ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE36196AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-964-493-610-4&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 36196&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 36196&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 384&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''درآمدی بر تفسیر جامع روایی'''، اثر [[محمدی ری‌شهری، محمد|محمد محمدی ری‌شهری]] (1325-1401ش)، در بررسی جایگاه قرآن کریم و میراث تفسیری اهل‌بیت(ع) که هدف کلی آن، تبیین مبانی، قواعد و روش‌های لازم برای دستیابی به تفسیری جامع و روایی از قرآن است که از تعالیم اهل‌بیت(ع) بهره می‌برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب در یک جلد و در قالب یک پیشگفتار و هفت فصل اصلی، به همراه فهرست منابع و مآخذ و فهرست تفصیلی، تنظیم شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
پیشگفتار به جایگاه قرآن کریم به‌عنوان کامل‌ترین کتاب آسمانی و میراث گران‌بهای تفسیری اهل‌بیت(ع) اشاره دارد که کمتر مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. همچنین، مسائل هفت‌گانه مورد بحث در فصول آتی که زیر عنوان «درآمدی بر تفسیر جامع روایی» قرار می‌گیرند، مطرح شده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;پیشگفتار، ص7- 9&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل یکم: جایگاه قرآن در حوزه معارف دینی؛ در این فصل، ویژگی‌های قرآن کریم از جمله اصالت (ریشه و سرچشمه معارف اعتقادی، اخلاقی و عملی اسلام)، تحریف‌ناپذیری (محفوظ‌بودن از دگرگونی و تحریف)، جامعیت (دربرگیرنده هدایت انسان در تمام حوزه‌ها)، جاودانگی (زنده‌بودن و ساری و جاری بودن آیات در طول زمان)، طراوت (همواره نو و باطراوت بودن) و دارابودن بطون و لایه‌های معنایی، مورد بررسی قرار می‌گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص11- 27&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم: مبانی، قواعد، روش‌ها، گرایش‌ها و سبک‌های تفسیری؛ این فصل مباحث اساسی و مقدماتی تفسیر قرآن کریم را شرح می‌دهد. ابتدا تلاش‌های صورت‌گرفته در زمینه جریان‌شناسی تفاسیر و کشف و ضبط روش‌ها و گرایش‌ها (آثاری مانند [[مذاهب التفسیری الاسلامی]] ([[گلدزیهر، ایگناس|گلدزیهر]] (1850-1921م))، [[التفسير و المفسرون|التفسیر و المفسرون]] ([[ذهبی، محمدحسین|محمد حسین ذهبی]] (1815-1977م))، مکاتب تفسیری) و لزوم شناسایی مصطلحات، پیش‌نیاز جریان‌شناسی تفاسیر، مورد اشاره قرار می‌گیرد. سپس مبانی تفسیری به دو دسته مبانی صدوری (مانند الفاظ قرآن و کلام خدا بودن) و مبانی دلالی (مانند فهم‌پذیری و جواز تفسیر قرآن، اعتبار و حجیت فهم و تفسیر قرآن، ممنوعیت تفسیر به رأی، باورداشتن سطوح معانی قرآن) تقسیم شده و قواعد تفسیری مهم، شامل توجه به معانی لغوی و رعایت دستور ترکیب جمله‌ها، اخذ ظهور مستقر کلام، تفکیک معنای حقیقی از مجازی، سیاق و بافت کلام، ملاحظه سنت شارح در تفسیر قرآن و توجه به وجوه معانی قرآن ذکر می‌گردد. در ادامه، روش‌های تفسیری (مانند تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر به سنت، تفسیر عقلی، شهودی، علمی و جامع) و گرایش‌های تفسیری (مانند کلامی، اخلاقی، ادبی، تربیتی، بلاغی و امثال این‌ها) و سبک‌های تفسیری گوناگون تشریح می‌شوند&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص29- 53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم: جایگاه علمی اهل‌بیت(ع) در تفسیر قرآن؛ این فصل به نقش علمی اهل‌بیت(ع) در تفسیر قرآن می‌پردازد و استدلال می‌کند که معارف دینی را باید از طریق سنت پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) دریافت کرد. شواهد متعددی بر وجوب تمسّک به اهل‌بیت(ع) (حدیث متواتر ثقلین)، دانش اهل‌بیت(ع) (مانند روایات وارثان علم پیامبر(ص)) و تصریح پیامبر(ص) به مرجعیت علمی ایشان ارائه شده است. این منابع نشان می‌دهند که اهل‌بیت(ع) دانشمندترین افراد امت، آگاه به بطون کتاب آسمانی و مرجع علمی برای تفسیر قرآن هستند&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص55- 100&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم: نقش عملی اهل‌بیت(ع) در تفسیر قرآن؛ این فصل به آموزش روش تفسیر قرآن توسط اهل‌بیت(ع) و پیش‌نیازهای آن می‌پردازد. پیش‌نیازها شامل مقدمات تدبر در قرآن(مانند آگاهی از ادبیات عرب، سبک قرآن و معارف جهان‌بینی) و اتصال به منبع وحی و الهام هستند. روش تفسیری جامع اهل‌بیت(ع) که شامل بهره‌گیری از تمامی منابع معرفتی در کنار اصول و قواعد تفسیری است، تشریح می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص101- 112&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم: گونه‌شناسی روایات تفسیری؛ مقصود از روایات تفسیری، روایاتی است که مرتبط با تبیین و تفسیر آیات قرآن و یا روایاتی که تفاسیر ناروا از آیات قرآن را مردود می‌شمارند. این روایات به چند دسته تقسیم می‌شوند؛ از جمله: ترسیم فضای نزول (روایات مربوط به سبب نزول آیات مانند آیه تطهیر)، تفسیر قرآن به قرآن (تفسیر برخی آیات با کمک آیات دیگر)، تفسیر لفظی (تفسیر واژگان)، تفسیر مفهومی (برداشت‌های معنایی و ابهام‌زدایی از مفهوم آیه)، تفسیر مصداقی (بیان مصادیق خاص آیات)، تفسیر عقلی، تفسیر فقهی، تفسیر علمی-تجربی، تفسیر عملی، تفسیر شهودی، تفسیر تاریخی، تفسیر متشابهات، تبیین اشارات و تفسیر باطنی&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص113- 132&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم: حجّیت روایات تفسیری؛ این فصل به بررسی حجیت روایات تفسیری و نحوه ارزیابی آنها می‌پردازد. روایات تفسیری از نظر اعتبار به چهار دسته(متواتر، خبر واحد محفوف به قرینه، خبر واحد با سند معتبر و خبر فاقد سند) تقسیم می‌شوند. نویسنده سه نظریه عمده را در مورد حجیت خبر واحد در تفسیر نقد می‌کند. در نهایت، نتیجه می‌گیرد که هرچند روایات تفسیری زیادی موجود است، اما تنها روایاتی که با قرآن، سنت قطعی و عقل موافق باشند، قابل‌استناد و بهره‌برداری هستند&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص133- 141&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم: آسیب‌شناسی تفسیر قرآن؛ این فصل به بررسی آفات و انحرافات خطرناک در تفسیر قرآن می‌پردازد. این آسیب‌ها شامل تمایلات نفسانی (تأثیر دادن امیال شخصی، سیاسی و اقتصادی در تفسیر)، باورهای اعتقادی (تطبیق قرآن با باورهای مذهبی یا فلسفی مفسر)، جهل (اظهارنظر در مورد آیات بدون احاطه علمی) و احساس بی‌نیازی از کارشناسان قرآنی (مانع دستیابی مفسر به تفسیر صحیح) هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس نویسنده به آسیب‌های احادیث تفسیری می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص143- 167&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:تفسیر]]&lt;br /&gt;
[[رده:علم تفسیر]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=814393</id>
		<title>درآمدی بر تفسیر جامع روایی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=814393"/>
		<updated>2026-01-11T04:29:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR36196J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = درآمدی بر تفسیر جامع روایی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[محمدی ری‌شهری، محمد]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =  /م3د4 91/5 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =تفاسیر ماثوره&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث. سازمان چاپ و نشر&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - قم&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1390ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE36196AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-964-493-610-4&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 36196&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 36196&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 384&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''درآمدی بر تفسیر جامع روایی'''، اثر [[محمدی ری‌شهری، محمد|محمد محمدی ری‌شهری]] (1325-1401ش)، در بررسی جایگاه قرآن کریم و میراث تفسیری اهل‌بیت(ع) که هدف کلی آن، تبیین مبانی، قواعد و روش‌های لازم برای دستیابی به تفسیری جامع و روایی از قرآن است که از تعالیم اهل‌بیت(ع) بهره می‌برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب در یک جلد و در قالب یک پیشگفتار و هفت فصل اصلی، به همراه فهرست منابع و مآخذ و فهرست تفصیلی، تنظیم شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
پیشگفتار به جایگاه قرآن کریم به‌عنوان کامل‌ترین کتاب آسمانی و میراث گران‌بهای تفسیری اهل‌بیت(ع) اشاره دارد که کمتر مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. همچنین، مسائل هفت‌گانه مورد بحث در فصول آتی که زیر عنوان «درآمدی بر تفسیر جامع روایی» قرار می‌گیرند، مطرح شده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;پیشگفتار، ص7- 9&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل یکم: جایگاه قرآن در حوزه معارف دینی؛ در این فصل، ویژگی‌های قرآن کریم از جمله اصالت (ریشه و سرچشمه معارف اعتقادی، اخلاقی و عملی اسلام)، تحریف‌ناپذیری (محفوظ‌بودن از دگرگونی و تحریف)، جامعیت (دربرگیرنده هدایت انسان در تمام حوزه‌ها)، جاودانگی (زنده‌بودن و ساری و جاری بودن آیات در طول زمان)، طراوت (همواره نو و باطراوت بودن) و دارابودن بطون و لایه‌های معنایی، مورد بررسی قرار می‌گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص11- 27&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم: مبانی، قواعد، روش‌ها، گرایش‌ها و سبک‌های تفسیری؛ این فصل مباحث اساسی و مقدماتی تفسیر قرآن کریم را شرح می‌دهد. ابتدا تلاش‌های صورت‌گرفته در زمینه جریان‌شناسی تفاسیر و کشف و ضبط روش‌ها و گرایش‌ها (آثاری مانند [[مذاهب التفسیری الاسلامی]] ([[گلدزیهر، ایگناس|گلدزیهر]] (1850-1921م))، [[التفسير و المفسرون|التفسیر و المفسرون]] ([[ذهبی، محمدحسین|محمد حسین ذهبی]] (1815-1977م))، مکاتب تفسیری) و لزوم شناسایی مصطلحات، پیش‌نیاز جریان‌شناسی تفاسیر، مورد اشاره قرار می‌گیرد. سپس مبانی تفسیری به دو دسته مبانی صدوری (مانند الفاظ قرآن و کلام خدا بودن) و مبانی دلالی (مانند فهم‌پذیری و جواز تفسیر قرآن، اعتبار و حجیت فهم و تفسیر قرآن، ممنوعیت تفسیر به رأی، باورداشتن سطوح معانی قرآن) تقسیم شده و قواعد تفسیری مهم، شامل توجه به معانی لغوی و رعایت دستور ترکیب جمله‌ها، درنظرگرفتن، اخذ ظهور مستقر کلام، تفکیک معنای حقیقی از مجازی، سیاق و بافت کلام، ملاحظه سنت شارح در تفسیر قرآن و توجه به وجوه معانی قرآن ذکر می‌گردد. در ادامه، روش‌های تفسیری (مانند تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر به سنت، تفسیر عقلی، شهودی، علمی و جامع) و گرایش‌های تفسیری (مانند کلامی، اخلاقی، ادبی، تربیتی، بلاغی و امثال این‌ها) و سبک‌های تفسیری گوناگون تشریح می‌شوند&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص29- 53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم: جایگاه علمی اهل‌بیت(ع) در تفسیر قرآن؛ این فصل به نقش علمی اهل‌بیت(ع) در تفسیر قرآن می‌پردازد و استدلال می‌کند که معارف دینی را باید از طریق سنت پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) دریافت کرد. شواهد متعددی بر وجوب تمسّک به اهل‌بیت(ع) (حدیث متواتر ثقلین)، دانش اهل‌بیت(ع) (مانند روایات وارثان علم پیامبر(ص)) و تصریح پیامبر(ص) به مرجعیت علمی ایشان ارائه شده است. این منابع نشان می‌دهند که اهل‌بیت(ع) دانشمندترین افراد امت، آگاه به بطون کتاب آسمانی و مرجع علمی برای تفسیر قرآن هستند&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص55- 100&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم: نقش عملی اهل‌بیت(ع) در تفسیر قرآن؛ این فصل به آموزش روش تفسیر قرآن توسط اهل‌بیت(ع) و پیش‌نیازهای آن می‌پردازد. پیش‌نیازها شامل مقدمات تدبر در قرآن(مانند آگاهی از ادبیات عرب، سبک قرآن و معارف جهان‌بینی) و اتصال به منبع وحی و الهام هستند. روش تفسیری جامع اهل‌بیت(ع) که شامل بهره‌گیری از تمامی منابع معرفتی در کنار اصول و قواعد تفسیری است، تشریح می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص101- 112&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم: گونه‌شناسی روایات تفسیری؛ مقصود از روایات تفسیری، روایاتی است که مرتبط با تبیین و تفسیر آیات قرآن و یا روایاتی که تفاسیر ناروا از آیات قرآن را مردود می‌شمارند. این روایات به چند دسته تقسیم می‌شوند؛ از جمله: ترسیم فضای نزول (روایات مربوط به سبب نزول آیات مانند آیه تطهیر)، تفسیر قرآن به قرآن (تفسیر برخی آیات با کمک آیات دیگر)، تفسیر لفظی (تفسیر واژگان)، تفسیر مفهومی (برداشت‌های معنایی و ابهام‌زدایی از مفهوم آیه)، تفسیر مصداقی (بیان مصادیق خاص آیات)، تفسیر عقلی، تفسیر فقهی، تفسیر علمی-تجربی، تفسیر عملی، تفسیر شهودی، تفسیر تاریخی، تفسیر متشابهات، تبیین اشارات و تفسیر باطنی&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص113- 132&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم: حجّیت روایات تفسیری؛ این فصل به بررسی حجیت روایات تفسیری و نحوه ارزیابی آنها می‌پردازد. روایات تفسیری از نظر اعتبار به چهار دسته(متواتر، خبر واحد محفوف به قرینه، خبر واحد با سند معتبر و خبر فاقد سند) تقسیم می‌شوند. نویسنده سه نظریه عمده را در مورد حجیت خبر واحد در تفسیر نقد می‌کند. در نهایت، نتیجه می‌گیرد که هرچند روایات تفسیری زیادی موجود است، اما تنها روایاتی که با قرآن، سنت قطعی و عقل موافق باشند، قابل‌استناد و بهره‌برداری هستند&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص133- 141&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم: آسیب‌شناسی تفسیر قرآن؛ این فصل به بررسی آفات و انحرافات خطرناک در تفسیر قرآن می‌پردازد. این آسیب‌ها شامل تمایلات نفسانی (تأثیر دادن امیال شخصی، سیاسی و اقتصادی در تفسیر)، باورهای اعتقادی (تطبیق قرآن با باورهای مذهبی یا فلسفی مفسر)، جهل (اظهارنظر در مورد آیات بدون احاطه علمی) و احساس بی‌نیازی از کارشناسان قرآنی (مانع دستیابی مفسر به تفسیر صحیح) هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس نویسنده به آسیب‌های احادیث تفسیری می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص143- 167&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:تفسیر]]&lt;br /&gt;
[[رده:علم تفسیر]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=814392</id>
		<title>درآمدی بر تفسیر جامع روایی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=814392"/>
		<updated>2026-01-11T04:28:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR36196J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = درآمدی بر تفسیر جامع روایی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[محمدی ری‌شهری، محمد]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =  /م3د4 91/5 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =تفاسیر ماثوره&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث. سازمان چاپ و نشر&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - قم&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1390ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE36196AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-964-493-610-4&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 36196&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 36196&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 384&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''درآمدی بر تفسیر جامع روایی'''، اثر [[محمدی ری‌شهری، محمد|محمد محمدی ری‌شهری]] (1325-1401ش)، در بررسی جایگاه قرآن کریم و میراث تفسیری اهل‌بیت(ع) که هدف کلی آن، تبیین مبانی، قواعد و روش‌های لازم برای دستیابی به تفسیری جامع و روایی از قرآن است که از تعالیم اهل‌بیت(ع) بهره می‌برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب در یک جلد و در قالب یک پیشگفتار و هفت فصل اصلی، به همراه فهرست منابع و مآخذ و فهرست تفصیلی، تنظیم شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
پیشگفتار به جایگاه قرآن کریم به‌عنوان کامل‌ترین کتاب آسمانی و میراث گران‌بهای تفسیری اهل‌بیت(ع) اشاره دارد که کمتر مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. همچنین، مسائل هفت‌گانه مورد بحث در فصول آتی که زیر عنوان «درآمدی بر تفسیر جامع روایی» قرار می‌گیرند، مطرح شده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;پیشگفتار، ص7- 9&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل یکم: جایگاه قرآن در حوزه معارف دینی؛ در این فصل، ویژگی‌های قرآن کریم از جمله اصالت (ریشه و سرچشمه معارف اعتقادی، اخلاقی و عملی اسلام)، تحریف‌ناپذیری (محفوظ‌بودن از دگرگونی و تحریف)، جامعیت (دربرگیرنده هدایت انسان در تمام حوزه‌ها)، جاودانگی (زنده‌بودن و ساری و جاری بودن آیات در طول زمان)، طراوت (همواره نو و باطراوت بودن) و دارابودن بطون و لایه‌های معنایی، مورد بررسی قرار می‌گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص11- 27&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم: مبانی، قواعد، روش‌ها، گرایش‌ها و سبک‌های تفسیری این فصل مباحث اساسی و مقدماتی تفسیر قرآن کریم را شرح می‌دهد. ابتدا تلاش‌های صورت‌گرفته در زمینه جریان‌شناسی تفاسیر و کشف و ضبط روش‌ها و گرایش‌ها (آثاری مانند [[مذاهب التفسیری الاسلامی]] ([[گلدزیهر، ایگناس|گلدزیهر]] (1850-1921م))، [[التفسير و المفسرون|التفسیر و المفسرون]] ([[ذهبی، محمدحسین|محمد حسین ذهبی]] (1815-1977م))، مکاتب تفسیری) و لزوم شناسایی مصطلحات، پیش‌نیاز جریان‌شناسی تفاسیر، مورد اشاره قرار می‌گیرد. سپس مبانی تفسیری به دو دسته مبانی صدوری (مانند الفاظ قرآن و کلام خدا بودن) و مبانی دلالی (مانند فهم‌پذیری و جواز تفسیر قرآن، اعتبار و حجیت فهم و تفسیر قرآن، ممنوعیت تفسیر به رأی، باورداشتن سطوح معانی قرآن) تقسیم شده و قواعد تفسیری مهم، شامل توجه به معانی لغوی و رعایت دستور ترکیب جمله‌ها، درنظرگرفتن، اخذ ظهور مستقر کلام، تفکیک معنای حقیقی از مجازی، سیاق و بافت کلام، ملاحظه سنت شارح در تفسیر قرآن و توجه به وجوه معانی قرآن ذکر می‌گردد. در ادامه، روش‌های تفسیری (مانند تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر به سنت، تفسیر عقلی، شهودی، علمی و جامع) و گرایش‌های تفسیری (مانند کلامی، اخلاقی، ادبی، تربیتی، بلاغی و امثال این‌ها) و سبک‌های تفسیری گوناگون تشریح می‌شوند&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص29- 53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم: جایگاه علمی اهل‌بیت(ع) در تفسیر قرآن؛ این فصل به نقش علمی اهل‌بیت(ع) در تفسیر قرآن می‌پردازد و استدلال می‌کند که معارف دینی را باید از طریق سنت پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) دریافت کرد. شواهد متعددی بر وجوب تمسّک به اهل‌بیت(ع) (حدیث متواتر ثقلین)، دانش اهل‌بیت(ع) (مانند روایات وارثان علم پیامبر(ص)) و تصریح پیامبر(ص) به مرجعیت علمی ایشان ارائه شده است. این منابع نشان می‌دهند که اهل‌بیت(ع) دانشمندترین افراد امت، آگاه به بطون کتاب آسمانی و مرجع علمی برای تفسیر قرآن هستند&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص55- 100&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم: نقش عملی اهل‌بیت(ع) در تفسیر قرآن؛ این فصل به آموزش روش تفسیر قرآن توسط اهل‌بیت(ع) و پیش‌نیازهای آن می‌پردازد. پیش‌نیازها شامل مقدمات تدبر در قرآن(مانند آگاهی از ادبیات عرب، سبک قرآن و معارف جهان‌بینی) و اتصال به منبع وحی و الهام هستند. روش تفسیری جامع اهل‌بیت(ع) که شامل بهره‌گیری از تمامی منابع معرفتی در کنار اصول و قواعد تفسیری است، تشریح می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص101- 112&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم: گونه‌شناسی روایات تفسیری؛ مقصود از روایات تفسیری، روایاتی است که مرتبط با تبیین و تفسیر آیات قرآن و یا روایاتی که تفاسیر ناروا از آیات قرآن را مردود می‌شمارند. این روایات به چند دسته تقسیم می‌شوند؛ از جمله: ترسیم فضای نزول (روایات مربوط به سبب نزول آیات مانند آیه تطهیر)، تفسیر قرآن به قرآن (تفسیر برخی آیات با کمک آیات دیگر)، تفسیر لفظی (تفسیر واژگان)، تفسیر مفهومی (برداشت‌های معنایی و ابهام‌زدایی از مفهوم آیه)، تفسیر مصداقی (بیان مصادیق خاص آیات)، تفسیر عقلی، تفسیر فقهی، تفسیر علمی-تجربی، تفسیر عملی، تفسیر شهودی، تفسیر تاریخی، تفسیر متشابهات، تبیین اشارات و تفسیر باطنی&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص113- 132&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم: حجّیت روایات تفسیری؛ این فصل به بررسی حجیت روایات تفسیری و نحوه ارزیابی آنها می‌پردازد. روایات تفسیری از نظر اعتبار به چهار دسته(متواتر، خبر واحد محفوف به قرینه، خبر واحد با سند معتبر و خبر فاقد سند) تقسیم می‌شوند. نویسنده سه نظریه عمده را در مورد حجیت خبر واحد در تفسیر نقد می‌کند. در نهایت، نتیجه می‌گیرد که هرچند روایات تفسیری زیادی موجود است، اما تنها روایاتی که با قرآن، سنت قطعی و عقل موافق باشند، قابل‌استناد و بهره‌برداری هستند&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص133- 141&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم: آسیب‌شناسی تفسیر قرآن؛ این فصل به بررسی آفات و انحرافات خطرناک در تفسیر قرآن می‌پردازد. این آسیب‌ها شامل تمایلات نفسانی (تأثیر دادن امیال شخصی، سیاسی و اقتصادی در تفسیر)، باورهای اعتقادی (تطبیق قرآن با باورهای مذهبی یا فلسفی مفسر)، جهل (اظهارنظر در مورد آیات بدون احاطه علمی) و احساس بی‌نیازی از کارشناسان قرآنی (مانع دستیابی مفسر به تفسیر صحیح) هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس نویسنده به آسیب‌های احادیث تفسیری می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص143- 167&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:تفسیر]]&lt;br /&gt;
[[رده:علم تفسیر]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814391</id>
		<title>روش جدید اخلاق اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814391"/>
		<updated>2026-01-11T04:22:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR35795J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = روش جدید اخلاق اسلامی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[محسنی، محمد آصف]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =  /م3ر3 247/8 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)&lt;br /&gt;
| مکان نشر = افغانستان - کابل&lt;br /&gt;
| سال نشر = &lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE35795AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = -&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 35795&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 35795&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 168&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''روش جدید اخلاق اسلامی'''، اثر [[محسنی، محمدآصف|محمد آصف محسنی]] (۱۳۱۴-1398ش)، مرجع تقلید شیعیان در افغانستان که به شرح و تبیین اصول اخلاق اسلامی بر پایه براهین عقلی، آیات قرآنی و احادیث معتبر می‌پردازد و هدف اصلی آن، تدوین سیستمی اخلاقی است که عاری از تأثیرات فلسفه یونانی و مکاتب اخلاقی غیردینی مانند تصوف باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب با پیشگفتار و مقدمه آغاز شده و مطالب در سه قسمت اصلی و یک بخش پایانی درباره دعا و چند مطلب دیگر، ارائه گردیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
در مقدمه، ابتدا به تعریف اخلاق پرداخته شده&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، ص15&amp;lt;/ref&amp;gt; و سپس، ضمن اشاره به دواعی تهذیب و خودسازی&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص27&amp;lt;/ref&amp;gt;، به موضوع شناخت حسن و قبح اشاره&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص39&amp;lt;/ref&amp;gt; و در ادامه مکتب‌ها و روش‌های اخلاقی تشریح شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص48&amp;lt;/ref&amp;gt;. روش‌های ضد اخلاق&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص78&amp;lt;/ref&amp;gt;، مفیدبودن تربیت&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص85&amp;lt;/ref&amp;gt;، غرایز و تصعید آن&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص96&amp;lt;/ref&amp;gt; و مسئله اراده&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص101&amp;lt;/ref&amp;gt; و ملکه شدن صفات&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص106&amp;lt;/ref&amp;gt; و توضیح اسباب تحصیل اخلاق نیک یا زمینه‌سازی آن، حالات دل یا قلب و خاطرات قلب، از دیگر موضوعات مطرح شده در مقدمه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسمت اول: اخلاق انسان با خداوند این قسمت به تبیین فضائل اخلاقی مرتبط با ارتباط انسان با خالق می‌پردازد و نویسنده در بیست امر با یاری‌جستن از آیات و روایات معتبر آن را بیان می‌دارد:&lt;br /&gt;
# محبت و دوستی با خداوند: محبت به خدا اصل اساسی است نباید محبت به مال، زن، فرزند و تجارت بر این محبت فائق آید&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص129- 137&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# یاد خدا (ذکر): ذکر کثیر خداوند، عامل آرامش و اطمینان قلوب است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص137- 139&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# اخلاص: مسلمان باید تمامی اعمال و عبادات خود را خالصانه برای رضای خدا انجام دهد و از ریا و خودنمایی (تکلف) بپرهیزد. نویسنده اعتقاد دارد که اخلاص اخراج خلق از معامله با حق است و یا تنزیه عمل از بهره خلق در آن و نیز با بررسی آیات و روایات می‌فرماید: بجا آوردن عبادات به غرض دیدن مردم و شنیدن آنان حتی اگر جزء علت عمل باشد و جزء دیگرش تقرب به خدا باشد؛ بلکه اگر غرض مذکور تبعی باشد، حرام و موجب بطلان عمل است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص139- 143&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# داشتن یقین (اطمینان قلبی)؛ ایشان با بررسی آیات و روایات معتبر می‌نویسد: اعتقاد قلبی از خود درجاتی دارد که شاید پست‌ترین مراتب آن بنای قلبی و آخرین آن یقین است. تقوی برتر از ایمان و یقین برتر از تقوی است و چیزی کمتر از یقین بین مردم تقسیم نشده است. سپس باتوجه‌به مفاد روایت آثار یقین را برمی‌شمرد&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص143- 147&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# توکل بر خداوند: توکل به معنی اعتماد به قدرت مطلق الهی است و منافاتی با استفاده از اسباب و تلاش ندارد.&lt;br /&gt;
نویسنده با بررسی آیات، بازگو می‌کند که توکل از صفاتی است که قرآن تاکید عجیبی بر آن دارد و در چند آیه بندگان را به آن امر فرموده است. سپس در پایان این بحث به درجات توکل اشاره می‌کنند&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص147-151&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفویض و سپردن کار به خداوند، تسلیم به خداوند، رضا از خداوند، شکرگزاری، خشوع و تواضع، حیا، خشیت، خوف، رجا، عدم یاس و عدم ایمنی از مکر، گمان خوب، وفاداری به عهد، خود را در همه چیز محتاج دانستن و توبه نمودن، دیگر مطالبی است که نویسنده با استفاده از آیات و روایات معتبر به آن پرداخته است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص151- 175&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسمت دوم: اخلاق فردی انسان در زندگانی خصوصی او، این قسمت به فضایل اخلاقی فردی انسان در زندگی شخصی با استفاده از آیات و روایات معتبر می‌پردازد که برخی از آنها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفکر (اندیشه): تفکر و تدبر در آفرینش آسمان‌ها و زمین، یکی از مهم‌ترین راه‌های تحصیل اخلاق نیک است و مانع از غفلت و روی‌آوردن به امور بیهوده می‌شود. نویسنده بیان می‌دارد که: در قرآن مجید آیات بسیاری درباره تفکر، تدبر، تعقل و نظر وارد شده است و اهمیت آن را گوشزد فرموده است. وی با استشهاد به روایات معتقد است که خداوند تنها به صاحبان بصیرت، آگاهی و اهل فکر فرموده است که عبرت بگیرند. از مراتب تفکر محاسبه و مراقبت است. ایشان یادآوری می‌کنند که اسلام تمام وسایلی را که مانع از تفکر و اندیشه باشد حرام نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خوش‌بینی به زندگانی، تعلم و تعلم و رفع نادانی، زهد و انواع آن، دوست‌نداشتن جاه و شهرت، بغض معصیت، طرف‌داری از حق، قناعت، علو همت، صبر و خویشتن‌داری، عفت، حفظ زبان از بدی، عجب و خودپسندی، شجاعت، وقار، حلم و بردباری، غرور نیافتن و سخاوت از مباحثی است که نویسنده با آیات و روایات معتبر به توضیح آنها پرداخته است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص177- 250&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسمت سوم: اخلاق انسان با دیگران؛ به فضائلی که مربوط به تعاملات اجتماعی است می‌پردازد و در دو فصل مطالب را تدوین کرده است. فصل اول درباره اخلاق انسان با همه مردم که چهارده فضیلت اخلاقی را با استفاده از آیات و روایات معتبر بیان می‌دارد شامل: خوش‌خلقی، مداراکردن، انصاف، بی‌نیازی از مردم، غصب ننمودن، عفو و گذشت، خوبی و احسان، دفع بدی به نیکی، دوری از حسد، تواضع و عدم تکبر، ترک جدل و مجادله، راست‌گویی، عدالت و عدم رکون بر ستمگران است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص251- 279&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم با بهره‌برداری از آیات و روایات معتبر، اخلاق انسان با اصناف گوناگون را بررسی می‌کند. این اصناف عبارت‌اند از: مسلمانان و مؤمنان، کفار، اشرار و بدان و نادانان، اولاد، اقارب و خویشاوندان، همسایگان، اهل علم، بزرگسالان، مردان و زنان و حکومت و ملت&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص280- 301&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان کتاب، به چهار مطلب اشاره می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1- پاره‌ای از آیات اخلاقی قران؛ 2- پاره‌ای از روایت اخلاقی معتبر؛ 3- قصص اخلاقی که برای بیداری و توجه و حرکت نفس مفید است؛ 4- درباره دعا که به اقسام دعا، شرایط و رموز قبولی دعا، و دلایلی که باعث رد شدن یا تأخیر در اجابت دعا می‌شود، می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص303- 339&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:اخلاق اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار کلی اخلاق قرن 1 – 14]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814390</id>
		<title>روش جدید اخلاق اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814390"/>
		<updated>2026-01-11T04:17:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR35795J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = روش جدید اخلاق اسلامی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[محسنی، محمد آصف]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =  /م3ر3 247/8 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)&lt;br /&gt;
| مکان نشر = افغانستان - کابل&lt;br /&gt;
| سال نشر = &lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE35795AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = -&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 35795&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 35795&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 168&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''روش جدید اخلاق اسلامی'''، اثر [[محسنی، محمدآصف|محمد آصف محسنی]] (۱۳۱۴-1398ش)، مرجع تقلید شیعیان در افغانستان که به شرح و تبیین اصول اخلاق اسلامی بر پایه براهین عقلی، آیات قرآنی و احادیث معتبر می‌پردازد و هدف اصلی آن، تدوین سیستمی اخلاقی است که عاری از تأثیرات فلسفه یونانی و مکاتب اخلاقی غیردینی مانند تصوف باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب با پیشگفتار و مقدمه آغاز شده و مطالب در سه قسمت اصلی و یک بخش پایانی درباره دعا و چند مطلب دیگر، ارائه گردیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
در مقدمه، ابتدا به تعریف اخلاق پرداخته شده&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، ص15&amp;lt;/ref&amp;gt; و سپس، ضمن اشاره به دواعی تهذیب و خودسازی&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص27&amp;lt;/ref&amp;gt;، به موضوع شناخت حسن و قبح اشاره&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص39&amp;lt;/ref&amp;gt; و در ادامه مکتب‌ها و روش‌های اخلاقی تشریح شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص48&amp;lt;/ref&amp;gt;. روش‌های ضد اخلاق&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص78&amp;lt;/ref&amp;gt;، مفیدبودن تربیت&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص85&amp;lt;/ref&amp;gt;، غرایز و تصعید آن&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص96&amp;lt;/ref&amp;gt; و مسئله اراده&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص101&amp;lt;/ref&amp;gt; و ملکه شدن صفات&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص106&amp;lt;/ref&amp;gt; و توضیح اسباب تحصیل اخلاق نیک یا زمینه‌سازی آن، حالات دل یا قلب و خاطرات قلب، از دیگر موضوعات مطرح شده در مقدمه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسمت اول: اخلاق انسان با خداوند این قسمت به تبیین فضائل اخلاقی مرتبط با ارتباط انسان با خالق می‌پردازد و نویسنده در بیست امر با یاری‌جستن از آیات و روایات معتبر آن را بیان می‌دارد:&lt;br /&gt;
# محبت و دوستی با خداوند: محبت به خدا اصل اساسی است نباید محبت به مال، زن، فرزند و تجارت بر این محبت فائق آید&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص129- 137&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# یاد خدا (ذکر): ذکر کثیر خداوند، عامل آرامش و اطمینان قلوب است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص137- 139&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# اخلاص: مسلمان باید تمامی اعمال و عبادات خود را خالصانه برای رضای خدا انجام دهد و از ریا و خودنمایی (تکلف) بپرهیزد. نویسنده اعتقاد دارد که اخلاص اخراج خلق از معامله با حق است و یا تنزیه عمل از بهره خلق در آن و نیز با بررسی آیات و روایات می‌فرماید: بجا آوردن عبادات به غرض دیدن مردم و شنیدن آنان حتی اگر جزء علت عمل باشد و جزء دیگرش تقرب به خدا باشد؛ بلکه اگر غرض مذکور تبعی باشد، حرام و موجب بطلان عمل است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص139- 143&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# داشتن یقین (اطمینان قلبی)؛ ایشان با بررسی آیات و روایات معتبر می‌نویسد: اعتقاد قلبی از خود درجاتی دارد که شاید پست‌ترین مراتب آن بنای قلبی و آخرین آن یقین است. تقوی برتر از ایمان و یقین برتر از تقوی است و چیزی کمتر از یقین بین مردم تقسیم نشده است. سپس باتوجه‌به مفاد روایت آثار یقین را برمی‌شمرد&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص143- 147&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# توکل بر خداوند: توکل به معنی اعتماد به قدرت مطلق الهی است و منافاتی با استفاده از اسباب و تلاش ندارد.&lt;br /&gt;
نویسنده با بررسی آیات، بازگو می‌کند که توکل از صفاتی است که قرآن تاکید عجیبی بر آن دارد و در چند آیه بندگان را به آن امر فرموده است. سپس در پایان این بحث به درجات توکل اشاره می‌کنند&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص147-151&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفویض و سپردن کار به خداوند، تسلیم به خداوند، رضا از خداوند، شکرگزاری، خشوع و تواضع، حیا، خشیت، خوف، رجا، عدم یاس و عدم ایمنی از مکر، گمان خوب، وفاداری به عهد، خود را در همه چیز محتاج دانستن و توبه نمودن، دیگر مطالبی است که نویسنده با استفاده از آیات و روایات معتبر به آن پرداخته است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص151- 175&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسمت دوم: اخلاق فردی انسان در زندگانی خصوصی او، این قسمت به فضایل اخلاقی فردی انسان در زندگی شخصی با استفاده از آیات و روایات معتبر می‌پردازد که برخی از آنها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفکر (اندیشه): تفکر و تدبر در آفرینش آسمان‌ها و زمین، یکی از مهم‌ترین راه‌های تحصیل اخلاق نیک است و مانع از غفلت و روی‌آوردن به امور بیهوده می‌شود. نویسنده بیان می‌دارد که: در قرآن مجید آیات بسیاری درباره تفکر، تدبر، تعقل و نظر وارد شده است و اهمیت آن را گوشزد فرموده است. وی با استشهاد به روایات معتقد است که خداوند تنها به صاحبان بصیرت، آگاهی و اهل فکر فرموده است که عبرت بگیرند. از مراتب تفکر محاسبه و مراقبت است. ایشان یادآوری می‌کنند که اسلام تمام وسایلی را که مانع از تفکر و اندیشه باشد حرام نموده است.&lt;br /&gt;
خوش‌بینی به زندگانی، تعلم و تعلم و رفع نادانی، زهد و انواع آن، دوست‌نداشتن جاه و شهرت، بغض معصیت، طرف‌داری از حق، قناعت، علو همت، صبر و خویشتن‌داری، عفت، حفظ زبان از بدی، عجب و خودپسندی، شجاعت، وقار، حلم و بردباری، غرور نیافتن و سخاوت از مباحثی است که نویسنده با آیات و روایات معتبر به توضیح آنها پرداخته است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص177- 250&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسمت سوم: اخلاق انسان با دیگران؛ به فضائلی که مربوط به تعاملات اجتماعی است می‌پردازد و در دو فصل مطالب را تدوین کرده است. فصل اول درباره اخلاق انسان با همه مردم که چهارده فضیلت اخلاقی را با استفاده از آیات و روایات معتبر بیان می‌دارد شامل: خوش‌خلقی، مداراکردن، انصاف، بی‌نیازی از مردم، غصب ننمودن، عفو و گذشت، خوبی و احسان، دفع بدی به نیکی، دوری از حسد، تواضع و عدم تکبر، ترک جدل و مجادله، راست‌گویی، عدالت و عدم رکون بر ستمگران است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص251- 279&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم با بهره‌برداری از آیات و روایات معتبر، اخلاق انسان با اصناف گوناگون را بررسی می‌کند. این اصناف عبارت‌اند از: مسلمانان و مؤمنان، کفار، اشرار و بدان و نادانان، اولاد، اقارب و خویشاوندان، همسایگان، اهل علم، بزرگسالان، مردان و زنان و حکومت و ملت&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص280- 301&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان کتاب، به چهار مطلب اشاره می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1- پاره‌ای از آیات اخلاقی قران؛ 2- پاره‌ای از روایت اخلاقی معتبر؛ 3- قصص اخلاقی که برای بیداری و توجه و حرکت نفس مفید است؛ 4- درباره دعا که به اقسام دعا، شرایط و رموز قبولی دعا، و دلایلی که باعث رد شدن یا تأخیر در اجابت دعا می‌شود، می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص303- 339&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:اخلاق اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار کلی اخلاق قرن 1 – 14]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814389</id>
		<title>روش جدید اخلاق اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814389"/>
		<updated>2026-01-11T04:16:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR35795J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = روش جدید اخلاق اسلامی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[محسنی، محمد آصف]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =  /م3ر3 247/8 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)&lt;br /&gt;
| مکان نشر = افغانستان - کابل&lt;br /&gt;
| سال نشر = &lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE35795AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = -&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 35795&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 35795&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 168&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''روش جدید اخلاق اسلامی'''، اثر [[محسنی، محمدآصف|محمد آصف محسنی]] (۱۳۱۴-1398ش)، مرجع تقلید شیعیان در افغانستان که به شرح و تبیین اصول اخلاق اسلامی بر پایه براهین عقلی، آیات قرآنی و احادیث معتبر می‌پردازد و هدف اصلی آن، تدوین سیستمی اخلاقی است که عاری از تأثیرات فلسفه یونانی و مکاتب اخلاقی غیردینی مانند تصوف باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب با پیشگفتار و مقدمه آغاز شده و مطالب در سه قسمت اصلی و یک بخش پایانی درباره دعا و چند مطلب دیگر، ارائه گردیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
در مقدمه، ابتدا به تعریف اخلاق پرداخته شده&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، ص15&amp;lt;/ref&amp;gt; و سپس، ضمن اشاره به دواعی تهذیب و خودسازی&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص27&amp;lt;/ref&amp;gt;، به موضوع شناخت حسن و قبح اشاره&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص39&amp;lt;/ref&amp;gt; و در ادامه مکتب‌ها و روش‌های اخلاقی تشریح شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص48&amp;lt;/ref&amp;gt;. روش‌های ضد اخلاق&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص78&amp;lt;/ref&amp;gt;، مفیدبودن تربیت&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص85&amp;lt;/ref&amp;gt;، غرایز و تصعید آن&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص96&amp;lt;/ref&amp;gt; و مسئله اراده&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص101&amp;lt;/ref&amp;gt; و ملکه شدن صفات&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص106&amp;lt;/ref&amp;gt; و توضیح اسباب تحصیل اخلاق نیک یا زمینه‌سازی آن، حالات دل یا قلب و خاطرات قلب، از دیگر موضوعات مطرح شده در مقدمه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسمت اول: اخلاق انسان با خداوند این قسمت به تبیین فضائل اخلاقی مرتبط با ارتباط انسان با خالق می‌پردازد و نویسنده در بیست امر با یاری‌جستن از آیات و روایات معتبر آن را بیان می‌دارد:&lt;br /&gt;
# محبت و دوستی با خداوند: محبت به خدا اصل اساسی است نباید محبت به مال، زن، فرزند و تجارت بر این محبت فائق آید&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص129- 137&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# یاد خدا (ذکر): ذکر کثیر خداوند، عامل آرامش و اطمینان قلوب است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص137- 139&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# اخلاص: مسلمان باید تمامی اعمال و عبادات خود را خالصانه برای رضای خدا انجام دهد و از ریا و خودنمایی (تکلف) بپرهیزد. نویسنده اعتقاد دارد که اخلاص اخراج خلق از معامله با حق است و یا تنزیه عمل از بهره خلق در آن و نیز با برسی آیات و روایات می‌فرماید: بجا آوردن عبادات به غرض دیدن مردم و شنیدن آنان حتی اگر جزء علت عمل باشد و جزء دیگرش تقرب به خدا باشد؛ بلکه اگر غرض مذکور تبعی باشد، حرام و موجب بطلان عمل است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص139- 143&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# داشتن یقین (اطمینان قلبی)؛ ایشان با بررسی آیات و روایات معتبر می‌نویسد: اعتقاد قلبی از خود درجاتی دارد که شاید پست‌ترین مراتب آن بنای قلبی و آخرین آن یقین است. تقوی برتر از ایمان و یقین برتر از تقوی است و چیزی کمتر از یقین بین مردم تقسیم نشده است. سپس باتوجه‌به مفاد روایت آثار یقین را برمی‌شمرد&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص143- 147&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# توکل بر خداوند: توکل به معنی اعتماد به قدرت مطلق الهی است و منافاتی با استفاده از اسباب و تلاش ندارد.&lt;br /&gt;
نویسنده با بررسی آیات، بازگو می‌کند که توکل از صفاتی است که قرآن تاکید عجیبی بر آن دارد و در چند آیه بندگان را به آن امر فرموده است. سپس در پایان این بحث به درجات توکل اشاره می‌کنند&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص147-151&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفویض و سپردن کار به خداوند، تسلیم به خداوند، رضا از خداوند، شکرگزاری، خشوع و تواضع، حیا، خشیت، خوف، رجا، عدم یاس و عدم ایمنی از مکر، گمان خوب، وفاداری به عهد، خود را در همه چیز محتاج دانستن و توبه نمودن، دیگر مطالبی است که نویسنده با استفاده از آیات و روایات معتبر به آن پرداخته است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص151- 175&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسمت دوم: اخلاق فردی انسان در زندگانی خصوصی او، این قسمت به فضایل اخلاقی فردی انسان در زندگی شخصی با استفاده از آیات و روایات معتبر می‌پردازد که برخی از آنها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفکر (اندیشه): تفکر و تدبر در آفرینش آسمان‌ها و زمین، یکی از مهم‌ترین راه‌های تحصیل اخلاق نیک است و مانع از غفلت و روی‌آوردن به امور بیهوده می‌شود. نویسنده بیان می‌دارد که: در قرآن مجید آیات بسیاری درباره تفکر، تدبر، تعقل و نظر وارد شده است و اهمیت آن را گوشزد فرموده است. وی با استشهاد به روایات معتقد است که خداوند تنها به صاحبان بصیرت، آگاهی و اهل فکر فرموده است که عبرت بگیرند. از مراتب تفکر محاسبه و مراقبت است. ایشان یادآوری می‌کنند که اسلام تمام وسایلی را که مانع از تفکر و اندیشه باشد حرام نموده است.&lt;br /&gt;
خوش‌بینی به زندگانی، تعلم و تعلم و رفع نادانی، زهد و انواع آن، دوست‌نداشتن جاه و شهرت، بغض معصیت، طرف‌داری از حق، قناعت، علو همت، صبر و خویشتن‌داری، عفت، حفظ زبان از بدی، عجب و خودپسندی، شجاعت، وقار، حلم و بردباری، غرور نیافتن و سخاوت از مباحثی است که نویسنده با آیات و روایات معتبر به توضیح آنها پرداخته است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص177- 250&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسمت سوم: اخلاق انسان با دیگران؛ به فضائلی که مربوط به تعاملات اجتماعی است می‌پردازد و در دو فصل مطالب را تدوین کرده است. فصل اول درباره اخلاق انسان با همه مردم که چهارده فضیلت اخلاقی را با استفاده از آیات و روایات معتبر بیان می‌دارد شامل: خوش‌خلقی، مداراکردن، انصاف، بی‌نیازی از مردم، غصب ننمودن، عفو و گذشت، خوبی و احسان، دفع بدی به نیکی، دوری از حسد، تواضع و عدم تکبر، ترک جدل و مجادله، راست‌گویی، عدالت و عدم رکون بر ستمگران است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص251- 279&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم با بهره‌برداری از آیات و روایات معتبر، اخلاق انسان با اصناف گوناگون را بررسی می‌کند. این اصناف عبارت‌اند از: مسلمانان و مؤمنان، کفار، اشرار و بدان و نادانان، اولاد، اقارب و خویشاوندان، همسایگان، اهل علم، بزرگسالان، مردان و زنان و حکومت و ملت&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص280- 301&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان کتاب، به چهار مطلب اشاره می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1- پاره‌ای از آیات اخلاقی قران؛ 2- پاره‌ای از روایت اخلاقی معتبر؛ 3- قصص اخلاقی که برای بیداری و توجه و حرکت نفس مفید است؛ 4- درباره دعا که به اقسام دعا، شرایط و رموز قبولی دعا، و دلایلی که باعث رد شدن یا تأخیر در اجابت دعا می‌شود، می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص303- 339&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:اخلاق اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار کلی اخلاق قرن 1 – 14]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B4_%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D9%88_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814167</id>
		<title>نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B4_%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D9%88_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814167"/>
		<updated>2026-01-10T07:43:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR59828J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[گرجیان، محمدمهدی]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[جمعی از محققین]] (گردآورنده)&lt;br /&gt;
[[کنگره بین‌المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی. گروه علمی اخلاق، تربیت و عرفان]] (زير نظر)&lt;br /&gt;
[[مکارم شیرازی، ناصر]] (اشراف)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =     &lt;br /&gt;
| موضوع =&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = انتشارات امام علی بن ابی طالب (علیه السلام)&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - قم&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1397ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE59828AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-964-533-294-3&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 59828&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 59828&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 8380&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان'''، اثر [[گرجیان، محمدمهدی|محمدمهدی گرجیان]] و جمعی از محققان، مجموعه‌ای از مقالات تحقیقی از نویسندگان مختلف است که به تبیین نقش شیعه و دانشمندان آن در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب با سه مقدمه از آیت‌الله مکارم شیرازی، محمدعلی رضایی اصفهانی دبیر کنگره بین‌المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی و محمدمهدی گرجیان مدیرگروه علمی اخلاق، تربیت و عرفان، آغاز شده و مطالب دربردارنده سیزده مقاله درباره نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
«نقش امامان اهل‌بیت(ع) در عرفان با تأکید بر آموزه‌های عرفانی [[امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع)]]» نوشته [[گرجیان، محمدمهدی|محمدمهدی گرجیان]]، نخستین مقاله این مجموعه است. نویسنده این مقاله معتقد است که سیره عملی و کلام معصومان(ع) سرشار از معارف عرفانی والایی است که حاصل معرفت شهودی خداوند است. در این مقاله مباحث ذیل مطرح شده است: تاثیر اهل‌بیت(ع) بر عرفان اسلامی و کستره آن از منظر اهل معرفت، ترویج معرفت شهودی در مکتب اهل‌بیت(ع) به‌ویژه [[امام علی علیه‌السلام|امیرالمومنین(ع)]]، اهل‌بیت(ع) مروجان معرفت قلبی و عشق حقیقی برای وصول به خداوند، معرفت شهودی علوی از زبان [[امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع)]]، شهود ملکوت با چشم ملکوتی، شناخت خداوند به نحو علم شهودی، عبادت عارفانه علوی محصول معرفت شهودی حقانی، معرفت توحیدی در کلام علوی است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب: ص23- 40&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه اسرار عبادات» نوشته [[بهرام دلیر]]: بر آن است که با روش توصیفی- تحلیلی، چند اثر از آثار به‌جامانده از دانشمندان شیعی را فقط از باب نمونه، به نگارش درآورد. «مصباح الشريعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]]، «اسرار الشريعة» [[آملی، سید حیدر|سید حیدر آملی]]، «نبراس الهدی» (مشعل هدایت) اثر [[سبزواری، هادی|ملا هادی سبزواری]]، «التنبيهات العلية علی وظائف الصلاة القلبية» [[شهید ثانی، زین‌الدین بن علی|شهید ثانی]] و «[[أسرار العبادات و حقيقة الصلوة|اسرار عبادات و حقیقت نماز]]» [[قاضی سعید قمی، محمدسعید بن محمدمفید|قاضی سعید]]، «[[أسرار الصلوة (ملکی تبریزی)|اسرار الصلاة]]» [[ملکی تبریزی، جواد بن شفیع|میرزا جواد ملکی تبریزی]] و «[[سر الصلاة (معراج السالكين و صلاة العارفين)|سر الصلاه معراج السالکین و صلوه العارفین]]» [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی]] از جمله این آثار هستند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص41- 65&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه عرفان عملی»، نوشته [[راشدی‌نیا، اکبر|اکبر راشدی‌نیا]]: این نوشتار به معرفی و توصیف متون عرفانی شیعه می‌پردازد که در زمینه سیروسلوک و عرفان عملی نگاشته شده‌اند؛&lt;br /&gt;
مهم‌ترین منبع و مأخذ عرفان عملی نزد شیعه، قرآن و روایات صادره از پیامبر(ص) و کلماتی است که از ائمه اطهار(ع)  به‌عنوان ادعیه برجای‌مانده اسـت، علاوه بر آنچـه گفتـه شد کتاب‌های متعددی توسط بزرگان شیعه در زمینـه سیروسلوک، اسرار و آداب عبادات و تفاسیر عرفانی نگارش‌یافته که به نوبه خود در رونـد شکل‌گیری علم عرفان تأثیر بسـزا داشته‌اند. در این مقاله تلاش شده تا این آثار را در سه محور معرفـی کنـد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخـش اول آثاری که توسط بزرگان شیعه در حقیقت عرفان عملی، مراحل، شرایط سیروسلوک نگارش‌یافته است: در این بخش ٩اثر از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین آثار شیعی همچـون «مصـباح الشریعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]]، «[[محاسبة النفس|محاسبةالـنفس]]» [[ابن طاووس، علی بن موسی|سید بن طـاووس]]، «اوصـاف الأشراف» [[خواجه‌نصیر]]، «التحصین» [[ابن فهد حلی]] و منابعی دیگر که توسط شخصیت‌های بارز شیعه در حوزه عرفان عملی نوشته شده بود معرفی شده است.&lt;br /&gt;
بخش دوم اسرار و آداب عبـادات: عبـادات شـرعیه در عرفـان شـیعی بهتـرین طریـق و نزدیک‌ترین راه برای وصول سالک به حق‌تعالی است؛ ازاین‌رو می‌توان اسرار، به‌خصوص آداب عبادات را به‌عنوان دستورالعمل‌های سلوکی برای سالکان راه حقیقت دانست. در ایـن بخش چهار کتاب مهم شیعی از بزرگانی همچون [[شهید ثانی، زین‌الدین بن علی|شهید ثـانی]]، [[قاضی سعید قمی، محمدسعید بن محمدمفید|قاضی سعید]] و [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امـام خمینی]] معرفی شده‌اند.&lt;br /&gt;
بخش پایانی تأثیرگذارترین تفاسیر انفسی و اشاری شـیعه: عارفـان شیعی قرآن را به‌عنوان مهم‌ترین و کامل‌ترین منبع برای سیروسلوک دانسته و به تبیین اسرار آن پرداخته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده متذکر شده است که این مقاله گنجایش معرفی تفصیلی هر یـک از منـابع یـا معرفی اجمالی صدها منبع عرفانی شیعی را نداشت، ازاین‌رو تنها بـه معرفـی مختصـر آثـار شخصیت‌های بارز و منابع تأثیرگذار شیعی اکتفا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص69-70&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش آموزه‌های شیعه در عرفان نظری (توحید اطلاقی خدا)» نوشته [[جواد جعفریان]]:&lt;br /&gt;
این مقاله به بررسی تأثیر آموزه‌های شیعی در تبیین توحید اطلاقی (توحید احدی) در عرفان نظری می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از آموزه‎‌‌های محوری دین اسلام که در تفاسیر و روایات شـیعی به‌گونه‌ای خـاص بدان توجه شده و تفاسیر دقیقی از آن بیان گردیده، مسئله توحید است. عـالی‌تـرین مرتبـه توحید نیز توحید اطلاقی است که در آموزه‌های شـیعی از قبیـل تفاسـیر آیـات و روایـات اهل‌بیت(ع)  با ظرافت و لطافتی خـاص بـا عـدم تنـاهی حق‌تعالی گره‌خورده اسـت. محوری‌ترین مسئله در عرفان نظری نیز توحید الهی است که عرفا آن را بیت‌الغزل معارف عرفانی خود دانسته‌اند. برای این منظور نوشتار حاضر در پی پاسخ به این مسئله است کـه چه رابطه‌ای میان این آموزه محوری در تفاسیر و روایات شیعه و مسئله توحیـد احـدی در عرفان نظری وجود دارد و قائلان به وحدت وجود در عرفان نظری تا چـه انـدازه از آمـوزه توحید اطلاقی بهره برده یا تأثیر پذیرفته‌انـد؟ نگارنـده در پاسـخ بـه ایـن مسـئله بـه روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی شواهد و ادله‌ای پرداخته که در تفسیر آیات و روایات شـیعی وجود دارد و بیان‌کننده این مفهوم عالی از توحید و ارتباط آن با توحید احدی است. برخی از این شواهد به‌تنهایی وافی به مقصود هستند، لیکن برخی دیگر ـ چنان‌که بیـان خواهـد شد ـبه‌ضمیمه ادله عقلی دیگری بیان‌کننده مقصود ما در تبیین این رابطه خواهند بود &amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص97&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مؤلفه‌ها و امتیازات عرفان نظری شیعی» نوشته [[محمدجواد رودگر]]: در این نوشتار، مؤلفه‌ها و ویژگی‌های متمایزکننده عرفان نظری شیعه تبیین شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عرفان شیعی مولود طبیعی نصوص دینی مبتنی بر منطق کشف و تولیـد «از» منـابع وحیـانی است، نه منطق تبیین و تطبیق «بر» منابع وحیانی. آنچه در نوشتار پیش روی بر محور منطـق یادشده مورد تحقیق و تدقیق قرار گرفـت، مؤلفـه‌هـا و امتیـازات عرفـان شـیعی بـه‌صـورت »ایجابی ـ اثباتی» است، عرفان نظری شیعی بر دو مؤلفه توحید (توحیـد صـمدی قرآنـی= توحید شهودی ـ وجودی) و موحد (پیامبر و امام = انسان کامل) بنیاد نهاده شد که البتـه از شعاع دانش و بینش برخی عارفان شیعی در مقام بیـان و تبیـین آنهـا اسـتفاده شـده اسـت؛ بنابراین در نوشتار حاضر به مسئله مهم مؤلفه‌ها و امتیازات عرفان شیعی باتکیه‌بر فرضـیه» کتاب و سنت (نصوص دینی و وحیانی) ظرفیت منبعی‌ات بـرای عرفـان شـیعی را داراسـت« پاسخ داده شد که برون‌داد آن تولید و توصیف توحید صمدی برمدار دو مسئله مهم: اول توحید و تجلی و دوم بینونت وصفی خدا و خلق و بیان و تبیین جایگاه انسان کامل تبلور یافت&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص131&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه» نوشته [[محمدجواد رودگر]]:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آموزه‌های عرفان وحیانی، شیعی و اهل‌بیتی، اصالت از آن عرفان عملی و سلوک ثقلینـی است و عارف به کسی اطلاق می‌شود که از راه سیروسلوک به خداشناسی شـهودی دست‌یافته و جلوه جمال و جلال حق تبارک‌وتعالی شده و به مقام توحید حقیقـی از راه عبودیـت بر محور شریعت حقه محمدیه  در صراط امامت و ولایـت رسـیده اسـت؛ چـه ایـنکـه فصل ممیز عرفان شیعی، همانا عرفان امامت‌مدار و ولایت محور است. در سلوک ثقلینـی و عرفان اهل‌بیتی، عقلانیت و اعتدال(ریاضت مشروع، معقـول و معتـدل) در همـه سـاحات سلوکی حضور فعال و بالفعل داشته و سالک واصل، مسـئولیت هـدایت علمـی ــ عقلـی و تربیت معنوی جامعه را تا مرحله احقاق حـق و اقامـه عـدل برعهـده دارد و عدالت‌خواه و عدالت‌گستر است. نوشتار پیش رو، پاسخ این پرسش اسـت کـه عرفـان عملـی شـیعی یـا سلوک ثقلینی و عرفان مبتنی بر کتـاب و سـنت، چـه امتیـازات و مؤلفـه‌هـایی دارد؟ پاسـخ پرسش یادشده را در قالب مؤلفه‌هایی چون توحید، عبودیت، شریعت، ولایـت، عقلانیـت، اعتدال و سیاست با اصطیاد از منابع وحیانی و استناد به آیات و احادیث داده‌ایم که برون‌داد مقاله نیز به شمار می‌رود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص163&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش دعای عرفانی عرفه امام حسین(ع) در خداشناسی» نوشته [[غلام رسول محسنی ارزگانی]]: این نوشتار تأثیر شگرف دعای عرفه امام حسین(ع) را در خداشناسی و تبیین معارف عرفانی و اخلاقی بررسی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دعای عرفه امام حسین(ع) از مهم‌ترین دعاهایی است که در روز عرفه و در صحرای عرفات و دیگر اماکن خوانده می‌شود. این دعا دربردارنده عالی‌ترین آموزه‌هـای عرفـانی و عقیـدتی است که امام حسین(ع) همراه گروهـی از خانـدان و یـارانش در صـحرای عرفـات خوانـده است. دعای عرفه امام حسین(ع)  دربردارنده مطالب فراوانی است کـه برخـی از مهم‌ترین محورهای آن عبارت است از: شناخت خداوند و بیان صفات الهی، تجدید عهد و پیمان بـا پروردگار، شناخت پیامبران و تحکیم ارتباط با آنها، توجه به آخرت و اظهـار عقیـده قلبـی، سیر اندیشه در آفاق جهان و یادآوری نعمت‌های بیکران الهـی بـر انسـان و حمـد و سـپاس خداوند بر آنها، تضرع به درگاه خداوند و اقرار به گناهان و توبه و انابه و درخواسـت عفـو و روی‌آوردن به صفات پسندیده و اعمال خیر و...؛ اما آنچه در تحقیق حاضر بـه آن پرداختـه شده، فرازهای از این دعای عرفانی است که با رویکرد عرفانی توجه شـده و بـه موضـوعات ذیل بررسی و ارائه گردیده که عبارت‌اند از: جلوه‌های توحیدی و اخلاقی، معرفت خداوند و هدف خلقت، قلمرو معرفت از نگاه معرفت فطری و همگانی، معرفـت عقلـی و برهـانی و آثار و پیامدهای معرفت خدا&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص197&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش آموزه‌های سلوکی مکتب اخلاقی عرفانی نجف در اخلاق و عرفان» نوشته [[محمود الشیخ]]: مقاله هشتم به بررسی نقش آموزه‌های سـلوکی کتـب اخلاقیـون نجـف در گسـترش عرفـان اسلامی می‌پردازد. برای نشان‌دادن تأثیر و نقش این آموزه‌های سلوکی به‌صورت نظام‌مند مطرح می‌گردد و از این طریق، تأثیر آموزه‌های ایشان بر گسترش عرفان اسـلامی نشـان داده می‌شود. غایت سلوک از نظر اخلاقیون نجف، توحید در هر سـه مرتبـه افعـالی، صـفاتی و ذاتی است. راه رسیدن به این غایت، معرفت نفس است و معرفت نفس نیـز از طریـق نفـی خواطر ممکن است. در تمام این مراحل، تأکید ایشان بر عرفـان و سـلوک شریعت‌محور است و نه‌تنها تمام آموزه‌های خود را از قرآن و روایات می‌گیرند، بلکه تأکید می‌کنند بـرای رسیدن به‌غایت سلوک راهی جز عمل به شریعت و عمل به دستورات آن نیست. مهم‌ترین تأثیر ایشان بر عرفان اسلامی نیز همین امر است که نشان می‌دهند آموزه‌های عرفان در خود اسلام به نحو کامل وجود دارد و چنین نیست که مسلمین خود به آن پی برده باشند و سـپس مورد رضایت خدا و رسول واقع شده باشد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص233&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«[[سید بن طاووس]] (بنیان‌گذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید [[محمدحسین حسینی]]: این مقاله، سید رضی‌الدین علی بن طاووس را به‌عنوان بنیان‌گذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از انواع تربیت‌ها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است کـه مسـیر اصـلی آن، رشـد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریـق سـلوک الـی اللـه و غایـت نهایی‌اش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیـت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در همـین غایت و هدف است. برای اینکه انسان، قله‌های بلند معنوی را فـتح کنـد بایـد تربیـت او از دوران خردسالی و بلکه زمینه‌سازی آن از زمان پیش از آن، آغاز گردد. خط‌مشی بسـیاری از علما در تربیت فرزند، بر تربیت اخلاقی و توصیه‌های اخلاقی به فرزندان خود اسـت. تـأثیر علمایی چون [[سید بن طاووس]] در طرح و تفصیل تربیـت عرفـانی بـرای فرزنـدان و در سـنین کودکی چگونه است؟ (سؤال) از متون دینی، استشمام می‌شود که هـدف از تربیـت مطـابق عبادت احراری، تربیت عرفانی است. اولین کسی که خلأ تربیت سلوکی و عرفانی را حـس کرده و در قالب کتاب، فرزند خود را در فرایند تربیت عرفانی قـرار داده و دستورالعمل‌های توحیدی و عرفانی به او می‌دهد، جناب [[سید بن طاووس]] نویسـنده کتـاب «کشـف المحجـه لثمرة المهجه» است. (یافته) این کتاب با قلـم عمیـق و معنـوی شخصـی نگاشـته شـده کـه قله‌های رفیع معنوی را سپری کرده و درحالی‌که به سنین کهن‌سالی رسیده است فرزنـد خـود را به این راه فرامی‌خواند. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر کتاب فوق، بـه مباحثی همچون تربیت سلوکی کـودک و امکـان آن از دوران تمییـز و رشـد عقلـی و برنامـه عملی و معرفتی تربیت سلوکی کودک در این دوره، از نگاه جناب سید خواهد پرداخت&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص267&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش سید [[حیدر آملی]] در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[سید حسین ابراهیمیان]] و [[رضا اسدپور]]:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید حیدر آملی عالم و عارف نامدار شیعی سده هشتم هجری، از شخصیت‌های تأثیرگـذار بر عرفان و تصوف دوران خویش است که در طول حیات پربارش باتکیه‌بر علـوم مختلـف دینی که از جوانی در محضر عالمان زمان خویش آموخته بود، عرفان اصیل اسـلامی را بـا آیات و روایات تبیین نمود و مبانی نظری عرفان شیعی را بنیاد نهـاد. وی عرفـان شـیعی را باتکیه‌بر اصل ولایت که از امام علی(ع) آغاز شده و به امامان دیگـر انتقال‌یافته، به‌عنوان اساسی‌ترین وجه مشترک تشیع و تصوف مطرح نموده و در نزدیک سـاختن ایـن دو مکتـب تلاش کرده است. ازآنجاکه وی در سیروسلوک عرفانی خویش از ایران به عراق رفته و باتوجه‌به آثار ارزشمند و حلقه درس و بحث عرفانی که تا پایان عمرش در نجف بر پا داشـته، نقش عمدهای در بسط و گسترش عرفان شیعی ایران و عراق داشته است. در این مقاله ضمن معرفی احوال و آثار و مبانی اندیشه‌های عرفانی سید حیدر، به تبیین ابعاد تأثیرگذاری مکتب عرفانی وی، نظیر وحدت تشـیع و تصـوف، تقسیم‌بندی سه‌گانه شریعت، طریقت و حقیقت، وجودشناسی عرفـانی و... در عرفـان اسـلامی می‌پردازیم و تأثیرگذاری برخی از دیدگاه‌های او را بر دو حکیم و عارف شیعی پـس از خـود، [[ملاصـدرا]] و [[ابن‌ابی‌جمهور احسایی]] بیان می‌کنیم. نتیجه حاصل از این مقاله این اسـت کـه سـید حیـدر آملی به‌عنوان بنیان‌گذار عرفان شیعی، هم در مبـانی عرفـان نظـری و هـم در سیروسلوک عرفان عملی بر عارفان پس از خویش تأثیرگذار بوده است. این امر هـم در نگـارش متعـدد نسخه‌های آثار وی و هم در شرح و تدریس این آثار و نیز ارجاعـات مسـتقیم و غیرمسـتقیم عارفان و فیلسوفان سده‌های بعد مشاهده می‌شود. به‌این‌ترتیب سید حیدر، نقـش عمـدهای در گسترش عرفان اسلامی داشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص299- 300&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته [[حسن رمضانی]]:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب «تمهید القواعد» (این کتاب مشـتمل بـر مـتن و شرح است. متن آن ِ تصنیف ابوحامد، محمد اصفهانی، ِ معـروف ُترکـه و شـرحش، از آن صائن‌الدین علی بن محمد ُترکه(نوه ابوحامد) است) کنار دو کتاب «شرح فصوص قیصری» و «مصباح الانس» ـ کـه بـه ترتیب دومین و سومین متن درسی در فن عرفان نظری‌اند ـ نخستین کتابی است که مشتاقان معارف ذوقی و عرفانی آن را در حوزه‌های عرفانی مورد تدریس و تدرس قرار می‌دهند. ایـن کتاب افزون بر این که متنی متین، مختصر و نسبتا جامع در فـن یادشـده اسـت، تنهـا مـتن درسی در فن عرفان نظری است که توسط دو تـن از عارفـان شیعی‌مذهب ـ یکـی تحـت عنوان مصنف و دیگری به‌عنوان شارح ـ تصنیف شده و مورد اقبال علاقه‌مندان واقـع گشـته است. مقاله پیش رو بر آن است ضمن اشاره‌های ـ هر چند مختصر ـ به بیان‌پذیری مشاهدات عرفانی و نیز تاریخچه تکون عرفان نظری و فرایند تدوین کتب درسی این فن، نقـش و تـأثیر مصنف و شارح کتاب «تمهید القواعد» را در تبیین مسـائل ذوقـی و مطالـب عرفـانی و نیـز جایگاه کتاب یادشده را در حوزه‌های درسی عرفان، ً خصوصا عرفان شیعی، مشخص کـرده، سپس به معرفی مهم‌ترین مباحث آن، یعنی: وحدت و وجـوب وجـود و تعینـات، مظـاهر و عوالم وجود و مظهریت تامه انسان کامل و... بپردازد؛ البتـه سـعی و تـلاش کسـانی کـه بـه تصحیح، تعلیق، شرح، چاپ و نشر کتاب «تمهید القواعد» همـت گماشته‌اند از دیـد و بررسی این مقاله پنهان نمانده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص333&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش [[سید علی قاضی]] در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته [[مهدی زندیه]]:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم [[سید علی قاضی]] از عرفای قـرن چهـاردهم هجـری قمـری و متعلـق بـه مکتب عرفانی نجف است. در اینکه طریقه عرفانی او به کدام عارف می‌رسد، اختلاف‌نظر وجود دارد؛ ولی قول اصح این است که طریـق عرفـانی او از اسـتادش، [[سـید احمـد کربلایی]] و از او به [[ملاحسین قلی همدانی]] و از او به [[سید علی شوشـتری]] و از او بـه عـارفی گمنام به نام [[ملاقلی جولای قزوینی]] می‌رسد و به فرموده خـود، بـه هـیچ سلسـله عرفـانی منتسب نیست. سؤالی که در این تحقیق به آن پرداخته خواهد شد، شاخصه‌های نظری مکتب عرفـانی ایـن عارف بزرگ و همچنین روش سلوکی وی و نوآوری‌های او و همچنین نقشـی اسـت کـه وی در عصر اخیر در گسترش عرفان اسلامی در حوزه تشـیع داشـته اسـت. در ایـن مقالـه و بـا مراجعه به منابعی که از وی و شاگردانش به‌جای‌مانده، این حقیقت تحقیق خواهـد شـد کـه ایـن عـارف بـزرگ در بـاب توحیـد و ولایـت و خصوصـا در روش سـلوکی، دارای مکتبـی خاص بود و شاگردانی را تربیت نمود و آثاری را برجای گذاشت کـه موجـب شـد جهـت و جایگاه عرفان در جهان اسلام ـ به طور عام ـ و در حوزه‌های شیعی ـ به طور خاص ـ از قهقرا و سقوطی که از قرن نهم شروع شـده بـود، یکسـره دگرگـون شـود و مقـام والا و مقبـولی را به دست آورد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص359 &amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش [[امام خمینی]](ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[روح‌الله سوری]]: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش [[امام خمینی]](ره) در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متـون عرفـانی، درس‌های اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم می‌نمود. همچنـین بـا کمـک مبـانی عرفانی به شرح برخی آیات و ادعیه پرداخت و اسرار عرفانی برخـی عبـادات را تبیـین کـرد. توحید عارفانه که در رفتار، گفتار و نوشتار او نمایان شده، ریشه اندیشه او بود. [[امام خمینی]] برای مداوای بیماری‌های اخلاقی بـه تبیـین توحیـد و لـوازم اخلاقـی آن می‌پرداخت و از بحث‌های توصیفی و تاریخی پرهیز می‌کرد. او که در عرفان نظری و عملی شـاگرد آیت‌الله [[شاه‌آبادی]] بود، از ایشان به بزرگی یاد می‌نمود؛ امـا اسـتقلال فکـری داشـت و گـاه نظراتـی متفاوت با اساتید خویش ارائه می‌داد. امام نوآوری‌هایی عرفانی نیز داشت؛ چنان‌که گاه تقریرهای جدیدی از مسائل ارائه می‌داد و گاه لوازم جدیدی برای یک نظریه برمی‌شمرد. ویژگی دیگر او عرفان ادبـی اسـت کـه قلمـی قوی و گیرا به او بخشیده و جان‌ودل مخاطبین خود را منقلب می‌کرد. [[امام خمینی]] عرفان را از حالت فردی به اجتماعی کشید و از هـیچ تلاشـی بـرای اشـاعه توحید عرفانی فرونمی‌گذاشت. او در عین مراعات‌های اخلاقـی و مراقبه‌های قلبـی، بـه مبارزات سیاسی پرداخت و مردم ایران را از حکومت طاغوت رهایی بخشید. توحیدمحوری [[امام خمینی]] سبب مبارزه و براندازی بت‌های درونـی و بیرونـی می‌شد و جـز حکومـت و ولایت الله، هیچ حکومتی را نمی‌پذیرفت. نظریـه «ولایت‌فقیه» بازتـاب همـان اندیشـه توحیدی در صحنه اجتماعی بود. از نگاه او سعادت حقیقی یک جامعه تنهـا از راه «توحیـد کلمه در کلمه توحید» تأمین می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص389&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B4_%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D9%88_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814166</id>
