<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.wikinoor.ir/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Fgarnezadeh</id>
	<title>ویکی‌نور - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.wikinoor.ir/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Fgarnezadeh"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Fgarnezadeh"/>
	<updated>2026-05-27T00:44:06Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%87%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%8C_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660657</id>
		<title>ابن هبیره، یحیی بن محمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%87%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%8C_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660657"/>
		<updated>2023-05-25T13:20:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن هبیره، یحیی بن محمد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR17721.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌هُبَیْره، ابوالمظفر عون‌الدین یحیی بن ‌محمد بن ‌هبیره شیبانی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = عون‌الدین شیبانی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = محمد&lt;br /&gt;
| ولادت = 499ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = دُجیل- دور بنی اوقر&lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 560ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = بغداد&lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = عزالدین ابوعبداللـه محمد، شرف‌الدین ابوالولید مظفر بازماند&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = اهل سنت&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = وزارت&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابوبکر دینوری و ابوالحسین محمد فرّاء، ابوالقاسم هبه اللـه بن ‌محمد بن ‌حسین کاتب&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = ابوالفرج عبدالرحمن ابن ‌جوزی&lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الافصاح عن معانی الصحاح،&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE17721AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌هُبَیْره، ابوالمظفر عون‌الدین یحیی بن ‌محمد بن ‌هبیره شیبانی''' (499-560ق/1106-1165م)، ادیب، محدث، فقیه حنبلی و وزیر دو تن از خلفای عباسی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
اگرچه در تبارنامه مفصلی نسب او را به بنی بکر بن ‌وائل، از اعراب عدنانی، رسانده اند، اما نویسندگان بعدی غالباً آن را برساخته دوران وزارت وی دانسته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبیره در روستایی به نام «دور بنی اوقر» (که بعدها به «دورالوزیر عون‌الدین» شهرت یافت)، از توابع دُجیل عراق، زاده شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
پدرش که کشاورز  و به روایتی مردی سپاهی بود ، او را در کودکی برای تحصیل به بغداد فرستاد و گویا اندکی بعد که هنوز ابن ‌هبیره کودک بود، درگذشت و پس از آن ابن ‌هبیره روزگار را با سختی و تنگدستی می‌گذرانید و به کارهای مختلف می‌پرداخت. با این همه به تحصیل علم همت گماشت. فقه را نزد کسانی چون ابوبکر دینوری و ابوالحسین محمد فرّاء فرا گرفت، از ابومنصور جوالیقی ادب آموخت و نزد ابوعثمان اسماعیل  بن ‌محمد بن ‌قیله اصفهانی و ابوالقاسم هبه اللـه  بن ‌محمد بن ‌حسین کاتب حدیث خواند و مدتی نیز مصاحبت ابوعبداللـه محمد بن ‌یحیی  بن ‌علی زبیدی واعظ را برگزید. همچنین از کسانی چون ابوغالب  بن ‌بنا، ابوبکر محمد بن ‌عبدالباقی انصاری، عبدالوهاب انماطی، ابوعثمان ابن ‌مله و ابن ‌زاغونی حدیث شنید و به روایتی از ابوطالب علوی محمد بن ‌محمد حسنی، نقیب طالبیان بصره، بخش‌هایی از السنن ابی داوود را فرا گرفت و با اجازه او آن را روایت کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشاغل و مناصب==&lt;br /&gt;
اولین منصب او از مشاغل دولتی، نظارت امور مالیاتی مناطق غربی خلافت بود. از آن پس مشاغل مهم و متعددی را عهده‌دار شد و به سبب تدبیری که در دفع شرارت و بی‌حرمتی مسعود بلالی، شحنه بغداد از سوی مسعود سلجوقی، نسبت به خلیفه و نیز ممانعت از هجوم ابن ‌القش مسعودی و ایلدگز سلطانی به بغداد نشان داد، کارش بالا گرفت و در 544ق از سوی خلیفه المقتفی، به جای ابن ‌صدقه به وزارت منصوب شد و عون‌الدین لقب گرفت. به گفته ذهبی در 549ق که مسعود بلالی و ابن ‌القش با جلب رضایت سلطان محمد سلجوقی به بغداد تاختند، عون‌الدین آنان را درهم شکست و لقب «سلطان العراق ملک الجیوش» یافت. در 553ق سلطان محمد بغداد را به محاصره گرفت، اما به سبب تدبیرهای عون‌الدین، شهر دستخوش قحطی و گرانی نشد و سلطان محمد چندی بعد از آنجا برخاست.&lt;br /&gt;
ابن ‌هبیره پس از مرگ المقتفی، به روزگار خلافت المستنجد نیز در وزارت ابقا شد. در دوران این خلیفه، بر اثر تلاش‌های ابن ‌هبیره،‌ در مصر که از قلمرو خلافت عباسی خارج بود، خطبه به نام خلیفه بغداد خوانده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبیره سرانجام در بغداد بر اثر بیماری درگذشت و احتمالاً وی را مسموم کردند  و در مدرسه‌ای که خود برای حنبلیان بنیاد نهاده بود، دفن شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌ها==&lt;br /&gt;
با اینکه روزگار طولانی عباسیان وزیران معتبر و مقتدر بسیاری دیده است، اما برخی بر این عقیده‌اند که هیچ وزیری در اقتدار و درایت و سیاستمداری به ابن ‌هبیره نمی‌رسد. در روزگار وزارت او، سلجوقیان تقریباً نفوذ خود را از دست دادند، تا آنجا که پس از مرگ سلطان مسعود، املاک او به فرمان ابن ‌هبیره به صورت اقطاع درآمد و بین هواداران خلیفه تقسیم شد. وی برای بقای خلافت از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کرد، چنانکه ظاهراً مسموم کردن ملکشاه سلجوقی در 555ق در اصفهان به تحریک او بوده است. با این همه او را بسیار متشرع، متقی، پارسا و بی‌اعتنا به ظواهر دنیا دانسته‌اند. از نظر اخلاقی نیز اهل تساهل و گذشت و مدارا بود و او را مردی دادگر دانسته و گفته‌اند که در رفع ستم از مردم کوشش می‌کرد. چنانکه از زندگی او برمی‌آید. وی از نظر اخلاقی سخت تحت تأثیر استادش زبیدی واعظ بود که در جوانی از او بهره برده بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تخصص==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبیره مردی دانشمند بود و در فقه و حدیث و لغت مهارت داشت. سخنان حکمت‌آموز و لطیفی که از او در دست است، دقت نظر و نکته‌سنجی او را معلوم می‌دارد. با اینکه خود حنبلی بود، علمای مذاهب دیگر نیز در مجلس درس او حضور می‌یافتند، بدین‌سان در زمان او محیطی علمی و فرهنگی پدیدار شد و انجمنهای متعدد انعقاد یافت و بحث و تحقیق علمی شایع گردید. بسیاری از همان عالمان و فقیهانی که با ابن ‌هبیره دوستی داشتند و گاه نیز در مسائل سیاسی و اجتماعی مورد مشورت او قرار می‌گرفتند، از جمله ستایشگران او به‌شمار می‌آیند که پس از مرگش نیز در رثای او شعرها سرودند. حتی خلیفه مستنجد نیز او را در شعری ستوده است. با اینهمه شاعری نیز او را هجو کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان==&lt;br /&gt;
عالمان و فقیهان متعددی از ابن ‌هبیره فقه و حدیث و ادب آموخته‌اند که مشهورترین اینان ابوالفرج عبدالرحمن ابن ‌جوزی است که از وی با عنوان «شیخ» خود یاد کرده است.&lt;br /&gt;
ابن ‌جوزی یکی از نخستین گزارشگران زندگی ابن ‌هبیره است و روایات او در این باب معتبرترین مأخذ احوال وزیر به‌شمار می‌رود و نویسندگان و محققان بعدی عمدتاً از روایات ابن ‌جوزی استفاده کرده‌اند. افزون بر وی، این مارستانیه نیز در شرح حال این وزیر عباسی، اثری با عنوان سیره الوزیر ابن ‌هبیره تألیف کرده است .و به نظر می‌رسد که ابن ‌رجب و ابن ‌خلکان در شرح زندگانی ابن ‌هبیره از آن سود برده باشند. ابن ‌جوزی همچنین بهره‌هایی علمی را که از ابن ‌هبیره برگرفته، در کتاب المقتبس فی الفوائد العونیة خود منعکس کرده است. وی گزیده‌ای از مطالب الافصاح استاد را در کتاب محض المحض آورده است. او چندان به استاد نزدیک بوده که چون ابن ‌هبیره درگذشت. این شاگرد وفادار عهده‌دار غسل او شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خویشاوندان==&lt;br /&gt;
از ابن ‌هبیره دو پسر به نامهای عزالدین ابوعبداللـه محمد که مقام نیابت وزارت پدر را داشت، و شرف‌الدین ابوالولید مظفر بازماند، اما پس از درگذشت ابن ‌هبیره، به فرمان خلیفه مستنجد، فرزندان وی را دستگیر و اموالشان را مصادره کردند. از این‌رو خاندان ابن ‌هبیره به تهیدستی افتادند، تا آنجا که مجبور شدند کتابخانه وقفی وزیر را بفروشند ، اما به گفته ابن ‌طقطقی عزالدین پس از پدر به وزارت برگزیده شد، ولی زود برکنار و زندانی گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اعتقادات==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبیره با شیعیان که به‌ویژه در بغداد بخش قابل ملاحظه‌ای از جمعیت را تشکیل می‌دادند، رابطه چندان خوبی نداشته و در زمان وزارت وی با آنان به سختی رفتار می‌شده است. در این بین مستنجد خلیفه هم برخی عملکردهای خود را به ابن ‌هبیره منسوب داشته و بدین ترتیب به ناخرسندی شیعیان از ابن ‌هبیره دامن می‌زده است و کار بدان‌جا رسید که ابن ‌هبیره را در مشاهد مقدسه لعن می‌کردند. شاید همین عوامل باعث شده است که نام این شخصیت، به عنوان پوشاننده فضایل اهل بیت(ع) در قصه مملکت فرزندان امام مهدی(ع) به چشم آید. چنانکه در متن داستان به نقل کمال‌الدین احمد  بن ‌محمد انباری آمده است، شخصیت اصلی قصه مشاهدات خویش را در مجلس وزیر ابن ‌هبیره بازگو نموده و در پایان مجلس، ابن ‌هبیره همگان را از فاش کردن آن داستان برحذر داشته است. از بخش پایانی این قصه و هشدار ابن ‌هبیره، می‌توان نتیجه گرفت که برای پردازنده داستان، این تلقی وجود داشته است که از نام این وزیر می‌توان با عنوان شخصی بی‌مهر به اهل بیت(ع) سود جست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
الافصاح عن معانی الصحاح. این اثر که ابن ‌خلکان آن را مشتمل بر 19 بخش دانسته، در اصل شرح و تفسیری بر صحیح بخاری و صحیح مسلم بوده است. چنانکه از منابع متقدم و فهارس نسخ خطی برمی‌آید، مؤلف باتوجه به گستره آگاهی و نیز علایقش، هنگام برخورد با موضوعات جالب توجه، از هدف اصلی تألیف کتاب عدول کرده و فصولی مجزا را به آن موضوعات فرعی اختصاص داده است، چنانکه بخشی از آن را تفسیر قرآن و علم قرائت تشکیل می‌دهد و از آنجا که احادیث صحاح را عمده‌ترین منبع استنباط فروع فقه می‌دانست، بخشی را هم به فقه تطبیقی مختص گردانید. &lt;br /&gt;
تألیف این کتاب ــ دست کم بخش مربوط به فقه تطبیقی آن ــ در زمان وزارت وی بوده است. آن قسمت از الافصاح که بیشتر مورد توجه قرار گرفته، همین بخش اخیر است. درباره جایگاه این بخش در مجموعه الافصاح باید گفت که ابن ‌هبیره با رسیدن به حدیث «من یرد اللـه به خیراً یفقهه فی‌الدین» به ذکر مسائل فقهی مورد اتفاق و نیز مورد اختلاف در میان علما و فقهای مذاهب اربعه پرداخته است.  او با هزینه‌ای هنگفت، بسیاری از علما را از شرق و غرب گرد هم آورد و پس از ترتیب دادن مجالس بحث و گفت و گو به تألیف این کتاب دست یازید. شاید ابن ‌هبیره برای برپا کردن اینگونه محافل، بجز انگیزه علمی ـ فرهنگی، انگیزه سیاسی نیز داشته است، ولی باید اذعان داشت که کاستی منابع درباره هویّت کسانی که در آن نشست‌ها حضور داشته‌اند، راه تحقیق درباره هدف برپایی این محافل را سد می‌کند و در این مورد تنها از نام چند تن از حاضران مجلس، چون ابن ‌جوزی، ابن ‌شافع حنبلی، ابن ‌خشّاب نحوی، ابومحمد اشتری مالکی و احتمالاً ابن ‌مارستانیه و ابوحامد احمد بن ‌محمد حنبلی آگاهی داریم. &lt;br /&gt;
مؤلف در تبویب کتاب تقریباً سنت مؤلفان پیشین را در ترتیب بخش‌های عبادات و معاملات و غیره رعایت کرده است. وی در برخی موارد به آراء فقیهانی که خود صاحب مذهب بوده‌اند، همچون ابن ‌منذر و ابوعبید قاسم بن ‌سلام نیز نظر داشته است و در پاره‌ای مسائل آراء خود را هم مطرح کرده است. با یک نگاه به نظرهای شخصی مؤلف در کتاب الافصاح، چنین برمی‌آید که ابن ‌هبیره بیشتر در مباحث عبادات اظهار نظر می‌کرده است. او در دیدگاه‌های خود در مسائل مورد اختلاف فقهی، به جانب احتیاط می‌رفته است و گاه خلاف اجماع عامه و خلاف نظر پیشوایش احمد  بن ‌حنبل حکم کرده است. چنانکه در مورد صلوات بر پیامبر(ص) در تشهد اول نماز، وی به نظر جدید شافعی نزدیک شده و صلوات را اولی دانسته است. همچنین در مواردی حکم غیرمشهور بین حنبلیان را مبنا قرار داده است. برای مثال وی روایتی از احمد بن ‌حنبل را که در آن مُنشِئ سفر (نه کسی که عبوری به جایی رسیده باشد) را که از موارد ابن ‌سبیل دانسته شده است، صحیح می‌داند، حال آنکه مشهور بین حنبلیان، عدم الحاق آن به مصادیق ابن ‌سبیل است. &lt;br /&gt;
باری این اثر به عنوان منبعی کهن و پرمایه در فقه تطبیقی بسیار حایز اهمیت است. این بخش از الافصاح که در نسخ خطی با نامهای الاشراف علی مذاهب الاشراف و اختلاف الائمة العلماء از آن یاد شده توسط محمد راغب طباخ انتشار یافته است. بخش‌های دیگر آن به صورت نسخه‌های خطی در کتابخانه‌های مختلف جهان موجود است. قسمتهای اصلی آن که منحصراً شرح بر احادیث صحاح است، در کتابخانه‌های محمودیه نگهداری می‌شود. همچنین نسخه‌ای از بخشی که در علم قرائت است و با سوره نساء آغاز و به سوره رحمن ختم شده است، در کتابخانه ملی پاریس یافت می‌شود. همچنین در فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نسخه‌ای با عنوان القوافی، در ضمن مجموعه شماره 1612 به نام وی ثبت شده است. &lt;br /&gt;
==آثار منتسب==&lt;br /&gt;
آثار دیگری نیز به او نسبت داده شده که نسخه آنها یافت نشده است، از آن جمله‌اند: &lt;br /&gt;
# العبادات الخمس، در فقه حنبلی.&lt;br /&gt;
# مختصر اصلاح المنطق ابن ‌سکیت.&lt;br /&gt;
# المقتصد، در نحو که ابن ‌خشاب آن را در 4 مجلد شرح کرده و این خود نشانی از توانایی ابن ‌هبیره در علم نحو است.&lt;br /&gt;
# دو ارجوزه، یکی در مقصور و ممدود و دیگری در خط و نیز اشعار دیگری که در کتب مختلف باقی مانده است.&amp;lt;ref&amp;gt; یوسفی اشکوری، حسن و حاج منوچهری، فرامرز، ج5، ص 103-104&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
یوسفی اشکوری، حسن و حاج منوچهری، فرامرز، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%87%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%8C_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660656</id>
		<title>ابن هبیره، یحیی بن محمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%87%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%8C_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660656"/>
		<updated>2023-05-25T13:19:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی « {{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن هبیره، یحیی بن محمد   | تصویر = NUR17721.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ‌هُبَیْره، ابوالمظفر عون‌الدین یحیی بن ‌محمد بن ‌هبیره شیبانی | نام‌های دیگر =  | لقب = عون‌الدین شیبانی | تخلص =  | نسب =...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن هبیره، یحیی بن محمد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR17721.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌هُبَیْره، ابوالمظفر عون‌الدین یحیی بن ‌محمد بن ‌هبیره شیبانی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = عون‌الدین شیبانی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = محمد&lt;br /&gt;
| ولادت = 499ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = دُجیل- دور بنی اوقر&lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 560ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = بغداد&lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = عزالدین ابوعبداللـه محمد، شرف‌الدین ابوالولید مظفر بازماند&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = اهل سنت&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = وزارت&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابوبکر دینوری و ابوالحسین محمد فرّاء، ابوالقاسم هبه اللـه بن ‌محمد بن ‌حسین کاتب&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = ابوالفرج عبدالرحمن ابن ‌جوزی&lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الافصاح عن معانی الصحاح،&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE17721AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌هُبَیْره، ابوالمظفر عون‌الدین یحیی بن ‌محمد بن ‌هبیره شیبانی''' (499-560ق/1106-1165م)، ادیب، محدث، فقیه حنبلی و وزیر دو تن از خلفای عباسی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
اگرچه در تبارنامه مفصلی نسب او را به بنی بکر بن ‌وائل، از اعراب عدنانی، رسانده اند، اما نویسندگان بعدی غالباً آن را برساخته دوران وزارت وی دانسته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبیره در روستایی به نام «دور بنی اوقر» (که بعدها به «دورالوزیر عون‌الدین» شهرت یافت)، از توابع دُجیل عراق، زاده شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
پدرش که کشاورز  و به روایتی مردی سپاهی بود ، او را در کودکی برای تحصیل به بغداد فرستاد و گویا اندکی بعد که هنوز ابن ‌هبیره کودک بود، درگذشت و پس از آن ابن ‌هبیره روزگار را با سختی و تنگدستی می‌گذرانید و به کارهای مختلف می‌پرداخت. با این همه به تحصیل علم همت گماشت. فقه را نزد کسانی چون ابوبکر دینوری و ابوالحسین محمد فرّاء فرا گرفت، از ابومنصور جوالیقی ادب آموخت و نزد ابوعثمان اسماعیل  بن ‌محمد بن ‌قیله اصفهانی و ابوالقاسم هبه اللـه  بن ‌محمد بن ‌حسین کاتب حدیث خواند و مدتی نیز مصاحبت ابوعبداللـه محمد بن ‌یحیی  بن ‌علی زبیدی واعظ را برگزید. همچنین از کسانی چون ابوغالب  بن ‌بنا، ابوبکر محمد بن ‌عبدالباقی انصاری، عبدالوهاب انماطی، ابوعثمان ابن ‌مله و ابن ‌زاغونی حدیث شنید و به روایتی از ابوطالب علوی محمد بن ‌محمد حسنی، نقیب طالبیان بصره، بخش‌هایی از السنن ابی داوود را فرا گرفت و با اجازه او آن را روایت کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشاغل و مناصب==&lt;br /&gt;
اولین منصب او از مشاغل دولتی، نظارت امور مالیاتی مناطق غربی خلافت بود. از آن پس مشاغل مهم و متعددی را عهده‌دار شد و به سبب تدبیری که در دفع شرارت و بی‌حرمتی مسعود بلالی، شحنه بغداد از سوی مسعود سلجوقی، نسبت به خلیفه و نیز ممانعت از هجوم ابن ‌القش مسعودی و ایلدگز سلطانی به بغداد نشان داد، کارش بالا گرفت و در 544ق از سوی خلیفه المقتفی، به جای ابن ‌صدقه به وزارت منصوب شد و عون‌الدین لقب گرفت. به گفته ذهبی در 549ق که مسعود بلالی و ابن ‌القش با جلب رضایت سلطان محمد سلجوقی به بغداد تاختند، عون‌الدین آنان را درهم شکست و لقب «سلطان العراق ملک الجیوش» یافت. در 553ق سلطان محمد بغداد را به محاصره گرفت، اما به سبب تدبیرهای عون‌الدین، شهر دستخوش قحطی و گرانی نشد و سلطان محمد چندی بعد از آنجا برخاست.&lt;br /&gt;
ابن ‌هبیره پس از مرگ المقتفی، به روزگار خلافت المستنجد نیز در وزارت ابقا شد. در دوران این خلیفه، بر اثر تلاش‌های ابن ‌هبیره،‌ در مصر که از قلمرو خلافت عباسی خارج بود، خطبه به نام خلیفه بغداد خوانده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبیره سرانجام در بغداد بر اثر بیماری درگذشت و احتمالاً وی را مسموم کردند  و در مدرسه‌ای که خود برای حنبلیان بنیاد نهاده بود، دفن شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌ها==&lt;br /&gt;
با اینکه روزگار طولانی عباسیان وزیران معتبر و مقتدر بسیاری دیده است، اما برخی بر این عقیده‌اند که هیچ وزیری در اقتدار و درایت و سیاستمداری به ابن ‌هبیره نمی‌رسد. در روزگار وزارت او، سلجوقیان تقریباً نفوذ خود را از دست دادند، تا آنجا که پس از مرگ سلطان مسعود، املاک او به فرمان ابن ‌هبیره به صورت اقطاع درآمد و بین هواداران خلیفه تقسیم شد. وی برای بقای خلافت از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کرد، چنانکه ظاهراً مسموم کردن ملکشاه سلجوقی در 555ق در اصفهان به تحریک او بوده است. با این همه او را بسیار متشرع، متقی، پارسا و بی‌اعتنا به ظواهر دنیا دانسته‌اند. از نظر اخلاقی نیز اهل تساهل و گذشت و مدارا بود و او را مردی دادگر دانسته و گفته‌اند که در رفع ستم از مردم کوشش می‌کرد. چنانکه از زندگی او برمی‌آید. وی از نظر اخلاقی سخت تحت تأثیر استادش زبیدی واعظ بود که در جوانی از او بهره برده بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تخصص==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبیره مردی دانشمند بود و در فقه و حدیث و لغت مهارت داشت. سخنان حکمت‌آموز و لطیفی که از او در دست است، دقت نظر و نکته‌سنجی او را معلوم می‌دارد. با اینکه خود حنبلی بود، علمای مذاهب دیگر نیز در مجلس درس او حضور می‌یافتند، بدین‌سان در زمان او محیطی علمی و فرهنگی پدیدار شد و انجمنهای متعدد انعقاد یافت و بحث و تحقیق علمی شایع گردید. بسیاری از همان عالمان و فقیهانی که با ابن ‌هبیره دوستی داشتند و گاه نیز در مسائل سیاسی و اجتماعی مورد مشورت او قرار می‌گرفتند، از جمله ستایشگران او به‌شمار می‌آیند که پس از مرگش نیز در رثای او شعرها سرودند. حتی خلیفه مستنجد نیز او را در شعری ستوده است. با اینهمه شاعری نیز او را هجو کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان==&lt;br /&gt;
عالمان و فقیهان متعددی از ابن ‌هبیره فقه و حدیث و ادب آموخته‌اند که مشهورترین اینان ابوالفرج عبدالرحمن ابن ‌جوزی است که از وی با عنوان «شیخ» خود یاد کرده است.&lt;br /&gt;
ابن ‌جوزی یکی از نخستین گزارشگران زندگی ابن ‌هبیره است و روایات او در این باب معتبرترین مأخذ احوال وزیر به‌شمار می‌رود و نویسندگان و محققان بعدی عمدتاً از روایات ابن ‌جوزی استفاده کرده‌اند. افزون بر وی، این مارستانیه نیز در شرح حال این وزیر عباسی، اثری با عنوان سیره الوزیر ابن ‌هبیره تألیف کرده است .و به نظر می‌رسد که ابن ‌رجب و ابن ‌خلکان در شرح زندگانی ابن ‌هبیره از آن سود برده باشند. ابن ‌جوزی همچنین بهره‌هایی علمی را که از ابن ‌هبیره برگرفته، در کتاب المقتبس فی الفوائد العونیة خود منعکس کرده است. وی گزیده‌ای از مطالب الافصاح استاد را در کتاب محض المحض آورده است. او چندان به استاد نزدیک بوده که چون ابن ‌هبیره درگذشت. این شاگرد وفادار عهده‌دار غسل او شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خویشاوندان==&lt;br /&gt;
از ابن ‌هبیره دو پسر به نامهای عزالدین ابوعبداللـه محمد که مقام نیابت وزارت پدر را داشت، و شرف‌الدین ابوالولید مظفر بازماند، اما پس از درگذشت ابن ‌هبیره، به فرمان خلیفه مستنجد، فرزندان وی را دستگیر و اموالشان را مصادره کردند. از این‌رو خاندان ابن ‌هبیره به تهیدستی افتادند، تا آنجا که مجبور شدند کتابخانه وقفی وزیر را بفروشند ، اما به گفته ابن ‌طقطقی عزالدین پس از پدر به وزارت برگزیده شد، ولی زود برکنار و زندانی گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اعتقادات==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبیره با شیعیان که به‌ویژه در بغداد بخش قابل ملاحظه‌ای از جمعیت را تشکیل می‌دادند، رابطه چندان خوبی نداشته و در زمان وزارت وی با آنان به سختی رفتار می‌شده است. در این بین مستنجد خلیفه هم برخی عملکردهای خود را به ابن ‌هبیره منسوب داشته و بدین ترتیب به ناخرسندی شیعیان از ابن ‌هبیره دامن می‌زده است و کار بدان‌جا رسید که ابن ‌هبیره را در مشاهد مقدسه لعن می‌کردند. شاید همین عوامل باعث شده است که نام این شخصیت، به عنوان پوشاننده فضایل اهل بیت(ع) در قصه مملکت فرزندان امام مهدی(ع) به چشم آید. چنانکه در متن داستان به نقل کمال‌الدین احمد  بن ‌محمد انباری آمده است، شخصیت اصلی قصه مشاهدات خویش را در مجلس وزیر ابن ‌هبیره بازگو نموده و در پایان مجلس، ابن ‌هبیره همگان را از فاش کردن آن داستان برحذر داشته است. از بخش پایانی این قصه و هشدار ابن ‌هبیره، می‌توان نتیجه گرفت که برای پردازنده داستان، این تلقی وجود داشته است که از نام این وزیر می‌توان با عنوان شخصی بی‌مهر به اهل بیت(ع) سود جست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
الافصاح عن معانی الصحاح. این اثر که ابن ‌خلکان آن را مشتمل بر 19 بخش دانسته، در اصل شرح و تفسیری بر صحیح بخاری و صحیح مسلم بوده است. چنانکه از منابع متقدم و فهارس نسخ خطی برمی‌آید، مؤلف باتوجه به گستره آگاهی و نیز علایقش، هنگام برخورد با موضوعات جالب توجه، از هدف اصلی تألیف کتاب عدول کرده و فصولی مجزا را به آن موضوعات فرعی اختصاص داده است، چنانکه بخشی از آن را تفسیر قرآن و علم قرائت تشکیل می‌دهد و از آنجا که احادیث صحاح را عمده‌ترین منبع استنباط فروع فقه می‌دانست، بخشی را هم به فقه تطبیقی مختص گردانید. &lt;br /&gt;
تألیف این کتاب ــ دست کم بخش مربوط به فقه تطبیقی آن ــ در زمان وزارت وی بوده است. آن قسمت از الافصاح که بیشتر مورد توجه قرار گرفته، همین بخش اخیر است. درباره جایگاه این بخش در مجموعه الافصاح باید گفت که ابن ‌هبیره با رسیدن به حدیث «من یرد اللـه به خیراً یفقهه فی‌الدین» به ذکر مسائل فقهی مورد اتفاق و نیز مورد اختلاف در میان علما و فقهای مذاهب اربعه پرداخته است.  او با هزینه‌ای هنگفت، بسیاری از علما را از شرق و غرب گرد هم آورد و پس از ترتیب دادن مجالس بحث و گفت و گو به تألیف این کتاب دست یازید. شاید ابن ‌هبیره برای برپا کردن اینگونه محافل، بجز انگیزه علمی ـ فرهنگی، انگیزه سیاسی نیز داشته است، ولی باید اذعان داشت که کاستی منابع درباره هویّت کسانی که در آن نشست‌ها حضور داشته‌اند، راه تحقیق درباره هدف برپایی این محافل را سد می‌کند و در این مورد تنها از نام چند تن از حاضران مجلس، چون ابن ‌جوزی، ابن ‌شافع حنبلی، ابن ‌خشّاب نحوی، ابومحمد اشتری مالکی و احتمالاً ابن ‌مارستانیه و ابوحامد احمد بن ‌محمد حنبلی آگاهی داریم. &lt;br /&gt;
مؤلف در تبویب کتاب تقریباً سنت مؤلفان پیشین را در ترتیب بخش‌های عبادات و معاملات و غیره رعایت کرده است. وی در برخی موارد به آراء فقیهانی که خود صاحب مذهب بوده‌اند، همچون ابن ‌منذر و ابوعبید قاسم بن ‌سلام نیز نظر داشته است و در پاره‌ای مسائل آراء خود را هم مطرح کرده است. با یک نگاه به نظرهای شخصی مؤلف در کتاب الافصاح، چنین برمی‌آید که ابن ‌هبیره بیشتر در مباحث عبادات اظهار نظر می‌کرده است. او در دیدگاه‌های خود در مسائل مورد اختلاف فقهی، به جانب احتیاط می‌رفته است و گاه خلاف اجماع عامه و خلاف نظر پیشوایش احمد  بن ‌حنبل حکم کرده است. چنانکه در مورد صلوات بر پیامبر(ص) در تشهد اول نماز، وی به نظر جدید شافعی نزدیک شده و صلوات را اولی دانسته است. همچنین در مواردی حکم غیرمشهور بین حنبلیان را مبنا قرار داده است. برای مثال وی روایتی از احمد بن ‌حنبل را که در آن مُنشِئ سفر (نه کسی که عبوری به جایی رسیده باشد) را که از موارد ابن ‌سبیل دانسته شده است، صحیح می‌داند، حال آنکه مشهور بین حنبلیان، عدم الحاق آن به مصادیق ابن ‌سبیل است. &lt;br /&gt;
باری این اثر به عنوان منبعی کهن و پرمایه در فقه تطبیقی بسیار حایز اهمیت است. این بخش از الافصاح که در نسخ خطی با نامهای الاشراف علی مذاهب الاشراف و اختلاف الائمة العلماء از آن یاد شده توسط محمد راغب طباخ انتشار یافته است. بخش‌های دیگر آن به صورت نسخه‌های خطی در کتابخانه‌های مختلف جهان موجود است. قسمتهای اصلی آن که منحصراً شرح بر احادیث صحاح است، در کتابخانه‌های محمودیه نگهداری می‌شود. همچنین نسخه‌ای از بخشی که در علم قرائت است و با سوره نساء آغاز و به سوره رحمن ختم شده است، در کتابخانه ملی پاریس یافت می‌شود. همچنین در فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نسخه‌ای با عنوان القوافی، در ضمن مجموعه شماره 1612 به نام وی ثبت شده است. &lt;br /&gt;
==آثار منتسب==&lt;br /&gt;
آثار دیگری نیز به او نسبت داده شده که نسخه آنها یافت نشده است، از آن جمله‌اند: &lt;br /&gt;
# العبادات الخمس، در فقه حنبلی.&lt;br /&gt;
# مختصر اصلاح المنطق ابن ‌سکیت.&lt;br /&gt;
# المقتصد، در نحو که ابن ‌خشاب آن را در 4 مجلد شرح کرده و این خود نشانی از توانایی ابن ‌هبیره در علم نحو است.&lt;br /&gt;
# دو ارجوزه، یکی در مقصور و ممدود و دیگری در خط و نیز اشعار دیگری که در کتب مختلف باقی مانده است.&amp;lt;ref&amp;gt; یوسفی اشکوری، حسن و حاج منوچهری، فرامرز، ج5، ص 103-104&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
یوسفی اشکوری، حسن و حاج منوچهری، فرامرز، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A8%D9%84%D8%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660655</id>
		<title>ابن ‌هبل، علی بن ‌احمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A8%D9%84%D8%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660655"/>
		<updated>2023-05-25T12:39:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌هبل، علی بن ‌احمد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR19458.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌هَبَل، ابوالحسن مهذب‌الدین علی بن ‌احمد  بن ‌علی  بن ‌عبدالمنعم بغدادی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = مهذب‌الدین بغدادی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = احمد&lt;br /&gt;