		<title>نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B4_%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D9%88_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814166"/>
		<updated>2026-01-10T07:41:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR59828J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[گرجیان، محمدمهدی]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[جمعی از محققین]] (گردآورنده)&lt;br /&gt;
[[کنگره بین‌المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی. گروه علمی اخلاق، تربیت و عرفان]] (زير نظر)&lt;br /&gt;
[[مکارم شیرازی، ناصر]] (اشراف)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =     &lt;br /&gt;
| موضوع =&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = انتشارات امام علی بن ابی طالب (علیه السلام)&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - قم&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1397ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE59828AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-964-533-294-3&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 59828&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 59828&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 8380&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان'''، اثر [[گرجیان، محمدمهدی|محمدمهدی گرجیان]] و جمعی از محققان، مجموعه‌ای از مقالات تحقیقی از نویسندگان مختلف است که به تبیین نقش شیعه و دانشمندان آن در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب با سه مقدمه از آیت‌الله مکارم شیرازی، محمدعلی رضایی اصفهانی دبیر کنگره بین‌المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی و محمدمهدی گرجیان مدیرگروه علمی اخلاق، تربیت و عرفان، آغاز شده و مطالب دربردارنده سیزده مقاله درباره نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
«نقش امامان اهل‌بیت(ع) در عرفان با تأکید بر آموزه‌های عرفانی [[امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع)]]» نوشته [[گرجیان، محمدمهدی|محمدمهدی گرجیان]]، نخستین مقاله این مجموعه است. نویسنده این مقاله معتقد است که سیره عملی و کلام معصومان(ع) سرشار از معارف عرفانی والایی است که حاصل معرفت شهودی خداوند است. در این مقاله مباحث ذیل مطرح شده است: تاثیر اهل‌بیت(ع) بر عرفان اسلامی و کستره آن از منظر اهل معرفت، ترویج معرفت شهودی در مکتب اهل‌بیت(ع) به‌ویژه [[امام علی علیه‌السلام|امیرالمومنین(ع)]]، اهل‌بیت(ع) مروجان معرفت قلبی و عشق حقیقی برای وصول به خداوند، معرفت شهودی علوی از زبان [[امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع)]]، شهود ملکوت با چشم ملکوتی، شناخت خداوند به نحو علم شهودی، عبادت عارفانه علوی محصول معرفت شهودی حقانی، معرفت توحیدی در کلام علوی است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب: ص23- 40&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه اسرار عبادات» نوشته [[بهرام دلیر]]: بر آن است که با روش توصیفی- تحلیلی، چند اثر از آثار به‌جامانده از دانشمندان شیعی را فقط از باب نمونه، به نگارش درآورد. «مصباح الشريعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]]، «اسرار الشريعة» [[آملی، سید حیدر|سید حیدر آملی]]، «نبراس الهدی» (مشعل هدایت) اثر [[سبزواری، هادی|ملا هادی سبزواری]]، «التنبيهات العلية علی وظائف الصلاة القلبية» [[شهید ثانی، زین‌الدین بن علی|شهید ثانی]] و «[[أسرار العبادات و حقيقة الصلوة|اسرار عبادات و حقیقت نماز]]» [[قاضی سعید قمی، محمدسعید بن محمدمفید|قاضی سعید]]، «[[أسرار الصلوة (ملکی تبریزی)|اسرار الصلاة]]» [[ملکی تبریزی، جواد بن شفیع|میرزا جواد ملکی تبریزی]] و «[[سر الصلاة (معراج السالكين و صلاة العارفين)|سر الصلاه معراج السالکین و صلوه العارفین]]» [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی]] از جمله این آثار هستند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص41- 65&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه عرفان عملی»، نوشته [[راشدی‌نیا، اکبر|اکبر راشدی‌نیا]]: این نوشتار به معرفی و توصیف متون عرفانی شیعه می‌پردازد که در زمینه سیروسلوک و عرفان عملی نگاشته شده‌اند؛&lt;br /&gt;
مهم‌ترین منبع و مأخذ عرفان عملی نزد شیعه، قرآن و روایات صادره از پیامبر(ص) و کلماتی است که از ائمه اطهار(ع)  به‌عنوان ادعیه برجای‌مانده اسـت، علاوه بر آنچـه گفتـه شد کتاب‌های متعددی توسط بزرگان شیعه در زمینـه سیروسلوک، اسرار و آداب عبادات و تفاسیر عرفانی نگارش‌یافته که به نوبه خود در رونـد شکل‌گیری علم عرفان تأثیر بسـزا داشته‌اند. در این مقاله تلاش شده تا این آثار را در سه محور معرفـی کنـد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخـش اول آثاری که توسط بزرگان شیعه در حقیقت عرفان عملی، مراحل، شرایط سیروسلوک نگارش‌یافته است: در این بخش ٩اثر از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین آثار شیعی همچـون «مصـباح الشریعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]]، «[[محاسبة النفس|محاسبةالـنفس]]» [[ابن طاووس، علی بن موسی|سید بن طـاووس]]، «اوصـاف الأشراف» [[خواجه‌نصیر]]، «التحصین» [[ابن فهد حلی]] و منابعی دیگر که توسط شخصیت‌های بارز شیعه در حوزه عرفان عملی نوشته شده بود معرفی شده است.&lt;br /&gt;
بخش دوم اسرار و آداب عبـادات: عبـادات شـرعیه در عرفـان شـیعی بهتـرین طریـق و نزدیک‌ترین راه برای وصول سالک به حق‌تعالی است؛ ازاین‌رو می‌توان اسرار، به‌خصوص آداب عبادات را به‌عنوان دستورالعمل‌های سلوکی برای سالکان راه حقیقت دانست. در ایـن بخش چهار کتاب مهم شیعی از بزرگانی همچون [[شهید ثانی، زین‌الدین بن علی|شهید ثـانی]]، [[قاضی سعید قمی، محمدسعید بن محمدمفید|قاضی سعید]] و [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امـام خمینی]] معرفی شده‌اند.&lt;br /&gt;
بخش پایانی تأثیرگذارترین تفاسیر انفسی و اشاری شـیعه: عارفـان شیعی قرآن را به‌عنوان مهم‌ترین و کامل‌ترین منبع برای سیروسلوک دانسته و به تبیین اسرار آن پرداخته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده متذکر شده است که این مقاله گنجایش معرفی تفصیلی هر یـک از منـابع یـا معرفی اجمالی صدها منبع عرفانی شیعی را نداشت، ازاین‌رو تنها بـه معرفـی مختصـر آثـار شخصیت‌های بارز و منابع تأثیرگذار شیعی اکتفا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص69-70&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش آموزه‌های شیعه در عرفان نظری (توحید اطلاقی خدا)» نوشته [[جواد جعفریان]]:&lt;br /&gt;
این مقاله به بررسی تأثیر آموزه‌های شیعی در تبیین توحید اطلاقی (توحید احدی) در عرفان نظری می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از آموزه‎‌‌های محوری دین اسلام که در تفاسیر و روایات شـیعی به‌گونه‌ای خـاص بدان توجه شده و تفاسیر دقیقی از آن بیان گردیده، مسئله توحید است. عـالی‌تـرین مرتبـه توحید نیز توحید اطلاقی است که در آموزه‌های شـیعی از قبیـل تفاسـیر آیـات و روایـات اهل‌بیت(ع)  با ظرافت و لطافتی خـاص بـا عـدم تنـاهی حق‌تعالی گره‌خورده اسـت. محوری‌ترین مسئله در عرفان نظری نیز توحید الهی است که عرفا آن را بیت‌الغزل معارف عرفانی خود دانسته‌اند. برای این منظور نوشتار حاضر در پی پاسخ به این مسئله است کـه چه رابطه‌ای میان این آموزه محوری در تفاسیر و روایات شیعه و مسئله توحیـد احـدی در عرفان نظری وجود دارد و قائلان به وحدت وجود در عرفان نظری تا چـه انـدازه از آمـوزه توحید اطلاقی بهره برده یا تأثیر پذیرفته‌انـد؟ نگارنـده در پاسـخ بـه ایـن مسـئله بـه روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی شواهد و ادله‌ای پرداخته که در تفسیر آیات و روایات شـیعی وجود دارد و بیان‌کننده این مفهوم عالی از توحید و ارتباط آن با توحید احدی است. برخی از این شواهد به‌تنهایی وافی به مقصود هستند، لیکن برخی دیگر ـ چنان‌که بیـان خواهـد شد ـبه‌ضمیمه ادله عقلی دیگری بیان‌کننده مقصود ما در تبیین این رابطه خواهند بود &amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص97&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مؤلفه‌ها و امتیازات عرفان نظری شیعی» نوشته [[محمدجواد رودگر]]: در این نوشتار، مؤلفه‌ها و ویژگی‌های متمایزکننده عرفان نظری شیعه تبیین شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عرفان شیعی مولود طبیعی نصوص دینی مبتنی بر منطق کشف و تولیـد «از» منـابع وحیـانی است، نه منطق تبیین و تطبیق «بر» منابع وحیانی. آنچه در نوشتار پیش روی بر محور منطـق یادشده مورد تحقیق و تدقیق قرار گرفـت، مؤلفـه‌هـا و امتیـازات عرفـان شـیعی بـه‌صـورت »ایجابی ـ اثباتی» است، عرفان نظری شیعی بر دو مؤلفه توحید (توحیـد صـمدی قرآنـی= توحید شهودی ـ وجودی) و موحد (پیامبر و امام = انسان کامل) بنیاد نهاده شد که البتـه از شعاع دانش و بینش برخی عارفان شیعی در مقام بیـان و تبیـین آنهـا اسـتفاده شـده اسـت؛ بنابراین در نوشتار حاضر به مسئله مهم مؤلفه‌ها و امتیازات عرفان شیعی باتکیه‌بر فرضـیه» کتاب و سنت (نصوص دینی و وحیانی) ظرفیت منبعی‌ات بـرای عرفـان شـیعی را داراسـت« پاسخ داده شد که برون‌داد آن تولید و توصیف توحید صمدی برمدار دو مسئله مهم: اول توحید و تجلی و دوم بینونت وصفی خدا و خلق و بیان و تبیین جایگاه انسان کامل تبلور یافت&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص131&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه» نوشته [[محمدجواد رودگر]]:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آموزه‌های عرفان وحیانی، شیعی و اهل‌بیتی، اصالت از آن عرفان عملی و سلوک ثقلینـی است و عارف به کسی اطلاق می‌شود که از راه سیروسلوک به خداشناسی شـهودی دست‌یافته و جلوه جمال و جلال حق تبارک‌وتعالی شده و به مقام توحید حقیقـی از راه عبودیـت بر محور شریعت حقه محمدیه  در صراط امامت و ولایـت رسـیده اسـت؛ چـه ایـنکـه فصل ممیز عرفان شیعی، همانا عرفان امامت‌مدار و ولایت محور است. در سلوک ثقلینـی و عرفان اهل‌بیتی، عقلانیت و اعتدال(ریاضت مشروع، معقـول و معتـدل) در همـه سـاحات سلوکی حضور فعال و بالفعل داشته و سالک واصل، مسـئولیت هـدایت علمـی ــ عقلـی و تربیت معنوی جامعه را تا مرحله احقاق حـق و اقامـه عـدل برعهـده دارد و عدالت‌خواه و عدالت‌گستر است. نوشتار پیش رو، پاسخ این پرسش اسـت کـه عرفـان عملـی شـیعی یـا سلوک ثقلینی و عرفان مبتنی بر کتـاب و سـنت، چـه امتیـازات و مؤلفـه‌هـایی دارد؟ پاسـخ پرسش یادشده را در قالب مؤلفه‌هایی چون توحید، عبودیت، شریعت، ولایـت، عقلانیـت، اعتدال و سیاست با اصطیاد از منابع وحیانی و استناد به آیات و احادیث داده‌ایم که برون‌داد مقاله نیز به شمار می‌رود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص163&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش دعای عرفانی عرفه امام حسین(ع) در خداشناسی» نوشته [[غلام رسول محسنی ارزگانی]]: این نوشتار تأثیر شگرف دعای عرفه امام حسین(ع) را در خداشناسی و تبیین معارف عرفانی و اخلاقی بررسی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دعای عرفه امام حسین(ع) از مهم‌ترین دعاهایی است که در روز عرفه و در صحرای عرفات و دیگر اماکن خوانده می‌شود. این دعا دربردارنده عالی‌ترین آموزه‌هـای عرفـانی و عقیـدتی است که امام حسین(ع) همراه گروهـی از خانـدان و یـارانش در صـحرای عرفـات خوانـده است. دعای عرفه امام حسین(ع)  دربردارنده مطالب فراوانی است کـه برخـی از مهم‌ترین محورهای آن عبارت است از: شناخت خداوند و بیان صفات الهی، تجدید عهد و پیمان بـا پروردگار، شناخت پیامبران و تحکیم ارتباط با آنها، توجه به آخرت و اظهـار عقیـده قلبـی، سیر اندیشه در آفاق جهان و یادآوری نعمت‌های بیکران الهـی بـر انسـان و حمـد و سـپاس خداوند بر آنها، تضرع به درگاه خداوند و اقرار به گناهان و توبه و انابه و درخواسـت عفـو و روی‌آوردن به صفات پسندیده و اعمال خیر و...؛ اما آنچه در تحقیق حاضر بـه آن پرداختـه شده، فرازهای از این دعای عرفانی است که با رویکرد عرفانی توجه شـده و بـه موضـوعات ذیل بررسی و ارائه گردیده که عبارت‌اند از: جلوه‌های توحیدی و اخلاقی، معرفت خداوند و هدف خلقت، قلمرو معرفت از نگاه معرفت فطری و همگانی، معرفـت عقلـی و برهـانی و آثار و پیامدهای معرفت خدا&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص197&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش آموزه‌های سلوکی مکتب اخلاقی عرفانی نجف در اخلاق و عرفان» نوشته [[محمود الشیخ]]: مقاله هشتم به بررسی نقش آموزه‌های سـلوکی کتـب اخلاقیـون نجـف در گسـترش عرفـان اسلامی می‌پردازد. برای نشان‌دادن تأثیر و نقش این آموزه‌های سلوکی به‌صورت نظام‌مند مطرح می‌گردد و از این طریق، تأثیر آموزه‌های ایشان بر گسترش عرفان اسـلامی نشـان داده می‌شود. غایت سلوک از نظر اخلاقیون نجف، توحید در هر سـه مرتبـه افعـالی، صـفاتی و ذاتی است. راه رسیدن به این غایت، معرفت نفس است و معرفت نفس نیـز از طریـق نفـی خواطر ممکن است. در تمام این مراحل، تأکید ایشان بر عرفـان و سـلوک شریعت‌محور است و نه‌تنها تمام آموزه‌های خود را از قرآن و روایات می‌گیرند، بلکه تأکید می‌کنند بـرای رسیدن به‌غایت سلوک راهی جز عمل به شریعت و عمل به دستورات آن نیست. مهم‌ترین تأثیر ایشان بر عرفان اسلامی نیز همین امر است که نشان می‌دهند آموزه‌های عرفان در خود اسلام به نحو کامل وجود دارد و چنین نیست که مسلمین خود به آن پی برده باشند و سـپس مورد رضایت خدا و رسول واقع شده باشد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص233&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«[[سید بن طاووس]] (بنیان‌گذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید [[محمدحسین حسینی]]: این مقاله، سید رضی‌الدین علی بن طاووس را به‌عنوان بنیان‌گذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از انواع تربیت‌ها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است کـه مسـیر اصـلی آن، رشـد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریـق سـلوک الـی اللـه و غایـت نهایی‌اش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیـت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در همـین غایت و هدف است. برای اینکه انسان، قله‌های بلند معنوی را فـتح کنـد بایـد تربیـت او از دوران خردسالی و بلکه زمینه‌سازی آن از زمان پیش از آن، آغاز گردد. خط‌مشی بسـیاری از علما در تربیت فرزند، بر تربیت اخلاقی و توصیه‌های اخلاقی به فرزندان خود اسـت. تـأثیر علمایی چون [[سید بن طاووس]] در طرح و تفصیل تربیـت عرفـانی بـرای فرزنـدان و در سـنین کودکی چگونه است؟ (سؤال) از متون دینی، استشمام می‌شود که هـدف از تربیـت مطـابق عبادت احراری، تربیت عرفانی است. اولین کسی که خلأ تربیت سلوکی و عرفانی را حـس کرده و در قالب کتاب، فرزند خود را در فرایند تربیت عرفانی قـرار داده و دستورالعمل‌های توحیدی و عرفانی به او می‌دهد، جناب [[سید بن طاووس]] نویسـنده کتـاب «کشـف المحجـه لثمرة المهجه» است. (یافته) این کتاب با قلـم عمیـق و معنـوی شخصـی نگاشـته شـده کـه قله‌های رفیع معنوی را سپری کرده و درحالی‌که به سنین کهن‌سالی رسیده است فرزنـد خـود را به این راه فرامی‌خواند. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر کتاب فوق، بـه مباحثی همچون تربیت سلوکی کـودک و امکـان آن از دوران تمییـز و رشـد عقلـی و برنامـه عملی و معرفتی تربیت سلوکی کودک در این دوره، از نگاه جناب سید خواهد پرداخت&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص267&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش سید [[حیدر آملی]] در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[سید حسین ابراهیمیان]] و [[رضا اسدپور]]:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید حیدر آملی عالم و عارف نامدار شیعی سده هشتم هجری، از شخصیت‌های تأثیرگـذار بر عرفان و تصوف دوران خویش است که در طول حیات پربارش باتکیه‌بر علـوم مختلـف دینی که از جوانی در محضر عالمان زمان خویش آموخته بود، عرفان اصیل اسـلامی را بـا آیات و روایات تبیین نمود و مبانی نظری عرفان شیعی را بنیاد نهـاد. وی عرفـان شـیعی را باتکیه‌بر اصل ولایت که از امام علی(ع) آغاز شده و به امامان دیگـر انتقال‌یافته، به‌عنوان اساسی‌ترین وجه مشترک تشیع و تصوف مطرح نموده و در نزدیک سـاختن ایـن دو مکتـب تلاش کرده است. ازآنجاکه وی در سیروسلوک عرفانی خویش از ایران به عراق رفته و باتوجه‌به آثار ارزشمند و حلقه درس و بحث عرفانی که تا پایان عمرش در نجف بر پا داشـته، نقش عمدهای در بسط و گسترش عرفان شیعی ایران و عراق داشته است. در این مقاله ضمن معرفی احوال و آثار و مبانی اندیشه‌های عرفانی سید حیدر، به تبیین ابعاد تأثیرگذاری مکتب عرفانی وی، نظیر وحدت تشـیع و تصـوف، تقسیم‌بندی سه‌گانه شریعت، طریقت و حقیقت، وجودشناسی عرفـانی و... در عرفـان اسـلامی می‌پردازیم و تأثیرگذاری برخی از دیدگاه‌های او را بر دو حکیم و عارف شیعی پـس از خـود، [[ملاصـدرا]] و [[ابن‌ابی‌جمهور احسایی]] بیان می‌کنیم. نتیجه حاصل از این مقاله این اسـت کـه سـید حیـدر آملی به‌عنوان بنیان‌گذار عرفان شیعی، هم در مبـانی عرفـان نظـری و هـم در سیروسلوک عرفان عملی بر عارفان پس از خویش تأثیرگذار بوده است. این امر هـم در نگـارش متعـدد نسخه‌های آثار وی و هم در شرح و تدریس این آثار و نیز ارجاعـات مسـتقیم و غیرمسـتقیم عارفان و فیلسوفان سده‌های بعد مشاهده می‌شود. به‌این‌ترتیب سید حیدر، نقـش عمـدهای در گسترش عرفان اسلامی داشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص299- 300&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته [[حسن رمضانی]]:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب «تمهید القواعد» (این کتاب مشـتمل بـر مـتن و شرح است. متن آن ِ تصنیف ابوحامد، محمد اصفهانی، ِ معـروف ُترکـه و شـرحش، از آن صائن‌الدین علی بن محمد ُترکه(نوه ابوحامد) است) کنار دو کتاب «شرح فصوص قیصری» و «مصباح الانس» ـ کـه بـه ترتیب دومین و سومین متن درسی در فن عرفان نظری‌اند ـ نخستین کتابی است که مشتاقان معارف ذوقی و عرفانی آن را در حوزه‌های عرفانی مورد تدریس و تدرس قرار می‌دهند. ایـن کتاب افزون بر این که متنی متین، مختصر و نسبتا جامع در فـن یادشـده اسـت، تنهـا مـتن درسی در فن عرفان نظری است که توسط دو تـن از عارفـان شیعی‌مذهب ـ یکـی تحـت عنوان مصنف و دیگری به‌عنوان شارح ـ تصنیف شده و مورد اقبال علاقه‌مندان واقـع گشـته است. مقاله پیش رو بر آن است ضمن اشاره‌های ـ هر چند مختصر ـ به بیان‌پذیری مشاهدات عرفانی و نیز تاریخچه تکون عرفان نظری و فرایند تدوین کتب درسی این فن، نقـش و تـأثیر مصنف و شارح کتاب «تمهید القواعد» را در تبیین مسـائل ذوقـی و مطالـب عرفـانی و نیـز جایگاه کتاب یادشده را در حوزه‌های درسی عرفان، ً خصوصا عرفان شیعی، مشخص کـرده، سپس به معرفی مهم‌ترین مباحث آن، یعنی: وحدت و وجـوب وجـود و تعینـات، مظـاهر و عوالم وجود و مظهریت تامه انسان کامل و... بپردازد؛ البتـه سـعی و تـلاش کسـانی کـه بـه تصحیح، تعلیق، شرح، چاپ و نشر کتاب «تمهید القواعد» همـت گماشته‌اند از دیـد و بررسی این مقاله پنهان نمانده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص333&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش [[سید علی قاضی]] در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته [[مهدی زندیه]]:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم [[سید علی قاضی]] از عرفای قـرن چهـاردهم هجـری قمـری و متعلـق بـه مکتب عرفانی نجف است. در اینکه طریقه عرفانی او به کدام عارف می‌رسد، اختلاف‌نظر وجود دارد؛ ولی قول اصح این است که طریـق عرفـانی او از اسـتادش، [[سـید احمـد کربلایی]] و از او به [[ملاحسین قلی همدانی]] و از او به [[سید علی شوشـتری]] و از او بـه عـارفی گمنام به نام [[ملاقلی جولای قزوینی]] می‌رسد و به فرموده خـود، بـه هـیچ سلسـله عرفـانی منتسب نیست. سؤالی که در این تحقیق به آن پرداخته خواهد شد، شاخصه‌های نظری مکتب عرفـانی ایـن عارف بزرگ و همچنین روش سلوکی وی و نوآوری‌های او و همچنین نقشـی اسـت کـه وی در عصر اخیر در گسترش عرفان اسلامی در حوزه تشـیع داشـته اسـت. در ایـن مقالـه و بـا مراجعه به منابعی که از وی و شاگردانش به‌جای‌مانده، این حقیقت تحقیق خواهـد شـد کـه ایـن عـارف بـزرگ در بـاب توحیـد و ولایـت و خصوصـا در روش سـلوکی، دارای مکتبـی خاص بود و شاگردانی را تربیت نمود و آثاری را برجای گذاشت کـه موجـب شـد جهـت و جایگاه عرفان در جهان اسلام ـ به طور عام ـ و در حوزه‌های شیعی ـ به طور خاص ـ از قهقرا و سقوطی که از قرن نهم شروع شـده بـود، یکسـره دگرگـون شـود و مقـام والا و مقبـولی را به دست آورد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص359 &amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش [[امام خمینی]](ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[روح‌الله سوری]]: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش [[امام خمینی]](ره) در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متـون عرفـانی، درس‌های اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم می‌نمود. همچنـین بـا کمـک مبـانی عرفانی به شرح برخی آیات و ادعیه پرداخت و اسرار عرفانی برخـی عبـادات را تبیـین کـرد. توحید عارفانه که در رفتار، گفتار و نوشتار او نمایان شده، ریشه اندیشه او بود. [[امام خمینی]] برای مداوای بیماری‌های اخلاقی بـه تبیـین توحیـد و لـوازم اخلاقـی آن می‌پرداخت و از بحث‌های توصیفی و تاریخی پرهیز می‌کرد. او که در عرفان نظری و عملی شـاگرد آیت‌الله [[شاه‌آبادی]] بود، از ایشان به بزرگی یاد می‌نمود؛ امـا اسـتقلال فکـری داشـت و گـاه نظراتـی متفاوت با اساتید خویش ارائه می‌داد. امام نوآوری‌هایی عرفانی نیز داشت؛ چنان‌که گاه تقریرهای جدیدی از مسائل ارائه می‌داد و گاه لوازم جدیدی برای یک نظریه برمی‌شمرد. ویژگی دیگر او عرفان ادبـی اسـت کـه قلمـی قوی و گیرا به او بخشیده و جان‌ودل مخاطبین خود را منقلب می‌کرد. [[امام خمینی]] عرفان را از حالت فردی به اجتماعی کشید و از هـیچ تلاشـی بـرای اشـاعه توحید عرفانی فرونمی‌گذاشت. او در عین مراعات‌های اخلاقـی و مراقبه‌های قلبـی، بـه مبارزات سیاسی پرداخت و مردم ایران را از حکومت طاغوت رهایی بخشید. توحیدمحوری [[امام خمینی]] سبب مبارزه و براندازی بته‌ای درونـی و بیرونـی می‌شد و جـز حکومـت و ولایت الله، هیچ حکومتی را نمی‌پذیرفت. نظریـه «ولایت‌فقیه» بازتـاب همـان اندیشـه توحیدی در صحنه اجتماعی بود. از نگاه او سعادت حقیقی یک جامعه تنهـا از راه «توحیـد کلمه در کلمه توحید» تأمین می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص389&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B4_%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D9%88_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814165</id>
		<title>نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B4_%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D9%88_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814165"/>
		<updated>2026-01-10T07:36:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR59828J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[گرجیان، محمدمهدی]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[جمعی از محققین]] (گردآورنده)&lt;br /&gt;
[[کنگره بین‌المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی. گروه علمی اخلاق، تربیت و عرفان]] (زير نظر)&lt;br /&gt;
[[مکارم شیرازی، ناصر]] (اشراف)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =     &lt;br /&gt;
| موضوع =&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = انتشارات امام علی بن ابی طالب (علیه السلام)&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - قم&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1397ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE59828AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-964-533-294-3&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 59828&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 59828&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 8380&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان'''، اثر [[گرجیان، محمدمهدی|محمدمهدی گرجیان]] و جمعی از محققان، مجموعه‌ای از مقالات تحقیقی از نویسندگان مختلف است که به تبیین نقش شیعه و دانشمندان آن در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب با سه مقدمه از آیت‌الله مکارم شیرازی، محمدعلی رضایی اصفهانی دبیر کنگره بین‌المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی و محمدمهدی گرجیان مدیرگروه علمی اخلاق، تربیت و عرفان، آغاز شده و مطالب دربردارنده سیزده مقاله درباره نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
«نقش امامان اهل‌بیت(ع) در عرفان با تأکید بر آموزه‌های عرفانی [[امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع)]]» نوشته [[گرجیان، محمدمهدی|محمدمهدی گرجیان]]، نخستین مقاله این مجموعه است. نویسنده این مقاله معتقد است که سیره عملی و کلام معصومان(ع) سرشار از معارف عرفانی والایی است که حاصل معرفت شهودی خداوند است. در این مقاله مباحث ذیل مطرح شده است: تاثیر اهل‌بیت(ع) بر عرفان اسلامی و کستره آن از منظر اهل معرفت، ترویج معرفت شهودی در مکتب اهل‌بیت(ع) به‌ویژه [[امام علی علیه‌السلام|امیرالمومنین(ع)]]، اهل‌بیت(ع) مروجان معرفت قلبی و عشق حقیقی برای وصول به خداوند، معرفت شهودی علوی از زبان [[امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع)]]، شهود ملکوت با چشم ملکوتی، شناخت خداوند به نحو علم شهودی، عبادت عارفانه علوی محصول معرفت شهودی حقانی، معرفت توحیدی در کلام علوی است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب: ص23- 40&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه اسرار عبادات» نوشته [[بهرام دلیر]]: بر آن است که با روش توصیفی- تحلیلی، چند اثر از آثار به‌جامانده از دانشمندان شیعی را فقط از باب نمونه، به نگارش درآورد. «مصباح الشريعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]]، «اسرار الشريعة» [[آملی، سید حیدر|سید حیدر آملی]]، «نبراس الهدی» (مشعل هدایت) اثر [[سبزواری، هادی|ملا هادی سبزواری]]، «التنبيهات العلية علی وظائف الصلاة القلبية» [[شهید ثانی، زین‌الدین بن علی|شهید ثانی]] و «[[أسرار العبادات و حقيقة الصلوة|اسرار عبادات و حقیقت نماز]]» [[قاضی سعید قمی، محمدسعید بن محمدمفید|قاضی سعید]]، «[[أسرار الصلوة (ملکی تبریزی)|اسرار الصلاة]]» [[ملکی تبریزی، جواد بن شفیع|میرزا جواد ملکی تبریزی]] و «[[سر الصلاة (معراج السالكين و صلاة العارفين)|سر الصلاه معراج السالکین و صلوه العارفین]]» [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی]] از جمله این آثار هستند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص41- 65&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه عرفان عملی»، نوشته [[راشدی‌نیا، اکبر|اکبر راشدی‌نیا]]: این نوشتار به معرفی و توصیف متون عرفانی شیعه می‌پردازد که در زمینه سیروسلوک و عرفان عملی نگاشته شده‌اند؛&lt;br /&gt;
مهم‌ترین منبع و مأخذ عرفان عملی نزد شیعه، قرآن و روایات صادره از پیامبر(ص) و کلماتی است که از ائمه اطهار(ع)  به‌عنوان ادعیه برجای‌مانده اسـت، علاوه بر آنچـه گفتـه شد کتاب‌های متعددی توسط بزرگان شیعه در زمینـه سیروسلوک، اسرار و آداب عبادات و تفاسیر عرفانی نگارش‌یافته که به نوبه خود در رونـد شکل‌گیری علم عرفان تأثیر بسـزا داشته‌اند. در این مقاله تلاش شده تا این آثار را در سه محور معرفـی کنـد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخـش اول آثاری که توسط بزرگان شیعه در حقیقت عرفان عملی، مراحل، شرایط سیروسلوک نگارش‌یافته است: در این بخش ٩اثر از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین آثار شیعی همچـون «مصـباح الشریعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]]، «[[محاسبة النفس|محاسبةالـنفس]]» [[ابن طاووس، علی بن موسی|سید بن طـاووس]]، «اوصـاف الأشراف» [[خواجه‌نصیر]]، «التحصین» [[ابن فهد حلی]] و منابعی دیگر که توسط شخصیت‌های بارز شیعه در حوزه عرفان عملی نوشته شده بود معرفی شده است.&lt;br /&gt;
بخش دوم اسرار و آداب عبـادات: عبـادات شـرعیه در عرفـان شـیعی بهتـرین طریـق و نزدیک‌ترین راه برای وصول سالک به حق‌تعالی است؛ ازاین‌رو می‌توان اسرار، به‌خصوص آداب عبادات را به‌عنوان دستورالعمل‌های سلوکی برای سالکان راه حقیقت دانست. در ایـن بخش چهار کتاب مهم شیعی از بزرگانی همچون [[شهید ثانی، زین‌الدین بن علی|شهید ثـانی]]، [[قاضی سعید قمی، محمدسعید بن محمدمفید|قاضی سعید]] و [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امـام خمینی]] معرفی شده‌اند.&lt;br /&gt;
بخش پایانی تأثیرگذارترین تفاسیر انفسی و اشاری شـیعه: عارفـان شیعی قرآن را به‌عنوان مهم‌ترین و کامل‌ترین منبع برای سیروسلوک دانسته و به تبیین اسرار آن پرداخته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده متذکر شده است که این مقاله گنجایش معرفی تفصیلی هر یـک از منـابع یـا معرفی اجمالی صدها منبع عرفانی شیعی را نداشت، ازاین‌رو تنها بـه معرفـی مختصـر آثـار شخصیت‌های بارز و منابع تأثیرگذار شیعی اکتفا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص69-70&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش آموزه‌های شیعه در عرفان نظری (توحید اطلاقی خدا)» نوشته [[جواد جعفریان]]:&lt;br /&gt;
این مقاله به بررسی تأثیر آموزه‌های شیعی در تبیین توحید اطلاقی (توحید احدی) در عرفان نظری می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از آموزه‎‌‌های محوری دین اسلام که در تفاسیر و روایات شـیعی به‌گونه‌ای خـاص بدان توجه شده و تفاسیر دقیقی از آن بیان گردیده، مسئله توحید است. عـالی‌تـرین مرتبـه توحید نیز توحید اطلاقی است که در آموزه‌های شـیعی از قبیـل تفاسـیر آیـات و روایـات اهل‌بیت(ع)  با ظرافت و لطافتی خـاص بـا عـدم تنـاهی حق‌تعالی گره‌خورده اسـت. محوری‌ترین مسئله در عرفان نظری نیز توحید الهی است که عرفا آن را بیت‌الغزل معارف عرفانی خود دانسته‌اند. برای این منظور نوشتار حاضر در پی پاسخ به این مسئله است کـه چه رابطه‌ای میان این آموزه محوری در تفاسیر و روایات شیعه و مسئله توحیـد احـدی در عرفان نظری وجود دارد و قائلان به وحدت وجود در عرفان نظری تا چـه انـدازه از آمـوزه توحید اطلاقی بهره برده یا تأثیر پذیرفته‌انـد؟ نگارنـده در پاسـخ بـه ایـن مسـئله بـه روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی شواهد و ادله‌ای پرداخته که در تفسیر آیات و روایات شـیعی وجود دارد و بیان‌کننده این مفهوم عالی از توحید و ارتباط آن با توحید احدی است. برخی از این شواهد به‌تنهایی وافی به مقصود هستند، لیکن برخی دیگر ـ چنان‌که بیـان خواهـد شد ـبه‌ضمیمه ادله عقلی دیگری بیان‌کننده مقصود ما در تبیین این رابطه خواهند بود &amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص97&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مؤلفه‌ها و امتیازات عرفان نظری شیعی» نوشته [[محمدجواد رودگر]]: در این نوشتار، مؤلفه‌ها و ویژگی‌های متمایزکننده عرفان نظری شیعه تبیین شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عرفان شیعی مولود طبیعی نصوص دینی مبتنی بر منطق کشف و تولیـد «از» منـابع وحیـانی است، نه منطق تبیین و تطبیق «بر» منابع وحیانی. آنچه در نوشتار پیش روی بر محور منطـق یادشده مورد تحقیق و تدقیق قرار گرفـت، مؤلفـه‌هـا و امتیـازات عرفـان شـیعی بـه‌صـورت »ایجابی ـ اثباتی» است، عرفان نظری شیعی بر دو مؤلفه توحید (توحیـد صـمدی قرآنـی= توحید شهودی ـ وجودی) و موحد (پیامبر و امام = انسان کامل) بنیاد نهاده شد که البتـه از شعاع دانش و بینش برخی عارفان شیعی در مقام بیـان و تبیـین آنهـا اسـتفاده شـده اسـت؛ بنابراین در نوشتار حاضر به مسئله مهم مؤلفه‌ها و امتیازات عرفان شیعی باتکیه‌بر فرضـیه» کتاب و سنت (نصوص دینی و وحیانی) ظرفیت منبعی‌ات بـرای عرفـان شـیعی را داراسـت« پاسخ داده شد که برون‌داد آن تولید و توصیف توحید صمدی برمدار دو مسئله مهم: اول توحید و تجلی و دوم بینونت وصفی خدا و خلق و بیان و تبیین جایگاه انسان کامل تبلور یافت&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص131&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه» نوشته [[محمدجواد رودگر]]:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آموزه‌های عرفان وحیانی، شیعی و اهل‌بیتی، اصالت از آن عرفان عملی و سلوک ثقلینـی است و عارف به کسی اطلاق می‌شود که از راه سیروسلوک به خداشناسی شـهودی دست‌یافته و جلوه جمال و جلال حق تبارک‌وتعالی شده و به مقام توحید حقیقـی از راه عبودیـت بر محور شریعت حقه محمدیه  در صراط امامت و ولایـت رسـیده اسـت؛ چـه ایـنکـه فصل ممیز عرفان شیعی، همانا عرفان امامت‌مدار و ولایت محور است. در سلوک ثقلینـی و عرفان اهل‌بیتی، عقلانیت و اعتدال(ریاضت مشروع، معقـول و معتـدل) در همـه سـاحات سلوکی حضور فعال و بالفعل داشته و سالک واصل، مسـئولیت هـدایت علمـی ــ عقلـی و تربیت معنوی جامعه را تا مرحله احقاق حـق و اقامـه عـدل برعهـده دارد و عدالت‌خواه و عدالت‌گستر است. نوشتار پیش رو، پاسخ این پرسش اسـت کـه عرفـان عملـی شـیعی یـا سلوک ثقلینی و عرفان مبتنی بر کتـاب و سـنت، چـه امتیـازات و مؤلفـه‌هـایی دارد؟ پاسـخ پرسش یادشده را در قالب مؤلفه‌هایی چون توحید، عبودیت، شریعت، ولایـت، عقلانیـت، اعتدال و سیاست با اصطیاد از منابع وحیانی و استناد به آیات و احادیث داده‌ایم که برون‌داد مقاله نیز به شمار می‌رود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص163&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش دعای عرفانی عرفه امام حسین(ع) در خداشناسی» نوشته [[غلام رسول محسنی ارزگانی]]: این نوشتار تأثیر شگرف دعای عرفه امام حسین(ع) را در خداشناسی و تبیین معارف عرفانی و اخلاقی بررسی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دعای عرفه امام حسین(ع) از مهم‌ترین دعاهایی است که در روز عرفه و در صحرای عرفات و دیگر اماکن خوانده می‌شود. این دعا دربردارنده عالی‌ترین آموزه‌هـای عرفـانی و عقیـدتی است که امام حسین(ع) همراه گروهـی از خانـدان و یـارانش در صـحرای عرفـات خوانـده است. دعای عرفه امام حسین(ع)  دربردارنده مطالب فراوانی است کـه برخـی از مهم‌ترین محورهای آن عبارت است از: شناخت خداوند و بیان صفات الهی، تجدید عهد و پیمان بـا پروردگار، شناخت پیامبران و تحکیم ارتباط با آنها، توجه به آخرت و اظهـار عقیـده قلبـی، سیر اندیشه در آفاق جهان و یادآوری نعمت‌های بیکران الهـی بـر انسـان و حمـد و سـپاس خداوند بر آنها، تضرع به درگاه خداوند و اقرار به گناهان و توبه و انابه و درخواسـت عفـو و روی‌آوردن به صفات پسندیده و اعمال خیر و...؛ اما آنچه در تحقیق حاضر بـه آن پرداختـه شده، فرازهای از این دعای عرفانی است که با رویکرد عرفانی توجه شـده و بـه موضـوعات ذیل بررسی و ارائه گردیده که عبارت‌اند از: جلوه‌های توحیدی و اخلاقی، معرفت خداوند و هدف خلقت، قلمرو معرفت از نگاه معرفت فطری و همگانی، معرفـت عقلـی و برهـانی و آثار و پیامدهای معرفت خدا&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص197&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش آموزه‌های سلوکی مکتب اخلاقی عرفانی نجف در اخلاق و عرفان» نوشته [[محمود الشیخ]]: مقاله هشتم به بررسی نقش آموزه‌های سـلوکی کتـب اخلاقیـون نجـف در گسـترش عرفـان اسلامی می‌پردازد. برای نشان‌دادن تأثیر و نقش این آموزه‌های سلوکی به‌صورت نظام‌مند مطرح می‌گردد و از این طریق، تأثیر آموزه‌های ایشان بر گسترش عرفان اسـلامی نشـان داده می‌شود. غایت سلوک از نظر اخلاقیون نجف، توحید در هر سـه مرتبـه افعـالی، صـفاتی و ذاتی است. راه رسیدن به این غایت، معرفت نفس است و معرفت نفس نیـز از طریـق نفـی خواطر ممکن است. در تمام این مراحل، تأکید ایشان بر عرفـان و سـلوک شریعت‌محور است و نه‌تنها تمام آموزه‌های خود را از قرآن و روایات می‌گیرند، بلکه تأکید می‌کنند بـرای رسیدن به‌غایت سلوک راهی جز عمل به شریعت و عمل به دستورات آن نیست. مهم‌ترین تأثیر ایشان بر عرفان اسلامی نیز همین امر است که نشان می‌دهند آموزه‌های عرفان در خود اسلام به نحو کامل وجود دارد و چنین نیست که مسلمین خود به آن پی برده باشند و سـپس مورد رضایت خدا و رسول واقع شده باشد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص233&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«[[سید بن طاووس]] (بنیان‌گذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید [[محمدحسین حسینی]]: این مقاله، سید رضی‌الدین علی بن طاووس را به‌عنوان بنیان‌گذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از انواع تربیت‌ها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است کـه مسـیر اصـلی آن، رشـد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریـق سـلوک الـی اللـه و غایـت نهایی‌اش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیـت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در همـین غایت و هدف است. برای اینکه انسان، قله‌های بلند معنوی را فـتح کنـد بایـد تربیـت او از دوران خردسالی و بلکه زمینه‌سازی آن از زمان پیش از آن، آغاز گردد. خط‌مشی بسـیاری از علما در تربیت فرزند، بر تربیت اخلاقی و توصیه‌های اخلاقی به فرزندان خود اسـت. تـأثیر علمایی چون [[سید بن طاووس]] در طرح و تفصیل تربیـت عرفـانی بـرای فرزنـدان و در سـنین کودکی چگونه است؟ (سؤال) از متون دینی، استشمام می‌شود که هـدف از تربیـت مطـابق عبادت احراری، تربیت عرفانی است. اولین کسی که خلأ تربیت سلوکی و عرفانی را حـس کرده و در قالب کتاب، فرزند خود را در فرایند تربیت عرفانی قـرار داده و دستورالعمل‌های توحیدی و عرفانی به او می‌دهد، جناب [[سید بن طاووس]] نویسـنده کتـاب «کشـف المحجـه لثمرة المهجه» است. (یافته) این کتاب با قلـم عمیـق و معنـوی شخصـی نگاشـته شـده کـه قله‌های رفیع معنوی را سپری کرده و درحالی‌که به سنین کهن‌سالی رسیده است فرزنـد خـود را به این راه فرامی‌خواند. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر کتاب فوق، بـه مباحثی همچون تربیت سلوکی کـودک و امکـان آن از دوران تمییـز و رشـد عقلـی و برنامـه عملی و معرفتی تربیت سلوکی کودک در این دوره، از نگاه جناب سید خواهد پرداخت&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص267&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش سید [[حیدر آملی]] در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[سید حسین ابراهیمیان]] و [[رضا اسدپور]]:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید حیدر آملی عالم و عارف نامدار شیعی سده هشتم هجری، از شخصیت‌های تأثیرگـذار بر عرفان و تصوف دوران خویش است که در طول حیات پربارش باتکیه‌بر علـوم مختلـف دینی که از جوانی در محضر عالمان زمان خویش آموخته بود، عرفان اصیل اسـلامی را بـا آیات و روایات تبیین نمود و مبانی نظری عرفان شیعی را بنیاد نهـاد. وی عرفـان شـیعی را باتکیه‌بر اصل ولایت که از امام علی(ع) آغاز شده و به امامان دیگـر انتقال‌یافته، به‌عنوان اساسی‌ترین وجه مشترک تشیع و تصوف مطرح نموده و در نزدیک سـاختن ایـن دو مکتـب تلاش کرده است. ازآنجاکه وی در سیروسلوک عرفانی خویش از ایران به عراق رفته و باتوجه‌به آثار ارزشمند و حلقه درس و بحث عرفانی که تا پایان عمرش در نجف بر پا داشـته، نقش عمدهای در بسط و گسترش عرفان شیعی ایران و عراق داشته است. در این مقاله ضمن معرفی احوال و آثار و مبانی اندیشه‌های عرفانی سید حیدر، به تبیین ابعاد تأثیرگذاری مکتب عرفانی وی، نظیر وحدت تشـیع و تصـوف، تقسیم‌بندی سه‌گانه شریعت، طریقت و حقیقت، وجودشناسی عرفـانی و... در عرفـان اسـلامی می‌پردازیم و تأثیرگذاری برخی از دیدگاه‌های او را بر دو حکیم و عارف شیعی پـس از خـود، [[ملاصـدرا]] و [[ابن‌ابی‌جمهور احسایی]] بیان می‌کنیم. نتیجه حاصل از این مقاله این اسـت کـه سـید حیـدر آملی به‌عنوان بنیان‌گذار عرفان شیعی، هم در مبـانی عرفـان نظـری و هـم در سیروسلوک عرفان عملی بر عارفان پس از خویش تأثیرگذار بوده است. این امر هـم در نگـارش متعـدد نسخه‌های آثار وی و هم در شرح و تدریس این آثار و نیز ارجاعـات مسـتقیم و غیرمسـتقیم عارفان و فیلسوفان سده‌های بعد مشاهده می‌شود. به‌این‌ترتیب سید حیدر، نقـش عمـدهای در گسترش عرفان اسلامی داشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص299- 300&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته [[حسن رمضانی]]:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب «تمهید القواعد» (این کتاب مشـتمل بـر مـتن و شرح است. متن آن ِ تصنیف ابوحامد، محمد اصفهانی، ِ معـروف ُترکـه و شـرحش، از آن صائن‌الدین علی بن محمد ُترکه(نوه ابوحامد) است) کنار دو کتاب «شرح فصوص قیصری» و «مصباح الانس» ـ کـه بـه ترتیب دومین و سومین متن درسی در فن عرفان نظری‌اند ـ نخستین کتابی است که مشتاقان معارف ذوقی و عرفانی آن را در حوزه‌های عرفانی مورد تدریس و تدرس قرار می‌دهند. ایـن کتاب افزون بر این که متنی متین، مختصر و نسبتا جامع در فـن یادشـده اسـت، تنهـا مـتن درسی در فن عرفان نظری است که توسط دو تـن از عارفـان شیعی‌مذهب ـ یکـی تحـت عنوان مصنف و دیگری به‌عنوان شارح ـ تصنیف شده و مورد اقبال علاقه‌مندان واقـع گشـته است. مقاله پیش رو بر آن است ضمن اشاره‌های ـ هر چند مختصر ـ به بیان‌پذیری مشاهدات عرفانی و نیز تاریخچه تکون عرفان نظری و فرایند تدوین کتب درسی این فن، نقـش و تـأثیر مصنف و شارح کتاب «تمهید القواعد» را در تبیین مسـائل ذوقـی و مطالـب عرفـانی و نیـز جایگاه کتاب یادشده را در حوزه‌های درسی عرفان، ً خصوصا عرفان شیعی، مشخص کـرده، سپس به معرفی مهم‌ترین مباحث آن، یعنی: وحدت و وجـوب وجـود و تعینـات، مظـاهر و عوالم وجود و مظهریت تامه انسان کامل و... بپردازد؛ البتـه سـعی و تـلاش کسـانی کـه بـه تصحیح، تعلیق، شرح، چاپ و نشر کتاب «تمهید القواعد» همـت گماشته‌اند از دیـد و بررسی این مقاله پنهان نمانده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص333&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش [[سید علی قاضی]] در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته [[مهدی زندیه]]:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم [[سید علی قاضی طباطبائی]] از عرفای قـرن چهـاردهم هجـری قمـری و متعلـق بـه مکتب عرفانی نجف است. در اینکه طریقه عرفانی او به کدام عارف می‌رسد، اختلاف‌نظر وجود دارد؛ ولی قول اصح این است که طریـق عرفـانی او از اسـتادش، سـید احمـد کربلایی و از او به ملاحسین قلی همدانی و از او به سید علی شوشـتری و از او بـه عـارفی گمنام به نام ملاقلی جولای قزوینی می‌رسد و به فرموده خـود، بـه هـیچ سلسـله عرفـانی منتسب نیست. سؤالی که در این تحقیق به آن پرداخته خواهد شد، شاخصه‌های نظری مکتب عرفـانی ایـن عارف بزرگ و همچنین روش سلوکی وی و نوآوری‌های او و همچنین نقشـی اسـت کـه وی در عصر اخیر در گسترش عرفان اسلامی در حوزه تشـیع داشـته اسـت. در ایـن مقالـه و بـا مراجعه به منابعی که از وی و شاگردانش به‌جای‌مانده، این حقیقت تحقیق خواهـد شـد کـه ایـن عـارف بـزرگ در بـاب توحیـد و ولایـت و خصوصـا در روش سـلوکی، دارای مکتبـی خاص بود و شاگردانی را تربیت نمود و آثاری را برجای گذاشت کـه موجـب شـد جهـت و جایگاه عرفان در جهان اسلام ـ به طور عام ـ و در حوزه‌های شیعی ـ به طور خاص ـ از قهقرا و سقوطی که از قرن نهم شروع شـده بـود، یکسـره دگرگـون شـود و مقـام والا و مقبـولی را به دست آورد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص359 &amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش [[امام خمینی]](ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[روح‌الله سوری]]: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش [[امام خمینی]](ره) در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متـون عرفـانی، درس‌های اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم می‌نمود. همچنـین بـا کمـک مبـانی عرفانی به شرح برخی آیات و ادعیه پرداخت و اسرار عرفانی برخـی عبـادات را تبیـین کـرد. توحید عارفانه که در رفتار، گفتار و نوشتار او نمایان شده، ریشه اندیشه او بود. [[امام خمینی]] برای مداوای بیماری‌های اخلاقی بـه تبیـین توحیـد و لـوازم اخلاقـی آن می‌پرداخت و از بحث‌های توصیفی و تاریخی پرهیز می‌کرد. او که در عرفان نظری و عملی شـاگرد آیت‌الله [[شاه‌آبادی]] بود، از ایشان به بزرگی یاد می‌نمود؛ امـا اسـتقلال فکـری داشـت و گـاه نظراتـی متفاوت با اساتید خویش ارائه می‌داد. امام نوآوری‌هایی عرفانی نیز داشت؛ چنان‌که گاه تقریرهای جدیدی از مسائل ارائه می‌داد و گاه لوازم جدیدی برای یک نظریه برمی‌شمرد. ویژگی دیگر او عرفان ادبـی اسـت کـه قلمـی قوی و گیرا به او بخشیده و جان‌ودل مخاطبین خود را منقلب می‌کرد. [[امام خمینی]] عرفان را از حالت فردی به اجتماعی کشید و از هـیچ تلاشـی بـرای اشـاعه توحید عرفانی فرونمی‌گذاشت. او در عین مراعات‌های اخلاقـی و مراقبه‌های قلبـی، بـه مبارزات سیاسی پرداخت و مردم ایران را از حکومت طاغوت رهایی بخشید. توحیدمحوری [[امام خمینی]] سبب مبارزه و براندازی بته‌ای درونـی و بیرونـی می‌شد و جـز حکومـت و ولایت الله، هیچ حکومتی را نمی‌پذیرفت. نظریـه «ولایت‌فقیه» بازتـاب همـان اندیشـه توحیدی در صحنه اجتماعی بود. از نگاه او سعادت حقیقی یک جامعه تنهـا از راه «توحیـد کلمه در کلمه توحید» تأمین می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص389&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B4_%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D9%88_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814164</id>
		<title>نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B4_%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D9%88_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814164"/>
		<updated>2026-01-10T07:24:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR59828J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[گرجیان، محمدمهدی]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[جمعی از محققین]] (گردآورنده)&lt;br /&gt;
[[کنگره بین‌المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی. گروه علمی اخلاق، تربیت و عرفان]] (زير نظر)&lt;br /&gt;
[[مکارم شیرازی، ناصر]] (اشراف)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =     &lt;br /&gt;
| موضوع =&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = انتشارات امام علی بن ابی طالب (علیه السلام)&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - قم&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1397ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE59828AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-964-533-294-3&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 59828&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 59828&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 8380&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان'''، اثر [[گرجیان، محمدمهدی|محمدمهدی گرجیان]] و جمعی از محققان، مجموعه‌ای از مقالات تحقیقی از نویسندگان مختلف است که به تبیین نقش شیعه و دانشمندان آن در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب با سه مقدمه از آیت‌الله مکارم شیرازی، محمدعلی رضایی اصفهانی دبیر کنگره بین‌المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی و محمدمهدی گرجیان مدیرگروه علمی اخلاق، تربیت و عرفان، آغاز شده و مطالب دربردارنده سیزده مقاله درباره نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
«نقش امامان اهل‌بیت(ع) در عرفان با تأکید بر آموزه‌های عرفانی [[امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع)]]» نوشته [[گرجیان، محمدمهدی|محمدمهدی گرجیان]]، نخستین مقاله این مجموعه است. نویسنده این مقاله معتقد است که سیره عملی و کلام معصومان(ع) سرشار از معارف عرفانی والایی است که حاصل معرفت شهودی خداوند است. در این مقاله مباحث ذیل مطرح شده است: تاثیر اهل‌بیت(ع) بر عرفان اسلامی و کستره آن از منظر اهل معرفت، ترویج معرفت شهودی در مکتب اهل‌بیت(ع) به‌ویژه [[امام علی علیه‌السلام|امیرالمومنین(ع)]]، اهل‌بیت(ع) مروجان معرفت قلبی و عشق حقیقی برای وصول به خداوند، معرفت شهودی علوی از زبان [[امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع)]]، شهود ملکوت با چشم ملکوتی، شناخت خداوند به نحو علم شهودی، عبادت عارفانه علوی محصول معرفت شهودی حقانی، معرفت توحیدی در کلام علوی است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب: ص23- 40&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه اسرار عبادات» نوشته [[بهرام دلیر]]: بر آن است که با روش توصیفی- تحلیلی، چند اثر از آثار به‌جامانده از دانشمندان شیعی را فقط از باب نمونه، به نگارش درآورد. «مصباح الشريعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]]، «اسرار الشريعة» [[آملی، سید حیدر|سید حیدر آملی]]، «نبراس الهدی» (مشعل هدایت) اثر [[سبزواری، هادی|ملا هادی سبزواری]]، «التنبيهات العلية علی وظائف الصلاة القلبية» [[شهید ثانی، زین‌الدین بن علی|شهید ثانی]] و «[[أسرار العبادات و حقيقة الصلوة|اسرار عبادات و حقیقت نماز]]» [[قاضی سعید قمی، محمدسعید بن محمدمفید|قاضی سعید]]، «[[أسرار الصلوة (ملکی تبریزی)|اسرار الصلاة]]» [[ملکی تبریزی، جواد بن شفیع|میرزا جواد ملکی تبریزی]] و «[[سر الصلاة (معراج السالكين و صلاة العارفين)|سر الصلاه معراج السالکین و صلوه العارفین]]» [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی]] از جمله این آثار هستند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص41- 65&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه عرفان عملی»، نوشته [[راشدی‌نیا، اکبر|اکبر راشدی‌نیا]]: این نوشتار به معرفی و توصیف متون عرفانی شیعه می‌پردازد که در زمینه سیروسلوک و عرفان عملی نگاشته شده‌اند؛&lt;br /&gt;
مهم‌ترین منبع و مأخذ عرفان عملی نزد شیعه، قرآن و روایات صادره از پیامبر(ص) و کلماتی است که از ائمه اطهار(ع)  به‌عنوان ادعیه برجای‌مانده اسـت، علاوه بر آنچـه گفتـه شد کتاب‌های متعددی توسط بزرگان شیعه در زمینـه سیروسلوک، اسرار و آداب عبادات و تفاسیر عرفانی نگارش‌یافته که به نوبه خود در رونـد شکل‌گیری علم عرفان تأثیر بسـزا داشته‌اند. در این مقاله تلاش شده تا این آثار را در سه محور معرفـی کنـد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخـش اول آثاری که توسط بزرگان شیعه در حقیقت عرفان عملی، مراحل، شرایط سیروسلوک نگارش‌یافته است: در این بخش ٩اثر از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین آثار شیعی همچـون «مصـباح الشریعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]]، «[[محاسبة النفس|محاسبةالـنفس]]» [[ابن طاووس، علی بن موسی|سید بن طـاووس]]، «اوصـاف الأشراف» [[خواجه‌نصیر]]، «التحصین» [[ابن فهد حلی]] و منابعی دیگر که توسط شخصیت‌های بارز شیعه در حوزه عرفان عملی نوشته شده بود معرفی شده است.&lt;br /&gt;
بخش دوم اسرار و آداب عبـادات: عبـادات شـرعیه در عرفـان شـیعی بهتـرین طریـق و نزدیک‌ترین راه برای وصول سالک به حق‌تعالی است؛ ازاین‌رو می‌توان اسرار، به‌خصوص آداب عبادات را به‌عنوان دستورالعمل‌های سلوکی برای سالکان راه حقیقت دانست. در ایـن بخش چهار کتاب مهم شیعی از بزرگانی همچون [[شهید ثانی، زین‌الدین بن علی|شهید ثـانی]]، [[قاضی سعید قمی، محمدسعید بن محمدمفید|قاضی سعید]] و [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امـام خمینی]] معرفی شده‌اند.&lt;br /&gt;
بخش پایانی تأثیرگذارترین تفاسیر انفسی و اشاری شـیعه: عارفـان شیعی قرآن را به‌عنوان مهم‌ترین و کامل‌ترین منبع برای سیروسلوک دانسته و به تبیین اسرار آن پرداخته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده متذکر شده است که این مقاله گنجایش معرفی تفصیلی هر یـک از منـابع یـا معرفی اجمالی صدها منبع عرفانی شیعی را نداشت، ازاین‌رو تنها بـه معرفـی مختصـر آثـار شخصیت‌های بارز و منابع تأثیرگذار شیعی اکتفا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص69-70&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش آموزه‌های شیعه در عرفان نظری (توحید اطلاقی خدا)» نوشته [[جواد جعفریان]]:&lt;br /&gt;
این مقاله به بررسی تأثیر آموزه‌های شیعی در تبیین توحید اطلاقی (توحید احدی) در عرفان نظری می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از آموزه‎‌‌های محوری دین اسلام که در تفاسیر و روایات شـیعی به‌گونه‌ای خـاص بدان توجه شده و تفاسیر دقیقی از آن بیان گردیده، مسئله توحید است. عـالی‌تـرین مرتبـه توحید نیز توحید اطلاقی است که در آموزه‌های شـیعی از قبیـل تفاسـیر آیـات و روایـات اهل‌بیت(ع)  با ظرافت و لطافتی خـاص بـا عـدم تنـاهی حق‌تعالی گره‌خورده اسـت. محوری‌ترین مسئله در عرفان نظری نیز توحید الهی است که عرفا آن را بیت‌الغزل معارف عرفانی خود دانسته‌اند. برای این منظور نوشتار حاضر در پی پاسخ به این مسئله است کـه چه رابطه‌ای میان این آموزه محوری در تفاسیر و روایات شیعه و مسئله توحیـد احـدی در عرفان نظری وجود دارد و قائلان به وحدت وجود در عرفان نظری تا چـه انـدازه از آمـوزه توحید اطلاقی بهره برده یا تأثیر پذیرفته‌انـد؟ نگارنـده در پاسـخ بـه ایـن مسـئله بـه روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی شواهد و ادله‌ای پرداخته که در تفسیر آیات و روایات شـیعی وجود دارد و بیان‌کننده این مفهوم عالی از توحید و ارتباط آن با توحید احدی است. برخی از این شواهد به‌تنهایی وافی به مقصود هستند، لیکن برخی دیگر ـ چنان‌که بیـان خواهـد شد ـبه‌ضمیمه ادله عقلی دیگری بیان‌کننده مقصود ما در تبیین این رابطه خواهند بود &amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص97&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مؤلفه‌ها و امتیازات عرفان نظری شیعی» نوشته [[محمدجواد رودگر]]: در این نوشتار، مؤلفه‌ها و ویژگی‌های متمایزکننده عرفان نظری شیعه تبیین شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عرفان شیعی مولود طبیعی نصوص دینی مبتنی بر منطق کشف و تولیـد «از» منـابع وحیـانی است، نه منطق تبیین و تطبیق «بر» منابع وحیانی. آنچه در نوشتار پیش روی بر محور منطـق یادشده مورد تحقیق و تدقیق قرار گرفـت، مؤلفـه‌هـا و امتیـازات عرفـان شـیعی بـه‌صـورت »ایجابی ـ اثباتی» است، عرفان نظری شیعی بر دو مؤلفه توحید (توحیـد صـمدی قرآنـی= توحید شهودی ـ وجودی) و موحد (پیامبر و امام = انسان کامل) بنیاد نهاده شد که البتـه از شعاع دانش و بینش برخی عارفان شیعی در مقام بیـان و تبیـین آنهـا اسـتفاده شـده اسـت؛ بنابراین در نوشتار حاضر به مسئله مهم مؤلفه‌ها و امتیازات عرفان شیعی باتکیه‌بر فرضـیه» کتاب و سنت (نصوص دینی و وحیانی) ظرفیت منبعی‌ات بـرای عرفـان شـیعی را داراسـت« پاسخ داده شد که برون‌داد آن تولید و توصیف توحید صمدی برمدار دو مسئله مهم: اول توحید و تجلی و دوم بینونت وصفی خدا و خلق و بیان و تبیین جایگاه انسان کامل تبلور یافت&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص131&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه» نوشته [[محمدجواد رودگر]]:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آموزه‌های عرفان وحیانی، شیعی و اهل‌بیتی، اصالت از آن عرفان عملی و سلوک ثقلینـی است و عارف به کسی اطلاق می‌شود که از راه سیروسلوک به خداشناسی شـهودی دست‌یافته و جلوه جمال و جلال حق تبارک‌وتعالی شده و به مقام توحید حقیقـی از راه عبودیـت بر محور شریعت حقه محمدیه  در صراط امامت و ولایـت رسـیده اسـت؛ چـه ایـنکـه فصل ممیز عرفان شیعی، همانا عرفان امامت‌مدار و ولایت محور است. در سلوک ثقلینـی و عرفان اهل‌بیتی، عقلانیت و اعتدال(ریاضت مشروع، معقـول و معتـدل) در همـه سـاحات سلوکی حضور فعال و بالفعل داشته و سالک واصل، مسـئولیت هـدایت علمـی ــ عقلـی و تربیت معنوی جامعه را تا مرحله احقاق حـق و اقامـه عـدل برعهـده دارد و عدالت‌خواه و عدالت‌گستر است. نوشتار پیش رو، پاسخ این پرسش اسـت کـه عرفـان عملـی شـیعی یـا سلوک ثقلینی و عرفان مبتنی بر کتـاب و سـنت، چـه امتیـازات و مؤلفـه‌هـایی دارد؟ پاسـخ پرسش یادشده را در قالب مؤلفه‌هایی چون توحید، عبودیت، شریعت، ولایـت، عقلانیـت، اعتدال و سیاست با اصطیاد از منابع وحیانی و استناد به آیات و احادیث داده‌ایم که برون‌داد مقاله نیز به شمار می‌رود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص163&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش دعای عرفانی عرفه امام حسین(ع) در خداشناسی» نوشته [[غلام رسول محسنی ارزگانی]]: این نوشتار تأثیر شگرف دعای عرفه امام حسین(ع) را در خداشناسی و تبیین معارف عرفانی و اخلاقی بررسی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دعای عرفه امام حسین(ع) از مهم‌ترین دعاهایی است که در روز عرفه و در صحرای عرفات و دیگر اماکن خوانده می‌شود. این دعا دربردارنده عالی‌ترین آموزه‌هـای عرفـانی و عقیـدتی است که امام حسین(ع) همراه گروهـی از خانـدان و یـارانش در صـحرای عرفـات خوانـده است. دعای عرفه امام حسین(ع)  دربردارنده مطالب فراوانی است کـه برخـی از مهم‌ترین محورهای آن عبارت است از: شناخت خداوند و بیان صفات الهی، تجدید عهد و پیمان بـا پروردگار، شناخت پیامبران و تحکیم ارتباط با آنها، توجه به آخرت و اظهـار عقیـده قلبـی، سیر اندیشه در آفاق جهان و یادآوری نعمت‌های بیکران الهـی بـر انسـان و حمـد و سـپاس خداوند بر آنها، تضرع به درگاه خداوند و اقرار به گناهان و توبه و انابه و درخواسـت عفـو و روی‌آوردن به صفات پسندیده و اعمال خیر و...؛ اما آنچه در تحقیق حاضر بـه آن پرداختـه شده، فرازهای از این دعای عرفانی است که با رویکرد عرفانی توجه شـده و بـه موضـوعات ذیل بررسی و ارائه گردیده که عبارت‌اند از: جلوه‌های توحیدی و اخلاقی، معرفت خداوند و هدف خلقت، قلمرو معرفت از نگاه معرفت فطری و همگانی، معرفـت عقلـی و برهـانی و آثار و پیامدهای معرفت خدا&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص197&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش آموزه‌های سلوکی مکتب اخلاقی عرفانی نجف در اخلاق و عرفان» نوشته [[محمود الشیخ]]: مقاله هشتم به بررسی نقش آموزه‌های سـلوکی کتـب اخلاقیـون نجـف در گسـترش عرفـان اسلامی می‌پردازد. برای نشان‌دادن تأثیر و نقش این آموزه‌های سلوکی به‌صورت نظام‌مند مطرح می‌گردد و از این طریق، تأثیر آموزه‌های ایشان بر گسترش عرفان اسـلامی نشـان داده می‌شود. غایت سلوک از نظر اخلاقیون نجف، توحید در هر سـه مرتبـه افعـالی، صـفاتی و ذاتی است. راه رسیدن به این غایت، معرفت نفس است و معرفت نفس نیـز از طریـق نفـی خواطر ممکن است. در تمام این مراحل، تأکید ایشان بر عرفـان و سـلوک شریعت‌محور است و نه‌تنها تمام آموزه‌های خود را از قرآن و روایات می‌گیرند، بلکه تأکید می‌کنند بـرای رسیدن به‌غایت سلوک راهی جز عمل به شریعت و عمل به دستورات آن نیست. مهم‌ترین تأثیر ایشان بر عرفان اسلامی نیز همین امر است که نشان می‌دهند آموزه‌های عرفان در خود اسلام به نحو کامل وجود دارد و چنین نیست که مسلمین خود به آن پی برده باشند و سـپس مورد رضایت خدا و رسول واقع شده باشد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص233&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«[[سید بن طاووس]] (بنیان‌گذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید [[محمدحسین حسینی]]: این مقاله، سید رضی‌الدین علی بن طاووس را به‌عنوان بنیان‌گذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از انواع تربیت‌ها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است کـه مسـیر اصـلی آن، رشـد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریـق سـلوک الـی اللـه و غایـت نهایی‌اش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیـت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در همـین غایت و هدف است. برای اینکه انسان، قله‌های بلند معنوی را فـتح کنـد بایـد تربیـت او از دوران خردسالی و بلکه زمینه‌سازی آن از زمان پیش از آن، آغاز گردد. خط‌مشی بسـیاری از علما در تربیت فرزند، بر تربیت اخلاقی و توصیه‌های اخلاقی به فرزندان خود اسـت. تـأثیر علمایی چون [[سید بن طاووس]] در طرح و تفصیل تربیـت عرفـانی بـرای فرزنـدان و در سـنین کودکی چگونه است؟ (سؤال) از متون دینی، استشمام می‌شود که هـدف از تربیـت مطـابق عبادت احراری، تربیت عرفانی است. اولین کسی که خلأ تربیت سلوکی و عرفانی را حـس کرده و در قالب کتاب، فرزند خود را در فرایند تربیت عرفانی قـرار داده و دستورالعمل‌های توحیدی و عرفانی به او می‌دهد، جناب [[سید بن طـاووس]] نویسـنده کتـاب «کشـف المحجـه لثمرة المهجه» است. (یافته) این کتاب با قلـم عمیـق و معنـوی شخصـی نگاشـته شـده کـه قله‌های رفیع معنوی را سپری کرده و درحالی‌که به سنین کهن‌سالی رسیده است فرزنـد خـود را به این راه فرامی‌خواند. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر کتاب فوق، بـه مباحثی همچون تربیت سلوکی کـودک و امکـان آن از دوران تمییـز و رشـد عقلـی و برنامـه عملی و معرفتی تربیت سلوکی کودک در این دوره، از نگاه جناب سید خواهد پرداخت&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص267&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش سید [[حیدر آملی]] در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[سید حسین ابراهیمیان]] و [[رضا اسدپور]]:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید حیدر آملی عالم و عارف نامدار شیعی سده هشتم هجری، از شخصیت‌های تأثیرگـذار بر عرفان و تصوف دوران خویش است که در طول حیات پربارش باتکیه‌بر علـوم مختلـف دینی که از جوانی در محضر عالمان زمان خویش آموخته بود، عرفان اصیل اسـلامی را بـا آیات و روایات تبیین نمود و مبانی نظری عرفان شیعی را بنیاد نهـاد. وی عرفـان شـیعی را باتکیه‌بر اصل ولایت که از امام علی(ع) آغاز شده و به امامان دیگـر انتقال‌یافته، به‌عنوان اساسی‌ترین وجه مشترک تشیع و تصوف مطرح نموده و در نزدیک سـاختن ایـن دو مکتـب تلاش کرده است. ازآنجاکه وی در سیروسلوک عرفانی خویش از ایران به عراق رفته و باتوجه‌به آثار ارزشمند و حلقه درس و بحث عرفانی که تا پایان عمرش در نجف بر پا داشـته، نقش عمدهای در بسط و گسترش عرفان شیعی ایران و عراق داشته است. در این مقاله ضمن معرفی احوال و آثار و مبانی اندیشه‌های عرفانی سید حیدر، به تبیین ابعاد تأثیرگذاری مکتب عرفانی وی، نظیر وحدت تشـیع و تصـوف، تقسیم‌بندی سه‌گانه شریعت، طریقت و حقیقت، وجودشناسی عرفـانی و... در عرفـان اسـلامی می‌پردازیم و تأثیرگذاری برخی از دیدگاه‌های او را بر دو حکیم و عارف شیعی پـس از خـود، ملاصـدرا و ابن‌ابی‌جمهور احسایی بیان می‌کنیم. نتیجه حاصل از این مقاله این اسـت کـه سـید حیـدر آملی به‌عنوان بنیان‌گذار عرفان شیعی، هم در مبـانی عرفـان نظـری و هـم در سیروسلوک عرفان عملی بر عارفان پس از خویش تأثیرگذار بوده است. این امر هـم در نگـارش متعـدد نسخه‌های آثار وی و هم در شرح و تدریس این آثار و نیز ارجاعـات مسـتقیم و غیرمسـتقیم عارفان و فیلسوفان سده‌های بعد مشاهده می‌شود. به‌این‌ترتیب سید حیدر، نقـش عمـدهای در گسترش عرفان اسلامی داشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص299- 300&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته [[حسن رمضانی]]:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب «تمهید القواعد» (این کتاب مشـتمل بـر مـتن و شرح است. متن آن ِ تصنیف ابوحامد، محمد اصفهانی، ِ معـروف ُترکـه و شـرحش، از آن صائن‌الدین علی بن محمد ُترکه(نوه ابوحامد) است) کنار دو کتاب «شرح فصوص قیصری» و «مصباح الانس» ـ کـه بـه ترتیب دومین و سومین متن درسی در فن عرفان نظری‌اند ـ نخستین کتابی است که مشتاقان معارف ذوقی و عرفانی آن را در حوزه‌های عرفانی مورد تدریس و تدرس قرار می‌دهند. ایـن کتاب افزون بر این که متنی متین، مختصر و نسبتا جامع در فـن یادشـده اسـت، تنهـا مـتن درسی در فن عرفان نظری است که توسط دو تـن از عارفـان شیعی‌مذهب ـ یکـی تحـت عنوان مصنف و دیگری به‌عنوان شارح ـ تصنیف شده و مورد اقبال علاقه‌مندان واقـع گشـته است. مقاله پیش رو بر آن است ضمن اشاره‌های ـ هر چند مختصر ـ به بیان‌پذیری مشاهدات عرفانی و نیز تاریخچه تکون عرفان نظری و فرایند تدوین کتب درسی این فن، نقـش و تـأثیر مصنف و شارح کتاب «تمهید القواعد» را در تبیین مسـائل ذوقـی و مطالـب عرفـانی و نیـز جایگاه کتاب یادشده را در حوزه‌های درسی عرفان، ً خصوصا عرفان شیعی، مشخص کـرده، سپس به معرفی مهم‌ترین مباحث آن، یعنی: وحدت و وجـوب وجـود و تعینـات، مظـاهر و عوالم وجود و مظهریت تامه انسان کامل و... بپردازد؛ البتـه سـعی و تـلاش کسـانی کـه بـه تصحیح، تعلیق، شرح، چاپ و نشر کتاب «تمهید القواعد» همـت گماشته‌اند از دیـد و بررسی این مقاله پنهان نمانده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص333&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش [[سید علی قاضی]] در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته [[مهدی زندیه]]:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم [[سید علی قاضی طباطبائی]] از عرفای قـرن چهـاردهم هجـری قمـری و متعلـق بـه مکتب عرفانی نجف است. در اینکه طریقه عرفانی او به کدام عارف می‌رسد، اختلاف‌نظر وجود دارد؛ ولی قول اصح این است که طریـق عرفـانی او از اسـتادش، سـید احمـد کربلایی و از او به ملاحسین قلی همدانی و از او به سید علی شوشـتری و از او بـه عـارفی گمنام به نام ملاقلی جولای قزوینی می‌رسد و به فرموده خـود، بـه هـیچ سلسـله عرفـانی منتسب نیست. سؤالی که در این تحقیق به آن پرداخته خواهد شد، شاخصه‌های نظری مکتب عرفـانی ایـن عارف بزرگ و همچنین روش سلوکی وی و نوآوری‌های او و همچنین نقشـی اسـت کـه وی در عصر اخیر در گسترش عرفان اسلامی در حوزه تشـیع داشـته اسـت. در ایـن مقالـه و بـا مراجعه به منابعی که از وی و شاگردانش به‌جای‌مانده، این حقیقت تحقیق خواهـد شـد کـه ایـن عـارف بـزرگ در بـاب توحیـد و ولایـت و خصوصـا در روش سـلوکی، دارای مکتبـی خاص بود و شاگردانی را تربیت نمود و آثاری را برجای گذاشت کـه موجـب شـد جهـت و جایگاه عرفان در جهان اسلام ـ به طور عام ـ و در حوزه‌های شیعی ـ به طور خاص ـ از قهقرا و سقوطی که از قرن نهم شروع شـده بـود، یکسـره دگرگـون شـود و مقـام والا و مقبـولی را به دست آورد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص359 &amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش [[امام خمینی]](ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[روح‌الله سوری]]: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش [[امام خمینی]](ره) در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متـون عرفـانی، درس‌های اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم می‌نمود. همچنـین بـا کمـک مبـانی عرفانی به شرح برخی آیات و ادعیه پرداخت و اسرار عرفانی برخـی عبـادات را تبیـین کـرد. توحید عارفانه که در رفتار، گفتار و نوشتار او نمایان شده، ریشه اندیشه او بود. [[امام خمینی]] برای مداوای بیماری‌های اخلاقی بـه تبیـین توحیـد و لـوازم اخلاقـی آن می‌پرداخت و از بحث‌های توصیفی و تاریخی پرهیز می‌کرد. او که در عرفان نظری و عملی شـاگرد آیت‌الله [[شاه‌آبادی]] بود، از ایشان به بزرگی یاد می‌نمود؛ امـا اسـتقلال فکـری داشـت و گـاه نظراتـی متفاوت با اساتید خویش ارائه می‌داد. امام نوآوری‌هایی عرفانی نیز داشت؛ چنان‌که گاه تقریرهای جدیدی از مسائل ارائه می‌داد و گاه لوازم جدیدی برای یک نظریه برمی‌شمرد. ویژگی دیگر او عرفان ادبـی اسـت کـه قلمـی قوی و گیرا به او بخشیده و جان‌ودل مخاطبین خود را منقلب می‌کرد. [[امام خمینی]] عرفان را از حالت فردی به اجتماعی کشید و از هـیچ تلاشـی بـرای اشـاعه توحید عرفانی فرونمی‌گذاشت. او در عین مراعات‌های اخلاقـی و مراقبه‌های قلبـی، بـه مبارزات سیاسی پرداخت و مردم ایران را از حکومت طاغوت رهایی بخشید. توحیدمحوری [[امام خمینی]] سبب مبارزه و براندازی بته‌ای درونـی و بیرونـی می‌شد و جـز حکومـت و ولایت الله، هیچ حکومتی را نمی‌پذیرفت. نظریـه «ولایت‌فقیه» بازتـاب همـان اندیشـه توحیدی در صحنه اجتماعی بود. از نگاه او سعادت حقیقی یک جامعه تنهـا از راه «توحیـد کلمه در کلمه توحید» تأمین می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص389&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B4_%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D9%88_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814163</id>
		<title>نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B4_%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D9%88_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=814163"/>
		<updated>2026-01-10T07:23:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR59828J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[گرجیان، محمدمهدی]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[جمعی از محققین]] (گردآورنده)&lt;br /&gt;
[[کنگره بین‌المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی. گروه علمی اخلاق، تربیت و عرفان]] (زير نظر)&lt;br /&gt;
[[مکارم شیرازی، ناصر]] (اشراف)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =     &lt;br /&gt;
| موضوع =&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = انتشارات امام علی بن ابی طالب (علیه السلام)&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - قم&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1397ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE59828AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-964-533-294-3&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 59828&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 59828&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 8380&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان'''، اثر [[گرجیان، محمدمهدی|محمدمهدی گرجیان]] و جمعی از محققان، مجموعه‌ای از مقالات تحقیقی از نویسندگان مختلف است که به تبیین نقش شیعه و دانشمندان آن در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب با سه مقدمه از آیت‌الله مکارم شیرازی، محمدعلی رضایی اصفهانی دبیر کنگره بین‌المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی و محمدمهدی گرجیان مدیرگروه علمی اخلاق، تربیت و عرفان، آغاز شده و مطالب دربردارنده سیزده مقاله درباره نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
«نقش امامان اهل‌بیت(ع) در عرفان با تأکید بر آموزه‌های عرفانی [[امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع)]]» نوشته [[گرجیان، محمدمهدی|محمدمهدی گرجیان]]، نخستین مقاله این مجموعه است. نویسنده این مقاله معتقد است که سیره عملی و کلام معصومان(ع) سرشار از معارف عرفانی والایی است که حاصل معرفت شهودی خداوند است. در این مقاله مباحث ذیل مطرح شده است: تاثیر اهل‌بیت(ع) بر عرفان اسلامی و کستره آن از منظر اهل معرفت، ترویج معرفت شهودی در مکتب اهل‌بیت(ع) به‌ویژه [[امام علی علیه‌السلام|امیرالمومنین(ع)]]، اهل‌بیت(ع) مروجان معرفت قلبی و عشق حقیقی برای وصول به خداوند، معرفت شهودی علوی از زبان [[امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع)]]، شهود ملکوت با چشم ملکوتی، شناخت خداوند به نحو علم شهودی، عبادت عارفانه علوی محصول معرفت شهودی حقانی، معرفت توحیدی در کلام علوی است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب: ص23- 40&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه اسرار عبادات» نوشته [[بهرام دلیر]]: بر آن است که با روش توصیفی- تحلیلی، چند اثر از آثار به‌جامانده از دانشمندان شیعی را فقط از باب نمونه، به نگارش درآورد. «مصباح الشريعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]]، «اسرار الشريعة» [[آملی، سید حیدر|سید حیدر آملی]]، «نبراس الهدی» (مشعل هدایت) اثر [[سبزواری، هادی|ملا هادی سبزواری]]، «التنبيهات العلية علی وظائف الصلاة القلبية» [[شهید ثانی، زین‌الدین بن علی|شهید ثانی]] و «[[أسرار العبادات و حقيقة الصلوة|اسرار عبادات و حقیقت نماز]]» [[قاضی سعید قمی، محمدسعید بن محمدمفید|قاضی سعید]]، «[[أسرار الصلوة (ملکی تبریزی)|اسرار الصلاة]]» [[ملکی تبریزی، جواد بن شفیع|میرزا جواد ملکی تبریزی]] و «[[سر الصلاة (معراج السالكين و صلاة العارفين)|سر الصلاه معراج السالکین و صلوه العارفین]]» [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امام خمینی]] از جمله این آثار هستند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص41- 65&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه عرفان عملی»، نوشته [[راشدی‌نیا، اکبر|اکبر راشدی‌نیا]]: این نوشتار به معرفی و توصیف متون عرفانی شیعه می‌پردازد که در زمینه سیروسلوک و عرفان عملی نگاشته شده‌اند؛&lt;br /&gt;
مهم‌ترین منبع و مأخذ عرفان عملی نزد شیعه، قرآن و روایات صادره از پیامبر(ص) و کلماتی است که از ائمه اطهار(ع)  به‌عنوان ادعیه برجای‌مانده اسـت، علاوه بر آنچـه گفتـه شد کتاب‌های متعددی توسط بزرگان شیعه در زمینـه سیروسلوک، اسرار و آداب عبادات و تفاسیر عرفانی نگارش‌یافته که به نوبه خود در رونـد شکل‌گیری علم عرفان تأثیر بسـزا داشته‌اند. در این مقاله تلاش شده تا این آثار را در سه محور معرفـی کنـد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخـش اول آثاری که توسط بزرگان شیعه در حقیقت عرفان عملی، مراحل، شرایط سیروسلوک نگارش‌یافته است: در این بخش ٩اثر از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین آثار شیعی همچـون «مصـباح الشریعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]]، «[[محاسبة النفس|محاسبةالـنفس]]» [[ابن طاووس، علی بن موسی|سید بن طـاووس]]، «اوصـاف الأشراف» [[خواجه‌نصیر]]، «التحصین» [[ابن فهد حلی]] و منابعی دیگر که توسط شخصیت‌های بارز شیعه در حوزه عرفان عملی نوشته شده بود معرفی شده است.&lt;br /&gt;
بخش دوم اسرار و آداب عبـادات: عبـادات شـرعیه در عرفـان شـیعی بهتـرین طریـق و نزدیک‌ترین راه برای وصول سالک به حق‌تعالی است؛ ازاین‌رو می‌توان اسرار، به‌خصوص آداب عبادات را به‌عنوان دستورالعمل‌های سلوکی برای سالکان راه حقیقت دانست. در ایـن بخش چهار کتاب مهم شیعی از بزرگانی همچون [[شهید ثانی، زین‌الدین بن علی|شهید ثـانی]]، [[قاضـی سـعید قمـی، محمدسعید بن محمدمفید|قاضی سعید]] و [[موسوی خمینی، سید روح‌الله|امـام خمینی]] معرفی شده‌اند.&lt;br /&gt;
بخش پایانی تأثیرگذارترین تفاسیر انفسی و اشاری شـیعه: عارفـان شیعی قرآن را به‌عنوان مهم‌ترین و کامل‌ترین منبع برای سیروسلوک دانسته و به تبیین اسرار آن پرداخته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده متذکر شده است که این مقاله گنجایش معرفی تفصیلی هر یـک از منـابع یـا معرفی اجمالی صدها منبع عرفانی شیعی را نداشت، ازاین‌رو تنها بـه معرفـی مختصـر آثـار شخصیت‌های بارز و منابع تأثیرگذار شیعی اکتفا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص69-70&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش آموزه‌های شیعه در عرفان نظری (توحید اطلاقی خدا)» نوشته [[جواد جعفریان]]:&lt;br /&gt;
این مقاله به بررسی تأثیر آموزه‌های شیعی در تبیین توحید اطلاقی (توحید احدی) در عرفان نظری می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از آموزه‎‌‌های محوری دین اسلام که در تفاسیر و روایات شـیعی به‌گونه‌ای خـاص بدان توجه شده و تفاسیر دقیقی از آن بیان گردیده، مسئله توحید است. عـالی‌تـرین مرتبـه توحید نیز توحید اطلاقی است که در آموزه‌های شـیعی از قبیـل تفاسـیر آیـات و روایـات اهل‌بیت(ع)  با ظرافت و لطافتی خـاص بـا عـدم تنـاهی حق‌تعالی گره‌خورده اسـت. محوری‌ترین مسئله در عرفان نظری نیز توحید الهی است که عرفا آن را بیت‌الغزل معارف عرفانی خود دانسته‌اند. برای این منظور نوشتار حاضر در پی پاسخ به این مسئله است کـه چه رابطه‌ای میان این آموزه محوری در تفاسیر و روایات شیعه و مسئله توحیـد احـدی در عرفان نظری وجود دارد و قائلان به وحدت وجود در عرفان نظری تا چـه انـدازه از آمـوزه توحید اطلاقی بهره برده یا تأثیر پذیرفته‌انـد؟ نگارنـده در پاسـخ بـه ایـن مسـئله بـه روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی شواهد و ادله‌ای پرداخته که در تفسیر آیات و روایات شـیعی وجود دارد و بیان‌کننده این مفهوم عالی از توحید و ارتباط آن با توحید احدی است. برخی از این شواهد به‌تنهایی وافی به مقصود هستند، لیکن برخی دیگر ـ چنان‌که بیـان خواهـد شد ـبه‌ضمیمه ادله عقلی دیگری بیان‌کننده مقصود ما در تبیین این رابطه خواهند بود &amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص97&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مؤلفه‌ها و امتیازات عرفان نظری شیعی» نوشته [[محمدجواد رودگر]]: در این نوشتار، مؤلفه‌ها و ویژگی‌های متمایزکننده عرفان نظری شیعه تبیین شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عرفان شیعی مولود طبیعی نصوص دینی مبتنی بر منطق کشف و تولیـد «از» منـابع وحیـانی است، نه منطق تبیین و تطبیق «بر» منابع وحیانی. آنچه در نوشتار پیش روی بر محور منطـق یادشده مورد تحقیق و تدقیق قرار گرفـت، مؤلفـه‌هـا و امتیـازات عرفـان شـیعی بـه‌صـورت »ایجابی ـ اثباتی» است، عرفان نظری شیعی بر دو مؤلفه توحید (توحیـد صـمدی قرآنـی= توحید شهودی ـ وجودی) و موحد (پیامبر و امام = انسان کامل) بنیاد نهاده شد که البتـه از شعاع دانش و بینش برخی عارفان شیعی در مقام بیـان و تبیـین آنهـا اسـتفاده شـده اسـت؛ بنابراین در نوشتار حاضر به مسئله مهم مؤلفه‌ها و امتیازات عرفان شیعی باتکیه‌بر فرضـیه» کتاب و سنت (نصوص دینی و وحیانی) ظرفیت منبعی‌ات بـرای عرفـان شـیعی را داراسـت« پاسخ داده شد که برون‌داد آن تولید و توصیف توحید صمدی برمدار دو مسئله مهم: اول توحید و تجلی و دوم بینونت وصفی خدا و خلق و بیان و تبیین جایگاه انسان کامل تبلور یافت&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص131&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه» نوشته [[محمدجواد رودگر]]:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آموزه‌های عرفان وحیانی، شیعی و اهل‌بیتی، اصالت از آن عرفان عملی و سلوک ثقلینـی است و عارف به کسی اطلاق می‌شود که از راه سیروسلوک به خداشناسی شـهودی دست‌یافته و جلوه جمال و جلال حق تبارک‌وتعالی شده و به مقام توحید حقیقـی از راه عبودیـت بر محور شریعت حقه محمدیه  در صراط امامت و ولایـت رسـیده اسـت؛ چـه ایـنکـه فصل ممیز عرفان شیعی، همانا عرفان امامت‌مدار و ولایت محور است. در سلوک ثقلینـی و عرفان اهل‌بیتی، عقلانیت و اعتدال(ریاضت مشروع، معقـول و معتـدل) در همـه سـاحات سلوکی حضور فعال و بالفعل داشته و سالک واصل، مسـئولیت هـدایت علمـی ــ عقلـی و تربیت معنوی جامعه را تا مرحله احقاق حـق و اقامـه عـدل برعهـده دارد و عدالت‌خواه و عدالت‌گستر است. نوشتار پیش رو، پاسخ این پرسش اسـت کـه عرفـان عملـی شـیعی یـا سلوک ثقلینی و عرفان مبتنی بر کتـاب و سـنت، چـه امتیـازات و مؤلفـه‌هـایی دارد؟ پاسـخ پرسش یادشده را در قالب مؤلفه‌هایی چون توحید، عبودیت، شریعت، ولایـت، عقلانیـت، اعتدال و سیاست با اصطیاد از منابع وحیانی و استناد به آیات و احادیث داده‌ایم که برون‌داد مقاله نیز به شمار می‌رود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص163&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش دعای عرفانی عرفه امام حسین(ع) در خداشناسی» نوشته [[غلام رسول محسنی ارزگانی]]: این نوشتار تأثیر شگرف دعای عرفه امام حسین(ع) را در خداشناسی و تبیین معارف عرفانی و اخلاقی بررسی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دعای عرفه امام حسین(ع) از مهم‌ترین دعاهایی است که در روز عرفه و در صحرای عرفات و دیگر اماکن خوانده می‌شود. این دعا دربردارنده عالی‌ترین آموزه‌هـای عرفـانی و عقیـدتی است که امام حسین(ع) همراه گروهـی از خانـدان و یـارانش در صـحرای عرفـات خوانـده است. دعای عرفه امام حسین(ع)  دربردارنده مطالب فراوانی است کـه برخـی از مهم‌ترین محورهای آن عبارت است از: شناخت خداوند و بیان صفات الهی، تجدید عهد و پیمان بـا پروردگار، شناخت پیامبران و تحکیم ارتباط با آنها، توجه به آخرت و اظهـار عقیـده قلبـی، سیر اندیشه در آفاق جهان و یادآوری نعمت‌های بیکران الهـی بـر انسـان و حمـد و سـپاس خداوند بر آنها، تضرع به درگاه خداوند و اقرار به گناهان و توبه و انابه و درخواسـت عفـو و روی‌آوردن به صفات پسندیده و اعمال خیر و...؛ اما آنچه در تحقیق حاضر بـه آن پرداختـه شده، فرازهای از این دعای عرفانی است که با رویکرد عرفانی توجه شـده و بـه موضـوعات ذیل بررسی و ارائه گردیده که عبارت‌اند از: جلوه‌های توحیدی و اخلاقی، معرفت خداوند و هدف خلقت، قلمرو معرفت از نگاه معرفت فطری و همگانی، معرفـت عقلـی و برهـانی و آثار و پیامدهای معرفت خدا&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص197&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش آموزه‌های سلوکی مکتب اخلاقی عرفانی نجف در اخلاق و عرفان» نوشته [[محمود الشیخ]]: مقاله هشتم به بررسی نقش آموزه‌های سـلوکی کتـب اخلاقیـون نجـف در گسـترش عرفـان اسلامی می‌پردازد. برای نشان‌دادن تأثیر و نقش این آموزه‌های سلوکی به‌صورت نظام‌مند مطرح می‌گردد و از این طریق، تأثیر آموزه‌های ایشان بر گسترش عرفان اسـلامی نشـان داده می‌شود. غایت سلوک از نظر اخلاقیون نجف، توحید در هر سـه مرتبـه افعـالی، صـفاتی و ذاتی است. راه رسیدن به این غایت، معرفت نفس است و معرفت نفس نیـز از طریـق نفـی خواطر ممکن است. در تمام این مراحل، تأکید ایشان بر عرفـان و سـلوک شریعت‌محور است و نه‌تنها تمام آموزه‌های خود را از قرآن و روایات می‌گیرند، بلکه تأکید می‌کنند بـرای رسیدن به‌غایت سلوک راهی جز عمل به شریعت و عمل به دستورات آن نیست. مهم‌ترین تأثیر ایشان بر عرفان اسلامی نیز همین امر است که نشان می‌دهند آموزه‌های عرفان در خود اسلام به نحو کامل وجود دارد و چنین نیست که مسلمین خود به آن پی برده باشند و سـپس مورد رضایت خدا و رسول واقع شده باشد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص233&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«[[سید بن طاووس]] (بنیان‌گذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید [[محمدحسین حسینی]]: این مقاله، سید رضی‌الدین علی بن طاووس را به‌عنوان بنیان‌گذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از انواع تربیت‌ها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است کـه مسـیر اصـلی آن، رشـد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریـق سـلوک الـی اللـه و غایـت نهایی‌اش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیـت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در همـین غایت و هدف است. برای اینکه انسان، قله‌های بلند معنوی را فـتح کنـد بایـد تربیـت او از دوران خردسالی و بلکه زمینه‌سازی آن از زمان پیش از آن، آغاز گردد. خط‌مشی بسـیاری از علما در تربیت فرزند، بر تربیت اخلاقی و توصیه‌های اخلاقی به فرزندان خود اسـت. تـأثیر علمایی چون [[سید بن طاووس]] در طرح و تفصیل تربیـت عرفـانی بـرای فرزنـدان و در سـنین کودکی چگونه است؟ (سؤال) از متون دینی، استشمام می‌شود که هـدف از تربیـت مطـابق عبادت احراری، تربیت عرفانی است. اولین کسی که خلأ تربیت سلوکی و عرفانی را حـس کرده و در قالب کتاب، فرزند خود را در فرایند تربیت عرفانی قـرار داده و دستورالعمل‌های توحیدی و عرفانی به او می‌دهد، جناب [[سید بن طـاووس]] نویسـنده کتـاب «کشـف المحجـه لثمرة المهجه» است. (یافته) این کتاب با قلـم عمیـق و معنـوی شخصـی نگاشـته شـده کـه قله‌های رفیع معنوی را سپری کرده و درحالی‌که به سنین کهن‌سالی رسیده است فرزنـد خـود را به این راه فرامی‌خواند. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر کتاب فوق، بـه مباحثی همچون تربیت سلوکی کـودک و امکـان آن از دوران تمییـز و رشـد عقلـی و برنامـه عملی و معرفتی تربیت سلوکی کودک در این دوره، از نگاه جناب سید خواهد پرداخت&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص267&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش سید [[حیدر آملی]] در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[سید حسین ابراهیمیان]] و [[رضا اسدپور]]:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید حیدر آملی عالم و عارف نامدار شیعی سده هشتم هجری، از شخصیت‌های تأثیرگـذار بر عرفان و تصوف دوران خویش است که در طول حیات پربارش باتکیه‌بر علـوم مختلـف دینی که از جوانی در محضر عالمان زمان خویش آموخته بود، عرفان اصیل اسـلامی را بـا آیات و روایات تبیین نمود و مبانی نظری عرفان شیعی را بنیاد نهـاد. وی عرفـان شـیعی را باتکیه‌بر اصل ولایت که از امام علی(ع) آغاز شده و به امامان دیگـر انتقال‌یافته، به‌عنوان اساسی‌ترین وجه مشترک تشیع و تصوف مطرح نموده و در نزدیک سـاختن ایـن دو مکتـب تلاش کرده است. ازآنجاکه وی در سیروسلوک عرفانی خویش از ایران به عراق رفته و باتوجه‌به آثار ارزشمند و حلقه درس و بحث عرفانی که تا پایان عمرش در نجف بر پا داشـته، نقش عمدهای در بسط و گسترش عرفان شیعی ایران و عراق داشته است. در این مقاله ضمن معرفی احوال و آثار و مبانی اندیشه‌های عرفانی سید حیدر، به تبیین ابعاد تأثیرگذاری مکتب عرفانی وی، نظیر وحدت تشـیع و تصـوف، تقسیم‌بندی سه‌گانه شریعت، طریقت و حقیقت، وجودشناسی عرفـانی و... در عرفـان اسـلامی می‌پردازیم و تأثیرگذاری برخی از دیدگاه‌های او را بر دو حکیم و عارف شیعی پـس از خـود، ملاصـدرا و ابن‌ابی‌جمهور احسایی بیان می‌کنیم. نتیجه حاصل از این مقاله این اسـت کـه سـید حیـدر آملی به‌عنوان بنیان‌گذار عرفان شیعی، هم در مبـانی عرفـان نظـری و هـم در سیروسلوک عرفان عملی بر عارفان پس از خویش تأثیرگذار بوده است. این امر هـم در نگـارش متعـدد نسخه‌های آثار وی و هم در شرح و تدریس این آثار و نیز ارجاعـات مسـتقیم و غیرمسـتقیم عارفان و فیلسوفان سده‌های بعد مشاهده می‌شود. به‌این‌ترتیب سید حیدر، نقـش عمـدهای در گسترش عرفان اسلامی داشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص299- 300&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته [[حسن رمضانی]]:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب «تمهید القواعد» (این کتاب مشـتمل بـر مـتن و شرح است. متن آن ِ تصنیف ابوحامد، محمد اصفهانی، ِ معـروف ُترکـه و شـرحش، از آن صائن‌الدین علی بن محمد ُترکه(نوه ابوحامد) است) کنار دو کتاب «شرح فصوص قیصری» و «مصباح الانس» ـ کـه بـه ترتیب دومین و سومین متن درسی در فن عرفان نظری‌اند ـ نخستین کتابی است که مشتاقان معارف ذوقی و عرفانی آن را در حوزه‌های عرفانی مورد تدریس و تدرس قرار می‌دهند. ایـن کتاب افزون بر این که متنی متین، مختصر و نسبتا جامع در فـن یادشـده اسـت، تنهـا مـتن درسی در فن عرفان نظری است که توسط دو تـن از عارفـان شیعی‌مذهب ـ یکـی تحـت عنوان مصنف و دیگری به‌عنوان شارح ـ تصنیف شده و مورد اقبال علاقه‌مندان واقـع گشـته است. مقاله پیش رو بر آن است ضمن اشاره‌های ـ هر چند مختصر ـ به بیان‌پذیری مشاهدات عرفانی و نیز تاریخچه تکون عرفان نظری و فرایند تدوین کتب درسی این فن، نقـش و تـأثیر مصنف و شارح کتاب «تمهید القواعد» را در تبیین مسـائل ذوقـی و مطالـب عرفـانی و نیـز جایگاه کتاب یادشده را در حوزه‌های درسی عرفان، ً خصوصا عرفان شیعی، مشخص کـرده، سپس به معرفی مهم‌ترین مباحث آن، یعنی: وحدت و وجـوب وجـود و تعینـات، مظـاهر و عوالم وجود و مظهریت تامه انسان کامل و... بپردازد؛ البتـه سـعی و تـلاش کسـانی کـه بـه تصحیح، تعلیق، شرح، چاپ و نشر کتاب «تمهید القواعد» همـت گماشته‌اند از دیـد و بررسی این مقاله پنهان نمانده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص333&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش [[سید علی قاضی]] در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته [[مهدی زندیه]]:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم [[سید علی قاضی طباطبائی]] از عرفای قـرن چهـاردهم هجـری قمـری و متعلـق بـه مکتب عرفانی نجف است. در اینکه طریقه عرفانی او به کدام عارف می‌رسد، اختلاف‌نظر وجود دارد؛ ولی قول اصح این است که طریـق عرفـانی او از اسـتادش، سـید احمـد کربلایی و از او به ملاحسین قلی همدانی و از او به سید علی شوشـتری و از او بـه عـارفی گمنام به نام ملاقلی جولای قزوینی می‌رسد و به فرموده خـود، بـه هـیچ سلسـله عرفـانی منتسب نیست. سؤالی که در این تحقیق به آن پرداخته خواهد شد، شاخصه‌های نظری مکتب عرفـانی ایـن عارف بزرگ و همچنین روش سلوکی وی و نوآوری‌های او و همچنین نقشـی اسـت کـه وی در عصر اخیر در گسترش عرفان اسلامی در حوزه تشـیع داشـته اسـت. در ایـن مقالـه و بـا مراجعه به منابعی که از وی و شاگردانش به‌جای‌مانده، این حقیقت تحقیق خواهـد شـد کـه ایـن عـارف بـزرگ در بـاب توحیـد و ولایـت و خصوصـا در روش سـلوکی، دارای مکتبـی خاص بود و شاگردانی را تربیت نمود و آثاری را برجای گذاشت کـه موجـب شـد جهـت و جایگاه عرفان در جهان اسلام ـ به طور عام ـ و در حوزه‌های شیعی ـ به طور خاص ـ از قهقرا و سقوطی که از قرن نهم شروع شـده بـود، یکسـره دگرگـون شـود و مقـام والا و مقبـولی را به دست آورد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص359 &amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نقش [[امام خمینی]](ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[روح‌الله سوری]]: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش [[امام خمینی]](ره) در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متـون عرفـانی، درس‌های اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم می‌نمود. همچنـین بـا کمـک مبـانی عرفانی به شرح برخی آیات و ادعیه پرداخت و اسرار عرفانی برخـی عبـادات را تبیـین کـرد. توحید عارفانه که در رفتار، گفتار و نوشتار او نمایان شده، ریشه اندیشه او بود. [[امام خمینی]] برای مداوای بیماری‌های اخلاقی بـه تبیـین توحیـد و لـوازم اخلاقـی آن می‌پرداخت و از بحث‌های توصیفی و تاریخی پرهیز می‌کرد. او که در عرفان نظری و عملی شـاگرد آیت‌الله [[شاه‌آبادی]] بود، از ایشان به بزرگی یاد می‌نمود؛ امـا اسـتقلال فکـری داشـت و گـاه نظراتـی متفاوت با اساتید خویش ارائه می‌داد. امام نوآوری‌هایی عرفانی نیز داشت؛ چنان‌که گاه تقریرهای جدیدی از مسائل ارائه می‌داد و گاه لوازم جدیدی برای یک نظریه برمی‌شمرد. ویژگی دیگر او عرفان ادبـی اسـت کـه قلمـی قوی و گیرا به او بخشیده و جان‌ودل مخاطبین خود را منقلب می‌کرد. [[امام خمینی]] عرفان را از حالت فردی به اجتماعی کشید و از هـیچ تلاشـی بـرای اشـاعه توحید عرفانی فرونمی‌گذاشت. او در عین مراعات‌های اخلاقـی و مراقبه‌های قلبـی، بـه مبارزات سیاسی پرداخت و مردم ایران را از حکومت طاغوت رهایی بخشید. توحیدمحوری [[امام خمینی]] سبب مبارزه و براندازی بته‌ای درونـی و بیرونـی می‌شد و جـز حکومـت و ولایت الله، هیچ حکومتی را نمی‌پذیرفت. نظریـه «ولایت‌فقیه» بازتـاب همـان اندیشـه توحیدی در صحنه اجتماعی بود. از نگاه او سعادت حقیقی یک جامعه تنهـا از راه «توحیـد کلمه در کلمه توحید» تأمین می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص389&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%82%D8%AA%DB%8C%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=814162</id>
		<title>قتیل العبرات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%82%D8%AA%DB%8C%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=814162"/>
		<updated>2026-01-10T07:06:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR65545J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = قتیل العبرات&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = قوت و ضعف گزارش های واقعه کربلا&lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[انوری پور، حسین]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =  /الف8ق2 41/75 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =حسین بن علی(ع)، امام سوم، 4 - 61ق. - سوگواری‏ها - واقعه کربلا، 61ق. - خطاها و جعلیات تاریخی - عاشورا - تحریف - عاشورا - خطاها و جعلیات تاریخی&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = سازمان تبليغات اسلامی. شركت چاپ و نشر بين الملل&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1395ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE65545AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-964-304-703-0&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 65545&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 65545&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 52190&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''قتیل العبرات، قوت و ضعف گزارش‌های واقعه کربلا'''، اثر [[حسین انوری‌پور]] (1347ش)، در بررسی و تحلیل گزارش‌های مربوط به واقعه کربلا  که هدف اصلی آن، تفکیک و شناسایی مطالب و گزارش‌های مستند (قوی) از مطالب غیرمستند (ضعیف) و ضعیف‌نگاری‌ها در متون مربوط به این واقعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب در یک جلد و در بیست فصل تنظیم شده است و به بررسی وقایع و شخصیت‌های مرتبط با نهضت امام حسین(ع) می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هر فصل که شهادتنامۀ شهدای کربلاست، با یک جدول خلاصۀ زندگی‌نامه، جهت معرفی شهید در یک نگاه، قرار داده شده است و سپس با معرفی اجمالی چند صفحه‌ای آغاز و پس از آن نحوە‌ی شهادت آن شهید بیان گردیده است. در بین متون، گاهی به مطالب غیرمستند اشاره شده است و گاهی نیز به توضیح آن پرداخته‌ایم و در پایان بعضی از فصول مطالب غیرمستندی که نیاز به تشریح بیشتری داشته، آورده شده است. این مطالب غیرمستند، با عنایت به کتاب‌های عاشورا پژوهان و به دنبال خط‌مشی آنان، به اتمام رسیده است&amp;lt;ref&amp;gt; پیشگفتار، ص29-30&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==سبک کتاب==&lt;br /&gt;
این کتاب، با چندین هدف و شیوۀ نگارش تألیف شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# هدف اول و اصلی تألیف این کتاب، معرفی و ارائه‌ی تمامی مطالب صحیح و مستند، و در کنار آن معرفی و ارائە‌ی تمامی مطالب ضعیف و غیرمستند، در قسمت خود و با عنوان نوع غیرمستند بودن.&lt;br /&gt;
# ترکیب گزارش‌های مختلف از یک موضوع. این شیوه نیز برای اولین‌بار است که انجام شده است. تا کنون چند گزارش از یک موضوع، به طور جداگانه صورت می‌گرفته است، اما در این کتاب، اغلب گزارش‌های مختلف از یک موضوع، در یک متن واحد آمده و این باعث آن شده که پانوشت‌های بسیاری در یک متن دیده شود.&lt;br /&gt;
# پاسخ به برخی سؤالات و شبهات که امروزه و یا از دیرباز بر سر زبان‌هاست که در انتهای هر قسمت بدان پرداخته شده است.&lt;br /&gt;
# پانوشت‌های این کتاب (اعم از مطالب مستند و غیرمستند)، اولین گوینده را نقل کرده است، چراکه معمولا هر موضوع، از اولین گزارش به کتاب‌های دیگر وارد شده است.&lt;br /&gt;
# نحوە دقیق تلفظ اعلام در نمایۀ آخر کتاب&amp;lt;ref&amp;gt;پیشگفتار، ص30&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
در مقدمه کتاب، نگارنده به روش کار خود اشاره و روایات را به دو گروه کلی قوی/مستند و ضعیف/غیرمستند تقسیم نموده است. همچنین، در بخشی از مقدمه، به معرفی برخی از کتاب‌های نامعتبر (ضعیف) و معتبر (قوی) پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص17- 30&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول: نامه‌های کوفیان به امام حسین(ع)  این فصل با نامه‌های کوفیان به امام حسین(ع) پس از رسیدن خبر مرگ معاویه و خارج‌شدن ایشان از مدینه به مکه آغاز می‌شود. در ادامه، پاسخ امام حسین(ع) به کوفیان، فرستادن مسلم بن عقیل به کوفه، و بررسی احوال کوفه توسط مسلم(ع) شرح داده شده است. والی کوفه شدن عبیدالله بن زیاد، نامه امام حسین(ع) به اهل بصره، کشته‌شدن سلیمان (ابو رزین) اولین سفیر امام حسین(ع)، پاسخ یزید بن مسعود به نامه امام حسین(ع)، پیوستن یزید بن نبیط به امام حسین(ع)، سفیران امام حسین(ع)، سلیمان (ابو رزین)، عبدالله بن یقطر و قیس بن مسهر صیداوی و شهادت آنها توسط ابن ‌زیاد از دیگر مطالب این فصل هستند&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص33- 45&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم: حضرت مسلم بن عقیل(ع): این بخش شامل معرفی حضرت مسلم بن عقیل(ع) به‌عنوان نماینده امام حسین(ع) و یکی از برجسته‌ترین شهیدان کربلا و نیز خلاصه‌ای از زندگی و شهادت ایشان در کوفه است. در این فصل به وقایع مهم کوفه، از  جمله تعداد بیعت‌کنندگان با مسلم(ع) و پناه‌بردن وی به خانه هانی بن عروه، نامه ایشان به امام حسین(ع)، دستگیری و شهادت ایشان در دارالاماره و دیگر حوادث پس از آن پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص51- 82&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم: ورود به کربلا این فصل با توصیف بستن راه بر امام حسین(ع) توسط حرّ بن یزید ریاحی و نحوه ورود کاروان به کربلا آغاز می‌شود. در ادامه، وقایعی همچون توقف کاروان در زمین کربلا، سؤال‌وجواب امام حسین(ع) و حرّ، و همچنین بحثی در مورد خریدن زمین کربلا توسط امام مطرح شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص83- 105&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم: حضرت رقیه بنت الحسین(ع): این فصل به معرفی حضرت رقیه(س)، انتساب ایشان به امام حسین(ع)، و بررسی گزارش‌های شهادت او در شام پرداخته است. این قسمت شامل بررسی تطابق تاریخی نام‌ها و همچنین گزارش‌های مختلفی از جمله گزارش کامل بهایی، روضةالشهداء و منتخب التواریخ در مورد شهادت دختر خردسال امام(ع) است و همچنین گزارشی از مزار منسوب به ایشان ارائه می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص109- 121&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم: محمد و عون فرزندان عبدالله بن جعفر: این فصل به فرزندان عبدالله بن جعفر، محمد و عون، اختصاص دارد که در واقعه کربلا به شهادت رسیدند. چگونگی همراهی آنان با امام حسین(ع) از مکه به عراق، نامه‌نگاری‌های پدرشان با امام، و جزئیات شهادت و معرفی این دو بزرگوار در کربلا شرح داده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص125- 133&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم: حضرت عبدالله بن الحسن(ع): این بخش شامل معرفی عبدالله بن الحسن(ع)، یکی از فرزندان امام حسن(ع)، و گزارش‌های شهادت او در کربلا است. این فصل همچنین نکاتی را پیرامون شهادت ایشان، مانند نحوه در آغوش گرفتن ایشان توسط امام حسین(ع) و زخم خوردنشان، بیان کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص137- 142&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم: حضرت قاسم بن الحسن(ع): این فصل به معرفی و شهادت حضرت قاسم بن الحسن(ع)، فرزند امام حسن(ع)، می‌پردازد. در این بخش نکته‌هایی در مورد حضور قاسم(ع) در میدان، سن ایشان(کمتر از بلوغ)، ازدواج او در کربلا (که گزارشی ضعیف شمرده شده)، و گزارش‌های مختلف در مورد نبرد و شهادتش مورد بررسی قرار گرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص145- 157&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم: حضرت عبدالله بن الحسین الرضیع(علی‌اصغر): این فصل به معرفی عبدالله(ع)، ملقب به رضیع و علی‌اصغر، و شهادت این طفل شیرخوار اختصاص دارد. در این بخش نکاتی درباره شهادت ایشان، از جمله سن کم (حدود شش ماه تا یک سال)، محل شهادت (جلوی خیمه)، و نام قاتل (حرملة بن کاهل)، و همچنین دعا و سخنان امام حسین(ع) در زمان شهادتش آمده است و همچنین روز ولادت ایشان بررسی می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص161- 170&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نهم: حضرت علی‌اصغر(ع): در این فصل ضمن اشاره به نام‌ها و کنیه‌های متعدد علی‌اصغر(ع)، بحث‌هایی در مورد اینکه آیا امام حسین(ع) برای طفل شیرخوار آب طلب کرد، و همچنین وقایع مربوط به شهادت و گزارش‌های دیگر مطرح شده است. گزارشی از قول‌های ضعیف مبنی بر اینکه امام حسین(ع) فرزند شش‌ماهه خود را در روز عاشورا سه روز آب نداده بود نیز رد شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص173- 185&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دهم: حضرت علی‌اکبر(ع): این بخش به معرفی علی‌اکبر(ع)، فرزند بزرگ امام حسین(ع)، و تأکید بر شباهت ایشان به پیامبر اکرم(ص) می‌پردازد. در این فصل به موضوعاتی مانند زمان اذن‌خواستن علی‌اکبر(ع) برای رفتن به میدان نبرد، وداع ایشان با امام حسین(ع)، و همچنین بحث تاریخی در مورد بزرگ‌تر بودن یا نبودن ایشان از امام سجاد(ع) و امان‌نامه، اشاره شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص189- 211&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل یازدهم: حضرت عباس بن علی(ع): این فصل به معرفی حضرت عباس بن علی(ع) و گزارشی از نبرد و شهادت ایشان در روز عاشورا اختصاص دارد. همچنین در این فصل به نبرد وداع و همچنین درخواست آب برای خیمه‌ها و امان‌نامه، اشاره شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص۲۱5 تا ۲4۳&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوازدهم: شب عاشورا: این فصل وقایع مهم شب عاشورا را شرح می‌دهد، از جمله سخنرانی مشهور امام حسین(ع) و درخواست از اصحاب برای رفتن و نجات جان خود که نشان‌دهنده وفاداری اصحاب و خاندان ایشان است و اشاره به مطالبی مانند: مهلت خواستن برای نماز و دعا و استغفار، حال زینب(ع) در شب عاشورا، گفتگوی اصحاب با دشمنان، حفر خندق و...&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص247- 266&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سیزدهم: وداع امام حسین(ع): این فصل به وداع امام حسین(ع) با یاران و خانواده می‌پردازد که شامل وداع با امام سجاد(ع)، سکینه و زینب(س)، طلب لباسی که کسی بدان رغبت نکند&amp;lt;ref&amp;gt; و...همان، ص269- 276&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهاردهم: حضرت حسین بن علی(ع): این فصل شامل موضوعاتی درباره نبرد و شهادت امام حسین(ع) در روز عاشورا است. همچنین به جزئیات مربوط به محل اصابت تیرها و ضربات، از جمله تیر سه شعبه، و همچنین وضعیت بدن ایشان در بستر شهادت پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص279- 320&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پانزدهم: وقایع عصر عاشورا: این فصل به وقایع بعد از شهادت امام، به‌ویژه وقایع عصر عاشورا، از جمله شهادت دو تن پس از شهادت امام حسین(ع)، تاراج وسایل امام حسین(ع) فرستادن سر مقدس به کوفه، غارت خیمه‌ها و توصیف اوضاع آن زمان می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص323- 341&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل شانزدهم: حرکت به کوفه: این فصل به آتش‌زدن خیمه‌ها، وداع با پیکر حضرت، حرکت‌دادن اهل‌بیت(ع) به‌عنوان اسیر به سمت کوفه، ورود به دارالاماره و سخنان قاطع حضرت زینب(س) در کوفه اختصاص دارد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص345-359&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفدهم: اسیران و بازماندگان واقعه کربلا: در این فصل به معرفی بازماندگان واقعه کربلا، از جمله امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س)، و بازماندگان غیر هاشمی و نقش ایشان در ادامه نهضت پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص363-399&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هجدهم: دفن امام حسین(ع) و شهدا: این فصل به موضوع دفن امام حسین(ع) و یارانشان در کربلا، حضور پیامبر(ص) و همچنین حضور جابر بن عبدالله انصاری در آن زمان می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ص373-380&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نوزدهم: همسران امام حسین(ع): این فصل به معرفی همسران امام حسین(ع)، از جمله شهربانو، لیلی، رباب، ام اسحاق و ام‌جعفر، و اطلاعاتی مختصر در مورد هر کدام از ایشان می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ص388-389&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل بیستم: فرزندان امام حسین(ع): این فصل پایانی به بررسی و معرفی فرزندان امام حسین(ع) و نکته‌هایی دررابطه‌با تعداد و اسامی ایشان اختصاص دارد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ص393-406&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:سرگذشت‌نامه‌ها]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اثنی عشر (دوازده امام)]]&lt;br /&gt;
[[رده:سرگذشت‌‌نامه‌های فردی]]&lt;br /&gt;
[[رده:حسین بن علی(ع)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%82%D8%AA%DB%8C%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=814161</id>
		<title>قتیل العبرات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%82%D8%AA%DB%8C%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=814161"/>
		<updated>2026-01-10T07:00:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR65545J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = قتیل العبرات&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = قوت و ضعف گزارش های واقعه کربلا&lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[انوری پور، حسین]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =  /الف8ق2 41/75 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =حسین بن علی(ع)، امام سوم، 4 - 61ق. - سوگواری‏ها - واقعه کربلا، 61ق. - خطاها و جعلیات تاریخی - عاشورا - تحریف - عاشورا - خطاها و جعلیات تاریخی&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = سازمان تبليغات اسلامی. شركت چاپ و نشر بين الملل&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1395ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE65545AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-964-304-703-0&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 65545&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 65545&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 52190&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''قتیل العبرات، قوت و ضعف گزارش‌های واقعه کربلا'''، اثر [[حسین انوری‌پور]] (1347ش)، در بررسی و تحلیل گزارش‌های مربوط به واقعه کربلا  که هدف اصلی آن، تفکیک و شناسایی مطالب و گزارش‌های مستند (قوی) از مطالب غیرمستند (ضعیف) و ضعیف‌نگاری‌ها در متون مربوط به این واقعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب در یک جلد و در بیست فصل تنظیم شده است و به بررسی وقایع و شخصیت‌های مرتبط با نهضت امام حسین(ع) می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هر فصل که شهادتنامۀ شهدای کربلاست، با یک جدول خلاصۀ زندگی‌نامه، جهت معرفی شهید در یک نگاه، قرار داده شده است و سپس با معرفی اجمالی چند صفحه‌ای آغاز و پس از آن نحوە‌ی شهادت آن شهید بیان گردیده است. در بین متون، گاهی به مطالب غیرمستند اشاره شده است و گاهی نیز به توضیح آن پرداخته‌ایم و در پایان بعضی از فصول مطالب غیرمستندی که نیاز به تشریح بیشتری داشته، آورده شده است. این مطالب غیرمستند، با عنایت به کتاب‌های عاشورا پژوهان و به دنبال خط‌مشی آنان، به اتمام رسیده است&amp;lt;ref&amp;gt; پیشگفتار، ص29-30&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==سبک کتاب==&lt;br /&gt;
این کتاب، با چندین هدف و شیوۀ نگارش تألیف شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# هدف اول و اصلی تألیف این کتاب، معرفی و ارائه‌ی تمامی مطالب صحیح و مستند، و در کنار آن معرفی و ارائە‌ی تمامی مطالب ضعیف و غیرمستند، در قسمت خود و با عنوان نوع غیرمستند بودن.&lt;br /&gt;
# ترکیب گزارش‌های مختلف از یک موضوع. این شیوه نیز برای اولین‌بار است که انجام شده است. تا کنون چند گزارش از یک موضوع، به طور جداگانه صورت می‌گرفته است، اما در این کتاب، اغلب گزارش‌های مختلف از یک موضوع، در یک متن واحد آمده و این باعث آن شده که پانوشت‌های بسیاری در یک متن دیده شود.&lt;br /&gt;
# پاسخ به برخی سؤالات و شبهات که امروزه و یا از دیرباز بر سر زبان‌هاست که در انتهای هر قسمت بدان پرداخته شده است.&lt;br /&gt;
# پانوشت‌های این کتاب (اعم از مطالب مستند و غیرمستند)، اولین گوینده را نقل کرده است، چراکه معمولا هر موضوع، از اولین گزارش به کتاب‌های دیگر وارد شده است.&lt;br /&gt;
# نحوە دقیق تلفظ اعلام در نمایۀ آخر کتاب&amp;lt;ref&amp;gt;پیشگفتار، ص30&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
در مقدمه کتاب، نگارنده به روش کار خود اشاره و روایات را به دو گروه کلی قوی/مستند و ضعیف/غیرمستند تقسیم نموده است. همچنین، در بخشی از مقدمه، به معرفی برخی از کتاب‌های نامعتبر (ضعیف) و معتبر (قوی) پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص17- 30&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول: نامه‌های کوفیان به امام حسین(ع)  این فصل با نامه‌های کوفیان به امام حسین(ع) پس از رسیدن خبر مرگ معاویه و خارج‌شدن ایشان از مدینه به مکه آغاز می‌شود. در ادامه، پاسخ امام حسین(ع) به کوفیان، فرستادن مسلم بن عقیل به کوفه، و بررسی احوال کوفه توسط مسلم(ع) شرح داده شده است. والی کوفه شدن عبیدالله بن زیاد، نامه امام حسین(ع) به اهل بصره، کشته‌شدن سلیمان (ابو رزین) اولین سفیر امام حسین(ع)، پاسخ یزید بن مسعود به نامه امام حسین(ع)، پیوستن یزید بن نبیط به امام حسین(ع)، سفیران امام حسین(ع)، سلیمان (ابو رزین)، عبدالله بن یقطر و قیس بن مسهر صیداوی و شهادت آنها توسط ابن ‌زیاد از دیگر مطالب این فصل هستند&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص33- 45&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم: حضرت مسلم بن عقیل(ع): این بخش شامل معرفی حضرت مسلم بن عقیل(ع) به‌عنوان نماینده امام حسین(ع) و یکی از برجسته‌ترین شهیدان کربلا و نیز خلاصه‌ای از زندگی و شهادت ایشان در کوفه است. در این فصل به وقایع مهم کوفه، از  جمله تعداد بیعت‌کنندگان با مسلم(ع) و پناه‌بردن وی به خانه هانی بن عروه، نامه ایشان به امام حسین(ع)، دستگیری و شهادت ایشان در دارالاماره و دیگر حوادث پس از آن پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص51- 82&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم: ورود به کربلا این فصل با توصیف بستن راه بر امام حسین(ع) توسط حرّ بن یزید ریاحی و نحوه ورود کاروان به کربلا آغاز می‌شود. در ادامه، وقایعی همچون توقف کاروان در زمین کربلا، سؤال‌وجواب امام حسین(ع) و حرّ، و همچنین بحثی در مورد خریدن زمین کربلا توسط امام مطرح شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص83- 105&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم: حضرت رقیه بنت الحسین(ع): این فصل به معرفی حضرت رقیه(س)، انتساب ایشان به امام حسین(ع)، و بررسی گزارش‌های شهادت او در شام پرداخته است. این قسمت شامل بررسی تطابق تاریخی نام‌ها و همچنین گزارش‌های مختلفی از جمله گزارش کامل بهایی، روضةالشهداء و منتخب التواریخ در مورد شهادت دختر خردسال امام(ع) است و همچنین گزارشی از مزار منسوب به ایشان ارائه می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص109- 121&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم: محمد و عون فرزندان عبدالله بن جعفر: این فصل به فرزندان عبدالله بن جعفر، محمد و عون، اختصاص دارد که در واقعه کربلا به شهادت رسیدند. چگونگی همراهی آنان با امام حسین(ع) از مکه به عراق، نامه‌نگاری‌های پدرشان با امام، و جزئیات شهادت و معرفی این دو بزرگوار در کربلا شرح داده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص125- 133&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم: حضرت عبدالله بن الحسن(ع): این بخش شامل معرفی عبدالله بن الحسن(ع)، یکی از فرزندان امام حسن(ع)، و گزارش‌های شهادت او در کربلا است. این فصل همچنین نکاتی را پیرامون شهادت ایشان، مانند نحوه در آغوش گرفتن ایشان توسط امام حسین(ع) و زخم خوردنشان، بیان کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص137- 142&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم: حضرت قاسم بن الحسن(ع): این فصل به معرفی و شهادت حضرت قاسم بن الحسن(ع)، فرزند امام حسن(ع)، می‌پردازد. در این بخش نکته‌هایی در مورد حضور قاسم(ع) در میدان، سن ایشان(کمتر از بلوغ)، ازدواج او در کربلا (که گزارشی ضعیف شمرده شده)، و گزارش‌های مختلف در مورد نبرد و شهادتش مورد بررسی قرار گرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص145- 157&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم: حضرت عبدالله بن الحسین الرضیع(علی‌اصغر): این فصل به معرفی عبدالله(ع)، ملقب به رضیع و علی‌اصغر، و شهادت این طفل شیرخوار اختصاص دارد. در این بخش نکاتی درباره شهادت ایشان، از جمله سن کم (حدود شش ماه تا یک سال)، محل شهادت (جلوی خیمه)، و نام قاتل (حرملة بن کاهل)، و همچنین دعا و سخنان امام حسین(ع) در زمان شهادتش آمده است و همچنین روز ولادت ایشان بررسی می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص161- 170&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نهم: حضرت علی‌اصغر(ع): در این فصل ضمن اشاره به نام‌ها و کنیه‌های متعدد علی‌اصغر(ع)، بحث‌هایی در مورد اینکه آیا امام حسین(ع) برای طفل شیرخوار آب طلب کرد، و همچنین وقایع مربوط به شهادت و گزارش‌های دیگر مطرح شده است. گزارشی از قول‌های ضعیف مبنی بر اینکه امام حسین(ع) فرزند شش‌ماهه خود را در روز عاشورا سه روز آب نداده بود نیز رد شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص173- 185&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دهم: حضرت علی‌اکبر(ع): این بخش به معرفی علی‌اکبر(ع)، فرزند بزرگ امام حسین(ع)، و تأکید بر شباهت ایشان به پیامبر اکرم(ص) می‌پردازد. در این فصل به موضوعاتی مانند زمان اذن‌خواستن علی‌اکبر(ع) برای رفتن به میدان نبرد، وداع ایشان با امام حسین(ع)، و همچنین بحث تاریخی در مورد بزرگ‌تر بودن یا نبودن ایشان از امام سجاد(ع) و امان‌نامه، اشاره شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص189- 211&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل یازدهم: حضرت عباس بن علی(ع): این فصل به معرفی حضرت عباس بن علی(ع) و گزارشی از نبرد و شهادت ایشان در روز عاشورا اختصاص دارد. همچنین در این فصل به نبرد وداع و همچنین درخواست آب برای خیمه‌ها و امان‌نامه، اشاره شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص۲۱5 تا ۲4۳&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوازدهم: شب عاشورا: این فصل وقایع مهم شب عاشورا را شرح می‌دهد، از جمله سخنرانی مشهور امام حسین(ع) و درخواست از اصحاب برای رفتن و نجات جان خود که نشان‌دهنده وفاداری اصحاب و خاندان ایشان است و اشاره به مطالبی مانند: مهلت خواستن برای نماز و دعا و استغفار، حال زینب(ع) در شب عاشورا، گفتگوی اصحاب با دشمنان، حفر خندق و...&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص247- 266&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سیزدهم: وداع امام حسین(ع): این فصل به وداع امام حسین(ع) با یاران و خانواده می‌پردازد که شامل وداع با امام سجا(ع)، سکینه و زینب(س)، طلب لباسی که کسی بدان رغبت نکند&amp;lt;ref&amp;gt; و...همان، ص269- 276&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهاردهم: حضرت حسین بن علی(ع): این فصل شامل موضوعاتی درباره نبرد و شهادت امام حسین(ع) در روز عاشورا است. همچنین به جزئیات مربوط به محل اصابت تیرها و ضربات، از جمله تیر سه شعبه، و همچنین وضعیت بدن ایشان در بستر شهادت پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص279- 320&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پانزدهم: وقایع عصر عاشورا: این فصل به وقایع بعد از شهادت امام، به‌ویژه وقایع عصر عاشورا، از جمله شهادت دو تن پس از شهادت امام حسین(ع)، تاراج وسایل امام حسین(ع) فرستادن سر مقدس به کوفه، غارت خیمه‌ها و توصیف اوضاع آن زمان می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص323- 341&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل شانزدهم: حرکت به کوفه: این فصل به آتش‌زدن خیمه‌ها، وداع با پیکر حضرت، حرکت‌دادن اهل‌بیت(ع) به‌عنوان اسیر به سمت کوفه، ورود به دارالاماره و سخنان قاطع حضرت زینب(س) در کوفه اختصاص دارد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص345-359&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفدهم: اسیران و بازماندگان واقعه کربلا: در این فصل به معرفی بازماندگان واقعه کربلا، از جمله امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س)، و بازماندگان غیر هاشمی و نقش ایشان در ادامه نهضت پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص363-399&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هجدهم: دفن امام حسین(ع) و شهدا: این فصل به موضوع دفن امام حسین(ع) و یارانشان در کربلا، حضور پیامبر(ص) و همچنین حضور جابر بن عبدالله انصاری در آن زمان می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ص373-380&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نوزدهم: همسران امام حسین(ع): این فصل به معرفی همسران امام حسین(ع)، از جمله شهربانو، لیلی، رباب، ام اسحاق و ام‌جعفر، و اطلاعاتی مختصر در مورد هر کدام از ایشان می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ص388-389&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل بیستم: فرزندان امام حسین(ع): این فصل پایانی به بررسی و معرفی فرزندان امام حسین(ع) و نکته‌هایی دررابطه‌با تعداد و اسامی ایشان اختصاص دارد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ص393-406&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:سرگذشت‌نامه‌ها]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اثنی عشر (دوازده امام)]]&lt;br /&gt;
[[رده:سرگذشت‌‌نامه‌های فردی]]&lt;br /&gt;
[[رده:حسین بن علی(ع)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%82%D8%AA%DB%8C%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=814160</id>
		<title>قتیل العبرات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%82%D8%AA%DB%8C%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=814160"/>
		<updated>2026-01-10T06:58:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR65545J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = قتیل العبرات&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = قوت و ضعف گزارش های واقعه کربلا&lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[انوری پور، حسین]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =  /الف8ق2 41/75 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =حسین بن علی(ع)، امام سوم، 4 - 61ق. - سوگواری‏ها - واقعه کربلا، 61ق. - خطاها و جعلیات تاریخی - عاشورا - تحریف - عاشورا - خطاها و جعلیات تاریخی&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = سازمان تبليغات اسلامی. شركت چاپ و نشر بين الملل&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1395ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE65545AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-964-304-703-0&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 65545&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 65545&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 52190&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''قتیل العبرات، قوت و ضعف گزارش‌های واقعه کربلا'''، اثر [[حسین انوری‌پور]] (1347ش)، در بررسی و تحلیل گزارش‌های مربوط به واقعه کربلا  که هدف اصلی آن، تفکیک و شناسایی مطالب و گزارش‌های مستند (قوی) از مطالب غیرمستند (ضعیف) و ضعیف‌نگاری‌ها در متون مربوط به این واقعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب در یک جلد و در بیست فصل تنظیم شده است و به بررسی وقایع و شخصیت‌های مرتبط با نهضت امام حسین(ع) می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هر فصل که شهادتنامۀ شهدای کربلاست، با یک جدول خلاصۀ زندگی‌نامه، جهت معرفی شهید در یک نگاه، قرار داده شده است و سپس با معرفی اجمالی چند صفحه‌ای آغاز و پس از آن نحوە‌ی شهادت آن شهید بیان گردیده است. در بین متون، گاهی به مطالب غیرمستند اشاره شده است و گاهی نیز به توضیح آن پرداخته‌ایم و در پایان بعضی از فصول مطالب غیرمستندی که نیاز به تشریح بیشتری داشته، آورده شده است. این مطالب غیرمستند، با عنایت به کتاب‌های عاشورا پژوهان و به دنبال خط‌مشی آنان، به اتمام رسیده است&amp;lt;ref&amp;gt; پیشگفتار، ص29-30&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==سبک کتاب==&lt;br /&gt;
این کتاب، با چندین هدف و شیوۀ نگارش تألیف شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# هدف اول و اصلی تألیف این کتاب، معرفی و ارائه‌ی تمامی مطالب صحیح و مستند، و در کنار آن معرفی و ارائە‌ی تمامی مطالب ضعیف و غیرمستند، در قسمت خود و با عنوان نوع غیرمستند بودن.&lt;br /&gt;
# ترکیب گزارش‌های مختلف از یک موضوع. این شیوه نیز برای اولین‌بار است که انجام شده است. تا کنون چند گزارش از یک موضوع، به طور جداگانه صورت می‌گرفته است، اما در این کتاب، اغلب گزارش‌های مختلف از یک موضوع، در یک متن واحد آمده و این باعث آن شده که پانوشت‌های بسیاری در یک متن دیده شود.&lt;br /&gt;
# اسخ به برخی سؤالات و شبهات که امروزه و یا از دیرباز بر سر زبان‌هاست که در انتهای هر قسمت بدان پرداخته شده است.&lt;br /&gt;
# پانوشت‌های این کتاب (اعم از مطالب مستند و غیرمستند)، اولین گوینده را نقل کرده است، چراکه معمولا هر موضوع، از اولین گزارش به کتاب‌های دیگر وارد شده است.&lt;br /&gt;
# نحوە دقیق تلفظ اعلام در نمایۀ آخر کتاب&amp;lt;ref&amp;gt;پیشگفتار، ص30&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
در مقدمه کتاب، نگارنده به روش کار خود اشاره و روایات را به دو گروه کلی قوی/مستند و ضعیف/غیرمستند تقسیم نموده است. همچنین، در بخشی از مقدمه، به معرفی برخی از کتاب‌های نامعتبر (ضعیف) و معتبر (قوی) پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص17- 30&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول: نامه‌های کوفیان به امام حسین(ع)  این فصل با نامه‌های کوفیان به امام حسین(ع) پس از رسیدن خبر مرگ معاویه و خارج‌شدن ایشان از مدینه به مکه آغاز می‌شود. در ادامه، پاسخ امام حسین(ع) به کوفیان، فرستادن مسلم بن عقیل به کوفه، و بررسی احوال کوفه توسط مسلم(ع) شرح داده شده است. والی کوفه شدن عبیدالله بن زیاد، نامه امام حسین(ع) به اهل بصره، کشته‌شدن سلیمان (ابو رزین) اولین سفیر امام حسین(ع)، پاسخ یزید بن مسعود به نامه امام حسین(ع)، پیوستن یزید بن نبیط به امام حسین(ع)، سفیران امام حسین(ع)، سلیمان (ابو رزین)، عبدالله بن یقطر و قیس بن مسهر صیداوی و شهادت آنها توسط ابن ‌زیاد از دیگر مطالب این فصل هستند&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص33- 45&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم: حضرت مسلم بن عقیل(ع): این بخش شامل معرفی حضرت مسلم بن عقیل(ع) به‌عنوان نماینده امام حسین(ع) و یکی از برجسته‌ترین شهیدان کربلا و نیز خلاصه‌ای از زندگی و شهادت ایشان در کوفه است. در این فصل به وقایع مهم کوفه، از  جمله تعداد بیعت‌کنندگان با مسلم(ع) و پناه‌بردن وی به خانه هانی بن عروه، نامه ایشان به امام حسین(ع)، دستگیری و شهادت ایشان در دارالاماره و دیگر حوادث پس از آن پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص51- 82&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم: ورود به کربلا این فصل با توصیف بستن راه بر امام حسین(ع) توسط حرّ بن یزید ریاحی و نحوه ورود کاروان به کربلا آغاز می‌شود. در ادامه، وقایعی همچون توقف کاروان در زمین کربلا، سؤال‌وجواب امام حسین(ع) و حرّ، و همچنین بحثی در مورد خریدن زمین کربلا توسط امام مطرح شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص83- 105&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم: حضرت رقیه بنت الحسین(ع): این فصل به معرفی حضرت رقیه(س)، انتساب ایشان به امام حسین(ع)، و بررسی گزارش‌های شهادت او در شام پرداخته است. این قسمت شامل بررسی تطابق تاریخی نام‌ها و همچنین گزارش‌های مختلفی از جمله گزارش کامل بهایی، روضةالشهداء و منتخب التواریخ در مورد شهادت دختر خردسال امام(ع) است و همچنین گزارشی از مزار منسوب به ایشان ارائه می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص109- 121&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم: محمد و عون فرزندان عبدالله بن جعفر: این فصل به فرزندان عبدالله بن جعفر، محمد و عون، اختصاص دارد که در واقعه کربلا به شهادت رسیدند. چگونگی همراهی آنان با امام حسین(ع) از مکه به عراق، نامه‌نگاری‌های پدرشان با امام، و جزئیات شهادت و معرفی این دو بزرگوار در کربلا شرح داده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص125- 133&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم: حضرت عبدالله بن الحسن(ع): این بخش شامل معرفی عبدالله بن الحسن(ع)، یکی از فرزندان امام حسن(ع)، و گزارش‌های شهادت او در کربلا است. این فصل همچنین نکاتی را پیرامون شهادت ایشان، مانند نحوه در آغوش گرفتن ایشان توسط امام حسین(ع) و زخم خوردنشان، بیان کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص137- 142&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم: حضرت قاسم بن الحسن(ع): این فصل به معرفی و شهادت حضرت قاسم بن الحسن(ع)، فرزند امام حسن(ع)، می‌پردازد. در این بخش نکته‌هایی در مورد حضور قاسم(ع) در میدان، سن ایشان(کمتر از بلوغ)، ازدواج او در کربلا (که گزارشی ضعیف شمرده شده)، و گزارش‌های مختلف در مورد نبرد و شهادتش مورد بررسی قرار گرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص145- 157&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم: حضرت عبدالله بن الحسین الرضیع(علی‌اصغر): این فصل به معرفی عبدالله(ع)، ملقب به رضیع و علی‌اصغر، و شهادت این طفل شیرخوار اختصاص دارد. در این بخش نکاتی درباره شهادت ایشان، از جمله سن کم (حدود شش ماه تا یک سال)، محل شهادت (جلوی خیمه)، و نام قاتل (حرملة بن کاهل)، و همچنین دعا و سخنان امام حسین(ع) در زمان شهادتش آمده است و همچنین روز ولادت ایشان بررسی می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص161- 170&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نهم: حضرت علی‌اصغر(ع): در این فصل ضمن اشاره به نام‌ها و کنیه‌های متعدد علی‌اصغر(ع)، بحث‌هایی در مورد اینکه آیا امام حسین(ع) برای طفل شیرخوار آب طلب کرد، و همچنین وقایع مربوط به شهادت و گزارش‌های دیگر مطرح شده است. گزارشی از قول‌های ضعیف مبنی بر اینکه امام حسین(ع) فرزند شش‌ماهه خود را در روز عاشورا سه روز آب نداده بود نیز رد شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص173- 185&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دهم: حضرت علی‌اکبر(ع): این بخش به معرفی علی‌اکبر(ع)، فرزند بزرگ امام حسین(ع)، و تأکید بر شباهت ایشان به پیامبر اکرم(ص) می‌پردازد. در این فصل به موضوعاتی مانند زمان اذن‌خواستن علی‌اکبر(ع) برای رفتن به میدان نبرد، وداع ایشان با امام حسین(ع)، و همچنین بحث تاریخی در مورد بزرگ‌تر بودن یا نبودن ایشان از امام سجاد(ع) و امان‌نامه، اشاره شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص189- 211&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل یازدهم: حضرت عباس بن علی(ع): این فصل به معرفی حضرت عباس بن علی(ع) و گزارشی از نبرد و شهادت ایشان در روز عاشورا اختصاص دارد. همچنین در این فصل به نبرد وداع و همچنین درخواست آب برای خیمه‌ها و امان‌نامه، اشاره شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص۲۱5 تا ۲4۳&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوازدهم: شب عاشورا: این فصل وقایع مهم شب عاشورا را شرح می‌دهد، از جمله سخنرانی مشهور امام حسین(ع) و درخواست از اصحاب برای رفتن و نجات جان خود که نشان‌دهنده وفاداری اصحاب و خاندان ایشان است و اشاره به مطالبی مانند: مهلت خواستن برای نماز و دعا و استغفار، حال زینب(ع) در شب عاشورا، گفتگوی اصحاب با دشمنان، حفر خندق و...&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص247- 266&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سیزدهم: وداع امام حسین(ع): این فصل به وداع امام حسین(ع) با یاران و خانواده می‌پردازد که شامل وداع با امام سجا(ع)، سکینه و زینب(س)، طلب لباسی که کسی بدان رغبت نکند&amp;lt;ref&amp;gt; و...همان، ص269- 276&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهاردهم: حضرت حسین بن علی(ع): این فصل شامل موضوعاتی درباره نبرد و شهادت امام حسین(ع) در روز عاشورا است. همچنین به جزئیات مربوط به محل اصابت تیرها و ضربات، از جمله تیر سه شعبه، و همچنین وضعیت بدن ایشان در بستر شهادت پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص279- 320&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پانزدهم: وقایع عصر عاشورا: این فصل به وقایع بعد از شهادت امام، به‌ویژه وقایع عصر عاشورا، از جمله شهادت دو تن پس از شهادت امام حسین(ع)، تاراج وسایل امام حسین(ع) فرستادن سر مقدس به کوفه، غارت خیمه‌ها و توصیف اوضاع آن زمان می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص323- 341&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل شانزدهم: حرکت به کوفه: این فصل به آتش‌زدن خیمه‌ها، وداع با پیکر حضرت، حرکت‌دادن اهل‌بیت(ع) به‌عنوان اسیر به سمت کوفه، ورود به دارالاماره و سخنان قاطع حضرت زینب(س) در کوفه اختصاص دارد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص345-359&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفدهم: اسیران و بازماندگان واقعه کربلا: در این فصل به معرفی بازماندگان واقعه کربلا، از جمله امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س)، و بازماندگان غیر هاشمی و نقش ایشان در ادامه نهضت پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص363-399&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هجدهم: دفن امام حسین(ع) و شهدا: این فصل به موضوع دفن امام حسین(ع) و یارانشان در کربلا، حضور پیامبر(ص) و همچنین حضور جابر بن عبدالله انصاری در آن زمان می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ص373-380&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نوزدهم: همسران امام حسین(ع): این فصل به معرفی همسران امام حسین(ع)، از جمله شهربانو، لیلی، رباب، ام اسحاق و ام‌جعفر، و اطلاعاتی مختصر در مورد هر کدام از ایشان می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ص388-389&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل بیستم: فرزندان امام حسین(ع): این فصل پایانی به بررسی و معرفی فرزندان امام حسین(ع) و نکته‌هایی دررابطه‌با تعداد و اسامی ایشان اختصاص دارد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ص393-406&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:سرگذشت‌نامه‌ها]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اثنی عشر (دوازده امام)]]&lt;br /&gt;
[[رده:سرگذشت‌‌نامه‌های فردی]]&lt;br /&gt;
[[رده:حسین بن علی(ع)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%82%D8%AA%DB%8C%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=814159</id>
		<title>قتیل العبرات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%82%D8%AA%DB%8C%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=814159"/>
		<updated>2026-01-10T06:58:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR65545J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = قتیل العبرات&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = قوت و ضعف گزارش های واقعه کربلا&lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[انوری پور، حسین]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =  /الف8ق2 41/75 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =حسین بن علی(ع)، امام سوم، 4 - 61ق. - سوگواری‏ها - واقعه کربلا، 61ق. - خطاها و جعلیات تاریخی - عاشورا - تحریف - عاشورا - خطاها و جعلیات تاریخی&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = سازمان تبليغات اسلامی. شركت چاپ و نشر بين الملل&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1395ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE65545AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-964-304-703-0&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 65545&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 65545&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 52190&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''قتیل العبرات، قوت و ضعف گزارش‌های واقعه کربلا'''، اثر [[حسین انوری‌پور]] (1347ش)، در بررسی و تحلیل گزارش‌های مربوط به واقعه کربلا  که هدف اصلی آن، تفکیک و شناسایی مطالب و گزارش‌های مستند (قوی) از مطالب غیرمستند (ضعیف) و ضعیف‌نگاری‌ها در متون مربوط به این واقعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب در یک جلد و در بیست فصل تنظیم شده است و به بررسی وقایع و شخصیت‌های مرتبط با نهضت امام حسین(ع) می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هر فصل که شهادتنامۀ شهدای کربلاست، با یک جدول خلاصۀ زندگی‌نامه، جهت معرفی شهید در یک نگاه، قرار داده شده است و سپس با معرفی اجمالی چند صفحه‌ای آغاز و پس از آن نحوە‌ی شهادت آن شهید بیان گردیده است. در بین متون، گاهی به مطالب غیرمستند اشاره شده است و گاهی نیز به توضیح آن پرداخته‌ایم و در پایان بعضی از فصول مطالب غیرمستندی که نیاز به تشریح بیشتری داشته، آورده شده است. این مطالب غیرمستند، با عنایت به کتاب‌های عاشورا پژوهان و به دنبال خط‌مشی آنان، به اتمام رسیده است&amp;lt;ref&amp;gt; پیشگفتار، ص29-30&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==سبک کتاب==&lt;br /&gt;
این کتاب، با چندین هدف و شیوۀ نگارش تألیف شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# هدف اول و اصلی تألیف این کتاب، معرفی و ارائه تمامی مطالب صحیح و مستند، و در کنار آن معرفی و ارائە‌ی تمامی مطالب ضعیف و غیرمستند، در قسمت خود و با عنوان نوع غیرمستند بودن.&lt;br /&gt;
# ترکیب گزارش‌های مختلف از یک موضوع. این شیوه نیز برای اولین‌بار است که انجام شده است. تا کنون چند گزارش از یک موضوع، به طور جداگانه صورت می‌گرفته است، اما در این کتاب، اغلب گزارش‌های مختلف از یک موضوع، در یک متن واحد آمده و این باعث آن شده که پانوشت‌های بسیاری در یک متن دیده شود.&lt;br /&gt;
# اسخ به برخی سؤالات و شبهات که امروزه و یا از دیرباز بر سر زبان‌هاست که در انتهای هر قسمت بدان پرداخته شده است.&lt;br /&gt;
# پانوشت‌های این کتاب (اعم از مطالب مستند و غیرمستند)، اولین گوینده را نقل کرده است، چراکه معمولا هر موضوع، از اولین گزارش به کتاب‌های دیگر وارد شده است.&lt;br /&gt;
# نحوە دقیق تلفظ اعلام در نمایۀ آخر کتاب&amp;lt;ref&amp;gt;پیشگفتار، ص30&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
در مقدمه کتاب، نگارنده به روش کار خود اشاره و روایات را به دو گروه کلی قوی/مستند و ضعیف/غیرمستند تقسیم نموده است. همچنین، در بخشی از مقدمه، به معرفی برخی از کتاب‌های نامعتبر (ضعیف) و معتبر (قوی) پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص17- 30&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول: نامه‌های کوفیان به امام حسین(ع)  این فصل با نامه‌های کوفیان به امام حسین(ع) پس از رسیدن خبر مرگ معاویه و خارج‌شدن ایشان از مدینه به مکه آغاز می‌شود. در ادامه، پاسخ امام حسین(ع) به کوفیان، فرستادن مسلم بن عقیل به کوفه، و بررسی احوال کوفه توسط مسلم(ع) شرح داده شده است. والی کوفه شدن عبیدالله بن زیاد، نامه امام حسین(ع) به اهل بصره، کشته‌شدن سلیمان (ابو رزین) اولین سفیر امام حسین(ع)، پاسخ یزید بن مسعود به نامه امام حسین(ع)، پیوستن یزید بن نبیط به امام حسین(ع)، سفیران امام حسین(ع)، سلیمان (ابو رزین)، عبدالله بن یقطر و قیس بن مسهر صیداوی و شهادت آنها توسط ابن ‌زیاد از دیگر مطالب این فصل هستند&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص33- 45&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم: حضرت مسلم بن عقیل(ع): این بخش شامل معرفی حضرت مسلم بن عقیل(ع) به‌عنوان نماینده امام حسین(ع) و یکی از برجسته‌ترین شهیدان کربلا و نیز خلاصه‌ای از زندگی و شهادت ایشان در کوفه است. در این فصل به وقایع مهم کوفه، از  جمله تعداد بیعت‌کنندگان با مسلم(ع) و پناه‌بردن وی به خانه هانی بن عروه، نامه ایشان به امام حسین(ع)، دستگیری و شهادت ایشان در دارالاماره و دیگر حوادث پس از آن پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص51- 82&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم: ورود به کربلا این فصل با توصیف بستن راه بر امام حسین(ع) توسط حرّ بن یزید ریاحی و نحوه ورود کاروان به کربلا آغاز می‌شود. در ادامه، وقایعی همچون توقف کاروان در زمین کربلا، سؤال‌وجواب امام حسین(ع) و حرّ، و همچنین بحثی در مورد خریدن زمین کربلا توسط امام مطرح شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص83- 105&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم: حضرت رقیه بنت الحسین(ع): این فصل به معرفی حضرت رقیه(س)، انتساب ایشان به امام حسین(ع)، و بررسی گزارش‌های شهادت او در شام پرداخته است. این قسمت شامل بررسی تطابق تاریخی نام‌ها و همچنین گزارش‌های مختلفی از جمله گزارش کامل بهایی، روضةالشهداء و منتخب التواریخ در مورد شهادت دختر خردسال امام(ع) است و همچنین گزارشی از مزار منسوب به ایشان ارائه می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص109- 121&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم: محمد و عون فرزندان عبدالله بن جعفر: این فصل به فرزندان عبدالله بن جعفر، محمد و عون، اختصاص دارد که در واقعه کربلا به شهادت رسیدند. چگونگی همراهی آنان با امام حسین(ع) از مکه به عراق، نامه‌نگاری‌های پدرشان با امام، و جزئیات شهادت و معرفی این دو بزرگوار در کربلا شرح داده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص125- 133&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم: حضرت عبدالله بن الحسن(ع): این بخش شامل معرفی عبدالله بن الحسن(ع)، یکی از فرزندان امام حسن(ع)، و گزارش‌های شهادت او در کربلا است. این فصل همچنین نکاتی را پیرامون شهادت ایشان، مانند نحوه در آغوش گرفتن ایشان توسط امام حسین(ع) و زخم خوردنشان، بیان کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص137- 142&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم: حضرت قاسم بن الحسن(ع): این فصل به معرفی و شهادت حضرت قاسم بن الحسن(ع)، فرزند امام حسن(ع)، می‌پردازد. در این بخش نکته‌هایی در مورد حضور قاسم(ع) در میدان، سن ایشان(کمتر از بلوغ)، ازدواج او در کربلا (که گزارشی ضعیف شمرده شده)، و گزارش‌های مختلف در مورد نبرد و شهادتش مورد بررسی قرار گرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص145- 157&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم: حضرت عبدالله بن الحسین الرضیع(علی‌اصغر): این فصل به معرفی عبدالله(ع)، ملقب به رضیع و علی‌اصغر، و شهادت این طفل شیرخوار اختصاص دارد. در این بخش نکاتی درباره شهادت ایشان، از جمله سن کم (حدود شش ماه تا یک سال)، محل شهادت (جلوی خیمه)، و نام قاتل (حرملة بن کاهل)، و همچنین دعا و سخنان امام حسین(ع) در زمان شهادتش آمده است و همچنین روز ولادت ایشان بررسی می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص161- 170&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نهم: حضرت علی‌اصغر(ع): در این فصل ضمن اشاره به نام‌ها و کنیه‌های متعدد علی‌اصغر(ع)، بحث‌هایی در مورد اینکه آیا امام حسین(ع) برای طفل شیرخوار آب طلب کرد، و همچنین وقایع مربوط به شهادت و گزارش‌های دیگر مطرح شده است. گزارشی از قول‌های ضعیف مبنی بر اینکه امام حسین(ع) فرزند شش‌ماهه خود را در روز عاشورا سه روز آب نداده بود نیز رد شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص173- 185&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دهم: حضرت علی‌اکبر(ع): این بخش به معرفی علی‌اکبر(ع)، فرزند بزرگ امام حسین(ع)، و تأکید بر شباهت ایشان به پیامبر اکرم(ص) می‌پردازد. در این فصل به موضوعاتی مانند زمان اذن‌خواستن علی‌اکبر(ع) برای رفتن به میدان نبرد، وداع ایشان با امام حسین(ع)، و همچنین بحث تاریخی در مورد بزرگ‌تر بودن یا نبودن ایشان از امام سجاد(ع) و امان‌نامه، اشاره شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص189- 211&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل یازدهم: حضرت عباس بن علی(ع): این فصل به معرفی حضرت عباس بن علی(ع) و گزارشی از نبرد و شهادت ایشان در روز عاشورا اختصاص دارد. همچنین در این فصل به نبرد وداع و همچنین درخواست آب برای خیمه‌ها و امان‌نامه، اشاره شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص۲۱5 تا ۲4۳&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوازدهم: شب عاشورا: این فصل وقایع مهم شب عاشورا را شرح می‌دهد، از جمله سخنرانی مشهور امام حسین(ع) و درخواست از اصحاب برای رفتن و نجات جان خود که نشان‌دهنده وفاداری اصحاب و خاندان ایشان است و اشاره به مطالبی مانند: مهلت خواستن برای نماز و دعا و استغفار، حال زینب(ع) در شب عاشورا، گفتگوی اصحاب با دشمنان، حفر خندق و...&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص247- 266&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سیزدهم: وداع امام حسین(ع): این فصل به وداع امام حسین(ع) با یاران و خانواده می‌پردازد که شامل وداع با امام سجا(ع)، سکینه و زینب(س)، طلب لباسی که کسی بدان رغبت نکند&amp;lt;ref&amp;gt; و...همان، ص269- 276&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهاردهم: حضرت حسین بن علی(ع): این فصل شامل موضوعاتی درباره نبرد و شهادت امام حسین(ع) در روز عاشورا است. همچنین به جزئیات مربوط به محل اصابت تیرها و ضربات، از جمله تیر سه شعبه، و همچنین وضعیت بدن ایشان در بستر شهادت پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص279- 320&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پانزدهم: وقایع عصر عاشورا: این فصل به وقایع بعد از شهادت امام، به‌ویژه وقایع عصر عاشورا، از جمله شهادت دو تن پس از شهادت امام حسین(ع)، تاراج وسایل امام حسین(ع) فرستادن سر مقدس به کوفه، غارت خیمه‌ها و توصیف اوضاع آن زمان می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص323- 341&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل شانزدهم: حرکت به کوفه: این فصل به آتش‌زدن خیمه‌ها، وداع با پیکر حضرت، حرکت‌دادن اهل‌بیت(ع) به‌عنوان اسیر به سمت کوفه، ورود به دارالاماره و سخنان قاطع حضرت زینب(س) در کوفه اختصاص دارد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص345-359&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفدهم: اسیران و بازماندگان واقعه کربلا: در این فصل به معرفی بازماندگان واقعه کربلا، از جمله امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س)، و بازماندگان غیر هاشمی و نقش ایشان در ادامه نهضت پرداخته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص363-399&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هجدهم: دفن امام حسین(ع) و شهدا: این فصل به موضوع دفن امام حسین(ع) و یارانشان در کربلا، حضور پیامبر(ص) و همچنین حضور جابر بن عبدالله انصاری در آن زمان می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ص373-380&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نوزدهم: همسران امام حسین(ع): این فصل به معرفی همسران امام حسین(ع)، از جمله شهربانو، لیلی، رباب، ام اسحاق و ام‌جعفر، و اطلاعاتی مختصر در مورد هر کدام از ایشان می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ص388-389&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل بیستم: فرزندان امام حسین(ع): این فصل پایانی به بررسی و معرفی فرزندان امام حسین(ع) و نکته‌هایی دررابطه‌با تعداد و اسامی ایشان اختصاص دارد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ص393-406&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:سرگذشت‌نامه‌ها]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اثنی عشر (دوازده امام)]]&lt;br /&gt;