| ولادت = 515ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 610ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = موصل&lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = شمس‌الدین ابوالعباس احمد&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابوالقاسم اسماعیل بن ‌احمد بن ‌سمرقندی، محمد بن ‌احمد عاقولی، عبداللـه بن ‌احمد بن ‌خشّاب&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = یوسف بن ‌خلیل دمشقی، زکی بَرزالی و نجیب عبداللطیف&lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = المختار، الآراء و المشاورات&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCOD19458.AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌هَبَل، ابوالحسن مهذب‌الدین علی بن ‌احمد بن ‌علی بن ‌عبدالمنعم بغدادی'''(23 ذیقعدۀ 515-13 محرم 610ق/2 فوریۀ 1122-3 ژوئن 1213م)، ادیب، حکیم و پزشک. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
وی در بغداد زاده شد و به سبب اقامت در موصل و خلاط (اَخلاط) به موصلی و خلاطی نیز شهرت یافته است. ابن ‌هبل در بغداد پرورش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خویشاوندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبل پسری به نام شمس‌الدین ابوالعباس احمد داشت که او نیز مانند پدر طبابت پیشه کرد، به آسیای صغیر رفت و در دربار کیکاووس بن ‌کیخسرو (دوم) به گرمی پذیرفته شد و همانجا درگذشت و جنازه‌اش را به موصل بردند. از شمس‌الدین دو پسر دانشمند باقی ماند که به هنگام تألیف عیون الانباء در موصل بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و اساتید==&lt;br /&gt;
وی در بغداد به آموختن حدیث، ادب و طب پرداخت و در پزشکی مهارت یافت. او ظاهراً در نظامیه بغداد نیز تحصیل کرده است. استادان او در حدیث و علوم دینی ابوالقاسم اسماعیل بن ‌احمد بن ‌سمرقندی و محمد بن ‌احمد عاقولی بودند. وی در نحو شاگرد عبداللـه بن ‌احمد بن ‌خشّاب نحوی و در ادب شاگرد شریف شجری بود. برخی ابوالقاسم اسماعیل بن ‌احمد سمرقندی و برخی دیگر ابوالبرکات هبه اللـه ابن ‌ملکا پزشک یهودی را استاد او در طب شمرده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان==&lt;br /&gt;
از شاگردان او جز چند تن شناخته نیستند: یوسف  بن ‌خلیل دمشقی، زکی بَرزالی و نجیب عبداللطیف از او روایت کرده‌اند (ذهبی، همانجا). چنانکه گذشت، منذری نیز از او اجازه کتبی داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مسافرتها==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبل پس از پایان تحصیل به موصل رفت و پس از مدتی روانه آذربایجان شد و از آنجا به خلاط در ارمنستان رفت و در خدمت شاه ارمن به طبابت پرداخت. وی در خلاط مال خلاط، ابن ‌هبل ظاهراً به علت احساس خطر از جانب پادشاه ارمنستان، ناگزیر شد، پس از مدتی آنجا را ترک کند و بار دیگر راه موصل را در پیش گیرد، اما پیش از اقامت نهایی در موصل، ظاهراً مدتی را نیز در ماردین گذرانده است. به گفته ابن ‌ابی اصیبعه، ابن ‌هبل در ماردین نزد بدرالدین لؤلؤ و نظام‌الدین ماند، تا آن دو به دست فرمانروای ماردین به قتل رسیدند. این واقعه به گفته ابن ‌اثیر در 601ق/1205م روی داده است. به گفته منذری، ابن ‌هبل در 596ق/1200م از موصل برای او اجازه فرستاده است. شاید بتوان گفت ابن ‌هبل در ضمن اشتغال در ماردین یا خلاط، سفرهایی کوتاه به موصل داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سرانجام==&lt;br /&gt;
وی اواخر عمر را با نابینایی و ناتوانی در موصل گذراند و با این حال از تعلیم باز نماند و در خانه‌اش به تدریس ادامه داد. پس از مرگ جسدش را در موصل دفن کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خصوصیات اخلاقی==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبل را معاصرانش به نیکوکاری و هوشیاری ستوده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== چاپی===&lt;br /&gt;
# المختار، در 4 مجلد و مشتمل بر طب نظری و عملی. این کتاب از نمونه‌های خوب آثار طبی و از کتب معتبر و در تمدن اسلامی بوده است. این اثر شامل اصول کلی طب و تشریح اعضا، داروهای ساده و مرکب و بیماریها، نشانه‌ها و درمان آنها است. این اثر با نامهای دیگر مانند المختار فی الطب، مختارات والمختارات فی الطب نیز شناخته شده است. ابن ‌ابی اصیبعه، تاریخ تألیف آن را 560ق نوشته است. المختار در حیدرآباد دکن (1362-1363ق) در 4 مجلد چاپ شده و قسمتی از آن درباره سنگ کلیه و مثانه به وسیله دوکنینگ به فرانسوی ترجمه و در لیدن (1896م) چاپ شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خطی===&lt;br /&gt;
#الآراء و المشاورات، در 21 فصل در منطق. نسخه‌ای از آن در پاریس موجود است.&lt;br /&gt;
# فی النار الفارسیة و اسبابها و علاماتها و علاجاتها، فصلی است از المختار که نسخه‌ای از آن در توبینگن موجود است.&lt;br /&gt;
# مقالات. نسخه‌ای از آن در آصفیه موجود است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آثار یافت نشده===&lt;br /&gt;
الطب الجمالی، که مؤلف آن را به نام جمال‌الدین محمد، وزیر اتابکان موصل، معروف به جواد پرداخته است. از سخن حاجی خلیفه در مورد المختار فی الطب و تألیف آن به نام وزیر مذکور چنین بر می‌آید که المختار همان الطب الجمالی است. بعضی فهرست‌نویسان نیز المختار را گزینه‌ای از الطب الجمالی می‌دانند، اما در میان نسخه‌های خطی پزشکی تألیفی از ابن ‌هبل با عنوان مستقل الطب الجمالی شناخته نیست. تیس در رساله‌ای نظریات ابن ‌هبل را در مورد بعضی اعضای بدن مانند قلب، کبد و جز آن مورد بررسی قرار داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی اشعاری نیز سروده و در برخی از آنها از اشتیاق خود به دیدار وطنش عراق سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt; رحیم لو، یوسف، ج5، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
نام مقاله نویس، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A8%D9%84%D8%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660654</id>
		<title>ابن ‌هبل، علی بن ‌احمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A8%D9%84%D8%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660654"/>
		<updated>2023-05-25T12:38:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌هبل، علی بن ‌احمد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR19458.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌هَبَل، ابوالحسن مهذب‌الدین علی بن ‌احمد  بن ‌علی  بن ‌عبدالمنعم بغدادی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = مهذب‌الدین بغدادی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = احمد&lt;br /&gt;
| ولادت = 515ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 610ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = موصل&lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = شمس‌الدین ابوالعباس احمد&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابوالقاسم اسماعیل بن ‌احمد بن ‌سمرقندی، محمد بن ‌احمد عاقولی، عبداللـه بن ‌احمد بن ‌خشّاب&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = المختار، الآراء و المشاورات&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCOD19458.AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌هَبَل، ابوالحسن مهذب‌الدین علی بن ‌احمد بن ‌علی بن ‌عبدالمنعم بغدادی'''(23 ذیقعدۀ 515-13 محرم 610ق/2 فوریۀ 1122-3 ژوئن 1213م)، ادیب، حکیم و پزشک. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
وی در بغداد زاده شد و به سبب اقامت در موصل و خلاط (اَخلاط) به موصلی و خلاطی نیز شهرت یافته است. ابن ‌هبل در بغداد پرورش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خویشاوندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبل پسری به نام شمس‌الدین ابوالعباس احمد داشت که او نیز مانند پدر طبابت پیشه کرد، به آسیای صغیر رفت و در دربار کیکاووس بن ‌کیخسرو (دوم) به گرمی پذیرفته شد و همانجا درگذشت و جنازه‌اش را به موصل بردند. از شمس‌الدین دو پسر دانشمند باقی ماند که به هنگام تألیف عیون الانباء در موصل بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و اساتید==&lt;br /&gt;
وی در بغداد به آموختن حدیث، ادب و طب پرداخت و در پزشکی مهارت یافت. او ظاهراً در نظامیه بغداد نیز تحصیل کرده است. استادان او در حدیث و علوم دینی ابوالقاسم اسماعیل بن ‌احمد بن ‌سمرقندی و محمد بن ‌احمد عاقولی بودند. وی در نحو شاگرد عبداللـه بن ‌احمد بن ‌خشّاب نحوی و در ادب شاگرد شریف شجری بود. برخی ابوالقاسم اسماعیل بن ‌احمد سمرقندی و برخی دیگر ابوالبرکات هبه اللـه ابن ‌ملکا پزشک یهودی را استاد او در طب شمرده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان==&lt;br /&gt;
از شاگردان او جز چند تن شناخته نیستند: یوسف  بن ‌خلیل دمشقی، زکی بَرزالی و نجیب عبداللطیف از او روایت کرده‌اند (ذهبی، همانجا). چنانکه گذشت، منذری نیز از او اجازه کتبی داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مسافرتها==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبل پس از پایان تحصیل به موصل رفت و پس از مدتی روانه آذربایجان شد و از آنجا به خلاط در ارمنستان رفت و در خدمت شاه ارمن به طبابت پرداخت. وی در خلاط مال خلاط، ابن ‌هبل ظاهراً به علت احساس خطر از جانب پادشاه ارمنستان، ناگزیر شد، پس از مدتی آنجا را ترک کند و بار دیگر راه موصل را در پیش گیرد، اما پیش از اقامت نهایی در موصل، ظاهراً مدتی را نیز در ماردین گذرانده است. به گفته ابن ‌ابی اصیبعه، ابن ‌هبل در ماردین نزد بدرالدین لؤلؤ و نظام‌الدین ماند، تا آن دو به دست فرمانروای ماردین به قتل رسیدند. این واقعه به گفته ابن ‌اثیر در 601ق/1205م روی داده است. به گفته منذری، ابن ‌هبل در 596ق/1200م از موصل برای او اجازه فرستاده است. شاید بتوان گفت ابن ‌هبل در ضمن اشتغال در ماردین یا خلاط، سفرهایی کوتاه به موصل داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سرانجام==&lt;br /&gt;
وی اواخر عمر را با نابینایی و ناتوانی در موصل گذراند و با این حال از تعلیم باز نماند و در خانه‌اش به تدریس ادامه داد. پس از مرگ جسدش را در موصل دفن کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خصوصیات اخلاقی==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبل را معاصرانش به نیکوکاری و هوشیاری ستوده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== چاپی===&lt;br /&gt;
# المختار، در 4 مجلد و مشتمل بر طب نظری و عملی. این کتاب از نمونه‌های خوب آثار طبی و از کتب معتبر و در تمدن اسلامی بوده است. این اثر شامل اصول کلی طب و تشریح اعضا، داروهای ساده و مرکب و بیماریها، نشانه‌ها و درمان آنها است. این اثر با نامهای دیگر مانند المختار فی الطب، مختارات والمختارات فی الطب نیز شناخته شده است. ابن ‌ابی اصیبعه، تاریخ تألیف آن را 560ق نوشته است. المختار در حیدرآباد دکن (1362-1363ق) در 4 مجلد چاپ شده و قسمتی از آن درباره سنگ کلیه و مثانه به وسیله دوکنینگ به فرانسوی ترجمه و در لیدن (1896م) چاپ شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خطی===&lt;br /&gt;
#الآراء و المشاورات، در 21 فصل در منطق. نسخه‌ای از آن در پاریس موجود است.&lt;br /&gt;
# فی النار الفارسیة و اسبابها و علاماتها و علاجاتها، فصلی است از المختار که نسخه‌ای از آن در توبینگن موجود است.&lt;br /&gt;
# مقالات. نسخه‌ای از آن در آصفیه موجود است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آثار یافت نشده===&lt;br /&gt;
الطب الجمالی، که مؤلف آن را به نام جمال‌الدین محمد، وزیر اتابکان موصل، معروف به جواد پرداخته است. از سخن حاجی خلیفه در مورد المختار فی الطب و تألیف آن به نام وزیر مذکور چنین بر می‌آید که المختار همان الطب الجمالی است. بعضی فهرست‌نویسان نیز المختار را گزینه‌ای از الطب الجمالی می‌دانند، اما در میان نسخه‌های خطی پزشکی تألیفی از ابن ‌هبل با عنوان مستقل الطب الجمالی شناخته نیست. تیس در رساله‌ای نظریات ابن ‌هبل را در مورد بعضی اعضای بدن مانند قلب، کبد و جز آن مورد بررسی قرار داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی اشعاری نیز سروده و در برخی از آنها از اشتیاق خود به دیدار وطنش عراق سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt; رحیم لو، یوسف، ج5، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
نام مقاله نویس، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A8%D9%84%D8%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660653</id>
		<title>ابن ‌هبل، علی بن ‌احمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A8%D9%84%D8%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660653"/>
		<updated>2023-05-25T12:36:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌هبل، علی بن ‌احمد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR19458.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌هَبَل، ابوالحسن مهذب‌الدین علی بن ‌احمد  بن ‌علی  بن ‌عبدالمنعم بغدادی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = مهذب‌الدین بغدادی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = احمد&lt;br /&gt;
| ولادت = 515ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 610ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = موصل&lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = شمس‌الدین ابوالعباس احمد&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابوالقاسم اسماعیل بن ‌احمد بن ‌سمرقندی، محمد بن ‌احمد عاقولی، عبداللـه بن ‌احمد بن ‌خشّاب&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = المختار، الآراء و المشاورات&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCOD19458.AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌هَبَل، ابوالحسن مهذب‌الدین علی بن ‌احمد بن ‌علی بن ‌عبدالمنعم بغدادی'''(23 ذیقعدۀ 515-13 محرم 610ق/2 فوریۀ 1122-3 ژوئن 1213م)، ادیب، حکیم و پزشک. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
وی در بغداد زاده شد و به سبب اقامت در موصل و خلاط (اَخلاط) به موصلی و خلاطی نیز شهرت یافته است. ابن ‌هبل در بغداد پرورش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خویشاوندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبل پسری به نام شمس‌الدین ابوالعباس احمد داشت که او نیز مانند پدر طبابت پیشه کرد، به آسیای صغیر رفت و در دربار کیکاووس بن ‌کیخسرو (دوم) به گرمی پذیرفته شد و همانجا درگذشت و جنازه‌اش را به موصل بردند. از شمس‌الدین دو پسر دانشمند باقی ماند که به هنگام تألیف عیون الانباء در موصل بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و اساتید==&lt;br /&gt;
وی در بغداد به آموختن حدیث، ادب و طب پرداخت و در پزشکی مهارت یافت. او ظاهراً در نظامیه بغداد نیز تحصیل کرده است. استادان او در حدیث و علوم دینی ابوالقاسم اسماعیل بن ‌احمد بن ‌سمرقندی و محمد بن ‌احمد عاقولی بودند. وی در نحو شاگرد عبداللـه بن ‌احمد بن ‌خشّاب نحوی و در ادب شاگرد شریف شجری بود. برخی ابوالقاسم اسماعیل بن ‌احمد سمرقندی و برخی دیگر ابوالبرکات هبه اللـه ابن ‌ملکا پزشک یهودی را استاد او در طب شمرده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان==&lt;br /&gt;
از شاگردان او جز چند تن شناخته نیستند: یوسف  بن ‌خلیل دمشقی، زکی بَرزالی و نجیب عبداللطیف از او روایت کرده‌اند (ذهبی، همانجا). چنانکه گذشت، منذری نیز از او اجازه کتبی داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مسافرتها==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبل پس از پایان تحصیل به موصل رفت و پس از مدتی روانه آذربایجان شد و از آنجا به خلاط در ارمنستان رفت و در خدمت شاه ارمن به طبابت پرداخت. وی در خلاط مال خلاط، ابن ‌هبل ظاهراً به علت احساس خطر از جانب پادشاه ارمنستان، ناگزیر شد، پس از مدتی آنجا را ترک کند و بار دیگر راه موصل را در پیش گیرد، اما پیش از اقامت نهایی در موصل، ظاهراً مدتی را نیز در ماردین گذرانده است. به گفته ابن ‌ابی اصیبعه، ابن ‌هبل در ماردین نزد بدرالدین لؤلؤ و نظام‌الدین ماند، تا آن دو به دست فرمانروای ماردین به قتل رسیدند. این واقعه به گفته ابن ‌اثیر در 601ق/1205م روی داده است. به گفته منذری، ابن ‌هبل در 596ق/1200م از موصل برای او اجازه فرستاده است. شاید بتوان گفت ابن ‌هبل در ضمن اشتغال در ماردین یا خلاط، سفرهایی کوتاه به موصل داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سرانجام==&lt;br /&gt;
وی اواخر عمر را با نابینایی و ناتوانی در موصل گذراند و با این حال از تعلیم باز نماند و در خانه‌اش به تدریس ادامه داد. پس از مرگ جسدش را در موصل دفن کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خصوصیات اخلاقی==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبل را معاصرانش به نیکوکاری و هوشیاری ستوده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== چاپی===&lt;br /&gt;
# المختار، در 4 مجلد و مشتمل بر طب نظری و عملی. این کتاب از نمونه‌های خوب آثار طبی و از کتب معتبر و در تمدن اسلامی بوده است. این اثر شامل اصول کلی طب و تشریح اعضا، داروهای ساده و مرکب و بیماریها، نشانه‌ها و درمان آنها است. این اثر با نامهای دیگر مانند المختار فی الطب، مختارات والمختارات فی الطب نیز شناخته شده است. ابن ‌ابی اصیبعه، تاریخ تألیف آن را 560ق نوشته است. المختار در حیدرآباد دکن (1362-1363ق) در 4 مجلد چاپ شده و قسمتی از آن درباره سنگ کلیه و مثانه به وسیله دوکنینگ به فرانسوی ترجمه و در لیدن (1896م) چاپ شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خطی===&lt;br /&gt;
#الآراء و المشاورات، در 21 فصل در منطق. نسخه‌ای از آن در پاریس موجود است.&lt;br /&gt;
# فی النار الفارسیة و اسبابها و علاماتها و علاجاتها، فصلی است از المختار که نسخه‌ای از آن در توبینگن موجود است.&lt;br /&gt;
# مقالات. نسخه‌ای از آن در آصفیه موجود است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آثار یافت نشده===&lt;br /&gt;
الطب الجمالی، که مؤلف آن را به نام جمال‌الدین محمد، وزیر اتابکان موصل، معروف به جواد پرداخته است. از سخن حاجی خلیفه در مورد المختار فی الطب و تألیف آن به نام وزیر مذکور چنین بر می‌آید که المختار همان الطب الجمالی است. بعضی فهرست‌نویسان نیز المختار را گزینه‌ای از الطب الجمالی می‌دانند، اما در میان نسخه‌های خطی پزشکی تألیفی از ابن ‌هبل با عنوان مستقل الطب الجمالی شناخته نیست. تیس در رساله‌ای نظریات ابن ‌هبل را در مورد بعضی اعضای بدن مانند قلب، کبد و جز آن مورد بررسی قرار داده است.وی اشعاری نیز سروده و در برخی از آنها از اشتیاق خود به دیدار وطنش عراق سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt; رحیم لو، یوسف، ج5، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
نام مقاله نویس، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A8%D9%84%D8%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660652</id>
		<title>ابن ‌هبل، علی بن ‌احمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A8%D9%84%D8%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660652"/>
		<updated>2023-05-25T12:35:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌هبل، علی بن ‌احمد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR19458.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌هَبَل، ابوالحسن مهذب‌الدین علی بن ‌احمد  بن ‌علی  بن ‌عبدالمنعم بغدادی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = مهذب‌الدین بغدادی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = احمد&lt;br /&gt;
| ولادت = 515ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 610ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = موصل&lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = شمس‌الدین ابوالعباس احمد&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابوالقاسم اسماعیل بن ‌احمد بن ‌سمرقندی، محمد بن ‌احمد عاقولی، عبداللـه بن ‌احمد بن ‌خشّاب&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = المختار، الآراء و المشاورات&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCOD19458.AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌هَبَل، ابوالحسن مهذب‌الدین علی بن ‌احمد بن ‌علی بن ‌عبدالمنعم بغدادی'''(23 ذیقعدۀ 515-13 محرم 610ق/2 فوریۀ 1122-3 ژوئن 1213م)، ادیب، حکیم و پزشک. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
وی در بغداد زاده شد و به سبب اقامت در موصل و خلاط (اَخلاط) به موصلی و خلاطی نیز شهرت یافته است. ابن ‌هبل در بغداد پرورش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خویشاوندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبل پسری به نام شمس‌الدین ابوالعباس احمد داشت که او نیز مانند پدر طبابت پیشه کرد، به آسیای صغیر رفت و در دربار کیکاووس بن ‌کیخسرو (دوم) به گرمی پذیرفته شد و همانجا درگذشت و جنازه‌اش را به موصل بردند. از شمس‌الدین دو پسر دانشمند باقی ماند که به هنگام تألیف عیون الانباء در موصل بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و اساتید==&lt;br /&gt;
وی در بغداد به آموختن حدیث، ادب و طب پرداخت و در پزشکی مهارت یافت. او ظاهراً در نظامیه بغداد نیز تحصیل کرده است. استادان او در حدیث و علوم دینی ابوالقاسم اسماعیل بن ‌احمد بن ‌سمرقندی و محمد بن ‌احمد عاقولی بودند. وی در نحو شاگرد عبداللـه بن ‌احمد بن ‌خشّاب نحوی و در ادب شاگرد شریف شجری بود. برخی ابوالقاسم اسماعیل بن ‌احمد سمرقندی و برخی دیگر ابوالبرکات هبه اللـه ابن ‌ملکا پزشک یهودی را استاد او در طب شمرده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان==&lt;br /&gt;
از شاگردان او جز چند تن شناخته نیستند: یوسف  بن ‌خلیل دمشقی، زکی بَرزالی و نجیب عبداللطیف از او روایت کرده‌اند (ذهبی، همانجا). چنانکه گذشت، منذری نیز از او اجازه کتبی داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مسافرتها==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبل پس از پایان تحصیل به موصل رفت و پس از مدتی روانه آذربایجان شد و از آنجا به خلاط در ارمنستان رفت و در خدمت شاه ارمن به طبابت پرداخت. وی در خلاط مال خلاط، ابن ‌هبل ظاهراً به علت احساس خطر از جانب پادشاه ارمنستان، ناگزیر شد، پس از مدتی آنجا را ترک کند و بار دیگر راه موصل را در پیش گیرد، اما پیش از اقامت نهایی در موصل، ظاهراً مدتی را نیز در ماردین گذرانده است. به گفته ابن ‌ابی اصیبعه، ابن ‌هبل در ماردین نزد بدرالدین لؤلؤ و نظام‌الدین ماند، تا آن دو به دست فرمانروای ماردین به قتل رسیدند. این واقعه به گفته ابن ‌اثیر در 601ق/1205م روی داده است. به گفته منذری، ابن ‌هبل در 596ق/1200م از موصل برای او اجازه فرستاده است. شاید بتوان گفت ابن ‌هبل در ضمن اشتغال در ماردین یا خلاط، سفرهایی کوتاه به موصل داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سرانجام==&lt;br /&gt;
وی اواخر عمر را با نابینایی و ناتوانی در موصل گذراند و با این حال از تعلیم باز نماند و در خانه‌اش به تدریس ادامه داد. پس از مرگ جسدش را در موصل دفن کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خصوصیات اخلاقی==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبل را معاصرانش به نیکوکاری و هوشیاری ستوده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== چاپی===&lt;br /&gt;
# المختار، در 4 مجلد و مشتمل بر طب نظری و عملی. این کتاب از نمونه‌های خوب آثار طبی و از کتب معتبر و در تمدن اسلامی بوده است. این اثر شامل اصول کلی طب و تشریح اعضا، داروهای ساده و مرکب و بیماریها، نشانه‌ها و درمان آنها است. این اثر با نامهای دیگر مانند المختار فی الطب، مختارات والمختارات فی الطب نیز شناخته شده است. ابن ‌ابی اصیبعه، تاریخ تألیف آن را 560ق نوشته است. المختار در حیدرآباد دکن (1362-1363ق) در 4 مجلد چاپ شده و قسمتی از آن درباره سنگ کلیه و مثانه به وسیله دوکنینگ به فرانسوی ترجمه و در لیدن (1896م) چاپ شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خطی===&lt;br /&gt;
#الآراء و المشاورات، در 21 فصل در منطق. نسخه‌ای از آن در پاریس موجود است.&lt;br /&gt;
# فی النار الفارسیة و اسبابها و علاماتها و علاجاتها، فصلی است از المختار که نسخه‌ای از آن در توبینگن موجود است.&lt;br /&gt;
# مقالات. نسخه‌ای از آن در آصفیه موجود است. &lt;br /&gt;
وی اشعاری نیز سروده و در برخی از آنها از اشتیاق خود به دیدار وطنش عراق سخن گفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آثار یافت نشده===&lt;br /&gt;
الطب الجمالی، که مؤلف آن را به نام جمال‌الدین محمد، وزیر اتابکان موصل، معروف به جواد پرداخته است. از سخن حاجی خلیفه در مورد المختار فی الطب و تألیف آن به نام وزیر مذکور چنین بر می‌آید که المختار همان الطب الجمالی است. بعضی فهرست‌نویسان نیز المختار را گزینه‌ای از الطب الجمالی می‌دانند، اما در میان نسخه‌های خطی پزشکی تألیفی از ابن ‌هبل با عنوان مستقل الطب الجمالی شناخته نیست. تیس در رساله‌ای نظریات ابن ‌هبل را در مورد بعضی اعضای بدن مانند قلب، کبد و جز آن مورد بررسی قرار داده است&amp;lt;ref&amp;gt; رحیم لو، یوسف، ج5، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
نام مقاله نویس، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A8%D9%84%D8%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660651</id>
		<title>ابن ‌هبل، علی بن ‌احمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A8%D9%84%D8%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660651"/>
		<updated>2023-05-25T12:34:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن ‌هبل، علی بن ‌احمد   | تصویر = NUR19458.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ‌هَبَل، ابوالحسن مهذب‌الدین علی بن ‌احمد  بن ‌علی  بن ‌عبدالمنعم بغدادی | نام‌های دیگر =  | لقب = مهذب‌الدین بغدادی | تخل...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌هبل، علی بن ‌احمد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR19458.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌هَبَل، ابوالحسن مهذب‌الدین علی بن ‌احمد  بن ‌علی  بن ‌عبدالمنعم بغدادی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = مهذب‌الدین بغدادی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = احمد&lt;br /&gt;
| ولادت = 515ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 610ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = موصل&lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = شمس‌الدین ابوالعباس احمد&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابوالقاسم اسماعیل بن ‌احمد بن ‌سمرقندی، محمد بن ‌احمد عاقولی، عبداللـه بن ‌احمد بن ‌خشّاب&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = المختار، الآراء و المشاورات&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCOD19458.AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌هَبَل، ابوالحسن مهذب‌الدین علی بن ‌احمد بن ‌علی بن ‌عبدالمنعم بغدادی'''(23 ذیقعدۀ 515-13 محرم 610ق/2 فوریۀ 1122-3 ژوئن 1213م)، ادیب، حکیم و پزشک. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
وی در بغداد زاده شد و به سبب اقامت در موصل و خلاط (اَخلاط) به موصلی و خلاطی نیز شهرت یافته است. ابن ‌هبل در بغداد پرورش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خویشاوندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبل پسری به نام شمس‌الدین ابوالعباس احمد داشت که او نیز مانند پدر طبابت پیشه کرد، به آسیای صغیر رفت و در دربار کیکاووس بن ‌کیخسرو (دوم) به گرمی پذیرفته شد و همانجا درگذشت و جنازه‌اش را به موصل بردند. از شمس‌الدین دو پسر دانشمند باقی ماند که به هنگام تألیف عیون الانباء در موصل بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و اساتید==&lt;br /&gt;
وی در بغداد به آموختن حدیث، ادب و طب پرداخت و در پزشکی مهارت یافت. او ظاهراً در نظامیه بغداد نیز تحصیل کرده است. استادان او در حدیث و علوم دینی ابوالقاسم اسماعیل بن ‌احمد بن ‌سمرقندی و محمد بن ‌احمد عاقولی بودند. وی در نحو شاگرد عبداللـه بن ‌احمد بن ‌خشّاب نحوی و در ادب شاگرد شریف شجری بود. برخی ابوالقاسم اسماعیل بن ‌احمد سمرقندی و برخی دیگر ابوالبرکات هبه اللـه ابن ‌ملکا پزشک یهودی را استاد او در طب شمرده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان==&lt;br /&gt;
از شاگردان او جز چند تن شناخته نیستند: یوسف  بن ‌خلیل دمشقی، زکی بَرزالی و نجیب عبداللطیف از او روایت کرده‌اند (ذهبی، همانجا). چنانکه گذشت، منذری نیز از او اجازه کتبی داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مسافرتها==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبل پس از پایان تحصیل به موصل رفت و پس از مدتی روانه آذربایجان شد و از آنجا به خلاط در ارمنستان رفت و در خدمت شاه ارمن به طبابت پرداخت. وی در خلاط مال خلاط، ابن ‌هبل ظاهراً به علت احساس خطر از جانب پادشاه ارمنستان، ناگزیر شد، پس از مدتی آنجا را ترک کند و بار دیگر راه موصل را در پیش گیرد، اما پیش از اقامت نهایی در موصل، ظاهراً مدتی را نیز در ماردین گذرانده است. به گفته ابن ‌ابی اصیبعه، ابن ‌هبل در ماردین نزد بدرالدین لؤلؤ و نظام‌الدین ماند، تا آن دو به دست فرمانروای ماردین به قتل رسیدند. این واقعه به گفته ابن ‌اثیر در 601ق/1205م روی داده است. به گفته منذری، ابن ‌هبل در 596ق/1200م از موصل برای او اجازه فرستاده است. شاید بتوان گفت ابن ‌هبل در ضمن اشتغال در ماردین یا خلاط، سفرهایی کوتاه به موصل داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سرانجام==&lt;br /&gt;
وی اواخر عمر را با نابینایی و ناتوانی در موصل گذراند و با این حال از تعلیم باز نماند و در خانه‌اش به تدریس ادامه داد. پس از مرگ جسدش را در موصل دفن کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خصوصیات اخلاقی==&lt;br /&gt;
ابن ‌هبل را معاصرانش به نیکوکاری و هوشیاری ستوده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== چاپی===&lt;br /&gt;
# المختار، در 4 مجلد و مشتمل بر طب نظری و عملی. این کتاب از نمونه‌های خوب آثار طبی و از کتب معتبر و در تمدن اسلامی بوده است. این اثر شامل اصول کلی طب و تشریح اعضا، داروهای ساده و مرکب و بیماریها، نشانه‌ها و درمان آنها است. این اثر با نامهای دیگر مانند المختار فی الطب، مختارات والمختارات فی الطب نیز شناخته شده است. ابن ‌ابی اصیبعه، تاریخ تألیف آن را 560ق نوشته است. المختار در حیدرآباد دکن (1362-1363ق) در 4 مجلد چاپ شده و قسمتی از آن درباره سنگ کلیه و مثانه به وسیله دوکنینگ به فرانسوی ترجمه و در لیدن (1896م) چاپ شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خطی===&lt;br /&gt;
#الآراء و المشاورات، در 21 فصل در منطق. نسخه‌ای از آن در پاریس موجود است.&lt;br /&gt;
# فی النار الفارسیة و اسبابها و علاماتها و علاجاتها، فصلی است از المختار که نسخه‌ای از آن در توبینگن موجود است.&lt;br /&gt;
# مقالات. نسخه‌ای از آن در آصفیه موجود است. &lt;br /&gt;
وی همچنین اشعاری نیز سروده و در برخی از آنها از اشتیاق خود به دیدار وطنش عراق سخن گفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آثار یافت نشده===&lt;br /&gt;
الطب الجمالی، که مؤلف آن را به نام جمال‌الدین محمد، وزیر اتابکان موصل، معروف به جواد پرداخته است. از سخن حاجی خلیفه در مورد المختار فی الطب و تألیف آن به نام وزیر مذکور چنین بر می‌آید که المختار همان الطب الجمالی است. بعضی فهرست‌نویسان نیز المختار را گزینه‌ای از الطب الجمالی می‌دانند، اما در میان نسخه‌های خطی پزشکی تألیفی از ابن ‌هبل با عنوان مستقل الطب الجمالی شناخته نیست. تیس در رساله‌ای نظریات ابن ‌هبل را در مورد بعضی اعضای بدن مانند قلب، کبد و جز آن مورد بررسی قرار داده است&amp;lt;ref&amp;gt; رحیم لو، یوسف، ج5، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
نام مقاله نویس، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660650</id>
		<title>ابن ‌هباریه، محمد بن ‌محمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660650"/>
		<updated>2023-05-25T11:29:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌هباریه، محمد بن ‌محمد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR12839.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌هَبّاریّه، ابویعلی محمد، ملقب به نظام‌الدین&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = نظام الدین&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = محمد&lt;br /&gt;
| ولادت = حدود 414ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 509&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = مالک بانیاسی و ابوجعفر مسلمه&lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = نتائج الفطنة فی نظم کلیلة و دمنة،&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE12839AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌هَبّاریّه، ابویعلی محمد، ملقب به نظام‌الدین''' (ح 414-509ق/1023-1115م)، شاعر هجو سرای عرب در عهد سلجوقیان. هبار نام جد مادری او بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
مآخذ موجود همه گزارش‌هایی یکسان را که غالباً از عمادالدین کاتب گرفته‌اند، درباره او تکرار کرده‌اند، از این گزارش‌ها چنین بر می‌آید که وی در بغداد زاده شده . ابن ‌حجر که منبع اطلاعات او را درباره ابن ‌هباریه نمی‌دانیم، آگاهی بیشتری درباره وی به دست داده است، اما وی زادگاه ابن ‌هباریه را آذربایجان دانسته که البته صحت آن بسیار بعید می‌نماید، اگرچه این نظر را برخی از پژوهشگران معاصر پذیرفته‌اند، درست‌تر آن است که آذربایجان را تصحیف درزیجان، روستایی از توابع بغداد بدانیم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های شعر او==&lt;br /&gt;
زبان شعر ابن ‌هباریه استوار، روشن و غالباً به دور از هرگونه پیچیدگی است. در آثار وی، آنچه در دست داریم، گرایشی به کلام عامیانه دیده نمی‌شود و کلمات فارسی این آثار که برخی در دوران عباسی به عربی راه یافته، هیچ کدام نوظهور نیستند.  در هجا وی را بیشتر می‌توان با ابن ‌عنین در یک صف نهاد تا ابن ‌معذل  که به هجو مردم عادی می‌پرداخته است. &lt;br /&gt;
وی که به شهادت کتابهایش هرگز جانب علم را فرو نگذاشت، از آنجا که ذوق و پسند عامه را مایل به هزل یافت، چندی نگذشت که شعر خویش را به سُخف و مجون درآمیخت و ابن ‌حجاج را که استاد اشعار سخیف بود، به پیشوایی برگزید و اگرچه هرگز به پای او نرسید، در مقام شایسته‌ترین جانشین وی، ادامه دهنده یکی از دو گرایش مهم ادب عربی در عهد سلجوقی گردید. &lt;br /&gt;
اگرچه سروده‌های سُخف‌آمیز ابن ‌هباربه برای روشن ساختن گوشه‌هایی از زندگی اجتماعی و ذوق و سلیقه مردم روزگار وی به کار می‌آید و از دست رفتن دیوان وی که به 3 یا 4 مجلد می‌رسیده است، از این دیدگاه تأسف‌بار است، احتمالاً این جنبه شعر او از تازگی و اهمیت چندانی برخوردار نبوده و اگر همه دیوان وی نیز که غالب آن اشعار سخیف بوده است، بر جای می‌ماند، چه بسا، تنها فایده آن این بود که ابن ‌حجاج دیگری در ادب عرب پدید می‌آمد. &lt;br /&gt;
اما جنبه بااهمیت‌تر شعر ابن ‌هباریه، هجاهای اوست که باتوجه به آنچه از آنها در دست است و نیز گزارش منابع موجود، همه درباره قدرتمندان و فرمانروایان بوده است. وی در آغاز به ستایش آنان پرداخت، اما چون ظاهراً از این ستایش‌ها طرفی نبست، به هجا روی آورد و این هجاها گاه به گونه‌ای باج‌خواهی تبدیل می‌شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن ‌هباریه چندی در بغداد با اهل علم نشست و برخاست کرد و در مجلسی تنی چند از آنان، از جمله مالک بانیاسی و ابوجعفر مسلمه شرکت جست و سرانجام در نقد شعر و علم انساب چیره‌دست شد، اما ملازمت اهل علم او را از میگساری در میخانه‌های قُطْرَبُّل باز نداشت. &lt;br /&gt;
نخستین قربانیان هجاهای وی، خاندان جهیری، احتمالاً نخستین ممدوحان او بودند که نمونه جالب توجه آن را برخی مآخذ گزارش کرده‌اند. وی دامنه هرزه‌گویی‌های خود را به این خاندان منحصر نساخت و قدرتمندان دیگر را نیز چندان به ریشخند گرفت تا خون وی را مباح دانستند.&lt;br /&gt;
ابن هباریه که از بیم جان خود بغداد را ترک کرده بود چندی در شهرهای گوناگون عراق سرگردان بود و سپس به اصفهان رفت. در اصفهان گویا با مساعدت ابوالفرج یحیی بن ‌تلمیذ مورد حمایت خواجه نظام‌الملک قرار گرفت و به ستایش وی پرداخت. گرچه اطرافیان وزیر با او بر سر مهر نبودند، وی از عنایت خواجه نظام‌الملک برخوردار بود و در نعمت و آسایش می‌زیست. این نیکبختی دیری نپایید و ابن ‌هباریه قربانی رقابت میان خواجه نظام الملک و ابن ‌دارست گردید، بدین‌سان که بر اثر تحریک ابن ‌دارست به هجو ولی نعمت خویش پرداخت. نظام الملک ظاهراً از این گناه وی درگذشت و حتی بر اکرام خویش نسبت به او بیفزود، تا آنجا که به گزارش ابن ‌جوزی 500 دینار نیز به وی صله پرداخت، اما او بار دیگر نظام الملک را هجو کرد. این بار وزیر به کشتن او فرمان داد و ابن ‌هباریه به محمد  بن ‌ثابت خجندی پناه برد. خجندی در مجلس مناظره‌ای که با حضور فقیهان در برابر نظام الملک تشکیل می‌شد، به شفاعت از وی پرداخت و وزیر بار دیگر از گناه وی درگذشت  و ابن ‌هباریه ظاهراً، برای جبران آنچه گذشته بود، قصیده‌ای را که در ستایش وی سروده بود، بخواند، اما تملّق کفرآمیز وی بار دیگر خشم ممدوح را برانگیخت. از این پس وی چندی از عمر خویش را در سرگردانی، ناامنی و تنگدستی در جست و جوی پناهگاهی تازه گذراند. &lt;br /&gt;
خلیفه بغداد بی‌خردتر از آن بود که شاعر بدو پناه برد. ابن ‌دارست نیز که به سبب دوستی با ابن ‌هباریه از عنایت خواجه محروم مانده بود، چندان گشاده دست نبود که نیازهای شاعر را برآورده سازد. از همه مهم‌تر، شاعر به بددینی و بدزبانی شهرت یافته بود. از این‌رو در قصیده سینیّه‌ای همه قدرتمندان روزگار خویش را به باد ناسزا گرفت و سپس از اصفهان قصد کرمان کرد. در کرمان به ستایش ایرانشاه سلجوقی و مکرم  بن ‌علاء وزیر پرداخت. &lt;br /&gt;
اقامت او در کرمان اگر چه مصادف با سالهای پایان عمر وی بود، چندان پربار است که از وی چهره‌ای تازه ارائه می‌دهد، بهترین آثار وی که همه اهمیت او مرهون آنهاست، در کرمان و در همین سالها پدید آمدند.&lt;br /&gt;
ابن ‌هباریه در این آثار، دیگر آن شاعر هرزه درای بدزبان نیست که پوشیده‌ترین و شرم‌آورترین معانی را در شعر خویش می‌گنجانید، بلکه در کسوت خردمندی که دل نگران ارزش‌های اخلاقی روزگار خویش است، ظاهر می‌گردد. از این روی آثار این دوره از زندگی وی مشحون از اندرزهای اخلاقی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خصوصیات اخلاقی==&lt;br /&gt;
شاید بتوان گفت که ابن ‌هباریه به رغم شهرت به فساد اخلاق، ستایش‌های اغراق‌آمیز از قدرتمندان و نیز بدزبانی، نشانه‌هایی از آزادگی و خردمندی را نیز در وجود خویش داشته است. وی در یکی از اشعار خود از اینکه ناگزید بوده است، آبرو و نیز ظرافت هنر خویش را دست مایه معیشت سازد، نالیده است. همچنین در روزگار اقامت در بغداد از اینکه می‌دیده است شهر بغداد با همه زیبایی‌هایش مسکن توانگران بی‌خردی است که همه اسباب خوشگذرانی خود را در آن می‌یابند د، اما از جوانمردی و انسانیت در آن خبری نیست، شکوه کرده است. این چهره وی در یکی از آثار او نیز که تاریخ تألیف آن روشن نیست، آشکار است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش مآخذ درباره خبث لسان وی و هجو همه مردم حتی پدر و مادر خویش  را باید در شمار گزارش‌های سنتی و داوری‌های رایج درباره اینگونه شاعران دانست. احتمالاً قصیده سینیّه وی در هجو نظام الملک، ملکشاه، ابوالغنائم، خلیفه مقتدی و دیگر قدرتمندان موجب چنین شهرتی گردیده است. حتی شعر رکیک وی خطاب به بارع دبّاس را نیز که برخی نقل همه آن را دور از شرم پنداشته‌اند، باید نوعی شوخی بین دو دوست صاحب ذوق دانست، چنانکه بارع نیز پاسخی درخور به آن داده است، اما همین شعر نیز هنگامی سروده شده که بارع در کسوت صاحب مقامی، از دیدار با وی تن زد و یا ابن ‌هباریه به سبب اشتغال بارع به مهمات شغل خود، از دیدار وی محروم گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مذهب==&lt;br /&gt;
مآخذ کهن درباره مذهب ابن ‌هباریه سکوت اختیار کرده‌اند. تنها ابن ‌جوزی به رثای وی درباره امام حسین(ع) اشاره کرده است ، اما قمی وی را شیعه دانسته و گزارشی از حضور وی بر تربت امام حسین(ع) و گریستن وی بر خاندان علی  بن ‌ابی‌طالب(ع) و نیز مرثیه‌های او به دست داده است که قابل تأمل است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
درباره تاریخ مرگ ابن ‌هباریه نیز میان مآخذ کهن اختلاف بسیار است، چنانکه مرگ وی را در سالهای پس از 490 و پیش از 504 و 509ق دانسته، اما بیشتر آنها 509ق را صحیح دانسته‌اند. از سوی دیگر ابن ‌حجر تنها مأخذی است که به‌طور دقیق، به طول عمر و نیز وفات وی اشاره کرده و 509ق را برگزیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
# نتائج الفطنة فی نظم کلیلة و دمنة، این کتاب از مهم‌ترین آثار ابن ‌هباریه که یکی از نمونه‌های شاخص شعر تعلیمی در این دوره به‌شمار می‌آید. این کتاب که به ادعای خود وی تنها در 10 روز به نظم درآمده، برای اهدا به مجدالملک وزیر برکیارق سروده شده و توسط دوست و حامی شاعر، ابوالفرج یحیی بن ‌تلمیذ، روز عید نوروز به وی تقدیم شده است. با آنکه سبب اهدای کتاب و نام مجدالملک در مقدمه منظومه آمده است، به گفته طاهر شاعر ادعا کرده است که روزگار خویش هیچ‌کس را شایسته آن نیافته که کتاب خود را به وی اهدا کند و از این‌رو تنها انگیزه او در سرودن آن، جاودانه ساختن یاد خویش بوده است. &lt;br /&gt;
# الصادح والباغم، این اثر منظومه‌ای است در 000‘2 بیت و شامل حکایت‌های اخلاقی است که به شیوه کلیله و دمنه از زبان جانوران نقل شده و ابن ‌هباریه هنر قصه‌‌پردازی خویش را در آن نشان داده و به گفته خود وی 10 سال از عمر خویش را بر سر سرودن آن نهاده است. جنبه اخلاقی این کتاب که شاعر در آن اندیشه‌ها و تجربه‌های خویش را در قالب حکایت‌های گوناگون به نظم کشیده، بسیار بیشتر از اثر پیشین است. با این حال، کتاب از دو دیدگاه دارای اهمیت است، نخست آنکه رفتار اجتماعی و ضعف‌های اخلاقی مردم هم‌روزگار وی در آن بازتاب یافته است، دیگر آنکه کتاب بیانگر اخلاق سیاسی حاکم بر جامعه آن روز است. موضوع اخیر در دو فصل کتاب با عنوانهای «فی صحبه السلطان» و «فی واجبات السلطان» قابل بررسی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسخه‌های متعددی که از الصادح و الباغم موجود است و نیز چاپهای مکرر آن، نشانه آن است که این کتاب همواره مورد علاقه مردم بوده است. برخی از ادیبان نیز به آن توجه نشان داده‌اند، ازجمله ابن ‌حجّه حموی آن را با عنوان تغریدات الصباح مختصر کرده و ابن ‌حلوانی با اقتباس از آن، اثر دیگرش با عنوان الناغم من الصادح والباغم فراهم آورده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#نظم رساله فلسفی و عرفانی حی  بن ‌یقظان ابن ‌سینا ازمهم‌ترین اثار ابن ‌هباریه که احتمالاً آن نیز در همین دوره سروده شده است. این ‌منظومه گاه به خود ابن  ‌سینا نسبت داده شده است، اما در آغاز نسخه‌ای از این اثر که در استانبول موجود است، اشاره شده است که از ابن ‌هباریه درخواست شد تا رساله حی  بن ‌یقظان ابن ‌سینا را به نظم درآورد و او به سبب ناآشنایی به معانی آن از این درخواست سرباز زد، اما سرانجام بر سبیل آزمایش به نظم رساله همّت گماشت. این منظومه در 154 بیت است که تقریباً با رساله منثور ابن ‌سینا مطابق است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزون بر آثاری که یاد شد، کتابهای زیر نیز در شمار آثار ابن ‌هباریه است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آثار خطی===&lt;br /&gt;
# فلک المعالی، کتابی است شامل پند و اندرز، در قالب حکایت‌های منظوم و منثور. این کتاب در 12 فصل تنظیم شده و نسخه‌ای از آن در ایاصوفیه موجود است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
===آثار یافت نشده===&lt;br /&gt;
# دیوان&lt;br /&gt;
# ذکر الذکر و فضل الشعر&lt;br /&gt;
# کتابی در رد ابومحمد الغندجانی&lt;br /&gt;
# زجر النابح، در دفاع از ابوالعلاء و تأیید سقط الزند &lt;br /&gt;
# کتاب اللقائط &lt;br /&gt;
# مجانین العقلاء&lt;br /&gt;
# المجدی، که گفته‌اند آن را برای مجدالملک تألیف کرده است.&lt;br /&gt;
# نزهه الاحیاء، که منظومه‌ای ادبی بوده است و نیز ارجوزه‌ای در ذم مدارس و خانقاه‌ها &amp;lt;ref&amp;gt; سیدی، سید محمد، ج5، ص 99-102&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
نام مقاله نویس، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660649</id>
		<title>ابن ‌هباریه، محمد بن ‌محمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660649"/>
		<updated>2023-05-25T11:27:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن ‌هباریه، محمد بن ‌محمد   | تصویر = NUR12839.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ‌هَبّاریّه، ابویعلی محمد، ملقب به نظام‌الدین | نام‌های دیگر =  | لقب =  | تخلص =  | نسب =  | نام پدر = محمد | ولادت = حدود 414ق |...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌هباریه، محمد بن ‌محمد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR12839.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌هَبّاریّه، ابویعلی محمد، ملقب به نظام‌الدین&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = محمد&lt;br /&gt;
| ولادت = حدود 414ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 509&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = مالک بانیاسی و ابوجعفر مسلمه&lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = نتائج الفطنة فی نظم کلیلة و دمنة،&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE12839AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن ‌هَبّاریّه، ابویعلی محمد، ملقب به نظام‌الدین (ح 414-509ق/1023-1115م)، شاعر هجو سرای عرب در عهد سلجوقیان. هبار نام جد مادری او بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
مآخذ موجود همه گزارش‌هایی یکسان را که غالباً از عمادالدین کاتب گرفته‌اند، درباره او تکرار کرده‌اند، از این گزارش‌ها چنین بر می‌آید که وی در بغداد زاده شده . ابن ‌حجر که منبع اطلاعات او را درباره ابن ‌هباریه نمی‌دانیم، آگاهی بیشتری درباره وی به دست داده است، اما وی زادگاه ابن ‌هباریه را آذربایجان دانسته که البته صحت آن بسیار بعید می‌نماید، اگرچه این نظر را برخی از پژوهشگران معاصر پذیرفته‌اند، درست‌تر آن است که آذربایجان را تصحیف درزیجان، روستایی از توابع بغداد بدانیم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های شعر او==&lt;br /&gt;
زبان شعر ابن ‌هباریه استوار، روشن و غالباً به دور از هرگونه پیچیدگی است. در آثار وی، آنچه در دست داریم، گرایشی به کلام عامیانه دیده نمی‌شود و کلمات فارسی این آثار که برخی در دوران عباسی به عربی راه یافته، هیچ کدام نوظهور نیستند.  در هجا وی را بیشتر می‌توان با ابن ‌عنین در یک صف نهاد تا ابن ‌معذل  که به هجو مردم عادی می‌پرداخته است. &lt;br /&gt;
وی که به شهادت کتابهایش هرگز جانب علم را فرو نگذاشت، از آنجا که ذوق و پسند عامه را مایل به هزل یافت، چندی نگذشت که شعر خویش را به سُخف و مجون درآمیخت و ابن ‌حجاج را که استاد اشعار سخیف بود، به پیشوایی برگزید و اگرچه هرگز به پای او نرسید، در مقام شایسته‌ترین جانشین وی، ادامه دهنده یکی از دو گرایش مهم ادب عربی در عهد سلجوقی گردید. &lt;br /&gt;
اگرچه سروده‌های سُخف‌آمیز ابن ‌هباربه برای روشن ساختن گوشه‌هایی از زندگی اجتماعی و ذوق و سلیقه مردم روزگار وی به کار می‌آید و از دست رفتن دیوان وی که به 3 یا 4 مجلد می‌رسیده است، از این دیدگاه تأسف‌بار است، احتمالاً این جنبه شعر او از تازگی و اهمیت چندانی برخوردار نبوده و اگر همه دیوان وی نیز که غالب آن اشعار سخیف بوده است، بر جای می‌ماند، چه بسا، تنها فایده آن این بود که ابن ‌حجاج دیگری در ادب عرب پدید می‌آمد. &lt;br /&gt;
اما جنبه بااهمیت‌تر شعر ابن ‌هباریه، هجاهای اوست که باتوجه به آنچه از آنها در دست است و نیز گزارش منابع موجود، همه درباره قدرتمندان و فرمانروایان بوده است. وی در آغاز به ستایش آنان پرداخت، اما چون ظاهراً از این ستایش‌ها طرفی نبست، به هجا روی آورد و این هجاها گاه به گونه‌ای باج‌خواهی تبدیل می‌شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن ‌هباریه چندی در بغداد با اهل علم نشست و برخاست کرد و در مجلسی تنی چند از آنان، از جمله مالک بانیاسی و ابوجعفر مسلمه شرکت جست و سرانجام در نقد شعر و علم انساب چیره‌دست شد، اما ملازمت اهل علم او را از میگساری در میخانه‌های قُطْرَبُّل باز نداشت. &lt;br /&gt;
نخستین قربانیان هجاهای وی، خاندان جهیری، احتمالاً نخستین ممدوحان او بودند که نمونه جالب توجه آن را برخی مآخذ گزارش کرده‌اند. وی دامنه هرزه‌گویی‌های خود را به این خاندان منحصر نساخت و قدرتمندان دیگر را نیز چندان به ریشخند گرفت تا خون وی را مباح دانستند.&lt;br /&gt;
ابن هباریه که از بیم جان خود بغداد را ترک کرده بود چندی در شهرهای گوناگون عراق سرگردان بود و سپس به اصفهان رفت. در اصفهان گویا با مساعدت ابوالفرج یحیی بن ‌تلمیذ مورد حمایت خواجه نظام‌الملک قرار گرفت و به ستایش وی پرداخت. گرچه اطرافیان وزیر با او بر سر مهر نبودند، وی از عنایت خواجه نظام‌الملک برخوردار بود و در نعمت و آسایش می‌زیست. این نیکبختی دیری نپایید و ابن ‌هباریه قربانی رقابت میان خواجه نظام الملک و ابن ‌دارست گردید، بدین‌سان که بر اثر تحریک ابن ‌دارست به هجو ولی نعمت خویش پرداخت. نظام الملک ظاهراً از این گناه وی درگذشت و حتی بر اکرام خویش نسبت به او بیفزود، تا آنجا که به گزارش ابن ‌جوزی 500 دینار نیز به وی صله پرداخت، اما او بار دیگر نظام الملک را هجو کرد. این بار وزیر به کشتن او فرمان داد و ابن ‌هباریه به محمد  بن ‌ثابت خجندی پناه برد. خجندی در مجلس مناظره‌ای که با حضور فقیهان در برابر نظام الملک تشکیل می‌شد، به شفاعت از وی پرداخت و وزیر بار دیگر از گناه وی درگذشت  و ابن ‌هباریه ظاهراً، برای جبران آنچه گذشته بود، قصیده‌ای را که در ستایش وی سروده بود، بخواند، اما تملّق کفرآمیز وی بار دیگر خشم ممدوح را برانگیخت. از این پس وی چندی از عمر خویش را در سرگردانی، ناامنی و تنگدستی در جست و جوی پناهگاهی تازه گذراند. &lt;br /&gt;
خلیفه بغداد بی‌خردتر از آن بود که شاعر بدو پناه برد. ابن ‌دارست نیز که به سبب دوستی با ابن ‌هباریه از عنایت خواجه محروم مانده بود، چندان گشاده دست نبود که نیازهای شاعر را برآورده سازد. از همه مهم‌تر، شاعر به بددینی و بدزبانی شهرت یافته بود. از این‌رو در قصیده سینیّه‌ای همه قدرتمندان روزگار خویش را به باد ناسزا گرفت و سپس از اصفهان قصد کرمان کرد. در کرمان به ستایش ایرانشاه سلجوقی و مکرم  بن ‌علاء وزیر پرداخت. &lt;br /&gt;
اقامت او در کرمان اگر چه مصادف با سالهای پایان عمر وی بود، چندان پربار است که از وی چهره‌ای تازه ارائه می‌دهد، بهترین آثار وی که همه اهمیت او مرهون آنهاست، در کرمان و در همین سالها پدید آمدند.&lt;br /&gt;
ابن ‌هباریه در این آثار، دیگر آن شاعر هرزه درای بدزبان نیست که پوشیده‌ترین و شرم‌آورترین معانی را در شعر خویش می‌گنجانید، بلکه در کسوت خردمندی که دل نگران ارزش‌های اخلاقی روزگار خویش است، ظاهر می‌گردد. از این روی آثار این دوره از زندگی وی مشحون از اندرزهای اخلاقی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خصوصیات اخلاقی==&lt;br /&gt;
شاید بتوان گفت که ابن ‌هباریه به رغم شهرت به فساد اخلاق، ستایش‌های اغراق‌آمیز از قدرتمندان و نیز بدزبانی، نشانه‌هایی از آزادگی و خردمندی را نیز در وجود خویش داشته است. وی در یکی از اشعار خود از اینکه ناگزید بوده است، آبرو و نیز ظرافت هنر خویش را دست مایه معیشت سازد، نالیده است. همچنین در روزگار اقامت در بغداد از اینکه می‌دیده است شهر بغداد با همه زیبایی‌هایش مسکن توانگران بی‌خردی است که همه اسباب خوشگذرانی خود را در آن می‌یابند د، اما از جوانمردی و انسانیت در آن خبری نیست، شکوه کرده است. این چهره وی در یکی از آثار او نیز که تاریخ تألیف آن روشن نیست، آشکار است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش مآخذ درباره خبث لسان وی و هجو همه مردم حتی پدر و مادر خویش  را باید در شمار گزارش‌های سنتی و داوری‌های رایج درباره اینگونه شاعران دانست. احتمالاً قصیده سینیّه وی در هجو نظام الملک، ملکشاه، ابوالغنائم، خلیفه مقتدی و دیگر قدرتمندان موجب چنین شهرتی گردیده است. حتی شعر رکیک وی خطاب به بارع دبّاس را نیز که برخی نقل همه آن را دور از شرم پنداشته‌اند، باید نوعی شوخی بین دو دوست صاحب ذوق دانست، چنانکه بارع نیز پاسخی درخور به آن داده است، اما همین شعر نیز هنگامی سروده شده که بارع در کسوت صاحب مقامی، از دیدار با وی تن زد و یا ابن ‌هباریه به سبب اشتغال بارع به مهمات شغل خود، از دیدار وی محروم گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مذهب==&lt;br /&gt;
مآخذ کهن درباره مذهب ابن ‌هباریه سکوت اختیار کرده‌اند. تنها ابن ‌جوزی به رثای وی درباره امام حسین(ع) اشاره کرده است ، اما قمی وی را شیعه دانسته و گزارشی از حضور وی بر تربت امام حسین(ع) و گریستن وی بر خاندان علی  بن ‌ابی‌طالب(ع) و نیز مرثیه‌های او به دست داده است که قابل تأمل است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
درباره تاریخ مرگ ابن ‌هباریه نیز میان مآخذ کهن اختلاف بسیار است، چنانکه مرگ وی را در سالهای پس از 490 و پیش از 504 و 509ق دانسته، اما بیشتر آنها 509ق را صحیح دانسته‌اند. از سوی دیگر ابن ‌حجر تنها مأخذی است که به‌طور دقیق، به طول عمر و نیز وفات وی اشاره کرده و 509ق را برگزیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
# نتائج الفطنة فی نظم کلیلة و دمنة، این کتاب از مهم‌ترین آثار ابن ‌هباریه که یکی از نمونه‌های شاخص شعر تعلیمی در این دوره به‌شمار می‌آید. این کتاب که به ادعای خود وی تنها در 10 روز به نظم درآمده، برای اهدا به مجدالملک وزیر برکیارق سروده شده و توسط دوست و حامی شاعر، ابوالفرج یحیی بن ‌تلمیذ، روز عید نوروز به وی تقدیم شده است. با آنکه سبب اهدای کتاب و نام مجدالملک در مقدمه منظومه آمده است، به گفته طاهر شاعر ادعا کرده است که روزگار خویش هیچ‌کس را شایسته آن نیافته که کتاب خود را به وی اهدا کند و از این‌رو تنها انگیزه او در سرودن آن، جاودانه ساختن یاد خویش بوده است. &lt;br /&gt;
# الصادح والباغم، این اثر منظومه‌ای است در 000‘2 بیت و شامل حکایت‌های اخلاقی است که به شیوه کلیله و دمنه از زبان جانوران نقل شده و ابن ‌هباریه هنر قصه‌‌پردازی خویش را در آن نشان داده و به گفته خود وی 10 سال از عمر خویش را بر سر سرودن آن نهاده است. جنبه اخلاقی این کتاب که شاعر در آن اندیشه‌ها و تجربه‌های خویش را در قالب حکایت‌های گوناگون به نظم کشیده، بسیار بیشتر از اثر پیشین است. با این حال، کتاب از دو دیدگاه دارای اهمیت است، نخست آنکه رفتار اجتماعی و ضعف‌های اخلاقی مردم هم‌روزگار وی در آن بازتاب یافته است، دیگر آنکه کتاب بیانگر اخلاق سیاسی حاکم بر جامعه آن روز است. موضوع اخیر در دو فصل کتاب با عنوانهای «فی صحبه السلطان» و «فی واجبات السلطان» قابل بررسی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسخه‌های متعددی که از الصادح و الباغم موجود است و نیز چاپهای مکرر آن، نشانه آن است که این کتاب همواره مورد علاقه مردم بوده است. برخی از ادیبان نیز به آن توجه نشان داده‌اند، ازجمله ابن ‌حجّه حموی آن را با عنوان تغریدات الصباح مختصر کرده و ابن ‌حلوانی با اقتباس از آن، اثر دیگرش با عنوان الناغم من الصادح والباغم فراهم آورده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#نظم رساله فلسفی و عرفانی حی  بن ‌یقظان ابن ‌سینا ازمهم‌ترین اثار ابن ‌هباریه که احتمالاً آن نیز در همین دوره سروده شده است. این ‌منظومه گاه به خود ابن  ‌سینا نسبت داده شده است، اما در آغاز نسخه‌ای از این اثر که در استانبول موجود است، اشاره شده است که از ابن ‌هباریه درخواست شد تا رساله حی  بن ‌یقظان ابن ‌سینا را به نظم درآورد و او به سبب ناآشنایی به معانی آن از این درخواست سرباز زد، اما سرانجام بر سبیل آزمایش به نظم رساله همّت گماشت. این منظومه در 154 بیت است که تقریباً با رساله منثور ابن ‌سینا مطابق است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزون بر آثاری که یاد شد، کتابهای زیر نیز در شمار آثار ابن ‌هباریه است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آثار خطی===&lt;br /&gt;
# فلک المعالی، کتابی است شامل پند و اندرز، در قالب حکایت‌های منظوم و منثور. این کتاب در 12 فصل تنظیم شده و نسخه‌ای از آن در ایاصوفیه موجود است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
===آثار یافت نشده===&lt;br /&gt;
# دیوان&lt;br /&gt;
# ذکر الذکر و فضل الشعر&lt;br /&gt;
# کتابی در رد ابومحمد الغندجانی&lt;br /&gt;
# زجر النابح، در دفاع از ابوالعلاء و تأیید سقط الزند &lt;br /&gt;
# کتاب اللقائط &lt;br /&gt;
# مجانین العقلاء&lt;br /&gt;
# المجدی، که گفته‌اند آن را برای مجدالملک تألیف کرده است.&lt;br /&gt;
# نزهه الاحیاء، که منظومه‌ای ادبی بوده است و نیز ارجوزه‌ای در ذم مدارس و خانقاه‌ها &amp;lt;ref&amp;gt; سیدی، سید محمد، ج5، ص 99-102&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
نام مقاله نویس، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%84%D8%B3%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=660648</id>
		<title>ابن ‌هانی اندلسی، محمد بن ‌هانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%84%D8%B3%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=660648"/>
		<updated>2023-05-25T11:10:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌هانی اندلسی، محمد بن ‌هانی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR34261.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌هانی، ابوالحسن (ابوالقاسم) محمد بن ‌هانیء بن ‌محمد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = ‌هانیء&lt;br /&gt;
| ولادت = 320ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = اشبیلیه&lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = اشبیلیه&lt;br /&gt;
| رحلت = 362ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه اسماعیلی&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = دیوان شعر&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE34261AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌هانی، ابوالحسن (ابوالقاسم) محمد بن ‌هانیء  بن ‌محمد''' (د 362ق/973م)، شاعر اسماعیلی اواخر دوره امویان در اندلس و عصر فاطمیان در مغرب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
تاریخ تولد او نیز اختلاف است. یعلاوی باتوجه به پاره‌ای قراین، ازجمله تاریخ وفات شاعر، سن وی هنگام مرگ و تاریخ پیوستن او به جوهر، سردار فاطمی، تاریخ تولد او را 320ق/932م دانسته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