[[رده:سرگذشت‌‌نامه‌های فردی]]&lt;br /&gt;
[[رده:حسین بن علی(ع)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B8%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_(%D8%A8%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C)&amp;diff=814156</id>
		<title>مثنوی مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B8%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_(%D8%A8%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C)&amp;diff=814156"/>
		<updated>2026-01-10T05:30:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR132151J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = مثنوي مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی)&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = مظهر الآثار&lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[ه‍اش‍م‍ی‌، ش‍اه‌ ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[ح‍س‍ی‍ن‌خ‍ان‍ی‌، ح‍ام‍د]] (مصحح)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =PIR ۶۱۸۱/م۶ ۱۴۰۰&lt;br /&gt;
| موضوع =ها‌شمی‌، شا‌ه‌ جها‌نگیر، - 946ق‌.- نقد و تفسیر - شعر فارسی - قرن 10ق. - شعر عرفانی فارسی - قرن 10ق.  - شاعران ایرانی - قرن 10ق.&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = مرکز پژوهشی ميراث مکتوب&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1400ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE132151AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-600-203-254-6&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 132151&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 132151&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 105855&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''مثنوی مظهرالآثار'''، نوشته [[ه‍اش‍م‍ی‌، ش‍اه‌ ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر|شاه جهانگیر هاشمی کرمانی]] (متوفی ۹۴۶ق)، منظومه‌ای عرفانی و اخلاقی در قالب مثنوی است که به تقلید از «[[مخزن الاسرار]]» [[نظامی، الیاس بن یوسف|نظامی گنجوی]] سروده شده و به تبیین اندیشه‌های صوفیانه، حقایق سلوک و مبانی حکمت الهی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این اثر در یک جلد تدوین شده که شامل یک مقدمه تحقیقی مفصل درباره زندگی و آثار شاعر، و متن اصلی مثنوی متشکل از مناجات‌ها، نعت‌ها، روضه‌ها، بیست موعظه به همراه حکایات تمثیلی و خاتمه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انگیزه نگارش==&lt;br /&gt;
انگیزه اصلی نویسنده از تدوین این اثر، تتبع و پاسخ‌گویی به سنت منظومه‌سازی بزرگان ادب فارسی همچون نظامی گنجوی، امیرخسرو دهلوی و جامی بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، صفحه هشتاد و هشت و نود&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین طبق متن کتاب، هاشمی این اثر را به پیشنهاد و اصرار «شاه حسن ارغون»، حاکم وقت سند، برای اثبات توانایی ادبی خود و ترویج اندیشه‌های عرفانی در آن سامان به رشته تحریر درآورده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه نود و یک&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب با مقدمه مفصلی از مصحح در معرفی آن آغاز شده است. منظومه مظهرالآثار، چون آثار سلف خود، [[مخزن الاسرار]]، [[مطلع الأنوار|مطلع‌الأنوار]] و [[تحفة الاحرار]]، دارای بخش‌های مختلفی است که این ساختار کلی در تقسیم‌بندی و شکل‌دهی بخش‌های آن رعایت شده است. این ساختار با سرایش [[مخزن الاسرار]] پدید آمد و بعد از آن غالب پیروان نظامی بر اساس آن منظومه‌های عرفانی خود را سرودند. سراینده مظهر نیز به کلیت آن ساختار در بخش‌بندی منظومه‌اش وفادار بوده است؛ هرچند که تفاوت‌هایی جزئی با مخزن از این منظر دارد؛ مثلاً در نام‌گذاری بخش‌ها یا انتخاب موضوعات، این تفاوت‌ها آشکار است. ازاین‌رو، همان‌طور که در بخش‌های قبل ذکر شد، منظومه مظهرالآثار به لحاظ انتخاب موضوع، ذکر حکایات و نام بخش‌های آن بیشتر به تحفةالاحرار جامی نزدیک است تا به مخزن‌الاسرار نظامی. به‌طورکلی مظهرالآثار شامل بخش‌های زیر است:&lt;br /&gt;
# آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکر؛&lt;br /&gt;
# مناجات‌های چهارگانه؛&lt;br /&gt;
# نعت‌های پنج‌گانه؛&lt;br /&gt;
# روضه‌های سه‌گانه؛&lt;br /&gt;
# مواعظ بیست‌گانه؛&lt;br /&gt;
# خاتمه کتاب؛&lt;br /&gt;
حکایات مظهر در بخش اصلی آن، یعنی مواعظ بیست‌گانه، هماهنگ و متناسب با موضوع و محتوای هر موعظه آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و چهارده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سبک نگارش==&lt;br /&gt;
مهم‌ترین ویژگی‌های سبک نگارش اثر حاضر، به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
# پیروی  از سبک مثنوی‌های عرفانی: این اثر در وزن «بحر سریع» (مفتعلن، مفتعلن، فاعلن) و کاملاً تحت‌تأثیر زبان و ساختار مخزن‌الاسرار نظامی سروده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه بیست و دو، نود و چهار- نود و پنج&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# صبغه عرفانی و صوفیانه: نویسنده به وفور از اصطلاحات، نمادها و مبانی اندیشگی صوفیه، به‌ویژه دیدگاه‌های سلسله نعمت‌اللهی بهره برده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه نود و نه صد و هشت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ایجاز و آرایه‌های ادبی: نگارنده باتکیه‌بر ایجاز، از صنایع بلاغی همچون استعاره، تلمیح برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه صد و یک، صد و هفت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت کتاب==&lt;br /&gt;
# نخستین پاسخ به [[مخزن الاسرار]] در سند: این کتاب اولین منظومه در تاریخ ادبیات فارسی است که به تقلید از [[نظامی، الیاس بن یوسف|نظامی]] در منطقه جغرافیایی سند سروده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه بیست و چهار، هشتاد و هشت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# پل فرهنگی ایران و هند: اثر مذکور سندی ارزشمند از پیوند تاریخی و فرهنگی میان ایران و شبه‌قاره در قرن دهم هجری به شمار می‌رود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه پنجاه و یک- پنجاه و دو&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# آینه اندیشه نعمت‌اللهی: مظهرالآثار یکی از مهم‌ترین متون منظومی است که آرا عرفانی پیروان شاه نعمت‌الله ولی را در خود جای‌داده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه پنجاه و شش، شصت و شش&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
این منظومه دارای ۲۳۹۱ بیت و آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکراست. بیت آغازین این منظومه به سنت مخزن‌الاسرار با اقتباس آیه «بسم‌الله» همراه است:&lt;br /&gt;
«بسم‌الله‌ الرحمن ‌الرحیم فاتحه‌آرایای کلام قدیم»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، هشتاد و نه، صفحه یک‌صد و چهارده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از شاعران پیرو مخزن، منظومه خود را با این آیه شریفه شروع کرده‌اند و گویی که این تسمیه در بین منظومه‌پردازان جنبه تبرک و تیمن یافته است. هاشمی نیز، با چهره‌دستی چنین کرده و در آغاز مثنوی‌اش در سی ‌و‌یک بیت به شرح و رمزگشایی عارفانه حروف «بسم‌الله» پرداخته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن با این عنوان: «در شکر ادای نعمت، تسمیه به تحمید سبحانی که مفتاح ابواب معانی و فاتحه اسباب دوجهانی است» در سی و هشت بیت به حمد و ستایش و وصف حضرت حق‌تعالی پرداخته است که در واقع بخش تحمیدیه منظومه است و همراه با ظرایف و لطایف حکمی و عرفانی و اشارات قرآنی است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و پانزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مناجات‌های چهارگانه===&lt;br /&gt;
مناجات اول: در استغفار از تقصیر و خطا به درگاه حضرت واهب‌العطایا جَلَّ جلاله و عَمَّ نواله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات دوم: در ایضاح آنکه جمیع موجودات به یک وحدت قائم‌اند و حیثیت آفتاب ذات او سایه اسماء و صفات اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات سوم: در استفاضه انوار سرچشمه عین‌الیقین و چشم‌داشتن به پرتو جمال جهان‌آفرین ما اعلی شانه و برهانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات چهارم: در توفیق انتظام این صحیفه معانی آیات به درگاه بی‌نیاز حضرت قاضی‌الحاجات عزّ اسمه&amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نعت‌های پنج‌گانه===&lt;br /&gt;
نعت اول: در تقدم نور حضرت سید کائنات ـ علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات ـ بر جمیع حقایق ممکنات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت دوم: در صفت معراج نبی علیه‌السلام و وصول به معاد که فنای عبد است در بقای معبود و اتصال نقطه آخرین قوس معارج بر نقطه قوس مدارج.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت سوم: در التماس آثار عنایت نبوی و اقتباس انوار هدایت مصطفوی(ص).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت چهارم: در علو قدر و منزلت آن حضرت و استدعای آستان‌بوسی روضه مقدس وی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت پنجم: در وقار و بزرگی آن حضرت ـ علیه التحیة و الثناء ـ که منبع حلم و حیا و مجمع صدق و صفاست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هاشمی در ادامه نعت پنجم و پیش از روضه‌های سه‌گانه با ابیاتی خواندنی، چند عنوان و موضوع را بیان می‌کند که در پیوند با کلیت منظومه او بسیار مهم‌اند؛ عناوین آن‌ها چنین است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# در منقبت قطب دایره حقایق ازلی حضرت شاه نورالدین نعمت‌الله ولی ـ قدس الله سره-. &lt;br /&gt;
# در ذکر خیر مفتاح اسرار الهی و مصباح انوار سفیدی و سیاهی حضرت ارشادپناهی شیخ محمد لاهیجی ـ قدس الله سره ـ.&lt;br /&gt;
# دیباچه سخن در تحریر اوصاف اکابر قلم و بلاغت که ناظمان این طرز عالی‌سوادند؛ مزین به مدح والی عهد ـ خلد الله ملکه ـ که به شکرستان سخن پرورده باد.&lt;br /&gt;
# در تعریف جواهر سخن که زبان حال بر لطافتش دلیل ساطع و حجت ناطق است و کلام سبحانی که در کسوت سخن ورود یافته بر فضیلتش نص قاطع.&lt;br /&gt;
# در جوهریان ارباب سخن که قوم لطیف و طایفه مستغنی‌التعریفند و سخن جنسی است بلندپایه و بحری است پر از گوهر گران‌مایه.&lt;br /&gt;
# در انتظام کلام نظم که از صور حروف اصلیه ذات بر لوح السنه متکلمان عالم صفات ظاهر و فایض می‌گردد.&lt;br /&gt;
# در تحریر نقش پر زمزمه مقامات پرده دل که آهنگ نغمات شغب‌انگیز صوت عرفان از قانون فطرتش بی زخمه مرشد بلندآوازه نمی‌آید&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و پانزده - یک‌صد و شانزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===روضه‌های سه‌گانه===&lt;br /&gt;
روضه اول: در صفای رؤیت مرشد صافی‌صفات و رهیدن مرید صادق از قید شب هجرت به صبح نجات.&lt;br /&gt;
روضه دوم: در طلوع صبح طلعت پیر آفتاب‌ضمیر و روشنایی یافتن مرید صادق از ظلمت هول به نور تربیت پیر صادق.&lt;br /&gt;
روضه سوم: در تأثیر تربیت پیر رهنما و آگاه شدن مرید صادق از حال امروز بر حقیقت فردای خویش&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و هفده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مواعظ بیست‌گانه===&lt;br /&gt;
موعظه اول: در انبعاث مجردات عالم شهود و اجمال و آفرینش اجسام که عبارت از سلسله مادیات عالم شهود و ایجاد آدم(ع) که مظهر اعظم است (همراه با حکایت). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه دوم: در وفور برکات پیشه دهقانی که به‌حکم «الدنیا مزرعة الآخرة» سرمایه محصول دوجهانی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه سوم: در بیان وحدانیت حضرت احدیت جَلَّ ذکره که طغرای شهدات «ان لا اله الا الله» است و هر حرف «ا َّن ً محمدا رسول الله» بر وحدانیتش یک گواه (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه چهارم: در ذکر اقامت نماز پنج‌گانه که اثنیت عبد را رافع است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه پنجم: در صفت قدر و بزرگی ماه مبارک رمضان که مفتاح درجات جنان و قفل درکات درگاه نیران است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه ششم: در بیان ادای زکات که سرمایه برکات مدارج دنیوی و پیرایه درجات معارج اخروی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هفتم: در تحریر قانون راه حجاز که آهنگ پا کوفتن برهنه‌پایان دایره وجد عرفان و زخمه کارگر خار مغیلان اوست و نیز رقصان ذرات عالم جان در اصول جنبش ریگ روان اوست (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هشتم: در ترک مصاحبت ناجنس که مصباح اسباب خمول و تحریر است و در فواید خلوت و عزلت که مفتاح ابواب وصول و توحید (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه نهم: در ایما و اشارت به اسرار خاموشی که به‌حکم مَنْ صُمتُ برقع نجات و فلاح و پرده عافیت و صلاح است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه دهم: در تنبیه آنانی که از شراب نخوت سربه‌گریبان هستی فروبرده‌اند و در صبح آگاهی از خواب غفلت، در شبستان مستی فرومانده‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه یازدهم: در ذکر سماع و صفای چله‌نشینان حلقه قوسين وجد و حال، صوفیان کوره فقر و فنااند و به اصول راهرو دوستدار و دایره توحید می‌نماید (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه دوازدهم: در تعریف علم و شرح فضیلت علما دین که مفتاح ابواب مدارس توفیق و مصباح الصباح محاسن تحقیق‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه سیزدهم: در تعدیل ارکان دولت و صفت سلاطین عادل که به فحوای «السلطان ظل الله فی الارض» ملاذ خلایقند و بطراز کسوت «انَّ الله یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ» لایق (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه چهاردهم: در توحید اوضاع اصحاب حساب که مهندسان قلمرو سیاق و آداب و مستوفیان ابواب‌المال عالم ایشان‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه پانزدهم: در وصیت آنکه صبح پیری از بیاض انوار غیب دمیده و آفتاب عالم‌افروز جوانی بر سر دیوار مقطع رسیده (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه شانزدهم: در غنیمت شمردن آب‌وتاب نوروز جوانی که سرمایه فضل و اقبال و کامرانی و پیرایه اصل ایام زندگانی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هفدهم: در تحریر خط‌وخال نیکوان که نقش دلپذیر نگارستان قلمرو صنع و کمال در آیینه معنی‌نمای صورت‌خانه عالم حس و جمال‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هجدهم: در شرح جاذبه عشق که رگ‌های جان عاشقان را به حبل‌المتین تعلق پیوسته است و گرفتاران سواد عالم دل را ... (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه نوزدهم: در حسن ادای شیرین‌سخنان موزون که طوطیان شکرشکن بهارستان فصاحت‌اند و منقار قلم همایون‌رقم چهره‌گشای صور آینه‌رخساران نگارستان ملاحت (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه بیستم: در تنبیه و تعلیم نورسیده‌ای که هنوز موسم تازه‌بهارش نرسیده و سبزه خط غبار از صفحه لوح عذارش ندمیده (همراه با حکایت)&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و هفده- یک‌صد و نوزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خاتمه کتاب===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاتمه: این شکسته خامه به محک قبول کیمیاطبعان رایج باد که دیده‌وران شناسنده جواهر نظم صاف و سخن‌سنجان معانی‌عیار میزان عالم انصاف‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعر در بخش پایانی منظومه، در سی بیت، ضمن تجلیل از قلم، شکر توفیق به‌انجام‌رساندن مظهرالآثار را به‌جای می‌آورد و اشاره‌ای مستقیم به سال و مدت سرایش آن در بلد تته می‌نماید و پس از آن، نظر دقیق اهل‌نظر را جلب می‌کند و با دعا منظومه را به پایان می‌برد؛ دو بیت پایانی: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|''تا بود این مرکز دیرینه دیر''|2=''ذکر عزیزان سخن‌دان به خیر''}} &lt;br /&gt;
{{ب|''شاهد این نظم همایون‌سخن''|2=''تا به ابد باد به وجه حسن''&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و نوزده&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان‌شناسی، زبان و ادبیات]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات شرقی (آسیایی)]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B8%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_(%D8%A8%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C)&amp;diff=814155</id>
		<title>مثنوی مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B8%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_(%D8%A8%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C)&amp;diff=814155"/>
		<updated>2026-01-10T05:26:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR132151J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = مثنوي مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی)&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = مظهر الآثار&lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[ه‍اش‍م‍ی‌، ش‍اه‌ ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[ح‍س‍ی‍ن‌خ‍ان‍ی‌، ح‍ام‍د]] (مصحح)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =PIR ۶۱۸۱/م۶ ۱۴۰۰&lt;br /&gt;
| موضوع =ها‌شمی‌، شا‌ه‌ جها‌نگیر، - 946ق‌.- نقد و تفسیر - شعر فارسی - قرن 10ق. - شعر عرفانی فارسی - قرن 10ق.  - شاعران ایرانی - قرن 10ق.&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = مرکز پژوهشی ميراث مکتوب&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1400ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE132151AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-600-203-254-6&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 132151&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 132151&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 105855&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''مثنوی مظهرالآثار'''، نوشته [[ه‍اش‍م‍ی‌، ش‍اه‌ ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر|شاه جهانگیر هاشمی کرمانی]] (متوفی ۹۴۶ق)، منظومه‌ای عرفانی و اخلاقی در قالب مثنوی است که به تقلید از «[[مخزن الاسرار]]» [[نظامی، الیاس بن یوسف|نظامی گنجوی]] سروده شده و به تبیین اندیشه‌های صوفیانه، حقایق سلوک و مبانی حکمت الهی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این اثر در یک جلد تدوین شده که شامل یک مقدمه تحقیقی مفصل درباره زندگی و آثار شاعر، و متن اصلی مثنوی متشکل از مناجات‌ها، نعت‌ها، روضه‌ها، بیست موعظه به همراه حکایات تمثیلی و خاتمه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انگیزه نگارش==&lt;br /&gt;
انگیزه اصلی نویسنده از تدوین این اثر، تتبع و پاسخ‌گویی به سنت منظومه‌سازی بزرگان ادب فارسی همچون نظامی گنجوی، امیرخسرو دهلوی و جامی بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، صفحه هشتاد و هشت و نود&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین طبق متن کتاب، هاشمی این اثر را به پیشنهاد و اصرار «شاه حسن ارغون»، حاکم وقت سند، برای اثبات توانایی ادبی خود و ترویج اندیشه‌های عرفانی در آن سامان به رشته تحریر درآورده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه نود و یک&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب با مقدمه مفصلی از مصحح در معرفی آن آغاز شده است. منظومه مظهرالآثار، چون آثار سلف خود، [[مخزن الاسرار]]، [[مطلع الأنوار|مطلع‌الأنوار]] و [[تحفة الاحرار]]، دارای بخش‌های مختلفی است که این ساختار کلی در تقسیم‌بندی و شکل‌دهی بخش‌های آن رعایت شده است. این ساختار با سرایش [[مخزن الاسرار]] پدید آمد و بعد از آن غالب پیروان نظامی بر اساس آن منظومه‌های عرفانی خود را سرودند. سراینده مظهر نیز به کلیت آن ساختار در بخش‌بندی منظومه‌اش وفادار بوده است؛ هرچند که تفاوت‌هایی جزئی با مخزن از این منظر دارد؛ مثلاً در نام‌گذاری بخش‌ها یا انتخاب موضوعات، این تفاوت‌ها آشکار است. ازاین‌رو، همان‌طور که در بخش‌های قبل ذکر شد، منظومه مظهرالآثار به لحاظ انتخاب موضوع، ذکر حکایات و نام بخش‌های آن بیشتر به تحفةالاحرار جامی نزدیک است تا به مخزن‌الاسرار نظامی. به‌طورکلی مظهرالآثار شامل بخش‌های زیر است:&lt;br /&gt;
# آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکر؛&lt;br /&gt;
# مناجات‌های چهارگانه؛&lt;br /&gt;
# نعت‌های پنج‌گانه؛&lt;br /&gt;
# روضه‌های سه‌گانه؛&lt;br /&gt;
# مواعظ بیست‌گانه؛&lt;br /&gt;
# خاتمه کتاب؛&lt;br /&gt;
حکایات مظهر در بخش اصلی آن، یعنی مواعظ بیست‌گانه، هماهنگ و متناسب با موضوع و محتوای هر موعظه آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و چهارده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سبک نگارش==&lt;br /&gt;
مهم‌ترین ویژگی‌های سبک نگارش اثر حاضر، به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
# پیروی  از سبک مثنوی‌های عرفانی: این اثر در وزن «بحر سریع» (مفتعلن، مفتعلن، فاعلن) و کاملاً تحت‌تأثیر زبان و ساختار مخزن‌الاسرار نظامی سروده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه بیست و دو، نود و چهار- نود و پنج&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# صبغه عرفانی و صوفیانه: نویسنده به وفور از اصطلاحات، نمادها و مبانی اندیشگی صوفیه، به‌ویژه دیدگاه‌های سلسله نعمت‌اللهی بهره برده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه نود و نه صد و هشت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ایجاز و آرایه‌های ادبی: نگارنده باتکیه‌بر ایجاز، از صنایع بلاغی همچون استعاره، تلمیح برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه صد و یک، صد و هفت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت کتاب==&lt;br /&gt;
# نخستین پاسخ به [[مخزن الاسرار]] در سند: این کتاب اولین منظومه در تاریخ ادبیات فارسی است که به تقلید از [[نظامی، الیاس بن یوسف|نظامی]] در منطقه جغرافیایی سند سروده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه بیست و چهار، هشتاد و هشت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# پل فرهنگی ایران و هند: اثر مذکور سندی ارزشمند از پیوند تاریخی و فرهنگی میان ایران و شبه‌قاره در قرن دهم هجری به شمار می‌رود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه پنجاه و یک- پنجاه و دو&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# آینه اندیشه نعمت‌اللهی: مظهرالآثار یکی از مهم‌ترین متون منظومی است که آرا عرفانی پیروان شاه نعمت‌الله ولی را در خود جای‌داده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه پنجاه و شش، شصت و شش&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
این منظومه دارای ۲۳۹۱ بیت و آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکراست. بیت آغازین این منظومه به سنت مخزن‌الاسرار با اقتباس آیه «بسم‌الله» همراه است:&lt;br /&gt;
«بسم‌الله‌ الرحمن ‌الرحیم فاتحه‌آرایای کلام قدیم»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، هشتاد و نه، صفحه یک‌صد و چهارده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از شاعران پیرو مخزن، منظومه خود را با این آیه شریفه شروع کرده‌اند و گویی که این تسمیه در بین منظومه‌پردازان جنبه تبرک و تیمن یافته است. هاشمی نیز، با چهره‌دستی چنین کرده و در آغاز مثنوی‌اش در سی ‌و‌یک بیت به شرح و رمزگشایی عارفانه حروف «بسم‌الله» پرداخته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن با این عنوان: «در شکر ادای نعمت، تسمیه به تحمید سبحانی که مفتاح ابواب معانی و فاتحه اسباب دوجهانی است» در سی و هشت بیت به حمد و ستایش و وصف حضرت حق‌تعالی پرداخته است که در واقع بخش تحمیدیه منظومه است و همراه با ظرایف و لطایف حکمی و عرفانی و اشارات قرآنی است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و پانزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مناجات‌های چهارگانه===&lt;br /&gt;
مناجات اول: در استغفار از تقصیر و خطا به درگاه حضرت واهب‌العطایا جَلَّ جلاله و عَمَّ نواله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات دوم: در ایضاح آنکه جمیع موجودات به یک وحدت قائم‌اند و حیثیت آفتاب ذات او سایه اسماء و صفات اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات سوم: در استفاضه انوار سرچشمه عین‌الیقین و چشم‌داشتن به پرتو جمال جهان‌آفرین ما اعلی شانه و برهانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات چهارم: در توفیق انتظام این صحیفه معانی آیات به درگاه بی‌نیاز حضرت قاضی‌الحاجات عزّ اسمه&amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نعت‌های پنج‌گانه===&lt;br /&gt;
نعت اول: در تقدم نور حضرت سید کائنات ـ علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات ـ بر جمیع حقایق ممکنات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت دوم: در صفت معراج نبی علیه‌السلام و وصول به معاد که فنای عبد است در بقای معبود و اتصال نقطه آخرین قوس معارج بر نقطه قوس مدارج.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت سوم: در التماس آثار عنایت نبوی و اقتباس انوار هدایت مصطفوی(ص).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت چهارم: در علو قدر و منزلت آن حضرت و استدعای آستان‌بوسی روضه مقدس وی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت پنجم: در وقار و بزرگی آن حضرت ـ علیه التحیة و الثناء ـ که منبع حلم و حیا و مجمع صدق و صفاست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هاشمی در ادامه نعت پنجم و پیش از روضه‌های سه‌گانه با ابیاتی خواندنی، چند عنوان و موضوع را بیان می‌کند که در پیوند با کلیت منظومه او بسیار مهم‌اند؛ عناوین آن‌ها چنین است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# در منقبت قطب دایره حقایق ازلی حضرت شاه نورالدین نعمت‌الله ولی ـ قدس الله سره-. &lt;br /&gt;
# در ذکر خیر مفتاح اسرار الهی و مصباح انوار سفیدی و سیاهی حضرت ارشادپناهی شیخ محمد لاهیجی ـ قدس الله سره ـ.&lt;br /&gt;
# دیباچه سخن در تحریر اوصاف اکابر قلم و بلاغت که ناظمان این طرز عالی‌سوادند؛ مزین به مدح والی عهد ـ خلد الله ملکه ـ که به شکرستان سخن پرورده باد.&lt;br /&gt;
# در تعریف جواهر سخن که زبان حال بر لطافتش دلیل ساطع و حجت ناطق است و کلام سبحانی که در کسوت سخن ورود یافته بر فضیلتش نص قاطع.&lt;br /&gt;
# در جوهریان ارباب سخن که قوم لطیف و طایفه مستغنی‌التعریفند و سخن جنسی است بلندپایه و بحری است پر از گوهر گران‌مایه.&lt;br /&gt;
# در انتظام کلام نظم که از صور حروف اصلیه ذات بر لوح السنه متکلمان عالم صفات ظاهر و فایض می‌گردد.&lt;br /&gt;
# در تحریر نقش پر زمزمه مقامات پرده دل که آهنگ نغمات شغب‌انگیز صوت عرفان از قانون فطرتش بی زخمه مرشد بلندآوازه نمی‌آید&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و پانزده - یک‌صد و شانزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===روضه‌های سه‌گانه===&lt;br /&gt;
روضه اول: در صفای رؤیت مرشد صافی‌صفات و رهیدن مرید صادق از قید شب هجرت به صبح نجات.&lt;br /&gt;
روضه دوم: در طلوع صبح طلعت پیر آفتاب‌ضمیر و روشنایی یافتن مرید صادق از ظلمت هول به نور تربیت پیر صادق.&lt;br /&gt;
روضه سوم: در تأثیر تربیت پیر رهنما و آگاه شدن مرید صادق از حال امروز بر حقیقت فردای خویش&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و هفده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مواعظ بیست‌گانه===&lt;br /&gt;
موعظه اول: در انبعاث مجردات عالم شهود و اجمال و آفرینش اجسام که عبارت از سلسله مادیات عالم شهود و ایجاد آدم(ع) که مظهر اعظم است (همراه با حکایت). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه دوم: در وفور برکات پیشه دهقانی که به‌حکم «الدنیا مزرعة الآخرة» سرمایه محصول دوجهانی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه سوم: در بیان وحدانیت حضرت احدیت جَلَّ ذکره که طغرای شهدات «ان لا اله الا الله» است و هر حرف «ا َّن ً محمدا رسول الله» بر وحدانیتش یک گواه (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه چهارم: در ذکر اقامت نماز پنج‌گانه که اثنیت عبد را رافع است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه پنجم: در صفت قدر و بزرگی ماه مبارک رمضان که مفتاح درجات جنان و قفل درکات درگاه نیران است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه ششم: در بیان ادای زکات که سرمایه برکات مدارج دنیوی و پیرایه درجات معارج اخروی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هفتم: در تحریر قانون راه حجاز که آهنگ پا کوفتن برهنه‌پایان دایره وجد عرفان و زخمه کارگر خار مغیلان اوست و نیز رقصان ذرات عالم جان در اصول جنبش ریگ روان اوست (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هشتم: در ترک مصاحبت ناجنس که مصباح اسباب خمول و تحریر است و در فواید خلوت و عزلت که مفتاح ابواب وصول و توحید (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه نهم: در ایما و اشارت به اسرار خاموشی که به‌حکم مَنْ صُمتُ برقع نجات و فلاح و پرده عافیت و صلاح است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه دهم: در تنبیه آنانی که از شراب نخوت سربه‌گریبان هستی فروبرده‌اند و در صبح آگاهی از خواب غفلت، در شبستان مستی فرومانده‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه یازدهم: در ذکر سماع و صفای چله‌نشینان حلقه قوسين وجد و حال، صوفیان کوره فقر و فنااند و به اصول راهرو دوستدار و دایره توحید می‌نماید (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه دوازدهم: در تعریف علم و شرح فضیلت علما دین که مفتاح ابواب مدارس توفیق و مصباح الصباح محاسن تحقیق‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه سیزدهم: در تعدیل ارکان دولت و صفت سلاطین عادل که به فحوای «السلطان ظل الله فی الارض» ملاذ خلایقند و بطراز کسوت «انَّ الله یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ» لایق (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه چهاردهم: در توحید اوضاع اصحاب حساب که مهندسان قلمرو سیاق و آداب و مستوفیان ابواب‌المال عالم ایشان‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه پانزدهم: در وصیت آنکه صبح پیری از بیاض انوار غیب دمیده و آفتاب عالم‌افروز جوانی بر سر دیوار مقطع رسیده (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه شانزدهم: در غنیمت شمردن آب‌وتاب نوروز جوانی که سرمایه فضل و اقبال و کامرانی و پیرایه اصل ایام زندگانی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هفدهم: در تحریر خط‌وخال نیکوان که نقش دلپذیر نگارستان قلمرو صنع و کمال در آیینه معنی‌نمای صورت‌خانه عالم حس و جمال‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هجدهم: در شرح جاذبه عشق که رگ‌های جان عاشقان را به حبل‌المتین تعلق پیوسته است و گرفتاران سواد عالم دل را ... (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه نوزدهم: در حسن ادای شیرین‌سخنان موزون که طوطیان شکرشکن بهارستان فصاحت‌اند و منقار قلم همایون‌رقم چهره‌گشای صور آینه‌رخساران نگارستان ملاحت (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه بیستم: در تنبیه و تعلیم نورسیده‌ای که هنوز موسم تازه‌بهارش نرسیده و سبزه خط غبار از صفحه لوح عذارش ندمیده (همراه با حکایت)&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و هفده- یک‌صد و نوزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خاتمه کتاب===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاتمه: این شکسته خامه به محک قبول کیمیاطبعان رایج باد که دیده‌وران شناسنده جواهر نظم صاف و سخن‌سنجان معانی‌عیار میزان عالم انصاف‌اند. شاعر در بخش پایانی منظومه، در سی بیت، ضمن تجلیل از قلم، شکر توفیق به‌انجام‌رساندن مظهرالآثار را به‌جای می‌آورد و اشاره‌ای مستقیم به سال و مدت سرایش آن در بلد تته می‌نماید و پس از آن، نظر دقیق اهل‌نظر را جلب می‌کند و با دعا منظومه را به پایان می‌برد؛ دو بیت پایانی: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|''تا بود این مرکز دیرینه دیر''|2=''ذکر عزیزان سخن‌دان به خیر''}} &lt;br /&gt;
{{ب|''شاهد این نظم همایون‌سخن''|2=''تا به ابد باد به وجه حسن''&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و نوزده&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان‌شناسی، زبان و ادبیات]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات شرقی (آسیایی)]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B8%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_(%D8%A8%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C)&amp;diff=814154</id>
		<title>مثنوی مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B8%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_(%D8%A8%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C)&amp;diff=814154"/>
		<updated>2026-01-10T05:24:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR132151J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = مثنوي مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی)&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = مظهر الآثار&lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[ه‍اش‍م‍ی‌، ش‍اه‌ ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[ح‍س‍ی‍ن‌خ‍ان‍ی‌، ح‍ام‍د]] (مصحح)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =PIR ۶۱۸۱/م۶ ۱۴۰۰&lt;br /&gt;
| موضوع =ها‌شمی‌، شا‌ه‌ جها‌نگیر، - 946ق‌.- نقد و تفسیر - شعر فارسی - قرن 10ق. - شعر عرفانی فارسی - قرن 10ق.  - شاعران ایرانی - قرن 10ق.&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = مرکز پژوهشی ميراث مکتوب&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1400ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE132151AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-600-203-254-6&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 132151&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 132151&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 105855&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''مثنوی مظهرالآثار'''، نوشته [[ه‍اش‍م‍ی‌، ش‍اه‌ ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر|شاه جهانگیر هاشمی کرمانی]] (متوفی ۹۴۶ق)، منظومه‌ای عرفانی و اخلاقی در قالب مثنوی است که به تقلید از «[[مخزن الاسرار]]» [[نظامی، الیاس بن یوسف|نظامی گنجوی]] سروده شده و به تبیین اندیشه‌های صوفیانه، حقایق سلوک و مبانی حکمت الهی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این اثر در یک جلد تدوین شده که شامل یک مقدمه تحقیقی مفصل درباره زندگی و آثار شاعر، و متن اصلی مثنوی متشکل از مناجات‌ها، نعت‌ها، روضه‌ها، بیست موعظه به همراه حکایات تمثیلی و خاتمه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انگیزه نگارش==&lt;br /&gt;
انگیزه اصلی نویسنده از تدوین این اثر، تتبع و پاسخ‌گویی به سنت منظومه‌سازی بزرگان ادب فارسی همچون نظامی گنجوی، امیرخسرو دهلوی و جامی بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، صفحه هشتاد و هشت و نود&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین طبق متن کتاب، هاشمی این اثر را به پیشنهاد و اصرار «شاه حسن ارغون»، حاکم وقت سند، برای اثبات توانایی ادبی خود و ترویج اندیشه‌های عرفانی در آن سامان به رشته تحریر درآورده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه نود و یک&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب با مقدمه مفصلی از مصحح در معرفی آن آغاز شده است. منظومه مظهرالآثار، چون آثار سلف خود، [[مخزن الاسرار]]، [[مطلع الأنوار|مطلع‌الأنوار]] و [[تحفة الاحرار]]، دارای بخش‌های مختلفی است که این ساختار کلی در تقسیم‌بندی و شکل‌دهی بخش‌های آن رعایت شده است. این ساختار با سرایش [[مخزن الاسرار]] پدید آمد و بعد از آن غالب پیروان نظامی بر اساس آن منظومه‌های عرفانی خود را سرودند. سراینده مظهر نیز به کلیت آن ساختار در بخش‌بندی منظومه‌اش وفادار بوده است؛ هرچند که تفاوت‌هایی جزئی با مخزن از این منظر دارد؛ مثلاً در نام‌گذاری بخش‌ها یا انتخاب موضوعات، این تفاوت‌ها آشکار است. ازاین‌رو، همان‌طور که در بخش‌های قبل ذکر شد، منظومه مظهرالآثار به لحاظ انتخاب موضوع، ذکر حکایات و نام بخش‌های آن بیشتر به تحفةالاحرار جامی نزدیک است تا به مخزن‌الاسرار نظامی. به‌طورکلی مظهرالآثار شامل بخش‌های زیر است:&lt;br /&gt;
# آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکر؛&lt;br /&gt;
# مناجات‌های چهارگانه؛&lt;br /&gt;
# نعت‌های پنج‌گانه؛&lt;br /&gt;
# روضه‌های سه‌گانه؛&lt;br /&gt;
# مواعظ بیست‌گانه؛&lt;br /&gt;
# خاتمه کتاب؛&lt;br /&gt;
حکایات مظهر در بخش اصلی آن، یعنی مواعظ بیست‌گانه، هماهنگ و متناسب با موضوع و محتوای هر موعظه آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و چهارده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سبک نگارش==&lt;br /&gt;
مهم‌ترین ویژگی‌های سبک نگارش اثر حاضر، به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
# پیروی  از سبک مثنوی‌های عرفانی: این اثر در وزن «بحر سریع» (مفتعلن، مفتعلن، فاعلن) و کاملاً تحت‌تأثیر زبان و ساختار مخزن‌الاسرار نظامی سروده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه بیست و دو، نود و چهار- نود و پنج&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# صبغه عرفانی و صوفیانه: نویسنده به وفور از اصطلاحات، نمادها و مبانی اندیشگی صوفیه، به‌ویژه دیدگاه‌های سلسله نعمت‌اللهی بهره برده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه نود و نه صد و هشت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ایجاز و آرایه‌های ادبی: نگارنده باتکیه‌بر ایجاز، از صنایع بلاغی همچون استعاره، تلمیح برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه صد و یک، صد و هفت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت کتاب==&lt;br /&gt;
# نخستین پاسخ به [[مخزن الاسرار]] در سند: این کتاب اولین منظومه در تاریخ ادبیات فارسی است که به تقلید از [[نظامی، الیاس بن یوسف|نظامی]] در منطقه جغرافیایی سند سروده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه بیست و چهار، هشتاد و هشت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# پل فرهنگی ایران و هند: اثر مذکور سندی ارزشمند از پیوند تاریخی و فرهنگی میان ایران و شبه‌قاره در قرن دهم هجری به شمار می‌رود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه پنجاه و یک- پنجاه و دو&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# آینه اندیشه نعمت‌اللهی: مظهرالآثار یکی از مهم‌ترین متون منظومی است که آرا عرفانی پیروان شاه نعمت‌الله ولی را در خود جای‌داده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه پنجاه و شش، شصت و شش&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
این منظومه دارای ۲۳۹۱ بیت و آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکراست. بیت آغازین این منظومه به سنت مخزن‌الاسرار با اقتباس آیه «بسم‌الله» همراه است:&lt;br /&gt;
«بسم‌الله‌ الرحمن ‌الرحیم فاتحه‌آرایای کلام قدیم»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، هشتاد و نه، صفحه یک‌صد و چهارده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از شاعران پیرو مخزن، منظومه خود را با این آیه شریفه شروع کرده‌اند و گویی که این تسمیه در بین منظومه‌پردازان جنبه تبرک و تیمن یافته است. هاشمی نیز، با چهره‌دستی چنین کرده و در آغاز مثنوی‌اش در سی ‌و‌یک بیت به شرح و رمزگشایی عارفانه حروف «بسم‌الله» پرداخته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن با این عنوان: «در شکر ادای نعمت، تسمیه به تحمید سبحانی که مفتاح ابواب معانی و فاتحه اسباب دوجهانی است» در سی و هشت بیت به حمد و ستایش و وصف حضرت حق‌تعالی پرداخته است که در واقع بخش تحمیدیه منظومه است و همراه با ظرایف و لطایف حکمی و عرفانی و اشارات قرآنی است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و پانزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مناجات‌های چهارگانه===&lt;br /&gt;
مناجات اول: در استغفار از تقصیر و خطا به درگاه حضرت واهب‌العطایا جَلَّ جلاله و عَمَّ نواله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات دوم: در ایضاح آنکه جمیع موجودات به یک وحدت قائم‌اند و حیثیت آفتاب ذات او سایه اسماء و صفات اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات سوم: در استفاضه انوار سرچشمه عین‌الیقین و چشم‌داشتن به پرتو جمال جهان‌آفرین ما اعلی شانه و برهانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات چهارم: در توفیق انتظام این صحیفه معانی آیات به درگاه بی‌نیاز حضرت قاضی‌الحاجات عزّ اسمه&amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نعت‌های پنج‌گانه===&lt;br /&gt;
نعت اول: در تقدم نور حضرت سید کائنات ـ علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات ـ بر جمیع حقایق ممکنات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت دوم: در صفت معراج نبی علیه‌السلام و وصول به معاد که فنای عبد است در بقای معبود و اتصال نقطه آخرین قوس معارج بر نقطه قوس مدارج.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت سوم: در التماس آثار عنایت نبوی و اقتباس انوار هدایت مصطفوی(ص).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت چهارم: در علو قدر و منزلت آن حضرت و استدعای آستان‌بوسی روضه مقدس وی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت پنجم: در وقار و بزرگی آن حضرت ـ علیه التحیة و الثناء ـ که منبع حلم و حیا و مجمع صدق و صفاست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هاشمی در ادامه نعت پنجم و پیش از روضه‌های سه‌گانه با ابیاتی خواندنی، چند عنوان و موضوع را بیان می‌کند که در پیوند با کلیت منظومه او بسیار مهم‌اند؛ عناوین آن‌ها چنین است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# در منقبت قطب دایره حقایق ازلی حضرت شاه نورالدین نعمت‌الله ولی ـ قدس الله سره-. &lt;br /&gt;
# در ذکر خیر مفتاح اسرار الهی و مصباح انوار سفیدی و سیاهی حضرت ارشادپناهی شیخ محمد لاهیجی ـ قدس الله سره ـ.&lt;br /&gt;
# دیباچه سخن در تحریر اوصاف اکابر قلم و بلاغت که ناظمان این طرز عالی‌سوادند؛ مزین به مدح والی عهد ـ خلد الله ملکه ـ که به شکرستان سخن پرورده باد.&lt;br /&gt;
# در تعریف جواهر سخن که زبان حال بر لطافتش دلیل ساطع و حجت ناطق است و کلام سبحانی که در کسوت سخن ورود یافته بر فضیلتش نص قاطع.&lt;br /&gt;
# در جوهریان ارباب سخن که قوم لطیف و طایفه مستغنی‌التعریفند و سخن جنسی است بلندپایه و بحری است پر از گوهر گران‌مایه.&lt;br /&gt;
# در انتظام کلام نظم که از صور حروف اصلیه ذات بر لوح السنه متکلمان عالم صفات ظاهر و فایض می‌گردد.&lt;br /&gt;
# در تحریر نقش پر زمزمه مقامات پرده دل که آهنگ نغمات شغب‌انگیز صوت عرفان از قانون فطرتش بی زخمه مرشد بلندآوازه نمی‌آید&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و پانزده - یک‌صد و شانزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===روضه‌های سه‌گانه===&lt;br /&gt;
روضه اول: در صفای رؤیت مرشد صافی‌صفات و رهیدن مرید صادق از قید شب هجرت به صبح نجات.&lt;br /&gt;
روضه دوم: در طلوع صبح طلعت پیر آفتاب‌ضمیر و روشنایی یافتن مرید صادق از ظلمت هول به نور تربیت پیر صادق.&lt;br /&gt;
روضه سوم: در تأثیر تربیت پیر رهنما و آگاه شدن مرید صادق از حال امروز بر حقیقت فردای خویش&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و هفده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مواعظ بیست‌گانه===&lt;br /&gt;
موعظه اول: در انبعاث مجردات عالم شهود و اجمال و آفرینش اجسام که عبارت از سلسله مادیات عالم شهود و ایجاد آدم(ع) که مظهر اعظم است (همراه با حکایت). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه دوم: در وفور برکات پیشه دهقانی که به‌حکم «الدنیا مزرعة الآخرة» سرمایه محصول دوجهانی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه سوم: در بیان وحدانیت حضرت احدیت جَلَّ ذکره که طغرای شهدات «ان لا اله الا الله» است و هر حرف ان محمدا بر وحدانیتش یک گواه (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه چهارم: در ذکر اقامت نماز پنج‌گانه که اثنیت عبد را رافع است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه پنجم: در صفت قدر و بزرگی ماه مبارک رمضان که مفتاح درجات جنان و قفل درکات درگاه نیران است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه ششم: در بیان ادای زکات که سرمایه برکات مدارج دنیوی و پیرایه درجات معارج اخروی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هفتم: در تحریر قانون راه حجاز که آهنگ پا کوفتن برهنه‌پایان دایره وجد عرفان و زخمه کارگر خار مغیلان اوست و نیز رقصان ذرات عالم جان در اصول جنبش ریگ روان اوست (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هشتم: در ترک مصاحبت ناجنس که مصباح اسباب خمول و تحریر است و در فواید خلوت و عزلت که مفتاح ابواب وصول و توحید (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه نهم: در ایما و اشارت به اسرار خاموشی که به‌حکم مَنْ صُمتُ برقع نجات و فلاح و پرده عافیت و صلاح است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه دهم: در تنبیه آنانی که از شراب نخوت سربه‌گریبان هستی فروبرده‌اند و در صبح آگاهی از خواب غفلت، در شبستان مستی فرومانده‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه یازدهم: در ذکر سماع و صفای چله‌نشینان حلقه قوسين وجد و حال، صوفیان کوره فقر و فنااند و به اصول راهرو دوستدار و دایره توحید می‌نماید (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه دوازدهم: در تعریف علم و شرح فضیلت علما دین که مفتاح ابواب مدارس توفیق و مصباح الصباح محاسن تحقیق‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه سیزدهم: در تعدیل ارکان دولت و صفت سلاطین عادل که به فحوای «السلطان ظل الله فی الارض» ملاذ خلایقند و بطراز کسوت «انَّ الله یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ» لایق (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه چهاردهم: در توحید اوضاع اصحاب حساب که مهندسان قلمرو سیاق و آداب و مستوفیان ابواب‌المال عالم ایشان‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه پانزدهم: در وصیت آنکه صبح پیری از بیاض انوار غیب دمیده و آفتاب عالم‌افروز جوانی بر سر دیوار مقطع رسیده (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه شانزدهم: در غنیمت شمردن آب‌وتاب نوروز جوانی که سرمایه فضل و اقبال و کامرانی و پیرایه اصل ایام زندگانی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هفدهم: در تحریر خط‌وخال نیکوان که نقش دلپذیر نگارستان قلمرو صنع و کمال در آیینه معنی‌نمای صورت‌خانه عالم حس و جمال‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هجدهم: در شرح جاذبه عشق که رگ‌های جان عاشقان را به حبل‌المتین تعلق پیوسته است و گرفتاران سواد عالم دل را ... (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه نوزدهم: در حسن ادای شیرین‌سخنان موزون که طوطیان شکرشکن بهارستان فصاحت‌اند و منقار قلم همایون‌رقم چهره‌گشای صور آینه‌رخساران نگارستان ملاحت (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه بیستم: در تنبیه و تعلیم نورسیده‌ای که هنوز موسم تازه‌بهارش نرسیده و سبزه خط غبار از صفحه لوح عذارش ندمیده (همراه با حکایت)&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و هفده- یک‌صد و نوزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خاتمه کتاب===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاتمه: این شکسته خامه به محک قبول کیمیاطبعان رایج باد که دیده‌وران شناسنده جواهر نظم صاف و سخن‌سنجان معانی‌عیار میزان عالم انصاف‌اند. شاعر در بخش پایانی منظومه، در سی بیت، ضمن تجلیل از قلم، شکر توفیق به‌انجام‌رساندن مظهرالآثار را به‌جای می‌آورد و اشاره‌ای مستقیم به سال و مدت سرایش آن در بلد تته می‌نماید و پس از آن، نظر دقیق اهل‌نظر را جلب می‌کند و با دعا منظومه را به پایان می‌برد؛ دو بیت پایانی: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|''تا بود این مرکز دیرینه دیر''|2=''ذکر عزیزان سخن‌دان به خیر''}} &lt;br /&gt;
{{ب|''شاهد این نظم همایون‌سخن''|2=''تا به ابد باد به وجه حسن''&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و نوزده&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان‌شناسی، زبان و ادبیات]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات شرقی (آسیایی)]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B8%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_(%D8%A8%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C)&amp;diff=814153</id>
		<title>مثنوی مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B8%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_(%D8%A8%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C)&amp;diff=814153"/>
		<updated>2026-01-10T05:22:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR132151J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = مثنوي مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی)&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = مظهر الآثار&lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[ه‍اش‍م‍ی‌، ش‍اه‌ ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[ح‍س‍ی‍ن‌خ‍ان‍ی‌، ح‍ام‍د]] (مصحح)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =PIR ۶۱۸۱/م۶ ۱۴۰۰&lt;br /&gt;
| موضوع =ها‌شمی‌، شا‌ه‌ جها‌نگیر، - 946ق‌.- نقد و تفسیر - شعر فارسی - قرن 10ق. - شعر عرفانی فارسی - قرن 10ق.  - شاعران ایرانی - قرن 10ق.&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = مرکز پژوهشی ميراث مکتوب&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1400ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE132151AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-600-203-254-6&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 132151&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 132151&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 105855&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''مثنوی مظهرالآثار'''، نوشته [[ه‍اش‍م‍ی‌، ش‍اه‌ ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر|شاه جهانگیر هاشمی کرمانی]] (متوفی ۹۴۶ق)، منظومه‌ای عرفانی و اخلاقی در قالب مثنوی است که به تقلید از «[[مخزن الاسرار]]» [[نظامی، الیاس بن یوسف|نظامی گنجوی]] سروده شده و به تبیین اندیشه‌های صوفیانه، حقایق سلوک و مبانی حکمت الهی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این اثر در یک جلد تدوین شده که شامل یک مقدمه تحقیقی مفصل درباره زندگی و آثار شاعر، و متن اصلی مثنوی متشکل از مناجات‌ها، نعت‌ها، روضه‌ها، بیست موعظه به همراه حکایات تمثیلی و خاتمه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انگیزه نگارش==&lt;br /&gt;
انگیزه اصلی نویسنده از تدوین این اثر، تتبع و پاسخ‌گویی به سنت منظومه‌سازی بزرگان ادب فارسی همچون نظامی گنجوی، امیرخسرو دهلوی و جامی بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، صفحه هشتاد و هشت و نود&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین طبق متن کتاب، هاشمی این اثر را به پیشنهاد و اصرار «شاه حسن ارغون»، حاکم وقت سند، برای اثبات توانایی ادبی خود و ترویج اندیشه‌های عرفانی در آن سامان به رشته تحریر درآورده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه نود و یک&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب با مقدمه مفصلی از مصحح در معرفی آن آغاز شده است. منظومه مظهرالآثار، چون آثار سلف خود، [[مخزن الاسرار]]، [[مطلع الأنوار|مطلع‌الأنوار]] و [[تحفة الاحرار]]، دارای بخش‌های مختلفی است که این ساختار کلی در تقسیم‌بندی و شکل‌دهی بخش‌های آن رعایت شده است. این ساختار با سرایش [[مخزن الاسرار]] پدید آمد و بعد از آن غالب پیروان نظامی بر اساس آن منظومه‌های عرفانی خود را سرودند. سراینده مظهر نیز به کلیت آن ساختار در بخش‌بندی منظومه‌اش وفادار بوده است؛ هرچند که تفاوت‌هایی جزئی با مخزن از این منظر دارد؛ مثلاً در نام‌گذاری بخش‌ها یا انتخاب موضوعات، این تفاوت‌ها آشکار است. ازاین‌رو، همان‌طور که در بخش‌های قبل ذکر شد، منظومه مظهرالآثار به لحاظ انتخاب موضوع، ذکر حکایات و نام بخش‌های آن بیشتر به تحفةالاحرار جامی نزدیک است تا به مخزن‌الاسرار نظامی. به‌طورکلی مظهرالآثار شامل بخش‌های زیر است:&lt;br /&gt;
# آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکر؛&lt;br /&gt;
# مناجات‌های چهارگانه؛&lt;br /&gt;
# نعت‌های پنج‌گانه؛&lt;br /&gt;
# روضه‌های سه‌گانه؛&lt;br /&gt;
# مواعظ بیست‌گانه؛&lt;br /&gt;
# خاتمه کتاب؛&lt;br /&gt;
حکایات مظهر در بخش اصلی آن، یعنی مواعظ بیست‌گانه، هماهنگ و متناسب با موضوع و محتوای هر موعظه آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و چهارده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سبک نگارش==&lt;br /&gt;
مهم‌ترین ویژگی‌های سبک نگارش اثر حاضر، به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
# پیروی  از سبک مثنوی‌های عرفانی: این اثر در وزن «بحر سریع» (مفتعلن، مفتعلن، فاعلن) و کاملاً تحت‌تأثیر زبان و ساختار مخزن‌الاسرار نظامی سروده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه بیست و دو، نود و چهار- نود و پنج&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# صبغه عرفانی و صوفیانه: نویسنده به وفور از اصطلاحات، نمادها و مبانی اندیشگی صوفیه، به‌ویژه دیدگاه‌های سلسله نعمت‌اللهی بهره برده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه نود و نه صد و هشت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ایجاز و آرایه‌های ادبی: نگارنده باتکیه‌بر ایجاز، از صنایع بلاغی همچون استعاره، تلمیح برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه صد و یک، صد و هفت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت کتاب==&lt;br /&gt;
# نخستین پاسخ به [[مخزن الاسرار]] در سند: این کتاب اولین منظومه در تاریخ ادبیات فارسی است که به تقلید از [[نظامی، الیاس بن یوسف|نظامی]] در منطقه جغرافیایی سند سروده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه بیست و چهار، هشتاد و هشت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# پل فرهنگی ایران و هند: اثر مذکور سندی ارزشمند از پیوند تاریخی و فرهنگی میان ایران و شبه‌قاره در قرن دهم هجری به شمار می‌رود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه پنجاه و یک- پنجاه و دو&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# آینه اندیشه نعمت‌اللهی: مظهرالآثار یکی از مهم‌ترین متون منظومی است که آرا عرفانی پیروان شاه نعمت‌الله ولی را در خود جای‌داده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه پنجاه و شش، شصت و شش&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
این منظومه دارای ۲۳۹۱ بیت و آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکراست. بیت آغازین این منظومه به سنت مخزن‌الاسرار با اقتباس آیه «بسم‌الله» همراه است:&lt;br /&gt;
«بسم‌الله‌ الرحمن ‌الرحیم فاتحه‌آرایای کلام قدیم»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، هشتاد و نه، صفحه یک‌صد و چهارده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از شاعران پیرو مخزن، منظومه خود را با این آیه شریفه شروع کرده‌اند و گویی که این تسمیه در بین منظومه‌پردازان جنبه تبرک و تیمن یافته است. هاشمی نیز، با چهره‌دستی چنین کرده و در آغاز مثنوی‌اش در سی ‌و‌یک بیت به شرح و رمزگشایی عارفانه حروف «بسم‌الله» پرداخته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن با این عنوان: «در شکر ادای نعمت، تسمیه به تحمید سبحانی که مفتاح ابواب معانی و فاتحه اسباب دوجهانی است» در سی و هشت بیت به حمد و ستایش و وصف حضرت حق‌تعالی پرداخته است که در واقع بخش تحمیدیه منظومه است و همراه با ظرایف و لطایف حکمی و عرفانی و اشارات قرآنی است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و پانزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مناجات‌های چهارگانه===&lt;br /&gt;
مناجات اول: در استغفار از تقصیر و خطا به درگاه حضرت واهب‌العطایا جَلَّ جلاله و عَمَّ نواله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات دوم: در ایضاح آنکه جمیع موجودات به یک وحدت قائم‌اند و حیثیت آفتاب ذات او سایه اسماء و صفات اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات سوم: در استفاضه انوار سرچشمه عین‌الیقین و چشم‌داشتن به پرتو جمال جهان‌آفرین ما اعلی شانه و برهانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات چهارم: در توفیق انتظام این صحیفه معانی آیات به درگاه بی‌نیاز حضرت قاضی‌الحاجات عزّ اسمه&amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نعت‌های پنج‌گانه===&lt;br /&gt;
نعت اول: در تقدم نور حضرت سید کائنات ـ علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات ـ بر جمیع حقایق ممکنات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت دوم: در صفت معراج نبی علیه‌السلام و وصول به معاد که فنای عبد است در بقای معبود و اتصال نقطه آخرین قوس معارج بر نقطه قوس مدارج.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت سوم: در التماس آثار عنایت نبوی و اقتباس انوار هدایت مصطفوی(ص).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت چهارم: در علو قدر و منزلت آن حضرت و استدعای آستان‌بوسی روضه مقدس وی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت پنجم: در وقار و بزرگی آن حضرت ـ علیه التحیة و الثناء ـ که منبع حلم و حیا و مجمع صدق و صفاست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هاشمی در ادامه نعت پنجم و پیش از روضه‌های سه‌گانه با ابیاتی خواندنی، چند عنوان و موضوع را بیان می‌کند که در پیوند با کلیت منظومه او بسیار مهم‌اند؛ عناوین آن‌ها چنین است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# در منقبت قطب دایره حقایق ازلی حضرت شاه نورالدین نعمت‌الله ولی ـ قدس الله سره-. &lt;br /&gt;
# در ذکر خیر مفتاح اسرار الهی و مصباح انوار سفیدی و سیاهی حضرت ارشادپناهی شیخ محمد لاهیجی ـ قدس الله سره ـ.&lt;br /&gt;
# دیباچه سخن در تحریر اوصاف اکابر قلم و بلاغت که ناظمان این طرز عالی‌سوادند؛ مزین به مدح والی عهد ـ خلد الله ملکه ـ که به شکرستان سخن پرورده باد.&lt;br /&gt;
# در تعریف جواهر سخن که زبان حال بر لطافتش دلیل ساطع و حجت ناطق است و کلام سبحانی که در کسوت سخن ورود یافته بر فضیلتش نص قاطع.&lt;br /&gt;
# در جوهریان ارباب سخن که قوم لطیف و طایفه مستغنی‌التعریفند و سخن جنسی است بلندپایه و بحری است پر از گوهر گران‌مایه.&lt;br /&gt;
# در انتظام کلام نظم که از صور حروف اصلیه ذات بر لوح السنه متکلمان عالم صفات ظاهر و فایض می‌گردد.&lt;br /&gt;
# در تحریر نقش پر زمزمه مقامات پرده دل که آهنگ نغمات شغب‌انگیز صوت عرفان از قانون فطرتش بی زخمه مرشد بلندآوازه نمی‌آید&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و پانزده - یک‌صد و شانزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===روضه‌های سه‌گانه===&lt;br /&gt;
روضه اول: در صفای رؤیت مرشد صافی‌صفات و رهیدن مرید صادق از قید شب هجرت به صبح نجات.&lt;br /&gt;
روضه دوم: در طلوع صبح طلعت پیر آفتاب‌ضمیر و روشنایی یافتن مرید صادق از ظلمت هول به نور تربیت پیر صادق.&lt;br /&gt;
روضه سوم: در تأثیر تربیت پیر رهنما و آگاه شدن مرید صادق از حال امروز بر حقیقت فردای خویش&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و هفده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مواعظ بیست‌گانه===&lt;br /&gt;
موعظه اول: در انبعاث مجردات عالم شهود و اجمال و آفرینش اجسام که عبارت از سلسله مادیات عالم شهود و ایجاد آدم(ع) که مظهر اعظم است (همراه با حکایت). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه دوم: در وفور برکات پیشه دهقانی که به‌حکم «الدنیا مزرعة الآخرة» سرمایه محصول دوجهانی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه سوم: در بیان وحدانیت حضرت احدیت جَلَّ ذکره و که طغرای شهدات «ان لا اله الا الله» است و هر حرف ان محمدا بر وحدانیتش یک گواه (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه چهارم: در ذکر اقامت نماز پنج‌گانه که اثنیت عبد را رافع است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه پنجم: در صفت قدر و بزرگی ماه مبارک رمضان که مفتاح درجات جنان و قفل درکات درگاه نیران است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه ششم: در بیان ادای زکات که سرمایه برکات مدارج دنیوی و پیرایه درجات معارج اخروی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هفتم: در تحریر قانون راه حجاز که آهنگ پا کوفتن برهنه‌پایان دایره وجد عرفان و زخمه کارگر خار مغیلان اوست و نیز رقصان ذرات عالم جان در اصول جنبش ریگ روان اوست (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هشتم: در ترک مصاحبت ناجنس که مصباح اسباب خمول و تحریر است و در فواید خلوت و عزلت که مفتاح ابواب وصول و توحید (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه نهم: در ایما و اشارت به اسرار خاموشی که به‌حکم مَنْ صُمتُ برقع نجات و فلاح و پرده عافیت و صلاح است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه دهم: در تنبیه آنانی که از شراب نخوت سربه‌گریبان هستی فروبرده‌اند و در صبح آگاهی از خواب غفلت، در شبستان مستی فرومانده‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه یازدهم: در ذکر سماع و صفای چله‌نشینان حلقه قوسين وجد و حال، صوفیان کوره فقر و فنااند و به اصول راهرو دوستدار و دایره توحید می‌نماید (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه دوازدهم: در تعریف علم و شرح فضیلت علما دین که مفتاح ابواب مدارس توفیق و مصباح الصباح محاسن تحقیق‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه سیزدهم: در تعدیل ارکان دولت و صفت سلاطین عادل که به فحوای «السلطان ظل الله فی الارض» ملاذ خلایقند و بطراز کسوت «انَّ الله یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ» لایق (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه چهاردهم: در توحید اوضاع اصحاب حساب که مهندسان قلمرو سیاق و آداب و مستوفیان ابواب‌المال عالم ایشان‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه پانزدهم: در وصیت آنکه صبح پیری از بیاض انوار غیب دمیده و آفتاب عالم‌افروز جوانی بر سر دیوار مقطع رسیده (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه شانزدهم: در غنیمت شمردن آب‌وتاب نوروز جوانی که سرمایه فضل و اقبال و کامرانی و پیرایه اصل ایام زندگانی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هفدهم: در تحریر خط‌وخال نیکوان که نقش دلپذیر نگارستان قلمرو صنع و کمال در آیینه معنی‌نمای صورت‌خانه عالم حس و جمال‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هجدهم: در شرح جاذبه عشق که رگ‌های جان عاشقان را به حبل‌المتین تعلق پیوسته است و گرفتاران سواد عالم دل را ... (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه نوزدهم: در حسن ادای شیرین‌سخنان موزون که طوطیان شکرشکن بهارستان فصاحت‌اند و منقار قلم همایون‌رقم چهره‌گشای صور آینه‌رخساران نگارستان ملاحت (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه بیستم: در تنبیه و تعلیم نورسیده‌ای که هنوز موسم تازه‌بهارش نرسیده و سبزه خط غبار از صفحه لوح عذارش ندمیده (همراه با حکایت)&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و هفده- یک‌صد و نوزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خاتمه کتاب===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاتمه: این شکسته خامه به محک قبول کیمیاطبعان رایج باد که دیده‌وران شناسنده جواهر نظم صاف و سخن‌سنجان معانی‌عیار میزان عالم انصاف‌اند. شاعر در بخش پایانی منظومه، در سی بیت، ضمن تجلیل از قلم، شکر توفیق به‌انجام‌رساندن مظهرالآثار را به‌جای می‌آورد و اشاره‌ای مستقیم به سال و مدت سرایش آن در بلد تته می‌نماید و پس از آن، نظر دقیق اهل‌نظر را جلب می‌کند و با دعا منظومه را به پایان می‌برد؛ دو بیت پایانی: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|''تا بود این مرکز دیرینه دیر''|2=''ذکر عزیزان سخن‌دان به خیر''}} &lt;br /&gt;
{{ب|''شاهد این نظم همایون‌سخن''|2=''تا به ابد باد به وجه حسن''&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و نوزده&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان‌شناسی، زبان و ادبیات]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات شرقی (آسیایی)]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B8%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_(%D8%A8%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C)&amp;diff=814152</id>
		<title>مثنوی مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B8%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_(%D8%A8%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C)&amp;diff=814152"/>
		<updated>2026-01-10T05:19:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR132151J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = مثنوي مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی)&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = مظهر الآثار&lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[ه‍اش‍م‍ی‌، ش‍اه‌ ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[ح‍س‍ی‍ن‌خ‍ان‍ی‌، ح‍ام‍د]] (مصحح)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =PIR ۶۱۸۱/م۶ ۱۴۰۰&lt;br /&gt;
| موضوع =ها‌شمی‌، شا‌ه‌ جها‌نگیر، - 946ق‌.- نقد و تفسیر - شعر فارسی - قرن 10ق. - شعر عرفانی فارسی - قرن 10ق.  - شاعران ایرانی - قرن 10ق.&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = مرکز پژوهشی ميراث مکتوب&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1400ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE132151AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-600-203-254-6&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 132151&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 132151&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 105855&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''مثنوی مظهرالآثار'''، نوشته [[ه‍اش‍م‍ی‌، ش‍اه‌ ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر|شاه جهانگیر هاشمی کرمانی]] (متوفی ۹۴۶ق)، منظومه‌ای عرفانی و اخلاقی در قالب مثنوی است که به تقلید از «[[مخزن الاسرار]]» [[نظامی، الیاس بن یوسف|نظامی گنجوی]] سروده شده و به تبیین اندیشه‌های صوفیانه، حقایق سلوک و مبانی حکمت الهی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این اثر در یک جلد تدوین شده که شامل یک مقدمه تحقیقی مفصل درباره زندگی و آثار شاعر، و متن اصلی مثنوی متشکل از مناجات‌ها، نعت‌ها، روضه‌ها، بیست موعظه به همراه حکایات تمثیلی و خاتمه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انگیزه نگارش==&lt;br /&gt;
انگیزه اصلی نویسنده از تدوین این اثر، تتبع و پاسخ‌گویی به سنت منظومه‌سازی بزرگان ادب فارسی همچون نظامی گنجوی، امیرخسرو دهلوی و جامی بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، صفحه هشتاد و هشت و نود&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین طبق متن کتاب، هاشمی این اثر را به پیشنهاد و اصرار «شاه حسن ارغون»، حاکم وقت سند، برای اثبات توانایی ادبی خود و ترویج اندیشه‌های عرفانی در آن سامان به رشته تحریر درآورده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه نود و یک&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب با مقدمه مفصلی از مصحح در معرفی آن آغاز شده است. منظومه مظهرالآثار، چون آثار سلف خود، [[مخزن الاسرار]]، [[مطلع الأنوار|مطلع‌الأنوار]] و [[تحفة الاحرار]]، دارای بخش‌های مختلفی است که این ساختار کلی در تقسیم‌بندی و شکل‌دهی بخش‌های آن رعایت شده است. این ساختار با سرایش [[مخزن الاسرار]] پدید آمد و بعد از آن غالب پیروان نظامی بر اساس آن منظومه‌های عرفانی خود را سرودند. سراینده مظهر نیز به کلیت آن ساختار در بخش‌بندی منظومه‌اش وفادار بوده است؛ هرچند که تفاوت‌هایی جزئی با مخزن از این منظر دارد؛ مثلاً در نام‌گذاری بخش‌ها یا انتخاب موضوعات، این تفاوت‌ها آشکار است. ازاین‌رو، همان‌طور که در بخش‌های قبل ذکر شد، منظومه مظهرالآثار به لحاظ انتخاب موضوع، ذکر حکایات و نام بخش‌های آن بیشتر به تحفةالاحرار جامی نزدیک است تا به مخزن‌الاسرار نظامی. به‌طورکلی مظهرالآثار شامل بخش‌های زیر است:&lt;br /&gt;
# آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکر؛&lt;br /&gt;
# مناجات‌های چهارگانه؛&lt;br /&gt;
# نعت‌های پنج‌گانه؛&lt;br /&gt;
# روضه‌های سه‌گانه؛&lt;br /&gt;
# مواعظ بیست‌گانه؛&lt;br /&gt;
# خاتمه کتاب؛&lt;br /&gt;
حکایات مظهر در بخش اصلی آن، یعنی مواعظ بیست‌گانه، هماهنگ و متناسب با موضوع و محتوای هر موعظه آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و چهارده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سبک نگارش==&lt;br /&gt;
مهم‌ترین ویژگی‌های سبک نگارش اثر حاضر، به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
# پیروی  از سبک مثنوی‌های عرفانی: این اثر در وزن «بحر سریع» (مفتعلن، مفتعلن، فاعلن) و کاملاً تحت‌تأثیر زبان و ساختار مخزن‌الاسرار نظامی سروده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه بیست و دو، نود و چهار- نود و پنج&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# صبغه عرفانی و صوفیانه: نویسنده به وفور از اصطلاحات، نمادها و مبانی اندیشگی صوفیه، به‌ویژه دیدگاه‌های سلسله نعمت‌اللهی بهره برده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه نود و نه صد و هشت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ایجاز و آرایه‌های ادبی: نگارنده باتکیه‌بر ایجاز، از صنایع بلاغی همچون استعاره، تلمیح برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه صد و یک، صد و هفت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت کتاب==&lt;br /&gt;
# نخستین پاسخ به [[مخزن الاسرار]] در سند: این کتاب اولین منظومه در تاریخ ادبیات فارسی است که به تقلید از [[نظامی، الیاس بن یوسف|نظامی]] در منطقه جغرافیایی سند سروده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه بیست و چهار، هشتاد و هشت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# پل فرهنگی ایران و هند: اثر مذکور سندی ارزشمند از پیوند تاریخی و فرهنگی میان ایران و شبه‌قاره در قرن دهم هجری به شمار می‌رود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه پنجاه و یک- پنجاه و دو&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# آینه اندیشه نعمت‌اللهی: مظهرالآثار یکی از مهم‌ترین متون منظومی است که آرا عرفانی پیروان شاه نعمت‌الله ولی را در خود جای‌داده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه پنجاه و شش، شصت و شش&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
این منظومه دارای ۲۳۹۱ بیت و آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکراست. بیت آغازین این منظومه به سنت مخزن‌الاسرار با اقتباس آیه «بسم‌الله» همراه است:&lt;br /&gt;
«بسم‌الله‌ الرحمن ‌الرحیم فاتحه‌آرایای کلام قدیم»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، هشتاد و نه، صفحه یک‌صد و چهارده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از شاعران پیرو مخزن، منظومه خود را با این آیه شریفه شروع کرده‌اند و گویی که این تسمیه در بین منظومه‌پردازان جنبه تبرک و تیمن یافته است. هاشمی نیز، با چهره‌دستی چنین کرده و در آغاز مثنوی‌اش در سی ‌و‌یک بیت به شرح و رمزگشایی عارفانه حروف «بسم‌الله» پرداخته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن با این عنوان: «در شکر ادای نعمت، تسمیه به تحمید سبحانی که مفتاح ابواب معانی و فاتحه اسباب دوجهانی است» در سی و هشت بیت به حمد و ستایش و وصف حضرت حق‌تعالی پرداخته است که در واقع بخش تحمیدیه منظومه است و همراه با ظرایف و لطایف حکمی و عرفانی و اشارات قرآنی است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و پانزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مناجات‌های چهارگانه===&lt;br /&gt;
مناجات اول: در استغفار از تقصیر و خطا به درگاه حضرت واهب‌العطایا جَلَّ جلاله و عَمَّ نواله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات دوم: در ایضاح آنکه جمیع موجودات به یک وحدت قائم‌اند و حیثیت آفتاب ذات او سایه اسماء و صفات اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات سوم: در استفاضه انوار سرچشمه عین‌الیقین و چشم‌داشتن به پرتو جمال جهان‌آفرین ما اعلی شانه و برهانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات چهارم: در توفیق انتظام این صحیفه معانی آیات به درگاه بی‌نیاز حضرت قاضی‌الحاجات عزّ اسمه&amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نعت‌های پنج‌گانه===&lt;br /&gt;
نعت اول: در تقدم نور حضرت سید کائنات ـ علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات ـ بر جمیع حقایق ممکنات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت دوم: در صفت معراج نبی علیه‌السلام و وصول به معاد که فنای عبد است در بقای معبود و اتصال نقطه آخرین قوس معارج بر نقطه قوس مدارج.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت سوم: در التماس آثار عنایت نبوی و اقتباس انوار هدایت مصطفوی(ص).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت چهارم: در علو قدر و منزلت آن حضرت و استدعای آستان‌بوسی روضه مقدس وی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت پنجم: در وقار و بزرگی آن حضرت ـ علیه التحیة و الثناء ـ که منبع حلم و حیا و مجمع صدق و صفاست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هاشمی در ادامه نعت پنجم و پیش از روضه‌های سه‌گانه با ابیاتی خواندنی، چند عنوان و موضوع را بیان می‌کند که در پیوند با کلیت منظومه او بسیار مهم‌اند؛ عناوین آن‌ها چنین است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# در منقبت قطب دایره حقایق ازلی حضرت شاه نورالدین نعمت‌الله ولی ـ قدس الله سره-. &lt;br /&gt;
# در ذکر خیر مفتاح اسرار الهی و مصباح انوار سفیدی و سیاهی حضرت ارشادپناهی شیخ محمد لاهیجی ـ قدس الله سره ـ.&lt;br /&gt;
# دیباچه سخن در تحریر اوصاف اکابر قلم و بلاغت که ناظمان این طرز عالی‌سوادند؛ مزین به مدح والی عهد ـ خلد الله ملکه ـ که به شکرستان سخن پرورده باد.&lt;br /&gt;
# در تعریف جواهر سخن که زبان حال بر لطافتش دلیل ساطع و حجت ناطق است و کلام سبحانی که در کسوت سخن ورود یافته بر فضیلتش نص قاطع.&lt;br /&gt;
# در جوهریان ارباب سخن که قوم لطیف و طایفه مستغنی‌التعریفند و سخن جنسی است بلندپایه و بحری است پر از گوهر گران‌مایه.&lt;br /&gt;
# در انتظام کلام نظم که از صور حروف اصلیه ذات بر لوح السنه متکلمان عالم صفات ظاهر و فایض می‌گردد.&lt;br /&gt;
# در تحریر نقش پر زمزمه مقامات پرده دل که آهنگ نغمات شغب‌انگیز صوت عرفان از قانون فطرتش بی زخمه مرشد بلندآوازه نمی‌آید&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و پانزده - یک‌صد و شانزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===روضه‌های سه‌گانه===&lt;br /&gt;
روضه اول: در صفای رؤیت مرشد صافی‌صفات و رهیدن مرید صادق از قید شب هجرت به صبح نجات.&lt;br /&gt;
روضه دوم: در طلوع صبح طلعت پیر آفتاب‌ضمیر و روشنایی یافتن مرید صادق از ظلمت هول به نور تربیت پیر صادق.&lt;br /&gt;
روضه سوم: در تأثیر تربیت پیر رهنما و آگاه شدن مرید صادق از حال امروز بر حقیقت فردای خویش&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و هفده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مواعظ بیست‌گانه===&lt;br /&gt;
موعظه اول: در انبعاث مجردات عالم شهود و اجمال و آفرینش اجسام که عبارت از سلسله مادیات عالم شهود و ایجاد آدم(ع) که مظهر اعظم است (همراه با حکایت). موعظه دوم: در وفور برکات پیشه دهقانی که به‌حکم «الدنیا مزرعة الآخرة» سرمایه محصول دوجهانی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه سوم: در بیان وحدانیت حضرت احدیت جَلَّ ذکره و که طغرای شهدات «ان لا اله الا الله» است و هر حرف ان محمدا بر وحدانیتش یک گواه (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه چهارم: در ذکر اقامت نماز پنج‌گانه که اثنیت عبد را رافع است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه پنجم: در صفت قدر و بزرگی ماه مبارک رمضان که مفتاح درجات جنان و قفل درکات درگاه نیران است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه ششم: در بیان ادای زکات که سرمایه برکات مدارج دنیوی و پیرایه درجات معارج اخروی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هفتم: در تحریر قانون راه حجاز که آهنگ پا کوفتن برهنه‌پایان دایره وجد عرفان و زخمه کارگر خار مغیلان اوست و نیز رقصان ذرات عالم جان در اصول جنبش ریگ روان اوست (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هشتم: در ترک مصاحبت ناجنس که مصباح اسباب خمول و تحریر است و در فواید خلوت و عزلت که مفتاح ابواب وصول و توحید (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه نهم: در ایما و اشارت به اسرار خاموشی که به‌حکم مَنْ صُمتُ برقع نجات و فلاح و پرده عافیت و صلاح است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
موعظه دهم: در تنبیه آنانی که از شراب نخوت سربه‌گریبان هستی فروبرده‌اند و در صبح آگاهی از خواب غفلت، در شبستان مستی فرومانده‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه یازدهم: در ذکر سماع و صفای چله‌نشینان حلقه قوسين وجد و حال، صوفیان کوره فقر و فنااند و به اصول راهرو دوستدار و دایره توحید می‌نماید (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه دوازدهم: در تعریف علم و شرح فضیلت علما دین که مفتاح ابواب مدارس توفیق و مصباح الصباح محاسن تحقیق‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
موعظه سیزدهم: در تعدیل ارکان دولت و صفت سلاطین عادل که به فحوای «السلطان ظل الله فی الارض» ملاذ خلایقند و بطراز کسوت «انَّ الله یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ» لایق (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه چهاردهم: در توحید اوضاع اصحاب حساب که مهندسان قلمرو سیاق و آداب و مستوفیان ابواب‌المال عالم ایشان‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه پانزدهم: در وصیت آنکه صبح پیری از بیاض انوار غیب دمیده و آفتاب عالم‌افروز جوانی بر سر دیوار مقطع رسیده (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه شانزدهم: در غنیمت شمردن آب‌وتاب نوروز جوانی که سرمایه فضل و اقبال و کامرانی و پیرایه اصل ایام زندگانی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هفدهم: در تحریر خط‌وخال نیکوان که نقش دلپذیر نگارستان قلمرو صنع و کمال در آیینه معنی‌نمای صورت‌خانه عالم حس و جمال‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هجدهم: در شرح جاذبه عشق که رگ‌های جان عاشقان را به حبل‌المتین تعلق پیوسته است و گرفتاران سواد عالم دل را ... (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه نوزدهم: در حسن ادای شیرین‌سخنان موزون که طوطیان شکرشکن بهارستان فصاحت‌اند و منقار قلم همایون‌رقم چهره‌گشای صور آینه‌رخساران نگارستان ملاحت (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه بیستم: در تنبیه و تعلیم نورسیده‌ای که هنوز موسم تازه‌بهارش نرسیده و سبزه خط غبار از صفحه لوح عذارش ندمیده (همراه با حکایت)&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و هفده- یک‌صد و نوزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خاتمه کتاب===&lt;br /&gt;
خاتمه: این شکسته خامه به محک قبول کیمیاطبعان رایج باد که دیده‌وران شناسنده جواهر نظم صاف و سخن‌سنجان معانی‌عیار میزان عالم انصاف‌اند. شاعر در بخش پایانی منظومه، در سی بیت، ضمن تجلیل از قلم، شکر توفیق به‌انجام‌رساندن مظهرالآثار را به‌جای می‌آورد و اشاره‌ای مستقیم به سال و مدت سرایش آن در بلد تته می‌نماید و پس از آن، نظر دقیق اهل‌نظر را جلب می‌کند و با دعا منظومه را به پایان می‌برد؛ دو بیت پایانی: &lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|''تا بود این مرکز دیرینه دیر''|2=''ذکر عزیزان سخن‌دان به خیر''}} &lt;br /&gt;
{{ب|''شاهد این نظم همایون‌سخن''|2=''تا به ابد باد به وجه حسن''&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و نوزده&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان‌شناسی، زبان و ادبیات]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات شرقی (آسیایی)]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B8%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_(%D8%A8%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C)&amp;diff=814151</id>
		<title>مثنوی مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B8%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_(%D8%A8%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C)&amp;diff=814151"/>
		<updated>2026-01-10T05:15:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR132151J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = مثنوي مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی)&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = مظهر الآثار&lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[ه‍اش‍م‍ی‌، ش‍اه‌ ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[ح‍س‍ی‍ن‌خ‍ان‍ی‌، ح‍ام‍د]] (مصحح)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =PIR ۶۱۸۱/م۶ ۱۴۰۰&lt;br /&gt;
| موضوع =ها‌شمی‌، شا‌ه‌ جها‌نگیر، - 946ق‌.- نقد و تفسیر - شعر فارسی - قرن 10ق. - شعر عرفانی فارسی - قرن 10ق.  - شاعران ایرانی - قرن 10ق.&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = مرکز پژوهشی ميراث مکتوب&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1400ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE132151AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-600-203-254-6&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 132151&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 132151&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 105855&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''مثنوی مظهرالآثار'''، نوشته [[ه‍اش‍م‍ی‌، ش‍اه‌ ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر|شاه جهانگیر هاشمی کرمانی]] (متوفی ۹۴۶ق)، منظومه‌ای عرفانی و اخلاقی در قالب مثنوی است که به تقلید از «[[مخزن الاسرار]]» [[نظامی، الیاس بن یوسف|نظامی گنجوی]] سروده شده و به تبیین اندیشه‌های صوفیانه، حقایق سلوک و مبانی حکمت الهی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این اثر در یک جلد تدوین شده که شامل یک مقدمه تحقیقی مفصل درباره زندگی و آثار شاعر، و متن اصلی مثنوی متشکل از مناجات‌ها، نعت‌ها، روضه‌ها، بیست موعظه به همراه حکایات تمثیلی و خاتمه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انگیزه نگارش==&lt;br /&gt;
انگیزه اصلی نویسنده از تدوین این اثر، تتبع و پاسخ‌گویی به سنت منظومه‌سازی بزرگان ادب فارسی همچون نظامی گنجوی، امیرخسرو دهلوی و جامی بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، صفحه هشتاد و هشت و نود&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین طبق متن کتاب، هاشمی این اثر را به پیشنهاد و اصرار «شاه حسن ارغون»، حاکم وقت سند، برای اثبات توانایی ادبی خود و ترویج اندیشه‌های عرفانی در آن سامان به رشته تحریر درآورده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه نود و یک&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب با مقدمه مفصلی از مصحح در معرفی آن آغاز شده است. منظومه مظهرالآثار، چون آثار سلف خود، [[مخزن الاسرار]]، [[مطلع الأنوار|مطلع‌الأنوار]] و [[تحفة الاحرار]]، دارای بخش‌های مختلفی است که این ساختار کلی در تقسیم‌بندی و شکل‌دهی بخش‌های آن رعایت شده است. این ساختار با سرایش [[مخزن الاسرار]] پدید آمد و بعد از آن غالب پیروان نظامی بر اساس آن منظومه‌های عرفانی خود را سرودند. سراینده مظهر نیز به کلیت آن ساختار در بخش‌بندی منظومه‌اش وفادار بوده است؛ هرچند که تفاوت‌هایی جزئی با مخزن از این منظر دارد؛ مثلاً در نام‌گذاری بخش‌ها یا انتخاب موضوعات، این تفاوت‌ها آشکار است. ازاین‌رو، همان‌طور که در بخش‌های قبل ذکر شد، منظومه مظهرالآثار به لحاظ انتخاب موضوع، ذکر حکایات و نام بخش‌های آن بیشتر به تحفةالاحرار جامی نزدیک است تا به مخزن‌الاسرار نظامی. به‌طورکلی مظهرالآثار شامل بخش‌های زیر است:&lt;br /&gt;
# آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکر؛&lt;br /&gt;
# مناجات‌های چهارگانه؛&lt;br /&gt;
# نعت‌های پنج‌گانه؛&lt;br /&gt;
# روضه‌های سه‌گانه؛&lt;br /&gt;
# مواعظ بیست‌گانه؛&lt;br /&gt;
# خاتمه کتاب؛&lt;br /&gt;
حکایات مظهر در بخش اصلی آن، یعنی مواعظ بیست‌گانه، هماهنگ و متناسب با موضوع و محتوای هر موعظه آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و چهارده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سبک نگارش==&lt;br /&gt;
مهم‌ترین ویژگی‌های سبک نگارش اثر حاضر، به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
# پیروی  از سبک مثنوی‌های عرفانی: این اثر در وزن «بحر سریع» (مفتعلن، مفتعلن، فاعلن) و کاملاً تحت‌تأثیر زبان و ساختار مخزن‌الاسرار نظامی سروده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه بیست و دو، نود و چهار- نود و پنج&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# صبغه عرفانی و صوفیانه: نویسنده به وفور از اصطلاحات، نمادها و مبانی اندیشگی صوفیه، به‌ویژه دیدگاه‌های سلسله نعمت‌اللهی بهره برده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه نود و نه صد و هشت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ایجاز و آرایه‌های ادبی: نگارنده باتکیه‌بر ایجاز، از صنایع بلاغی همچون استعاره، تلمیح برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه صد و یک، صد و هفت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت کتاب==&lt;br /&gt;
# نخستین پاسخ به [[مخزن الاسرار]] در سند: این کتاب اولین منظومه در تاریخ ادبیات فارسی است که به تقلید از [[نظامی، الیاس بن یوسف|نظامی]] در منطقه جغرافیایی سند سروده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه بیست و چهار، هشتاد و هشت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# پل فرهنگی ایران و هند: اثر مذکور سندی ارزشمند از پیوند تاریخی و فرهنگی میان ایران و شبه‌قاره در قرن دهم هجری به شمار می‌رود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه پنجاه و یک- پنجاه و دو&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# آینه اندیشه نعمت‌اللهی: مظهرالآثار یکی از مهم‌ترین متون منظومی است که آرا عرفانی پیروان شاه نعمت‌الله ولی را در خود جای‌داده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه پنجاه و شش، شصت و شش&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
این منظومه دارای ۲۳۹۱ بیت و آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکراست. بیت آغازین این منظومه به سنت مخزن‌الاسرار با اقتباس آیه «بسم‌الله» همراه است:&lt;br /&gt;
«بسم‌الله‌ الرحمن ‌الرحیم فاتحه‌آرایای کلام قدیم»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، هشتاد و نه، صفحه یک‌صد و چهارده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از شاعران پیرو مخزن، منظومه خود را با این آیه شریفه شروع کرده‌اند و گویی که این تسمیه در بین منظومه‌پردازان جنبه تبرک و تیمن یافته است. هاشمی نیز، با چهره‌دستی چنین کرده و در آغاز مثنوی‌اش در سی ‌و‌یک بیت به شرح و رمزگشایی عارفانه حروف «بسم‌الله» پرداخته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن با این عنوان: «در شکر ادای نعمت، تسمیه به تحمید سبحانی که مفتاح ابواب معانی و فاتحه اسباب دوجهانی است» در سی و هشت بیت به حمد و ستایش و وصف حضرت حق‌تعالی پرداخته است که در واقع بخش تحمیدیه منظومه است و همراه با ظرایف و لطایف حکمی و عرفانی و اشارات قرآنی است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و پانزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مناجات‌های چهارگانه===&lt;br /&gt;
مناجات اول: در استغفار از تقصیر و خطا به درگاه حضرت واهب‌العطایا جَلَّ جلاله و عَمَّ نواله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات دوم: در ایضاح آنکه جمیع موجودات به یک وحدت قائم‌اند و حیثیت آفتاب ذات او سایه اسماء و صفات اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات سوم: در استفاضه انوار سرچشمه عین‌الیقین و چشم‌داشتن به پرتو جمال جهان‌آفرین ما اعلی شانه و برهانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات چهارم: در توفیق انتظام این صحیفه معانی آیات به درگاه بی‌نیاز حضرت قاضی‌الحاجات عزّ اسمه&amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نعت‌های پنج‌گانه===&lt;br /&gt;
نعت اول: در تقدم نور حضرت سید کائنات ـ علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات ـ بر جمیع حقایق ممکنات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت دوم: در صفت معراج نبی علیه‌السلام و وصول به معاد که فنای عبد است در بقای معبود و اتصال نقطه آخرین قوس معارج بر نقطه قوس مدارج.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت سوم: در التماس آثار عنایت نبوی و اقتباس انوار هدایت مصطفوی(ص).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت چهارم: در علو قدر و منزلت آن حضرت و استدعای آستان‌بوسی روضه مقدس وی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت پنجم: در وقار و بزرگی آن حضرت ـ علیه التحیة و الثناء ـ که منبع حلم و حیا و مجمع صدق و صفاست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هاشمی در ادامه نعت پنجم و پیش از روضه‌های سه‌گانه با ابیاتی خواندنی، چند عنوان و موضوع را بیان می‌کند که در پیوند با کلیت منظومه او بسیار مهم‌اند؛ عناوین آن‌ها چنین است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# در منقبت قطب دایره حقایق ازلی حضرت شاه نورالدین نعمت‌الله ولی ـ قدس الله سره # در ذکر خیر مفتاح اسرار الهی و مصباح انوار سفیدی و سیاهی حضرت ارشادپناهی شیخ محمد لاهیجی ـ قدس الله سره ـ.&lt;br /&gt;
# دیباچه سخن در تحریر اوصاف اکابر قلم و بلاغت که ناظمان این طرز عالی‌سوادند؛ مزین به مدح والی عهد ـ خلد الله ملکه ـ که به شکرستان سخن پرورده باد.&lt;br /&gt;
# در تعریف جواهر سخن که زبان حال بر لطافتش دلیل ساطع و حجت ناطق است و کلام سبحانی که در کسوت سخن ورود یافته بر فضیلتش نص قاطع.&lt;br /&gt;
# در جوهریان ارباب سخن که قوم لطیف و طایفه مستغنی‌التعریفند و سخن جنسی است بلندپایه و بحری است پر از گوهر گران‌مایه.&lt;br /&gt;
# در انتظام کلام نظم که از صور حروف اصلیه ذات بر لوح السنه متکلمان عالم صفات ظاهر و فایض می‌گردد.&lt;br /&gt;
# در تحریر نقش پر زمزمه مقامات پرده دل که آهنگ نغمات شغب‌انگیز صوت عرفان از قانون فطرتش بی زخمه مرشد بلندآوازه نمی‌آید&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و پانزده - یک‌صد و شانزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===روضه‌های سه‌گانه===&lt;br /&gt;
روضه اول: در صفای رؤیت مرشد صافی‌صفات و رهیدن مرید صادق از قید شب هجرت به صبح نجات.&lt;br /&gt;
روضه دوم: در طلوع صبح طلعت پیر آفتاب‌ضمیر و روشنایی یافتن مرید صادق از ظلمت هول به نور تربیت پیر صادق.&lt;br /&gt;
روضه سوم: در تأثیر تربیت پیر رهنما و آگاه شدن مرید صادق از حال امروز بر حقیقت فردای خویش&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و هفده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مواعظ بیست‌گانه===&lt;br /&gt;
موعظه اول: در انبعاث مجردات عالم شهود و اجمال و آفرینش اجسام که عبارت از سلسله مادیات عالم شهود و ایجاد آدم(ع) که مظهر اعظم است (همراه با حکایت). موعظه دوم: در وفور برکات پیشه دهقانی که به‌حکم «الدنیا مزرعة الآخرة» سرمایه محصول دوجهانی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه سوم: در بیان وحدانیت حضرت احدیت جَلَّ ذکره و که طغرای شهدات «ان لا اله الا الله» است و هر حرف ان محمدا بر وحدانیتش یک گواه (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه چهارم: در ذکر اقامت نماز پنج‌گانه که اثنیت عبد را رافع است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه پنجم: در صفت قدر و بزرگی ماه مبارک رمضان که مفتاح درجات جنان و قفل درکات درگاه نیران است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه ششم: در بیان ادای زکات که سرمایه برکات مدارج دنیوی و پیرایه درجات معارج اخروی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هفتم: در تحریر قانون راه حجاز که آهنگ پا کوفتن برهنه‌پایان دایره وجد عرفان و زخمه کارگر خار مغیلان اوست و نیز رقصان ذرات عالم جان در اصول جنبش ریگ روان اوست (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هشتم: در ترک مصاحبت ناجنس که مصباح اسباب خمول و تحریر است و در فواید خلوت و عزلت که مفتاح ابواب وصول و توحید (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه نهم: در ایما و اشارت به اسرار خاموشی که به‌حکم مَنْ صُمتُ برقع نجات و فلاح و پرده عافیت و صلاح است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
موعظه دهم: در تنبیه آنانی که از شراب نخوت سربه‌گریبان هستی فروبرده‌اند و در صبح آگاهی از خواب غفلت، در شبستان مستی فرومانده‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه یازدهم: در ذکر سماع و صفای چله‌نشینان حلقه قوسين وجد و حال، صوفیان کوره فقر و فنااند و به اصول راهرو دوستدار و دایره توحید می‌نماید (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه دوازدهم: در تعریف علم و شرح فضیلت علما دین که مفتاح ابواب مدارس توفیق و مصباح الصباح محاسن تحقیق‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
موعظه سیزدهم: در تعدیل ارکان دولت و صفت سلاطین عادل که به فحوای «السلطان ظل الله فی الارض» ملاذ خلایقند و بطراز کسوت «انَّ الله یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ» لایق (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه چهاردهم: در توحید اوضاع اصحاب حساب که مهندسان قلمرو سیاق و آداب و مستوفیان ابواب‌المال عالم ایشان‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه پانزدهم: در وصیت آنکه صبح پیری از بیاض انوار غیب دمیده و آفتاب عالم‌افروز جوانی بر سر دیوار مقطع رسیده (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه شانزدهم: در غنیمت شمردن آب‌وتاب نوروز جوانی که سرمایه فضل و اقبال و کامرانی و پیرایه اصل ایام زندگانی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هفدهم: در تحریر خط‌وخال نیکوان که نقش دلپذیر نگارستان قلمرو صنع و کمال در آیینه معنی‌نمای صورت‌خانه عالم حس و جمال‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هجدهم: در شرح جاذبه عشق که رگ‌های جان عاشقان را به حبل‌المتین تعلق پیوسته است و گرفتاران سواد عالم دل را ... (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه نوزدهم: در حسن ادای شیرین‌سخنان موزون که طوطیان شکرشکن بهارستان فصاحت‌اند و منقار قلم همایون‌رقم چهره‌گشای صور آینه‌رخساران نگارستان ملاحت (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه بیستم: در تنبیه و تعلیم نورسیده‌ای که هنوز موسم تازه‌بهارش نرسیده و سبزه خط غبار از صفحه لوح عذارش ندمیده (همراه با حکایت)&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و هفده- یک‌صد و نوزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خاتمه کتاب===&lt;br /&gt;
خاتمه: این شکسته خامه به محک قبول کیمیاطبعان رایج باد که دیده‌وران شناسنده جواهر نظم صاف و سخن‌سنجان معانی‌عیار میزان عالم انصاف‌اند. شاعر در بخش پایانی منظومه، در سی بیت، ضمن تجلیل از قلم، شکر توفیق به‌انجام‌رساندن مظهرالآثار را به‌جای می‌آورد و اشاره‌ای مستقیم به سال و مدت سرایش آن در بلد تته می‌نماید و پس از آن، نظر دقیق اهل‌نظر را جلب می‌کند و با دعا منظومه را به پایان می‌برد؛ دو بیت پایانی: &lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|''تا بود این مرکز دیرینه دیر''|2=''ذکر عزیزان سخن‌دان به خیر''}} &lt;br /&gt;
{{ب|''شاهد این نظم همایون‌سخن''|2=''تا به ابد باد به وجه حسن''&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و نوزده&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان‌شناسی، زبان و ادبیات]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات شرقی (آسیایی)]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B8%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_(%D8%A8%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C)&amp;diff=814150</id>
		<title>مثنوی مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B8%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_(%D8%A8%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C)&amp;diff=814150"/>
		<updated>2026-01-10T05:15:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR132151J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = مثنوي مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی)&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = مظهر الآثار&lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[ه‍اش‍م‍ی‌، ش‍اه‌ ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[ح‍س‍ی‍ن‌خ‍ان‍ی‌، ح‍ام‍د]] (مصحح)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =PIR ۶۱۸۱/م۶ ۱۴۰۰&lt;br /&gt;
| موضوع =ها‌شمی‌، شا‌ه‌ جها‌نگیر، - 946ق‌.- نقد و تفسیر - شعر فارسی - قرن 10ق. - شعر عرفانی فارسی - قرن 10ق.  - شاعران ایرانی - قرن 10ق.&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = مرکز پژوهشی ميراث مکتوب&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1400ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE132151AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-600-203-254-6&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 132151&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 132151&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 105855&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''مثنوی مظهرالآثار'''، نوشته [[ه‍اش‍م‍ی‌، ش‍اه‌ ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر|شاه جهانگیر هاشمی کرمانی]] (متوفی ۹۴۶ق)، منظومه‌ای عرفانی و اخلاقی در قالب مثنوی است که به تقلید از «[[مخزن الاسرار]]» [[نظامی، الیاس بن یوسف|نظامی گنجوی]] سروده شده و به تبیین اندیشه‌های صوفیانه، حقایق سلوک و مبانی حکمت الهی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این اثر در یک جلد تدوین شده که شامل یک مقدمه تحقیقی مفصل درباره زندگی و آثار شاعر، و متن اصلی مثنوی متشکل از مناجات‌ها، نعت‌ها، روضه‌ها، بیست موعظه به همراه حکایات تمثیلی و خاتمه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انگیزه نگارش==&lt;br /&gt;
انگیزه اصلی نویسنده از تدوین این اثر، تتبع و پاسخ‌گویی به سنت منظومه‌سازی بزرگان ادب فارسی همچون نظامی گنجوی، امیرخسرو دهلوی و جامی بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، صفحه هشتاد و هشت و نود&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین طبق متن کتاب، هاشمی این اثر را به پیشنهاد و اصرار «شاه حسن ارغون»، حاکم وقت سند، برای اثبات توانایی ادبی خود و ترویج اندیشه‌های عرفانی در آن سامان به رشته تحریر درآورده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه نود و یک&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب با مقدمه مفصلی از مصحح در معرفی آن آغاز شده است. منظومه مظهرالآثار، چون آثار سلف خود، [[مخزن الاسرار]]، [[مطلع الأنوار|مطلع‌الأنوار]] و [[تحفة الاحرار]]، دارای بخش‌های مختلفی است که این ساختار کلی در تقسیم‌بندی و شکل‌دهی بخش‌های آن رعایت شده است. این ساختار با سرایش [[مخزن الاسرار]] پدید آمد و بعد از آن غالب پیروان نظامی بر اساس آن منظومه‌های عرفانی خود را سرودند. سراینده مظهر نیز به کلیت آن ساختار در بخش‌بندی منظومه‌اش وفادار بوده است؛ هرچند که تفاوت‌هایی جزئی با مخزن از این منظر دارد؛ مثلاً در نام‌گذاری بخش‌ها یا انتخاب موضوعات، این تفاوت‌ها آشکار است. ازاین‌رو، همان‌طور که در بخش‌های قبل ذکر شد، منظومه مظهرالآثار به لحاظ انتخاب موضوع، ذکر حکایات و نام بخش‌های آن بیشتر به تحفةالاحرار جامی نزدیک است تا به مخزن‌الاسرار نظامی. به‌طورکلی مظهرالآثار شامل بخش‌های زیر است:&lt;br /&gt;
# آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکر؛&lt;br /&gt;
# مناجات‌های چهارگانه؛&lt;br /&gt;
# نعت‌های پنج‌گانه؛&lt;br /&gt;
# روضه‌های سه‌گانه؛&lt;br /&gt;
# مواعظ بیست‌گانه؛&lt;br /&gt;
# خاتمه کتاب؛&lt;br /&gt;
حکایات مظهر در بخش اصلی آن، یعنی مواعظ بیست‌گانه، هماهنگ و متناسب با موضوع و محتوای هر موعظه آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و چهارده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سبک نگارش==&lt;br /&gt;
مهم‌ترین ویژگی‌های سبک نگارش اثر حاضر، به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
# پیروی  از سبک مثنوی‌های عرفانی: این اثر در وزن «بحر سریع» (مفتعلن، مفتعلن، فاعلن) و کاملاً تحت‌تأثیر زبان و ساختار مخزن‌الاسرار نظامی سروده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه بیست و دو، نود و چهار- نود و پنج&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# صبغه عرفانی و صوفیانه: نویسنده به وفور از اصطلاحات، نمادها و مبانی اندیشگی صوفیه، به‌ویژه دیدگاه‌های سلسله نعمت‌اللهی بهره برده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه نود و نه صد و هشت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ایجاز و آرایه‌های ادبی: نگارنده باتکیه‌بر ایجاز، از صنایع بلاغی همچون استعاره، تلمیح برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه صد و یک، صد و هفت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت کتاب==&lt;br /&gt;
# نخستین پاسخ به [[مخزن الاسرار]] در سند: این کتاب اولین منظومه در تاریخ ادبیات فارسی است که به تقلید از [[نظامی، الیاس بن یوسف|نظامی]] در منطقه جغرافیایی سند سروده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه بیست و چهار، هشتاد و هشت&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# پل فرهنگی ایران و هند: اثر مذکور سندی ارزشمند از پیوند تاریخی و فرهنگی میان ایران و شبه‌قاره در قرن دهم هجری به شمار می‌رود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه پنجاه و یک- پنجاه و دو&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# آینه اندیشه نعمت‌اللهی: مظهرالآثار یکی از مهم‌ترین متون منظومی است که آرا عرفانی پیروان شاه نعمت‌الله ولی را در خود جای‌داده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه پنجاه و شش، شصت و شش&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
این منظومه دارای ۲۳۹۱ بیت است و آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکر، بیت آغازین این منظومه به سنت مخزن‌الاسرار با اقتباس آیه «بسم‌الله» همراه است:&lt;br /&gt;
«بسم‌الله‌ الرحمن ‌الرحیم فاتحه‌آرایای کلام قدیم»&amp;lt;ref&amp;gt;همان، هشتاد و نه، صفحه یک‌صد و چهارده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از شاعران پیرو مخزن، منظومه خود را با این آیه شریفه شروع کرده‌اند و گویی که این تسمیه در بین منظومه‌پردازان جنبه تبرک و تیمن یافته است. هاشمی نیز، با چهره‌دستی چنین کرده و در آغاز مثنوی‌اش در سی ‌و‌یک بیت به شرح و رمزگشایی عارفانه حروف «بسم‌الله» پرداخته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن با این عنوان: «در شکر ادای نعمت، تسمیه به تحمید سبحانی که مفتاح ابواب معانی و فاتحه اسباب دوجهانی است» در سی و هشت بیت به حمد و ستایش و وصف حضرت حق‌تعالی پرداخته است که در واقع بخش تحمیدیه منظومه است و همراه با ظرایف و لطایف حکمی و عرفانی و اشارات قرآنی است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و پانزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مناجات‌های چهارگانه===&lt;br /&gt;
مناجات اول: در استغفار از تقصیر و خطا به درگاه حضرت واهب‌العطایا جَلَّ جلاله و عَمَّ نواله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات دوم: در ایضاح آنکه جمیع موجودات به یک وحدت قائم‌اند و حیثیت آفتاب ذات او سایه اسماء و صفات اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات سوم: در استفاضه انوار سرچشمه عین‌الیقین و چشم‌داشتن به پرتو جمال جهان‌آفرین ما اعلی شانه و برهانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناجات چهارم: در توفیق انتظام این صحیفه معانی آیات به درگاه بی‌نیاز حضرت قاضی‌الحاجات عزّ اسمه&amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نعت‌های پنج‌گانه===&lt;br /&gt;
نعت اول: در تقدم نور حضرت سید کائنات ـ علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات ـ بر جمیع حقایق ممکنات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت دوم: در صفت معراج نبی علیه‌السلام و وصول به معاد که فنای عبد است در بقای معبود و اتصال نقطه آخرین قوس معارج بر نقطه قوس مدارج.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت سوم: در التماس آثار عنایت نبوی و اقتباس انوار هدایت مصطفوی(ص).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت چهارم: در علو قدر و منزلت آن حضرت و استدعای آستان‌بوسی روضه مقدس وی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعت پنجم: در وقار و بزرگی آن حضرت ـ علیه التحیة و الثناء ـ که منبع حلم و حیا و مجمع صدق و صفاست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هاشمی در ادامه نعت پنجم و پیش از روضه‌های سه‌گانه با ابیاتی خواندنی، چند عنوان و موضوع را بیان می‌کند که در پیوند با کلیت منظومه او بسیار مهم‌اند؛ عناوین آن‌ها چنین است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# در منقبت قطب دایره حقایق ازلی حضرت شاه نورالدین نعمت‌الله ولی ـ قدس الله سره # در ذکر خیر مفتاح اسرار الهی و مصباح انوار سفیدی و سیاهی حضرت ارشادپناهی شیخ محمد لاهیجی ـ قدس الله سره ـ.&lt;br /&gt;
# دیباچه سخن در تحریر اوصاف اکابر قلم و بلاغت که ناظمان این طرز عالی‌سوادند؛ مزین به مدح والی عهد ـ خلد الله ملکه ـ که به شکرستان سخن پرورده باد.&lt;br /&gt;
# در تعریف جواهر سخن که زبان حال بر لطافتش دلیل ساطع و حجت ناطق است و کلام سبحانی که در کسوت سخن ورود یافته بر فضیلتش نص قاطع.&lt;br /&gt;
# در جوهریان ارباب سخن که قوم لطیف و طایفه مستغنی‌التعریفند و سخن جنسی است بلندپایه و بحری است پر از گوهر گران‌مایه.&lt;br /&gt;
# در انتظام کلام نظم که از صور حروف اصلیه ذات بر لوح السنه متکلمان عالم صفات ظاهر و فایض می‌گردد.&lt;br /&gt;
# در تحریر نقش پر زمزمه مقامات پرده دل که آهنگ نغمات شغب‌انگیز صوت عرفان از قانون فطرتش بی زخمه مرشد بلندآوازه نمی‌آید&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و پانزده - یک‌صد و شانزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===روضه‌های سه‌گانه===&lt;br /&gt;
روضه اول: در صفای رؤیت مرشد صافی‌صفات و رهیدن مرید صادق از قید شب هجرت به صبح نجات.&lt;br /&gt;
روضه دوم: در طلوع صبح طلعت پیر آفتاب‌ضمیر و روشنایی یافتن مرید صادق از ظلمت هول به نور تربیت پیر صادق.&lt;br /&gt;
روضه سوم: در تأثیر تربیت پیر رهنما و آگاه شدن مرید صادق از حال امروز بر حقیقت فردای خویش&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یکصد و هفده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مواعظ بیست‌گانه===&lt;br /&gt;
موعظه اول: در انبعاث مجردات عالم شهود و اجمال و آفرینش اجسام که عبارت از سلسله مادیات عالم شهود و ایجاد آدم(ع) که مظهر اعظم است (همراه با حکایت). موعظه دوم: در وفور برکات پیشه دهقانی که به‌حکم «الدنیا مزرعة الآخرة» سرمایه محصول دوجهانی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه سوم: در بیان وحدانیت حضرت احدیت جَلَّ ذکره و که طغرای شهدات «ان لا اله الا الله» است و هر حرف ان محمدا بر وحدانیتش یک گواه (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه چهارم: در ذکر اقامت نماز پنج‌گانه که اثنیت عبد را رافع است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه پنجم: در صفت قدر و بزرگی ماه مبارک رمضان که مفتاح درجات جنان و قفل درکات درگاه نیران است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه ششم: در بیان ادای زکات که سرمایه برکات مدارج دنیوی و پیرایه درجات معارج اخروی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هفتم: در تحریر قانون راه حجاز که آهنگ پا کوفتن برهنه‌پایان دایره وجد عرفان و زخمه کارگر خار مغیلان اوست و نیز رقصان ذرات عالم جان در اصول جنبش ریگ روان اوست (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هشتم: در ترک مصاحبت ناجنس که مصباح اسباب خمول و تحریر است و در فواید خلوت و عزلت که مفتاح ابواب وصول و توحید (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه نهم: در ایما و اشارت به اسرار خاموشی که به‌حکم مَنْ صُمتُ برقع نجات و فلاح و پرده عافیت و صلاح است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
موعظه دهم: در تنبیه آنانی که از شراب نخوت سربه‌گریبان هستی فروبرده‌اند و در صبح آگاهی از خواب غفلت، در شبستان مستی فرومانده‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه یازدهم: در ذکر سماع و صفای چله‌نشینان حلقه قوسين وجد و حال، صوفیان کوره فقر و فنااند و به اصول راهرو دوستدار و دایره توحید می‌نماید (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه دوازدهم: در تعریف علم و شرح فضیلت علما دین که مفتاح ابواب مدارس توفیق و مصباح الصباح محاسن تحقیق‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
موعظه سیزدهم: در تعدیل ارکان دولت و صفت سلاطین عادل که به فحوای «السلطان ظل الله فی الارض» ملاذ خلایقند و بطراز کسوت «انَّ الله یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ» لایق (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه چهاردهم: در توحید اوضاع اصحاب حساب که مهندسان قلمرو سیاق و آداب و مستوفیان ابواب‌المال عالم ایشان‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه پانزدهم: در وصیت آنکه صبح پیری از بیاض انوار غیب دمیده و آفتاب عالم‌افروز جوانی بر سر دیوار مقطع رسیده (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه شانزدهم: در غنیمت شمردن آب‌وتاب نوروز جوانی که سرمایه فضل و اقبال و کامرانی و پیرایه اصل ایام زندگانی است (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هفدهم: در تحریر خط‌وخال نیکوان که نقش دلپذیر نگارستان قلمرو صنع و کمال در آیینه معنی‌نمای صورت‌خانه عالم حس و جمال‌اند (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه هجدهم: در شرح جاذبه عشق که رگ‌های جان عاشقان را به حبل‌المتین تعلق پیوسته است و گرفتاران سواد عالم دل را ... (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه نوزدهم: در حسن ادای شیرین‌سخنان موزون که طوطیان شکرشکن بهارستان فصاحت‌اند و منقار قلم همایون‌رقم چهره‌گشای صور آینه‌رخساران نگارستان ملاحت (همراه با حکایت).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موعظه بیستم: در تنبیه و تعلیم نورسیده‌ای که هنوز موسم تازه‌بهارش نرسیده و سبزه خط غبار از صفحه لوح عذارش ندمیده (همراه با حکایت)&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و هفده- یک‌صد و نوزده&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خاتمه کتاب===&lt;br /&gt;
خاتمه: این شکسته خامه به محک قبول کیمیاطبعان رایج باد که دیده‌وران شناسنده جواهر نظم صاف و سخن‌سنجان معانی‌عیار میزان عالم انصاف‌اند. شاعر در بخش پایانی منظومه، در سی بیت، ضمن تجلیل از قلم، شکر توفیق به‌انجام‌رساندن مظهرالآثار را به‌جای می‌آورد و اشاره‌ای مستقیم به سال و مدت سرایش آن در بلد تته می‌نماید و پس از آن، نظر دقیق اهل‌نظر را جلب می‌کند و با دعا منظومه را به پایان می‌برد؛ دو بیت پایانی: &lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|''تا بود این مرکز دیرینه دیر''|2=''ذکر عزیزان سخن‌دان به خیر''}} &lt;br /&gt;
{{ب|''شاهد این نظم همایون‌سخن''|2=''تا به ابد باد به وجه حسن''&amp;lt;ref&amp;gt;همان، صفحه یک‌صد و نوزده&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان‌شناسی، زبان و ادبیات]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات شرقی (آسیایی)]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C&amp;diff=813199</id>
		<title>مجتهدی، مرتضی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C&amp;diff=813199"/>
		<updated>2026-01-06T03:58:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = سید مرتضی مجتهدی سیستانی&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR05641.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = سید مرتضی مجتهدی سیستانی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = &lt;br /&gt;
| ولادت = دی‌ماه ۱۳۳۳ شمسی&lt;br /&gt;
| محل تولد = مشهد&lt;br /&gt;
| کشور تولد = ایران&lt;br /&gt;
| محل زندگی = مشهد، قم&lt;br /&gt;
| رحلت = &lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه دوازده امامی&lt;br /&gt;
| پیشه = روحانی، محقق، نویسنده&lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = معارف اسلامی، مهدویت، تاریخ اسلام&lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = {{فهرست جعبه عمودی | [[آیت‌الله حائری یزدی]] | [[آیت‌الله جواد تبریزی]] | [[آیت‌الله میرزا هاشم آملی]] | [[گلپایگانی، سید محمدرضا|آیت‌الله سید محمدرضا گلپایگانی]]}}  &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| آثار = {{فهرست جعبه عمودی | [[صحیفه مهدیه]] | [[معاویه: بحث‌های مهم مقدماتی درباره شناخت معاویه و پیشینیانش]] | [[صحیفه رضویه]] | [[صحیفه حسینیه]] | [[رسالة الرجحان]]}}  &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = روان، مستدل و تأثیرگذار&lt;br /&gt;
| وبگاه = [http://www.almonji.com پایگاه علمی المنجی]&lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE05641AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سید مرتضی مجتهدی سیستانی''' (متولد ۱۳۳۳ش)، روحانی، محقق و نویسنده شیعه. وی تحصیلات حوزوی خود را در مشهد آغاز کرد و سپس به قم رفت و در درس خارج بزرگان حاضر شد. از او آثار پژوهشی متعددی در موضوعات اسلامی به چندین زبان منتشر شده و پایگاه علمی المنجی، مرکز اصلی ارائه آثار اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
سید مرتضی مجتهدی سیستانی در دی‌ماه سال ۱۳۳۳ شمسی، در خانواده‌ای اهل علم و سیادت، در شهر مشهد به دنیا آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات==&lt;br /&gt;
تحصیلات ابتدایی را در مشهد گذراند و سپس وارد حوزه علمیه مشهد شد و دروس مقدماتی تا شرح لمعه و اصول فقه را فراگرفت. در سال ۱۳۵۰ شمسی برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم مهاجرت کرد. سطوح عالیه را تحت نظارت [[حائری یزدی، عبدالکریم|آیت‌الله حائری یزدی]] به پایان رساند و سپس دوازده سال در درس خارج فقه و اصول ایشان شرکت کرد و تقریرات درس‌ها را نوشت. همچنین مدتی در دروس اصول [[تبریزی، جواد|آیت‌الله جواد تبریزی]]، [[آملی، هاشم|آیت‌الله میرزا هاشم آملی]] و [[گلپایگانی، سید محمدرضا|آیت‌الله گلپایگانی]] حضور یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌ها==&lt;br /&gt;
وی از همان آغاز ورود به حوزه، به تدریس دروس مقدماتی و سپس سطوح عالیه پرداخت. در کنار تدریس، به دلیل علاقه وافر به تحقیق و تألیف، پژوهش و نگارش گسترده‌ای را آغاز کرد. &lt;br /&gt;
سبک نگارش او روان و مستدل و تأثیرگذار توصیف شده است. آثار چاپ شده او به چندین زبان ترجمه شده و در قالب نرم‌افزار «حدیث المنجی»&amp;lt;ref&amp;gt; [https://abrenoor.ir/fa/app/list ر.ک: حدیث المنجی]&amp;lt;/ref&amp;gt; (شامل ۷۱ جلد کتاب)&amp;lt;ref&amp;gt; [https://www.noorsoft.org/fa/software/View/12745 ر.ک: حدیث المنجی (مجموعه آثار استاد سید مرتضی مجتهدی سیستانی)، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور]&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز از طریق «پایگاه علمی المنجی»&amp;lt;ref&amp;gt; [https://www.almonji.com ر.ک: پایگاه علمی المنجی]&amp;lt;/ref&amp;gt; در دسترس است. این پایگاه به نه زبان فعال است و روزانه هزاران بازدیدکننده دارد. ترجمه آثار وی در کشورهایی مانند پاکستان مورد استقبال قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
* اسرار موفقیت&lt;br /&gt;
* هدف و اراده&lt;br /&gt;
* دولت امام مهدی (عج)&lt;br /&gt;
* انتظار&lt;br /&gt;
* صحیفه رضویه&lt;br /&gt;
* آشنایی با معارف&lt;br /&gt;
* صحیفه مهدیه&lt;br /&gt;
* یقین&lt;br /&gt;
* تکامل علم و فرهنگ&lt;br /&gt;
* تکامل معنوی&lt;br /&gt;
* الصحیفه الحسینیه&lt;br /&gt;
* امیرالمؤمنین علی (ع) و آینده جهان&lt;br /&gt;
* امام زمان (عج) و تسخیر جهان&lt;br /&gt;
* چگونه از امام زمان (عج) تبلیغ کنیم؟&lt;br /&gt;
* معاویه (چند جلدی)&lt;br /&gt;
* رسالة الرجحان (چهل دلیل بر افضلیت معصومین علیهم‌السلام)&lt;br /&gt;
* شیخان فی القرآن&lt;br /&gt;
* بنی العباس&lt;br /&gt;
* بنی امیه&lt;br /&gt;
* عمر بن عبدالعزیز&lt;br /&gt;
* رساله‌ای در رد کیانوری و...&lt;br /&gt;
* تقریرات دروس خارج فقه و اصول آیت‌الله حائری یزدی&lt;br /&gt;
* تصحیح چندین کتاب از مؤلفان دیگر &amp;lt;ref&amp;gt; ر.ک: زندگی‌نامه استاد سید مرتضی مجتهدی، نرم افزار حدیث المنجی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانويس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
* [http://www.almonji.com پایگاه علمی المنجی] &lt;br /&gt;
* [https://www.noorsoft.org/fa/software/View/12745 معرفی نرم‌افزار حدیث المنجی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.]&lt;br /&gt;
* [https://abrenoor.ir/fa/app/list ابر نور، مجموعه نرم افزارهای مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[صحیفه مهدیه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[معاویه: بحث‌های مهم مقدماتی درباره شناخت معاویه و پیشینیانش]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[داستان مرغان: متن فارسی رسالة الطیر خواجه احمد غزالی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[منتخب صحيفه رضويه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دولت کریمه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اسرار موفقیت]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الصحیفة المبارکة المهدیة]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دولة الإمام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: بحوث متنوعة و شیقة حول تفتح العقل و الفکر و تطور العلم و المعرفة، و...]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الصحیفة المهدیة]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[صحیفه رضویه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الصحیفة الرضویة]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[إلی الإمام المنتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[منتخب صحیفه مهدیه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الصحیفة المهدیة المنتخبة]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[انتظار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[أسرار النجاح]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الإنتظار: حول الإمام المنتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الصحیفة الحسینیة]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[نیایش منتظران: ادعیه تعقیبات نمازها برای ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا فداه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام و عصر ظهور]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[المختار من الصحیفة المبارکة المهدیة]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الصحيفة المهدیة المنتخبة]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[انتظار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دولت کریمه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دولت کریمه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الصحیفة المهدیة المنتخبة]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[صحیفه رضویه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[کامیابی کی اسرار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[انتظار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[انتظار (اسرار موفقیت جوهک حصو)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[آشنایی با معارف]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تکامل عقلها]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تکامل علم و فرهنگ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تکامل معنوی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سفرهای فضایی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عدالت]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فکر و اندیشه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محبت اهل بیت علیهم السلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الصحیفة المهدیة المنتخبة]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[هدف و اراده]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[یقین]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[آشنایی با معارف]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فکر و اندیشه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محبت اهلبيت عليهم السلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[هدف و اراده]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[یقین]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[انتظار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تکامل علم و فرهنگ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[منتخب صحيفه مهدی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[یقین]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[منتخب صحيفه مهديه (سندی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محبت اهلبيت عليهم السلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فکر و هدف]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[توسل (مجتهدی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[منتخب صحیفه مهدیه (بلتی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[انتظار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تکامل عقل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تکامل علم و فرهنگ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تکامل معنوی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سفرهای فضایی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عدالت]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[یقین]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[کار و کوشش]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[القطرة من بحار مناقب النبی و العترة علیهم السلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مؤلفین-دی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AC%E2%80%8D%D8%A7%D9%BE%E2%80%8D%D9%84%E2%80%8D%D9%82%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8C_%D8%A8%E2%80%8D%D8%B1%D9%88%D8%AC%E2%80%8D%D8%B1%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C_%D8%B4%E2%80%8D%D9%81%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D8%B9%E2%80%8D%D8%A7%D8%8C_%D9%85%E2%80%8D%D8%AD%E2%80%8D%D9%85%E2%80%8D%D8%AF%D8%B4%E2%80%8D%D9%81%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D8%B9&amp;diff=812819</id>
		<title>ج‍اپ‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AC%E2%80%8D%D8%A7%D9%BE%E2%80%8D%D9%84%E2%80%8D%D9%82%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8C_%D8%A8%E2%80%8D%D8%B1%D9%88%D8%AC%E2%80%8D%D8%B1%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C_%D8%B4%E2%80%8D%D9%81%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D8%B9%E2%80%8D%D8%A7%D8%8C_%D9%85%E2%80%8D%D8%AD%E2%80%8D%D9%85%E2%80%8D%D8%AF%D8%B4%E2%80%8D%D9%81%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D8%B9&amp;diff=812819"/>
		<updated>2026-01-01T05:49:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;wikiInfo&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:NUR21162.jpg|بندانگشتی|ج‍اپ‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع ‌ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر]]&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable aboutAuthorTable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:Right&amp;quot; |+ |&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! نام!! data-type=&amp;quot;authorName&amp;quot; |ج‍اپ‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع ‌ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام‎های دیگر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorOtherNames&amp;quot; | جاپلقی، علی‌اکبر بن محمدشفیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بروجردی، سید علی‌اکبر بن محمدشفیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسوی، آقاکوچک سید علی‌اکبر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب‍روج‍ردی‌، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع‌ ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج‍اب‍ل‍ق‍ی‌، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع ‌ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چ‍اب‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع ‌ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام پدر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorfatherName&amp;quot; |علی‌اکبر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|متولد &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorbirthDate&amp;quot; |&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|محل تولد&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorBirthPlace&amp;quot; |بروجرد&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|رحلت &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorDeathDate&amp;quot; |1280 ق&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|اساتید&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorTeachers&amp;quot; |سید محمدباقر شفتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملاعلی اکبر اصفهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملا عباس علی کزازی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|برخی آثار&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorWritings&amp;quot; |[[القواعد الشریفیة]] &lt;br /&gt;
|- class=&amp;quot;articleCode&amp;quot;&lt;br /&gt;
|کد مؤلف &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorCode&amp;quot; |AUTHORCODE21162AUTHORCODE&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سید شفیع بن سید على‌اكبر موسوى جاپلقى''' (متوفای 1280ق)، فقیه، اصولى، رجالى، از بزرگان شاگردان شریف‌العلماء مازندرانى (در كربلا) و حاج [[نراقی، احمد بن محمدمهدی|ملا احمد نراقى]] (در كاشان) بود و از او و سید محمّدباقر شفتى حجت‌الاسلام و مولا على‌اكبر خراسانى اجازه روایت داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
او در روستای جاپلق (در حوالی بروجرد) به دنیا آمد. تاریخ تولد او معلوم نیست. نام پدرش علی اکبر بود. نسب جاپلقی به سیدنظام‌الدین احمد از نوادگان امام کاظم علیه‌السلام که بقعه‌اش در امامزاده قاسم بروجرد است می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحصیلات ==&lt;br /&gt;
جاپلقی پس از فراگیری علوم ابتدایی در زادگاهش راهی اراک شد. ادبیات را در قریة کرهرود اراک نزد ملاعبدالحمید کرهرودی فرا گرفت، سپس به کاشان و اصفهان رفت و برخی کتب فقهی را نزد فقیهانی چون ملااحمد نراقی (متوفی 1245) محمدجعفر آباده‌ای (متوفی 1280) و محمدعلی مازندرانی (متوفی 1245) خواند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
=== اساتید ===&lt;br /&gt;
[[شفتی بیدآبادی، سید محمدباقر|سید محمدباقر شفتی]] (متوفی 1260) ملا [[علی‌اکبر اصفهانی]] (متوفی 1232) و احتمالا [[طباطبایی، سید محمد بن علی|سید محمد مجاهد]] (متوفی 1242) از دیگر استادان او در اصفهان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاپلقی سپس به بروجرد رفت و پس از توقف کوتاهی در آنجا ـ که بیشتر به مطالعة کتاب اصولی [[القوانين المحكمة في الأصول|القوانین المحکمة]] نوشتة [[میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمدحسن|میرزا ابوالقاسم قمی]] (متوفی 1231) گذشت ـ برای ادامه تحصیل راهی عتبات شد و پس از فراگیری برخی مباحث فقهی و اصولی نزد ملا عباس علی کزازی (متوفی بعد از 1223) در کرمانشاه به کربلا رفت. در آنجا نزد [[طباطبایی، سید محمد بن علی|سید محمد مجاهد]] و برادرش [[سید مهدی طباطبایی]] فقه آموخت و نزد [[سید صفرعلی لاهیجی قزوینی]] (شاگرد [[طباطبایی، سید محمد بن علی|سید محمد مجاهد]] و مؤلف درایةالحدیث) علم رجال را فرا گرفت. استاد دیگر او شریف‌العلماء مازندرانی (متوفی 1246) بود که جاپلقی عمدتا در علم اصول از او بهره برد. جاپلقی نخستین شاگردی بود که از [[شریف‌العلماء مازندرانی، محمدشریف بن حسنعلی|شریف العلماء]] اجازة روایت دریافت کرد و پس از اخذ اجازه نیز حدود سه سال نزد او ماند. جاپلقی از سید محمدباقر طباطبایی و [[نراقی، احمد بن محمدمهدی|ملااحمد نراقی]] نیز اجازه روایت داشت.. مولانا بروجردی، بحرالعلوم (متوفی 1212) را نیز از استادان او دانسته که ظاهرا نادرست است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاپلقی پس از تبحر یافتن در حدیث و رجال و فقه به خواهش پدرش به بروجرد بازگشت و به تدریس و افتا پرداخت. وى در زادگاهش (بروجرد) ریاستى تام و مرجعیتى تمام یافت و گروهى بسیار در مكتب او پرورش یافتند و گفته‌اند که بیش از یک صد تن از آنان به درجة اجتهاد رسیدند. دو فرزند او سید علی اکبر و سید علی اصغر از علمای عصر خود بوده‌اند و [[بروجردی، حسین بن رضا|سید حسین بروجردی]] (صاحب [[نخبة المقال فی علم الرجال|نخبة المقال]])، میرزا عبدالمحمد کرمانشاهی و حسین علی تویسرکانی (متوفی 1286) از شاگردان او بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وفات ==&lt;br /&gt;
جاپلقی در 1280 در بروجرد از دنیا رفت. مقبرة او در امامزاده قاسم در نزدیکی بروجرد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار ==&lt;br /&gt;
برخى از آثارش عبارتند از: مناهج الأحكام، القواعد الشریفیة (در اصول)، مرشدالعوام (رساله عملیه) و الروضة البَهیَّه فی الطُرُقِ الشفیعیه (یا فی الاجازه الشفیعیه)، مشتمل بر شرح حال برخی علما که در واقع اجازه او به دو فرزندش است و به سبک «لؤلؤه البحرین» محدّث بحرانی تألیف شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع مقاله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#انصارى قمى، ناصرالدین، اختران فقاهت (بررسى زندگى علمى و سیاسى گروهى از علماى سده اخیر)، چاپ دوم، انتشارات دلیل ما، 1387ش، قم.&lt;br /&gt;
#[http://lib.ahlolbait.com/parvan/resource/37048/c/5662/get/?doPID=&amp;amp;dsPID=ma1&amp;amp;mimeType=text/html كتابخانه دیجیتال مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت(ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[القواعد الشریفیة]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AC%E2%80%8D%D8%A7%D9%BE%E2%80%8D%D9%84%E2%80%8D%D9%82%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8C_%D8%A8%E2%80%8D%D8%B1%D9%88%D8%AC%E2%80%8D%D8%B1%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C_%D8%B4%E2%80%8D%D9%81%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D8%B9%E2%80%8D%D8%A7%D8%8C_%D9%85%E2%80%8D%D8%AD%E2%80%8D%D9%85%E2%80%8D%D8%AF%D8%B4%E2%80%8D%D9%81%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D8%B9&amp;diff=812818</id>
		<title>ج‍اپ‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AC%E2%80%8D%D8%A7%D9%BE%E2%80%8D%D9%84%E2%80%8D%D9%82%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8C_%D8%A8%E2%80%8D%D8%B1%D9%88%D8%AC%E2%80%8D%D8%B1%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C_%D8%B4%E2%80%8D%D9%81%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D8%B9%E2%80%8D%D8%A7%D8%8C_%D9%85%E2%80%8D%D8%AD%E2%80%8D%D9%85%E2%80%8D%D8%AF%D8%B4%E2%80%8D%D9%81%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D8%B9&amp;diff=812818"/>
		<updated>2026-01-01T05:49:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;wikiInfo&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:NUR21162.jpg|بندانگشتی|ج‍اپ‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع ‌ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر]]&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable aboutAuthorTable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:Right&amp;quot; |+ |&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! نام!! data-type=&amp;quot;authorName&amp;quot; |ج‍اپ‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع ‌ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام‎های دیگر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorOtherNames&amp;quot; | جاپلقی، علی‌اکبر بن محمدشفیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بروجردی، سید علی‌اکبر بن محمدشفیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسوی، آقاکوچک سید علی‌اکبر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب‍روج‍ردی‌، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع‌ ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج‍اب‍ل‍ق‍ی‌، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع ‌ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چ‍اب‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع ‌ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام پدر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorfatherName&amp;quot; |علی‌اکبر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|متولد &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorbirthDate&amp;quot; |&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|محل تولد&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorBirthPlace&amp;quot; |بروجرد&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|رحلت &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorDeathDate&amp;quot; |1280 ق&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|اساتید&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorTeachers&amp;quot; |سید محمدباقر شفتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملاعلی اکبر اصفهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملا عباس علی کزازی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|برخی آثار&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorWritings&amp;quot; |[[القواعد الشریفیة]] &lt;br /&gt;
|- class=&amp;quot;articleCode&amp;quot;&lt;br /&gt;
|کد مؤلف &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorCode&amp;quot; |AUTHORCODE21162AUTHORCODE&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سید شفیع بن سید على‌اكبر موسوى جاپلقى''' (متوفای 1280ق)، فقیه، اصولى، رجالى، از بزرگان شاگردان شریف‌العلماء مازندرانى (در كربلا) و حاج [[نراقی، احمد بن محمدمهدی|ملا احمد نراقى]] (در كاشان) بود و از او و سید محمّدباقر شفتى حجت‌الاسلام و مولا على‌اكبر خراسانى اجازه روایت داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
او در روستای جاپلق (در حوالی بروجرد) به دنیا آمد. تاریخ تولد او معلوم نیست. نام پدرش علی اکبر بود. نسب جاپلقی به سیدنظام‌الدین احمد از نوادگان امام کاظم علیه‌السلام که بقعه‌اش در امامزاده قاسم بروجرد است می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحصیلات ==&lt;br /&gt;
جاپلقی پس از فراگیری علوم ابتدایی در زادگاهش راهی اراک شد. ادبیات را در قریة کرهرود اراک نزد ملاعبدالحمید کرهرودی فرا گرفت، سپس به کاشان و اصفهان رفت و برخی کتب فقهی را نزد فقیهانی چون ملااحمد نراقی (متوفی 1245) محمدجعفر آباده‌ای (متوفی 1280) و محمدعلی مازندرانی (متوفی 1245) خواند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
=== اساتید ===&lt;br /&gt;
[[شفتی بیدآبادی، سید محمدباقر|سید محمدباقر شفتی]] (متوفی 1260) ملا [[علی‌اکبر اصفهانی]] (متوفی 1232) و احتمالا [[طباطبایی، سید محمد بن علی|سید محمد مجاهد]] (متوفی 1242) از دیگر استادان او در اصفهان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاپلقی سپس به بروجرد رفت و پس از توقف کوتاهی در آنجا ـ که بیشتر به مطالعة کتاب اصولی [[القوانين المحكمة في الأصول|القوانین المحکمة]] نوشتة [[میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمدحسن|میرزا ابوالقاسم قمی]] (متوفی 1231) گذشت ـ برای ادامه تحصیل راهی عتبات شد و پس از فراگیری برخی مباحث فقهی و اصولی نزد ملا عباس علی کزازی (متوفی بعد از 1223) در کرمانشاه به کربلا رفت. در آنجا نزد [[طباطبایی، سید محمد بن علی|سید محمد مجاهد]] و برادرش [[سید مهدی طباطبایی]] فقه آموخت و نزد [[سید صفرعلی لاهیجی قزوینی]] (شاگرد [[طباطبایی، سید محمد بن علی|سید محمد مجاهد]] و مؤلف درایةالحدیث) علم رجال را فرا گرفت. استاد دیگر او شریف‌العلماء مازندرانی (متوفی 1246) بود که جاپلقی عمدتا در علم اصول از او بهره برد. جاپلقی نخستین شاگردی بود که از [[شریف‌العلماء مازندرانی، محمدشریف بن حسنعلی|شریف العلماء]] اجازة روایت دریافت کرد و پس از اخذ اجازه نیز حدود سه سال نزد او ماند. جاپلقی از سید محمدباقر طباطبایی و [[نراقی، احمد بن محمدمهدی|ملااحمد نراقی]] نیز اجازه روایت داشت.. مولانا بروجردی، بحرالعلوم (متوفی 1212) را نیز از استادان او دانسته که ظاهرا نادرست است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاپلقی پس از تبحر یافتن در حدیث و رجال و فقه به خواهش پدرش به بروجرد بازگشت و به تدریس و افتا پرداخت. وى در زادگاهش (بروجرد) ریاستى تام و مرجعیتى تمام یافت و گروهى بسیار در مكتب او پرورش یافتند و گفته‌اند که بیش از یک صد تن از آنان به درجة اجتهاد رسیدند. دو فرزند او سید علی اکبر و سید علی اصغر از علمای عصر خود بوده‌اند و [[بروجردی، حسین بن رضا|سید حسین بروجردی]] (صاحب [[نخبة المقال فی علم الرجال|نخبة المقال]])، میرزا عبدالمحمد کرمانشاهی و حسین علی تویسرکانی (متوفی 1286) از شاگردان او بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وفات ==&lt;br /&gt;