شاعر ظاهراً در اشبیلیه زاده شده و همانجا پرورش یافته است. گرچه برخی نیز البیره را زادگاه او دانسته‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نسب==&lt;br /&gt;
نسب شاعر به مُهَلَّب بن ‌ابی صُفره (د 83ق/702م)، سردار اموی می‌رسید. شهرت اَزْدی و مهلّبی وی از همین جاست، هرچند که ظاهراً مهلب خود ایرانی‌نژاد بوده، نه ازدی. پدر او هانی که اهل یکی از آبادیهای اطراف المهدیه در افریقیه و گویا از داعیان اسماعیلی بود ، به اندلس مهاجرت کرده و در اشبیلیه و سپس قرطبه و البیره اقامت گزیده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعر دیگری نیز به نام ابن ‌هانی شناخته شده که به روایت منابع از نوادگان ابن ‌هانیء معروف است. وی که محمد بن ‌ابراهیم بن ‌مفضل ازدی نام دارد، در سده  6ق/12م در مصر می‌زیسته و در اواخر دوره وزارت صالح بن ‌رُزّیک (پیش از 560ق/1165م) درگذشته است. عمادالدین کاتب اشعار بسیاری از او نقل کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
به رغم شهرت ادبی و سیاسی او و آگاهی‌های فراوانی که از احوال و عقاید وی در دست است، نکاتی از زندگی و شخصیت او هنوز در پرده  ابهام است. مثلاً با آنکه بخش اعظم زندگی وی در زادگاهش اندلس گذشته است، منابع جز اطلاعاتی کلی و مختصر از احوال او در این دوره به دست نداده‌اند و عجیب‌تر اینکه نه از اشعار اندلسی او اکنون اثری در دست است و نه در اشعار موجود وی اشاره‌ای به اندلس و نحوه  زندگی و فعالیت شاعر در آن سرزمین دیده می‌شود. بعلاوی فهرست دقیقی که از مشخصات قصاید ابن ‌هانی، از جمله زمان و مکان سرودن آنها به دست داده است. به‌علاوه، از زمان و چگونگی آشنایی شاعر با «دعوت» فاطمیان نیز جز حدس و گمان برخی معاصران درباره  ارتباط پدر وی با آنان اطلاعی در دست نیست. این ابهامها احتمالاً با بی‌توجهی و احیاناً بی‌مهری برخی منابع کهن مغربی و اندلسی نسبت به او بی‌ارتباط نیست، چه ظاهراً عقاید اسماعیلی شاعر و پیوندهایش با فاطمیان سبب شده که شرح حال‌نویسان مزبور که عموماً سنیانی متعصب بوده‌اند، اغلب جز به اختصار از او سخن نگویند و در این میان دیوان وی نیز از جهت اعتقادی و سیاسی، گاه مورد بی‌اعتنایی یا دستخوش به گزینی گردد. &lt;br /&gt;
تنها آگاهی دیگری که از زندگی شاعر در اندلس داریم، پیوستن او به بارگاه امیر اشبیلیه و دوستی صمیمانه  شاعر با او و سپس گریختن وی از اندلس است. جزئیات این جزئیات این رویدادها به درستی دانسته نیست. حتی نمی‌دانیم آن امیر اندلسی که بوده است؛ تنها می‌دانیم که عقاید یا رفتار بی‌پروای شاعر مایه  بدگمانی و خشم مردم اشبیلیه نسبت او شده بود، تا آنجا که وی به توصیه  امیر اشبیلیه که غیبت موقت شاعر را برای آرام شدن اوضاع لازم می‌شمرد، در 27 سالگی، اشبیلیه و اندلس را ترک گفت و به مغرب رفت. نکته  درخور توجه در این‌باره، اینکه غالب منابع کهن از هوسرانیهای شاعر و عقاید فسی وی که قاعدتاً مراد از آن همان باورهای شیعی و اسماعیلی اوست، یکجا و در کنار هم یاد کرده‌اند و به درستی روشن نیست که آیا این اشاره‌ها حاکی از واقعیت امر ، یا تمایلی به مخدوش کردن چهره  شاعر و مخدومان فاطمیش و یا هر دو است. در مغرب، وی نخست به مدح جوهر صقلی، سردار فاطمی که در این هنگام سرگرم فتوحات بزرگ خود در مغرب اقصی بود، پرداخت، اما چون مهری از او ندید، رو به سوی امیر جعفر  بن ‌علی  بن ‌حمدون آورد و به مدح وی و برادرش یحیی پرداخت. جعفر که والی المعزالدین اللـه، خلیفه  فاطمی، بر مَسیله، مرکز ولایت زاب در مغرب میانه بود، بارگاهی پررونق داشت که توجه بسیاری از شاعران و ادیبان ازجمله ابن ‌هانی را به خود جلب کرده بود. &lt;br /&gt;
ورود شاعر به مسیله درهای کامیابی را به روی او گشود. وی به زودی در بارگاه جعفر مقامی بلند یافت و در زمره  دوستان نزدیک وی درآمد، چنانکه حتی بعدها که جعفر از معز و فاطمیان گسست، شاعر با آنکه خود اینک مدیحه‌سرای معز شده بود، از جعفر به بدی یاد نکرد. چند سال بعد، معز که آوازه  ابن ‌هانی را شنیده و چه بسا از قصایدی که شاعر احتمالاً از مسیله برای وی می‌فرستاد، خشنود شده بود، او را از جعفر طلب کرد. جعفر نیز شاعر را با هدایایی به قیروان نزد خلیفه فرستاد. &lt;br /&gt;
با سفر ابن ‌هانی به قیروان که گویا چندان بی‌خطر و تهی از برخی سختی‌ها نیز نبوده است، مرحله دیگری از زندگی شاعر آغاز شد که گرچه نسبتاً کوتاه بود، به‌ویژه از لحاظ ادبی، پربارترین مرحله زندگی وی به‌شمار می‌رود. مدیحه‌های بلند و خیره کننده شاعر در این دوره که مبالغه‌آمیز بودن آنها همواره مورد نکوهش منابع کهن بوده، به زودی موجب عنایت و دلبستگی عمیق خلیفه به وی گردید، چنانکه به گفته  خود ابن ‌هانی هیچ شاعر و ادیبی پیش از او به چنین منزلتی نزد ممدوح خود نرسیده بود. مهم‌ترین مدیحه‌های اعتقادی و سیاسی ابن ‌هانی نیز در همین دوره اقامت وی در بارگاه خلافت سروده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تخصص==&lt;br /&gt;
از محیط تربیتی و استادان وی اطلاعی در دست نیست، اما منابع از تبحر وی در شعر و ادب سخن گفته‌اند. اشعار او نیز حاکی از آگاهی وسیع وی از فرهنگ و ادب عربی و اسلامی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌ها ==&lt;br /&gt;
روایتهای مختلفی که درباره نحوه زندگی و مرگ ابن ‌هانی، در دست است، از جهت دیگری نیز اهمیت می‌یابند و آن همانا تصویر متضادی است که باتوجه به این روایتها از شخصیت ابن ‌هانی در مقام شاعری مؤمن و مبارزه‌جو به دست می‌آید. با آنکه میل به باده‌نوشی و هوسرانی، آن هم در میان شاعران اندلسی، به هیچ‌روی غریب نیست، وجود برخی گرایش‌های افراطی از این دست که در رفتار و گاه در قالب اشعار غنایی و تغزلی جلوه‌گر می‌شود، نزد شاعری چون ابن ‌هانیء که فعالیت ادبی خود را وقف مبارزه اعتقادی و سیاسی فاطمیان کرده است، اگر غیرعادی نباشد، دست کم نشان می‌دهد که چگونه نویسندگان و ناقدان، با گذشت زمان، تصویر شاعران مؤمن و آرمان‌خواه خویش را، پاکیزه می‌گردانند و هرگونه آلایش را از آن می‌زدایند. &lt;br /&gt;
ابن ‌هانی، به رغم زندگی کوتاهش، در میان شاعران اندلس آوازه‌ای بلند یافته است، گرچه شهرت وی درواقع پس از مهاجرتش از اندلس آغاز شد به همین سبب نیز، چنانکه ابن ‌حزم اشاره کرده، او را به سرزمینی که منزلگاه بعدی او بود، یعنی مغرب، منسوب داشته‌اند. آوازه وی تا آنجا رسید که او را هم‌سنگ متنبی شمردند. این مقایسه که البته خود حاکی از رقابت شاعران غرب جهان اسلام با شرقیان و نموداری از استقلال‌طلبی ایشان در برابر شرق است و حتی مایه  افسانه پردازیهایی نیز درباره ملاقات میان دو شاعر شده است، گرچه بی‌شک مبالغه‌آمیز است، حقیقتی را در خود نهفته دارد که همانا شباهت برخی مضامین و اسلوب‌ها و حتی عبارتها در شعر این دو شاعر نامدار است. این شباهتها که داوریهای موافق و مخالف منتقدان را به دنبال آورده است. گذشته از تواناییهای ذاتی این دو تن، حاصل دلبستگی ابن ‌هانی به متنبی و ممارست وی در سبک و مضمون اشعار اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سبک شعری==&lt;br /&gt;
سبک شعر ابن ‌هانی همچون سبک شعر متنبی نوکلاسیک است. اکثر قریب به اتفاق قصاید موجود او را مدح تشکیل می‌دهد و در این میان بیشترین مدیحه‌ها در ستایش جعفر و یحیی، امیران مسیله و سپس معز، خلیفه  فاطمی است. ساختمان قصاید ابن ‌هانی که اغلب بسیار بلند و بیشتر در وزنهای طویل، کامل و بسیط است ، کاملاً بر الگوی سنتی قصاید عرب استوار است و شاعر در آنجا جز در مواردی اندک از چارچوب رایج این قصاید خارج نشده است. قوت بیان، فراوانی تصاویر و قلت تصنع، یعنی همان عواملی که شعر او را در نظر محققان به شعر متنبی شبیه ساخته، از ویژگیهای بارز شعر اوست. با این همه، گرایشی نیز به واژگان دشوار و پرطنین و تعابیر غریب در اشعار وی دیده می‌شود که از دیرباز مایه خرده‌گیری بر شعر او بوده است چنانکه گویند منتقد برجسته‌ای چون ابوالعلاء معری چون اشعار ابن ‌هانی را شنید، طنین گوش‌خراش آنها را به ریشخند گرفت. &lt;br /&gt;
در اشعار ابن ‌هانی، بسیاری از امور شخصی و رویدادهای تاریخی از جمله جنگهای فاطمیان با دشمنان مسلمان و مسیحیشان بازتاب یافته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==باورها==&lt;br /&gt;
اما احتمالاً شاخص‌ترین ویژگی شعر ابن ‌هانی که از او شاعری بحث‌انگیز ساخته، همانا درون مایه اعتقادی و سیاسی اشعار اوست و همین ویژگی است که از دیرباز سبب شده که داوری‌های ادبی و فنی منتقدان درباره وی از حب و بغض‌های مذهبی و سیاسی برکنار نماند.&lt;br /&gt;
مدیحه‌هایی که ابن ‌هانی در ستایش معز سروده اغلب آکنده از مفاهیم و باورهای مذهبی و کلامی اسماعیلی است. مفاهیمی چون امامت، عصمت امام، جایگاه امام در خلقت و سایر باورهای بنیادی اسماعیلیان به‌ویژه درباره امامت که همه در قالب مدح و خطاب به معز، امام و ممدوح شاعر به نظم آمده، در بسیاری از قصاید او به چشم می‌خورد.  در برخی از این قصاید که طبعاً برای خواننده  ناآشنا با باورهای اسماعیلیان غریب می‌نماید، شاعر گاه چنان صفتهای بزرگی (مثلاً واحد، قهار، علة الدنیا) به ممدوح خود نسبت می‌دهد که جز با تفسیرهای پیچیده کلامی نمی‌توان از تضاد آنها با باورهای متعارف اهل سنت کاست. همین امر سبب شده که به استثنای شیعیان امامی که البته نسبت به او نظر مساعد داشته‌اند. تقریباً تمامی منابع دیگر او را به غلو یا کفرگویی متهم کنند و آنان نیز که خواسته‌اند توضیحی برای این امر بیابند، یا مانند ابن ‌شَدّاد قیروانی خلیفه معز را متهم ساخته‌اند که شعرای خود را وادار به چنین غلوهایی کرده است. و یا اصولاً در صداقت ابن ‌هانی شک کرده و مدیحه‌های شاعر را تنها وسیله‌ای برای تملق و دست‌یابی به عطایایی بیشتر قلمداد کرده‌اند، حال آنکه، با توجه به قراین تاریخی و ادبی، دلیلی برای تردید در صداقت ابن ‌هانی در دست نیست و آنچه غلو و در نتیجه کفرگویی ابن ‌هانی خوانده شده، درواقع چیزی نیست جز تجلّی منظوم عقاید نحله‌هایی که صرف ظهور تاریخیشان، در نظر عامه اهل سنت، حاکی از نوعی فراتر رفتن از حد متعارف زندگی و باورهای مسلمانان بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
ابن هانی هنگام انتقال پایتخت به قاهره، زمانی که خلیفه در حال حرکت به سوی مصر بود، به گونه‌ای نامنتظر کشته شد. علل و چگونگی مرگ ابن ‌هانی خود از نکات تاریک زندگی اوست. به روایت منابع، شاعر هنگامی که معز، افریقیه (تقریباً تونس امروزی) را به قصد مصر ترک می‌گفت، تا مسافتی از راه (ظاهراً پس از برقه) در رکاب وی بود و آنگاه که پس از بدرقه  او، برای آوردن خانواده  خود، به سوی مغرب باز می‌گشته، در برقه چند روزی در خانه  یکی از اعیان شهر اقامت کرد. در همین شهر، در بامداد شبی که با باده‌نوشی و احیاناً کشمکش‌هایی همراه بوده، پیکر بی‌جان او را که با پاره‌ای از جامه‌اش خفه شده بود، در باغی یافتند. برخی قتل او را با شرابخواری و هوسرانی‌های او مربوط دانسته اند. برخی نیز حسادتها و خصومتهای شخصی یا سیاسی را در این امر دخیل شمرده اند. مرگ ابن ‌هانی، بر معز نیز گران آمد، چه او امید داشت که با داشتن شاعر بزرگی چون وی، از لحاظ ادبی نیز خلافت بغداد را به مبارزه بطلبد و هر چه بیشتر بر رونق ادبی و سیاسی بارگاه خود بیفزاید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
دیوان ابن ‌هانی که دست کم از نیمه  دوم سده  5ق/11م شهرت و رواج داشته، نخستین بار در 1274ق/1857م در بولاق به چاپ رسید و سپس بارها در بیروت انتشار یافت. اما کامل‌ترین پژوهش دیوان تاکنون، از آنِ زاهد علی، پژوهشگر اسماعیلی هند است که با استفاده از چاپهای یاد شده و نسخه‌های خطی متعدد، تصحیحی انتقادی از متن دیوان فراهم آورده و سپس به شرح اشعار پرداخته و این همه را، با مقدمه‌ای تحقیقی و البته جانبدارانه در احوال و عقاید و شعر ابن ‌هانی، در حدود 900 صفحه با عنوان تبیین المعانی فی شرح دیوان ابن ‌هانیء در قاهره (1352ق/1933م) به چاپ رسانده است. حاجی خلیفه تاریخی نیز به ابن ‌هانی نسبت داده  که جز اشاره  بروکلمان، اطلاعی از آن در دست نیست. &amp;lt;ref&amp;gt;ارزنده، مهران، ج5، ص 93- 97&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
ارزنده، مهران، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%84%D8%B3%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=660647</id>
		<title>ابن ‌هانی اندلسی، محمد بن ‌هانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%84%D8%B3%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=660647"/>
		<updated>2023-05-25T11:09:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌هانی اندلسی، محمد بن ‌هانی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR34261.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌هانی، ابوالحسن (ابوالقاسم) محمد بن ‌هانیء بن ‌محمد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = ‌هانیء&lt;br /&gt;
| ولادت = 320ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = اشبیلیه&lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = اشبیلیه&lt;br /&gt;
| رحلت = 362ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه اسماعیلی&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = دیوان شعر&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE34261AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌هانی، ابوالحسن (ابوالقاسم) محمد بن ‌هانیء  بن ‌محمد''' (د 362ق/973م)، شاعر اسماعیلی اواخر دوره امویان در اندلس و عصر فاطمیان در مغرب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
تاریخ تولد او نیز اختلاف است. یعلاوی باتوجه به پاره‌ای قراین، ازجمله تاریخ وفات شاعر، سن وی هنگام مرگ و تاریخ پیوستن او به جوهر، سردار فاطمی، تاریخ تولد او را 320ق/932م دانسته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
شاعر ظاهراً در اشبیلیه زاده شده و همانجا پرورش یافته است. گرچه برخی نیز البیره را زادگاه او دانسته‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نسب==&lt;br /&gt;
نسب شاعر به مُهَلَّب بن ‌ابی صُفره (د 83ق/702م)، سردار اموی می‌رسید. شهرت اَزْدی و مهلّبی وی از همین جاست، هرچند که ظاهراً مهلب خود ایرانی‌نژاد بوده، نه ازدی. پدر او هانی که اهل یکی از آبادیهای اطراف المهدیه در افریقیه و گویا از داعیان اسماعیلی بود ، به اندلس مهاجرت کرده و در اشبیلیه و سپس قرطبه و البیره اقامت گزیده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعر دیگری نیز به نام ابن ‌هانی شناخته شده که به روایت منابع از نوادگان ابن ‌هانیء معروف است. وی که محمد بن ‌ابراهیم بن ‌مفضل ازدی نام دارد، در سده  6ق/12م در مصر می‌زیسته و در اواخر دوره وزارت صالح بن ‌رُزّیک (پیش از 560ق/1165م) درگذشته است. عمادالدین کاتب اشعار بسیاری از او نقل کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
به رغم شهرت ادبی و سیاسی او و آگاهی‌های فراوانی که از احوال و عقاید وی در دست است، نکاتی از زندگی و شخصیت او هنوز در پرده  ابهام است. مثلاً با آنکه بخش اعظم زندگی وی در زادگاهش اندلس گذشته است، منابع جز اطلاعاتی کلی و مختصر از احوال او در این دوره به دست نداده‌اند و عجیب‌تر اینکه نه از اشعار اندلسی او اکنون اثری در دست است و نه در اشعار موجود وی اشاره‌ای به اندلس و نحوه  زندگی و فعالیت شاعر در آن سرزمین دیده می‌شود. بعلاوی فهرست دقیقی که از مشخصات قصاید ابن ‌هانی، از جمله زمان و مکان سرودن آنها به دست داده است. به‌علاوه، از زمان و چگونگی آشنایی شاعر با «دعوت» فاطمیان نیز جز حدس و گمان برخی معاصران درباره  ارتباط پدر وی با آنان اطلاعی در دست نیست. این ابهامها احتمالاً با بی‌توجهی و احیاناً بی‌مهری برخی منابع کهن مغربی و اندلسی نسبت به او بی‌ارتباط نیست، چه ظاهراً عقاید اسماعیلی شاعر و پیوندهایش با فاطمیان سبب شده که شرح حال‌نویسان مزبور که عموماً سنیانی متعصب بوده‌اند، اغلب جز به اختصار از او سخن نگویند و در این میان دیوان وی نیز از جهت اعتقادی و سیاسی، گاه مورد بی‌اعتنایی یا دستخوش به گزینی گردد. &lt;br /&gt;
تنها آگاهی دیگری که از زندگی شاعر در اندلس داریم، پیوستن او به بارگاه امیر اشبیلیه و دوستی صمیمانه  شاعر با او و سپس گریختن وی از اندلس است. جزئیات این جزئیات این رویدادها به درستی دانسته نیست. حتی نمی‌دانیم آن امیر اندلسی که بوده است؛ تنها می‌دانیم که عقاید یا رفتار بی‌پروای شاعر مایه  بدگمانی و خشم مردم اشبیلیه نسبت او شده بود، تا آنجا که وی به توصیه  امیر اشبیلیه که غیبت موقت شاعر را برای آرام شدن اوضاع لازم می‌شمرد، در 27 سالگی، اشبیلیه و اندلس را ترک گفت و به مغرب رفت. نکته  درخور توجه در این‌باره، اینکه غالب منابع کهن از هوسرانیهای شاعر و عقاید فسی وی که قاعدتاً مراد از آن همان باورهای شیعی و اسماعیلی اوست، یکجا و در کنار هم یاد کرده‌اند و به درستی روشن نیست که آیا این اشاره‌ها حاکی از واقعیت امر ، یا تمایلی به مخدوش کردن چهره  شاعر و مخدومان فاطمیش و یا هر دو است. در مغرب، وی نخست به مدح جوهر صقلی، سردار فاطمی که در این هنگام سرگرم فتوحات بزرگ خود در مغرب اقصی بود، پرداخت، اما چون مهری از او ندید، رو به سوی امیر جعفر  بن ‌علی  بن ‌حمدون آورد و به مدح وی و برادرش یحیی پرداخت. جعفر که والی المعزالدین اللـه، خلیفه  فاطمی، بر مَسیله، مرکز ولایت زاب در مغرب میانه بود، بارگاهی پررونق داشت که توجه بسیاری از شاعران و ادیبان ازجمله ابن ‌هانی را به خود جلب کرده بود. &lt;br /&gt;
ورود شاعر به مسیله درهای کامیابی را به روی او گشود. وی به زودی در بارگاه جعفر مقامی بلند یافت و در زمره  دوستان نزدیک وی درآمد، چنانکه حتی بعدها که جعفر از معز و فاطمیان گسست، شاعر با آنکه خود اینک مدیحه‌سرای معز شده بود، از جعفر به بدی یاد نکرد. چند سال بعد، معز که آوازه  ابن ‌هانی را شنیده و چه بسا از قصایدی که شاعر احتمالاً از مسیله برای وی می‌فرستاد، خشنود شده بود، او را از جعفر طلب کرد. جعفر نیز شاعر را با هدایایی به قیروان نزد خلیفه فرستاد. &lt;br /&gt;
با سفر ابن ‌هانی به قیروان که گویا چندان بی‌خطر و تهی از برخی سختی‌ها نیز نبوده است، مرحله دیگری از زندگی شاعر آغاز شد که گرچه نسبتاً کوتاه بود، به‌ویژه از لحاظ ادبی، پربارترین مرحله زندگی وی به‌شمار می‌رود. مدیحه‌های بلند و خیره کننده شاعر در این دوره که مبالغه‌آمیز بودن آنها همواره مورد نکوهش منابع کهن بوده، به زودی موجب عنایت و دلبستگی عمیق خلیفه به وی گردید، چنانکه به گفته  خود ابن ‌هانی هیچ شاعر و ادیبی پیش از او به چنین منزلتی نزد ممدوح خود نرسیده بود. مهم‌ترین مدیحه‌های اعتقادی و سیاسی ابن ‌هانی نیز در همین دوره اقامت وی در بارگاه خلافت سروده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تخصص==&lt;br /&gt;
از محیط تربیتی و استادان وی اطلاعی در دست نیست، اما منابع از تبحر وی در شعر و ادب سخن گفته‌اند. اشعار او نیز حاکی از آگاهی وسیع وی از فرهنگ و ادب عربی و اسلامی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌ها ==&lt;br /&gt;
روایتهای مختلفی که درباره نحوه زندگی و مرگ ابن ‌هانی، در دست است، از جهت دیگری نیز اهمیت می‌یابند و آن همانا تصویر متضادی است که باتوجه به این روایتها از شخصیت ابن ‌هانی در مقام شاعری مؤمن و مبارزه‌جو به دست می‌آید. با آنکه میل به باده‌نوشی و هوسرانی، آن هم در میان شاعران اندلسی، به هیچ‌روی غریب نیست، وجود برخی گرایش‌های افراطی از این دست که در رفتار و گاه در قالب اشعار غنایی و تغزلی جلوه‌گر می‌شود، نزد شاعری چون ابن ‌هانیء که فعالیت ادبی خود را وقف مبارزه اعتقادی و سیاسی فاطمیان کرده است، اگر غیرعادی نباشد، دست کم نشان می‌دهد که چگونه نویسندگان و ناقدان، با گذشت زمان، تصویر شاعران مؤمن و آرمان‌خواه خویش را، پاکیزه می‌گردانند و هرگونه آلایش را از آن می‌زدایند. &lt;br /&gt;
ابن ‌هانی، به رغم زندگی کوتاهش، در میان شاعران اندلس آوازه‌ای بلند یافته است، گرچه شهرت وی درواقع پس از مهاجرتش از اندلس آغاز شد به همین سبب نیز، چنانکه ابن ‌حزم اشاره کرده، او را به سرزمینی که منزلگاه بعدی او بود، یعنی مغرب، منسوب داشته‌اند. آوازه وی تا آنجا رسید که او را هم‌سنگ متنبی شمردند. این مقایسه که البته خود حاکی از رقابت شاعران غرب جهان اسلام با شرقیان و نموداری از استقلال‌طلبی ایشان در برابر شرق است و حتی مایه  افسانه پردازیهایی نیز درباره ملاقات میان دو شاعر شده است، گرچه بی‌شک مبالغه‌آمیز است، حقیقتی را در خود نهفته دارد که همانا شباهت برخی مضامین و اسلوب‌ها و حتی عبارتها در شعر این دو شاعر نامدار است. این شباهتها که داوریهای موافق و مخالف منتقدان را به دنبال آورده است. گذشته از تواناییهای ذاتی این دو تن، حاصل دلبستگی ابن ‌هانی به متنبی و ممارست وی در سبک و مضمون اشعار اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سبک شعری==&lt;br /&gt;
سبک شعر ابن ‌هانی همچون سبک شعر متنبی نوکلاسیک است. اکثر قریب به اتفاق قصاید موجود او را مدح تشکیل می‌دهد و در این میان بیشترین مدیحه‌ها در ستایش جعفر و یحیی، امیران مسیله و سپس معز، خلیفه  فاطمی است. ساختمان قصاید ابن ‌هانی که اغلب بسیار بلند و بیشتر در وزنهای طویل، کامل و بسیط است ، کاملاً بر الگوی سنتی قصاید عرب استوار است و شاعر در آنجا جز در مواردی اندک از چارچوب رایج این قصاید خارج نشده است. قوت بیان، فراوانی تصاویر و قلت تصنع، یعنی همان عواملی که شعر او را در نظر محققان به شعر متنبی شبیه ساخته، از ویژگیهای بارز شعر اوست. با این همه، گرایشی نیز به واژگان دشوار و پرطنین و تعابیر غریب در اشعار وی دیده می‌شود که از دیرباز مایه خرده‌گیری بر شعر او بوده است چنانکه گویند منتقد برجسته‌ای چون ابوالعلاء معری چون اشعار ابن ‌هانی را شنید، طنین گوش‌خراش آنها را به ریشخند گرفت. &lt;br /&gt;
در اشعار ابن ‌هانی، بسیاری از امور شخصی و رویدادهای تاریخی از جمله جنگهای فاطمیان با دشمنان مسلمان و مسیحیشان بازتاب یافته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==باورها==&lt;br /&gt;
اما احتمالاً شاخص‌ترین ویژگی شعر ابن ‌هانی که از او شاعری بحث‌انگیز ساخته، همانا درون مایه اعتقادی و سیاسی اشعار اوست و همین ویژگی است که از دیرباز سبب شده که داوری‌های ادبی و فنی منتقدان درباره وی از حب و بغض‌های مذهبی و سیاسی برکنار نماند.&lt;br /&gt;
 مدیحه‌هایی که ابن ‌هانی در ستایش معز سروده اغلب آکنده از مفاهیم و باورهای مذهبی و کلامی اسماعیلی است. مفاهیمی چون امامت، عصمت امام، جایگاه امام در خلقت و سایر باورهای بنیادی اسماعیلیان به‌ویژه درباره امامت که همه در قالب مدح و خطاب به معز، امام و ممدوح شاعر به نظم آمده، در بسیاری از قصاید او به چشم می‌خورد.  در برخی از این قصاید که طبعاً برای خواننده  ناآشنا با باورهای اسماعیلیان غریب می‌نماید، شاعر گاه چنان صفتهای بزرگی (مثلاً واحد، قهار، علة الدنیا) به ممدوح خود نسبت می‌دهد که جز با تفسیرهای پیچیده کلامی نمی‌توان از تضاد آنها با باورهای متعارف اهل سنت کاست. همین امر سبب شده که به استثنای شیعیان امامی که البته نسبت به او نظر مساعد داشته‌اند. تقریباً تمامی منابع دیگر او را به غلو یا کفرگویی متهم کنند و آنان نیز که خواسته‌اند توضیحی برای این امر بیابند، یا مانند ابن ‌شَدّاد قیروانی خلیفه معز را متهم ساخته‌اند که شعرای خود را وادار به چنین غلوهایی کرده است. و یا اصولاً در صداقت ابن ‌هانی شک کرده و مدیحه‌های شاعر را تنها وسیله‌ای برای تملق و دست‌یابی به عطایایی بیشتر قلمداد کرده‌اند، حال آنکه، با توجه به قراین تاریخی و ادبی، دلیلی برای تردید در صداقت ابن ‌هانی در دست نیست و آنچه غلو و در نتیجه کفرگویی ابن ‌هانی خوانده شده، درواقع چیزی نیست جز تجلّی منظوم عقاید نحله‌هایی که صرف ظهور تاریخیشان، در نظر عامه اهل سنت، حاکی از نوعی فراتر رفتن از حد متعارف زندگی و باورهای مسلمانان بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
ابن هانی هنگام انتقال پایتخت به قاهره، زمانی که خلیفه در حال حرکت به سوی مصر بود، به گونه‌ای نامنتظر کشته شد. علل و چگونگی مرگ ابن ‌هانی خود از نکات تاریک زندگی اوست. به روایت منابع، شاعر هنگامی که معز، افریقیه (تقریباً تونس امروزی) را به قصد مصر ترک می‌گفت، تا مسافتی از راه (ظاهراً پس از برقه) در رکاب وی بود و آنگاه که پس از بدرقه  او، برای آوردن خانواده  خود، به سوی مغرب باز می‌گشته، در برقه چند روزی در خانه  یکی از اعیان شهر اقامت کرد. در همین شهر، در بامداد شبی که با باده‌نوشی و احیاناً کشمکش‌هایی همراه بوده، پیکر بی‌جان او را که با پاره‌ای از جامه‌اش خفه شده بود، در باغی یافتند. برخی قتل او را با شرابخواری و هوسرانی‌های او مربوط دانسته اند. برخی نیز حسادتها و خصومتهای شخصی یا سیاسی را در این امر دخیل شمرده اند. &lt;br /&gt;
مرگ ابن ‌هانی، بر معز نیز گران آمد، چه او امید داشت که با داشتن شاعر بزرگی چون وی، از لحاظ ادبی نیز خلافت بغداد را به مبارزه بطلبد و هر چه بیشتر بر رونق ادبی و سیاسی بارگاه خود بیفزاید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
دیوان ابن ‌هانی که دست کم از نیمه  دوم سده  5ق/11م شهرت و رواج داشته، نخستین بار در 1274ق/1857م در بولاق به چاپ رسید و سپس بارها در بیروت انتشار یافت. اما کامل‌ترین پژوهش دیوان تاکنون، از آنِ زاهد علی، پژوهشگر اسماعیلی هند است که با استفاده از چاپهای یاد شده و نسخه‌های خطی متعدد، تصحیحی انتقادی از متن دیوان فراهم آورده و سپس به شرح اشعار پرداخته و این همه را، با مقدمه‌ای تحقیقی و البته جانبدارانه در احوال و عقاید و شعر ابن ‌هانی، در حدود 900 صفحه با عنوان تبیین المعانی فی شرح دیوان ابن ‌هانیء در قاهره (1352ق/1933م) به چاپ رسانده است. حاجی خلیفه تاریخی نیز به ابن ‌هانی نسبت داده  که جز اشاره  بروکلمان، اطلاعی از آن در دست نیست. &amp;lt;ref&amp;gt;ارزنده، مهران، ج5، ص 93- 97&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
ارزنده، مهران، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%84%D8%B3%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=660646</id>
		<title>ابن ‌هانی اندلسی، محمد بن ‌هانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%84%D8%B3%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=660646"/>
		<updated>2023-05-25T11:09:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن ‌هانی اندلسی، محمد بن ‌هانی   | تصویر = NUR34261.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ‌هانی، ابوالحسن (ابوالقاسم) محمد بن ‌هانیء بن ‌محمد | نام‌های دیگر =  | لقب =  | تخلص =  | نسب =  | نام پدر = ‌هانیء | ول...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌هانی اندلسی، محمد بن ‌هانی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR34261.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌هانی، ابوالحسن (ابوالقاسم) محمد بن ‌هانیء بن ‌محمد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = ‌هانیء&lt;br /&gt;
| ولادت = 320ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = اشبیلیه&lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = اشبیلیه&lt;br /&gt;
| رحلت = 362ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه اسماعیلی&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = دیوان شعر&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE34261AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن ‌هانی، ابوالحسن (ابوالقاسم) محمد بن ‌هانیء  بن ‌محمد (د 362ق/973م)، شاعر اسماعیلی اواخر دوره امویان در اندلس و عصر فاطمیان در مغرب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
تاریخ تولد او نیز اختلاف است. یعلاوی باتوجه به پاره‌ای قراین، ازجمله تاریخ وفات شاعر، سن وی هنگام مرگ و تاریخ پیوستن او به جوهر، سردار فاطمی، تاریخ تولد او را 320ق/932م دانسته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
شاعر ظاهراً در اشبیلیه زاده شده و همانجا پرورش یافته است. گرچه برخی نیز البیره را زادگاه او دانسته‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نسب==&lt;br /&gt;
نسب شاعر به مُهَلَّب بن ‌ابی صُفره (د 83ق/702م)، سردار اموی می‌رسید. شهرت اَزْدی و مهلّبی وی از همین جاست، هرچند که ظاهراً مهلب خود ایرانی‌نژاد بوده، نه ازدی. پدر او هانی که اهل یکی از آبادیهای اطراف المهدیه در افریقیه و گویا از داعیان اسماعیلی بود ، به اندلس مهاجرت کرده و در اشبیلیه و سپس قرطبه و البیره اقامت گزیده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعر دیگری نیز به نام ابن ‌هانی شناخته شده که به روایت منابع از نوادگان ابن ‌هانیء معروف است. وی که محمد بن ‌ابراهیم بن ‌مفضل ازدی نام دارد، در سده  6ق/12م در مصر می‌زیسته و در اواخر دوره وزارت صالح بن ‌رُزّیک (پیش از 560ق/1165م) درگذشته است. عمادالدین کاتب اشعار بسیاری از او نقل کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
به رغم شهرت ادبی و سیاسی او و آگاهی‌های فراوانی که از احوال و عقاید وی در دست است، نکاتی از زندگی و شخصیت او هنوز در پرده  ابهام است. مثلاً با آنکه بخش اعظم زندگی وی در زادگاهش اندلس گذشته است، منابع جز اطلاعاتی کلی و مختصر از احوال او در این دوره به دست نداده‌اند و عجیب‌تر اینکه نه از اشعار اندلسی او اکنون اثری در دست است و نه در اشعار موجود وی اشاره‌ای به اندلس و نحوه  زندگی و فعالیت شاعر در آن سرزمین دیده می‌شود. بعلاوی فهرست دقیقی که از مشخصات قصاید ابن ‌هانی، از جمله زمان و مکان سرودن آنها به دست داده است. به‌علاوه، از زمان و چگونگی آشنایی شاعر با «دعوت» فاطمیان نیز جز حدس و گمان برخی معاصران درباره  ارتباط پدر وی با آنان اطلاعی در دست نیست. این ابهامها احتمالاً با بی‌توجهی و احیاناً بی‌مهری برخی منابع کهن مغربی و اندلسی نسبت به او بی‌ارتباط نیست، چه ظاهراً عقاید اسماعیلی شاعر و پیوندهایش با فاطمیان سبب شده که شرح حال‌نویسان مزبور که عموماً سنیانی متعصب بوده‌اند، اغلب جز به اختصار از او سخن نگویند و در این میان دیوان وی نیز از جهت اعتقادی و سیاسی، گاه مورد بی‌اعتنایی یا دستخوش به گزینی گردد. &lt;br /&gt;
تنها آگاهی دیگری که از زندگی شاعر در اندلس داریم، پیوستن او به بارگاه امیر اشبیلیه و دوستی صمیمانه  شاعر با او و سپس گریختن وی از اندلس است. جزئیات این جزئیات این رویدادها به درستی دانسته نیست. حتی نمی‌دانیم آن امیر اندلسی که بوده است؛ تنها می‌دانیم که عقاید یا رفتار بی‌پروای شاعر مایه  بدگمانی و خشم مردم اشبیلیه نسبت او شده بود، تا آنجا که وی به توصیه  امیر اشبیلیه که غیبت موقت شاعر را برای آرام شدن اوضاع لازم می‌شمرد، در 27 سالگی، اشبیلیه و اندلس را ترک گفت و به مغرب رفت. نکته  درخور توجه در این‌باره، اینکه غالب منابع کهن از هوسرانیهای شاعر و عقاید فسی وی که قاعدتاً مراد از آن همان باورهای شیعی و اسماعیلی اوست، یکجا و در کنار هم یاد کرده‌اند و به درستی روشن نیست که آیا این اشاره‌ها حاکی از واقعیت امر ، یا تمایلی به مخدوش کردن چهره  شاعر و مخدومان فاطمیش و یا هر دو است. در مغرب، وی نخست به مدح جوهر صقلی، سردار فاطمی که در این هنگام سرگرم فتوحات بزرگ خود در مغرب اقصی بود، پرداخت، اما چون مهری از او ندید، رو به سوی امیر جعفر  بن ‌علی  بن ‌حمدون آورد و به مدح وی و برادرش یحیی پرداخت. جعفر که والی المعزالدین اللـه، خلیفه  فاطمی، بر مَسیله، مرکز ولایت زاب در مغرب میانه بود، بارگاهی پررونق داشت که توجه بسیاری از شاعران و ادیبان ازجمله ابن ‌هانی را به خود جلب کرده بود. &lt;br /&gt;
ورود شاعر به مسیله درهای کامیابی را به روی او گشود. وی به زودی در بارگاه جعفر مقامی بلند یافت و در زمره  دوستان نزدیک وی درآمد، چنانکه حتی بعدها که جعفر از معز و فاطمیان گسست، شاعر با آنکه خود اینک مدیحه‌سرای معز شده بود، از جعفر به بدی یاد نکرد. چند سال بعد، معز که آوازه  ابن ‌هانی را شنیده و چه بسا از قصایدی که شاعر احتمالاً از مسیله برای وی می‌فرستاد، خشنود شده بود، او را از جعفر طلب کرد. جعفر نیز شاعر را با هدایایی به قیروان نزد خلیفه فرستاد. &lt;br /&gt;
با سفر ابن ‌هانی به قیروان که گویا چندان بی‌خطر و تهی از برخی سختی‌ها نیز نبوده است، مرحله دیگری از زندگی شاعر آغاز شد که گرچه نسبتاً کوتاه بود، به‌ویژه از لحاظ ادبی، پربارترین مرحله زندگی وی به‌شمار می‌رود. مدیحه‌های بلند و خیره کننده شاعر در این دوره که مبالغه‌آمیز بودن آنها همواره مورد نکوهش منابع کهن بوده، به زودی موجب عنایت و دلبستگی عمیق خلیفه به وی گردید، چنانکه به گفته  خود ابن ‌هانی هیچ شاعر و ادیبی پیش از او به چنین منزلتی نزد ممدوح خود نرسیده بود. مهم‌ترین مدیحه‌های اعتقادی و سیاسی ابن ‌هانی نیز در همین دوره اقامت وی در بارگاه خلافت سروده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تخصص==&lt;br /&gt;
از محیط تربیتی و استادان وی اطلاعی در دست نیست، اما منابع از تبحر وی در شعر و ادب سخن گفته‌اند. اشعار او نیز حاکی از آگاهی وسیع وی از فرهنگ و ادب عربی و اسلامی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌ها ==&lt;br /&gt;
روایتهای مختلفی که درباره نحوه زندگی و مرگ ابن ‌هانی، در دست است، از جهت دیگری نیز اهمیت می‌یابند و آن همانا تصویر متضادی است که باتوجه به این روایتها از شخصیت ابن ‌هانی در مقام شاعری مؤمن و مبارزه‌جو به دست می‌آید. با آنکه میل به باده‌نوشی و هوسرانی، آن هم در میان شاعران اندلسی، به هیچ‌روی غریب نیست، وجود برخی گرایش‌های افراطی از این دست که در رفتار و گاه در قالب اشعار غنایی و تغزلی جلوه‌گر می‌شود، نزد شاعری چون ابن ‌هانیء که فعالیت ادبی خود را وقف مبارزه اعتقادی و سیاسی فاطمیان کرده است، اگر غیرعادی نباشد، دست کم نشان می‌دهد که چگونه نویسندگان و ناقدان، با گذشت زمان، تصویر شاعران مؤمن و آرمان‌خواه خویش را، پاکیزه می‌گردانند و هرگونه آلایش را از آن می‌زدایند. &lt;br /&gt;
ابن ‌هانی، به رغم زندگی کوتاهش، در میان شاعران اندلس آوازه‌ای بلند یافته است، گرچه شهرت وی درواقع پس از مهاجرتش از اندلس آغاز شد به همین سبب نیز، چنانکه ابن ‌حزم اشاره کرده، او را به سرزمینی که منزلگاه بعدی او بود، یعنی مغرب، منسوب داشته‌اند. آوازه وی تا آنجا رسید که او را هم‌سنگ متنبی شمردند. این مقایسه که البته خود حاکی از رقابت شاعران غرب جهان اسلام با شرقیان و نموداری از استقلال‌طلبی ایشان در برابر شرق است و حتی مایه  افسانه پردازیهایی نیز درباره ملاقات میان دو شاعر شده است، گرچه بی‌شک مبالغه‌آمیز است، حقیقتی را در خود نهفته دارد که همانا شباهت برخی مضامین و اسلوب‌ها و حتی عبارتها در شعر این دو شاعر نامدار است. این شباهتها که داوریهای موافق و مخالف منتقدان را به دنبال آورده است. گذشته از تواناییهای ذاتی این دو تن، حاصل دلبستگی ابن ‌هانی به متنبی و ممارست وی در سبک و مضمون اشعار اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سبک شعری==&lt;br /&gt;
سبک شعر ابن ‌هانی همچون سبک شعر متنبی نوکلاسیک است. اکثر قریب به اتفاق قصاید موجود او را مدح تشکیل می‌دهد و در این میان بیشترین مدیحه‌ها در ستایش جعفر و یحیی، امیران مسیله و سپس معز، خلیفه  فاطمی است. ساختمان قصاید ابن ‌هانی که اغلب بسیار بلند و بیشتر در وزنهای طویل، کامل و بسیط است ، کاملاً بر الگوی سنتی قصاید عرب استوار است و شاعر در آنجا جز در مواردی اندک از چارچوب رایج این قصاید خارج نشده است. قوت بیان، فراوانی تصاویر و قلت تصنع، یعنی همان عواملی که شعر او را در نظر محققان به شعر متنبی شبیه ساخته، از ویژگیهای بارز شعر اوست. با این همه، گرایشی نیز به واژگان دشوار و پرطنین و تعابیر غریب در اشعار وی دیده می‌شود که از دیرباز مایه خرده‌گیری بر شعر او بوده است چنانکه گویند منتقد برجسته‌ای چون ابوالعلاء معری چون اشعار ابن ‌هانی را شنید، طنین گوش‌خراش آنها را به ریشخند گرفت. &lt;br /&gt;
در اشعار ابن ‌هانی، بسیاری از امور شخصی و رویدادهای تاریخی از جمله جنگهای فاطمیان با دشمنان مسلمان و مسیحیشان بازتاب یافته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==باورها==&lt;br /&gt;
اما احتمالاً شاخص‌ترین ویژگی شعر ابن ‌هانی که از او شاعری بحث‌انگیز ساخته، همانا درون مایه اعتقادی و سیاسی اشعار اوست و همین ویژگی است که از دیرباز سبب شده که داوری‌های ادبی و فنی منتقدان درباره وی از حب و بغض‌های مذهبی و سیاسی برکنار نماند.&lt;br /&gt;
 مدیحه‌هایی که ابن ‌هانی در ستایش معز سروده اغلب آکنده از مفاهیم و باورهای مذهبی و کلامی اسماعیلی است. مفاهیمی چون امامت، عصمت امام، جایگاه امام در خلقت و سایر باورهای بنیادی اسماعیلیان به‌ویژه درباره امامت که همه در قالب مدح و خطاب به معز، امام و ممدوح شاعر به نظم آمده، در بسیاری از قصاید او به چشم می‌خورد.  در برخی از این قصاید که طبعاً برای خواننده  ناآشنا با باورهای اسماعیلیان غریب می‌نماید، شاعر گاه چنان صفتهای بزرگی (مثلاً واحد، قهار، علة الدنیا) به ممدوح خود نسبت می‌دهد که جز با تفسیرهای پیچیده کلامی نمی‌توان از تضاد آنها با باورهای متعارف اهل سنت کاست. همین امر سبب شده که به استثنای شیعیان امامی که البته نسبت به او نظر مساعد داشته‌اند. تقریباً تمامی منابع دیگر او را به غلو یا کفرگویی متهم کنند و آنان نیز که خواسته‌اند توضیحی برای این امر بیابند، یا مانند ابن ‌شَدّاد قیروانی خلیفه معز را متهم ساخته‌اند که شعرای خود را وادار به چنین غلوهایی کرده است. و یا اصولاً در صداقت ابن ‌هانی شک کرده و مدیحه‌های شاعر را تنها وسیله‌ای برای تملق و دست‌یابی به عطایایی بیشتر قلمداد کرده‌اند، حال آنکه، با توجه به قراین تاریخی و ادبی، دلیلی برای تردید در صداقت ابن ‌هانی در دست نیست و آنچه غلو و در نتیجه کفرگویی ابن ‌هانی خوانده شده، درواقع چیزی نیست جز تجلّی منظوم عقاید نحله‌هایی که صرف ظهور تاریخیشان، در نظر عامه اهل سنت، حاکی از نوعی فراتر رفتن از حد متعارف زندگی و باورهای مسلمانان بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
ابن هانی هنگام انتقال پایتخت به قاهره، زمانی که خلیفه در حال حرکت به سوی مصر بود، به گونه‌ای نامنتظر کشته شد. علل و چگونگی مرگ ابن ‌هانی خود از نکات تاریک زندگی اوست. به روایت منابع، شاعر هنگامی که معز، افریقیه (تقریباً تونس امروزی) را به قصد مصر ترک می‌گفت، تا مسافتی از راه (ظاهراً پس از برقه) در رکاب وی بود و آنگاه که پس از بدرقه  او، برای آوردن خانواده  خود، به سوی مغرب باز می‌گشته، در برقه چند روزی در خانه  یکی از اعیان شهر اقامت کرد. در همین شهر، در بامداد شبی که با باده‌نوشی و احیاناً کشمکش‌هایی همراه بوده، پیکر بی‌جان او را که با پاره‌ای از جامه‌اش خفه شده بود، در باغی یافتند. برخی قتل او را با شرابخواری و هوسرانی‌های او مربوط دانسته اند. برخی نیز حسادتها و خصومتهای شخصی یا سیاسی را در این امر دخیل شمرده اند. &lt;br /&gt;
مرگ ابن ‌هانی، بر معز نیز گران آمد، چه او امید داشت که با داشتن شاعر بزرگی چون وی، از لحاظ ادبی نیز خلافت بغداد را به مبارزه بطلبد و هر چه بیشتر بر رونق ادبی و سیاسی بارگاه خود بیفزاید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
دیوان ابن ‌هانی که دست کم از نیمه  دوم سده  5ق/11م شهرت و رواج داشته، نخستین بار در 1274ق/1857م در بولاق به چاپ رسید و سپس بارها در بیروت انتشار یافت. اما کامل‌ترین پژوهش دیوان تاکنون، از آنِ زاهد علی، پژوهشگر اسماعیلی هند است که با استفاده از چاپهای یاد شده و نسخه‌های خطی متعدد، تصحیحی انتقادی از متن دیوان فراهم آورده و سپس به شرح اشعار پرداخته و این همه را، با مقدمه‌ای تحقیقی و البته جانبدارانه در احوال و عقاید و شعر ابن ‌هانی، در حدود 900 صفحه با عنوان تبیین المعانی فی شرح دیوان ابن ‌هانیء در قاهره (1352ق/1933م) به چاپ رسانده است. حاجی خلیفه تاریخی نیز به ابن ‌هانی نسبت داده  که جز اشاره  بروکلمان، اطلاعی از آن در دست نیست. &amp;lt;ref&amp;gt;ارزنده، مهران، ج5، ص 93- 97&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
ارزنده، مهران، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=660634</id>
		<title>ابن ‌هانی، محمد بن ‌علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=660634"/>
		<updated>2023-05-25T07:25:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌هانی، محمد بن ‌علی  &lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌هانی، ابوعبداللـه محمد بن ‌علی بن ‌هانی لخمی سبّی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = سبّی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = علی&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = اشبیلیه&lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = اشبیلیه&lt;br /&gt;
| رحلت = 733ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابواسحاق غافقی، ابوعبداللـه بن ‌حریث و ابوبکر بن ‌عبیده&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = ابوبکر  بن ‌شیرین &lt;br /&gt;
| شاگردان = ابوالقاسم محمد بن ‌احمد معروف به شریف حسنی و محمد بن ‌قاسم بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = ارجوزه فی الفرائض، شرح التسهیل، انتشاد الضوّال و ارشاد السوّال فی لحن العامة&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌هانی، ابوعبداللـه محمد بن ‌علی بن ‌هانی لخمی سبّی''' (د ذیقعدۀ 733/ ژوئیۀ 1333)، شاعر، ادیب و نحوی معاصر نصریان غرناطه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
اصل او از اشبیلیه است، اما وی در سبته پرورش یافت و زادگاه او نیز ظاهراً همین شهر بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات==&lt;br /&gt;
ابن ‌هانی در سبته نزد مشاهیر علم و ادب به تحصیل پرداخت. قرائات و نحو را از ابواسحاق غافقی، ابوعبداللـه بن ‌حریث و ابوبکر بن ‌عبیده فرا گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های علمی==&lt;br /&gt;
وی چون شهرت یافت، به کار تدریس و تألیف مشغول شد. از شاگردان او، ابوالقاسم محمد بن ‌احمد معروف به شریف حسنی و محمد بن ‌قاسم بن ‌احمد انصاری را می‌توان نام برد. منابع کهن مقام علمی او را بسیار ستوده‌اند. ابن ‌خطیب  شعر او را متوسط ارزیابی کرده و حدود60 بیت از اشعار او را آورده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
ابن ‌هانی در جنگی که محمد بن ‌اسماعیل ششمین پادشاه بنی نصر  برای باز پس گیری جبل الطارق (یا جبل الفتح) آغاز کرده بود، داوطلبانه شرکت جست و بر اثر اصابت سنگ منجنیق کشته شد. ابن ‌جزری این واقعه را در 734ق دانسته است. ابوبکر  بن ‌شیرین و ابوالقاسم حسنی او را رثا گفته‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
ابن ‌هانی آثاری نیز داشته که چیزی از آنها بر جای نمانده است، بدین قرار:&lt;br /&gt;
# ارجوزه فی الفرائض .&lt;br /&gt;
# انتشاد الضوّال و ارشاد السوّال فی لحن العامة.&lt;br /&gt;
# بغیة المستطرف و غنیة المتطرف، که مجموع مدونی بوده است از نوشته‌های ابومطرف ابن ‌عمیره. &lt;br /&gt;
#شرح التسهیل.&lt;br /&gt;
# الغرة الطالعة فی شعراء المائة السابعة.&lt;br /&gt;
# قوت المقیم. &lt;br /&gt;
ابن ‌خطیب قطعه‌ای مسجع از نثر او را که خطاب به شاگردش ابوالقاسم حسنی نوشته، آورده است.&amp;lt;ref&amp;gt; فاتحی‌نژاد، عنایت الله، ج5، ص 97&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
فاتحی‌نژاد، عنایت الله، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=660633</id>
		<title>ابن ‌هانی، محمد بن ‌علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=660633"/>
		<updated>2023-05-25T07:25:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌هانی، محمد بن ‌علی  &lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌هانی، ابوعبداللـه محمد بن ‌علی بن ‌هانی لخمی سبّی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = سبّی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = علی&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = اشبیلیه&lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = سبته&lt;br /&gt;
| رحلت = 733ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابواسحاق غافقی، ابوعبداللـه بن ‌حریث و ابوبکر بن ‌عبیده&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = ابوبکر  بن ‌شیرین &lt;br /&gt;
| شاگردان = ابوالقاسم محمد بن ‌احمد معروف به شریف حسنی و محمد بن ‌قاسم بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = ارجوزه فی الفرائض، شرح التسهیل، انتشاد الضوّال و ارشاد السوّال فی لحن العامة&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌هانی، ابوعبداللـه محمد بن ‌علی بن ‌هانی لخمی سبّی''' (د ذیقعدۀ 733/ ژوئیۀ 1333)، شاعر، ادیب و نحوی معاصر نصریان غرناطه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
اصل او از اشبیلیه است، اما وی در سبته پرورش یافت و زادگاه او نیز ظاهراً همین شهر بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات==&lt;br /&gt;
ابن ‌هانی در سبته نزد مشاهیر علم و ادب به تحصیل پرداخت. قرائات و نحو را از ابواسحاق غافقی، ابوعبداللـه بن ‌حریث و ابوبکر بن ‌عبیده فرا گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های علمی==&lt;br /&gt;
وی چون شهرت یافت، به کار تدریس و تألیف مشغول شد. از شاگردان او، ابوالقاسم محمد بن ‌احمد معروف به شریف حسنی و محمد بن ‌قاسم بن ‌احمد انصاری را می‌توان نام برد. منابع کهن مقام علمی او را بسیار ستوده‌اند. ابن ‌خطیب  شعر او را متوسط ارزیابی کرده و حدود60 بیت از اشعار او را آورده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
ابن ‌هانی در جنگی که محمد بن ‌اسماعیل ششمین پادشاه بنی نصر  برای باز پس گیری جبل الطارق (یا جبل الفتح) آغاز کرده بود، داوطلبانه شرکت جست و بر اثر اصابت سنگ منجنیق کشته شد. ابن ‌جزری این واقعه را در 734ق دانسته است. ابوبکر  بن ‌شیرین و ابوالقاسم حسنی او را رثا گفته‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
ابن ‌هانی آثاری نیز داشته که چیزی از آنها بر جای نمانده است، بدین قرار:&lt;br /&gt;
# ارجوزه فی الفرائض .&lt;br /&gt;
# انتشاد الضوّال و ارشاد السوّال فی لحن العامة.&lt;br /&gt;
# بغیة المستطرف و غنیة المتطرف، که مجموع مدونی بوده است از نوشته‌های ابومطرف ابن ‌عمیره. &lt;br /&gt;
#شرح التسهیل.&lt;br /&gt;
# الغرة الطالعة فی شعراء المائة السابعة.&lt;br /&gt;
# قوت المقیم. &lt;br /&gt;
ابن ‌خطیب قطعه‌ای مسجع از نثر او را که خطاب به شاگردش ابوالقاسم حسنی نوشته، آورده است.&amp;lt;ref&amp;gt; فاتحی‌نژاد، عنایت الله، ج5، ص 97&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
فاتحی‌نژاد، عنایت الله، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=660632</id>
		<title>ابن ‌هانی، محمد بن ‌علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=660632"/>
		<updated>2023-05-25T07:24:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن ‌هانی، محمد بن ‌علی   | تصویر = NUR00000.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ‌هانی، ابوعبداللـه محمد بن ‌علی بن ‌هانی لخمی سبّی | نام‌های دیگر =  | لقب = سبّی | تخلص =  | نسب =  | نام پدر = علی | ولادت =  | م...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌هانی، محمد بن ‌علی  &lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌هانی، ابوعبداللـه محمد بن ‌علی بن ‌هانی لخمی سبّی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = سبّی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = علی&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = اشبیلیه&lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = سبته&lt;br /&gt;
| رحلت = 733ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابواسحاق غافقی، ابوعبداللـه بن ‌حریث و ابوبکر بن ‌عبیده&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = ابوبکر  بن ‌شیرین &lt;br /&gt;
| شاگردان = ابوالقاسم محمد بن ‌احمد معروف به شریف حسنی و محمد بن ‌قاسم بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = ارجوزه فی الفرائض، شرح التسهیل، انتشاد الضوّال و ارشاد السوّال فی لحن العامة&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن ‌هانی، ابوعبداللـه محمد بن ‌علی بن ‌هانی لخمی سبّی (د ذیقعدۀ 733/ ژوئیۀ 1333)، شاعر، ادیب و نحوی معاصر نصریان غرناطه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
اصل او از اشبیلیه است، اما وی در سبته پرورش یافت و زادگاه او نیز ظاهراً همین شهر بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات==&lt;br /&gt;
ابن ‌هانی در سبته نزد مشاهیر علم و ادب به تحصیل پرداخت. قرائات و نحو را از ابواسحاق غافقی، ابوعبداللـه بن ‌حریث و ابوبکر بن ‌عبیده فرا گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های علمی==&lt;br /&gt;
وی چون شهرت یافت، به کار تدریس و تألیف مشغول شد. از شاگردان او، ابوالقاسم محمد بن ‌احمد معروف به شریف حسنی و محمد بن ‌قاسم بن ‌احمد انصاری را می‌توان نام برد. منابع کهن مقام علمی او را بسیار ستوده‌اند. ابن ‌خطیب  شعر او را متوسط ارزیابی کرده و حدود60 بیت از اشعار او را آورده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
ابن ‌هانی در جنگی که محمد بن ‌اسماعیل ششمین پادشاه بنی نصر  برای باز پس گیری جبل الطارق (یا جبل الفتح) آغاز کرده بود، داوطلبانه شرکت جست و بر اثر اصابت سنگ منجنیق کشته شد. ابن ‌جزری این واقعه را در 734ق دانسته است. ابوبکر  بن ‌شیرین و ابوالقاسم حسنی او را رثا گفته‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
ابن ‌هانی آثاری نیز داشته که چیزی از آنها بر جای نمانده است، بدین قرار:&lt;br /&gt;
# ارجوزه فی الفرائض .&lt;br /&gt;
# انتشاد الضوّال و ارشاد السوّال فی لحن العامة.&lt;br /&gt;
# بغیة المستطرف و غنیة المتطرف، که مجموع مدونی بوده است از نوشته‌های ابومطرف ابن ‌عمیره. &lt;br /&gt;
#شرح التسهیل.&lt;br /&gt;
# الغرة الطالعة فی شعراء المائة السابعة.&lt;br /&gt;
# قوت المقیم. &lt;br /&gt;
ابن ‌خطیب قطعه‌ای مسجع از نثر او را که خطاب به شاگردش ابوالقاسم حسنی نوشته، آورده است.&amp;lt;ref&amp;gt; فاتحی‌نژاد، عنایت الله، ج5، ص 97&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
فاتحی‌نژاد، عنایت الله، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D9%8E%D9%87%D9%92%D8%A8%D9%88%D9%86%D8%8C_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%87%D8%A8%D9%88%D9%86&amp;diff=660628</id>
		<title>ابن ‌وَهْبون، عبدالجلیل بن وهبون</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D9%8E%D9%87%D9%92%D8%A8%D9%88%D9%86%D8%8C_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%87%D8%A8%D9%88%D9%86&amp;diff=660628"/>
		<updated>2023-05-25T06:04:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن ‌وَهْبون، عبدالجلیل بن وهبون | تصویر = NUR00000.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ‌وَهْبون، ابومحمد عبدالجلیل بن ‌وهبون مُرسی | نام‌های دیگر =  | لقب = مرسی | تخلص =  | نسب =  | نام پدر = وهبون | ولادت =...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌وَهْبون، عبدالجلیل بن وهبون&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وَهْبون، ابومحمد عبدالجلیل بن ‌وهبون مُرسی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = مرسی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = وهبون&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = مرسیه&lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = حدود 483ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابوالحجاج اعلم شَنتَمری&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = &lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ا'''بن ‌وَهْبون، ابومحمد عبدالجلیل  بن ‌وهبون مُرسی''' (مق‍ ح 483ق/1090م)، ادیب و شاعر دوره ملوک الطوایف در اندلس که احتمالاً به سبب بزرگی سر، به وی لقب عامیانه دَمْغه داده بوده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
ابن ‌وهبون ظاهراً در مُرسیه متولد شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات ==&lt;br /&gt;
سپس برای فراگیری دانش به اشبیلیه رفت و نزد ابوالحجاج اعلم شَنتَمری دانش آموخت و در ادب چیرگی یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تخصص==&lt;br /&gt;
شهرت وی با سرودن قصیده  بائیه‌ای در جواب بائیه ابن ‌سراج، رقیب اعلم، در مدح معتمد  بن ‌عباد آغاز شد. گویند اعلم که قصیده ابن ‌سراج را تعریضی بر خود تلقی کرده بود، شاگردش ابن ‌وهبون را به پاسخ‌گویی واداشت. شاعر به زودی مورد توجه ابن ‌عمار، وزیر معتمد، قرار گرفت و سپس در زمره مدیحه‌سرایان وی درآمد و از آن پس همواره در خدمت امیر بود. زمانی هم که معتمد به علتی نامعلوم بر وی خشم گرفت و او را از خود راند، شاعر که به المریه رفته بود، همچنان به وی وفادار ماند و حتی دعوت ابن ‌صمادح، امیر المریه را برای پیوستن به بارگاه او نپذیرفت تا سرانجام توانست موجبات خشنودی معتمد را فراهم آورد و نزد او باز گردد. &lt;br /&gt;
ابن ‌وهبون در مدح ابن ‌عمار نیز اشعاری سروده است. پس از کشته شدن او به دست معتمد نیز دلیری کرد و قصیده‌ای در رثای او سرود که بیتی از آن سخت مشهور است.&lt;br /&gt;
از اشعار ابن ‌وهبون قصاید و قطعه‌هایی بر جای مانده که موضوع غالب آنها مدح، وصف و تغزل است. از مهم‌ترین سروده‌های موجود او یکی مرثیه‌ای است در سوگ استادش اعلم شنتمری و دیگر قصیده‌ای در وصف کاخ معتمد و نیز آنچه شاعر درباره نبرد زلاقه و همچنین سفر دریایی معتمد به مغرب برای دیدار یوسف بن ‌تاشفین سروده است. سروده‌های تغزلی او که گرایش شاعر به غلام‌بارگی در آنها مشهود است، نمودار زندگی آسوده و بی‌بندوبار او و همتایان درباری اوست. &lt;br /&gt;
ابن ‌وهبون در وصف، چیره‌دست بود. قصیده  وی در رثای اعلم نیز حاکی از باریک بینی‌های فلسفی او در مسائلی چون مرگ و زندگی و سرنوشت انسان است. از این‌رو، منتقدان در سروده‌های وی نشانه‌هایی آشکار از تأثیر متنبی و ابوالعلاء معری دیده‌اند. در منابع اشاره‌ای به دیوان ابن ‌وهبون نشده است، اما ابن ‌بسام اشعار وی را در مجموعه‌ای با عنوان کتاب الاکلیل المشتمل علی شعر عبدالجلیل گرد آورده بوده که اکنون نشانی از آن در دست نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
ابن ‌وهبون در آستانه سقوط حکومت اشبیلیه، هنگامی که همراه ابن ‌خفاجه به سوی مرسیه می‌رفت، در حمله غافلگیرانه گروهی از سواران مسیحی کشته شد. &amp;lt;ref&amp;gt;محقق، سیمین، ج5، ص 93 &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
محقق، سیمین، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%E2%80%8D%D9%86%E2%80%8C_%D9%88%D9%87%E2%80%8D%D8%A8%E2%80%8C_%DA%A9%E2%80%8D%D8%A7%D8%AA%E2%80%8D%D8%A8%E2%80%8C%D8%8C_%D8%A7%D8%B3%E2%80%8D%D8%AD%E2%80%8D%D8%A7%D9%82%E2%80%8C_%D8%A8%E2%80%8D%D9%86%E2%80%8C_%D8%A7%D8%A8%E2%80%8D%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D9%85%E2%80%8C&amp;diff=660626</id>
		<title>اب‍ن‌ وه‍ب‌ ک‍ات‍ب‌، اس‍ح‍اق‌ ب‍ن‌ اب‍راه‍ی‍م‌</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%E2%80%8D%D9%86%E2%80%8C_%D9%88%D9%87%E2%80%8D%D8%A8%E2%80%8C_%DA%A9%E2%80%8D%D8%A7%D8%AA%E2%80%8D%D8%A8%E2%80%8C%D8%8C_%D8%A7%D8%B3%E2%80%8D%D8%AD%E2%80%8D%D8%A7%D9%82%E2%80%8C_%D8%A8%E2%80%8D%D9%86%E2%80%8C_%D8%A7%D8%A8%E2%80%8D%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D9%85%E2%80%8C&amp;diff=660626"/>
		<updated>2023-05-25T05:55:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = اب‍ن‌ وه‍ب‌ ک‍ات‍ب‌، اس‍ح‍اق‌ ب‍ن‌ اب‍راه‍ی‍م‌&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR69841.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وَهْب، ابوالحسین اسحاق بن ابراهیم&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = کاتب&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = ابراهیم&lt;br /&gt;
| ولادت = آغاز سده 4&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = اواخر سده 4&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار =  الایضاح، التعبد، البرهان فی وجوه البیان&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE69841.AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌وَهْب، ابوالحسین اسحاق،''' نویسنده آغاز سده 4ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
به قطع می‌توان گفت که ابن ‌وهب به همان خاندان معروفی که از زمان یزید بن ‌ابی سفیان (در شام) تا اواخر سده  3ق (در بغداد) به کار کتابت مشغول بوده‌اند، تعلق دارد. بنابراین، سلسله نسب او چنین است: اسحاق بن ‌ابراهیم  بن ‌سلیمان  بن ‌وهب  بن ‌سعید بن ‌عمرو  بن ‌حصین  بن ‌قیس  بن ‌قبّال. پیشه این افراد، به اختصار، چنین بوده است؛ قبّال کاتب یزید بن ‌ابی سفیان و معاویه و یزید؛ قیس، کاتب یزید و مروان و عبدالملک و هشام؛ حصین کاتب هشام و مروان و یزید بن ‌عمرو  بن ‌هبیره و منصور و مهدی؛ عمرو کاتب مهدی و خالد برمکی؛ سعید کاتب برمکیان؛ وهب کاتب جعفر برمکی و فضل و حسن پسران سهل، نیز والی کرمان و فارس؛ سلیمان، وزیر مهتدی و معتمد؛ امّا درباره ابراهیم پدر اسحاق که تا 264ق زنده بود، این اندازه می‌دانیم که معتمد، اموال او و برادرش وهب را با اموال پدرشان سلیمان مصادره کرد. اسحاق عموی دیگری به نام احمد داشت که شاعر بود و در 285ق درگذشت، اما عموی سوم او عبید اللـه از مشاهیر و نیز ممدوح بزرگانی چون ابن ‌رومی بود و در دربار معتضد خدمت می‌کرد. فرزند این عبید اللـه که قاسم نام داشت، نیز چندی به جای پدر نشست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
از این نویسنده کتابی ارجمند بر جای مانده، اما از احوال خود او، هیچ نمی‌دانیم، حتی نام و کتاب او نیز در همین دهه‌های اخیر کشف شده است. اینک ملاحظه می‌شود که اسحاق با آنکه از خاندانی اهل فضل و ادب و نسبتاً مشهور برخاسته و خود بی‌گمان در ادب صاحب‌نظر بوده، کسی به احوال او اشاره‌ای نکرده است. وی در کتاب خویش بارها به اعضای خاندان خود، خاصه کسانی که احتمالاً از نزدیک دیده یا از محضرشان سودی برده، اشاره کرده است، اما مهم‌ترین اشاره او آنجاست که می‌گوید: «شیخ خود علی بن ‌عیسی رحمه اللـه را دیدم که...». از آنجا که وزیر علی بن ‌عیسی در 335ق درگذشته، ناچار مولف، کتاب خود را پس از این تاریخ نوشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مذهب==&lt;br /&gt;
اسحاق بی‌گمان شیعی مذهب بود. اشارات او به تقیه، عصمت، ظاهر و باطن، تأویل، رموز قرآن، کتمان و بداء بر این امر دلالت دارد و تقریباً همه محققان چون طه حسین، علی حسن عبدالقادر نیز بر آن تصریح کرده‌اند، به خصوص که مؤلف پیوسته از امامان شیعه(ع) نقل قول نموده و از آنان با نامهای ائمه علیهم‌السلام، ائمه  صادقین یا الصادق علیه‌السلام یاد کرده است. با این همه شرف ضمن بحثی مفصل می‌کوشد وی را دوستدار شیعه، نه پیرو آن مذهب، قلمداد کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
حفنی محمد شرف براساس مجموعه روایات کتاب اسحاق، حدس می‌زند که وی در اواخر سده  4ق در گذشته و بیشتر عمر را نیز در بغداد گذرانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