جاپلقی در 1280 در بروجرد از دنیا رفت. مقبرة او در امامزاده قاسم در نزدیکی بروجرد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار ==&lt;br /&gt;
برخى از آثارش عبارتند از: مناهج الأحكام، القواعد الشریفیة (در اصول)، مرشدالعوام (رساله عملیه)و الروضة البَهیَّه فی الطُرُقِ الشفیعیه (یا فی الاجازه الشفیعیه)، مشتمل بر شرح حال برخی علما که در واقع اجازه او به دو فرزندش است و به سبک «لؤلؤه البحرین» محدّث بحرانی تألیف شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع مقاله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#انصارى قمى، ناصرالدین، اختران فقاهت (بررسى زندگى علمى و سیاسى گروهى از علماى سده اخیر)، چاپ دوم، انتشارات دلیل ما، 1387ش، قم.&lt;br /&gt;
#[http://lib.ahlolbait.com/parvan/resource/37048/c/5662/get/?doPID=&amp;amp;dsPID=ma1&amp;amp;mimeType=text/html كتابخانه دیجیتال مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت(ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[القواعد الشریفیة]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AC%E2%80%8D%D8%A7%D9%BE%E2%80%8D%D9%84%E2%80%8D%D9%82%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8C_%D8%A8%E2%80%8D%D8%B1%D9%88%D8%AC%E2%80%8D%D8%B1%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C_%D8%B4%E2%80%8D%D9%81%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D8%B9%E2%80%8D%D8%A7%D8%8C_%D9%85%E2%80%8D%D8%AD%E2%80%8D%D9%85%E2%80%8D%D8%AF%D8%B4%E2%80%8D%D9%81%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D8%B9&amp;diff=812817</id>
		<title>ج‍اپ‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AC%E2%80%8D%D8%A7%D9%BE%E2%80%8D%D9%84%E2%80%8D%D9%82%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8C_%D8%A8%E2%80%8D%D8%B1%D9%88%D8%AC%E2%80%8D%D8%B1%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C_%D8%B4%E2%80%8D%D9%81%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D8%B9%E2%80%8D%D8%A7%D8%8C_%D9%85%E2%80%8D%D8%AD%E2%80%8D%D9%85%E2%80%8D%D8%AF%D8%B4%E2%80%8D%D9%81%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D8%B9&amp;diff=812817"/>
		<updated>2026-01-01T05:49:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;wikiInfo&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:NUR21162.jpg|بندانگشتی|ج‍اپ‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع ‌ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر]]&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable aboutAuthorTable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:Right&amp;quot; |+ |&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! نام!! data-type=&amp;quot;authorName&amp;quot; |ج‍اپ‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع ‌ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام‎های دیگر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorOtherNames&amp;quot; | جاپلقی، علی‌اکبر بن محمدشفیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بروجردی، سید علی‌اکبر بن محمدشفیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسوی، آقاکوچک سید علی‌اکبر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب‍روج‍ردی‌، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع‌ ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج‍اب‍ل‍ق‍ی‌، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع ‌ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چ‍اب‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع ‌ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام پدر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorfatherName&amp;quot; |علی‌اکبر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|متولد &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorbirthDate&amp;quot; |&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|محل تولد&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorBirthPlace&amp;quot; |بروجرد&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|رحلت &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorDeathDate&amp;quot; |1280 ق&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|اساتید&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorTeachers&amp;quot; |سید محمدباقر شفتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملاعلی اکبر اصفهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملا عباس علی کزازی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|برخی آثار&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorWritings&amp;quot; |[[القواعد الشریفیة]] &lt;br /&gt;
|- class=&amp;quot;articleCode&amp;quot;&lt;br /&gt;
|کد مؤلف &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorCode&amp;quot; |AUTHORCODE21162AUTHORCODE&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سید شفیع بن سید على‌اكبر موسوى جاپلقى''' (متوفای 1280ق)، فقیه، اصولى، رجالى، از بزرگان شاگردان شریف‌العلماء مازندرانى (در كربلا) و حاج [[نراقی، احمد بن محمدمهدی|ملا احمد نراقى]] (در كاشان) بود و از او و سید محمّدباقر شفتى حجت‌الاسلام و مولا على‌اكبر خراسانى اجازه روایت داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
او در روستای جاپلق (در حوالی بروجرد) به دنیا آمد. تاریخ تولد او معلوم نیست. نام پدرش علی اکبر بود. نسب جاپلقی به سیدنظام‌الدین احمد از نوادگان امام کاظم علیه‌السلام که بقعه‌اش در امامزاده قاسم بروجرد است می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحصیلات ==&lt;br /&gt;
جاپلقی پس از فراگیری علوم ابتدایی در زادگاهش راهی اراک شد. ادبیات را در قریة کرهرود اراک نزد ملاعبدالحمید کرهرودی فرا گرفت، سپس به کاشان و اصفهان رفت و برخی کتب فقهی را نزد فقیهانی چون ملااحمد نراقی (متوفی 1245) محمدجعفر آباده‌ای (متوفی 1280) و محمدعلی مازندرانی (متوفی 1245) خواند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
=== اساتید ===&lt;br /&gt;
[[شفتی بیدآبادی، سید محمدباقر|سید محمدباقر شفتی]] (متوفی 1260) ملا [[علی‌اکبر اصفهانی]] (متوفی 1232) و احتمالا [[طباطبایی، سید محمد بن علی|سید محمد مجاهد]] (متوفی 1242) از دیگر استادان او در اصفهان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاپلقی سپس به بروجرد رفت و پس از توقف کوتاهی در آنجا ـ که بیشتر به مطالعة کتاب اصولی [[القوانين المحكمة في الأصول|القوانین المحکمة]] نوشتة [[میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمدحسن|میرزا ابوالقاسم قمی]] (متوفی 1231) گذشت ـ برای ادامه تحصیل راهی عتبات شد و پس از فراگیری برخی مباحث فقهی و اصولی نزد ملا عباس علی کزازی (متوفی بعد از 1223) در کرمانشاه به کربلا رفت. در آنجا نزد [[طباطبایی، سید محمد بن علی|سید محمد مجاهد]] و برادرش [[سید مهدی طباطبایی]] فقه آموخت و نزد [[سید صفرعلی لاهیجی قزوینی]] (شاگرد [[طباطبایی، سید محمد بن علی|سید محمد مجاهد]] و مؤلف درایةالحدیث) علم رجال را فرا گرفت. استاد دیگر او شریف‌العلماء مازندرانی (متوفی 1246) بود که جاپلقی عمدتا در علم اصول از او بهره برد. جاپلقی نخستین شاگردی بود که از [[شریف‌العلماء مازندرانی، محمدشریف بن حسنعلی|شریف العلماء]] اجازة روایت دریافت کرد و پس از اخذ اجازه نیز حدود سه سال نزد او ماند. جاپلقی از سید محمدباقر طباطبایی و [[نراقی، احمد بن محمدمهدی|ملااحمد نراقی]] نیز اجازه روایت داشت.. مولانا بروجردی، بحرالعلوم (متوفی 1212) را نیز از استادان او دانسته که ظاهرا نادرست است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاپلقی پس از تبحر یافتن در حدیث و رجال و فقه به خواهش پدرش به بروجرد بازگشت و به تدریس و افتا پرداخت. وى در زادگاهش (بروجرد) ریاستى تام و مرجعیتى تمام یافت و گروهى بسیار در مكتب او پرورش یافتند و گفته‌اند که بیش از یک صد تن از آنان به درجة اجتهاد رسیدند. دو فرزند او سید علی اکبر و سید علی اصغر از علمای عصر خود بوده‌اند و [[بروجردی، حسین بن رضا|سید حسین بروجردی]] (صاحب [[نخبة المقال فی علم الرجال|نخبة المقال]])، میرزا عبدالمحمد کرمانشاهی و حسین علی تویسرکانی (متوفی 1286) از شاگردان او بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وفات ==&lt;br /&gt;
جاپلقی در 1280 در بروجرد از دنیا رفت. مقبرة او در امامزاده قاسم در نزدیکی بروجرد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار ==&lt;br /&gt;
برخى از آثارش عبارتند از: مناهج الأحكام، القواعد الشریفیة (در اصول)، مرشدالعوام (رساله عملیه)و الروضةالبَهیَّه فی الطُرُقِ الشفیعیه (یا فی الاجازه الشفیعیه)، مشتمل بر شرح حال برخی علما که در واقع اجازه او به دو فرزندش است و به سبک «لؤلؤه البحرین» محدّث بحرانی تألیف شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع مقاله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#انصارى قمى، ناصرالدین، اختران فقاهت (بررسى زندگى علمى و سیاسى گروهى از علماى سده اخیر)، چاپ دوم، انتشارات دلیل ما، 1387ش، قم.&lt;br /&gt;
#[http://lib.ahlolbait.com/parvan/resource/37048/c/5662/get/?doPID=&amp;amp;dsPID=ma1&amp;amp;mimeType=text/html كتابخانه دیجیتال مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت(ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[القواعد الشریفیة]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=812816</id>
		<title>دزفولی، محمدتقی بن علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=812816"/>
		<updated>2026-01-01T05:46:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;wikiInfo&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:NUR19568.jpg|بندانگشتی|دزفولی، محمدتقی بن علی]]&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable aboutAuthorTable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:Right&amp;quot; |+ |&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! نام!! data-type=&amp;quot;authorName&amp;quot; |دزفولی، محمدتقی بن علی &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام‎های دیگر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorOtherNames&amp;quot; |&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام پدر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorfatherName&amp;quot; | شیخ علی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|متولد &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorbirthDate&amp;quot; |1223ق&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|محل تولد&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorBirthPlace&amp;quot; |دزفول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|رحلت &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorDeathDate&amp;quot; |1295ق&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|اساتید&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorTeachers&amp;quot; |[[سید محمدشفیع جاپلقی‌بروجردی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|برخی آثار&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorWritings&amp;quot; |[[كفاية الخصام]]&lt;br /&gt;
|- class=&amp;quot;articleCode&amp;quot;&lt;br /&gt;
|کد مؤلف&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorCode&amp;quot; |AUTHORCODE19568AUTHORCODE&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شیخ محمدتقی بن شیخ علی دزفولی''' (1223 - 1295ق)، از عالمان دینی شیعه و مترجم «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام|غاية المرام]]» [[بحرانی، سید هاشم بن سلیمان|سید هاشم بحرانی]] با عنوان «[[كفاية الخصام|كفاية الخصام في فضائل الإمام]]». ترجمه وی از «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام|غاية المرام]]»، تنها ترجمه فارسی از این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
شیخ محمد تقی ملاباشی دزفولی فرزند شیخ علی که نسب به امیر معزالدین می‌برد، در سال ۱۲۲۳قمری در دزفول متولد شد. در خاندان او افراد دانشور و اهل هنر کم نبودند. در میان آنها شیخ محمدرضا خوشنویس، شیخ اسدالله خوشنویس و شیخ علی دزفولی پدر شیخ محمدتقی را می‌توان ذکر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نفسِ اینکه او به نام «ملاباشی» نامگذاری می‌شد و او را برای تعلیم شاهزاده‌های قاجاری به کار گماردند نشان می‌دهد که فرد جامع‌الاطرافی بوده است، چون ملاباشی‌های دوره قاجار عموما افراد قوی و جامعی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحصیلات ==&lt;br /&gt;
از تحصیلات و استادان شیخ محمدتقی اطلاعات زیادی نداریم. آنچه مسلم می‌دانیم این است که بعد از تحصیلات مقدماتی در دزفول به نجف رفت و آنجا تحصیل کرد. از میان استادانش تنها از  [[سید محمدشفیع جاپلقی‌ بروجردی]] ([[ج‍اپ‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع]]) (متوفای۱۲۸۰ق) صاحب کتاب «الروضة البهیه» اطمینان داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظاهرا شیخ بعد از درگذشت مرحوم جاپلقی به دزفول برگشت و چندسال آنجا ماند، سپس در سال ۱۲۸۳ به دعوت محسن میرزا که از رجال دانشمند دستگاه قاجار بود به تهران می‌آید و منصب ملاباشی به او داده می‌شود و تا آخر عمر یعنی ۱۲۹۵ هجری قمری در تهران بود‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تهران با چهار عالم ذی‌نفوذ و مشهور معاشرت زیادی داشت که شیخ از آنها به اربعه متناسبه یاد می‌کند؛ آقای سید صادق سنگلجی طباطبائی، شیخ عبدالحسین شیخ‌العراقین تهرانی، مولا علی کنی و مولا محمد اندرمانی که این چهار نفر از رجال مهم دوره قاجار بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ محمدتقی دزفولی در دستگاه قاجار صاحب نفوذ بوده است، گفت: در سال ۱۲۹۱ هجری قمری عموی ناصرالدین شاه والی منطقه شوشتر تحرکاتی در این منطقه انجام می‌دهد که شیخ جعفر شوشتری از آن ناراحت می‌شود و به عنوان اعتراض به والی شوشتر به نجف می‌رود. گزارش به مرکز می‌رسد و ناصرالدین شاه دستور می‌دهد عده‌ای برای دلجویی نزد شیخ جعفر بروند و ایشان را برگردانند. یکی از کسانی که در هئیت اعزامی بود، شیخ محمدتقی ملاباشی بود. این واقعه در سال ۱۲۹۱ رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وفات ==&lt;br /&gt;
شیخ محمدتقی در ۱۲۹۵هجری قمری مطابق با سال ۱۲۵۷شمسی فوت کرد و در یکی از حجره‌های باب زینبیه در صحن حرم مطهر حسینی در کربلای معلی مدفون شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
# «الشهابه فی غزوات الصحابه» که ترجمه مغازی واقدی به فارسی بسیار روان همراه با بعضی از توضیحات و پاسخگویی به برخی از مواردی که واقدی بر اساس عقاید خود، آنها را نوشته است.&lt;br /&gt;
# «آثار ناصری» یا «آداب الملوک فی اقصی مراتب السلوک» ترجمه و شرح عهدنامه مالک اشتر به زبان فارسی است که نسخه‌های خطی این اثر هم‌ موجود است. این کتاب به نوعی در ادامه کار سیاست‌نامه‌هایی بود که آن زمان‌ دانشمندان برای پادشاهان می‌نوشتند و نوعی نصحیت نامه بودند. در اینجا شیخ محمدتقی سخن خود را در قالب شرح و ترجمه عهدنامه مالک نوشته است.&lt;br /&gt;
# «مرآت ناصری در قصص انبیای عظام(ع)»،&lt;br /&gt;
# «حیاض الظریف و ریاض الطریف» که  جُنگی ادبی است.&lt;br /&gt;
# «ضیاءالعین فی مراثی الحسین(ع)»&lt;br /&gt;
# «قصاید سبع علویات»  که شرح ۷ قصیده ابن‌ ابی‌الحدید است.&lt;br /&gt;
# «شرح التفاسیر» که تحریر مجددی از «[[مجمع البحرين|مجمع‌البحرین]]» [[طریحی، فخرالدین بن محمدعلی |طریحی]] است.&lt;br /&gt;
# «تحفه العراق لهدیه ملک الآفاق» در باب تفسیر است.&lt;br /&gt;
# «كفاية الخصام في فضائل ‌الإمام» وی تنها ترجمه فارسی از کتاب «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام]]» [[بحرانی، سید هاشم بن سلیمان|سید هاشم بحرانی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: صفاخواه محمدحسین، ج2، ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
#[https://khouzestan.iqna.ir/fa/news/3915163/%DA%A9%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AE%D8%B5%D8%A7%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA ر.ک. عبدالحسین طالعی، خبرگزاری بین‌المللی قرآن ایکنا]&lt;br /&gt;
# صفاخواه محمدحسین، مقدمه کتاب «كفاية الخصام» محمدتقی بن علی دزفولی، ترجمه «غاية المرام» سید هاشم بحرانی، با تصحیح و تحقیق محمدحسین صفاخواه، احیای کتاب، تهران، 1373ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[كفاية الخصام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=812815</id>
		<title>دزفولی، محمدتقی بن علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=812815"/>
		<updated>2026-01-01T05:46:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;wikiInfo&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:NUR19568.jpg|بندانگشتی|دزفولی، محمدتقی بن علی]]&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable aboutAuthorTable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:Right&amp;quot; |+ |&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! نام!! data-type=&amp;quot;authorName&amp;quot; |دزفولی، محمدتقی بن علی &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام‎های دیگر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorOtherNames&amp;quot; |&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام پدر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorfatherName&amp;quot; | شیخ علی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|متولد &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorbirthDate&amp;quot; |1223ق&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|محل تولد&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorBirthPlace&amp;quot; |دزفول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|رحلت &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorDeathDate&amp;quot; |1295ق&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|اساتید&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorTeachers&amp;quot; |[[سید محمدشفیع جاپلقی‌بروجردی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|برخی آثار&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorWritings&amp;quot; |[[كفاية الخصام]]&lt;br /&gt;
|- class=&amp;quot;articleCode&amp;quot;&lt;br /&gt;
|کد مؤلف&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorCode&amp;quot; |AUTHORCODE19568AUTHORCODE&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شیخ محمدتقی بن شیخ علی دزفولی''' (1223 - 1295ق)، از عالمان دینی شیعه و مترجم «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام|غاية المرام]]» [[بحرانی، سید هاشم بن سلیمان|سید هاشم بحرانی]] با عنوان «[[كفاية الخصام|كفاية الخصام في فضائل الإمام]]». ترجمه وی از «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام|غاية المرام]]»، تنها ترجمه فارسی از این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
شیخ محمد تقی ملاباشی دزفولی فرزند شیخ علی که نسب به امیر معزالدین می‌برد، در سال ۱۲۲۳قمری در دزفول متولد شد. در خاندان او افراد دانشور و اهل هنر کم نبودند. در میان آنها شیخ محمدرضا خوشنویس، شیخ اسدالله خوشنویس و شیخ علی دزفولی پدر شیخ محمدتقی را می‌توان ذکر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نفسِ اینکه او به نام «ملاباشی» نامگذاری می‌شد و او را برای تعلیم شاهزاده‌های قاجاری به کار گماردند نشان می‌دهد که فرد جامع‌الاطرافی بوده است، چون ملاباشی‌های دوره قاجار عموما افراد قوی و جامعی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحصیلات ==&lt;br /&gt;
از تحصیلات و استادان شیخ محمدتقی اطلاعات زیادی نداریم. آنچه مسلم می‌دانیم این است که بعد از تحصیلات مقدماتی در دزفول به نجف رفت و آنجا تحصیل کرد. از میان استادانش تنها از  [[سید محمدشفیع جاپلقی‌ بروجردی]][[ج‍اپ‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع]] (متوفای۱۲۸۰ق) صاحب کتاب «الروضة البهیه» اطمینان داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظاهرا شیخ بعد از درگذشت مرحوم جاپلقی به دزفول برگشت و چندسال آنجا ماند، سپس در سال ۱۲۸۳ به دعوت محسن میرزا که از رجال دانشمند دستگاه قاجار بود به تهران می‌آید و منصب ملاباشی به او داده می‌شود و تا آخر عمر یعنی ۱۲۹۵ هجری قمری در تهران بود‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تهران با چهار عالم ذی‌نفوذ و مشهور معاشرت زیادی داشت که شیخ از آنها به اربعه متناسبه یاد می‌کند؛ آقای سید صادق سنگلجی طباطبائی، شیخ عبدالحسین شیخ‌العراقین تهرانی، مولا علی کنی و مولا محمد اندرمانی که این چهار نفر از رجال مهم دوره قاجار بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ محمدتقی دزفولی در دستگاه قاجار صاحب نفوذ بوده است، گفت: در سال ۱۲۹۱ هجری قمری عموی ناصرالدین شاه والی منطقه شوشتر تحرکاتی در این منطقه انجام می‌دهد که شیخ جعفر شوشتری از آن ناراحت می‌شود و به عنوان اعتراض به والی شوشتر به نجف می‌رود. گزارش به مرکز می‌رسد و ناصرالدین شاه دستور می‌دهد عده‌ای برای دلجویی نزد شیخ جعفر بروند و ایشان را برگردانند. یکی از کسانی که در هئیت اعزامی بود، شیخ محمدتقی ملاباشی بود. این واقعه در سال ۱۲۹۱ رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وفات ==&lt;br /&gt;
شیخ محمدتقی در ۱۲۹۵هجری قمری مطابق با سال ۱۲۵۷شمسی فوت کرد و در یکی از حجره‌های باب زینبیه در صحن حرم مطهر حسینی در کربلای معلی مدفون شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
# «الشهابه فی غزوات الصحابه» که ترجمه مغازی واقدی به فارسی بسیار روان همراه با بعضی از توضیحات و پاسخگویی به برخی از مواردی که واقدی بر اساس عقاید خود، آنها را نوشته است.&lt;br /&gt;
# «آثار ناصری» یا «آداب الملوک فی اقصی مراتب السلوک» ترجمه و شرح عهدنامه مالک اشتر به زبان فارسی است که نسخه‌های خطی این اثر هم‌ موجود است. این کتاب به نوعی در ادامه کار سیاست‌نامه‌هایی بود که آن زمان‌ دانشمندان برای پادشاهان می‌نوشتند و نوعی نصحیت نامه بودند. در اینجا شیخ محمدتقی سخن خود را در قالب شرح و ترجمه عهدنامه مالک نوشته است.&lt;br /&gt;
# «مرآت ناصری در قصص انبیای عظام(ع)»،&lt;br /&gt;
# «حیاض الظریف و ریاض الطریف» که  جُنگی ادبی است.&lt;br /&gt;
# «ضیاءالعین فی مراثی الحسین(ع)»&lt;br /&gt;
# «قصاید سبع علویات»  که شرح ۷ قصیده ابن‌ ابی‌الحدید است.&lt;br /&gt;
# «شرح التفاسیر» که تحریر مجددی از «[[مجمع البحرين|مجمع‌البحرین]]» [[طریحی، فخرالدین بن محمدعلی |طریحی]] است.&lt;br /&gt;
# «تحفه العراق لهدیه ملک الآفاق» در باب تفسیر است.&lt;br /&gt;
# «كفاية الخصام في فضائل ‌الإمام» وی تنها ترجمه فارسی از کتاب «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام]]» [[بحرانی، سید هاشم بن سلیمان|سید هاشم بحرانی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: صفاخواه محمدحسین، ج2، ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
#[https://khouzestan.iqna.ir/fa/news/3915163/%DA%A9%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AE%D8%B5%D8%A7%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA ر.ک. عبدالحسین طالعی، خبرگزاری بین‌المللی قرآن ایکنا]&lt;br /&gt;
# صفاخواه محمدحسین، مقدمه کتاب «كفاية الخصام» محمدتقی بن علی دزفولی، ترجمه «غاية المرام» سید هاشم بحرانی، با تصحیح و تحقیق محمدحسین صفاخواه، احیای کتاب، تهران، 1373ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[كفاية الخصام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=812814</id>
		<title>دزفولی، محمدتقی بن علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=812814"/>
		<updated>2026-01-01T05:45:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;wikiInfo&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:NUR19568.jpg|بندانگشتی|دزفولی، محمدتقی بن علی]]&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable aboutAuthorTable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:Right&amp;quot; |+ |&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! نام!! data-type=&amp;quot;authorName&amp;quot; |دزفولی، محمدتقی بن علی &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام‎های دیگر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorOtherNames&amp;quot; |&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام پدر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorfatherName&amp;quot; | شیخ علی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|متولد &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorbirthDate&amp;quot; |1223ق&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|محل تولد&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorBirthPlace&amp;quot; |دزفول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|رحلت &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorDeathDate&amp;quot; |1295ق&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|اساتید&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorTeachers&amp;quot; |[[سید محمدشفیع جاپلقی‌بروجردی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|برخی آثار&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorWritings&amp;quot; |[[كفاية الخصام]]&lt;br /&gt;
|- class=&amp;quot;articleCode&amp;quot;&lt;br /&gt;
|کد مؤلف&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorCode&amp;quot; |AUTHORCODE19568AUTHORCODE&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شیخ محمدتقی بن شیخ علی دزفولی''' (1223 - 1295ق)، از عالمان دینی شیعه و مترجم «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام|غاية المرام]]» [[بحرانی، سید هاشم بن سلیمان|سید هاشم بحرانی]] با عنوان «[[كفاية الخصام|كفاية الخصام في فضائل الإمام]]». ترجمه وی از «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام|غاية المرام]]»، تنها ترجمه فارسی از این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
شیخ محمد تقی ملاباشی دزفولی فرزند شیخ علی که نسب به امیر معزالدین می‌برد، در سال ۱۲۲۳قمری در دزفول متولد شد. در خاندان او افراد دانشور و اهل هنر کم نبودند. در میان آنها شیخ محمدرضا خوشنویس، شیخ اسدالله خوشنویس و شیخ علی دزفولی پدر شیخ محمدتقی را می‌توان ذکر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نفسِ اینکه او به نام «ملاباشی» نامگذاری می‌شد و او را برای تعلیم شاهزاده‌های قاجاری به کار گماردند نشان می‌دهد که فرد جامع‌الاطرافی بوده است، چون ملاباشی‌های دوره قاجار عموما افراد قوی و جامعی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحصیلات ==&lt;br /&gt;
از تحصیلات و استادان شیخ محمدتقی اطلاعات زیادی نداریم. آنچه مسلم می‌دانیم این است که بعد از تحصیلات مقدماتی در دزفول به نجف رفت و آنجا تحصیل کرد. از میان استادانش تنها از  [[سید محمدشفیع جاپلقی‌ بروجردی]](ج‍اپ‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع) (متوفای۱۲۸۰ق) صاحب کتاب «الروضة البهیه» اطمینان داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظاهرا شیخ بعد از درگذشت مرحوم جاپلقی به دزفول برگشت و چندسال آنجا ماند، سپس در سال ۱۲۸۳ به دعوت محسن میرزا که از رجال دانشمند دستگاه قاجار بود به تهران می‌آید و منصب ملاباشی به او داده می‌شود و تا آخر عمر یعنی ۱۲۹۵ هجری قمری در تهران بود‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تهران با چهار عالم ذی‌نفوذ و مشهور معاشرت زیادی داشت که شیخ از آنها به اربعه متناسبه یاد می‌کند؛ آقای سید صادق سنگلجی طباطبائی، شیخ عبدالحسین شیخ‌العراقین تهرانی، مولا علی کنی و مولا محمد اندرمانی که این چهار نفر از رجال مهم دوره قاجار بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ محمدتقی دزفولی در دستگاه قاجار صاحب نفوذ بوده است، گفت: در سال ۱۲۹۱ هجری قمری عموی ناصرالدین شاه والی منطقه شوشتر تحرکاتی در این منطقه انجام می‌دهد که شیخ جعفر شوشتری از آن ناراحت می‌شود و به عنوان اعتراض به والی شوشتر به نجف می‌رود. گزارش به مرکز می‌رسد و ناصرالدین شاه دستور می‌دهد عده‌ای برای دلجویی نزد شیخ جعفر بروند و ایشان را برگردانند. یکی از کسانی که در هئیت اعزامی بود، شیخ محمدتقی ملاباشی بود. این واقعه در سال ۱۲۹۱ رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وفات ==&lt;br /&gt;
شیخ محمدتقی در ۱۲۹۵هجری قمری مطابق با سال ۱۲۵۷شمسی فوت کرد و در یکی از حجره‌های باب زینبیه در صحن حرم مطهر حسینی در کربلای معلی مدفون شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
# «الشهابه فی غزوات الصحابه» که ترجمه مغازی واقدی به فارسی بسیار روان همراه با بعضی از توضیحات و پاسخگویی به برخی از مواردی که واقدی بر اساس عقاید خود، آنها را نوشته است.&lt;br /&gt;
# «آثار ناصری» یا «آداب الملوک فی اقصی مراتب السلوک» ترجمه و شرح عهدنامه مالک اشتر به زبان فارسی است که نسخه‌های خطی این اثر هم‌ موجود است. این کتاب به نوعی در ادامه کار سیاست‌نامه‌هایی بود که آن زمان‌ دانشمندان برای پادشاهان می‌نوشتند و نوعی نصحیت نامه بودند. در اینجا شیخ محمدتقی سخن خود را در قالب شرح و ترجمه عهدنامه مالک نوشته است.&lt;br /&gt;
# «مرآت ناصری در قصص انبیای عظام(ع)»،&lt;br /&gt;
# «حیاض الظریف و ریاض الطریف» که  جُنگی ادبی است.&lt;br /&gt;
# «ضیاءالعین فی مراثی الحسین(ع)»&lt;br /&gt;
# «قصاید سبع علویات»  که شرح ۷ قصیده ابن‌ ابی‌الحدید است.&lt;br /&gt;
# «شرح التفاسیر» که تحریر مجددی از «[[مجمع البحرين|مجمع‌البحرین]]» [[طریحی، فخرالدین بن محمدعلی |طریحی]] است.&lt;br /&gt;
# «تحفه العراق لهدیه ملک الآفاق» در باب تفسیر است.&lt;br /&gt;
# «كفاية الخصام في فضائل ‌الإمام» وی تنها ترجمه فارسی از کتاب «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام]]» [[بحرانی، سید هاشم بن سلیمان|سید هاشم بحرانی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: صفاخواه محمدحسین، ج2، ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
#[https://khouzestan.iqna.ir/fa/news/3915163/%DA%A9%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AE%D8%B5%D8%A7%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA ر.ک. عبدالحسین طالعی، خبرگزاری بین‌المللی قرآن ایکنا]&lt;br /&gt;
# صفاخواه محمدحسین، مقدمه کتاب «كفاية الخصام» محمدتقی بن علی دزفولی، ترجمه «غاية المرام» سید هاشم بحرانی، با تصحیح و تحقیق محمدحسین صفاخواه، احیای کتاب، تهران، 1373ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[كفاية الخصام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=812813</id>
		<title>دزفولی، محمدتقی بن علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=812813"/>
		<updated>2026-01-01T05:44:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;wikiInfo&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:NUR19568.jpg|بندانگشتی|دزفولی، محمدتقی بن علی]]&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable aboutAuthorTable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:Right&amp;quot; |+ |&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! نام!! data-type=&amp;quot;authorName&amp;quot; |دزفولی، محمدتقی بن علی &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام‎های دیگر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorOtherNames&amp;quot; |&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام پدر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorfatherName&amp;quot; | شیخ علی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|متولد &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorbirthDate&amp;quot; |1223ق&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|محل تولد&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorBirthPlace&amp;quot; |دزفول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|رحلت &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorDeathDate&amp;quot; |1295ق&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|اساتید&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorTeachers&amp;quot; |[[سید محمدشفیع جاپلقی‌بروجردی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|برخی آثار&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorWritings&amp;quot; |[[كفاية الخصام]]&lt;br /&gt;
|- class=&amp;quot;articleCode&amp;quot;&lt;br /&gt;
|کد مؤلف&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorCode&amp;quot; |AUTHORCODE19568AUTHORCODE&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شیخ محمدتقی بن شیخ علی دزفولی''' (1223 - 1295ق)، از عالمان دینی شیعه و مترجم «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام|غاية المرام]]» [[بحرانی، سید هاشم بن سلیمان|سید هاشم بحرانی]] با عنوان «[[كفاية الخصام|كفاية الخصام في فضائل الإمام]]». ترجمه وی از «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام|غاية المرام]]»، تنها ترجمه فارسی از این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
شیخ محمد تقی ملاباشی دزفولی فرزند شیخ علی که نسب به امیر معزالدین می‌برد، در سال ۱۲۲۳قمری در دزفول متولد شد. در خاندان او افراد دانشور و اهل هنر کم نبودند. در میان آنها شیخ محمدرضا خوشنویس، شیخ اسدالله خوشنویس و شیخ علی دزفولی پدر شیخ محمدتقی را می‌توان ذکر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نفسِ اینکه او به نام «ملاباشی» نامگذاری می‌شد و او را برای تعلیم شاهزاده‌های قاجاری به کار گماردند نشان می‌دهد که فرد جامع‌الاطرافی بوده است، چون ملاباشی‌های دوره قاجار عموما افراد قوی و جامعی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحصیلات ==&lt;br /&gt;
از تحصیلات و استادان شیخ محمدتقی اطلاعات زیادی نداریم. آنچه مسلم می‌دانیم این است که بعد از تحصیلات مقدماتی در دزفول به نجف رفت و آنجا تحصیل کرد. از میان استادانش تنها از  [[سید محمدشفیع جاپلقی‌ بروجردی|ج‍اپ‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع]] (متوفای۱۲۸۰ق) صاحب کتاب «الروضة البهیه» اطمینان داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظاهرا شیخ بعد از درگذشت مرحوم جاپلقی به دزفول برگشت و چندسال آنجا ماند، سپس در سال ۱۲۸۳ به دعوت محسن میرزا که از رجال دانشمند دستگاه قاجار بود به تهران می‌آید و منصب ملاباشی به او داده می‌شود و تا آخر عمر یعنی ۱۲۹۵ هجری قمری در تهران بود‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تهران با چهار عالم ذی‌نفوذ و مشهور معاشرت زیادی داشت که شیخ از آنها به اربعه متناسبه یاد می‌کند؛ آقای سید صادق سنگلجی طباطبائی، شیخ عبدالحسین شیخ‌العراقین تهرانی، مولا علی کنی و مولا محمد اندرمانی که این چهار نفر از رجال مهم دوره قاجار بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ محمدتقی دزفولی در دستگاه قاجار صاحب نفوذ بوده است، گفت: در سال ۱۲۹۱ هجری قمری عموی ناصرالدین شاه والی منطقه شوشتر تحرکاتی در این منطقه انجام می‌دهد که شیخ جعفر شوشتری از آن ناراحت می‌شود و به عنوان اعتراض به والی شوشتر به نجف می‌رود. گزارش به مرکز می‌رسد و ناصرالدین شاه دستور می‌دهد عده‌ای برای دلجویی نزد شیخ جعفر بروند و ایشان را برگردانند. یکی از کسانی که در هئیت اعزامی بود، شیخ محمدتقی ملاباشی بود. این واقعه در سال ۱۲۹۱ رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وفات ==&lt;br /&gt;
شیخ محمدتقی در ۱۲۹۵هجری قمری مطابق با سال ۱۲۵۷شمسی فوت کرد و در یکی از حجره‌های باب زینبیه در صحن حرم مطهر حسینی در کربلای معلی مدفون شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
# «الشهابه فی غزوات الصحابه» که ترجمه مغازی واقدی به فارسی بسیار روان همراه با بعضی از توضیحات و پاسخگویی به برخی از مواردی که واقدی بر اساس عقاید خود، آنها را نوشته است.&lt;br /&gt;
# «آثار ناصری» یا «آداب الملوک فی اقصی مراتب السلوک» ترجمه و شرح عهدنامه مالک اشتر به زبان فارسی است که نسخه‌های خطی این اثر هم‌ موجود است. این کتاب به نوعی در ادامه کار سیاست‌نامه‌هایی بود که آن زمان‌ دانشمندان برای پادشاهان می‌نوشتند و نوعی نصحیت نامه بودند. در اینجا شیخ محمدتقی سخن خود را در قالب شرح و ترجمه عهدنامه مالک نوشته است.&lt;br /&gt;
# «مرآت ناصری در قصص انبیای عظام(ع)»،&lt;br /&gt;
# «حیاض الظریف و ریاض الطریف» که  جُنگی ادبی است.&lt;br /&gt;
# «ضیاءالعین فی مراثی الحسین(ع)»&lt;br /&gt;
# «قصاید سبع علویات»  که شرح ۷ قصیده ابن‌ ابی‌الحدید است.&lt;br /&gt;
# «شرح التفاسیر» که تحریر مجددی از «[[مجمع البحرين|مجمع‌البحرین]]» [[طریحی، فخرالدین بن محمدعلی |طریحی]] است.&lt;br /&gt;
# «تحفه العراق لهدیه ملک الآفاق» در باب تفسیر است.&lt;br /&gt;
# «كفاية الخصام في فضائل ‌الإمام» وی تنها ترجمه فارسی از کتاب «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام]]» [[بحرانی، سید هاشم بن سلیمان|سید هاشم بحرانی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: صفاخواه محمدحسین، ج2، ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
#[https://khouzestan.iqna.ir/fa/news/3915163/%DA%A9%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AE%D8%B5%D8%A7%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA ر.ک. عبدالحسین طالعی، خبرگزاری بین‌المللی قرآن ایکنا]&lt;br /&gt;
# صفاخواه محمدحسین، مقدمه کتاب «كفاية الخصام» محمدتقی بن علی دزفولی، ترجمه «غاية المرام» سید هاشم بحرانی، با تصحیح و تحقیق محمدحسین صفاخواه، احیای کتاب، تهران، 1373ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[كفاية الخصام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=812812</id>
		<title>دزفولی، محمدتقی بن علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=812812"/>
		<updated>2026-01-01T05:44:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;wikiInfo&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:NUR19568.jpg|بندانگشتی|دزفولی، محمدتقی بن علی]]&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable aboutAuthorTable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:Right&amp;quot; |+ |&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! نام!! data-type=&amp;quot;authorName&amp;quot; |دزفولی، محمدتقی بن علی &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام‎های دیگر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorOtherNames&amp;quot; |&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام پدر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorfatherName&amp;quot; | شیخ علی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|متولد &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorbirthDate&amp;quot; |1223ق&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|محل تولد&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorBirthPlace&amp;quot; |دزفول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|رحلت &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorDeathDate&amp;quot; |1295ق&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|اساتید&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorTeachers&amp;quot; |[[سید محمدشفیع جاپلقی‌بروجردی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|برخی آثار&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorWritings&amp;quot; |[[كفاية الخصام]]&lt;br /&gt;
|- class=&amp;quot;articleCode&amp;quot;&lt;br /&gt;
|کد مؤلف&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorCode&amp;quot; |AUTHORCODE19568AUTHORCODE&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شیخ محمدتقی بن شیخ علی دزفولی''' (1223 - 1295ق)، از عالمان دینی شیعه و مترجم «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام|غاية المرام]]» [[بحرانی، سید هاشم بن سلیمان|سید هاشم بحرانی]] با عنوان «[[كفاية الخصام|كفاية الخصام في فضائل الإمام]]». ترجمه وی از «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام|غاية المرام]]»، تنها ترجمه فارسی از این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
شیخ محمد تقی ملاباشی دزفولی فرزند شیخ علی که نسب به امیر معزالدین می‌برد، در سال ۱۲۲۳قمری در دزفول متولد شد. در خاندان او افراد دانشور و اهل هنر کم نبودند. در میان آنها شیخ محمدرضا خوشنویس، شیخ اسدالله خوشنویس و شیخ علی دزفولی پدر شیخ محمدتقی را می‌توان ذکر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نفسِ اینکه او به نام «ملاباشی» نامگذاری می‌شد و او را برای تعلیم شاهزاده‌های قاجاری به کار گماردند نشان می‌دهد که فرد جامع‌الاطرافی بوده است، چون ملاباشی‌های دوره قاجار عموما افراد قوی و جامعی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحصیلات ==&lt;br /&gt;
از تحصیلات و استادان شیخ محمدتقی اطلاعات زیادی نداریم. آنچه مسلم می‌دانیم این است که بعد از تحصیلات مقدماتی در دزفول به نجف رفت و آنجا تحصیل کرد. از میان استادانش تنها از  [[سید محمدشفیع جاپلقی‌بروجردی|ج‍اپ‍ل‍ق‍ی‌ ب‍روج‍ردی‌ ش‍ف‍ی‍ع‍ا، م‍ح‍م‍دش‍ف‍ی‍ع]] (متوفای۱۲۸۰ق) صاحب کتاب «الروضة البهیه» اطمینان داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظاهرا شیخ بعد از درگذشت مرحوم جاپلقی به دزفول برگشت و چندسال آنجا ماند، سپس در سال ۱۲۸۳ به دعوت محسن میرزا که از رجال دانشمند دستگاه قاجار بود به تهران می‌آید و منصب ملاباشی به او داده می‌شود و تا آخر عمر یعنی ۱۲۹۵ هجری قمری در تهران بود‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تهران با چهار عالم ذی‌نفوذ و مشهور معاشرت زیادی داشت که شیخ از آنها به اربعه متناسبه یاد می‌کند؛ آقای سید صادق سنگلجی طباطبائی، شیخ عبدالحسین شیخ‌العراقین تهرانی، مولا علی کنی و مولا محمد اندرمانی که این چهار نفر از رجال مهم دوره قاجار بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ محمدتقی دزفولی در دستگاه قاجار صاحب نفوذ بوده است، گفت: در سال ۱۲۹۱ هجری قمری عموی ناصرالدین شاه والی منطقه شوشتر تحرکاتی در این منطقه انجام می‌دهد که شیخ جعفر شوشتری از آن ناراحت می‌شود و به عنوان اعتراض به والی شوشتر به نجف می‌رود. گزارش به مرکز می‌رسد و ناصرالدین شاه دستور می‌دهد عده‌ای برای دلجویی نزد شیخ جعفر بروند و ایشان را برگردانند. یکی از کسانی که در هئیت اعزامی بود، شیخ محمدتقی ملاباشی بود. این واقعه در سال ۱۲۹۱ رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وفات ==&lt;br /&gt;
شیخ محمدتقی در ۱۲۹۵هجری قمری مطابق با سال ۱۲۵۷شمسی فوت کرد و در یکی از حجره‌های باب زینبیه در صحن حرم مطهر حسینی در کربلای معلی مدفون شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
# «الشهابه فی غزوات الصحابه» که ترجمه مغازی واقدی به فارسی بسیار روان همراه با بعضی از توضیحات و پاسخگویی به برخی از مواردی که واقدی بر اساس عقاید خود، آنها را نوشته است.&lt;br /&gt;
# «آثار ناصری» یا «آداب الملوک فی اقصی مراتب السلوک» ترجمه و شرح عهدنامه مالک اشتر به زبان فارسی است که نسخه‌های خطی این اثر هم‌ موجود است. این کتاب به نوعی در ادامه کار سیاست‌نامه‌هایی بود که آن زمان‌ دانشمندان برای پادشاهان می‌نوشتند و نوعی نصحیت نامه بودند. در اینجا شیخ محمدتقی سخن خود را در قالب شرح و ترجمه عهدنامه مالک نوشته است.&lt;br /&gt;
# «مرآت ناصری در قصص انبیای عظام(ع)»،&lt;br /&gt;
# «حیاض الظریف و ریاض الطریف» که  جُنگی ادبی است.&lt;br /&gt;
# «ضیاءالعین فی مراثی الحسین(ع)»&lt;br /&gt;
# «قصاید سبع علویات»  که شرح ۷ قصیده ابن‌ ابی‌الحدید است.&lt;br /&gt;
# «شرح التفاسیر» که تحریر مجددی از «[[مجمع البحرين|مجمع‌البحرین]]» [[طریحی، فخرالدین بن محمدعلی |طریحی]] است.&lt;br /&gt;
# «تحفه العراق لهدیه ملک الآفاق» در باب تفسیر است.&lt;br /&gt;
# «كفاية الخصام في فضائل ‌الإمام» وی تنها ترجمه فارسی از کتاب «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام]]» [[بحرانی، سید هاشم بن سلیمان|سید هاشم بحرانی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: صفاخواه محمدحسین، ج2، ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
#[https://khouzestan.iqna.ir/fa/news/3915163/%DA%A9%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AE%D8%B5%D8%A7%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA ر.ک. عبدالحسین طالعی، خبرگزاری بین‌المللی قرآن ایکنا]&lt;br /&gt;
# صفاخواه محمدحسین، مقدمه کتاب «كفاية الخصام» محمدتقی بن علی دزفولی، ترجمه «غاية المرام» سید هاشم بحرانی، با تصحیح و تحقیق محمدحسین صفاخواه، احیای کتاب، تهران، 1373ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[كفاية الخصام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B4%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%8C_%D8%B4%D8%A8%D9%84%DB%8C&amp;diff=812811</id>
		<title>شمیل، شبلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B4%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%8C_%D8%B4%D8%A8%D9%84%DB%8C&amp;diff=812811"/>
		<updated>2026-01-01T05:37:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = شبلی شمیل&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR60281.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر =&lt;br /&gt;
| نام کامل = شبلی بن ابراهیم شمیل&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر =&lt;br /&gt;
| لقب =&lt;br /&gt;
| تخلص =&lt;br /&gt;
| نسب =&lt;br /&gt;
| نام پدر = ابراهیم شمیل&lt;br /&gt;
| ولادت = ۱۲۶۷ ق / ۱۸۵۰ م (به روایتی ۱۲۷۶ ق / ۱۸۵۳ م)&lt;br /&gt;
| محل تولد = روستای کفرشیما، لبنان&lt;br /&gt;
| کشور تولد = لبنان (ولایت سوریه عثمانی)&lt;br /&gt;
| محل زندگی = بیروت، پاریس، استانبول، قاهره، طنطا، اسکندریه&lt;br /&gt;
| رحلت = ۱۳۳۵ ق / ۱۹۱۷ م&lt;br /&gt;
| شهادت =&lt;br /&gt;
| مدفن = قاهره، مصر&lt;br /&gt;
| طول عمر = حدود ۶۷ سال&lt;br /&gt;
| نام همسر =&lt;br /&gt;
| فرزندان =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان =&lt;br /&gt;
| دین = مسیحی (کاتولیک یونانی)&lt;br /&gt;
| مذهب =&lt;br /&gt;
| پیشه = پزشک، فیلسوف، روزنامه‌نگار، نویسنده، شاعر، مترجم&lt;br /&gt;
| درجه علمی = دکترای پزشکی&lt;br /&gt;
| دانشگاه = کالج سوری پروتستان (دانشگاه آمریکایی بیروت)، پاریس&lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = فلسفه، نظریه تکامل (داروینیسم)، علوم طبیعی، سیاست، نقد اجتماعی&lt;br /&gt;
| منصب = بنیان‌گذار و سردبیر مجله «الشفاء»&lt;br /&gt;
| پس از =&lt;br /&gt;
| پیش از =&lt;br /&gt;
| اساتید =&lt;br /&gt;
| مشایخ =&lt;br /&gt;
| معاصرین =&lt;br /&gt;
| شاگردان =&lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از =&lt;br /&gt;
| آثار = {{فهرست جعبه عمودی | [[الأهوية و المياه و البلدان]] | [[مجموعة مقالات]] | [[الحقیقة (رساله)]] | [[المعاطس (رساله)]] | [[تحقیق کتاب الاهویة والمیاه والبلدان لأبقراط]] | [[تحقیق أرجوزة ابن سینا]]}}&lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری =&lt;br /&gt;
| وبگاه =&lt;br /&gt;
| امضا =&lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE60281AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شِبلی شُمَیِّل''' (۱۲۶۷-۱۳۳۵ق)، پزشک، فیلسوف مادی‌گرا و از پیش‌گامان نهضت فکری در جهان عرب. او نخستین کسی بود که نظریه تکامل داروین را به طور گسترده به جهان عرب معرفی کرد و مجله «الشفاء» را بنیان نهاد. با وجود گرایش‌های مادی و انتقادی، به عظمت شخصیت [[امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع)]] و بلاغت قرآن اقرار داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
شبلی بن ابراهیم شمیل در سال ۱۲۶۷ هجری قمری (مطابق با ۱۸۵۰ میلادی، به روایتی ۱۲۷۶ق / ۱۸۵۳م) در روستای «کفرشیما» در لبنان به دنیا آمد.&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ک: زکي، محمدمجاهد،، ج۳، ص ۱۰۲۸&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; ر.ک: سرکیس، یوسف الیان، ج۱، ص ۱۱۴۴&amp;lt;/ref&amp;gt;خانواده او از مسیحیان کاتولیک یونانی بودند. او در منطقه جبل لبنان که در آن زمان بخشی از ولایت سوریه در امپراتوری عثمانی محسوب می‌شد، رشد یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات==&lt;br /&gt;
تحصیلات ابتدایی را در مدرسه «عیّنطورة» گذراند. سپس وارد «کالج سوری پروتستان» (که بعدها به دانشگاه آمریکایی بیروت تبدیل شد) شد و در آنجا به تحصیل علوم پرداخت. برای تکمیل تحصیلات در رشته پزشکی به پاریس سفر کرد و پس از آن به استانبول رفت تا در امتحانات پزشکی شرکت کند و موفق به اخذ مجوز رسمی طبابت شد. این تحصیلات گسترده، پایه‌ای محکم در علوم تجربی و نیز آشنایی با جریان‌های فکری جدید اروپا برای او فراهم آورد.&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ک: زکي، محمدمجاهد،، ج۳، ص ۱۰۲۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌ها==&lt;br /&gt;
پس از بازگشت به لبنان، به دلیل فضای نسبتاً بسته فکری، به مصر مهاجرت کرد. او ابتدا در شهر طنطا و سپس در اسکندریه و نهایتاً در قاهره ساکن شد و به طبابت پرداخت. مهم‌ترین فعالیت فرهنگی او تأسیس مجله «الشفاء» در سال ۱۸۸۶ میلادی (۱۳۰۳ ق) در قاهره بود که اگرچه عمر کوتاهی داشت،&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ک: زکي، محمدمجاهد،، ج۳، ص ۱۰۲۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ک: سرکیس، یوسف الیان، ج۱، ص ۱۱۴۴&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی محفلی برای نشر افکار نو شد. شمیل از طریق نگارش مقالات متعدد در مجلاتی مانند «المقتطف» و «الهلال»، افکار جدید از جمله اصول انقلاب فرانسه (آزادی، برابری، برادری)، نقد استبداد سیاسی و به ویژه نظریه تکامل داروین را به مخاطبان عرب زبان معرفی کرد. او به همراه سلامه موسی در سال ۱۹۱۴ میلادی مجله هفتگی «المستقبل» را منتشر کرد که پس از شانزده شماره توقیف شد. شمیل از مدافعان سرسخت علم‌گرایی و سکولاریسم به عنوان نظامی سیاسی برای ایجاد وحدت اجتماعی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های فکری و اخلاقی==&lt;br /&gt;
شبلی شمیل به عنوان یک «مادی‌گرا» شهرت داشت&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ک: طباطبایی، محمدحسین، ج۱، ص۲۵&amp;lt;/ref&amp;gt; و به مکتب داروینیسم اجتماعی گرایش پیدا کرده بود. او استدلال‌های علمی را مبنای فهم جهان می‌دانست و با تفکرات ماوراءالطبیعی مخالف بود. با این حال، شخصیتی پیچیده داشت؛ هوشی سرشار، ذهنی تحلیل‌گر، طبعی تند و شاعرانه داشت. به گفته نزدیکانش، مشتعل الذکاء (دارای هوش فروزان)، ناصر الضعیف (پشتیبان ضعیفان) و عدو القوی و المستبد (دشمن قدرتمندان و مستبدان) بود.&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ک: زکي، محمدمجاهد،، ج۳، ص ۱۰۲۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نظر وی درباره امام علی(ع):'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود گرایش‌های مادی، شمیل احترام عمیقی برای شخصیت [[امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع)]] قائل بود. او جمله معروفی در وصف امام دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«'''اَلْاِمامُ عَلِيُّ بْنَ ابيطالِبٍ عَظيمُ الْعُظَماءِ نُسْخَةٌ مُفْرَدَةٌ لَمْ يَرَ لَها الشَّرقُ وَ لاالغَرْبُ صُورةً طِبَقَ الْأصْلَ لا قَديماً وَ لا حِديثاً'''».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
([[امام علی علیه‌السلام|امام علی بن ابی‌طالب(ع)]]، بزرگ بزرگان است. او یگانه نسخه‌ای است که خاور و باختر، در گذشته و حال، صورت دیگری از آن که مطابق با اصل باشد، به خود ندیده است.)&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ک: حکیمی، محمدرضا، ج۱، ص۲۵۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین، او با وجود مسیحی بودن، در شعری به مدح پیامبر اسلام(ص) پرداخت&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ک: حکیمی، محمدرضا، ج۱، ص۲۵۱&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
شبلی شمیل سرانجام در سال ۱۳۳۵ هجری قمری (۱۹۱۷ میلادی) در قاهره درگذشت. درگذشت او در محافل فکری و ادبی مصر انعکاس یافت و شاعرانی مانند خلیل مطران و حافظ ابراهیم در رثای او شعر سرودند.&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ک: زکي، محمدمجاهد،، ج۳، ص ۱۰۲۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
* فلسفة النشوء والارتقاء (شرح و دفاع از نظریه تکامل داروین)&lt;br /&gt;
* الحقیقة (رساله‌ای در اثبات مذهب داروین)&lt;br /&gt;
* مجموعة مقالات (گردآوری مقالات پراکنده او در مجلات)&lt;br /&gt;
* المعاطس (رساله)&lt;br /&gt;
* تحقیق و شرح کتاب «الاهویة والمیاه والبلدان» اثر بقراط (۱۸۸۵)&lt;br /&gt;
* تحقیق «أرجوزة ابن سینا»&lt;br /&gt;
* ترجمه نمایشنامه «ایفی‌گنیا» اثر ژان راسین&lt;br /&gt;
* رمان «عشق فی برهة من الزمان»&lt;br /&gt;
* مقالات متعدد در حوزه‌های سیاست، اجتماع و نقد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانويس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
* زکي، محمدمجاهد، الأعلام الشرقية في المائة الرابعة عشرة الهجرية، ج۳، لبنان- بیروت، دار الغرب الاسلامی، الطبعة الثانية، ۱۹۹۴. &lt;br /&gt;
* سرکیس، یوسف الیان، معجم المطبوعات العربیة والمعرّبة، ج۱، قم، مکتبة آیةالله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
* طباطبایی، محمدحسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۱، تهران، انتشارات صدرا&lt;br /&gt;
* حکیمی، محمدرضا، ادبیات و تعهد در اسلام، قم: دلیل ما، ۱۳۸۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
[[الأهوية و المياه و البلدان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فلسفة النشوء و الإرتقاء]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مجموعة الدکتور شبلي شمیل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شرح بخنر علی مذهب دارون]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مؤلفین-دی]]&lt;br /&gt;
[[رده:پزشکان]]&lt;br /&gt;
[[رده:شاعران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%81%DB%8C_%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D9%81%D9%87_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87_%D9%88_%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%AD_%D8%A2%D9%86&amp;diff=812810</id>
		<title>فهرست توصیفی دستنویس‌های صحیفه سجادیه و شروح آن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%81%DB%8C_%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D9%81%D9%87_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87_%D9%88_%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%AD_%D8%A2%D9%86&amp;diff=812810"/>
		<updated>2026-01-01T05:32:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR54580J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = فهرست توصیفي دستنویس‌های صحیفه سجادیه و شروح آن&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[بیگ‌باباپور، یوسف ]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[غلامیه، مسعود ]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =   ? ? &lt;br /&gt;
| موضوع =نامشخص (جهت انتقال دیتا)&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = منشور سمیر &lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1395ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE54580AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-600-7509-40-5&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 54580&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 54580&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 6393&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''فهرست توصیفی دست‌نویس‌های صحیفه سجادیه و شروح آن'''، اثر [[یوسف بیگ باباپور]] (متولد ۱۳۵۷ش) و [[مسعود غلامیه]] (متولد ۱۳۴۶ش)، کتاب ارزشمندی است که به معرفی و کتاب‌شناسی توصیفی نسخه‌های خطی صحیفه سجادیه، ترجمه‌ها، شروح و حواشی آن در کتابخانه‌های مختلف ایران و جهان می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این کتاب یک فهرست کتاب‌شناختی است که به معرفی توصیفی حدود ۲۴۰۰ نسخه خطی از خود صحیفه، شروح، ترجمه‌ها و حواشی آن پرداخته و در پایان، نام شارحان و مترجمان را بر حسب حروف الفبا ذکر کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سبک نگارش==&lt;br /&gt;
# توصیفی و کتاب‌شناختی: نویسندگان با ذکر جزئیات دقیق نسخه‌ها شامل آغاز، انجام، کاتب و تاریخ کتابت، به شناسایی آثار پرداخته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: متن کتاب، ص1- 3&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
استناد به منابع معتبر: در معرفی آثار از منابعی چون الذریعه، اعلام و طبقات برای اعتباربخشی به اطلاعات استفاده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص107،212،3&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# ذکر ویژگی‌های فیزیکی: اطلاعاتی نظیر نوع خط، جنس کاغذ، تعداد سطور و ابعاد نسخه‌ها برای هر مدخل بیان شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
در این اثر، شروح مختلف بر صحیفه سجادیه به‌تفصیل معرفی شده‌اند؛ برای نمونه کتاب «آمال‌العارفین» تألیف [[عبدالوهاب برغانی قزوینی]] که شرحی مزجی و بسیار مفصل است، مورد بررسی قرار گرفته است. مؤلف در این شرح به احادیث اهل‌بیت (ع) توجه ویژه‌ای داشته و سعی نموده میان آرای عرفا و فلاسفه با اعتقادات دینی جمع نموده و معضلات مبانی فلسفی را حل کند. این کتاب شامل مباحثی در شرح دعای اول صحیفه تا دعای چهارم است که نسخه‌های متعددی از آن در کتابخانه‌های مرعشی و مدرسه امام صادق قزوین شناسایی شده است &amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب: ص1&amp;lt;/ref&amp;gt;‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قسمتی از کتاب به معرفی «التحفه الرضویه فی شرح الصحیفه السجادیه» اثر [[قاضی بن کاشف‌الدین محمد یزدی]] اختصاص دارد که به نام [[شاه‌عباس دوم صفوی]] تألیف شده است. این اثر که در مشهد مقدس نگاشته شده، نسخه‌های خطی این کتاب در کتابخانه‌های مختلفی از جمله مجلس شورا، شیراز و نجف اشرف موجود است که مشخصات کاتبان و تاریخ کتابت آن‌ها به‌دقت در فهرست ثبت گردیده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب «حدائق‌الصالحین» یا «الحدیقه الهلالیه» اثر [[شیخ بهائی]] نیز از آثار مهمی است که در این فهرست معرفی شده است. این کتاب در واقع شرح دعای چهل و سوم صحیفه سجادیه هنگام رؤیت هلال ماه است که مؤلف در آن به توضیح نکات نحوی، دقایق لغوی و مسائل نجومی پرداخته است. [[شیخ بهائی]] این اثر را در قزوین آغاز کرده و در مسیر مشهد کاظمین به پایان برده است و نسخه‌های فراوانی از آن با خصوصیات ظاهری متفاوت در کتابخانه‌های تهران، مشهد و یزد گزارش شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص26- 29&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین مفصل‌ترین و بهترین شرح صحیفه سجادیه با عنوان «ریاض‌السالکین» تألیف [[سید علی خان مدنی]] معرفی شده است که شامل ۵۴ روضه به تعداد دعاهای صحیفه است. مؤلف در هر روضه ابتدا قطعه‌ای از دعا را نقل کرده و سپس به شرح لغات، نکات ادبی، معانی و اسرار آن به طور مبسوط می‌پردازد. این کتاب که تألیف آن حدود ۱۲ سال به طول انجامیده، موردتوجه دانشمندان معاصر مؤلف بوده و نسخه‌های نفیس و متعددی از آن در کتابخانه‌های مختلف ایران شناسایی و توصیف شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص57- 61&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بررسی کامل این اثر ارزشمند، می‌توان چنین ادعا نمود که صحیفه سجادیه مانند کلیدی است که درهای بهشت را می‌گشاید و این فهرست، نقشه‌ای دقیق برای یافتن نسخه‌های پنهان این کلید در گنجینه‌های خطی جهان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=812809</id>
		<title>دزفولی، محمدتقی بن علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=812809"/>
		<updated>2026-01-01T05:03:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;wikiInfo&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:NUR19568.jpg|بندانگشتی|دزفولی، محمدتقی بن علی]]&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable aboutAuthorTable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:Right&amp;quot; |+ |&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! نام!! data-type=&amp;quot;authorName&amp;quot; |دزفولی، محمدتقی بن علی &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام‎های دیگر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorOtherNames&amp;quot; |&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نام پدر &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorfatherName&amp;quot; | شیخ علی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|متولد &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorbirthDate&amp;quot; |1223ق&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|محل تولد&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorBirthPlace&amp;quot; |دزفول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|رحلت &lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorDeathDate&amp;quot; |1295ق&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|اساتید&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorTeachers&amp;quot; |[[سید محمدشفیع جاپلقی‌بروجردی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|برخی آثار&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorWritings&amp;quot; |[[كفاية الخصام]]&lt;br /&gt;
|- class=&amp;quot;articleCode&amp;quot;&lt;br /&gt;
|کد مؤلف&lt;br /&gt;
| data-type=&amp;quot;authorCode&amp;quot; |AUTHORCODE19568AUTHORCODE&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شیخ محمدتقی بن شیخ علی دزفولی''' (1223 - 1295ق)، از عالمان دینی شیعه و مترجم «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام|غاية المرام]]» [[بحرانی، سید هاشم بن سلیمان|سید هاشم بحرانی]] با عنوان «[[كفاية الخصام|كفاية الخصام في فضائل الإمام]]». ترجمه وی از «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام|غاية المرام]]»، تنها ترجمه فارسی از این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
شیخ محمد تقی ملاباشی دزفولی فرزند شیخ علی که نسب به امیر معزالدین می‌برد، در سال ۱۲۲۳قمری در دزفول متولد شد. در خاندان او افراد دانشور و اهل هنر کم نبودند. در میان آنها شیخ محمدرضا خوشنویس، شیخ اسدالله خوشنویس و شیخ علی دزفولی پدر شیخ محمدتقی را می‌توان ذکر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نفسِ اینکه او به نام «ملاباشی» نامگذاری می‌شد و او را برای تعلیم شاهزاده‌های قاجاری به کار گماردند نشان می‌دهد که فرد جامع‌الاطرافی بوده است، چون ملاباشی‌های دوره قاجار عموما افراد قوی و جامعی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحصیلات ==&lt;br /&gt;
از تحصیلات و استادان شیخ محمدتقی اطلاعات زیادی نداریم. آنچه مسلم می‌دانیم این است که بعد از تحصیلات مقدماتی در دزفول به نجف رفت و آنجا تحصیل کرد. از میان استادانش تنها از  [[سید محمدشفیع جاپلقی‌بروجردی]]  (متوفای۱۲۸۰ق) صاحب کتاب «الروضة البهیه» اطمینان داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظاهرا شیخ بعد از درگذشت مرحوم جاپلقی به دزفول برگشت و چندسال آنجا ماند، سپس در سال ۱۲۸۳ به دعوت محسن میرزا که از رجال دانشمند دستگاه قاجار بود به تهران می‌آید و منصب ملاباشی به او داده می‌شود و تا آخر عمر یعنی ۱۲۹۵ هجری قمری در تهران بود‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تهران با چهار عالم ذی‌نفوذ و مشهور معاشرت زیادی داشت که شیخ از آنها به اربعه متناسبه یاد می‌کند؛ آقای سید صادق سنگلجی طباطبائی، شیخ عبدالحسین شیخ‌العراقین تهرانی، مولا علی کنی و مولا محمد اندرمانی که این چهار نفر از رجال مهم دوره قاجار بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ محمدتقی دزفولی در دستگاه قاجار صاحب نفوذ بوده است، گفت: در سال ۱۲۹۱ هجری قمری عموی ناصرالدین شاه والی منطقه شوشتر تحرکاتی در این منطقه انجام می‌دهد که شیخ جعفر شوشتری از آن ناراحت می‌شود و به عنوان اعتراض به والی شوشتر به نجف می‌رود. گزارش به مرکز می‌رسد و ناصرالدین شاه دستور می‌دهد عده‌ای برای دلجویی نزد شیخ جعفر بروند و ایشان را برگردانند. یکی از کسانی که در هئیت اعزامی بود، شیخ محمدتقی ملاباشی بود. این واقعه در سال ۱۲۹۱ رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وفات ==&lt;br /&gt;
شیخ محمدتقی در ۱۲۹۵هجری قمری مطابق با سال ۱۲۵۷شمسی فوت کرد و در یکی از حجره‌های باب زینبیه در صحن حرم مطهر حسینی در کربلای معلی مدفون شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
# «الشهابه فی غزوات الصحابه» که ترجمه مغازی واقدی به فارسی بسیار روان همراه با بعضی از توضیحات و پاسخگویی به برخی از مواردی که واقدی بر اساس عقاید خود، آنها را نوشته است.&lt;br /&gt;
# «آثار ناصری» یا «آداب الملوک فی اقصی مراتب السلوک» ترجمه و شرح عهدنامه مالک اشتر به زبان فارسی است که نسخه‌های خطی این اثر هم‌ موجود است. این کتاب به نوعی در ادامه کار سیاست‌نامه‌هایی بود که آن زمان‌ دانشمندان برای پادشاهان می‌نوشتند و نوعی نصحیت نامه بودند. در اینجا شیخ محمدتقی سخن خود را در قالب شرح و ترجمه عهدنامه مالک نوشته است.&lt;br /&gt;
# «مرآت ناصری در قصص انبیای عظام(ع)»،&lt;br /&gt;
# «حیاض الظریف و ریاض الطریف» که  جُنگی ادبی است.&lt;br /&gt;
# «ضیاءالعین فی مراثی الحسین(ع)»&lt;br /&gt;
# «قصاید سبع علویات»  که شرح ۷ قصیده ابن‌ ابی‌الحدید است.&lt;br /&gt;
# «شرح التفاسیر» که تحریر مجددی از «[[مجمع البحرين|مجمع‌البحرین]]» [[طریحی، فخرالدین بن محمدعلی |طریحی]] است.&lt;br /&gt;
# «تحفه العراق لهدیه ملک الآفاق» در باب تفسیر است.&lt;br /&gt;
# «كفاية الخصام في فضائل ‌الإمام» وی تنها ترجمه فارسی از کتاب «[[غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الإمام من طريق الخاص و العام]]» [[بحرانی، سید هاشم بن سلیمان|سید هاشم بحرانی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: صفاخواه محمدحسین، ج2، ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
#[https://khouzestan.iqna.ir/fa/news/3915163/%DA%A9%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AE%D8%B5%D8%A7%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B2%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA ر.ک. عبدالحسین طالعی، خبرگزاری بین‌المللی قرآن ایکنا]&lt;br /&gt;
# صفاخواه محمدحسین، مقدمه کتاب «كفاية الخصام» محمدتقی بن علی دزفولی، ترجمه «غاية المرام» سید هاشم بحرانی، با تصحیح و تحقیق محمدحسین صفاخواه، احیای کتاب، تهران، 1373ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[كفاية الخصام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=812155</id>
		<title>تاریخ علوم در اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=812155"/>
		<updated>2025-12-30T06:39:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR96507J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = تاریخ علوم در اسلام&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[رضایی، رمضان]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[رفیعی، یدالله]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =BP ۲۳۲/ر۶ت۲&lt;br /&gt;
| موضوع =علوم اسلامی - تاریخ&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگى&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1392ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE96507AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 96507&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 96507&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 71098&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''تاریخ علوم در اسلام'''، اثر [[رضایی، رمضان|رمضان رضائی]] (متولد 1350ش) و [[رفیعی، یدالله|یدالله رفیعی]] (متولد 1345ش). این کتاب (جلد اول) به بررسی تاریخ پیدایش و تحولات علوم اصلی اسلامی نظیر نحو، لغت، بلاغت، کلام، فقه و تفسیر در بستر تمدن اسلامی می‌پردازد و جایگاه رفیع علم و دانش را در اسلام تبیین می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این کتاب شامل یک مقدمه، هشت فصل اصلی و یک کتابنامه است.&lt;br /&gt;
ماهیت درسی ‌بودن آن سبب شده که از طرح گسترده و مفصل مطالب پرهیز شود و مباحث به‌صورت اجمالی مطرح گردد به همین جهت برای مطالعات بیشتر و عمیق‌تر در پایان هر قسمت مهم‌ترین منابع آن معرفی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
مقدمه به بررسی جایگاه دانش و علم در جامعه عرب پیش از اسلام (دوره جاهلیت) می‌پردازد و ظهور اسلام را نقطه عطفی در تحولات فکری و فرهنگی عظیم در جزیرةالعرب و سپس در جهان اسلام معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه: صفحه ط- ک&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول: جایگاه علم در اسلام: واژه «علم» در لغت به معنای «دانش» و «دانستن» است و در اصطلاح، معنای وسیعی دارد که شامل حوزه‌هایی چون دین، تاریخ، نجوم، ریاضی و فقه می‌شود. در قرآن کریم، ماده «علم» ۵۸۲ بار تکرار شده است که نشان‌دهنده اهمیت علم در اسلام است. علوم در یک تقسیم‌بندی کلی به چهار گروه تقسیم می‌شوند: علوم‌تجربی (شامل علوم طبیعی و انسانی)، علوم عقلی (شامل منطق، ریاضیات و فلسفه)، علوم نقلی (مانند تاریخ، لغت و حدیث) و علوم شهودی (مانند علوم پیامبران و عرفا).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مرحله بعد علم در آیات و روایات مورد بررسی قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن علم را یکی از برترین ارزش‌ها شمرده است و برتری دانش به حدی است که پیامبر (ص) «طلب علم را فریضه بر هر مسلمان» دانسته است سپس علوم مطلوب و بررسی تاریخی رابطه علم و دین از دیدگاه اسلام و مسیحیت مطرح می‌شود و در پایان این فصل کاربردهای علم در قرآن به معنای خاص و عام آن با بیان آیات مربوطه روشن می‌گردد و علومی را که قرآن به طور مستقیم یا غیرمستقیم سبب پیدایش و یا رشد آنان شده توضیح داده می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص1- 18&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم: علم نحو: علم نحو از علوم اساسی در اسلام است که هدف اصلی آن حفظ زبان عربی و جلوگیری از لَحن (خطا در تلفظ و اعراب) در قرائت قرآن و احادیث بود. این امر به‌ویژه پس از گسترش فتوحات اسلامی و اختلاط اعراب با غیرعرب اهمیت یافت. نحو شناسان بر آن بودند که با وضع اصول و قواعدی، زبان عربی را از انحراف حفظ کنند تا درک صحیح معانی کلام خدا تضمین شود. اولین تلاش‌ها در زمینه تدوین نحو به دو مرکز عمده یعنی بصره و کوفه باز می‌گردد. یکی از مشهورترین متقدمان این علم، [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سیبویه]] (140-180ق) است که کتاب «الکتاب|(كتاب سيبويه)» او، نخستین اثر جامع نحوی محسوب می‌شود. در سده‌های بعد، مکتب بغداد به وجود آمد که اغلب از آراء دو مکتب بصره و کوفه بهره می‌برد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص19- 64&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم: علم لغت: علم لغت (لغت‌شناسی و واژه‌نگاری) نیز به منظور فهم بهتر کلمات و مفاهیم قرآن، حدیث و شعر عربی توسعه یافت. اولین کتاب لغت عربی، کتاب «العین» اثر [[خلیل بن احمد|خلیل بن احمد فراهیدی]] (100-175ق)، محسوب می‌شود که ترتیب الفبایی آن بر اساس مخارج حروف شکل گرفته است پس از وی «[[تهذيب اللغة|تهذیب اللغه]]» [[ازهری، محمد بن احمد|ازهری]] (282-370ق)، «[[جمهرة اللغة|جمهره اللغه]]» [[ابن درید، محمد بن حسن|ابن درید]] (223-321ق)، «[[البارع في اللغة|البارع فی اللغه]]» [[قالی، اسماعیل بن قاسم|ابوعلی قالی]] (288-356ق)، «[[المحيط في اللغة|المحیط]]» [[صاحب بن عباد، اسماعیل بن عباد|صاحب بن عباد]] (326-385ق)، «[[الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربية|صحاح]]» [[جوهری]] (340 -386 یا 393ق) ، «مجمل اللغة» و «[[معجم مقاييس اللغة|مقاییس اللغه]]» [[ابن فارس، احمد بن فارس|ابن فارس]] (329-395ق)، که بیشتر از سرزمین ایران هستند قرار دارند پس از آن به معنای «معجم لغوی» و وجه تسمیه پرداخته و عوامل موثر در لغت‌نویس عربی را باز می‌شمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان فصل به ارتباط زبان عربی با مطالعات و تحقیقات دینی و اتحاد منشا آن دو اشاره و پنج مکتب (مکتب [[خلیل بن احمد|خلیل بن احمد فراهیدی]] (100-175ق)، [[ابو عبید بن سلام]] (15-224ق)، [[جوهری]]، [[برمکی]] و [[ابن درید]]) و پیروان آنها را در شیوه‌های مکتب‌های فرهنگ نویسی عربی معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص65- 88&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم: علم بلاغت: علم بلاغت که شامل معانی، بیان و بدیع است، یکی از پدیده‌های فرهنگ ادبی-اسلامی و یکی از والاترین رشته‌های اندیشه‌های مسلمانان، در مباحث لفظی و معنوی است که در واقع برای شناخت اعجاز قرآن ضروری بود. توسعه این علم به دلیل نیاز مسلمانان به درک رموز اعجاز قرآن و تشخیص فصاحت کلام و همچنین جهت حفظ زبان عربی از انحطاط رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلاغت در دوره جاهلی و بعد از اسلام مورد بررسی قرار گرفته و به بزرگان این علم و تالیفات آنها اشاره‌ای می‌شود.  از بزرگان این علم می‌توان به [[جاحظ]] (۱۵۰ یا ۱۶۰-۲۵۵ یا ۲۵۶ق)،  و «[[البيان و التبيين|البیان و التبیین]]» او ، [[ابن معتز، عبدالله بن محمد|ابن معتز]] (247 - 296ق) و «دیوان شعر» او، [[رمانی، علی بن عیسی|رمانی]] (۲۹۶-۳۸۴ق) و «النکت فی اعجاز القرآن» وی، [[جرجانی، عبدالقاهر بن عبدالرحمان|عبدالقاهر جرجانی]] (متوفی 471 یا 474) و «[[أسرار البلاغة في علم البيان|اسرار البلاغه]]» او، [[زمخشری، محمود بن عمر|زمخشری]] (476-538ق) و «[[الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل و عيون الأقاويل في وجوه التأويل|الکشاف]]» وی، [[رازی، محمد بن زکریا|محمد بن زکریای رازی]] (251-313ق) و «[[نهاية الإيجاز في دراية الإعجاز]]» او و [[سکاکی، یوسف بن ابی‌بکر|سَکّاکی]](554 یا ۵۵۵–۶۲۶ق) و «[[مفتاح العلوم]]» وی اشاره کرد که آثار ارزشمندی در این حوزه تألیف کردند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص89- 112&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم: علم کلام: علم کلام یا الهیات اسلامی، به منظور دفاع از عقاید اسلامی در برابر شبهات و مذاهب مختلف و همچنین تبیین اصول اعتقادی برخاست. علم کلام در صدر اسلام، بعد از پیامبر(ص) و دوره اموی و عباسی مورد بررسی قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث کلامی اولیه غالباً مربوط به مسائلی نظیر خلافت، امامت، قضا و قدر و صفات خداوند بود که پس از رحلت پیامبر (ص) مطرح شدند. این فصل سه مکتب اصلی کلامی، بزرگان و مدارس کلامی آنان را شرح می‌دهد: کلام امامیه (با تأکید بر امامت و عصمت امامان)، کلام معتزلی (با تأکید بر اصول پنج‌گانه: توحید، عدل، وعد و وعید، منزلة بین منزلتین، و امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر) و کلام اشعری (که توسط [[اشعری، علی بن اسماعیل|ابوالحسن اشعری]] (324-260ق) تأسیس شد)&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص113- 147&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم: علم فقه: علم فقه به استنباط احکام و قوانین اسلامی از منابع اصلی (قرآن، سنت، اجماع و عقل) می‌پردازد. تاریخ فقه امامیه به ادوار مختلفی تقسیم شده است، از جمله: دوره اول تفسیر و تبیین، دوره دوم عصر محدثان، دوره سوم عصر آغاز اجتهاد و دوره چهارم  عصر کمال و اطلاق اجتهاد (که با فعالیت شیخ مفید و سید مرتضی آغاز شد). این دوره شاهد تحولات بزرگ علمی و مرجعیت یافتن فقهای بزرگ در جوامع اسلامی بود. دوره پنجم عصر تقلید (تقلید از شیخ طوسی که حدود یک قرن ادامه یافت)؛ دوره ششم عصر نهصت مجدد مجتهدان؛ دوره هفتم، عصر پیدایش مذهب اخباریان؛ دوره هشتم، عصر جدید استنباط؛ دوره نهم، عصر حاضر (در واقع دنباله دوره قبل است).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقه اهل سنت نیز ادوار مختلفی داشته است: دوره اول، عصر صحابه؛ دوره دوم، عصر تابعین؛ دوره سوم عصر پیشوایان مذاهب؛ دوره چهارم، عصر توقف اجتهاد و گزینش مذاهب؛ دوره پنجم، عصر تقلید محض؛ دوره ششم، عصر حاضر (عدم تقید به مذهب خاص از مذاهب اربعه) علمای بزرگ این دوره‌ها نیز مطرح می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس دوره‌های علم اصول فقه و اختلاط آن با علم کلام در میان شیعه و اهل‌سنت بررسی می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص149- 182&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم: علم تفسیر: تفسیر، علمی است که به شرح و تبیین معانی قرآن کریم می‌پردازد و هدف آن استخراج احکام و حکمت‌ها است. ضرورت تفسیر ناشی از نیاز به درک احکام، قوانین و معارف قرآنی بود. در این فصل تمایز میان «تفسیر» (شرح ظاهری و متکی به روایات) و «تأویل» (شرح باطنی و استخراج معانی عمیق‌تر با تکیه بر عقل) مطرح شده است. معرفی اولین مفسران از صحابه و ویژگی‌های تفسیری آنان و تغییرات کمی و کیفی آن، تطورات تعلیمات تفسیری امامام معصوم(ع)، اسرائیلیات و روایات تفسیری، بررسی می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین تفسیر در عصر تابعین و مفسران معروف مکه در این دوره، طبقات مفسران شیعه (هفت طبقه)، بعضی مفسران جدید شیعه، انواع تفسیر روایی، تفسیر به رای، تفسیر ترتیبی، موضوعی، ادبی، عقلی یا اجتهادی، فقهی، کلامی، عرفانی، علمی، اجتماعی، جامع و تصویری مورد بحث واقع شده، معرفی می‌گردند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص183- 224&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم: علم حدیث: این فصل به بررسی وضعیت روایت حدیث در زمان پیامبر(ص) و مکتوبات حدیثی صحابه، منع آن پس از ایشان و ظهور قصاصون (قصه‌گویان) و منبع قصه‌های آنان و آزادی نقل حدیث می‌پردازد. همچنین، علم حدیث و اصطلاحات مربوط به آن، تقسیم بندی حدیث و تعریف هر نوع، منابع علوم حدیث، منابع رجالی شیعه، مولفان رجالی، آغاز تدوین حدیث، مستند نویسی و آثاری همچون صحاح ستّه و جوامع حدیثی شیعه و محدثان شیعه مورد بحث قرار گرفته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص225- 244&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:کلام و عقاید]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام و علوم و عقاید جدید، تجدید حیات فکری، جنبش‌های اصلاح‌طلبانه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=812154</id>
		<title>تاریخ علوم در اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=812154"/>
		<updated>2025-12-30T06:37:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR96507J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = تاریخ علوم در اسلام&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[رضایی، رمضان]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[رفیعی، یدالله]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =BP ۲۳۲/ر۶ت۲&lt;br /&gt;
| موضوع =علوم اسلامی - تاریخ&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگى&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1392ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE96507AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 96507&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 96507&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 71098&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''تاریخ علوم در اسلام'''، اثر [[رضایی، رمضان|رمضان رضائی]] (متولد 1350ش) و [[رفیعی، یدالله|یدالله رفیعی]] (متولد 1345ش). این کتاب (جلد اول) به بررسی تاریخ پیدایش و تحولات علوم اصلی اسلامی نظیر نحو، لغت، بلاغت، کلام، فقه و تفسیر در بستر تمدن اسلامی می‌پردازد و جایگاه رفیع علم و دانش را در اسلام تبیین می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این کتاب شامل یک مقدمه، هشت فصل اصلی و یک کتابنامه است.&lt;br /&gt;
ماهیت درسی ‌بودن آن سبب شده که از طرح گسترده و مفصل مطالب پرهیز شود و مباحث به‌صورت اجمالی مطرح گردد به همین جهت برای مطالعات بیشتر و عمیق‌تر در پایان هر قسمت مهم‌ترین منابع آن معرفی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
مقدمه به بررسی جایگاه دانش و علم در جامعه عرب پیش از اسلام (دوره جاهلیت) می‌پردازد و ظهور اسلام را نقطه عطفی در تحولات فکری و فرهنگی عظیم در جزیرةالعرب و سپس در جهان اسلام معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه: صفحه ط- ک&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول: جایگاه علم در اسلام: واژه «علم» در لغت به معنای «دانش» و «دانستن» است و در اصطلاح، معنای وسیعی دارد که شامل حوزه‌هایی چون دین، تاریخ، نجوم، ریاضی و فقه می‌شود. در قرآن کریم، ماده «علم» ۵۸۲ بار تکرار شده است که نشان‌دهنده اهمیت علم در اسلام است. علوم در یک تقسیم‌بندی کلی به چهار گروه تقسیم می‌شوند: علوم‌تجربی (شامل علوم طبیعی و انسانی)، علوم عقلی (شامل منطق، ریاضیات و فلسفه)، علوم نقلی (مانند تاریخ، لغت و حدیث) و علوم شهودی (مانند علوم پیامبران و عرفا).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مرحله بعد علم در آیات و روایات مورد بررسی قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن علم را یکی از برترین ارزش‌ها شمرده است و برتری دانش به حدی است که پیامبر (ص) «طلب علم را فریضه بر هر مسلمان» دانسته است سپس علوم مطلوب و بررسی تاریخی رابطه علم و دین از دیدگاه اسلام و مسیحیت مطرح می‌شود و در پایان این فصل کاربردهای علم در قرآن به معنای خاص و عام آن با بیان آیات مربوطه روشن می‌گردد و علومی را که قرآن به طور مستقیم یا غیرمستقیم سبب پیدایش و یا رشد آنان شده توضیح داده می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص1- 18&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم: علم نحو: علم نحو از علوم اساسی در اسلام است که هدف اصلی آن حفظ زبان عربی و جلوگیری از لَحن (خطا در تلفظ و اعراب) در قرائت قرآن و احادیث بود. این امر به‌ویژه پس از گسترش فتوحات اسلامی و اختلاط اعراب با غیرعرب اهمیت یافت. نحو شناسان بر آن بودند که با وضع اصول و قواعدی، زبان عربی را از انحراف حفظ کنند تا درک صحیح معانی کلام خدا تضمین شود. اولین تلاش‌ها در زمینه تدوین نحو به دو مرکز عمده یعنی بصره و کوفه باز می‌گردد. یکی از مشهورترین متقدمان این علم، [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سیبویه]] (140-180ق) است که کتاب «الکتاب|(كتاب سيبويه)» او، نخستین اثر جامع نحوی محسوب می‌شود. در سده‌های بعد، مکتب بغداد به وجود آمد که اغلب از آراء دو مکتب بصره و کوفه بهره می‌برد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص19- 64&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم: علم لغت: علم لغت (لغت‌شناسی و واژه‌نگاری) نیز به منظور فهم بهتر کلمات و مفاهیم قرآن، حدیث و شعر عربی توسعه یافت. اولین کتاب لغت عربی، کتاب «العین» اثر [[خلیل بن احمد|خلیل بن احمد فراهیدی]] (100-175ق)، محسوب می‌شود که ترتیب الفبایی آن بر اساس مخارج حروف شکل گرفته است پس از وی «[[تهذيب اللغة|تهذیب اللغه]]» [[ازهری، محمد بن احمد|ازهری]] (282-370ق)، «[[جمهرة اللغة|جمهره اللغه]]» [[ابن درید، محمد بن حسن|ابن درید]] (223-321ق)، «[[البارع في اللغة|البارع فی اللغه]]» [[قالی، اسماعیل بن قاسم|ابوعلی قالی]] (288-356ق)، «[[المحيط في اللغة|المحیط]]» [[صاحب بن عباد، اسماعیل بن عباد|صاحب بن عباد]] (326-385ق)، «[[الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربية|صحاح]]» [[جوهری]] (340 -386 یا 393ق) ، «مجمل اللغة» و «[[معجم مقاييس اللغة|مقاییس اللغه]]» [[ابن فارس، احمد بن فارس|ابن فارس]] (329-395ق)، که بیشتر از سرزمین ایران هستند قرار دارند پس از آن به معنای «معجم لغوی» و وجه تسمیه پرداخته و عوامل موثر در لغت‌نویس عربی را باز می‌شمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان فصل به ارتباط زبان عربی با مطالعات و تحقیقات دینی و اتحاد منشا آن دو اشاره و پنج مکتب (مکتب [[خلیل بن احمد|خلیل بن احمد فراهیدی]] (100-175ق)، [[ابو عبید بن سلام]] (15-224ق)، [[جوهری]]، [[برمکی]] و [[ابن درید]]) و پیروان آنها را در شیوه‌های مکتب‌های فرهنگ نویسی عربی معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص65- 88&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم: علم بلاغت: علم بلاغت که شامل معانی، بیان و بدیع است، یکی از پدیده‌های فرهنگ ادبی-اسلامی و یکی از والاترین رشته‌های اندیشه‌های مسلمانان، در مباحث لفظی و معنوی است که در واقع برای شناخت اعجاز قرآن ضروری بود. توسعه این علم به دلیل نیاز مسلمانان به درک رموز اعجاز قرآن و تشخیص فصاحت کلام و همچنین جهت حفظ زبان عربی از انحطاط رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلاغت در دوره جاهلی و بعد از اسلام مورد بررسی قرار گرفته و به بزرگان این علم و تالیفات آنها اشاره‌ای می‌شود.  از بزرگان این علم می‌توان به [[جاحظ]] (۱۵۰ یا ۱۶۰-۲۵۵ یا ۲۵۶ق)،  و «[[البيان و التبيين|البیان و التبیین]]» او ، [[ابن معتز، عبدالله بن محمد|ابن معتز]] (247 - 296ق) و «دیوان شعر» او، [[رمانی، علی بن عیسی|رمانی]] (۲۹۶-۳۸۴ق) و «النکت فی اعجاز القرآن» وی، [[جرجانی، عبدالقاهر بن عبدالرحمان|عبدالقاهر جرجانی]] (متوفی 471 یا 474) و «[[أسرار البلاغة في علم البيان|اسرار البلاغه]]» او، [[زمخشری، محمود بن عمر|زمخشری]] (476-538ق) و «[[الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل و عيون الأقاويل في وجوه التأويل|الکشاف]]» وی، [[رازی، محمد بن زکریا|محمد بن زکریای رازی]] (251-313ق) و «[[نهاية الإيجاز في دراية الإعجاز]]» او و [[سکاکی، یوسف بن ابی‌بکر|سَکّاکی]](554 یا ۵۵۵–۶۲۶ق) و «[[مفتاح العلوم]]» وی اشاره کرد که آثار ارزشمندی در این حوزه تألیف کردند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص89- 112&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم: علم کلام: علم کلام یا الهیات اسلامی، به منظور دفاع از عقاید اسلامی در برابر شبهات و مذاهب مختلف و همچنین تبیین اصول اعتقادی برخاست. علم کلام در صدر اسلام، بعد از پیامبر(ص) و دوره اموی و عباسی مورد بررسی قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث کلامی اولیه غالباً مربوط به مسائلی نظیر خلافت، امامت، قضا و قدر و صفات خداوند بود که پس از رحلت پیامبر (ص) مطرح شدند. این فصل سه مکتب اصلی کلامی، بزرگان و مدارس کلامی آنان را شرح می‌دهد: کلام امامیه (با تأکید بر امامت و عصمت امامان)، کلام معتزلی (با تأکید بر اصول پنج‌گانه: توحید، عدل، وعد و وعید، منزلة بین منزلتین، و امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر) و کلام اشعری (که توسط [[اشعری، علی بن اسماعیل|ابوالحسن اشعری]] (324-260ق) تأسیس شد)&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص113- 147&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم: علم فقه: علم فقه به استنباط احکام و قوانین اسلامی از منابع اصلی (قرآن، سنت، اجماع و عقل) می‌پردازد. تاریخ فقه امامیه به ادوار مختلفی تقسیم شده است، از جمله: دوره اول تفسیر و تبیین، دوره دوم عصر محدثان، دوره سوم عصر آغاز اجتهاد و دوره چهارم  عصر کمال و اطلاق اجتهاد (که با فعالیت شیخ مفید و سید مرتضی آغاز شد). این دوره شاهد تحولات بزرگ علمی و مرجعیت یافتن فقهای بزرگ در جوامع اسلامی بود. دوره پنجم عصر تقلید (تقلید از شیخ طوسی که حدود یک قرن ادامه یافت)؛ دوره ششم عصر نهصت مجدد مجتهدان؛ دوره هفتم، عصر پیدایش مذهب اخباریان؛ دوره هشتم، عصر جدید استنباط؛ دوره نهم، عصر حاضر (در واقع دنباله دوره قبل است).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقه اهل سنت نیز ادوار مختلفی داشته است: دوره اول، عصر صحابه؛ دوره دوم، عصر تابعین؛ دوره سوم عصر پیشوایان مذاهب؛ دوره چهارم، عصر توقف اجتهاد و گزینش مذاهب؛ دوره پنجم، عصر تقلید محض؛ دوره ششم، عصر حاضر (عدم تقید به مذهب خاص از مذاهب اربعه) علمای بزرگ این دوره‌ها نیز مطرح می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس دوره‌های علم اصول فقه و اختلاط آن با علم کلام در میان شیعه و اهل‌سنت بررسی می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص149- 182&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم: علم تفسیر: تفسیر، علمی است که به شرح و تبیین معانی قرآن کریم می‌پردازد و هدف آن استخراج احکام و حکمت‌ها است. ضرورت تفسیر ناشی از نیاز به درک احکام، قوانین و معارف قرآنی بود. در این فصل تمایز میان «تفسیر» (شرح ظاهری و متکی به روایات) و «تأویل» (شرح باطنی و استخراج معانی عمیق‌تر با تکیه بر عقل) مطرح شده است. معرفی اولین مفسران از صحابه و ویژگی‌های تفسیری آنان و تغییرات کمی و کیفی آن، تطورات تعلیمات تفسیری امامام معصوم(ع)، اسرائیلیات و روایات تفسیری، بررسی می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین تفسیر در عصر تابعین و مفسران معروف مکه در این دوره، طبقات مفسران شیعه (هفت طبقه)، بعضی مفسران جدید شیعه، انواع تفسیر روایی، تفسیر به رای، تفسیر ترتیبی، موضوعی، ادبی، عقلی یا اجتهادی، فقهی، کلامی،عرفانی، علمی، اجتماعی، جامع و تصویری مورد بحث واقع شده معرفی می‌گردند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص183- 224&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم: علم حدیث: این فصل به بررسی وضعیت روایت حدیث در زمان پیامبر(ص) و مکتوات حدیثی صحابه، منع آن پس ایشان و ظهور قصاصون (قصه‌گویان) و منبع قصه‌های آنان و آزادی نقل حدیث می‌پردازد. همچنین، علم حدیث و اصطلاحات مربوط به آن، تقسیم بندی حدیث و تعریف هر نوع، منابع علوم حدیث، منابع رجالی شیعه، مولفان رجالی، آغاز تدوین حدیث، مستند نویسی و آثاری همچون صحاح ستّه و جوامع حدیثی شیعه و محدثان شیعه مورد بحث قرار گرفته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص225- 244&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:کلام و عقاید]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام و علوم و عقاید جدید، تجدید حیات فکری، جنبش‌های اصلاح‌طلبانه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=812153</id>
		<title>تاریخ علوم در اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=812153"/>
		<updated>2025-12-30T06:34:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR96507J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = تاریخ علوم در اسلام&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[رضایی، رمضان]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[رفیعی، یدالله]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =BP ۲۳۲/ر۶ت۲&lt;br /&gt;
| موضوع =علوم اسلامی - تاریخ&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگى&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1392ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE96507AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 96507&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 96507&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 71098&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''تاریخ علوم در اسلام'''، اثر [[رضایی، رمضان|رمضان رضائی]] (متولد 1350ش) و [[رفیعی، یدالله|یدالله رفیعی]] (متولد 1345ش). این کتاب (جلد اول) به بررسی تاریخ پیدایش و تحولات علوم اصلی اسلامی نظیر نحو، لغت، بلاغت، کلام، فقه و تفسیر در بستر تمدن اسلامی می‌پردازد و جایگاه رفیع علم و دانش را در اسلام تبیین می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این کتاب شامل یک مقدمه، هشت فصل اصلی و یک کتابنامه است.&lt;br /&gt;
ماهیت درسی ‌بودن آن سبب شده که از طرح گسترده و مفصل مطالب پرهیز شود و مباحث به‌صورت اجمالی مطرح گردد به همین جهت برای مطالعات بیشتر و عمیق‌تر در پایان هر قسمت مهم‌ترین منابع آن معرفی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
مقدمه به بررسی جایگاه دانش و علم در جامعه عرب پیش از اسلام (دوره جاهلیت) می‌پردازد و ظهور اسلام را نقطه عطفی در تحولات فکری و فرهنگی عظیم در جزیرةالعرب و سپس در جهان اسلام معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه: صفحه ط- ک&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول: جایگاه علم در اسلام: واژه «علم» در لغت به معنای «دانش» و «دانستن» است و در اصطلاح، معنای وسیعی دارد که شامل حوزه‌هایی چون دین، تاریخ، نجوم، ریاضی و فقه می‌شود. در قرآن کریم، ماده «علم» ۵۸۲ بار تکرار شده است که نشان‌دهنده اهمیت علم در اسلام است. علوم در یک تقسیم‌بندی کلی به چهار گروه تقسیم می‌شوند: علوم‌تجربی (شامل علوم طبیعی و انسانی)، علوم عقلی (شامل منطق، ریاضیات و فلسفه)، علوم نقلی (مانند تاریخ، لغت و حدیث) و علوم شهودی (مانند علوم پیامبران و عرفا).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مرحله بعد علم در آیات و روایات مورد بررسی قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن علم را یکی از برترین ارزش‌ها شمرده است و برتری دانش به حدی است که پیامبر (ص) «طلب علم را فریضه بر هر مسلمان» دانسته است سپس علوم مطلوب و بررسی تاریخی رابطه علم و دین از دیدگاه اسلام و مسیحیت مطرح می‌شود و در پایان این فصل کاربردهای علم در قرآن به معنای خاص و عام آن با بیان آیات مربوطه روشن می‌گردد و علومی را که قرآن به طور مستقیم یا غیرمستقیم سبب پیدایش و یا رشد آنان شده توضیح داده می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص1- 18&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم: علم نحو: علم نحو از علوم اساسی در اسلام است که هدف اصلی آن حفظ زبان عربی و جلوگیری از لَحن (خطا در تلفظ و اعراب) در قرائت قرآن و احادیث بود. این امر به‌ویژه پس از گسترش فتوحات اسلامی و اختلاط اعراب با غیرعرب اهمیت یافت. نحو شناسان بر آن بودند که با وضع اصول و قواعدی، زبان عربی را از انحراف حفظ کنند تا درک صحیح معانی کلام خدا تضمین شود. اولین تلاش‌ها در زمینه تدوین نحو به دو مرکز عمده یعنی بصره و کوفه باز می‌گردد. یکی از مشهورترین متقدمان این علم، [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سیبویه]] (140-180ق) است که کتاب «الکتاب|(كتاب سيبويه)» او، نخستین اثر جامع نحوی محسوب می‌شود. در سده‌های بعد، مکتب بغداد به وجود آمد که اغلب از آراء دو مکتب بصره و کوفه بهره می‌برد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص19- 64&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم: علم لغت: علم لغت (لغت‌شناسی و واژه‌نگاری) نیز به منظور فهم بهتر کلمات و مفاهیم قرآن، حدیث و شعر عربی توسعه یافت. اولین کتاب لغت عربی، کتاب «العین» اثر [[خلیل بن احمد|خلیل بن احمد فراهیدی]] (100-175ق)، محسوب می‌شود که ترتیب الفبایی آن بر اساس مخارج حروف شکل گرفته است پس از وی «[[تهذيب اللغة|تهذیب اللغه]]» [[ازهری، محمد بن احمد|ازهری]] (282-370ق)، «[[جمهرة اللغة|جمهره اللغه]]» [[ابن درید، محمد بن حسن|ابن درید]] (223-321ق)، «[[البارع في اللغة|البارع فی اللغه]]» [[قالی، اسماعیل بن قاسم|ابوعلی قالی]] (288-356ق)، «[[المحيط في اللغة|المحیط]]» [[صاحب بن عباد، اسماعیل بن عباد|صاحب بن عباد]] (326-385ق)، «[[الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربية|صحاح]]» [[جوهری]] (340 -386 یا 393ق) ، «مجمل اللغة» و «[[معجم مقاييس اللغة|مقاییس اللغه]]» [[ابن فارس، احمد بن فارس|ابن فارس]] (329-395ق)، که بیشتر از سرزمین ایران هستند قرار دارند پس از آن به معنای «معجم لغوی» و وجه تسمیه پرداخته و عوامل موثر در لغت‌نویس عربی را باز می‌شمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان فصل به ارتباط زبان عربی با مطالعات و تحقیقات دینی و اتحاد منشا آن دو اشاره و پنج مکتب (مکتب [[خلیل بن احمد|خلیل بن احمد فراهیدی]] (100-175ق)، [[ابو عبید بن سلام]] (15-224ق)، [[جوهری]]، [[برمکی]] و [[ابن درید]]) و پیروان آنها را در شیوه‌های مکتب‌های فرهنگ نویسی عربی معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص65- 88&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم: علم بلاغت: علم بلاغت که شامل معانی، بیان و بدیع است، یکی از پدیده‌های فرهنگ ادبی-اسلامی و یکی از والاترین رشته‌های اندیشه‌های مسلمانان، در مباحث لفظی و معنوی است که در واقع برای شناخت اعجاز قرآن ضروری بود. توسعه این علم به دلیل نیاز مسلمانان به درک رموز اعجاز قرآن و تشخیص فصاحت کلام و همچنین جهت حفظ زبان عربی از انحطاط رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلاغت در دوره جاهلی و بعد از اسلام مورد بررسی قرار گرفته و به بزرگان این علم و تالیفات آنها اشاره‌ای می‌شود.  از بزرگان این علم می‌توان به [[جاحظ]] (۱۵۰ یا ۱۶۰-۲۵۵ یا ۲۵۶ق)،  و «[[البيان و التبيين|البیان و التبیین]]» او ، [[ابن معتز، عبدالله بن محمد|ابن معتز]] (247 - 296ق) و «دیوان شعر» او، [[رمانی، علی بن عیسی|رمانی]] (۲۹۶-۳۸۴ق) و «النکت فی اعجاز القرآن» وی، [[جرجانی، عبدالقاهر بن عبدالرحمان|عبدالقاهر جرجانی]] (متوفی 471 یا 474) و «[[أسرار البلاغة في علم البيان|اسرار البلاغه]]» او، [[زمخشری، محمود بن عمر|زمخشری]] (476-538ق) و «[[الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل و عيون الأقاويل في وجوه التأويل|الکشاف]]» وی، [[رازی، محمد بن زکریا|محمد بن زکریای رازی]] (251-313ق) و «[[نهاية الإيجاز في دراية الإعجاز]]» او و [[سکاکی، یوسف بن ابی‌بکر|سَکّاکی]](554 یا ۵۵۵–۶۲۶ق) و «[[مفتاح العلوم]]» وی اشاره کرد که آثار ارزشمندی در این حوزه تألیف کردند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص89- 112&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم: علم کلام: علم کلام یا الهیات اسلامی، به منظور دفاع از عقاید اسلامی در برابر شبهات و مذاهب مختلف و همچنین تبیین اصول اعتقادی برخاست. علم کلام در صدر اسلام، بعد از پیامبر(ص) و دوره اموی و عباسی مورد بررسی قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث کلامی اولیه غالباً مربوط به مسائلی نظیر خلافت، امامت، قضا و قدر و صفات خداوند بود که پس از رحلت پیامبر (ص) مطرح شدند. این فصل سه مکتب اصلی کلامی، بزرگان و مدارس کلامی آنان را شرح می‌دهد: کلام امامیه (با تأکید بر امامت و عصمت امامان)، کلام معتزلی (با تأکید بر اصول پنج‌گانه: توحید، عدل، وعد و وعید، منزلة بین منزلتین، و امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر) و کلام اشعری (که توسط [[اشعری، علی بن اسماعیل|ابوالحسن اشعری]] (324-260ق) تأسیس شد)&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص113- 147&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم: علم فقه: علم فقه به استنباط احکام و قوانین اسلامی از منابع اصلی (قرآن، سنت، اجماع و عقل) می‌پردازد. تاریخ فقه امامیه به ادوار مختلفی تقسیم شده است، از جمله: دوره اول تفسیر و تبیین، دوره دوم عصر محدثان، دوره سوم عصر آغاز اجتهاد و دوره چهارم  عصر کمال و اطلاق اجتهاد (که با فعالیت شیخ مفید و سید مرتضی آغاز شد). این دوره شاهد تحولات بزرگ علمی و مرجعیت یافتن فقهای بزرگ در جوامع اسلامی بود. دوره پنجم عصر تقلید (تقلید از شیخ طوسی که حدود یک قرن ادامه یافت)؛ دوره ششم عصر نهصت مجدد مجتهدان؛ دوره هفتم، عصر پیدایش مذهب اخباریان؛ دوره هشتم، عصر جدید استنباط؛ دوره نهم، عصر حاضر (در واقع دنباله دوره قبل است).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقه اهل سنت نیز ادوار مختلفی داشته است: دوره اول، عصر صحابه؛ دوره دوم، عصر تابعین؛ دوره سوم عصر پیشوایان مذاهب؛ دوره چهارم، عصر توقف اجتهاد و گزینش مذاهب؛ دوره پنجم، عصر تقلید محض؛ دوره ششم، عصر حاضر (عدم تقید به مذهب خاص از مذاهب اربعه) علمای بزرگ این دوره‌ها نیز در هر دوره مطرح می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس دوره‌های علم اصول فقه و اختلاط آن با علم کلام در میان شیعه و اهل‌سنت بررسی می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص149- 182&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم: علم تفسیر: تفسیر، علمی است که به شرح و تبیین معانی قرآن کریم می‌پردازد و هدف آن استخراج احکام و حکمت‌ها است. ضرورت تفسیر ناشی از نیاز به درک احکام، قوانین و معارف قرآنی بود. در این فصل تمایز میان «تفسیر» (شرح ظاهری و متکی به روایات) و «تأویل» (شرح باطنی و استخراج معانی عمیق‌تر با تکیه بر عقل) مطرح شده است. معرفی اولین مفسران از صحابه و ویژگی‌های تفسیری آنان و تغییرات کمی و کیفی آن، تطورات تعلیمات تفسیری امامام معصوم(ع)، اسرائیلیات و روایات تفسیری، بررسی می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین تفسیر در عصر تابعین و مفسران معروف مکه در این دوره، طبقات مفسران شیعه (هفت طبقه)، بعضی مفسران جدید شیعه، انواع تفسیر روایی، تفسیر به رای، تفسیر ترتیبی، موضوعی، ادبی، عقلی یا اجتهادی، فقهی، کلامی،عرفانی، علمی، اجتماعی، جامع و تصویری مورد بحث واقع شده معرفی می‌گردند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص183- 224&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم: علم حدیث: این فصل به بررسی وضعیت روایت حدیث در زمان پیامبر(ص) و مکتوات حدیثی صحابه، منع آن پس ایشان و ظهور قصاصون (قصه‌گویان) و منبع قصه‌های آنان و آزادی نقل حدیث می‌پردازد. همچنین، علم حدیث و اصطلاحات مربوط به آن، تقسیم بندی حدیث و تعریف هر نوع، منابع علوم حدیث، منابع رجالی شیعه، مولفان رجالی، آغاز تدوین حدیث، مستند نویسی و آثاری همچون صحاح ستّه و جوامع حدیثی شیعه و محدثان شیعه مورد بحث قرار گرفته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص225- 244&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:کلام و عقاید]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام و علوم و عقاید جدید، تجدید حیات فکری، جنبش‌های اصلاح‌طلبانه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=812152</id>
		<title>تاریخ علوم در اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=812152"/>
		<updated>2025-12-30T05:41:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR96507J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = تاریخ علوم در اسلام&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[رضایی، رمضان]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[رفیعی، یدالله]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =BP ۲۳۲/ر۶ت۲&lt;br /&gt;
| موضوع =علوم اسلامی - تاریخ&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگى&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1392ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE96507AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 96507&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 96507&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 71098&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''تاریخ علوم در اسلام'''، اثر [[رضایی، رمضان|رمضان رضائی]] (متولد 1350ش) و [[رفیعی، یدالله|یدالله رفیعی]] (متولد 1345ش). این کتاب (جلد اول) به بررسی تاریخ پیدایش و تحولات علوم اصلی اسلامی نظیر نحو، لغت، بلاغت، کلام، فقه و تفسیر در بستر تمدن اسلامی می‌پردازد و جایگاه رفیع علم و دانش را در اسلام تبیین می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این کتاب شامل یک مقدمه، هشت فصل اصلی و یک کتابنامه است.&lt;br /&gt;
ماهیت درسی ‌بودن آن سبب شده که از طرح گسترده و مفصل مطالب پرهیز شود و مباحث به‌صورت اجمالی مطرح گردد به همین جهت برای مطالعات بیشتر و عمیق‌تر در پایان هر قسمت مهم‌ترین منابع آن معرفی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
مقدمه به بررسی جایگاه دانش و علم در جامعه عرب پیش از اسلام (دوره جاهلیت) می‌پردازد و ظهور اسلام را نقطه عطفی در تحولات فکری و فرهنگی عظیم در جزیرةالعرب و سپس در جهان اسلام معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه: صفحه ط- ک&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول: جایگاه علم در اسلام: واژه «علم» در لغت به معنای «دانش» و «دانستن» است و در اصطلاح، معنای وسیعی دارد که شامل حوزه‌هایی چون دین، تاریخ، نجوم، ریاضی و فقه می‌شود. در قرآن کریم، ماده «علم» ۵۸۲ بار تکرار شده است که نشان‌دهنده اهمیت علم در اسلام است. علوم در یک تقسیم‌بندی کلی به چهار گروه تقسیم می‌شوند: علوم‌تجربی (شامل علوم طبیعی و انسانی)، علوم عقلی (شامل منطق، ریاضیات و فلسفه)، علوم نقلی (مانند تاریخ، لغت و حدیث) و علوم شهودی (مانند علوم پیامبران و عرفا).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مرحله بعد علم در آیات و روایات مورد بررسی قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن علم را یکی از برترین ارزش‌ها شمرده است و برتری دانش به حدی است که پیامبر (ص) «طلب علم را فریضه بر هر مسلمان» دانسته است سپس علوم مطلوب و بررسی تاریخی رابطه علم و دین از دیدگاه اسلام و مسیحیت مطرح می‌شود و در پایان این فصل کاربردهای علم در قرآن به معنای خاص و عام آن با بیان آیات مربوطه روشن می‌گردد و علومی را که قرآن به طور مستقیم یا غیرمستقیم سبب پیدایش و یا رشد آنان شده توضیح داده می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص1- 18&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم: علم نحو: علم نحو از علوم اساسی در اسلام است که هدف اصلی آن حفظ زبان عربی و جلوگیری از لَحن (خطا در تلفظ و اعراب) در قرائت قرآن و احادیث بود. این امر به‌ویژه پس از گسترش فتوحات اسلامی و اختلاط اعراب با غیرعرب اهمیت یافت. نحو شناسان بر آن بودند که با وضع اصول و قواعدی، زبان عربی را از انحراف حفظ کنند تا درک صحیح معانی کلام خدا تضمین شود. اولین تلاش‌ها در زمینه تدوین نحو به دو مرکز عمده یعنی بصره و کوفه باز می‌گردد. یکی از مشهورترین متقدمان این علم، [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سیبویه]] (140-180ق) است که کتاب «الکتاب|(كتاب سيبويه)» او، نخستین اثر جامع نحوی محسوب می‌شود. در سده‌های بعد، مکتب بغداد به وجود آمد که اغلب از آراء دو مکتب بصره و کوفه بهره می‌برد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص19- 64&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم: علم لغت: علم لغت (لغت‌شناسی و واژه‌نگاری) نیز به منظور فهم بهتر کلمات و مفاهیم قرآن، حدیث و شعر عربی توسعه یافت. اولین کتاب لغت عربی، کتاب «العین» اثر [[خلیل بن احمد|خلیل بن احمد فراهیدی]] (100-175ق)، محسوب می‌شود که ترتیب الفبایی آن بر اساس مخارج حروف شکل گرفته است پس از وی «[[تهذيب اللغة|تهذیب اللغه]]» [[ازهری، محمد بن احمد|ازهری]] (282-370ق)، «[[جمهرة اللغة|جمهره اللغه]]» [[ابن درید، محمد بن حسن|ابن درید]] (223-321ق)، «[[البارع في اللغة|البارع فی اللغه]]» [[قالی، اسماعیل بن قاسم|ابوعلی قالی]] (288-356ق)، «[[المحيط في اللغة|المحیط]]» [[صاحب بن عباد، اسماعیل بن عباد|صاحب بن عباد]] (326-385ق)، «[[الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربية|صحاح]]» [[جوهری]] (340 -386 یا 393ق) ، «مجمل اللغة» و «[[معجم مقاييس اللغة|مقاییس اللغه]]» [[ابن فارس، احمد بن فارس|ابن فارس]] (329-395ق)، که بیشتر از سرزمین ایران هستند قرار دارند پس از آن به معنای «معجم لغوی» و وجه تسمیه پرداخته و عوامل موثر در لغت‌نویس عربی را باز می‌شمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان فصل به ارتباط زبان عربی با مطالعات و تحقیقات دینی و اتحاد منشا آن دو اشاره و پنج مکتب (مکتب [[خلیل بن احمد|خلیل بن احمد فراهیدی]] (100-175ق)، [[ابو عبید بن سلام]] (15-224ق)، [[جوهری]]، [[برمکی]] و [[ابن درید]]) و پیروان آنها را در شیوه‌های مکتب‌های فرهنگ نویسی عربی معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص65- 88&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم: علم بلاغت: علم بلاغت که شامل معانی، بیان و بدیع است، یکی از پدیده‌های فرهنگ ادبی-اسلامی و یکی از والاترین رشته‌های اندیشه‌های مسلمانان، در مباحث لفظی و معنوی است که در واقع برای شناخت اعجاز قرآن ضروری بود. توسعه این علم به دلیل نیاز مسلمانان به درک رموز اعجاز قرآن و تشخیص فصاحت کلام و همچنین جهت حفظ زبان عربی از انحطاط رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلاغت در دوره جاهلی و بعد از اسلام مورد بررسی قرار گرفته و به بزرگان این علم و تالیفات آنها اشاره‌ای می‌شود.  از بزرگان این علم می‌توان به [[جاحظ]] (۱۵۰ یا ۱۶۰-۲۵۵ یا ۲۵۶ق)،  و «[[البيان و التبيين|البیان و التبیین]]» او ، [[ابن معتز، عبدالله بن محمد|ابن معتز]] (247 - 296ق) و «دیوان شعر» او، [[رمانی، علی بن عیسی|رمانی]] (۲۹۶-۳۸۴ق) و «اعجاز القرآن» وی، [[جرجانی، عبدالقاهر بن عبدالرحمان|عبدالقاهر جرجانی]] (متوفی 471 یا 474) و «[[أسرار البلاغة في علم البيان|اسرار البلاغه]]» او، [[زمخشری، محمود بن عمر|زمخشری]] (476-538ق) و «[[الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل و عيون الأقاويل في وجوه التأويل|الکشاف]]» وی، [[رازی، محمد بن زکریا|محمد بن زکریای رازی]] (251-313ق) و «[[نهاية الإيجاز في دراية الإعجاز]]» او و [[سکاکی، یوسف بن ابی‌بکر|سَکّاکی]](554 یا ۵۵۵–۶۲۶ق) و «[[مفتاح العلوم]]» وی اشاره کرد که آثار ارزشمندی در این حوزه تألیف کردند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص89- 112&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم: علم کلام: علم کلام یا الهیات اسلامی، به منظور دفاع از عقاید اسلامی در برابر شبهات و مذاهب مختلف و همچنین تبیین اصول اعتقادی برخاست. علم کلام در صدر اسلام، بعد از پیامبر(ص) و دوره اموی و عباسی مورد بررسی قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث کلامی اولیه غالباً مربوط به مسائلی نظیر خلافت، امامت، قضا و قدر و صفات خداوند بود که پس از رحلت پیامبر (ص) مطرح شدند. این فصل سه مکتب اصلی کلامی، بزرگان و مدارس کلامی آنان را شرح می‌دهد: کلام امامیه (با تأکید بر امامت و عصمت امامان)، کلام معتزلی (با تأکید بر اصول پنج‌گانه: توحید، عدل، وعد و وعید، منزلة بین منزلتین، و امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر) و کلام اشعری (که توسط [[اشعری، علی بن اسماعیل|ابوالحسن اشعری]] (324-260ق) تأسیس شد)&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص113- 147&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم: علم فقه: علم فقه به استنباط احکام و قوانین اسلامی از منابع اصلی (قرآن، سنت، اجماع و عقل) می‌پردازد. تاریخ فقه امامیه به ادوار مختلفی تقسیم شده است، از جمله: دوره اول تفسیر و تبیین، دوره دوم عصر محدثان، دوره سوم عصر آغاز اجتهاد و دوره چهارم  عصر کمال و اطلاق اجتهاد (که با فعالیت شیخ مفید و سید مرتضی آغاز شد). این دوره شاهد تحولات بزرگ علمی و مرجعیت یافتن فقهای بزرگ در جوامع اسلامی بود. دوره پنجم عصر تقلید (تقلید از شیخ طوسی که حدود یک قرن ادامه یافت)؛ دوره ششم عصر نهصت مجدد مجتهدان؛ دوره هفتم، عصر پیدایش مذهب اخباریان؛ دوره هشتم، عصر جدید استنباط؛ دوره نهم، عصر حاضر (در واقع دنباله دوره قبل است).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقه اهل سنت نیز ادوار مختلفی داشته است: دوره اول، عصر صحابه؛ دوره دوم، عصر تابعین؛ دوره سوم عصر پیشوایان مذاهب؛ دوره چهارم، عصر توقف اجتهاد و گزینش مذاهب؛ دوره پنجم، عصر تقلید محض؛ دوره ششم، عصر حاضر (عدم تقید به مذهب خاص از مذاهب اربعه) علمای بزرگ این دوره‌ها نیز در هر دوره مطرح می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس دوره‌های علم اصول فقه و اختلاط آن با علم کلام در میان شیعه و اهل‌سنت بررسی می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص149- 182&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم: علم تفسیر: تفسیر، علمی است که به شرح و تبیین معانی قرآن کریم می‌پردازد و هدف آن استخراج احکام و حکمت‌ها است. ضرورت تفسیر ناشی از نیاز به درک احکام، قوانین و معارف قرآنی بود. در این فصل تمایز میان «تفسیر» (شرح ظاهری و متکی به روایات) و «تأویل» (شرح باطنی و استخراج معانی عمیق‌تر با تکیه بر عقل) مطرح شده است. معرفی اولین مفسران از صحابه و ویژگی‌های تفسیری آنان و تغییرات کمی و کیفی آن، تطورات تعلیمات تفسیری امامام معصوم(ع)، اسرائیلیات و روایات تفسیری، بررسی می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین تفسیر در عصر تابعین و مفسران معروف مکه در این دوره، طبقات مفسران شیعه (هفت طبقه)، بعضی مفسران جدید شیعه، انواع تفسیر روایی، تفسیر به رای، تفسیر ترتیبی، موضوعی، ادبی، عقلی یا اجتهادی، فقهی، کلامی،عرفانی، علمی، اجتماعی، جامع و تصویری مورد بحث واقع شده معرفی می‌گردند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص183- 224&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم: علم حدیث: این فصل به بررسی وضعیت روایت حدیث در زمان پیامبر(ص) و مکتوات حدیثی صحابه، منع آن پس ایشان و ظهور قصاصون (قصه‌گویان) و منبع قصه‌های آنان و آزادی نقل حدیث می‌پردازد. همچنین، علم حدیث و اصطلاحات مربوط به آن، تقسیم بندی حدیث و تعریف هر نوع، منابع علوم حدیث، منابع رجالی شیعه، مولفان رجالی، آغاز تدوین حدیث، مستند نویسی و آثاری همچون صحاح ستّه و جوامع حدیثی شیعه و محدثان شیعه مورد بحث قرار گرفته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص225- 244&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:کلام و عقاید]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام و علوم و عقاید جدید، تجدید حیات فکری، جنبش‌های اصلاح‌طلبانه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=812151</id>
		<title>تاریخ علوم در اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=812151"/>
		<updated>2025-12-30T05:38:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR96507J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = تاریخ علوم در اسلام&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[رضایی، رمضان]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[رفیعی، یدالله]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =BP ۲۳۲/ر۶ت۲&lt;br /&gt;
| موضوع =علوم اسلامی - تاریخ&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگى&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1392ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE96507AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 96507&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 96507&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 71098&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''تاریخ علوم در اسلام'''، اثر [[رضایی، رمضان|رمضان رضائی]] (متولد 1350ش) و [[رفیعی، یدالله|یدالله رفیعی]] (متولد 1345ش). این کتاب (جلد اول) به بررسی تاریخ پیدایش و تحولات علوم اصلی اسلامی نظیر نحو، لغت، بلاغت، کلام، فقه و تفسیر در بستر تمدن اسلامی می‌پردازد و جایگاه رفیع علم و دانش را در اسلام تبیین می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این کتاب شامل یک مقدمه، هشت فصل اصلی و یک کتابنامه است.&lt;br /&gt;
ماهیت درسی ‌بودن آن سبب شده که از طرح گسترده و مفصل مطالب پرهیز شود و مباحث به‌صورت اجمالی مطرح گردد به همین جهت برای مطالعات بیشتر و عمیق‌تر در پایان هر قسمت مهم‌ترین منابع آن معرفی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
مقدمه به بررسی جایگاه دانش و علم در جامعه عرب پیش از اسلام (دوره جاهلیت) می‌پردازد و ظهور اسلام را نقطه عطفی در تحولات فکری و فرهنگی عظیم در جزیرةالعرب و سپس در جهان اسلام معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه: صفحه ط- ک&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول: جایگاه علم در اسلام: واژه «علم» در لغت به معنای «دانش» و «دانستن» است و در اصطلاح، معنای وسیعی دارد که شامل حوزه‌هایی چون دین، تاریخ، نجوم، ریاضی و فقه می‌شود. در قرآن کریم، ماده «علم» ۵۸۲ بار تکرار شده است که نشان‌دهنده اهمیت علم در اسلام است. علوم در یک تقسیم‌بندی کلی به چهار گروه تقسیم می‌شوند: علوم‌تجربی (شامل علوم طبیعی و انسانی)، علوم عقلی (شامل منطق، ریاضیات و فلسفه)، علوم نقلی (مانند تاریخ، لغت و حدیث) و علوم شهودی (مانند علوم پیامبران و عرفا).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مرحله بعد علم در آیات و روایات مورد بررسی قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن علم را یکی از برترین ارزش‌ها شمرده است و برتری دانش به حدی است که پیامبر (ص) «طلب علم را فریضه بر هر مسلمان» دانسته است سپس علوم مطلوب و بررسی تاریخی رابطه علم و دین از دیدگاه اسلام و مسیحیت مطرح می‌شود و در پایان این فصل کاربردهای علم در قرآن به معنای خاص و عام آن با بیان آیات مربوطه روشن می‌گردد و علومی را که قرآن به طور مستقیم یا غیرمستقیم سبب پیدایش و یا رشد آنان شده توضیح داده می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص1- 18&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم: علم نحو: علم نحو از علوم اساسی در اسلام است که هدف اصلی آن حفظ زبان عربی و جلوگیری از لَحن (خطا در تلفظ و اعراب) در قرائت قرآن و احادیث بود. این امر به‌ویژه پس از گسترش فتوحات اسلامی و اختلاط اعراب با غیرعرب اهمیت یافت. نحو شناسان بر آن بودند که با وضع اصول و قواعدی، زبان عربی را از انحراف حفظ کنند تا درک صحیح معانی کلام خدا تضمین شود. اولین تلاش‌ها در زمینه تدوین نحو به دو مرکز عمده یعنی بصره و کوفه باز می‌گردد. یکی از مشهورترین متقدمان این علم، [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سیبویه]] (140-180ق) است که کتاب «الکتاب|(كتاب سيبويه)» او، نخستین اثر جامع نحوی محسوب می‌شود. در سده‌های بعد، مکتب بغداد به وجود آمد که اغلب از آراء دو مکتب بصره و کوفه بهره می‌برد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص19- 64&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم: علم لغت: علم لغت (لغت‌شناسی و واژه‌نگاری) نیز به منظور فهم بهتر کلمات و مفاهیم قرآن، حدیث و شعر عربی توسعه یافت. اولین کتاب لغت عربی، کتاب «العین» اثر [[خلیل بن احمد|خلیل بن احمد فراهیدی]] (100-175ق)، محسوب می‌شود که ترتیب الفبایی آن بر اساس مخارج حروف شکل گرفته است پس از وی «[[تهذيب اللغة|تهذیب اللغه]]» [[ازهری، محمد بن احمد|ازهری]] (282-370ق)، «[[جمهرة اللغة|جمهره اللغه]]» [[ابن درید، محمد بن حسن|ابن درید]] (223-321ق)، «[[البارع في اللغة|البارع فی اللغه]]» [[قالی، اسماعیل بن قاسم|ابوعلی قالی]] (288-356ق)، «[[المحيط في اللغة|المحیط]]» [[صاحب بن عباد، اسماعیل بن عباد|صاحب بن عباد]] (326-385ق)، «[[الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربية|صحاح]]» [[جوهری]] (340 -386 یا 393ق) ، «مجمل اللغة» و «[[معجم مقاييس اللغة|مقاییس اللغه]]» [[ابن فارس، احمد بن فارس|ابن فارس]] (329-395ق)، که بیشتر از سرزمین ایران هستند قرار دارند پس از آن به معنای «معجم لغوی» و وجه تسمیه پرداخته و عوامل موثر در لغت‌نویس عربی را باز می‌شمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان فصل به ارتباط زبان عربی با مطالعات و تحقیقات دینی و اتحاد منشا آن دو اشاره و پنج مکتب (مکتب خلیل، ابو عبید بن سلام (15-224ق)، جوهری، برمکی و ابن درید) و پیروان آنها را در شیوه‌های مکتب‌های فرهنگ نویسی عربی معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص65- 88&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم: علم بلاغت: علم بلاغت که شامل معانی، بیان و بدیع است، یکی از پدیده‌های فرهنگ ادبی-اسلامی و یکی از والاترین رشته‌های اندیشه‌های مسلمانان، در مباحث لفظی و معنوی است که در واقع برای شناخت اعجاز قرآن ضروری بود. توسعه این علم به دلیل نیاز مسلمانان به درک رموز اعجاز قرآن و تشخیص فصاحت کلام و همچنین جهت حفظ زبان عربی از انحطاط رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلاغت در دوره جاهلی و بعد از اسلام مورد بررسی قرار گرفته و به بزرگان این علم و تالیفات آنها اشاره‌ای می‌شود.  از بزرگان این علم می‌توان به [[جاحظ]] (۱۵۰ یا ۱۶۰-۲۵۵ یا ۲۵۶ق)،  و «[[البيان و التبيين|البیان و التبیین]]» او ، [[ابن معتز، عبدالله بن محمد|ابن معتز]] (247 - 296ق) و «دیوان شعر» او، [[رمانی، علی بن عیسی|رمانی]] (۲۹۶-۳۸۴ق) و «اعجاز القرآن» وی، [[جرجانی، عبدالقاهر بن عبدالرحمان|عبدالقاهر جرجانی]] (متوفی 471 یا 474) و «[[أسرار البلاغة في علم البيان|اسرار البلاغه]]» او، [[زمخشری، محمود بن عمر|زمخشری]] (476-538ق) و «[[الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل و عيون الأقاويل في وجوه التأويل|الکشاف]]» وی، [[رازی، محمد بن زکریا|محمد بن زکریای رازی]] (251-313ق) و «[[نهاية الإيجاز في دراية الإعجاز]]» او و [[سکاکی، یوسف بن ابی‌بکر|سَکّاکی]](554 یا ۵۵۵–۶۲۶ق) و «[[مفتاح العلوم]]» وی اشاره کرد که آثار ارزشمندی در این حوزه تألیف کردند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص89- 112&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم: علم کلام: علم کلام یا الهیات اسلامی، به منظور دفاع از عقاید اسلامی در برابر شبهات و مذاهب مختلف و همچنین تبیین اصول اعتقادی برخاست. علم کلام در صدر اسلام، بعد از پیامبر(ص) و دوره اموی و عباسی مورد بررسی قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث کلامی اولیه غالباً مربوط به مسائلی نظیر خلافت، امامت، قضا و قدر و صفات خداوند بود که پس از رحلت پیامبر (ص) مطرح شدند. این فصل سه مکتب اصلی کلامی، بزرگان و مدارس کلامی آنان را شرح می‌دهد: کلام امامیه (با تأکید بر امامت و عصمت امامان)، کلام معتزلی (با تأکید بر اصول پنج‌گانه: توحید، عدل، وعد و وعید، منزلة بین منزلتین، و امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر) و کلام اشعری (که توسط [[اشعری، علی بن اسماعیل|ابوالحسن اشعری]] (324-260ق) تأسیس شد)&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص113- 147&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم: علم فقه: علم فقه به استنباط احکام و قوانین اسلامی از منابع اصلی (قرآن، سنت، اجماع و عقل) می‌پردازد. تاریخ فقه امامیه به ادوار مختلفی تقسیم شده است، از جمله: دوره اول تفسیر و تبیین، دوره دوم عصر محدثان، دوره سوم عصر آغاز اجتهاد و دوره چهارم  عصر کمال و اطلاق اجتهاد (که با فعالیت شیخ مفید و سید مرتضی آغاز شد). این دوره شاهد تحولات بزرگ علمی و مرجعیت یافتن فقهای بزرگ در جوامع اسلامی بود. دوره پنجم عصر تقلید (تقلید از شیخ طوسی که حدود یک قرن ادامه یافت)؛ دوره ششم عصر نهصت مجدد مجتهدان؛ دوره هفتم، عصر پیدایش مذهب اخباریان؛ دوره هشتم، عصر جدید استنباط؛ دوره نهم، عصر حاضر (در واقع دنباله دوره قبل است).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقه اهل سنت نیز ادوار مختلفی داشته است: دوره اول، عصر صحابه؛ دوره دوم، عصر تابعین؛ دوره سوم عصر پیشوایان مذاهب؛ دوره چهارم، عصر توقف اجتهاد و گزینش مذاهب؛ دوره پنجم، عصر تقلید محض؛ دوره ششم، عصر حاضر (عدم تقید به مذهب خاص از مذاهب اربعه) علمای بزرگ این دوره‌ها نیز در هر دوره مطرح می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس دوره‌های علم اصول فقه و اختلاط آن با علم کلام در میان شیعه و اهل‌سنت بررسی می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص149- 182&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم: علم تفسیر: تفسیر، علمی است که به شرح و تبیین معانی قرآن کریم می‌پردازد و هدف آن استخراج احکام و حکمت‌ها است. ضرورت تفسیر ناشی از نیاز به درک احکام، قوانین و معارف قرآنی بود. در این فصل تمایز میان «تفسیر» (شرح ظاهری و متکی به روایات) و «تأویل» (شرح باطنی و استخراج معانی عمیق‌تر با تکیه بر عقل) مطرح شده است. معرفی اولین مفسران از صحابه و ویژگی‌های تفسیری آنان و تغییرات کمی و کیفی آن، تطورات تعلیمات تفسیری امامام معصوم(ع)، اسرائیلیات و روایات تفسیری، بررسی می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین تفسیر در عصر تابعین و مفسران معروف مکه در این دوره، طبقات مفسران شیعه (هفت طبقه)، بعضی مفسران جدید شیعه، انواع تفسیر روایی، تفسیر به رای، تفسیر ترتیبی، موضوعی، ادبی، عقلی یا اجتهادی، فقهی، کلامی،عرفانی، علمی، اجتماعی، جامع و تصویری مورد بحث واقع شده معرفی می‌گردند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص183- 224&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم: علم حدیث: این فصل به بررسی وضعیت روایت حدیث در زمان پیامبر(ص) و مکتوات حدیثی صحابه، منع آن پس ایشان و ظهور قصاصون (قصه‌گویان) و منبع قصه‌های آنان و آزادی نقل حدیث می‌پردازد. همچنین، علم حدیث و اصطلاحات مربوط به آن، تقسیم بندی حدیث و تعریف هر نوع، منابع علوم حدیث، منابع رجالی شیعه، مولفان رجالی، آغاز تدوین حدیث، مستند نویسی و آثاری همچون صحاح ستّه و جوامع حدیثی شیعه و محدثان شیعه مورد بحث قرار گرفته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص225- 244&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:کلام و عقاید]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام و علوم و عقاید جدید، تجدید حیات فکری، جنبش‌های اصلاح‌طلبانه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=812150</id>
		<title>تاریخ علوم در اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=812150"/>
		<updated>2025-12-30T05:35:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR96507J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = تاریخ علوم در اسلام&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[رضایی، رمضان]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[رفیعی، یدالله]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =BP ۲۳۲/ر۶ت۲&lt;br /&gt;
| موضوع =علوم اسلامی - تاریخ&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگى&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1392ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE96507AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 96507&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 96507&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 71098&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''تاریخ علوم در اسلام'''، اثر [[رضایی، رمضان|رمضان رضائی]] (متولد 1350ش) و [[رفیعی، یدالله|یدالله رفیعی]] (متولد 1345ش). این کتاب (جلد اول) به بررسی تاریخ پیدایش و تحولات علوم اصلی اسلامی نظیر نحو، لغت، بلاغت، کلام، فقه و تفسیر در بستر تمدن اسلامی می‌پردازد و جایگاه رفیع علم و دانش را در اسلام تبیین می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این کتاب شامل یک مقدمه، هشت فصل اصلی و یک کتابنامه است.&lt;br /&gt;
ماهیت درسی ‌بودن آن سبب شده که از طرح گسترده و مفصل مطالب پرهیز شود و مباحث به‌صورت اجمالی مطرح گردد به همین جهت برای مطالعات بیشتر و عمیق‌تر در پایان هر قسمت مهم‌ترین منابع آن معرفی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
مقدمه به بررسی جایگاه دانش و علم در جامعه عرب پیش از اسلام (دوره جاهلیت) می‌پردازد و ظهور اسلام را نقطه عطفی در تحولات فکری و فرهنگی عظیم در جزیرةالعرب و سپس در جهان اسلام معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه: صفحه ط- ک&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول: جایگاه علم در اسلام: واژه «علم» در لغت به معنای «دانش» و «دانستن» است و در اصطلاح، معنای وسیعی دارد که شامل حوزه‌هایی چون دین، تاریخ، نجوم، ریاضی و فقه می‌شود. در قرآن کریم، ماده «علم» ۵۸۲ بار تکرار شده است که نشان‌دهنده اهمیت علم در اسلام است. علوم در یک تقسیم‌بندی کلی به چهار گروه تقسیم می‌شوند: علوم‌تجربی (شامل علوم طبیعی و انسانی)، علوم عقلی (شامل منطق، ریاضیات و فلسفه)، علوم نقلی (مانند تاریخ، لغت و حدیث) و علوم شهودی (مانند علوم پیامبران و عرفا).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مرحله بعد علم در آیات و روایات مورد بررسی قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن علم را یکی از برترین ارزش‌ها شمرده است و برتری دانش به حدی است که پیامبر (ص) «طلب علم را فریضه بر هر مسلمان» دانسته است سپس علوم مطلوب و بررسی تاریخی رابطه علم و دین از دیدگاه اسلام و مسیحیت مطرح می‌شود و در پایان این فصل کاربردهای علم در قرآن به معنای خاص و عام آن با بیان آیات مربوطه روشن می‌گردد و علومی را که قرآن به طور مستقیم یا غیرمستقیم سبب پیدایش و یا رشد آنان شده توضیح داده می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص1- 18&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم: علم نحو: علم نحو از علوم اساسی در اسلام است که هدف اصلی آن حفظ زبان عربی و جلوگیری از لَحن (خطا در تلفظ و اعراب) در قرائت قرآن و احادیث بود. این امر به‌ویژه پس از گسترش فتوحات اسلامی و اختلاط اعراب با غیرعرب اهمیت یافت. نحو شناسان بر آن بودند که با وضع اصول و قواعدی، زبان عربی را از انحراف حفظ کنند تا درک صحیح معانی کلام خدا تضمین شود. اولین تلاش‌ها در زمینه تدوین نحو به دو مرکز عمده یعنی بصره و کوفه باز می‌گردد. یکی از مشهورترین متقدمان این علم، [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سیبویه]] (140-180ق) است که کتاب «الکتاب» او، نخستین اثر جامع نحوی محسوب می‌شود. در سده‌های بعد، مکتب بغداد به وجود آمد که اغلب از آراء دو مکتب بصره و کوفه بهره می‌برد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص19- 64&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم: علم لغت: علم لغت (لغت‌شناسی و واژه‌نگاری) نیز به منظور فهم بهتر کلمات و مفاهیم قرآن، حدیث و شعر عربی توسعه یافت. اولین کتاب لغت عربی، کتاب «العین» اثر [[خلیل بن احمد|خلیل بن احمد فراهیدی]] (100-175ق)، محسوب می‌شود که ترتیب الفبایی آن بر اساس مخارج حروف شکل گرفته است پس از وی «[[تهذيب اللغة|تهذیب اللغه]]» [[ازهری، محمد بن احمد|ازهری]] (282-370ق)، «[[جمهرة اللغة|جمهره اللغه]]» [[ابن درید، محمد بن حسن|ابن درید]] (223-321ق)، «[[البارع في اللغة|البارع فی اللغه]]» [[قالی، اسماعیل بن قاسم|ابوعلی قالی]] (288-356ق)، «[[المحيط في اللغة|المحیط]]» [[صاحب بن عباد، اسماعیل بن عباد|صاحب بن عباد]] (326-385ق)، «[[الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربية|صحاح]]» [[جوهری]] (340 -386 یا 393ق) ، «مجمل اللغة» و «[[معجم مقاييس اللغة|مقاییس اللغه]]» [[ابن فارس، احمد بن فارس|ابن فارس]] (329-395ق)، که بیشتر از سرزمین ایران هستند قرار دارند پس از آن به معنای «معجم لغوی» و وجه تسمیه پرداخته و عوامل موثر در لغت‌نویس عربی را باز می‌شمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان فصل به ارتباط زبان عربی با مطالعات و تحقیقات دینی و اتحاد منشا آن دو اشاره و پنج مکتب (مکتب خلیل، ابو عبید بن سلام (15-224ق)، جوهری، برمکی و ابن درید) و پیروان آنها را در شیوه‌های مکتب‌های فرهنگ نویسی عربی معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص65- 88&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم: علم بلاغت: علم بلاغت که شامل معانی، بیان و بدیع است، یکی از پدیده‌های فرهنگ ادبی-اسلامی و یکی از والاترین رشته‌های اندیشه‌های مسلمانان، در مباحث لفظی و معنوی است که در واقع برای شناخت اعجاز قرآن ضروری بود. توسعه این علم به دلیل نیاز مسلمانان به درک رموز اعجاز قرآن و تشخیص فصاحت کلام و همچنین جهت حفظ زبان عربی از انحطاط رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلاغت در دوره جاهلی و بعد از اسلام مورد بررسی قرار گرفته و به بزرگان این علم و تالیفات آنها اشاره‌ای می‌شود.  از بزرگان این علم می‌توان به [[جاحظ]] (۱۵۰ یا ۱۶۰-۲۵۵ یا ۲۵۶ق)،  و «[[البيان و التبيين|البیان و التبیین]]» او ، [[ابن معتز، عبدالله بن محمد|ابن معتز]] (247 - 296ق) و «دیوان شعر» او، [[رمانی، علی بن عیسی|رمانی]] (۲۹۶-۳۸۴ق) و «اعجاز القرآن» وی، [[جرجانی، عبدالقاهر بن عبدالرحمان|عبدالقاهر جرجانی]] (متوفی 471 یا 474) و «[[أسرار البلاغة في علم البيان|اسرار البلاغه]]» او، [[زمخشری، محمود بن عمر|زمخشری]] (476-538ق) و «[[الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل و عيون الأقاويل في وجوه التأويل|الکشاف]]» وی، [[رازی، محمد بن زکریا|محمد بن زکریای رازی]] (251-313ق) و «[[نهاية الإيجاز في دراية الإعجاز]]» او و [[سکاکی، یوسف بن ابی‌بکر|سَکّاکی]](554 یا ۵۵۵–۶۲۶ق) و «[[مفتاح العلوم]]» وی اشاره کرد که آثار ارزشمندی در این حوزه تألیف کردند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص89- 112&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم: علم کلام: علم کلام یا الهیات اسلامی، به منظور دفاع از عقاید اسلامی در برابر شبهات و مذاهب مختلف و همچنین تبیین اصول اعتقادی برخاست. علم کلام در صدر اسلام، بعد از پیامبر(ص) و دوره اموی و عباسی مورد بررسی قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث کلامی اولیه غالباً مربوط به مسائلی نظیر خلافت، امامت، قضا و قدر و صفات خداوند بود که پس از رحلت پیامبر (ص) مطرح شدند. این فصل سه مکتب اصلی کلامی، بزرگان و مدارس کلامی آنان را شرح می‌دهد: کلام امامیه (با تأکید بر امامت و عصمت امامان)، کلام معتزلی (با تأکید بر اصول پنج‌گانه: توحید، عدل، وعد و وعید، منزلة بین منزلتین، و امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر) و کلام اشعری (که توسط [[اشعری، علی بن اسماعیل|ابوالحسن اشعری]] (324-260ق) تأسیس شد)&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص113- 147&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم: علم فقه: علم فقه به استنباط احکام و قوانین اسلامی از منابع اصلی (قرآن، سنت، اجماع و عقل) می‌پردازد. تاریخ فقه امامیه به ادوار مختلفی تقسیم شده است، از جمله: دوره اول تفسیر و تبیین، دوره دوم عصر محدثان، دوره سوم عصر آغاز اجتهاد و دوره چهارم  عصر کمال و اطلاق اجتهاد (که با فعالیت شیخ مفید و سید مرتضی آغاز شد). این دوره شاهد تحولات بزرگ علمی و مرجعیت یافتن فقهای بزرگ در جوامع اسلامی بود. دوره پنجم عصر تقلید (تقلید از شیخ طوسی که حدود یک قرن ادامه یافت)؛ دوره ششم عصر نهصت مجدد مجتهدان؛ دوره هفتم، عصر پیدایش مذهب اخباریان؛ دوره هشتم، عصر جدید استنباط؛ دوره نهم، عصر حاضر (در واقع دنباله دوره قبل است).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقه اهل سنت نیز ادوار مختلفی داشته است: دوره اول، عصر صحابه؛ دوره دوم، عصر تابعین؛ دوره سوم عصر پیشوایان مذاهب؛ دوره چهارم، عصر توقف اجتهاد و گزینش مذاهب؛ دوره پنجم، عصر تقلید محض؛ دوره ششم، عصر حاضر (عدم تقید به مذهب خاص از مذاهب اربعه) علمای بزرگ این دوره‌ها نیز در هر دوره مطرح می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس دوره‌های علم اصول فقه و اختلاط آن با علم کلام در میان شیعه و اهل‌سنت بررسی می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص149- 182&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم: علم تفسیر: تفسیر، علمی است که به شرح و تبیین معانی قرآن کریم می‌پردازد و هدف آن استخراج احکام و حکمت‌ها است. ضرورت تفسیر ناشی از نیاز به درک احکام، قوانین و معارف قرآنی بود. در این فصل تمایز میان «تفسیر» (شرح ظاهری و متکی به روایات) و «تأویل» (شرح باطنی و استخراج معانی عمیق‌تر با تکیه بر عقل) مطرح شده است. معرفی اولین مفسران از صحابه و ویژگی‌های تفسیری آنان و تغییرات کمی و کیفی آن، تطورات تعلیمات تفسیری امامام معصوم(ع)، اسرائیلیات و روایات تفسیری، بررسی می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین تفسیر در عصر تابعین و مفسران معروف مکه در این دوره، طبقات مفسران شیعه (هفت طبقه)، بعضی مفسران جدید شیعه، انواع تفسیر روایی، تفسیر به رای، تفسیر ترتیبی، موضوعی، ادبی، عقلی یا اجتهادی، فقهی، کلامی،عرفانی، علمی، اجتماعی، جامع و تصویری مورد بحث واقع شده معرفی می‌گردند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص183- 224&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم: علم حدیث: این فصل به بررسی وضعیت روایت حدیث در زمان پیامبر(ص) و مکتوات حدیثی صحابه، منع آن پس ایشان و ظهور قصاصون (قصه‌گویان) و منبع قصه‌های آنان و آزادی نقل حدیث می‌پردازد. همچنین، علم حدیث و اصطلاحات مربوط به آن، تقسیم بندی حدیث و تعریف هر نوع، منابع علوم حدیث، منابع رجالی شیعه، مولفان رجالی، آغاز تدوین حدیث، مستند نویسی و آثاری همچون صحاح ستّه و جوامع حدیثی شیعه و محدثان شیعه مورد بحث قرار گرفته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص225- 244&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:کلام و عقاید]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام و علوم و عقاید جدید، تجدید حیات فکری، جنبش‌های اصلاح‌طلبانه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=812149</id>
		<title>تاریخ علوم در اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=812149"/>
		<updated>2025-12-30T05:33:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR96507J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = تاریخ علوم در اسلام&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[رضایی، رمضان]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[رفیعی، یدالله]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =BP ۲۳۲/ر۶ت۲&lt;br /&gt;
| موضوع =علوم اسلامی - تاریخ&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگى&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1392ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE96507AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 96507&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 96507&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 71098&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''تاریخ علوم در اسلام'''، اثر [[رضایی، رمضان|رمضان رضائی]] (متولد 1350ش) و [[رفیعی، یدالله|یدالله رفیعی]] (متولد 1345ش). این کتاب (جلد اول) به بررسی تاریخ پیدایش و تحولات علوم اصلی اسلامی نظیر نحو، لغت، بلاغت، کلام، فقه و تفسیر در بستر تمدن اسلامی می‌پردازد و جایگاه رفیع علم و دانش را در اسلام تبیین می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این کتاب شامل یک مقدمه، هشت فصل اصلی و یک کتابنامه است.&lt;br /&gt;
ماهیت درسی ‌بودن آن سبب شده که از طرح گسترده و مفصل مطالب پرهیز شود و مباحث به‌صورت اجمالی مطرح گردد به همین جهت برای مطالعات بیشتر و عمیق‌تر در پایان هر قسمت مهم‌ترین منابع آن معرفی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