اسحاق، علاوه بر کتابی که اینک مورد بررسی قرار خواهیم داد، گویا 4 کتاب دیگر داشته که اثری از آنها بر جای نمانده و اگر او خود در البرهان به آنها اشاره نکرده بود، البته از نام آنها هم بی‌خبر می‌ماندیم. این کتابها عبارتند از:&lt;br /&gt;
# اسرارالقرآن &lt;br /&gt;
#  الحجة&lt;br /&gt;
# الایضاح &lt;br /&gt;
# التعبد &lt;br /&gt;
# البرهان، این کتاب خود چندی دستخوش ایهام و سرگردانی بود: نخست با نام البرهان فی وجوه البیان در 1930م انتشار یافت و در 1938م طه حسین و عبدالحمید عبادی که بر قطعه‌ای از آن در کتابخانه اسکوریال دست یافته بودند، آن را با نام نقد النثر تألیف قدامه بن ‌جعفر به چاپ رساندند. اما جالب آنکه نظر این دو محقق درباره انتساب کتاب به قدامه یکی نیست. مقدمه طه حسین در واقع همان سخنرانی است که او در 1931م در کنگره خاورشناسان (در لیدن) به زبان فرانسه ایراد کرده بود. در این گفتار، وی صراحتاً در تعلق کتاب به قدامه تردید کرده، سپس نظر بروکلمان را نقل می‌کند که کتاب را از آن شاگرد قدامه می‌پنداشته است. در عوض، عبادی به چند دلیل تاریخی و پس از مقایسه میان این کتاب و الخراج قدامه، با آنکه می‌داند در ورقه اول نسخه، عنوان «البیان» نوشته شده، باز گمان برده است که این اثر همان نقد النثر قدامه است. چندی بعد در 1368ق/1949م علی حسن عبدالقادر، طی مقاله‌ای که در مجله المجمع العلمی العربی به چاپ رسانید، توضیح داد که نسخه تازه‌ای از این کتاب را در کتابخانه چستربیتی یافته است. این نسخه ثابت می‌کند که آنچه به نام نقد النثر چاپ شده، در حقیقت چیزی جز یک سوم البرهان فی وجوه البیان نیست. &lt;br /&gt;
دیگر آنکه مؤلف، نام خود را در آغاز «بیان» چهارم کتاب خود  ذکر کرده است. علاوه بر این عبدالقادر به رد دلایل دو محقق نخست پرداخته و از جمله منکر هرگونه تشابه میان این کتاب و آثار قدامه گردیده و اشاره کرده است که هیچ‌کس چنین کتابی را به قدامه نسبت نداده و این کتاب اثری شیعی است و قدامه شیعی مذهب نبوده است. پس از عبدالقادر، محققان دیگری نیز به تأیید یا تکمیل این بحث پرداختند که از آن جمله‌اند: عبدالمنعم خفاجی، شوقی ضیف و بدوی طبانه. &lt;br /&gt;
سرانجام در 1967م کتاب البرهان، توسط احمد مطلوب و با همکاری خدیجه حدیثی از روی نسخه چستربیتی انتشار یافت. مقدمه کتاب شامل است بر: بحث مفصلی از سرگذشت کتاب، اشاره به ناقدان نقد النثر، دلایل فراوانی در رد انتساب آن به قدامه و دلایل صحت انتساب آن به ابن ‌وهب. خود کتاب نیز به شیوه‌ای پسندیده همراه با فهارس (هرچند، گاه بسیار ناقص) به چاپ رسیده است. با این همه 2 سال بعد، در قاهره حفنی محمد شرف، ظاهراً بی‌آنکه از چاپ نخست اطلاع داشته باشد، براساس همان نسخه چستربیتی به چاپ دیگری اقدام کرد. این چاپ هیچ مزیتی بر چاپ نخست ندارد، علاوه بر آن، نحوه گزارش ماجرای کتاب، طرز برداشت و استدلال محقق و حتی مجموعه اطلاعات وی در مقدمه، شباهت سؤال‌انگیزی با چاپ احمد مطلوب دارد. &lt;br /&gt;
البرهان فی وجوه البیان، یکی از نخستین و مهم‌ترین آثار درباره  «بیان» است. بیان نیز در آغاز امر، یعنی طی سده 3 و ابتدای سده  4ق در معنایی بسیار گسترده‌تر از آنچه امروزه در کتب متأخرتر علوم بلاغت می‌یابیم، مورد بحث قرار می‌گرفته است. حقیقت و مجاز و تشبیه و استعاره و کنایه که نزد متأخران پایه‌های اصلی مبحث بیان را تشکیل می‌دهند، در البرهان ابن ‌وهب گویی در درجه دوم اهمیت نشسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;آذرنوش، آذرتاش، ج5 ص89- 91&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
آذرنوش، آذرتاش، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%E2%80%8D%D9%86%E2%80%8C_%D9%88%D9%87%E2%80%8D%D8%A8%E2%80%8C_%DA%A9%E2%80%8D%D8%A7%D8%AA%E2%80%8D%D8%A8%E2%80%8C%D8%8C_%D8%A7%D8%B3%E2%80%8D%D8%AD%E2%80%8D%D8%A7%D9%82%E2%80%8C_%D8%A8%E2%80%8D%D9%86%E2%80%8C_%D8%A7%D8%A8%E2%80%8D%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D9%85%E2%80%8C&amp;diff=660624</id>
		<title>اب‍ن‌ وه‍ب‌ ک‍ات‍ب‌، اس‍ح‍اق‌ ب‍ن‌ اب‍راه‍ی‍م‌</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%E2%80%8D%D9%86%E2%80%8C_%D9%88%D9%87%E2%80%8D%D8%A8%E2%80%8C_%DA%A9%E2%80%8D%D8%A7%D8%AA%E2%80%8D%D8%A8%E2%80%8C%D8%8C_%D8%A7%D8%B3%E2%80%8D%D8%AD%E2%80%8D%D8%A7%D9%82%E2%80%8C_%D8%A8%E2%80%8D%D9%86%E2%80%8C_%D8%A7%D8%A8%E2%80%8D%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D9%85%E2%80%8C&amp;diff=660624"/>
		<updated>2023-05-25T05:53:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = اب‍ن‌ وه‍ب‌ ک‍ات‍ب‌، اس‍ح‍اق‌ ب‍ن‌ اب‍راه‍ی‍م‌&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR69841.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وَهْب، ابوالحسین اسحاق بن ابراهیم&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = کاتب&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = ابراهیم&lt;br /&gt;
| ولادت = آغاز سده 4&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = اواخر سده 4&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار =  الایضاح، التعبد، البرهان فی وجوه البیان&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE69841.AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌وَهْب، ابوالحسین اسحاق، نویسنده آغاز سده'''  4ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
به قطع می‌توان گفت که ابن ‌وهب به همان خاندان معروفی که از زمان یزید بن ‌ابی سفیان (در شام) تا اواخر سده  3ق (در بغداد) به کار کتابت مشغول بوده‌اند، تعلق دارد. بنابراین، سلسله نسب او چنین است: اسحاق بن ‌ابراهیم  بن ‌سلیمان  بن ‌وهب  بن ‌سعید بن ‌عمرو  بن ‌حصین  بن ‌قیس  بن ‌قبّال. پیشه  این افراد، به اختصار، چنین بوده است؛ قبّال کاتب یزید بن ‌ابی سفیان و معاویه و یزید؛ قیس، کاتب یزید و مروان و عبدالملک و هشام؛ حصین کاتب هشام و مروان و یزید بن ‌عمرو  بن ‌هبیره و منصور و مهدی؛ عمرو کاتب مهدی و خالد برمکی؛ سعید کاتب برمکیان؛ وهب کاتب جعفر برمکی و فضل و حسن پسران سهل، نیز والی کرمان و فارس؛ سلیمان، وزیر مهتدی و معتمد؛ امّا درباره  ابراهیم پدر اسحاق که تا 264ق زنده بود، این اندازه می‌دانیم که معتمد، اموال او و برادرش وهب را با اموال پدرشان سلیمان مصادره کرد. اسحاق عموی دیگری به نام احمد داشت که شاعر بود و در 285ق درگذشت، اما عموی سوم او عبید اللـه از مشاهیر و نیز ممدوح بزرگانی چون ابن ‌رومی بود و در دربار معتضد خدمت می‌کرد. فرزند این عبید اللـه که قاسم نام داشت، نیز چندی به جای پدر نشست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
از این نویسنده کتابی ارجمند بر جای مانده، اما از احوال خود او، هیچ نمی‌دانیم، حتی نام و کتاب او نیز در همین دهه‌های اخیر کشف شده است. اینک ملاحظه می‌شود که اسحاق با آنکه از خاندانی اهل فضل و ادب و نسبتاً مشهور برخاسته و خود بی‌گمان در ادب صاحب‌نظر بوده، کسی به احوال او اشاره‌ای نکرده است. وی در کتاب خویش بارها به اعضای خاندان خود، خاصه کسانی که احتمالاً از نزدیک دیده یا از محضرشان سودی برده، اشاره کرده است، اما مهم‌ترین اشاره او آنجاست که می‌گوید: «شیخ خود علی بن ‌عیسی رحمه اللـه را دیدم که...». از آنجا که وزیر علی بن ‌عیسی در 335ق درگذشته، ناچار مولف، کتاب خود را پس از این تاریخ نوشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مذهب==&lt;br /&gt;
اسحاق بی‌گمان شیعی مذهب بود. اشارات او به تقیه، عصمت، ظاهر و باطن، تأویل، رموز قرآن، کتمان و بداء بر این امر دلالت دارد و تقریباً همه محققان چون طه حسین، علی حسن عبدالقادر نیز بر آن تصریح کرده‌اند، به خصوص که مؤلف پیوسته از امامان شیعه(ع) نقل قول نموده و از آنان با نامهای ائمه علیهم‌السلام، ائمه  صادقین یا الصادق علیه‌السلام یاد کرده است. با این همه شرف ضمن بحثی مفصل می‌کوشد وی را دوستدار شیعه، نه پیرو آن مذهب، قلمداد کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
حفنی محمد شرف براساس مجموعه روایات کتاب اسحاق، حدس می‌زند که وی در اواخر سده  4ق در گذشته و بیشتر عمر را نیز در بغداد گذرانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
اسحاق، علاوه بر کتابی که اینک مورد بررسی قرار خواهیم داد، گویا 4 کتاب دیگر داشته که اثری از آنها بر جای نمانده و اگر او خود در البرهان به آنها اشاره نکرده بود، البته از نام آنها هم بی‌خبر می‌ماندیم. این کتابها عبارتند از:&lt;br /&gt;
# اسرارالقرآن &lt;br /&gt;
#  الحجة&lt;br /&gt;
# الایضاح &lt;br /&gt;
# التعبد &lt;br /&gt;
# البرهان، این کتاب خود چندی دستخوش ایهام و سرگردانی بود: نخست با نام البرهان فی وجوه البیان در 1930م انتشار یافت و در 1938م طه حسین و عبدالحمید عبادی که بر قطعه‌ای از آن در کتابخانه اسکوریال دست یافته بودند، آن را با نام نقد النثر تألیف قدامه بن ‌جعفر به چاپ رساندند. اما جالب آنکه نظر این دو محقق درباره انتساب کتاب به قدامه یکی نیست. مقدمه طه حسین در واقع همان سخنرانی است که او در 1931م در کنگره خاورشناسان (در لیدن) به زبان فرانسه ایراد کرده بود. در این گفتار، وی صراحتاً در تعلق کتاب به قدامه تردید کرده، سپس نظر بروکلمان را نقل می‌کند که کتاب را از آن شاگرد قدامه می‌پنداشته است. در عوض، عبادی به چند دلیل تاریخی و پس از مقایسه میان این کتاب و الخراج قدامه، با آنکه می‌داند در ورقه اول نسخه، عنوان «البیان» نوشته شده، باز گمان برده است که این اثر همان نقد النثر قدامه است. چندی بعد در 1368ق/1949م علی حسن عبدالقادر، طی مقاله‌ای که در مجله المجمع العلمی العربی به چاپ رسانید، توضیح داد که نسخه تازه‌ای از این کتاب را در کتابخانه چستربیتی یافته است. این نسخه ثابت می‌کند که آنچه به نام نقد النثر چاپ شده، در حقیقت چیزی جز یک سوم البرهان فی وجوه البیان نیست. &lt;br /&gt;
دیگر آنکه مؤلف، نام خود را در آغاز «بیان» چهارم کتاب خود  ذکر کرده است. علاوه بر این عبدالقادر به رد دلایل دو محقق نخست پرداخته و از جمله منکر هرگونه تشابه میان این کتاب و آثار قدامه گردیده و اشاره کرده است که هیچ‌کس چنین کتابی را به قدامه نسبت نداده و این کتاب اثری شیعی است و قدامه شیعی مذهب نبوده است. پس از عبدالقادر، محققان دیگری نیز به تأیید یا تکمیل این بحث پرداختند که از آن جمله‌اند: عبدالمنعم خفاجی، شوقی ضیف و بدوی طبانه. &lt;br /&gt;
سرانجام در 1967م کتاب البرهان، توسط احمد مطلوب و با همکاری خدیجه حدیثی از روی نسخه چستربیتی انتشار یافت. مقدمه کتاب شامل است بر: بحث مفصلی از سرگذشت کتاب، اشاره به ناقدان نقد النثر، دلایل فراوانی در رد انتساب آن به قدامه و دلایل صحت انتساب آن به ابن ‌وهب. خود کتاب نیز به شیوه‌ای پسندیده همراه با فهارس (هرچند، گاه بسیار ناقص) به چاپ رسیده است. با این همه 2 سال بعد، در قاهره حفنی محمد شرف، ظاهراً بی‌آنکه از چاپ نخست اطلاع داشته باشد، براساس همان نسخه چستربیتی به چاپ دیگری اقدام کرد. این چاپ هیچ مزیتی بر چاپ نخست ندارد، علاوه بر آن، نحوه گزارش ماجرای کتاب، طرز برداشت و استدلال محقق و حتی مجموعه اطلاعات وی در مقدمه، شباهت سؤال‌انگیزی با چاپ احمد مطلوب دارد. &lt;br /&gt;
البرهان فی وجوه البیان، یکی از نخستین و مهم‌ترین آثار درباره  «بیان» است. بیان نیز در آغاز امر، یعنی طی سده  3 و ابتدای سده  4ق در معنایی بسیار گسترده‌تر از آنچه امروزه در کتب متأخرتر علوم بلاغت می‌یابیم، مورد بحث قرار می‌گرفته است. حقیقت و مجاز و تشبیه و استعاره و کنایه که نزد متأخران پایه‌های اصلی مبحث بیان را تشکیل می‌دهند، در البرهان ابن ‌وهب گویی در درجه دوم اهمیت نشسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;آذرنوش، آذرتاش، ج5 ص89- 91&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
آذرنوش، آذرتاش، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%E2%80%8D%D9%86%E2%80%8C_%D9%88%D9%87%E2%80%8D%D8%A8%E2%80%8C_%DA%A9%E2%80%8D%D8%A7%D8%AA%E2%80%8D%D8%A8%E2%80%8C%D8%8C_%D8%A7%D8%B3%E2%80%8D%D8%AD%E2%80%8D%D8%A7%D9%82%E2%80%8C_%D8%A8%E2%80%8D%D9%86%E2%80%8C_%D8%A7%D8%A8%E2%80%8D%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D9%85%E2%80%8C&amp;diff=660621</id>
		<title>اب‍ن‌ وه‍ب‌ ک‍ات‍ب‌، اس‍ح‍اق‌ ب‍ن‌ اب‍راه‍ی‍م‌</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%E2%80%8D%D9%86%E2%80%8C_%D9%88%D9%87%E2%80%8D%D8%A8%E2%80%8C_%DA%A9%E2%80%8D%D8%A7%D8%AA%E2%80%8D%D8%A8%E2%80%8C%D8%8C_%D8%A7%D8%B3%E2%80%8D%D8%AD%E2%80%8D%D8%A7%D9%82%E2%80%8C_%D8%A8%E2%80%8D%D9%86%E2%80%8C_%D8%A7%D8%A8%E2%80%8D%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8D%DB%8C%E2%80%8D%D9%85%E2%80%8C&amp;diff=660621"/>
		<updated>2023-05-25T05:53:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = اب‍ن‌ وه‍ب‌ ک‍ات‍ب‌، اس‍ح‍اق‌ ب‍ن‌ اب‍راه‍ی‍م‌ | تصویر = NUR69841.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ‌وَهْب، ابوالحسین اسحاق بن ابراهیم | نام‌های دیگر =  | لقب = کاتب | تخلص =  | نسب =  | نام پدر =...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = اب‍ن‌ وه‍ب‌ ک‍ات‍ب‌، اس‍ح‍اق‌ ب‍ن‌ اب‍راه‍ی‍م‌&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR69841.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وَهْب، ابوالحسین اسحاق بن ابراهیم&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = کاتب&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = ابراهیم&lt;br /&gt;
| ولادت = آغاز سده 4&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = اواخر سده 4&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار =  الایضاح، التعبد، البرهان فی وجوه البیان&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE69841.AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن ‌وَهْب، ابوالحسین اسحاق، نویسنده آغاز سده  4ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
به قطع می‌توان گفت که ابن ‌وهب به همان خاندان معروفی که از زمان یزید بن ‌ابی سفیان (در شام) تا اواخر سده  3ق (در بغداد) به کار کتابت مشغول بوده‌اند، تعلق دارد. بنابراین، سلسله نسب او چنین است: اسحاق بن ‌ابراهیم  بن ‌سلیمان  بن ‌وهب  بن ‌سعید بن ‌عمرو  بن ‌حصین  بن ‌قیس  بن ‌قبّال. پیشه  این افراد، به اختصار، چنین بوده است؛ قبّال کاتب یزید بن ‌ابی سفیان و معاویه و یزید؛ قیس، کاتب یزید و مروان و عبدالملک و هشام؛ حصین کاتب هشام و مروان و یزید بن ‌عمرو  بن ‌هبیره و منصور و مهدی؛ عمرو کاتب مهدی و خالد برمکی؛ سعید کاتب برمکیان؛ وهب کاتب جعفر برمکی و فضل و حسن پسران سهل، نیز والی کرمان و فارس؛ سلیمان، وزیر مهتدی و معتمد؛ امّا درباره  ابراهیم پدر اسحاق که تا 264ق زنده بود، این اندازه می‌دانیم که معتمد، اموال او و برادرش وهب را با اموال پدرشان سلیمان مصادره کرد. اسحاق عموی دیگری به نام احمد داشت که شاعر بود و در 285ق درگذشت، اما عموی سوم او عبید اللـه از مشاهیر و نیز ممدوح بزرگانی چون ابن ‌رومی بود و در دربار معتضد خدمت می‌کرد. فرزند این عبید اللـه که قاسم نام داشت، نیز چندی به جای پدر نشست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
از این نویسنده کتابی ارجمند بر جای مانده، اما از احوال خود او، هیچ نمی‌دانیم، حتی نام و کتاب او نیز در همین دهه‌های اخیر کشف شده است. اینک ملاحظه می‌شود که اسحاق با آنکه از خاندانی اهل فضل و ادب و نسبتاً مشهور برخاسته و خود بی‌گمان در ادب صاحب‌نظر بوده، کسی به احوال او اشاره‌ای نکرده است. وی در کتاب خویش بارها به اعضای خاندان خود، خاصه کسانی که احتمالاً از نزدیک دیده یا از محضرشان سودی برده، اشاره کرده است، اما مهم‌ترین اشاره او آنجاست که می‌گوید: «شیخ خود علی بن ‌عیسی رحمه اللـه را دیدم که...». از آنجا که وزیر علی بن ‌عیسی در 335ق درگذشته، ناچار مولف، کتاب خود را پس از این تاریخ نوشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مذهب==&lt;br /&gt;
اسحاق بی‌گمان شیعی مذهب بود. اشارات او به تقیه، عصمت، ظاهر و باطن، تأویل، رموز قرآن، کتمان و بداء بر این امر دلالت دارد و تقریباً همه محققان چون طه حسین، علی حسن عبدالقادر نیز بر آن تصریح کرده‌اند، به خصوص که مؤلف پیوسته از امامان شیعه(ع) نقل قول نموده و از آنان با نامهای ائمه علیهم‌السلام، ائمه  صادقین یا الصادق علیه‌السلام یاد کرده است. با این همه شرف ضمن بحثی مفصل می‌کوشد وی را دوستدار شیعه، نه پیرو آن مذهب، قلمداد کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
حفنی محمد شرف براساس مجموعه روایات کتاب اسحاق، حدس می‌زند که وی در اواخر سده  4ق در گذشته و بیشتر عمر را نیز در بغداد گذرانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
اسحاق، علاوه بر کتابی که اینک مورد بررسی قرار خواهیم داد، گویا 4 کتاب دیگر داشته که اثری از آنها بر جای نمانده و اگر او خود در البرهان به آنها اشاره نکرده بود، البته از نام آنها هم بی‌خبر می‌ماندیم. این کتابها عبارتند از:&lt;br /&gt;
# اسرارالقرآن &lt;br /&gt;
#  الحجة&lt;br /&gt;
# الایضاح &lt;br /&gt;
# التعبد &lt;br /&gt;
# البرهان، این کتاب خود چندی دستخوش ایهام و سرگردانی بود: نخست با نام البرهان فی وجوه البیان در 1930م انتشار یافت و در 1938م طه حسین و عبدالحمید عبادی که بر قطعه‌ای از آن در کتابخانه اسکوریال دست یافته بودند، آن را با نام نقد النثر تألیف قدامه بن ‌جعفر به چاپ رساندند. اما جالب آنکه نظر این دو محقق درباره انتساب کتاب به قدامه یکی نیست. مقدمه طه حسین در واقع همان سخنرانی است که او در 1931م در کنگره خاورشناسان (در لیدن) به زبان فرانسه ایراد کرده بود. در این گفتار، وی صراحتاً در تعلق کتاب به قدامه تردید کرده، سپس نظر بروکلمان را نقل می‌کند که کتاب را از آن شاگرد قدامه می‌پنداشته است. در عوض، عبادی به چند دلیل تاریخی و پس از مقایسه میان این کتاب و الخراج قدامه، با آنکه می‌داند در ورقه اول نسخه، عنوان «البیان» نوشته شده، باز گمان برده است که این اثر همان نقد النثر قدامه است. چندی بعد در 1368ق/1949م علی حسن عبدالقادر، طی مقاله‌ای که در مجله المجمع العلمی العربی به چاپ رسانید، توضیح داد که نسخه تازه‌ای از این کتاب را در کتابخانه چستربیتی یافته است. این نسخه ثابت می‌کند که آنچه به نام نقد النثر چاپ شده، در حقیقت چیزی جز یک سوم البرهان فی وجوه البیان نیست. &lt;br /&gt;
دیگر آنکه مؤلف، نام خود را در آغاز «بیان» چهارم کتاب خود  ذکر کرده است. علاوه بر این عبدالقادر به رد دلایل دو محقق نخست پرداخته و از جمله منکر هرگونه تشابه میان این کتاب و آثار قدامه گردیده و اشاره کرده است که هیچ‌کس چنین کتابی را به قدامه نسبت نداده و این کتاب اثری شیعی است و قدامه شیعی مذهب نبوده است. پس از عبدالقادر، محققان دیگری نیز به تأیید یا تکمیل این بحث پرداختند که از آن جمله‌اند: عبدالمنعم خفاجی، شوقی ضیف و بدوی طبانه. &lt;br /&gt;
سرانجام در 1967م کتاب البرهان، توسط احمد مطلوب و با همکاری خدیجه حدیثی از روی نسخه چستربیتی انتشار یافت. مقدمه کتاب شامل است بر: بحث مفصلی از سرگذشت کتاب، اشاره به ناقدان نقد النثر، دلایل فراوانی در رد انتساب آن به قدامه و دلایل صحت انتساب آن به ابن ‌وهب. خود کتاب نیز به شیوه‌ای پسندیده همراه با فهارس (هرچند، گاه بسیار ناقص) به چاپ رسیده است. با این همه 2 سال بعد، در قاهره حفنی محمد شرف، ظاهراً بی‌آنکه از چاپ نخست اطلاع داشته باشد، براساس همان نسخه چستربیتی به چاپ دیگری اقدام کرد. این چاپ هیچ مزیتی بر چاپ نخست ندارد، علاوه بر آن، نحوه گزارش ماجرای کتاب، طرز برداشت و استدلال محقق و حتی مجموعه اطلاعات وی در مقدمه، شباهت سؤال‌انگیزی با چاپ احمد مطلوب دارد. &lt;br /&gt;
البرهان فی وجوه البیان، یکی از نخستین و مهم‌ترین آثار درباره  «بیان» است. بیان نیز در آغاز امر، یعنی طی سده  3 و ابتدای سده  4ق در معنایی بسیار گسترده‌تر از آنچه امروزه در کتب متأخرتر علوم بلاغت می‌یابیم، مورد بحث قرار می‌گرفته است. حقیقت و مجاز و تشبیه و استعاره و کنایه که نزد متأخران پایه‌های اصلی مبحث بیان را تشکیل می‌دهند، در البرهان ابن ‌وهب گویی در درجه دوم اهمیت نشسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;آذرنوش، آذرتاش، ج5 ص89- 91&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
آذرنوش، آذرتاش، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660564</id>
		<title>ابن ‌ونان، احمد بن محمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=660564"/>
		<updated>2023-05-24T08:06:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن ‌ونان، احمد بن محمد‏   | تصویر = NUR59583.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ‌وَنّان، ابوالعباس احمد بن ‌محمد حِمْیَری فاسی | نام‌های دیگر =  | لقب = حمیری فاسی | تخلص =  | نسب = بنی معقل | نام پدر = محم...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌ونان، احمد بن محمد‏ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR59583.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وَنّان، ابوالعباس احمد بن ‌محمد حِمْیَری فاسی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = حمیری فاسی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = بنی معقل&lt;br /&gt;
| نام پدر = محمد&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 1187ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = محمد بن ‌قاسم جَسّوس، عمر فاسی، محمد بن ‌حسن بَنّانی&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = سلطان محمد بن ‌عبداللـه علوی&lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الشمقمقیة&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE59583AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن ‌وَنّان، ابوالعباس احمد بن ‌محمد حِمْیَری فاسی (د 1187ق/1773م)، ادیب و شاعر مراکشی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
ونّان، نام جد او بود که نسبش به اعراب بنو مَعقِل ساکن تُوات در صحرای مغرب می‌رسید. این اعراب بعدها به فاس نقل مکان کردند. خاندن وی در فاس به بنوملوک معروف بودند و او را از باب انتساب به قبایل کهن یمن و یا انصار حمیری می‌خواندند. تاریخ و محل تولد او روشن نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل==&lt;br /&gt;
وی نخست در خدمت پدر، نحو و ادب و شعر عرب آموخت و سپس نزد علمای فاس، چون محمد بن ‌قاسم جَسّوس، عمر فاسی، محمد بن ‌حسن بَنّانی، محمد تاودی  بن ‌سوده و دیگران، فقه و لغت فرا گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پدر==&lt;br /&gt;
پدر ابن ‌ونّان، با آنکه از شنوایی بی‌بهره بود، به برکت طبع شعر و نکته‌پردازی و لطیفه دانی به بارگاه سلطان علوی، محمد بن ‌عبداللـه (1170-1204ق/1757-1790م) راه یافت و ندیم او گردید. سلطان نیز به سبب شوخ‌طبعی و ظرافت او، وی را به نام شاعر بذله‌گوی کوفه، ابوالشمقمق خواند. این نام نه تنها بر وی که بر پسرش ابن ‌ونّان نیز باقی ماند. از همین جاست که ارجوزه معروف او را نیز شمقمقیّه نامیده‌اند. ابن ‌ونّان در دوران حیات پدر نتوانست شعر خود را نزد سلطان بخواند، تا عاقبت چاره را در آن دید که خود بر سر راه سلطان بایستد و قصیده را به بانگ بلند خواند. این شیوه کارگر افتاد و ا بن ‌ونّان از آن پس از صلات سلطان برخوردار گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
الشمقمقیة. ابن ‌ونان همه شهرت خود را به همین ارجوزه مدیون است. وی این ارجوزه را در 275 بیت به قافیۀ «قاف» و در مدح محمد بن ‌عبداللـه سروده است.  مضامین عمومی این ارجوزه عبارتند از: نسیب و یاد یار سفر کرده و زاری بر اطلال و دمن، وصف دلدار، فخر، گفت و گو با حسود، امثال و پند و اندرز، مدح شعر، مدح سلطان، ستایش از ارجوزه خویش. نیمه اول شعر که شامل حکم و امثال و وصایاست، مشحون از الفاظ غریب بیابانی است. در نیمه دوم آن، شاعر خواسته است که روش ابن ‌دُرید را در المقصورة تقلید کند و در این راه آنچنان پیچیده سخن گفته است که بدون شرح و تفسیر چیزی از کلام او فهمیده نمی‌شود. تنها فایده‌ای که از این ارجوزه بر می‌آید، آن است که نشان می‌دهد شاعر در لغت عرب و ایام و اخبار تبحر داشته و از این جهت می‌توان آن را یک اثر تعلیمی تلقی کرد و بی‌گمان سبب شهرت وسیع ارجوزه نیز همین بوده است. با این همه برخی از ادبای مغرب در تمجید وی مبالغه کرده‌اند، مثلاً ا بن ‌سوده آن را مایه افتخار و نمونه ارزنده شعر مغربی انگاشته است. &lt;br /&gt;
این ارجوزه جداگانه ضمن مجموعه‌ای از متون علمی در فاس به سال 1315ق چاپ سنگی شده است و بر آن شرح بسیاری نوشته‌اند که از آن جمله است: 1. زهر الافنان من حدیقه ابن ‌الونّان، از ابوالعباس احمد بن ‌خالد ناصری، فاس، 1314ق/1896م؛ 2. اقتطاف زهره الافنان من دوحه قافیه ابن ‌الونّان، از ابوحامد محمد مکی بن ‌محمد بِطاوری، فاس، 1333ق/1915م؛ 3. شرح الشمقمقیة، از عبداللـه کنون حسنی که بارها از جمله در 1979م در قاهره به چاپ رسیده است. شروح دیگری نیز بر آن نوشته شده که نسخ خطی آنها در مراکش و مکناس موجود است. &amp;lt;ref&amp;gt;محقق، سیمین، ج5، ص 89&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
محقق، سیمین، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=660561</id>
		<title>ابن ‌نظر، احمد بن ‌سلیمان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=660561"/>
		<updated>2023-05-24T07:54:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌نَظَر، احمد بن ‌سلیمان &lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌نَظَر، ابوبکر احمد بن ‌سلیمان بن ‌عبدالله بن ‌احمد بن ‌خضر ابن ‌سلیمان سموئلی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر =&lt;br /&gt;
| لقب = سموئلی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = سلیمان&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = &lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = 35سال&lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = خضر بن ‌سلیمان، عبد الله بن احمد&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = اباضی&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الدعائم، سلک الجمان فی سیر اهل عمان، مرآﺓ البصر فی مجمع المختلف من الاثر و...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌نَظَر، ابوبکر احمد بن ‌سلیمان بن ‌عبدالله بن ‌احمد بن ‌خضر ابن ‌سلیمان سموئلی'''، عالم اباضی عُمان در سدۀ 5ق/11م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
او در خاندانی اهل دانش از دودمان بنی‌نظر زاده شد، نیای وی عبدالله بن ‌احمد، قاضی القضاﺓ دَما بود و تألیفاتی در فقه داشت. نیای بزرگش خضر بن ‌سلیمان نیز از عالمان بنام اباضی عمان بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات==&lt;br /&gt;
وی در آغاز به فراگیری ادب اشتیاق داشت و به درس [[مبارک بن ‌سلیمان]] می‌نشست. با استعداد و حافظه نیرومند خود توانست به هنگامی که هنوز نوجوان بود، در فنون ادب تبحر یابد و اشعاری عمدتاً در قالب غزل بسراید. آنگاه در پی یک تحول روحی، به علوم دینی روی آورد و به فراگیری عقاید و فقه پرداخت و به زودی گوی سبقت از همگنان ربود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
جمعی از محققان معاصر چون لویتسکی، حارثی و دیگران ابن ‌نظر را از رجال سده 6ق/12م شمرده‌اند. ولی جابر بن ‌عبدالله ازکانی نویسنده عمانی که در مصباح الاحادیث خود اطلاعات باارزشی درباره زندگی ابن ‌نظر به دست داده، تصریح نموده که وی در سده 5ق می‌زیسته است. پاره‌ای شواهد پذیرش این نظر را مرجح می‌سازد: چنانکه اگر جد سوم ابن ‌نظر، خضر بن ‌سلیمان را از رجال نیمه اول سده 4ق بدانیم، براساس توالی نسلها می‌توان زندگی ابن ‌نظر را در نیمه دوم سده 5ق تخمین زد. همچنین بر پایه سخن مؤلف بهجة الابصار، اباضیان عمان بی‌درنگ پس از کشته شدن خردله قاتل ابن ‌نظر، محمد بن ‌غسان نامی را به امامت برداشتند. منابع دیگر نیز از بیعت اباضیان عمان با شخصی به نام محمد بن ‌ابی غسان در حدود 513ق/1119م سخن گفته اند، در این صورت وفات ابن ‌نظر را می‌بایست چندی پیش از 513ق دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تخصص==&lt;br /&gt;
جامعیت او در ادب و علوم دینی چندان بود که ابن ‌زکریا از عالمان اباضی، او را «اشعر العلماء و اعلم الشعراء» خواند. او ذوق شاعری را به خدمت کلام و فقه گرفت، چندان که قصیده‌هایش در زمان حیات وی خواهان بسیار یافت. منظومه‌های ابن ‌نظر را باید از پرمایه‌ترین منابع برای مطالعه درباره عقاید و فقه اباضی در سده 5ق به‌ویژه در عمان دانست. این واقعیت که سروده‌های وی ظرف کمتر از یک قرن نه تنها در میان اباضیان مشرق، بلکه حتی در مغرب نیز رواج یافت، نشان از جایگاه والای این اشعار دینی دارد. &lt;br /&gt;
ابن ‌نظر در دوره‌ای می‌زیست که جامعه اباضی عمان وضع نابسامانی داشت. اگرچه گاه به گاه کسانی از اباضیان پیرامون شخصی گرد آمده، او را به امامت بر می‌داشتند، ولی بخش وسیعی از عمان زیر نفوذ حاکمان غیر اباضی، به خصوص سلاطین نبهانی بود. انعکاس ستمی که اباضیان را به قیامهای مکرر در این دوره بر می‌انگیخت، در جای جای سروده‌های ابن ‌نظر به چشم می‌خورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
ابن ‌نظر سرانجام جان خود را بر سر مخالفت با بنی نبهان گذاشت. ماجرا این بودکه به دنبال ازدواج خواهرزاده وی با مردی از بنی‌نظر، خردله بن ‌سماعه حاکم نبهانی کس فرستاد تا به رسم معهود نیمی از مهر عروس را به باج ستاند، اما ابن ‌نظر سر به مخالفت برداشت، پس به امر خردله او را به قتل رسانیدند. البته به نظر می‌رسد، این سرانجام مخالفتی باشد که ابن ‌نظر از مدتها پیش با حاکم نبهانی داشته بوده است. به هر روی ابن ‌نظر در 35 سالگی جان سپرد و خانه او به دستور حاکم غارت و کتابهایش سوزانده شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
آنچه از وی به یادگار ماند، بیشتر سرودهای او بود که در زمان حیاتش انتشار یافته بود و از کتابهایش تنها پاره‌ای پس از آتش‌سوزی، سالم بر جای ماند.&lt;br /&gt;
#الدعائم &lt;br /&gt;
#:این کتاب مشهورترین اثر ابن ‌نظر است در واقع مجموعه‌ای از 28 منظومه است که 4 منظومه آن در اصول عقاید و باقی در موضوعات گوناگون فقهی است. بر پایه گزارش درجینی منظومه‌های الدعائم در اندک زمانی به مغرب (شمال آفریقا) راه یافت، چنانکه ابوعمار عبدالکافی، در سدۀ 6ق نسخه‌ای از آن را به هنگام تحصیل در تونس با خود همراه داشته است. در عمان نیز چندی پس از قتل سراینده، محمد بن ‌وصاف نزوی این منظومه‌ها را گرد آورد و همو بود که نام الدعائم را بر آن نهاد. نسخه ابن ‌وصاف در اواخر سدۀ 6 یا اوایل سدۀ 7ق توسط ابوموسی عیسی بن ‌زکریا به مغرب برده شد و شواهد مختلف نشان از آن دارد که این کتاب تا حدودی در سدۀ 7ق و به‌طور گسترده در سدۀ 8ق و پس از آن، در مغرب رونق داشته و گاه به عنوان متن درسی تدریس می‌شده است. تا آنجا که به گفته شماخی وجود الدعائم مانع از آن بود که دیگر منظومه‌های فقهی، رونقی یابند. همپای مغرب در عمان، وطن ابن ‌نظر، نیز الدعائم در طی قرون مورد توجه بوده و وجود شروحی از رقیشی و منصور بن ‌محمد شاهدی بر این مدعاست. &lt;br /&gt;
#:مهم‌ترین شروحی که بر الدعائم نوشته شده، اینهاست: 1. شرح محمد بن ‌وصاف نزوی با عنوان الحلّ و الاصابه در دو جلد که ریو احتمال داده، نسخه شماره 328 در موزه بریتانیا، جزء دوم همین شرح باشد. نسخه‌ای از شرح ابن ‌وصاف در حدود پایان سدۀ 6ق به مغرب راه یافت و ابونصر ملوشائی در آن تصحیحاتی انجام داد. هرچند شیوه ابن ‌وصاف در این شرح گاه مورد انتقاد برخی قرار گرفته است، ولی شماری از شارحان بعدی آن را الگوی کار خود قرار داده‌اند؛ 2. شرح احمد بن ‌عبدالله رقیشی از کوی با عنوان مصباح الظلام در دو جلد که به گفته یحیی بن ‌خلفان خروصی، کوشی در تکمیل شرح ابن ‌وصاف بوده است. حارثی شرح رقیشی بر قصیدۀ لامیۀ الدعائم را در دست داشته و بخش‌هایی از آن را نقل کرده است؛ 3. شرح ابوالقاسم برادی بر پاره‌ای از الدعائم با عنوان شقاء الحائم؛ 4. شرح منصور بن ‌محمد بن ‌ناصر بر قصیده لامیه آن در باب حج که خروصی آن را وصف کرده است؛ 5. شرح ابوزکریا یحیی بن ‌ابی العز شماخی در دو جلد که در آن از شیوه ابن ‌وصاف پیروی کرده است؛ 6. شرح احمد بن ‌سعید شماخی با عنوان اعراب مشکل الدعائم. &lt;br /&gt;
#:در موزه بریتانیا نسخه‌ای با عنوان دیوان ابن ‌نظر وجود دارد که همان متن الدعائم است، ولی منظومه‌های آن به شیوه دواوین به ترتیب الفبایی تنظیم شده است و 25 منظومه را در بردارد. متن الدعائم بارها از جمله در 1400ق/1980م به کوشش محمود عسیران، به چاپ رسیده بود. &lt;br /&gt;
# سلک الجمان فی سیر اهل عمان، که اصل آن در 2 مجلد بوده و گویا تنها 9 جزوۀ نیم سوخته آن از حریق به درآمده بوده است.&lt;br /&gt;
# مرآﺓ البصر فی مجمع المختلف من الاثر، در 4 مجلد که دست کم قطعه‌ای از آن پس از آتش‌سوزی دیده شده است.&lt;br /&gt;
# الوصید فی ذم التقلید، در 2 مجلد.&lt;br /&gt;
# قصیده ای در ولایت و برائت.&lt;br /&gt;
# قصیده ای در ضاد و ظاء در حدود 200 بیت که نشانی از آن در دست نیست&amp;lt;ref&amp;gt;پاکتچی، احمد، ج5، ص 50-52&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
[https://www.cgie.org.ir/fa/article/226059/%D8%A7%D8%A8%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%B1 پاکتچی، احمد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 اردیبهشت 1402]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده اردیبهشت 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=660560</id>
		<title>ابن ولید، محمد بن حسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=660560"/>
		<updated>2023-05-24T07:51:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ولید، محمد بن حسن&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ولید قمی، ابوجعفر محمد بن ‌حسن  بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = قمی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = حسن&lt;br /&gt;
| ولادت = حدود 270ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = قم&lt;br /&gt;
| رحلت = 343ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = ابوالحسن احمد&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = سعد بن ‌عبداللـه اشعری، احمد بن ‌ادریس قمی، عبداللـه بن ‌جعفر حمیری&lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الجامع، تفسیر القرآن، الفهرست&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ولید قمی، ابوجعفر محمد بن ‌حسن  بن ‌احمد''' (د 343ق/954م)، محدث و فقیه امامی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
تاریخ ولادت وی معلوم نیست، ولی از آنجا که از محمد بن ‌حسن صفار (د 290ق) بسیار روایت کرده و از سوی دیگر به قرینه عدم روایت مستقیم وی از احمد بن ‌ابی عبداللـه برقی (د 280ق به بعد) و احمد بن ‌محمد بن ‌عیسی اشعری (د 280ق به بعد) می‌توان ولادت او را درحدود 270ق تخمین زد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرزندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌ولید فرزندی به نام ابوالحسن احمد داشته که از پدر روایت کرده و مفید، غضائری و ابن ‌عبدون نیز از او روایت کرده‌اند. احمد ظاهراً در بغداد اقامت داشته و چنانکه در داستان ابوبکر بغدادی که ادعای نیابت امام زمان(ع) داشته نقل شده، وی از جانب پدر و جماعتی دیگر در بصره نیز حاضر می‌شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
از جزئیات زندگی وی نیز چیزی نمی‌دانیم، اما باتوجه به عبارت نجاشی  که او را «شیخ القمّیین...» نامیده است و با بررسی مشایخ و شاگردان وی می‌توان نتیجه گرفت که ابن ولید زندگی خود را عمدتاً در قم گذرانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشایخ==&lt;br /&gt;
سعد بن ‌عبداللـه اشعری، احمد بن ‌ادریس قمی، عبداللـه بن ‌جعفر حمیری، محمد بن ‌یحیی عطار، محمد بن ‌ابی‌القاسم ماجیلویه و علی  بن ‌ابراهیم قمی از جمله مشایخ او بوده‌اند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راوایان از او==&lt;br /&gt;
معروف‌ترین کسانی که از وی روایت کرده اند، محمد بن ‌علی ابن ‌بابویه، ابن ‌ابی جید، احمد بن ‌شاذان، جعفر ا بن ‌قولویه، ا بن ‌داوود قمی و سلامه  بن ‌محمد ارزنی شایان ذکرند. هارون بن ‌موسی تلعکبری نیز با مکاتبه از ابن ‌ولید اجازه روایت گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت رجالی==&lt;br /&gt;
در منابع رجالی بر وثاقت و تبحر وی در حدیث، فقه و رجال تأکید شده است. ظاهراً ابن ‌ولید دارای روش خاص در جرح و تعدیل رجال و نقد احادیث بوده و از روایت برخی از احادیث و کتب روایی به جهت «موضوع» دانستن آنها یا جهات دیگر خودداری می‌ورزیده است. &lt;br /&gt;
ابن ‌ولید درباره «غلوم دارای آراء و نظرات خاصی بوده است. او مفهوم غلو را تا آنجا گسترش می‌داد که حتی اعتقاد به عدم وقوع سهو از نبی و امام را از نخستین درجات غلو می‌شمرد. از اینکه ابن ‌ولید روایات مرسل را در نوادر الحکمة نپذیرفته ، شاید برآید که وی در این‌باره به «اصالة العدالة» قائل نبوده است. اینکه آیا ابن ‌ولید خود اینگونه نظرات را در قم رواج داده یا آن را از پیشینیان گرفته بوده، قابل مطالعه است، ولی به هر حال برخی از قمیان همانند ابن ‌بابویه و حتی در در مواردی برخی از عراقیان چون ابن ‌نوح سیرافی، شیخ طوسی و نجاشی در جرح و تعدیل روات از او پیروی نموده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
از ابن ‌ولید 3 اثر می‌شناسیم که هیچ‌یک اکنون در دست نیست: &lt;br /&gt;
# الجامع. ابن ‌بابویه در مقدمه فقیه ضمن بر شمردن الجامع در شمار منابع کتاب خود، آن را از مراجع اصلی حدیث نزد محدثین معرفی می‌کند و اگرچه در آثار ابن ‌بابویه نام این کتاب به تصریح جز در موارد معدودی نیامده، ولی بسیاری از روایات وی می‌تواند از این کتاب گرفته شده باشد. نسخه‌های الجامع تا سده 7ق/13م و شاید مدتها پس از آن نیز وجود داشته است. &lt;br /&gt;
# تفسیر القرآن.&lt;br /&gt;
# الفهرست، که مورد استفاده نجاشی در رجال قرار گرفته است&amp;lt;ref&amp;gt; شبیری، محمد جواد، ج5، ص 88-89&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
شبیری، محمد جواد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده اردیبهشت 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=660559</id>
		<title>ابن ولید، محمد بن حسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=660559"/>
		<updated>2023-05-24T07:50:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ولید، محمد بن حسن&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ولید قمی، ابوجعفر محمد بن ‌حسن  بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = قمی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = حسن&lt;br /&gt;
| ولادت = حدود 270ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = قم&lt;br /&gt;
| رحلت = 343ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = ابوالحسن احمد&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = سعد بن ‌عبداللـه اشعری، احمد بن ‌ادریس قمی، عبداللـه بن ‌جعفر حمیری&lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الجامع، تفسیر القرآن، الفهرست&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ولید قمی، ابوجعفر محمد بن ‌حسن  بن ‌احمد''' (د 343ق/954م)، محدث و فقیه امامی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
تاریخ ولادت وی معلوم نیست، ولی از آنجا که از محمد بن ‌حسن صفار (د 290ق) بسیار روایت کرده و از سوی دیگر به قرینه عدم روایت مستقیم وی از احمد بن ‌ابی عبداللـه برقی (د 280ق به بعد) و احمد بن ‌محمد بن ‌عیسی اشعری (د 280ق به بعد) می‌توان ولادت او را درحدود 270ق تخمین زد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرزندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌ولید فرزندی به نام ابوالحسن احمد داشته که از پدر روایت کرده و مفید، غضائری و ابن ‌عبدون نیز از او روایت کرده‌اند. احمد ظاهراً در بغداد اقامت داشته و چنانکه در داستان ابوبکر بغدادی که ادعای نیابت امام زمان(ع) داشته نقل شده، وی از جانب پدر و جماعتی دیگر در بصره نیز حاضر می‌شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
از جزئیات زندگی وی نیز چیزی نمی‌دانیم، اما باتوجه به عبارت نجاشی  که او را «شیخ القمّیین...» نامیده است و با بررسی مشایخ و شاگردان وی می‌توان نتیجه گرفت که ابن ولید زندگی خود را عمدتاً در قم گذرانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشایخ==&lt;br /&gt;
سعد بن ‌عبداللـه اشعری، احمد بن ‌ادریس قمی، عبداللـه بن ‌جعفر حمیری، محمد بن ‌یحیی عطار، محمد بن ‌ابی‌القاسم ماجیلویه و علی  بن ‌ابراهیم قمی از جمله مشایخ او بوده‌اند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راوایان از او==&lt;br /&gt;
معروف‌ترین کسانی که از وی روایت کرده اند، محمد بن ‌علی ابن ‌بابویه، ابن ‌ابی جید، احمد بن ‌شاذان، جعفر ا بن ‌قولویه، ا بن ‌داوود قمی و سلامه  بن ‌محمد ارزنی شایان ذکرند. هارون بن ‌موسی تلعکبری نیز با مکاتبه از ابن ‌ولید اجازه روایت گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت رجالی==&lt;br /&gt;
در منابع رجالی بر وثاقت و تبحر وی در حدیث، فقه و رجال تأکید شده است. ظاهراً ابن ‌ولید دارای روش خاص در جرح و تعدیل رجال و نقد احادیث بوده و از روایت برخی از احادیث و کتب روایی به جهت «موضوع» دانستن آنها یا جهات دیگر خودداری می‌ورزیده است. &lt;br /&gt;
ابن ‌ولید درباره «غلوم دارای آراء و نظرات خاصی بوده است. او مفهوم غلو را تا آنجا گسترش می‌داد که حتی اعتقاد به عدم وقوع سهو از نبی و امام را از نخستین درجات غلو می‌شمرد. از اینکه ابن ‌ولید روایات مرسل را در نوادر الحکمة نپذیرفته ، شاید برآید که وی در این‌باره به «اصالة العدالة» قائل نبوده است. اینکه آیا ابن ‌ولید خود اینگونه نظرات را در قم رواج داده یا آن را از پیشینیان گرفته بوده، قابل مطالعه است، ولی به هر حال برخی از قمیان همانند ابن ‌بابویه و حتی در در مواردی برخی از عراقیان چون ابن ‌نوح سیرافی، شیخ طوسی و نجاشی در جرح و تعدیل روات از او پیروی نموده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
از ابن ‌ولید 3 اثر می‌شناسیم که هیچ‌یک اکنون در دست نیست: &lt;br /&gt;
# الجامع. ابن ‌بابویه در مقدمه فقیه ضمن بر شمردن الجامع در شمار منابع کتاب خود، آن را از مراجع اصلی حدیث نزد محدثین معرفی می‌کند و اگرچه در آثار ابن ‌بابویه نام این کتاب به تصریح جز در موارد معدودی نیامده، ولی بسیاری از روایات وی می‌تواند از این کتاب گرفته شده باشد. نسخه‌های الجامع تا سده 7ق/13م و شاید مدتها پس از آن نیز وجود داشته است. &lt;br /&gt;
# تفسیر القرآن.&lt;br /&gt;
# الفهرست، که مورد استفاده نجاشی در رجال قرار گرفته است&amp;lt;ref&amp;gt; شبیری، محمد جواد، ج5، ص 88-89&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
شبیری، محمد جواد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده اردیبهشت 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=660558</id>
		<title>ابن ولید، محمد بن حسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=660558"/>
		<updated>2023-05-24T07:50:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ولید، محمد بن حسن&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ولید قمی، ابوجعفر محمد بن ‌حسن  بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = قمی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = حسن&lt;br /&gt;
| ولادت = حدود 270ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = قم&lt;br /&gt;
| رحلت = 343ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = ابوالحسن احمد&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = سعد بن ‌عبداللـه اشعری، احمد بن ‌ادریس قمی، عبداللـه بن ‌جعفر حمیری&lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الجامع، تفسیر القرآن، الفهرست&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ولید قمی، ابوجعفر محمد بن ‌حسن  بن ‌احمد''' (د 343ق/954م)، محدث و فقیه امامی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
تاریخ ولادت وی معلوم نیست، ولی از آنجا که از محمد بن ‌حسن صفار (د 290ق) بسیار روایت کرده و از سوی دیگر به قرینه عدم روایت مستقیم وی از احمد بن ‌ابی عبداللـه برقی (د 280ق به بعد) و احمد بن ‌محمد بن ‌عیسی اشعری (د 280ق به بعد) می‌توان ولادت او را درحدود 270ق تخمین زد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرزندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌ولید فرزندی به نام ابوالحسن احمد داشته که از پدر روایت کرده و مفید، غضائری و ابن ‌عبدون نیز از او روایت کرده‌اند. احمد ظاهراً در بغداد اقامت داشته و چنانکه در داستان ابوبکر بغدادی که ادعای نیابت امام زمان(ع) داشته نقل شده، وی از جانب پدر و جماعتی دیگر در بصره نیز حاضر می‌شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
از جزئیات زندگی وی نیز چیزی نمی‌دانیم، اما باتوجه به عبارت نجاشی  که او را «شیخ القمّیین...» نامیده است و با بررسی مشایخ و شاگردان وی می‌توان نتیجه گرفت که ابن ولید زندگی خود را عمدتاً در قم گذرانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشایخ==&lt;br /&gt;
سعد بن ‌عبداللـه اشعری، احمد بن ‌ادریس قمی، عبداللـه بن ‌جعفر حمیری، محمد بن ‌یحیی عطار، محمد بن ‌ابی‌القاسم ماجیلویه و علی  بن ‌ابراهیم قمی از جمله مشایخ او بوده‌اند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راوایان از او==&lt;br /&gt;
معروف‌ترین کسانی که از وی روایت کرده اند، محمد بن ‌علی ابن ‌بابویه، ابن ‌ابی جید، احمد بن ‌شاذان، جعفر ا بن ‌قولویه، ا بن ‌داوود قمی و سلامه  بن ‌محمد ارزنی شایان ذکرند. هارون بن ‌موسی تلعکبری نیز با مکاتبه از ابن ‌ولید اجازه روایت گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت رجالی==&lt;br /&gt;
در منابع رجالی بر وثاقت و تبحر وی در حدیث، فقه و رجال تأکید شده است. ظاهراً ابن ‌ولید دارای روش خاص در جرح و تعدیل رجال و نقد احادیث بوده و از روایت برخی از احادیث و کتب روایی به جهت «موضوع» دانستن آنها یا جهات دیگر خودداری می‌ورزیده است. &lt;br /&gt;
ابن ‌ولید درباره «غلوم دارای آراء و نظرات خاصی بوده است. او مفهوم غلو را تا آنجا گسترش می‌داد که حتی اعتقاد به عدم وقوع سهو از نبی و امام را از نخستین درجات غلو می‌شمرد. از اینکه ابن ‌ولید روایات مرسل را در نوادر الحکمة نپذیرفته ، شاید برآید که وی در این‌باره به «اصالة العدالة» قائل نبوده است. اینکه آیا ابن ‌ولید خود اینگونه نظرات را در قم رواج داده یا آن را از پیشینیان گرفته بوده، قابل مطالعه است، ولی به هر حال برخی از قمیان همانند ابن ‌بابویه و حتی در در مواردی برخی از عراقیان چون ابن ‌نوح سیرافی، شیخ طوسی و نجاشی در جرح و تعدیل روات از او پیروی نموده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
از ابن ‌ولید 3 اثر می‌شناسیم که هیچ‌یک اکنون در دست نیست: &lt;br /&gt;
# الجامع. ابن ‌بابویه در مقدمه فقیه ضمن بر شمردن الجامع در شمار منابع کتاب خود، آن را از مراجع اصلی حدیث نزد محدثین معرفی می‌کند و اگرچه در آثار ابن ‌بابویه نام این کتاب به تصریح جز در موارد معدودی نیامده، ولی بسیاری از روایات وی می‌تواند از این کتاب گرفته شده باشد. نسخه‌های الجامع تا سده 7ق/13م و شاید مدتها پس از آن نیز وجود داشته است. &lt;br /&gt;
# تفسیر القرآن.&lt;br /&gt;
# الفهرست، که مورد استفاده نجاشی در رجال قرار گرفته است&amp;lt;ref&amp;gt; شبیری، محمد جواد، ج5، ص 88-89&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
شبیری، محمد جواد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده اردیبهشت 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=660557</id>
		<title>ابن ولید، محمد بن حسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=660557"/>
		<updated>2023-05-24T07:49:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ولید، محمد بن حسن&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ولید قمی، ابوجعفر محمد بن ‌حسن  بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = قمی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = حسن&lt;br /&gt;
| ولادت = حدود 270ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = قم&lt;br /&gt;
| رحلت = 343ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = ابوالحسن احمد&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = سعد بن ‌عبداللـه اشعری، احمد بن ‌ادریس قمی، عبداللـه بن ‌جعفر حمیری&lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الجامع، تفسیر القرآن، الفهرست&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ولید قمی، ابوجعفر محمد بن ‌حسن  بن ‌احمد''' (د 343ق/954م)، محدث و فقیه امامی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
تاریخ ولادت وی معلوم نیست، ولی از آنجا که از محمد بن ‌حسن صفار (د 290ق) بسیار روایت کرده و از سوی دیگر به قرینه عدم روایت مستقیم وی از احمد بن ‌ابی عبداللـه برقی (د 280ق به بعد) و احمد بن ‌محمد بن ‌عیسی اشعری (د 280ق به بعد) می‌توان ولادت او را درحدود 270ق تخمین زد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرزندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌ولید فرزندی به نام ابوالحسن احمد داشته که از پدر روایت کرده و مفید، غضائری و ابن ‌عبدون نیز از او روایت کرده‌اند. احمد ظاهراً در بغداد اقامت داشته و چنانکه در داستان ابوبکر بغدادی که ادعای نیابت امام زمان(ع) داشته نقل شده، وی از جانب پدر و جماعتی دیگر در بصره نیز حاضر می‌شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
از جزئیات زندگی وی نیز چیزی نمی‌دانیم، اما باتوجه به عبارت نجاشی  که او را «شیخ القمّیین...» نامیده است و با بررسی مشایخ و شاگردان وی می‌توان نتیجه گرفت که ابن ولید زندگی خود را عمدتاً در قم گذرانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشایخ==&lt;br /&gt;
سعد بن ‌عبداللـه اشعری، احمد بن ‌ادریس قمی، عبداللـه بن ‌جعفر حمیری، محمد بن ‌یحیی عطار، محمد بن ‌ابی‌القاسم ماجیلویه و علی  بن ‌ابراهیم قمی از جمله مشایخ او بوده‌اند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راوایان از او==&lt;br /&gt;
معروف‌ترین کسانی که از وی روایت کرده اند، محمد بن ‌علی ابن ‌بابویه، ابن ‌ابی جید، احمد بن ‌شاذان، جعفر ا بن ‌قولویه، ا بن ‌داوود قمی و سلامه  بن ‌محمد ارزنی شایان ذکرند. هارون بن ‌موسی تلعکبری نیز با مکاتبه از ابن ‌ولید اجازه روایت گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت رجالی==&lt;br /&gt;
در منابع رجالی بر وثاقت و تبحر وی در حدیث، فقه و رجال تأکید شده است. ظاهراً ابن ‌ولید دارای روش خاص در جرح و تعدیل رجال و نقد احادیث بوده و از روایت برخی از احادیث و کتب روایی به جهت «موضوع» دانستن آنها یا جهات دیگر خودداری می‌ورزیده است. &lt;br /&gt;
ابن ‌ولید درباره «غلوم دارای آراء و نظرات خاصی بوده است. او مفهوم غلو را تا آنجا گسترش می‌داد که حتی اعتقاد به عدم وقوع سهو از نبی و امام را از نخستین درجات غلو می‌شمرد. از اینکه ابن ‌ولید روایات مرسل را در نوادر الحکمة نپذیرفته ، شاید برآید که وی در این‌باره به «اصالة العدالة» قائل نبوده است. اینکه آیا ابن ‌ولید خود اینگونه نظرات را در قم رواج داده یا آن را از پیشینیان گرفته بوده، قابل مطالعه است، ولی به هر حال برخی از قمیان همانند ابن ‌بابویه و حتی در در مواردی برخی از عراقیان چون ابن ‌نوح سیرافی، شیخ طوسی و نجاشی در جرح و تعدیل روات از او پیروی نموده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
از ابن ‌ولید 3 اثر می‌شناسیم که هیچ‌یک اکنون در دست نیست: &lt;br /&gt;
# الجامع. ابن ‌بابویه در مقدمه فقیه ضمن بر شمردن الجامع در شمار منابع کتاب خود، آن را از مراجع اصلی حدیث نزد محدثین معرفی می‌کند و اگرچه در آثار ابن ‌بابویه نام این کتاب به تصریح جز در موارد معدودی نیامده، ولی بسیاری از روایات وی می‌تواند از این کتاب گرفته شده باشد. نسخه‌های الجامع تا سده 7ق/13م و شاید مدتها پس از آن نیز وجود داشته است. &lt;br /&gt;
# تفسیر القرآن.&lt;br /&gt;
# الفهرست، که مورد استفاده نجاشی در رجال قرار گرفته است&amp;lt;ref&amp;gt; شبیری، محمد جواد، ج5، ص 88-89&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
شبیری، محمد جواد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=660556</id>
		<title>ابن ولید، محمد بن حسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=660556"/>
		<updated>2023-05-24T07:48:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ولید، محمد بن حسن&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ولید قمی، ابوجعفر محمد بن ‌حسن  بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = قمی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = حسن&lt;br /&gt;
| ولادت = حدود 270ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = قم&lt;br /&gt;
| رحلت = 343ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = ابوالحسن احمد&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = سعد بن ‌عبداللـه اشعری، احمد بن ‌ادریس قمی، عبداللـه بن ‌جعفر حمیری&lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الجامع، تفسیر القرآن، الفهرست&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ولید قمی، ابوجعفر محمد بن ‌حسن  بن ‌احمد''' (د 343ق/954م)، محدث و فقیه امامی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
تاریخ ولادت وی معلوم نیست، ولی از آنجا که از محمد بن ‌حسن صفار (د 290ق) بسیار روایت کرده و از سوی دیگر به قرینه عدم روایت مستقیم وی از احمد بن ‌ابی عبداللـه برقی (د 280ق به بعد) و احمد بن ‌محمد بن ‌عیسی اشعری (د 280ق به بعد) می‌توان ولادت او را درحدود 270ق تخمین زد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرزندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌ولید فرزندی به نام ابوالحسن احمد داشته که از پدر روایت کرده و مفید، غضائری و ابن ‌عبدون نیز از او روایت کرده‌اند. احمد ظاهراً در بغداد اقامت داشته و چنانکه در داستان ابوبکر بغدادی که ادعای نیابت امام زمان(ع) داشته نقل شده، وی از جانب پدر و جماعتی دیگر در بصره نیز حاضر می‌شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
از جزئیات زندگی وی نیز چیزی نمی‌دانیم، اما باتوجه به عبارت نجاشی  که او را «شیخ القمّیین...» نامیده است و با بررسی مشایخ و شاگردان وی می‌توان نتیجه گرفت که ابن ولید زندگی خود را عمدتاً در قم گذرانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشایخ==&lt;br /&gt;
سعد بن ‌عبداللـه اشعری، احمد بن ‌ادریس قمی، عبداللـه بن ‌جعفر حمیری، محمد بن ‌یحیی عطار، محمد بن ‌ابی‌القاسم ماجیلویه و علی  بن ‌ابراهیم قمی از جمله مشایخ او بوده‌اند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راوایان از او==&lt;br /&gt;
معروف‌ترین کسانی که از وی روایت کرده اند، محمد بن ‌علی ابن ‌بابویه، ابن ‌ابی جید، احمد بن ‌شاذان، جعفر ا بن ‌قولویه، ا بن ‌داوود قمی و سلامه  بن ‌محمد ارزنی شایان ذکرند. هارون بن ‌موسی تلعکبری نیز با مکاتبه از ابن ‌ولید اجازه روایت گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت رجالی==&lt;br /&gt;
در منابع رجالی بر وثاقت و تبحر وی در حدیث، فقه و رجال تأکید شده است. ظاهراً ابن ‌ولید دارای روش خاص در جرح و تعدیل رجال و نقد احادیث بوده و از روایت برخی از احادیث و کتب روایی به جهت «موضوع» دانستن آنها یا جهات دیگر خودداری می‌ورزیده است. &lt;br /&gt;
ابن ‌ولید درباره «غلوم دارای آراء و نظرات خاصی بوده است. او مفهوم غلو را تا آنجا گسترش می‌داد که حتی اعتقاد به عدم وقوع سهو از نبی و امام را از نخستین درجات غلو می‌شمرد. از اینکه ابن ‌ولید روایات مرسل را در نوادر الحکمة نپذیرفته ، شاید برآید که وی در این‌باره به «اصالة العدالة» قائل نبوده است. اینکه آیا ابن ‌ولید خود اینگونه نظرات را در قم رواج داده یا آن را از پیشینیان گرفته بوده، قابل مطالعه است، ولی به هر حال برخی از قمیان همانند ابن ‌بابویه و حتی در در مواردی برخی از عراقیان چون ابن ‌نوح سیرافی، شیخ طوسی و نجاشی در جرح و تعدیل روات از او پیروی نموده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
از ابن ‌ولید 3 اثر می‌شناسیم که هیچ‌یک اکنون در دست نیست: &lt;br /&gt;
# الجامع. ابن ‌بابویه در مقدمه فقیه ضمن بر شمردن الجامع در شمار منابع کتاب خود، آن را از مراجع اصلی حدیث نزد محدثین معرفی می‌کند و اگرچه در آثار ابن ‌بابویه نام این کتاب به تصریح جز در موارد معدودی نیامده، ولی بسیاری از روایات وی می‌تواند از این کتاب گرفته شده باشد. نسخه‌های الجامع تا سده 7ق/13م و شاید مدتها پس از آن نیز وجود داشته است. &lt;br /&gt;
# تفسیر القرآن.&lt;br /&gt;
# الفهرست، که مورد استفاده نجاشی در رجال قرار گرفته است&amp;lt;ref&amp;gt; شبیری، محمد جواد، ج5، ص 88-89&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
شبیری، محمد جواد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=660555</id>
		<title>ابن ولید، محمد بن حسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=660555"/>
		<updated>2023-05-24T07:47:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ولید، محمد بن حسن&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ولید قمی، ابوجعفر محمد بن ‌حسن  بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = قمی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = حسن&lt;br /&gt;
| ولادت = حدود 270ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = قم&lt;br /&gt;
| رحلت = 343ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = ابوالحسن احمد&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = سعد بن ‌عبداللـه اشعری، احمد بن ‌ادریس قمی، عبداللـه بن ‌جعفر حمیری&lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الجامع، تفسیر القرآن، الفهرست&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ولید قمی، ابوجعفر محمد بن ‌حسن  بن ‌احمد''' (د 343ق/954م)، محدث و فقیه امامی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
تاریخ ولادت وی معلوم نیست، ولی از آنجا که از محمد بن ‌حسن صفار (د 290ق) بسیار روایت کرده و از سوی دیگر به قرینه عدم روایت مستقیم وی از احمد بن ‌ابی عبداللـه برقی (د 280ق به بعد) و احمد بن ‌محمد بن ‌عیسی اشعری (د 280ق به بعد) می‌توان ولادت او را درحدود 270ق تخمین زد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرزندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌ولید فرزندی به نام ابوالحسن احمد داشته که از پدر روایت کرده و مفید، غضائری و ابن ‌عبدون نیز از او روایت کرده‌اند. احمد ظاهراً در بغداد اقامت داشته و چنانکه در داستان ابوبکر بغدادی که ادعای نیابت امام زمان(ع) داشته نقل شده، وی از جانب پدر و جماعتی دیگر در بصره نیز حاضر می‌شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