مقدمه به بررسی جایگاه دانش و علم در جامعه عرب پیش از اسلام (دوره جاهلیت) می‌پردازد و ظهور اسلام را نقطه عطفی در تحولات فکری و فرهنگی عظیم در جزیرةالعرب و سپس در جهان اسلام معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه: صفحه ط- ک&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول: جایگاه علم در اسلام: واژه «علم» در لغت به معنای «دانش» و «دانستن» است و در اصطلاح، معنای وسیعی دارد که شامل حوزه‌هایی چون دین، تاریخ، نجوم، ریاضی و فقه می‌شود. در قرآن کریم، ماده «علم» ۵۸۲ بار تکرار شده است که نشان‌دهنده اهمیت علم در اسلام است. علوم در یک تقسیم‌بندی کلی به چهار گروه تقسیم می‌شوند: علوم‌تجربی (شامل علوم طبیعی و انسانی)، علوم عقلی (شامل منطق، ریاضیات و فلسفه)، علوم نقلی (مانند تاریخ، لغت و حدیث) و علوم شهودی (مانند علوم پیامبران و عرفا).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مرحله بعد علم در آیات و روایات مورد بررسی قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن علم را یکی از برترین ارزش‌ها شمرده است و برتری دانش به حدی است که پیامبر (ص) «طلب علم را فریضه بر هر مسلمان» دانسته است سپس علوم مطلوب و بررسی تاریخی رابطه علم و دین از دیدگاه اسلام و مسیحیت مطرح می‌شود و در پایان این فصل کاربردهای علم در قرآن به معنای خاص و عام آن با بیان آیات مربوطه روشن می‌گردد و علومی را که قرآن به طور مستقیم یا غیرمستقیم سبب پیدایش و یا رشد آنان شده توضیح داده می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص1- 18&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم: علم نحو: علم نحو از علوم اساسی در اسلام است که هدف اصلی آن حفظ زبان عربی و جلوگیری از لَحن (خطا در تلفظ و اعراب) در قرائت قرآن و احادیث بود. این امر به‌ویژه پس از گسترش فتوحات اسلامی و اختلاط اعراب با غیرعرب اهمیت یافت. نحو شناسان بر آن بودند که با وضع اصول و قواعدی، زبان عربی را از انحراف حفظ کنند تا درک صحیح معانی کلام خدا تضمین شود. اولین تلاش‌ها در زمینه تدوین نحو به دو مرکز عمده یعنی بصره و کوفه باز می‌گردد. یکی از مشهورترین متقدمان این علم، [[سیبویه، عمرو بن عثمان|سیبویه]] (140-180ق) است که کتاب «الکتاب» او، نخستین اثر جامع نحوی محسوب می‌شود. در سده‌های بعد، مکتب بغداد به وجود آمد که اغلب از آراء دو مکتب بصره و کوفه بهره می‌برد&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص19- 64&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم: علم لغت: علم لغت (لغت‌شناسی و واژه‌نگاری) نیز به منظور فهم بهتر کلمات و مفاهیم قرآن، حدیث و شعر عربی توسعه یافت. اولین کتاب لغت عربی، کتاب «العین» اثر [[خلیل بن احمد|خلیل بن احمد فراهیدی]] (100-175ق)، محسوب می‌شود که ترتیب الفبایی آن بر اساس مخارج حروف شکل گرفته است پس از وی «[[تهذيب اللغة|تهذیب اللغه]]» [[ازهری، محمد بن احمد|ازهری]] (282-370ق)، «[[جمهرة اللغة|جمهره اللغه]]» [[ابن درید، محمد بن حسن|ابن درید]] (223-321ق)، «[[البارع في اللغة|البارع فی اللغه]]» [[قالی، اسماعیل بن قاسم|ابوعلی قالی]] (288-356ق)، «[[المحيط في اللغة|المحیط]]» [[صاحب بن عباد، اسماعیل بن عباد|صاحب بن عباد]] (326-385ق)، «[[الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربية|صحاح]]» [[جوهری]] (340 -386 یا 393ق) ، «المجمل» و «[[معجم مقاييس اللغة|مقاییس اللغه]]» [[ابن فارس، احمد بن فارس|ابن فارس]] (329-395ق)، که بیشتر از سرزمین ایران هستند قرار دارند پس از آن به معنای «معجم لغوی» و وجه تسمیه پرداخته و عوامل موثر در لغت‌نویس عربی را باز می‌شمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان فصل به ارتباط زبان عربی با مطالعات و تحقیقات دینی و اتحاد منشا آن دو اشاره و پنج مکتب (مکتب خلیل، ابو عبید بن سلام (15-224ق)، جوهری، برمکی و ابن درید) و پیروان آنها را در شیوه‌های مکتب‌های فرهنگ نویسی عربی معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص65- 88&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم: علم بلاغت: علم بلاغت که شامل معانی، بیان و بدیع است، یکی از پدیده‌های فرهنگ ادبی-اسلامی و یکی از والاترین رشته‌های اندیشه‌های مسلمانان، در مباحث لفظی و معنوی است که در واقع برای شناخت اعجاز قرآن ضروری بود. توسعه این علم به دلیل نیاز مسلمانان به درک رموز اعجاز قرآن و تشخیص فصاحت کلام و همچنین جهت حفظ زبان عربی از انحطاط رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلاغت در دوره جاهلی و بعد از اسلام مورد بررسی قرار گرفته و به بزرگان این علم و تالیفات آنها اشاره‌ای می‌شود.  از بزرگان این علم می‌توان به [[جاحظ]] (۱۵۰ یا ۱۶۰-۲۵۵ یا ۲۵۶ق)،  و «[[البيان و التبيين|البیان و التبیین]]» او ، [[ابن معتز، عبدالله بن محمد|ابن معتز]] (247 - 296ق) و «دیوان شعر» او، [[رمانی، علی بن عیسی|رمانی]] (۲۹۶-۳۸۴ق) و «اعجاز القرآن» وی، [[جرجانی، عبدالقاهر بن عبدالرحمان|عبدالقاهر جرجانی]] (متوفی 471 یا 474) و «[[أسرار البلاغة في علم البيان|اسرار البلاغه]]» او، [[زمخشری، محمود بن عمر|زمخشری]] (476-538ق) و «[[الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل و عيون الأقاويل في وجوه التأويل|الکشاف]]» وی، [[رازی، محمد بن زکریا|محمد بن زکریای رازی]] (251-313ق) و «[[نهاية الإيجاز في دراية الإعجاز]]» او و [[سکاکی، یوسف بن ابی‌بکر|سَکّاکی]](554 یا ۵۵۵–۶۲۶ق) و «[[مفتاح العلوم]]» وی اشاره کرد که آثار ارزشمندی در این حوزه تألیف کردند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص89- 112&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم: علم کلام: علم کلام یا الهیات اسلامی، به منظور دفاع از عقاید اسلامی در برابر شبهات و مذاهب مختلف و همچنین تبیین اصول اعتقادی برخاست. علم کلام در صدر اسلام، بعد از پیامبر(ص) و دوره اموی و عباسی مورد بررسی قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث کلامی اولیه غالباً مربوط به مسائلی نظیر خلافت، امامت، قضا و قدر و صفات خداوند بود که پس از رحلت پیامبر (ص) مطرح شدند. این فصل سه مکتب اصلی کلامی، بزرگان و مدارس کلامی آنان را شرح می‌دهد: کلام امامیه (با تأکید بر امامت و عصمت امامان)، کلام معتزلی (با تأکید بر اصول پنج‌گانه: توحید، عدل، وعد و وعید، منزلة بین منزلتین، و امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر) و کلام اشعری (که توسط [[اشعری، علی بن اسماعیل|ابوالحسن اشعری]] (324-260ق) تأسیس شد)&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص113- 147&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم: علم فقه: علم فقه به استنباط احکام و قوانین اسلامی از منابع اصلی (قرآن، سنت، اجماع و عقل) می‌پردازد. تاریخ فقه امامیه به ادوار مختلفی تقسیم شده است، از جمله: دوره اول تفسیر و تبیین، دوره دوم عصر محدثان، دوره سوم عصر آغاز اجتهاد و دوره چهارم  عصر کمال و اطلاق اجتهاد (که با فعالیت شیخ مفید و سید مرتضی آغاز شد). این دوره شاهد تحولات بزرگ علمی و مرجعیت یافتن فقهای بزرگ در جوامع اسلامی بود. دوره پنجم عصر تقلید (تقلید از شیخ طوسی که حدود یک قرن ادامه یافت)؛ دوره ششم عصر نهصت مجدد مجتهدان؛ دوره هفتم، عصر پیدایش مذهب اخباریان؛ دوره هشتم، عصر جدید استنباط؛ دوره نهم، عصر حاضر (در واقع دنباله دوره قبل است).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقه اهل سنت نیز ادوار مختلفی داشته است: دوره اول، عصر صحابه؛ دوره دوم، عصر تابعین؛ دوره سوم عصر پیشوایان مذاهب؛ دوره چهارم، عصر توقف اجتهاد و گزینش مذاهب؛ دوره پنجم، عصر تقلید محض؛ دوره ششم، عصر حاضر (عدم تقید به مذهب خاص از مذاهب اربعه) علمای بزرگ این دوره‌ها نیز در هر دوره مطرح می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس دوره‌های علم اصول فقه و اختلاط آن با علم کلام در میان شیعه و اهل‌سنت بررسی می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص149- 182&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم: علم تفسیر: تفسیر، علمی است که به شرح و تبیین معانی قرآن کریم می‌پردازد و هدف آن استخراج احکام و حکمت‌ها است. ضرورت تفسیر ناشی از نیاز به درک احکام، قوانین و معارف قرآنی بود. در این فصل تمایز میان «تفسیر» (شرح ظاهری و متکی به روایات) و «تأویل» (شرح باطنی و استخراج معانی عمیق‌تر با تکیه بر عقل) مطرح شده است. معرفی اولین مفسران از صحابه و ویژگی‌های تفسیری آنان و تغییرات کمی و کیفی آن، تطورات تعلیمات تفسیری امامام معصوم(ع)، اسرائیلیات و روایات تفسیری، بررسی می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین تفسیر در عصر تابعین و مفسران معروف مکه در این دوره، طبقات مفسران شیعه (هفت طبقه)، بعضی مفسران جدید شیعه، انواع تفسیر روایی، تفسیر به رای، تفسیر ترتیبی، موضوعی، ادبی، عقلی یا اجتهادی، فقهی، کلامی،عرفانی، علمی، اجتماعی، جامع و تصویری مورد بحث واقع شده معرفی می‌گردند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص183- 224&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم: علم حدیث: این فصل به بررسی وضعیت روایت حدیث در زمان پیامبر(ص) و مکتوات حدیثی صحابه، منع آن پس ایشان و ظهور قصاصون (قصه‌گویان) و منبع قصه‌های آنان و آزادی نقل حدیث می‌پردازد. همچنین، علم حدیث و اصطلاحات مربوط به آن، تقسیم بندی حدیث و تعریف هر نوع، منابع علوم حدیث، منابع رجالی شیعه، مولفان رجالی، آغاز تدوین حدیث، مستند نویسی و آثاری همچون صحاح ستّه و جوامع حدیثی شیعه و محدثان شیعه مورد بحث قرار گرفته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;همان: ص225- 244&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:کلام و عقاید]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام و علوم و عقاید جدید، تجدید حیات فکری، جنبش‌های اصلاح‌طلبانه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%88&amp;diff=812148</id>
		<title>نادره ایام حکیم عمر خیام و رباعیات او</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%88&amp;diff=812148"/>
		<updated>2025-12-30T05:23:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR103719J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = نادره ایام حکیم عمر خیام و رباعیات او&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[ی‍گ‍ان‍ی‌، اس‍م‍اع‍ی‍ل‌]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =PIR ۴۶۳۵/ی۸،ن۲     &lt;br /&gt;
| موضوع =شعر فارسی - قرن 5ق. - رباعی - قرن 5ق. - شعر فارسی - قرن 5ق. - تاریخ و نقد - خیام، عمر بن ابراهیم، 432 - 517؟ق. - نقد و تفسیر - خیام، عمر بن ابراهیم، 432 - 517؟ق. رباعیات - نقد و تفسیر&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = انجمن آثار ملی&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1342ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE103719AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 0&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 103719&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 103719&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 75437&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''نادره ایام حکیم عمر خیام و رباعیات او'''، اثر [[ی‍گ‍ان‍ی‌، اس‍م‍اع‍ی‍ل‌|اسماعیل یکانی]] (۱۲۶۶–۱۳۵۳ش)، در بررسی جامع زندگی، شخصیت علمی و فلسفی [[خیام، عمر بن ابراهیم|حکیم عمر خیام نیشابوری]] (متولد ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ - درگذشتهٔ 515-526ق) که ضمن ارائه تحلیل‌هایی در باب رباعیات او، نظرات و مستندات تاریخی برگرفته از منابع فارسی، عربی و ترکی را در مورد وی و آثارش گردآوری کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این مجموعه شامل بخش‌های مجزایی تحت عنوان‌های دیباچه، خیام در آثار خویش، [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و مآخذ فارسی، [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و مآخذ عربی، خیام در زبان ترکی، ترجمه‌های رباعیات [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و فصولی در مورد دیدگاه‌های فلسفی و اعتقادی خیام از جمله خیام و تناسخ، خیام و جبر و اختیار، خیام و تصوف، خیام و اسماعیلیان و... است که هر بخش به ارائه مطالب تحلیلی و تاریخی خاصی اختصاص دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
بخش آغازین (دیباچه) به معرفی مقام و منزلت علمی و فلسفی [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]]، تسلط او بر علوم مختلف و اشاراتی به شهرت دیرینه و پایدار وی در ایران و جهان می‌پردازد. این بخش اختلافات نظر در مورد شخصیت خیام، از جمله اتهامات زندیق، ملحد، دهری و همچنین انتساب وی به تصوف را مطرح می‌کند و تأکید دارد که بسیاری از رباعیات جمع‌آوری شده توسط دیگران، توسط دوستداران [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] برای دفاع از او فراهم آمده است. همچنین اشاره می‌کند که رباعیات، دایرةالمعارف شعر زندگی فکری ایرانیان به شمار می‌رود&amp;lt;ref&amp;gt;دیباچه، ص1- 4&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش خیام در آثار خویش، به بیان این موضوع پرداخته شده است که شهرت اصلی خیام به دلیل رباعیات است، هرچند که تنها دوازده رباعی به طور قطعی به او منسوب است: در این قسمت از مجموعه مقالات، به چهار نفر از مشاهیر دانشمندان که استاد خیام، معرفی شده‌اند، از جمله [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا]]، امام [[موفق نیشابوری]]، [[ابوالحسن انباری حکیم]]، [[اشعری، علی بن اسماعیل|ابوالحسن اشعری]] (که از لحاظ فاصله زمانی اشعری با [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] این مورد بعید به نظر می‌رسد.)، اشاره می‌شود. همچنین، به نقل از [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شیخ‌الرئیس]]، در پاسخ به نامهٔ خواجه‌امام [[ابو النصر محمد بن عبدالرحیم نَسَوی]]، به بحث‌ در موضوع حکمت خداوند در آفرینش جهان و تکلیف مردم به عبادات در «رساله‌ی کون و تکلیف» [[خیام]] اشاره می‌شود. نویسنده، درخواست [[نسوی]] را دلیلی بر رد نسبت‌هایی به [[خیام]] مانند مادی، دهری، طبیعی، ملحد و منکر بودن می‌داند. پس از آن به ترجمه یکی از خطبه‌های [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شیخ‌الرئیس]] از عربی به فارسی اشاره و قسمت اول خطبه عربی و ترجمه آن را نقل می‌کند. همچنین ترجمه فارسی مقدمه [[خیام]] در رساله «جبر و مقابله» را در شکایت از گردش روزگار یادآور می‌شود. «رساله فی الوجود»، «رساله در علم کلیات» و «روضه القلوب» تالیفات دیگر [[خیام]] است که نویسنده برای رد آن تهمت‌ها به کنکاش آنها می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص5- 17&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش [[خیام]] و مآخذ فارسی، با ارجاع به منابعی چون «شاهنامه فردوسی» و رساله‌های دیگر، به بررسی جایگاه خیام در ادبیات فارسی می‌پردازد. از جمله منابع مهم، نامه‌ای از شاعر مشهور [[سنایی، مجدود بن آدم|سنایی]] است که به عظمت خیام اشاره دارد که نویسنده آن را آورده است. همچنین، نظامی [[عروضی سمرقندی]] که معاصر خیام بوده و در مجلس انس با وی معاشرت نموده و برای او حق استادی قائل بوده است در سه حکایت [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] را از بزرگان علم نجوم شمرده است که هر سه حکایت در این بخش آمده است. و نیز شاعر شهیر قرن ششم هجری [[افضل‌الدین ابراهیم بن علی خاقانی شیروانی]] ضمن قصیده‌ای نامی از [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] برده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت مشهور سه دوست دوران کودکی ([[نظام‌الملک]]، [[حسن صباح]] و عمر [[خیام]]) را نقل می‌کند که حکیم عمر [[خیام]] با [[نظام‌الملک، حسن بن علی|نظام‌الملک]] عهد دوستی بسته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده از برخی دیگر مانند: [[رشیدالدین فضل‌الله]]، [[مستوفی، حمدالله|حمدالله مستوفی قزوینی]]، [[خسرو ابرقوهی]] و [[یار احمد رشیدی تبریزی]] درباره [[خیام]]، مطالب یا رباعیاتی نقل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی نوشته [[براون، ادوارد گرانویل|ادوارد براون]] را کامل‌ترین شرح‌حال درباره [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] می‌داند و کلام [[قزوینی، محمد|محمد بن عبدالوهاب قزوینی]] را درباره ذکر [[خیام]] در کتب تاریخ و رفاقت وی با [[حسن صباح]] و [[نظام‌الملک]]، قول [[ابن اثیر]] در «الکامل فی التاریخ»، مکاتبه خیام با [[ابوسعید فضل‌الله بن ابی الخیر]] و موثق‌تر بودن سال 509ق را در وفات [[خیام]]، بیان می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص18- 55&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و مآخذ عربی، مستندات از منابع عربی بررسی می‌شود. گفتار [[زمخشری، محمود بن عمر|زمخشری]] در کتاب «الزاجر»، [[خازنی]] در کتاب «میزان‌الحکمه»، [[بیهقی، علی بن زید|بیهقی]] در [[تتمه صوان الحکمه]] و [[عمادالدین کاتب، محمد بن محمد|عمادالدین کاتب]] در «[[خريدة القصر و جريدة العصر|خریدة القصر]]»، [[شهرزوری، محمد بن محمود|شهروزی]] در «[[نزهة الارواح و روضة الافراح (تاریخ الحکماء)|نزهة الارواح]]»، [[ابن اثیر، علی بن محمد|ابن اثیر]] در «[[الكامل في التاريخ|الکامل فی التاریخ]]»، [[قفطی، علی بن یوسف|قفطی]]، در «[[تاریخ الحکماء قفطی|تاریخ الحکما]]»، از جمله نویسندگان عرب‌زبانی هستند که از [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] به‌عنوان حکیمی برجسته یاد می‌کنند که در علوم ریاضی، حکمت و فلسفه سرآمد بود و پایان‌بخش این قسمت، نقل بیان قسم دوم «المنجد» در ماده [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص56- 85&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش [[خیام]] در زبان ترکی، اشاره می‌کند که نفوذ ادبی خیام به زبان ترکی نیز کشیده شده و ترجمه رباعیات او در این زبان رواج داشته است. منابع ترکی نیز بر شهرت [[خیام]] به‌عنوان حکیم، شاعر، و عالم علوم و فنون تأکید می‌کنند. از شعرای مشهور ترک، نفعی که در قصبه حسن قلعه از توابع ارضروم متولد شده است، ظاهرا اولین کسی است که به زبان ترکی از خیام نامبرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم [[معلم فیضی]] در اوائل قرن چهاردهم هجری، رساله‌ی مختصری به زبان ترکی درباه [[خیام]] نوشته و در آن نزدیک به سی قطعه از رباعیات وی را درج کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شمس‌الدین سامی ‌بیک]] در کتاب «قاموس الاعلام» و [[عبدالله جودت بیک]] و برخی ادبای معاصر ترکیه نیز مطالبی درباره [[خیام]] نوشته یا ترجمه کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص86- 97&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
در بخش آرا و عقاید برخی از دانشمندان مغرب‌زمین درباره خیام، به نظریات دانشمندانی همچون [[بارتلمی دربلو]]، [[ارنست رنان]]، [[فرنان هانری]] و [[ادوارد برون]] پیرامون خیام و بزرگداشت مقام و منزلت وی، اشاره شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص98- 110&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش ترجمه‌های رباعیات [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]]، تمرکز بر روی رواج رباعیات خیام در غرب و ترجمه‌های مشهور است. ترجمه [[ادوارد فیتزجرالد]] به زبان انگلیسی که برای اولین‌بار در سال ۱۸۵۹ میلادی منتشر شد، مهم‌ترین عامل شهرت جهانی [[خیام]] معرفی شده است. همچنین، به ترجمه‌های فرانسوی (توسط مسیو [[نیکلا]] و [[گارسن دو تاسی]])، آلمانی، ایتالیایی و دیگر زبان‌ها که در قرون نوزدهم و بیستم منتشر شدند اشاره کرده و مورد بررسی قرار می‌دهد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص111- 133&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و تصوف، احتمال تأویلات صوفیانه بر رباعیات خیام را بررسی می‌کند. برخی مفسران، مضامینی چون می و خرابات را استعاره‌ای از عشق الهی و تجربه عرفانی دانسته‌اند. اما در مقابل، دیدگاه‌هایی نیز مطرح است که [[خیام]] را صوفی نمی‌دانند و معتقدند که لحن اشعار او، به دلیل سادگی و وضوح در بیان مفاهیم مادی و دنیوی، با تصوف سازگاری ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص169- 177&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بحث [[خیام]] و جبر و اختیار، منابع به اختلاف عقاید در مورد گرایش‌های فلسفی [[خیام]] می‌پردازند؛ از یک سو، اشعار او به سمت جبر و نفی ارادهٔ آزاد میل دارد که باعث شده برخی او را ملحد، دهری یا طبیعی مذهب بدانند؛ از سوی دیگر، عده‌ای معتقدند این اشارات صرفاً بیان هنری و کنایی مفاهیم عمیق فلسفی یا مقابله با تعصب مذهبی اهل‌‌زمانه است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص184- 193&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهرت [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و علل آن، خیام و شراب، خیام و شعر، خیام و تناسخ، [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و اسماعیلیان، نسبت‌های دیگری که به خیام داده شده، افسانه‌هایی راجع به خیام، خیام و فلسفه و تطور افکار او و در نهایت، آثار و آرامگاه خیام و اختلاط رباعیات خیام و طرق تنقیح آنها، از دیگر موضوعات و مضامین مطرح شده در کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان می‌توان خاطرنشان نمود که همانند یک پژوهش جامع، این کتاب تلاش می‌کند تا با گردآوری اسناد و تحلیل‌های متنوع، ابعاد گوناگون زندگی و اندیشه حکیم عمر خیام را روشن سازد. این مجموعه تأکید می‌کند که سبک رباعیات [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] در زبان فارسی، به‌استثنای چند قطعه عربی، معمولاً ساده، موزون و متناسب با طبع سلیم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان‌شناسی، زبان و ادبیات]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات شرقی (آسیایی)]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%88&amp;diff=812147</id>
		<title>نادره ایام حکیم عمر خیام و رباعیات او</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%88&amp;diff=812147"/>
		<updated>2025-12-30T05:08:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR103719J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = نادره ایام حکیم عمر خیام و رباعیات او&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[ی‍گ‍ان‍ی‌، اس‍م‍اع‍ی‍ل‌]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =PIR ۴۶۳۵/ی۸،ن۲     &lt;br /&gt;
| موضوع =شعر فارسی - قرن 5ق. - رباعی - قرن 5ق. - شعر فارسی - قرن 5ق. - تاریخ و نقد - خیام، عمر بن ابراهیم، 432 - 517؟ق. - نقد و تفسیر - خیام، عمر بن ابراهیم، 432 - 517؟ق. رباعیات - نقد و تفسیر&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = انجمن آثار ملی&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1342ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE103719AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 0&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 103719&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 103719&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 75437&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''نادره ایام حکیم عمر خیام و رباعیات او'''، اثر [[ی‍گ‍ان‍ی‌، اس‍م‍اع‍ی‍ل‌|اسماعیل یکانی]] (۱۲۶۶–۱۳۵۳ش)، در بررسی جامع زندگی، شخصیت علمی و فلسفی [[خیام، عمر بن ابراهیم|حکیم عمر خیام نیشابوری]] (متولد ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ - درگذشتهٔ 515-526ق) که ضمن ارائه تحلیل‌هایی در باب رباعیات او، نظرات و مستندات تاریخی برگرفته از منابع فارسی، عربی و ترکی را در مورد وی و آثارش گردآوری کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این مجموعه شامل بخش‌های مجزایی تحت عنوان‌های دیباچه، خیام در آثار خویش، [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و مآخذ فارسی، [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و مآخذ عربی، خیام در زبان ترکی، ترجمه‌های رباعیات [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و فصولی در مورد دیدگاه‌های فلسفی و اعتقادی خیام از جمله خیام و تناسخ، خیام و جبر و اختیار، خیام و تصوف، خیام و اسماعیلیان و... است که هر بخش به ارائه مطالب تحلیلی و تاریخی خاصی اختصاص دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
بخش آغازین (دیباچه) به معرفی مقام و منزلت علمی و فلسفی [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]]، تسلط او بر علوم مختلف و اشاراتی به شهرت دیرینه و پایدار وی در ایران و جهان می‌پردازد. این بخش اختلافات نظر در مورد شخصیت خیام، از جمله اتهامات زندیق، ملحد، دهری و همچنین انتساب وی به تصوف را مطرح می‌کند و تأکید دارد که بسیاری از رباعیات جمع‌آوری شده توسط دیگران، توسط دوستداران [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] برای دفاع از او فراهم آمده است. همچنین اشاره می‌کند که رباعیات، دایرةالمعارف شعر زندگی فکری ایرانیان به شمار می‌رود&amp;lt;ref&amp;gt;دیباچه، ص1- 4&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش خیام در آثار خویش، به بیان این موضوع پرداخته شده است که شهرت اصلی خیام به دلیل رباعیات است، هرچند که تنها دوازده رباعی به طور قطعی به او منسوب است: در این قسمت از مجموعه مقالات، چهار نفر از مشاهیر دانشمندان که ذیل استاد خیام، معرفی شده‌اند، از جمله [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا]]، امام [[موفق نیشابوری]]، [[ابوالحسن انباری حکیم]]، [[اشعری، علی بن اسماعیل|ابوالحسن اشعری]] (که از لحاظ فاصله زمانی اشعری با [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] این مورد بعید به نظر می‌رسد.)، اشاره می‌شود. همچنین، به نقل از [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شیخ‌الرئیس]]، در پاسخ به نامهٔ خواجه‌امام ابو النصر محمد بن عبدالرحیم نَسَوی، به بحث‌ در موضوع حکمت خداوند در آفرینش جهان و تکلیف مردم به عبادات در «رساله‌ی کون و تکلیف» خیام اشاره می‌شود. نویسنده، درخواست نسوی را دلیلی بر رد نسبت‌هایی به خیام مانند مادی، دهری، طبیعی، ملحد و منکر بودن می‌داند. پس از آن به ترجمه یکی از خطبه‌های ابوعلی سینا از عربی به فارسی اشاره و قسمت اول خطبه عربی و ترجمه آن را نقل می‌کند. همچنین ترجمه فارسی مقدمه خیام در رساله «جبر و مقابله» را در شکایت از گردش روزگار یادآور می‌شود. «رساله فی الوجود»، «رساله در علم کلیات» و «روضه القلوب» تالیفات دیگر خیام است که نویسنده برای رد آن تهمت‌ها به کنکاش آنها می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص5- 17&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش خیام و مآخذ فارسی، با ارجاع به منابعی چون شاهنامه فردوسی و رساله‌های دیگر، به بررسی جایگاه خیام در ادبیات فارسی می‌پردازد. از جمله منابع مهم، نامه‌ای از شاعر مشهور [[سنایی، مجدود بن آدم|سنایی]] است که به عظمت خیام اشاره دارد که نویسنده آن را آورده است. همچنین، نظامی عروضی سمرقندی که معاصر خیام بوده و در مجلس انس با وی معاشرت نموده و برای او حق استادی قائل بوده است در سه حکایت [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] را از بزرگان علم نجوم شمرده است که هر سه حکایت در این بخش آمده است. و نیز شاعر شهیر قرن ششم هجری افضل‌الدین ابراهیم بن علی خاقانی شیروانی ضمن قصیده‌ای نامی از [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] برده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت مشهور سه دوست دوران کودکی (نظام‌الملک، حسن صباح و عمر خیام) را نقل می‌کند که حکیم عمر خیام با [[نظام‌الملک، حسن بن علی|نظام‌الملک]] عهد دوستی بسته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده از برخی دیگر مانند: رشیدالدین فضل‌الله، [[مستوفی، حمدالله|حمدالله مستوفی قزوینی]]، [[خسرو ابرقوهی]] و یار احمد رشیدی تبریزی درباره خیام، مطالب یا رباعیاتی نقل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی نوشته [[براون، ادوارد گرانویل|ادوارد براون]] را کامل‌ترین شرح‌حال درباره [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] می‌داند و کلام [[قزوینی، محمد|محمد بن عبدالوهاب قزوینی]] را درباره ذکر خیام در کتب تاریخ و رفاقت وی با حسن صباح و نظام‌الملک، قول ابن اثیر در «الکامل فی التاریخ»، مکاتبه خیام با ابوسعید فضل‌الله بن ابی الخیر و موثق‌تر بودن سال 509ق را در وفات خیام، بیان می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص18- 55&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و مآخذ عربی، مستندات از منابع عربی بررسی می‌شود. گفتار [[زمخشری، محمود بن عمر|زمخشری]] در کتاب «الزاجر»، [[خازنی]] در کتاب «میزان‌الحکمه»، [[بیهقی، علی بن زید|بیهقی]] در [[تتمه صوان الحکمه]] و [[عمادالدین کاتب، محمد بن محمد|عمادالدین کاتب]] در «[[خريدة القصر و جريدة العصر|خریدة القصر]]»، [[شهرزوری، محمد بن محمود|شهروزی]] در «[[نزهة الارواح و روضة الافراح (تاریخ الحکماء)|نزهة الارواح]]»، [[ابن اثیر، علی بن محمد|ابن اثیر]] در «[[الكامل في التاريخ|الکامل فی التاریخ]]»، [[قفطی، علی بن یوسف|قفطی]]، در «[[تاریخ الحکماء قفطی|تاریخ الحکما]]»، از جمله نویسندگان عرب‌زبانی هستند که از [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] به‌عنوان حکیمی برجسته یاد می‌کنند که در علوم ریاضی، حکمت و فلسفه سرآمد بود و پایان‌بخش این قسمت، نقل بیان قسم دوم «المنجد» در ماده [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص56- 85&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش خیام در زبان ترکی، اشاره می‌کند که نفوذ ادبی خیام به زبان ترکی نیز کشیده شده و ترجمه رباعیات او در این زبان رواج داشته است. منابع ترکی نیز بر شهرت خیام به‌عنوان حکیم، شاعر، و عالم علوم و فنون تأکید می‌کنند. از شعرای مشهور ترک، نفعی که در قصبه حسن قلعه از توابع ارضروم متولد شده است، ظاهرا اولین کسی است که به زبان ترکی از خیام نامبرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم معلم فیضی در اوائل قرن چهاردهم هجری، رساله‌ی مختصری به زبان ترکی درباه خیام نوشته و در آن نزدیک به سی قطعه از رباعیات وی را درج کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شمس‌الدین سامی ‌بیک در کتاب «قاموس الاعلام» و عبدالله جودت بیک و برخی ادبای معاصر ترکیه نیز مطالبی درباره خیام نوشته یا ترجمه کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص86- 97&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
در بخش آرا و عقاید برخی از دانشمندان مغرب‌زمین درباره خیام، به نظریات دانشمندانی همچون بارتلمی دربلو، ارنست رنان، فرنان هانری و ادوارد برون پیرامون خیام و بزرگداشت مقام و منزلت وی، اشاره شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص98- 110&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش ترجمه‌های رباعیات [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]]، تمرکز بر روی رواج رباعیات خیام در غرب و ترجمه‌های مشهور است. ترجمه ادوارد فیتزجرالد به زبان انگلیسی که برای اولین‌بار در سال ۱۸۵۹ میلادی منتشر شد، مهم‌ترین عامل شهرت جهانی خیام معرفی شده است. همچنین، به ترجمه‌های فرانسوی (توسط مسیو نیکلا و گارسن دو تاسی)، آلمانی، ایتالیایی و دیگر زبان‌ها که در قرون نوزدهم و بیستم منتشر شدند اشاره کرده و مورد بررسی قرار می‌دهد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص111- 133&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و تصوف، احتمال تأویلات صوفیانه بر رباعیات خیام را بررسی می‌کند. برخی مفسران، مضامینی چون می و خرابات را استعاره‌ای از عشق الهی و تجربه عرفانی دانسته‌اند. اما در مقابل، دیدگاه‌هایی نیز مطرح است که خیام را صوفی نمی‌دانند و معتقدند که لحن اشعار او، به دلیل سادگی و وضوح در بیان مفاهیم مادی و دنیوی، با تصوف سازگاری ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص169- 177&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بحث خیام و جبر و اختیار، منابع به اختلاف عقاید در مورد گرایش‌های فلسفی خیام می‌پردازند؛ از یک سو، اشعار او به سمت جبر و نفی ارادهٔ آزاد میل دارد که باعث شده برخی او را ملحد، دهری یا طبیعی مذهب بدانند؛ از سوی دیگر، عده‌ای معتقدند این اشارات صرفاً بیان هنری و کنایی مفاهیم عمیق فلسفی یا مقابله با تعصب مذهبی اهل‌‌زمانه است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص184- 193&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهرت [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و علل آن، خیام و شراب، خیام و شعر، خیام و تناسخ، [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و اسماعیلیان، نسبت‌های دیگری که به خیام داده شده، افسانه‌هایی راجع به خیام، خیام و فلسفه و تطور افکار او و در نهایت، آثار و آرامگاه خیام و اختلاط رباعیات خیام و طرق تنقیح آنها، از دیگر موضوعات و مضامین مطرح شده در کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان می‌توان خاطرنشان نمود که همانند یک پژوهش جامع، این کتاب تلاش می‌کند تا با گردآوری اسناد و تحلیل‌های متنوع، ابعاد گوناگون زندگی و اندیشه حکیم عمر خیام را روشن سازد. این مجموعه تأکید می‌کند که سبک رباعیات [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] در زبان فارسی، به‌استثنای چند قطعه عربی، معمولاً ساده، موزون و متناسب با طبع سلیم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان‌شناسی، زبان و ادبیات]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات شرقی (آسیایی)]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%88&amp;diff=812145</id>
		<title>نادره ایام حکیم عمر خیام و رباعیات او</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%88&amp;diff=812145"/>
		<updated>2025-12-30T05:01:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR103719J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = نادره ایام حکیم عمر خیام و رباعیات او&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[ی‍گ‍ان‍ی‌، اس‍م‍اع‍ی‍ل‌]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =PIR ۴۶۳۵/ی۸،ن۲     &lt;br /&gt;
| موضوع =شعر فارسی - قرن 5ق. - رباعی - قرن 5ق. - شعر فارسی - قرن 5ق. - تاریخ و نقد - خیام، عمر بن ابراهیم، 432 - 517؟ق. - نقد و تفسیر - خیام، عمر بن ابراهیم، 432 - 517؟ق. رباعیات - نقد و تفسیر&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = انجمن آثار ملی&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1342ش&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE103719AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 0&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 103719&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 103719&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 75437&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''نادره ایام حکیم عمر خیام و رباعیات او'''، اثر [[ی‍گ‍ان‍ی‌، اس‍م‍اع‍ی‍ل‌|اسماعیل یکانی]] (۱۲۶۶–۱۳۵۳ش)، در بررسی جامع زندگی، شخصیت علمی و فلسفی [[خیام، عمر بن ابراهیم|حکیم عمر خیام نیشابوری]] (متولد ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ - درگذشتهٔ 515-526ق) که ضمن ارائه تحلیل‌هایی در باب رباعیات او، نظرات و مستندات تاریخی برگرفته از منابع فارسی، عربی و ترکی را در مورد وی و آثارش گردآوری کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
این مجموعه شامل بخش‌های مجزایی تحت عنوان‌های دیباچه، خیام در آثار خویش، [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و مآخذ فارسی، [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و مآخذ عربی، خیام در زبان ترکی، ترجمه‌های رباعیات [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و فصولی در مورد دیدگاه‌های فلسفی و اعتقادی خیام از جمله خیام و تناسخ، خیام و جبرواختیار، خیام و تصوف، خیام و اسماعیلیان و... است که هر بخش به ارائه مطالب تحلیلی و تاریخی خاصی اختصاص دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
بخش آغازین (دیباچه) به معرفی مقام و منزلت علمی و فلسفی [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]]، تسلط او بر علوم مختلف و اشاراتی به شهرت دیرینه و پایدار وی در ایران و جهان می‌پردازد. این بخش اختلافات نظر در مورد شخصیت خیام، از جمله اتهامات زندیق، ملحد، دهری و همچنین انتساب وی به تصوف را مطرح می‌کند و تأکید دارد که بسیاری از رباعیات جمع‌آوری شده توسط دیگران، توسط دوستداران [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] برای دفاع از او فراهم آمده است. همچنین اشاره می‌کند که رباعیات، دایرةالمعارف شعر زندگی فکری ایرانیان به شمار می‌رود&amp;lt;ref&amp;gt;دیباچه، ص1- 4&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش خیام در آثار خویش، به بیان این موضوع پرداخته شده است که شهرت اصلی خیام به دلیل رباعیات است، هرچند که تنها دوازده رباعی به طور قطعی به او منسوب است: در این قسمت از مجموعه مقالات، چهار نفر از مشاهیر دانشمندان که ذیل استاد خیام، معرفی شده‌اند، از جمله [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا]] ([[امام موفق نیشابوری]]، [[ابوالحسن انباری حکیم]]، [[اشعری، علی بن اسماعیل|ابوالحسن اشعری]] (که از لحاظ فاصله زمانی با [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] این مورد بعید به نظر می‌رسد))، اشاره می‌شود. همچنین، به نقل از [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شیخ‌الرئیس]]، در پاسخ به نامهٔ خواجه‌امام ابو النصر محمد بن عبدالرحیم نَسَوی، به بحث‌ در موضوع حکمت خداوند در آفرینش جهان و تکلیف مردم به عبادات در «رساله‌ی کون و تکلیف» خیام اشاره می‌شود. نویسنده، درخواست نسوی را دلیلی بر رد نسبت‌هایی به خیام مانند مادی، دهری، طبیعی، ملحد و منکر بودن می‌داند. پس از آن به ترجمه یکی از خطبه‌های ابوعلی سینا از عربی به فارسی اشاره و قسمت اول خطبه عربی و ترجمه آن را نقل می‌کند. همچنین ترجمه فارسی مقدمه خیام در رساله «جبر و مقابله» را در شکایت از گردش روزگار یادآور می‌شود. «رساله فی الوجود»، «رساله در علم کلیات» و «روضه القلوب» تالیفات دیگر خیام است که نویسنده برای رد آن تهمت‌ها به کنکاش آنها می‌پردازد&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، ص5- 17&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش خیام و مآخذ فارسی، با ارجاع به منابعی چون شاهنامه فردوسی و رساله‌های دیگر، به بررسی جایگاه خیام در ادبیات فارسی می‌پردازد. از جمله منابع مهم، نامه‌ای از شاعر مشهور [[سنایی، مجدود بن آدم|سنایی]] است که به عظمت خیام اشاره دارد که نویسنده آن را آورده است. همچنین، نظامی عروضی سمرقندی که معاصر خیام بوده و در مجلس انس با وی معاشرت نموده و برای او حق استادی قائل بوده است در سه حکایت [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] را از بزرگان علم نجوم شمرده است که هر سه حکایت در این بخش آمده است. و نیز شاعر شهیر قرن ششم هجری افضل‌الدین ابراهیم بن علی خاقانی شیروانی ضمن قصیده‌ای نامی از [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] برده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکایت مشهور سه دوست دوران کودکی (نظام‌الملک، حسن صباح و عمر خیام) را نقل می‌کند که حکیم عمر خیام با [[نظام‌الملک، حسن بن علی|نظام‌الملک]] عهد دوستی بسته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده از برخی دیگر مانند: رشیدالدین فضل‌الله، [[مستوفی، حمدالله|حمدالله مستوفی قزوینی]]، [[خسرو ابرقوهی]] و یار احمد رشیدی تبریزی درباره خیام، مطالب یا رباعیاتی نقل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی نوشته [[براون، ادوارد گرانویل|ادوارد براون]] را کامل‌ترین شرح‌حال درباره [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] می‌داند و کلام [[قزوینی، محمد|محمد بن عبدالوهاب قزوینی]] را درباره ذکر خیام در کتب تاریخ و رفاقت وی با حسن صباح و نظام‌الملک، قول ابن اثیر در «الکامل فی التاریخ»، مکاتبه خیام با ابوسعید فضل‌الله بن ابی الخیر و موثق‌تر بودن سال 509ق را در وفات خیام، بیان می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص18- 55&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و مآخذ عربی، مستندات از منابع عربی بررسی می‌شود. گفتار [[زمخشری، محمود بن عمر|زمخشری]] در کتاب «الزاجر»، [[خازنی]] در کتاب «میزان‌الحکمه»، [[بیهقی، علی بن زید|بیهقی]] در [[تتمه صوان الحکمه]] و [[عمادالدین کاتب، محمد بن محمد|عمادالدین کاتب]] در «[[خريدة القصر و جريدة العصر|خریدة القصر]]»، [[شهرزوری، محمد بن محمود|شهروزی]] در «[[نزهة الارواح و روضة الافراح (تاریخ الحکماء)|نزهة الارواح]]»، [[ابن اثیر، علی بن محمد|ابن اثیر]] در «[[الكامل في التاريخ|الکامل فی التاریخ]]»، [[قفطی، علی بن یوسف|قفطی]]، در «[[تاریخ الحکماء قفطی|تاریخ الحکما]]»، از جمله نویسندگان عرب‌زبانی هستند که از [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] به‌عنوان حکیمی برجسته یاد می‌کنند که در علوم ریاضی، حکمت و فلسفه سرآمد بود و پایان‌بخش این قسمت، نقل بیان قسم دوم «المنجد» در ماده [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص56- 85&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش خیام در زبان ترکی، اشاره می‌کند که نفوذ ادبی خیام به زبان ترکی نیز کشیده شده و ترجمه رباعیات او در این زبان رواج داشته است. منابع ترکی نیز بر شهرت خیام به‌عنوان حکیم، شاعر، و عالم علوم و فنون تأکید می‌کنند. از شعرای مشهور ترک، نفعی که در قصبه حسن قلعه از توابع ارضروم متولد شده است، ظاهرا اولین کسی است که به زبان ترکی از خیام نامبرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم معلم فیضی در اوائل قرن چهاردهم هجری، رساله‌ی مختصری به زبان ترکی درباه خیام نوشته و در آن نزدیک به سی قطعه از رباعیات وی را درج کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شمس‌الدین سامی ‌بیک در کتاب «قاموس الاعلام» و عبدالله جودت بیک و برخی ادبای معاصر ترکیه نیز مطالبی درباره خیام نوشته یا ترجمه کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص86- 97&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
در بخش آرا و عقاید برخی از دانشمندان مغرب‌زمین درباره خیام، به نظریات دانشمندانی همچون بارتلمی دربلو، ارنست رنان، فرنان هانری و ادوارد برون پیرامون خیام و بزرگداشت مقام و منزلت وی، اشاره شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص98- 110&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش ترجمه‌های رباعیات [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]]، تمرکز بر روی رواج رباعیات خیام در غرب و ترجمه‌های مشهور است. ترجمه ادوارد فیتزجرالد به زبان انگلیسی که برای اولین‌بار در سال ۱۸۵۹ میلادی منتشر شد، مهم‌ترین عامل شهرت جهانی خیام معرفی شده است. همچنین، به ترجمه‌های فرانسوی (توسط مسیو نیکلا و گارسن دو تاسی)، آلمانی، ایتالیایی و دیگر زبان‌ها که در قرون نوزدهم و بیستم منتشر شدند اشاره کرده و مورد بررسی قرار می‌دهد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص111- 133&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و تصوف، احتمال تأویلات صوفیانه بر رباعیات خیام را بررسی می‌کند. برخی مفسران، مضامینی چون می و خرابات را استعاره‌ای از عشق الهی و تجربه عرفانی دانسته‌اند. اما در مقابل، دیدگاه‌هایی نیز مطرح است که خیام را صوفی نمی‌دانند و معتقدند که لحن اشعار او، به دلیل سادگی و وضوح در بیان مفاهیم مادی و دنیوی، با تصوف سازگاری ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص169- 177&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بحث خیام و جبرواختیار، منابع به اختلاف عقاید در مورد گرایش‌های فلسفی خیام می‌پردازند؛ از یک سو، اشعار او به سمت جبر و نفی ارادهٔ آزاد میل دارد که باعث شده برخی او را ملحد، دهری یا طبیعی مذهب بدانند؛ از سوی دیگر، عده‌ای معتقدند این اشارات صرفاً بیان هنری و کنایی مفاهیم عمیق فلسفی یا مقابله با تعصب مذهبی اهل‌‌زمانه است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص184- 193&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهرت [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و علل آن، خیام و شراب، خیام و شعر، خیام و تناسخ، [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و اسماعیلیان، نسبت‌های دیگری که به خیام داده شده، افسانه‌هایی راجع به خیام، خیام و فلسفه و تطور افکار او و در نهایت، آثار و آرامگاه خیام و اختلاط رباعیات خیام و طرق تنقیح آنها، از دیگر موضوعات و مضامین مطرح شده در کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان می‌توان خاطرنشان نمود که همانند یک پژوهش جامع، این کتاب تلاش می‌کند تا با گردآوری اسناد و تحلیل‌های متنوع، ابعاد گوناگون زندگی و اندیشه حکیم عمر خیام را روشن سازد. این مجموعه تأکید می‌کند که سبک رباعیات [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] در زبان فارسی، به‌استثنای چند قطعه عربی، معمولاً ساده، موزون و متناسب با طبع سلیم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان‌شناسی، زبان و ادبیات]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات شرقی (آسیایی)]]&lt;br /&gt;
[[رده:زبان و ادبیات فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C:_%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84_%D9%88_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%85%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C&amp;diff=812144</id>
		<title>محقق مجلسی: شرح احوال و آثار فقیه عارف مولانا محمدتقی مجلسی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C:_%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84_%D9%88_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%85%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C&amp;diff=812144"/>
		<updated>2025-12-30T04:58:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR40801J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = محقق مجلسی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = شرح احوال و آثار فقیه عارف مولانا محمد تقی مجلسی &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[قاسمی، رحیم]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[همایش بین‌المللی میراث مشترک ایران و عراق (نخستین]] (گردآورنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =  /م33 ق2 55/3 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث ** مجمع ذخائر اسلامی&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - قم&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1393ش - 1436ق - 2015م&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE40801AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-964-988-802-6&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 2&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 40801&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 40801&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 11688&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''محقق مجلسی'''، اثر [[رحیم قاسمی دستگردی]] (متولد ۱۳۵۱ش)، پژوهشگر و فهرست‌نگار که به شرح جامع احوال، فضائل و آثار علمی و عملی [[محمدتقی مجلسی]] (1003-1070ق)، معروف به مجلسی اول از علما و محدثان مشهور قرن یازدهم هجری می‌پردازد و جایگاه وی را در عرصهٔ فقه، حدیث، عرفان و ترویج مذهب تشیع در عصر صفوی بررسی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب در دو جلد نگاشته شده و جلد (دفتر) اول آن شامل مقدمه و هشت بخش اصلی است: خاندان، اساتید، مشایخ اجازه، معاصران، دیدگاه بزرگان، تألیفات، وفیات و اولاد و اعقاب [[علامه مجلسی]] و جلد (دفتر) دوم، به معرفی شاگردان و مدفونین در جوار ایشان، اختصاص‌یافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
در بخش مقدمه، نویسنده [[محمدتقی مجلسی]] را خورشید تابان علم و عمل و یکی از مفاخر مذهب شیعه می‌داند. از جمله خدمات برجسته او می‌توان به تربیت شاگردان، تهذیب نفس، ریاضت، وصول به مقامات معنوی و مکاشفات، ترویج احادیث اهل‌بیت(ع)، اهتمام به دعا و مناجات، و نگارش تألیفاتی به زبان فارسی برای استفاده عموم اشاره کرد&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، ج1، ص12- 14&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش خاندان مولانا [[محمدتقی مجلسی]] به پیشینه و تبار وی می‌پردازد. خاندان او از اهل علم و زهد و تقوا بوده‌اند. میرزامحمد تقی بیان کرده که پدرش اهل زهد و مادرش عارفه بوده است او همچنین توضیح می‌دهد که تخلص «مجلسی» از محفل درس و ذکر او که در منزلش برقرار بوده، گرفته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، همان، ص15- 27&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش اساتید مولانا [[محمدتقی مجلسی]] به معرفی برخی از مهم‌ترین استادان وی، آثار و اجازات آنها پرداخته شده است. از جمله اساتید او، شیخ [[بهاءالدین محمد عاملی]]، ملا [[عبدالله شوشتری اصفهانی]]، ملا [[حسنعلی شوشتری]]، [[میرمحمد داماد]] و [[میرزا ابوالقاسم فندرسکی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص28- 111&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش مشایخ اجازه مولانا محمدتقی به کسانی اختصاص دارد که به وی اجازه روایت حدیث داده‌اند. یکی از این مشایخ، شیخ بهاءالدین محمد عاملی ([[شیخ بهایی]]) است که در شرح احوال خود از نگارش کتبی در فقه و حدیث و علوم مختلف یاد کرده و به مجلسی اجازه روایت داده است. همچنین ملا [[عبدالله شوشتری]] که در شرح‌حالش از رسیدن به کمالات علمی و عملی، و دریافت اجازه از بزرگانی چون [[شیخ بهایی]] اشاره دارد. ملا [[حسنعلی شوشتری]] به همراه پانزده تن از علمای دیگر، در این بخش ذکر شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص112- 199&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قسمت معاصران مولانا [[محمدتقی مجلسی]] به شانزده تن از شخصیت‌های هم‌عصر او اشاره شده است. برخی از این معاصران عبارت‌اند از: میرزا [[رفیع‌الدین محمد نائینی]] (عالم جلیل‌القدر و از شاگردان [[میرداماد]])، میر [[علاءالدین حسین مرعشی خلیفه سلطان]]، ملا [[خلیل قزوینی]]، ملا[[محمد شریف بن شمس‌الدین محمد رویدشتی اصفهانی]] و سید [[سراج‌الدین محمدقاسم قهپایی]]&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص200- 333&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در موضوع [[محمدتقی مجلسی]] از دیدگاه بزرگان، اظهارنظر شش تن از بزرگان را درباره ایشان نقل می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص334- 338&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش بعدی، به‌منظور اشاره به مقامات معنوی ایشان، به شش مورد از رؤیاهای صادقه و مکاشفات اتفاق افتاده برای ایشان یا دیگران، اشاره شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص339- 352&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش مولانا [[محمدتقی مجلسی]] و عرفان، دیدگاه‌های مختلفی از جمله دفاع از سلوک مجلسی در برابر طریقه عرفای دیگر مطرح شده است. همچنین در این بخش به‌ضرورت تهذیب نفس و رجوع به عرفا در دیدگاه مجلسی تأکید شده و دیدگاه وی درباره [[ابن عربی]]، [[مولوی]] و دیگر عرفا بیان و جایگاه علمی و عرفانی وی توسط علمای دیگر تبیین شده است. در این بخش همچنین به موضوع ترویج حدیث توسط ایشان و اعتبار احادیث کتب اربعه، نظر ایشان در رد و قبول احادیث، نقش ایشان در ترویج فقه الرضا(ع)، رابطه ایشان با «تفسیر منسوب به امام عسگری(ع)» و موضع ایشان نسبت به نمازجمعه، مطرح شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص352- 412&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش تألیفات، آثار علمی مولانا [[محمدتقی مجلسی]] را معرفی می‌کند. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به «روضة المتقین» (شرحی عربی بر «من لا یحضره الفقیه»)، «لوامع صاحبقرانی» (شرح فارسی بر من لایحضر)، «شرح مشیخه الفقیه»، «اللوامع القدسیة» (شرحی بر الکافی)، و شرح زیارت جامعه کبیره اشاره کرد. همچنین از دیگر کتب وی «أحیاء الأحادیث»، «شرح خطبه متقین» و «شرح خطبه البیان» نام‌برده‌شده که نشان‌دهنده عمق دانش وی در فقه و حدیث است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص413- 523&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش وفیات، اعقاب مجلسی، فهرستی از تاریخ وفات معاصران و بزرگان مرتبط با مجلسی ذکر شده است، از جمله میرزا [[کمال‌الدین فسایی]] و میرزا [[محمدتقی اصفهانی شمس‌آبادی]] مشهور به الماسی&amp;lt;ref&amp;gt;  همان، ص524- 422&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان جلد نخست، بخش اولاد و اعقاب علامه مجلسی به معرفی فرزندان و نوادگان او اختصاص دارد، به‌ویژه علامه [[محمدباقر مجلسی]] که از او به‌عنوان ستاره درخشان این خاندان یاد شده است و اجازه روایت او از اساتید دیگر ذکر شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص623&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلد دوم کتاب، به معرفی 67 تن از شاگردان و 10 تن از مدفونین در جوار علامه [[محمدتقی مجلسی]]، اختصاص یافته است. در جمع شاگردان ایشان، اسامی افرادی همچون علامه آغا حسین خوانساری|([[محقق خوانساری، حسین بن محمد]])، [[محمد صالح مازندانی]]، ملا [[محسن فیض کاشانی]]، میرزا [[محمد حسینی جزائری]] و میر [[ابوالفتح بن محمد بن حسینی خوراسکانی]]، به چشم می‌خورد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج2، ص11- 373&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
علامه ملا[[محمد مهدی هرندی]]، میرزا[[محمد علی خاتون‌آبادی]] امام‌جمعه و میرزا[[محمد طیب‌زاده اصفهانی]]، از جمله مدفونین در جوار ایشان هستند که تصاویر برخی آنان آمده است&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص374- 586&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:سرگذشت‌نامه‌ها]]&lt;br /&gt;
[[رده:سرگذشت‌‌نامه‌های فردی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علما و ائمه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C:_%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84_%D9%88_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%85%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C&amp;diff=812143</id>
		<title>محقق مجلسی: شرح احوال و آثار فقیه عارف مولانا محمدتقی مجلسی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C:_%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84_%D9%88_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%85%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C&amp;diff=812143"/>
		<updated>2025-12-30T04:56:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR40801J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = محقق مجلسی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = شرح احوال و آثار فقیه عارف مولانا محمد تقی مجلسی &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[قاسمی، رحیم]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[همایش بین‌المللی میراث مشترک ایران و عراق (نخستین]] (گردآورنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =  /م33 ق2 55/3 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث ** مجمع ذخائر اسلامی&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - قم&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1393ش - 1436ق - 2015م&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE40801AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-964-988-802-6&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 2&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 40801&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 40801&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 11688&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''محقق مجلسی'''، اثر [[رحیم قاسمی دستگردی]] (متولد ۱۳۵۱ش)، پژوهشگر و فهرست‌نگار که به شرح جامع احوال، فضائل و آثار علمی و عملی [[محمدتقی مجلسی]] (1003-1070ق)، معروف به مجلسی اول از علما و محدثان مشهور قرن یازدهم هجری می‌پردازد و جایگاه وی را در عرصهٔ فقه، حدیث، عرفان و ترویج مذهب تشیع در عصر صفوی بررسی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب در دو جلد نگاشته شده و جلد (دفتر) اول آن شامل مقدمه و هشت بخش اصلی است: خاندان، اساتید، مشایخ اجازه، معاصران، دیدگاه بزرگان، تألیفات، وفیات و اولاد و اعقاب [[علامه مجلسی]] و جلد (دفتر) دوم، به معرفی شاگردان و مدفونین در جوار ایشان، اختصاص‌یافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
در بخش مقدمه، نویسنده [[محمدتقی مجلسی]] را خورشید تابان علم و عمل و یکی از مفاخر مذهب شیعه می‌داند. از جمله خدمات برجسته او می‌توان به تربیت شاگردان، تهذیب نفس، ریاضت، وصول به مقامات معنوی و مکاشفات، ترویج احادیث اهل‌بیت(ع)، اهتمام به دعا و مناجات، و نگارش تألیفاتی به زبان فارسی برای استفاده عموم اشاره کرد&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، ج1، ص12- 14&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش خاندان مولانا [[محمدتقی مجلسی]] به پیشینه و تبار وی می‌پردازد. خاندان او از اهل علم و زهد و تقوا بوده‌اند. میرزامحمد تقی بیان کرده که پدرش اهل زهد و مادرش عارفه بوده است او همچنین توضیح می‌دهد که تخلص «مجلسی» از محفل درس و ذکر او که در منزلش برقرار بوده، گرفته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، همان، ص15- 27&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش اساتید مولانا [[محمدتقی مجلسی]] به معرفی برخی از مهم‌ترین استادان وی، آثار و اجازات آنها پرداخته شده است. از جمله اساتید او، شیخ [[بهاءالدین محمد عاملی]]، ملا [[عبدالله شوشتری اصفهانی]]، ملا [[حسنعلی شوشتری]]، [[میرمحمد داماد]] و [[میرزا ابوالقاسم فندرسکی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص28- 111&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش مشایخ اجازه مولانا محمدتقی به کسانی اختصاص دارد که به وی اجازه روایت حدیث داده‌اند. یکی از این مشایخ، شیخ بهاءالدین محمد عاملی ([[شیخ بهایی]]) است که در شرح احوال خود از نگارش کتبی در فقه و حدیث و علوم مختلف یاد کرده و به مجلسی اجازه روایت داده است. همچنین ملا [[عبدالله شوشتری]] که در شرح‌حالش از رسیدن به کمالات علمی و عملی، و دریافت اجازه از بزرگانی چون [[شیخ بهایی]] اشاره دارد. ملا [[حسنعلی شوشتری]] به همراه پانزده تن از علمای دیگر، در این بخش ذکر شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص112- 199&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قسمت معاصران مولانا [[محمدتقی مجلسی]] به شانزده تن از شخصیت‌های هم‌عصر او اشاره شده است. برخی از این معاصران عبارت‌اند از: میرزا [[رفیع‌الدین محمد نائینی]] (عالم جلیل‌القدر و از شاگردان [[میرداماد]])، میر [[علاءالدین حسین مرعشی خلیفه سلطان]]، ملا [[خلیل قزوینی]]، ملا[[محمد شریف بن شمس‌الدین محمد رویدشتی اصفهانی]] و سید [[سراج‌الدین محمدقاسم قهپایی]]&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص200- 333&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در موضوع [[محمدتقی مجلسی]] از دیدگاه بزرگان، اظهارنظر شش تن از بزرگان را درباره ایشان نقل می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص334- 338&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش بعدی، به‌منظور اشاره به مقامات معنوی ایشان، به شش مورد از رؤیاهای صادقه و مکاشفات اتفاق افتاده برای ایشان یا دیگران، اشاره شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص339- 352&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش مولانا [[محمدتقی مجلسی]] و عرفان، دیدگاه‌های مختلفی از جمله دفاع از سلوک مجلسی در برابر طریقه عرفای دیگر مطرح شده است. همچنین در این بخش به‌ضرورت تهذیب نفس و رجوع به عرفا در دیدگاه مجلسی تأکید شده و دیدگاه وی درباره [[ابن عربی]]، [[مولوی]] و دیگر عرفا بیان و جایگاه علمی و عرفانی وی توسط علمای دیگر تبیین شده است. در این بخش همچنین به موضوع ترویج حدیث توسط ایشان و اعتبار احادیث کتب اربعه، نظر ایشان در رد و قبول احادیث، نقش ایشان در ترویج فقه الرضا(ع)، رابطه ایشان با «تفسیر منسوب به امام عسگری(ع)» و موضع ایشان نسبت به نمازجمعه، مطرح شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص352- 412&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش تألیفات، آثار علمی مولانا [[محمدتقی مجلسی]] را معرفی می‌کند. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به «روضة المتقین» (شرحی عربی بر «من لا یحضره الفقیه»)، «لوامع صاحبقرانی» (شرح فارسی بر من لایحضر)، «شرح مشیخه الفقیه»، «اللوامع القدسیة» (شرحی بر الکافی)، و شرح زیارت جامعه کبیره اشاره کرد. همچنین از دیگر کتب وی «أحیاء الأحادیث»، «شرح خطبه متقین» و «شرح خطبه البیان» نام‌برده‌شده که نشان‌دهنده عمق دانش وی در فقه و حدیث است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص413- 523&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش وفیات، اعقاب مجلسی، فهرستی از تاریخ وفات معاصران و بزرگان مرتبط با مجلسی ذکر شده است، از جمله میرزا [[کمال‌الدین فسایی]] و میرزا [[محمدتقی اصفهانی شمس‌آبادی]] مشهور به الماسی&amp;lt;ref&amp;gt;  همان، ص524- 422&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان جلد نخست، بخش اولاد و اعقاب علامه مجلسی به معرفی فرزندان و نوادگان او اختصاص دارد، به‌ویژه علامه [[محمدباقر مجلسی]] که از او به‌عنوان ستاره درخشان این خاندان یاد شده است و اجازه روایت او از اساتید دیگر ذکر شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص623&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلد دوم کتاب، به معرفی 67 تن از شاگردان و 10 تن از مدفونین در جوار علامه [[محمدتقی مجلسی]]، اختصاص یافته است. در جمع شاگردان ایشان، اسامی افرادی همچون علامه آغا [[حسین خوانساری|([[محقق خوانساری، حسین بن محمد]])، [[محمد صالح مازندانی، ملا [[محسن فیض کاشانی، میرزا [[محمد حسینی جزائری]] و میر [[ابوالفتح بن محمد بن حسینی خوراسکانی]]، به چشم می‌خورد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج2، ص11- 373&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
علامه ملا[[محمد مهدی هرندی]]، میرزا[[محمد علی خاتون‌آبادی]] امام‌جمعه و میرزا[[محمد طیب‌زاده اصفهانی]]، از جمله مدفونین در جوار ایشان هستند که تصاویر برخی آنان آمده است&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص374- 586&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:سرگذشت‌نامه‌ها]]&lt;br /&gt;
[[رده:سرگذشت‌‌نامه‌های فردی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علما و ائمه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C:_%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84_%D9%88_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%85%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C&amp;diff=812142</id>
		<title>محقق مجلسی: شرح احوال و آثار فقیه عارف مولانا محمدتقی مجلسی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C:_%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84_%D9%88_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%85%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C&amp;diff=812142"/>
		<updated>2025-12-30T04:52:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fsobhani: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR40801J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = محقق مجلسی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = شرح احوال و آثار فقیه عارف مولانا محمد تقی مجلسی &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[قاسمی، رحیم]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
[[همایش بین‌المللی میراث مشترک ایران و عراق (نخستین]] (گردآورنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =  /م33 ق2 55/3 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث ** مجمع ذخائر اسلامی&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - قم&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1393ش - 1436ق - 2015م&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE40801AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = 1&lt;br /&gt;
| شابک = 978-964-988-802-6&lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 2&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 40801&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 40801&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 11688&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''محقق مجلسی'''، اثر [[رحیم قاسمی دستگردی]] (متولد ۱۳۵۱ش)، پژوهشگر و فهرست‌نگار که به شرح جامع احوال، فضائل و آثار علمی و عملی [[محمدتقی مجلسی]] (1003-1070ق)، معروف به مجلسی اول از علما و محدثان مشهور قرن یازدهم هجری می‌پردازد و جایگاه وی را در عرصهٔ فقه، حدیث، عرفان و ترویج مذهب تشیع در عصر صفوی بررسی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار==&lt;br /&gt;
کتاب در دو جلد نگاشته شده و جلد (دفتر) اول آن شامل مقدمه و هشت بخش اصلی است: خاندان، اساتید، مشایخ اجازه، معاصران، دیدگاه بزرگان، تألیفات، وفیات و اولاد و اعقاب [[علامه مجلسی]] و جلد (دفتر) دوم، به معرفی شاگردان و مدفونین در جوار ایشان، اختصاص‌یافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گزارش محتوا==&lt;br /&gt;
در بخش مقدمه، نویسنده [[محمدتقی مجلسی]] را خورشید تابان علم و عمل و یکی از مفاخر مذهب شیعه می‌داند. از جمله خدمات برجسته او می‌توان به تربیت شاگردان، تهذیب نفس، ریاضت، وصول به مقامات معنوی و مکاشفات، ترویج احادیث اهل‌بیت(ع)، اهتمام به دعا و مناجات، و نگارش تألیفاتی به زبان فارسی برای استفاده عموم اشاره کرد&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه، ج1، ص12- 14&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش خاندان مولانا [[محمدتقی مجلسی]] به پیشینه و تبار وی می‌پردازد. خاندان او از اهل علم و زهد و تقوا بوده‌اند. میرزامحمد تقی بیان کرده که پدرش اهل زهد و مادرش عارفه بوده است او همچنین توضیح می‌دهد که تخلص «مجلسی» از محفل درس و ذکر او که در منزلش برقرار بوده، گرفته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;متن کتاب، همان، ص15- 27&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش اساتید مولانا [[محمدتقی مجلسی]] به معرفی برخی از مهم‌ترین استادان وی، آثار و اجازات آنها پرداخته شده است. از جمله اساتید او، شیخ [[بهاءالدین محمد عاملی]]، ملا [[عبدالله شوشتری اصفهانی]]، ملا [[حسنعلی شوشتری]]، [[میرمحمد داماد]] و [[میرزا ابوالقاسم فندرسکی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص28- 111&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش مشایخ اجازه مولانا محمدتقی به کسانی اختصاص دارد که به وی اجازه روایت حدیث داده‌اند. یکی از این مشایخ، شیخ بهاءالدین محمد عاملی ([[شیخ بهایی]]) است که در شرح احوال خود از نگارش کتبی در فقه و حدیث و علوم مختلف یاد کرده و به مجلسی اجازه روایت داده است. همچنین ملا [[عبدالله شوشتری]] که در شرح‌حالش از رسیدن به کمالات علمی و عملی، و دریافت اجازه از بزرگانی چون [[شیخ بهایی]] اشاره دارد. ملا [[حسنعلی شوشتری]] به همراه پانزده تن از علمای دیگر، در این بخش ذکر شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص112- 199&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قسمت معاصران مولانا [[محمدتقی مجلسی]] به شانزده تن از شخصیت‌های هم‌عصر او اشاره شده است. برخی از این معاصران عبارت‌اند از: میرزا [[رفیع‌الدین محمد نائینی]] (عالم جلیل‌القدر و از شاگردان [[میرداماد]])، میر [[علاءالدین حسین مرعشی خلیفه سلطان]]، ملا [[خلیل قزوینی]]، ملا[[محمد شریف بن شمس‌الدین محمد رویدشتی اصفهانی]] و سید [[سراج‌الدین محمدقاسم قهپایی]]&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص200- 333&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در موضوع [[محمدتقی مجلسی]] از دیدگاه بزرگان، اظهارنظر شش تن از بزرگان را درباره ایشان نقل می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص334- 338&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش بعدی، به‌منظور اشاره به مقامات معنوی ایشان، به شش مورد از رؤیاهای صادقه و مکاشفات اتفاق افتاده برای ایشان یا دیگران، اشاره شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص339- 352&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش مولانا [[محمدتقی مجلسی]] و عرفان، دیدگاه‌های مختلفی از جمله دفاع از سلوک مجلسی در برابر طریقه عرفای دیگر مطرح شده است. همچنین در این بخش به‌ضرورت تهذیب نفس و رجوع به عرفا در دیدگاه مجلسی تأکید شده و دیدگاه وی درباره [[ابن عربی]]، [[مولوی]] و دیگر عرفا بیان و جایگاه علمی و عرفانی وی توسط علمای دیگر تبیین شده است. در این بخش همچنین به موضوع ترویج حدیث توسط ایشان و اعتبار احادیث کتب اربعه، نظر ایشان در رد و قبول احادیث، نقش ایشان در ترویج فقه الرضا(ع)، رابطه ایشان با «تفسیر منسوب به امام عسگری(ع)» و موضع ایشان نسبت به نمازجمعه، مطرح شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص352- 412&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش تألیفات، آثار علمی مولانا [[محمدتقی مجلسی]] را معرفی می‌کند. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به «روضة المتقین» (شرحی عربی بر «من لا یحضره الفقیه»)، «لوامع صاحبقرانی» (شرح فارسی بر من لایحضر)، «شرح مشیخه الفقیه»، «اللوامع القدسیة» (شرحی بر الکافی)، و شرح زیارت جامعه کبیره اشاره کرد. همچنین از دیگر کتب وی «أحیاء الأحادیث»، «شرح خطبه متقین» و «شرح خطبه البیان» نام‌برده‌شده که نشان‌دهنده عمق دانش وی در فقه و حدیث است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص413- 523&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش وفیات، اعقاب مجلسی، فهرستی از تاریخ وفات معاصران و بزرگان مرتبط با مجلسی ذکر شده است، از جمله میرزا [[کمال‌الدین فسایی]] و میرزا [[محمدتقی اصفهانی شمس‌آبادی]] مشهور به الماسی&amp;lt;ref&amp;gt;  همان، ص524- 422&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان جلد نخست، بخش اولاد و اعقاب علامه مجلسی به معرفی فرزندان و نوادگان او اختصاص دارد، به‌ویژه علامه [[محمدباقر مجلسی]] که از او به‌عنوان ستاره درخشان این خاندان یاد شده است و اجازه روایت او از اساتید دیگر ذکر شده است&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص623&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلد دوم کتاب، به معرفی 67 تن از شاگردان و 10 تن از مدفونین در جوار علامه [[محمدتقی مجلسی]]، اختصاص یافته است. در جمع شاگردان ایشان، اسامی افرادی همچون علامه آغا [[حسین خوانساری]]، [[محمد صالح مازندانی، ملا [[محسن فیض کاشانی، میرزا [[محمد حسینی جزائری]] و میر [[ابوالفتح بن محمد بن حسینی خوراسکانی]]، به چشم می‌خورد&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج2، ص11- 373&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
علامه ملا[[محمد مهدی هرندی]]، میرزا[[محمد علی خاتون‌آبادی]] امام‌جمعه و میرزا[[محمد طیب‌زاده اصفهانی]]، از جمله مدفونین در جوار ایشان هستند که تصاویر برخی آنان آمده است&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص374- 586&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه و متن کتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]]&lt;br /&gt;
[[رده:سرگذشت‌نامه‌ها]]&lt;br /&gt;
[[رده:سرگذشت‌‌نامه‌های فردی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علما و ائمه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط عباس مکرمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ دی 1404 توسط فریدون سبحانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fsobhani</name></author>
	</entry>
</feed>