از جزئیات زندگی وی نیز چیزی نمی‌دانیم، اما باتوجه به عبارت نجاشی  که او را «شیخ القمّیین...» نامیده است و با بررسی مشایخ و شاگردان وی می‌توان نتیجه گرفت که ابن ولید زندگی خود را عمدتاً در قم گذرانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشایخ==&lt;br /&gt;
سعد بن ‌عبداللـه اشعری، احمد بن ‌ادریس قمی، عبداللـه بن ‌جعفر حمیری، محمد بن ‌یحیی عطار، محمد بن ‌ابی‌القاسم ماجیلویه و علی  بن ‌ابراهیم قمی از جمله مشایخ او بوده‌اند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راوایان از او==&lt;br /&gt;
معروف‌ترین کسانی که از وی روایت کرده اند، محمد بن ‌علی ابن ‌بابویه، ابن ‌ابی جید، احمد بن ‌شاذان، جعفر ا بن ‌قولویه، ا بن ‌داوود قمی و سلامه  بن ‌محمد ارزنی شایان ذکرند. هارون بن ‌موسی تلعکبری نیز با مکاتبه از ابن ‌ولید اجازه روایت گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت رجالی==&lt;br /&gt;
در منابع رجالی بر وثاقت و تبحر وی در حدیث، فقه و رجال تأکید شده است. ظاهراً ابن ‌ولید دارای روش خاص در جرح و تعدیل رجال و نقد احادیث بوده و از روایت برخی از احادیث و کتب روایی به جهت «موضوع» دانستن آنها یا جهات دیگر خودداری می‌ورزیده است. &lt;br /&gt;
ابن ‌ولید درباره «غلوم دارای آراء و نظرات خاصی بوده است. او مفهوم غلو را تا آنجا گسترش می‌داد که حتی اعتقاد به عدم وقوع سهو از نبی و امام را از نخستین درجات غلو می‌شمرد. از اینکه ابن ‌ولید روایات مرسل را در نوادر الحکمة نپذیرفته ، شاید برآید که وی در این‌باره به «اصالة العدالة» قائل نبوده است. اینکه آیا ابن ‌ولید خود اینگونه نظرات را در قم رواج داده یا آن را از پیشینیان گرفته بوده، قابل مطالعه است، ولی به هر حال برخی از قمیان همانند ابن ‌بابویه و حتی در در مواردی برخی از عراقیان چون ابن ‌نوح سیرافی، شیخ طوسی و نجاشی در جرح و تعدیل روات از او پیروی نموده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
از ابن ‌ولید 3 اثر می‌شناسیم که هیچ‌یک اکنون در دست نیست: &lt;br /&gt;
# الجامع. ابن ‌بابویه در مقدمه فقیه ضمن بر شمردن الجامع در شمار منابع کتاب خود، آن را از مراجع اصلی حدیث نزد محدثین معرفی می‌کند و اگرچه در آثار ابن ‌بابویه نام این کتاب به تصریح جز در موارد معدودی نیامده، ولی بسیاری از روایات وی می‌تواند از این کتاب گرفته شده باشد. نسخه‌های الجامع تا سده 7ق/13م و شاید مدتها پس از آن نیز وجود داشته است. &lt;br /&gt;
# تفسیر القرآن.&lt;br /&gt;
# الفهرست، که مورد استفاده نجاشی در رجال قرار گرفته است&amp;lt;ref&amp;gt; شبیری، محمد جواد، ج5، ص 88-89&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
شبیری، محمد جواد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=660554</id>
		<title>ابن ولید، محمد بن حسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=660554"/>
		<updated>2023-05-24T07:47:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن ولید، محمد بن حسن | تصویر = NUR00000.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ولید قمی، ابوجعفر محمد بن ‌حسن  بن ‌احمد | نام‌های دیگر =  | لقب = قمی | تخلص =  | نسب =  | نام پدر = حسن | ولادت = حدود 270ق | محل تولد =  |...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ولید، محمد بن حسن&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ولید قمی، ابوجعفر محمد بن ‌حسن  بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = قمی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = حسن&lt;br /&gt;
| ولادت = حدود 270ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = قم&lt;br /&gt;
| رحلت = 343ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = ابوالحسن احمد&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه&lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = سعد بن ‌عبداللـه اشعری، احمد بن ‌ادریس قمی، عبداللـه بن ‌جعفر حمیری&lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الجامع، تفسیر القرآن، الفهرست&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ولید قمی، ابوجعفر محمد بن ‌حسن  بن ‌احمد''' (د 343ق/954م)، محدث و فقیه امامی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
تاریخ ولادت وی معلوم نیست، ولی از آنجا که از محمد بن ‌حسن صفار (د 290ق) بسیار روایت کرده و از سوی دیگر به قرینه عدم روایت مستقیم وی از احمد بن ‌ابی عبداللـه برقی (د 280ق به بعد) و احمد بن ‌محمد بن ‌عیسی اشعری (د 280ق به بعد) می‌توان ولادت او را درحدود 270ق تخمین زد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرزندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌ولید فرزندی به نام ابوالحسن احمد داشته که از پدر روایت کرده و مفید، غضائری و ابن ‌عبدون نیز از او روایت کرده‌اند. احمد ظاهراً در بغداد اقامت داشته و چنانکه در داستان ابوبکر بغدادی که ادعای نیابت امام زمان(ع) داشته نقل شده، وی از جانب پدر و جماعتی دیگر در بصره نیز حاضر می‌شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
از جزئیات زندگی وی نیز چیزی نمی‌دانیم، اما باتوجه به عبارت نجاشی  که او را «شیخ القمّیین...» نامیده است و با بررسی مشایخ و شاگردان وی می‌توان نتیجه گرفت که ابن ولید زندگی خود را عمدتاً در قم گذرانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشایخ==&lt;br /&gt;
سعد بن ‌عبداللـه اشعری، احمد بن ‌ادریس قمی، عبداللـه بن ‌جعفر حمیری، محمد بن ‌یحیی عطار، محمد بن ‌ابی‌القاسم ماجیلویه و علی  بن ‌ابراهیم قمی از جمله مشایخ او بوده‌اند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راوایان از او==&lt;br /&gt;
معروف‌ترین کسانی که از وی روایت کرده اند، محمد بن ‌علی ابن ‌بابویه، ابن ‌ابی جید، احمد بن ‌شاذان، جعفر ا بن ‌قولویه، ا بن ‌داوود قمی و سلامه  بن ‌محمد ارزنی شایان ذکرند. هارون بن ‌موسی تلعکبری نیز با مکاتبه از ابن ‌ولید اجازه روایت گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت رجالی==&lt;br /&gt;
 در منابع رجالی بر وثاقت و تبحر وی در حدیث، فقه و رجال تأکید شده است. ظاهراً ابن ‌ولید دارای روش خاص در جرح و تعدیل رجال و نقد احادیث بوده و از روایت برخی از احادیث و کتب روایی به جهت «موضوع» دانستن آنها یا جهات دیگر خودداری می‌ورزیده است. &lt;br /&gt;
ابن ‌ولید درباره «غلوم دارای آراء و نظرات خاصی بوده است. او مفهوم غلو را تا آنجا گسترش می‌داد که حتی اعتقاد به عدم وقوع سهو از نبی و امام را از نخستین درجات غلو می‌شمرد. از اینکه ابن ‌ولید روایات مرسل را در نوادر الحکمة نپذیرفته ، شاید برآید که وی در این‌باره به «اصالة العدالة» قائل نبوده است. اینکه آیا ابن ‌ولید خود اینگونه نظرات را در قم رواج داده یا آن را از پیشینیان گرفته بوده، قابل مطالعه است، ولی به هر حال برخی از قمیان همانند ابن ‌بابویه و حتی در در مواردی برخی از عراقیان چون ابن ‌نوح سیرافی، شیخ طوسی و نجاشی در جرح و تعدیل روات از او پیروی نموده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
از ابن ‌ولید 3 اثر می‌شناسیم که هیچ‌یک اکنون در دست نیست: &lt;br /&gt;
# الجامع. ابن ‌بابویه در مقدمه فقیه ضمن بر شمردن الجامع در شمار منابع کتاب خود، آن را از مراجع اصلی حدیث نزد محدثین معرفی می‌کند و اگرچه در آثار ابن ‌بابویه نام این کتاب به تصریح جز در موارد معدودی نیامده، ولی بسیاری از روایات وی می‌تواند از این کتاب گرفته شده باشد. نسخه‌های الجامع تا سده 7ق/13م و شاید مدتها پس از آن نیز وجود داشته است. &lt;br /&gt;
# تفسیر القرآن.&lt;br /&gt;
# الفهرست، که مورد استفاده نجاشی در رجال قرار گرفته است&amp;lt;ref&amp;gt; شبیری، محمد جواد، ج5، ص 88-89&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
شبیری، محمد جواد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده خرداد 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF&amp;diff=660177</id>
		<title>ابن ولاد، محمد بن ‌ولید</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF&amp;diff=660177"/>
		<updated>2023-05-21T09:02:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ولاد، محمد بن ‌ولید&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ولاد، ابوالحسین محمد بن ‌ولید&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = ولید&lt;br /&gt;
| نام پدر = &lt;br /&gt;
| ولادت = حدود 248&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = مصر&lt;br /&gt;
| محل زندگی = مصر&lt;br /&gt;
| رحلت = 298ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = حدود 50 سل&lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابوعلی دینوری&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = المنمَّق&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ولاد، ابوالحسین محمد بن ‌ولید''' (د 298ق/911م). وی به هنگام مرگ، تقریباً 50 ساله بوده است، بنابراین، تولد او باید در حدود 248ق باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
وی احتمالاً در مصر متولد شد و در همانجا رشد یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌وَلاد، شهرت چند تن از افراد خاندانی نحوی از اعراب تمیمی که 2 تن از آنان نامبردارند. جدّ آنان، ولید  بن ‌محمد که ولاد نیز خوانده می‌شد، اصلاً بصری بود، ولی در مصر رشد یافت و سپس به عراق آمد. به گفته قفطی وی محضر درس خلیل  بن ‌احمد فراهیدی (د ح 170ق/786م) را درک کرد، اما با توجه به تاریخ درگذشت ولید در 263ق، این نکته ناپذیرفتنی می‌نماید. وی سپس به مصر بازگشت. او را نخستین فرد از نحویان مصر شمرده‌اند. پس از مرگ وی، فرزند و نواده‌اش دنباله کار او را گرفتند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل==&lt;br /&gt;
به ظن قوی، آموزش نحو را نخست نزد پدر آغاز کرد و سپس نزد برخی استادان دیگر چون ابوعلی دینوری دانش آموخت. آنگاه به بغداد رفت و الکتاب سیبویه را نزد ابوالعباس مُبَرَّد آموخت و از استادان دیگری چون ابوالعباس ثعلب بهره برد. وی پس از 8 سال اقامت در عراق، به مصر بازگشت و به کار تدریس و آموزش نحو پرداخت و سرانجام در همانجا درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
کتابی به نام المنمَّق در نحو به او نسبت داده‌اند &amp;lt;ref&amp;gt;بهرامیان، علی، ج5، ص 87&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
بهرامیان، علی، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF&amp;diff=660176</id>
		<title>ابن ولاد، محمد بن ‌ولید</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF&amp;diff=660176"/>
		<updated>2023-05-21T09:01:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ولاد، محمد بن ‌ولید&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ولاد، ابوالحسین محمد بن ‌ولید&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = ولید&lt;br /&gt;
| نام پدر = &lt;br /&gt;
| ولادت = حدود 248&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = مصر&lt;br /&gt;
| محل زندگی = مصر&lt;br /&gt;
| رحلت = 298ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = حدود 50 سل&lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابوعلی دینوری&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = المنمَّق&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ولاد، ابوالحسین محمد بن ‌ولید''' (د 298ق/911م). وی به هنگام مرگ، تقریباً 50 ساله بوده است، بنابراین، تولد او باید در حدود 248ق باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
وی احتمالاً در مصر متولد شد و در همانجا رشد یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌وَلاد، شهرت چند تن از افراد خاندانی نحوی از اعراب تمیمی که 2 تن از آنان نامبردارند. جدّ آنان، ولید  بن ‌محمد که ولاد نیز خوانده می‌شد، اصلاً بصری بود، ولی در مصر رشد یافت و سپس به عراق آمد. به گفته قفطی وی محضر درس خلیل  بن ‌احمد فراهیدی (د ح 170ق/786م) را درک کرد، اما با توجه به تاریخ درگذشت ولید در 263ق، این نکته ناپذیرفتنی می‌نماید. وی سپس به مصر بازگشت. او را نخستین فرد از نحویان مصر شمرده‌اند. پس از مرگ وی، فرزند و نواده‌اش دنباله کار او را گرفتند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل==&lt;br /&gt;
 به ظن قوی، آموزش نحو را نخست نزد پدر آغاز کرد و سپس نزد برخی استادان دیگر چون ابوعلی دینوری دانش آموخت. آنگاه به بغداد رفت و الکتاب سیبویه را نزد ابوالعباس مُبَرَّد آموخت و از استادان دیگری چون ابوالعباس ثعلب بهره برد. وی پس از 8 سال اقامت در عراق، به مصر بازگشت و به کار تدریس و آموزش نحو پرداخت و سرانجام در همانجا درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
کتابی به نام المنمَّق در نحو به او نسبت داده‌اند &amp;lt;ref&amp;gt;بهرامیان، علی، ج5، ص 87&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
بهرامیان، علی، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF&amp;diff=660175</id>
		<title>ابن ولاد، محمد بن ‌ولید</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF&amp;diff=660175"/>
		<updated>2023-05-21T09:01:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن ولاد، محمد بن ‌ولید | تصویر = NUR00000.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ولاد، ابوالحسین محمد بن ‌ولید | نام‌های دیگر =  | لقب =  | تخلص =  | نسب = ولید | نام پدر =  | ولادت = حدود 248 | محل تولد =  | کشور تولد =...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ولاد، محمد بن ‌ولید&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ولاد، ابوالحسین محمد بن ‌ولید&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = ولید&lt;br /&gt;
| نام پدر = &lt;br /&gt;
| ولادت = حدود 248&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = مصر&lt;br /&gt;
| محل زندگی = مصر&lt;br /&gt;
| رحلت = 298ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = حدود 50 سل&lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابوعلی دینوری&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = المنمَّق&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن ولاد، ابوالحسین محمد بن ‌ولید (د 298ق/911م). وی به هنگام مرگ، تقریباً 50 ساله بوده است، بنابراین، تولد او باید در حدود 248ق باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زادگاه==&lt;br /&gt;
وی احتمالاً در مصر متولد شد و در همانجا رشد یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌وَلاد، شهرت چند تن از افراد خاندانی نحوی از اعراب تمیمی که 2 تن از آنان نامبردارند. جدّ آنان، ولید  بن ‌محمد که ولاد نیز خوانده می‌شد، اصلاً بصری بود، ولی در مصر رشد یافت و سپس به عراق آمد. به گفته قفطی وی محضر درس خلیل  بن ‌احمد فراهیدی (د ح 170ق/786م) را درک کرد، اما با توجه به تاریخ درگذشت ولید در 263ق، این نکته ناپذیرفتنی می‌نماید. وی سپس به مصر بازگشت. او را نخستین فرد از نحویان مصر شمرده‌اند. پس از مرگ وی، فرزند و نواده‌اش دنباله کار او را گرفتند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل==&lt;br /&gt;
 به ظن قوی، آموزش نحو را نخست نزد پدر آغاز کرد و سپس نزد برخی استادان دیگر چون ابوعلی دینوری دانش آموخت. آنگاه به بغداد رفت و الکتاب سیبویه را نزد ابوالعباس مُبَرَّد آموخت و از استادان دیگری چون ابوالعباس ثعلب بهره برد. وی پس از 8 سال اقامت در عراق، به مصر بازگشت و به کار تدریس و آموزش نحو پرداخت و سرانجام در همانجا درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
کتابی به نام المنمَّق در نحو به او نسبت داده‌اند &amp;lt;ref&amp;gt;بهرامیان، علی، ج5، ص 87&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
بهرامیان، علی، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF&amp;diff=660174</id>
		<title>تمیمی، ابوالعباس بن ولاد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%A8%D9%86_%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF&amp;diff=660174"/>
		<updated>2023-05-21T08:55:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن ولاد، احمد بن ‌محمد  | تصویر = NUR00000.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ولاد ابوالعباس احمد بن ‌محمد بن ‌ولید | نام‌های دیگر =  | لقب =  | تخلص =  | نسب =  | نام پدر = محمد | ولادت =  | محل تولد =  | کشور تول...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ولاد، احمد بن ‌محمد &lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ولاد ابوالعباس احمد بن ‌محمد بن ‌ولید&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = محمد&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 332ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابواسحاق زجّاج&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الانتصار، المقصور و الممدود&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ولاد ابوالعباس احمد بن ‌محمد بن ‌ولید''' (د 332ق/944م).&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
ابن ‌وَلاد، شهرت چند تن از افراد خاندانی نحوی از اعراب تمیمی که 2 تن از آنان نامبردارند. جدّ آنان، ولید بن ‌محمد که ولاد نیز خوانده می‌شد، اصلاً بصری بود، ولی در مصر رشد یافت و سپس به عراق آمد. به گفته قفطی وی محضر درس خلیل  بن ‌احمد فراهیدی (د ح 170ق/786م) را درک کرد، اما با توجه به تاریخ درگذشت ولید در 263ق، این نکته ناپذیرفتنی می‌نماید. وی سپس به مصر بازگشت. او را نخستین فرد از نحویان مصر شمرده‌اند. پس از مرگ وی، فرزند و نواده‌اش دنباله کار او را گرفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل==&lt;br /&gt;
احمد بن ولید احتمالاً آموزش خود را نخست نزد پدر آغاز کرد و سپس به بغداد رفت و در محضَر استادانی چون ابواسحاق زجّاج و دیران نحو آموخت.  اباسحاق زجاج او را بسیار گرامی می‌داشت و بر دیگر شاگردان خود و حتی ابن ‌نحاس رجحان می‌داد. او سپس به مصر بازگشت و به کار تدریس و آموزش نحو پرداخت. گفته‌اند که یکی از حکام مصر مجالسی ترتیب می‌داد تا در آن ابن ‌نحاس و ابن ‌ولاد با یکدیگر مناظره کنند. زبیدی یکی از این مناظره‌ها را نقل کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
ابوالعباس آثاری تألیف کرده که برخی از آنها در دست است:&lt;br /&gt;
# الانتصار. از این کتاب که ردی است بر اشکالات ابوالعباس مبرّد بر الکتاب سیبویه،نسخه‌ای در موزه عراق  و نسخه دیگری در قاهره موجود است.&lt;br /&gt;
# المقصور و الممدود. این کتاب نخستین بار به کوشش برونله در لیدن (1900م) و سپس به کوشش محمد بدرالدین النعسائی در مصر (1326ق/1908م) منتشر شد. &lt;br /&gt;
===آثار منتسب===&lt;br /&gt;
برخی از محققان نیز اختلافات نحوی میان ابن ‌نحاس و ا بن ‌ولاد، منقول در کتاب تذکرة النحاة ابوحیان غرناطی را که به عنوان «المسائل التی جرت بین النحاس و ابن ‌ولاد...» آمده است، از تألیفات ابن ‌ولاد دانسته‌اند. &lt;br /&gt;
به گفته قفطی، ابوالعباس به املای کتابی در «معانی قرآن» آغاز کرد، اما هنوز بخشی از سوره بقره را تمام نکرده بود که درگذشت. از آنچه او املا کرده نیز اثری به جای نمانده است&amp;lt;ref&amp;gt; بهرامیان، علی، ج5، ص 87-88 &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
بهرامیان، علی، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%B9%D8%8C_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=660164</id>
		<title>ابن ‌وکیع، حسن بن ‌علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%B9%D8%8C_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=660164"/>
		<updated>2023-05-21T08:33:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌وکیع، حسن بن ‌علی  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR68414.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن وکیع، ابومحمد حسن بن ‌علی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = علی&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = تنیس&lt;br /&gt;
| کشور تولد = مصر&lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = &lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن =  مصر، تنیس&lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه&lt;br /&gt;
| پیشه = سمسار&lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = دیوان شعر، قصیده مزدوجه یا ارجوزه، آداب المحبین و نزهة العاشقین&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE68414.AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن وکیع، ابومحمد حسن بن ‌علی''' (د 393ق/1003م)، ادیب و شاعر مصری. وکیع لقب نیای دوم او محمد بن ‌خلف است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
ابن ‌وکیع که در اصل بغدادی بود، در تِنّیس مصر تولد یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
نیایش وکیع (د 306ق/918م) که قاضی اهواز و برخی شهرهای دیگر بود، در فقه، قرآن، نحو، تاریخ و شعر دست داشت و از جمله تألیفات او کتاب اخبار القضاه چاپ شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشه==&lt;br /&gt;
ابن ‌وکیع که گویند لکنت زبان داشت، گویا هرگز نخواست شاعری را پیشه خود سازد و از این راه امرار معاش کند، از این‌رو در شهر خود به سمساری مشغول شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خصوصیات اخلاقی==&lt;br /&gt;
از برخی اثار ابن ‌وکیع بر می‌آید که وی اصولاً طبعی آرام و قانع داشته است. او خود در یک دوبیتی اشاره می‌کند که همت او به گمنامی قانع و خرسند است و به همین جهت گوشه عافیت و سلامت را برگزیده است با اینهمه او از برخی خوشگذرانی‌ها و شادخواری‌ها روی بر نمی‌تافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مذهب==&lt;br /&gt;
در مآخذ پیشین به مذهب او اشاره‌ای نکرده‌اند، ولی کراجکی از او قطعه‌ای در مدح امیرالمؤمنین علی(ع) نقل کرده که شاید بر تشیع او دلالت داشته باشد. امین نیز به استناد همین شعر، او را شیعی می‌داند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های علمی==&lt;br /&gt;
ثعالبی او را شاعری چیره‌دست و عالمی جامع وصف کرده که در زمان خود از تمامی همگنان پیشی گرفته بود و «بدایعی در سخن داشته که اوهام را مسحور و افهام را تسخیر می‌کرده است». دیگران نیز او را با اوصافی از این قبیل ستوده‌اند. ذهبی نیز که وی را دانشمندی علامه و شاعری بلیغ به‌شمار آورده، در تأیید ادعای خود به کتاب المنصف او در سرقات متنبّی و نقد شعر او، استناد کرده است. با اینهمه، از آنجا که او در این کتاب بر متنبی خرده گرفته، بسیاری از بزرگان ادب، بر او تاخته و کتابهایی نیز در رد او و دفاع از متنبی نوشته اند و از جمله آنان ابن ‌جنی است که کتابی با عنوان النقض علی ابن ‌وکیع فی شعر المتنبّی و تخطئته در پاسخ او نوشته است. &lt;br /&gt;
ابن ‌وکیع را نصّار به حق شاعر «گل و شراب» خوانده، زیرا علاوه بر قصیده چهار فصل او، حدود 20 قطعه و قصیده از مجموع 83 شعر موجود در دیوان، به وصف بهار و گل اختصاص دارد و نام انبوهی گل چون، شقایق، آس، بنفسج، آذریون، بهار، کافور و جلّنار یا میوه‌هایی چون زردآلو، نارنج، ترنج و زیتون در میان این اشعار پراکنده است. در کنار شعر «گل و بهار»، 19 قصیده و قطعه در باب خمر سروده شده است، بدین ترتیب ملاحظه می‌شود که برای مضامین دیگری چون غزل و هجا و اندرز جای زیادی باقی نمی‌ماند. &lt;br /&gt;
این گروه از اشعار ابن ‌وکیع، همه روان و پاک و خالی از پیچ و تابهای لغوی و معنایی است و صنعت‌گویی هیچ‌گاه مورد نظر شاعر نبوده است. لطافت این اشعار موجب شده که نویسندگان پس از او، مقدار درخور توجهی از آنها را نقل کنند. مثلاً ثعالبی در کنار انبوهی شعر، قصیده مربعه (قصیده‌ای که به قطعات دوبیتی بخش شده و هر دو بیتی، 4 قافیه مشترک دارد) او را نقل کرده و ارجوزه نسبتاً مفصل او را نیز، در وصف فصول چهارگانه سال (ستایش بهار و نکوهش سه فصل دیگر) آورده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
وی عاقبت در زادگاه خود درگذشت و در گورستان الکبری به خاک سپرده شد و بر سر گور او گنبدی بنا نهادند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== چاپی===&lt;br /&gt;
# دیوان شعر. از دیوان شعر او که ابن ‌خلکان نیز در اختیار داشته، اینک نسخه‌ای در کتابخانه قدّور حلب موجود است. اما نصار که از وجود این نسخه بی‌اطلاع بوده، خود به جمع‌آوری اشعار ابن ‌وکیع از منابع مختلف پرداخته و 83 قطعه و قصیده را در مجموعه‌ای با عنوان ابن ‌وکیع التنیسی، شاعر الزهر والخمر در قاهره (1953م) به چاپ رسانده است. هلال ناجی در مجله المورد (1973م) مستدرکی بر این کتاب نوشته و آن را در کتاب خود، به نام هوامش تراثیة، نیز آورده است &lt;br /&gt;
# قصیده مزدوجه یا ارجوزه، در وصف فصول چهارگانه سال، همراه با قصیده النونیة الهزالیة ابوالقاسم واسانی در 1302ق در دمشق چاپ شده است&lt;br /&gt;
# المنصف فی نقد الشعر و بیان سرقات المتنبّی و مشکل شعره، که مجلد اول آن با تعلیقات محمد رضوان دایه، در 1982م در دمشق چاپ شده است. برخی از نویسندگان معاصر  نام آن را المنصف للسارق و المسروق من المتنبّی و برخی دیگر ، المصنف فی الدلالات علی سرقات المتنبّی خوانده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خطی===&lt;br /&gt;
# آداب المحبین و نزهة العاشقین، متضمن قصاید و قطعاتی از ابن ‌وکیع و چند شاعر دیگر در 88 صفحه، در موزه عراق.&lt;br /&gt;
# نسخه قصیده‌ای، موجود در برلین به شماره 7589. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== آثار یافت نشده===&lt;br /&gt;
# الاخوان. در میان آثار مکی  بن ‌ابی‌طالب از کتابی با عنوان منتخب کتاب الاخوان لابن ‌وکیع، نام برده شده است.&lt;br /&gt;
# منظومه بحرالاوهام. &lt;br /&gt;
بغدادی  5 کتاب دیگر را در زمره آثار ابن وکیع برشمرده که از آثار نیای او، وکیع است&amp;lt;ref&amp;gt;وکیلی، ابو محمد، ج5، ص 86-87 &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
وکیلی، ابو محمد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%B9%D8%8C_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=660163</id>
		<title>ابن ‌وکیع، حسن بن ‌علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%B9%D8%8C_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=660163"/>
		<updated>2023-05-21T08:33:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن ‌وکیع، حسن بن ‌علی    | تصویر = NUR68414.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن وکیع، ابومحمد حسن بن ‌علی | نام‌های دیگر =  | لقب =  | تخلص =  | نسب =  | نام پدر = علی | ولادت =  | محل تولد = تنیس | کشور تولد = مصر | م...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌وکیع، حسن بن ‌علی  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR68414.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن وکیع، ابومحمد حسن بن ‌علی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = علی&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = تنیس&lt;br /&gt;
| کشور تولد = مصر&lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = &lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن =  مصر، تنیس&lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = شیعه&lt;br /&gt;
| پیشه = سمسار&lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = دیوان شعر، قصیده مزدوجه یا ارجوزه، آداب المحبین و نزهة العاشقین&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE68414.AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن وکیع، ابومحمد حسن بن ‌علی''' (د 393ق/1003م)، ادیب و شاعر مصری. وکیع لقب نیای دوم او محمد بن ‌خلف است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
 ابن ‌وکیع که در اصل بغدادی بود، در تِنّیس مصر تولد یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
 نیایش وکیع (د 306ق/918م) که قاضی اهواز و برخی شهرهای دیگر بود، در فقه، قرآن، نحو، تاریخ و شعر دست داشت و از جمله تألیفات او کتاب اخبار القضاه چاپ شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشه==&lt;br /&gt;
ابن ‌وکیع که گویند لکنت زبان داشت، گویا هرگز نخواست شاعری را پیشه خود سازد و از این راه امرار معاش کند، از این‌رو در شهر خود به سمساری مشغول شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خصوصیات اخلاقی==&lt;br /&gt;
از برخی اثار ابن ‌وکیع بر می‌آید که وی اصولاً طبعی آرام و قانع داشته است. او خود در یک دوبیتی اشاره می‌کند که همت او به گمنامی قانع و خرسند است و به همین جهت گوشه عافیت و سلامت را برگزیده است با اینهمه او از برخی خوشگذرانی‌ها و شادخواری‌ها روی بر نمی‌تافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مذهب==&lt;br /&gt;
در مآخذ پیشین به مذهب او اشاره‌ای نکرده‌اند، ولی کراجکی از او قطعه‌ای در مدح امیرالمؤمنین علی(ع) نقل کرده که شاید بر تشیع او دلالت داشته باشد. امین نیز به استناد همین شعر، او را شیعی می‌داند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های علمی==&lt;br /&gt;
ثعالبی او را شاعری چیره‌دست و عالمی جامع وصف کرده که در زمان خود از تمامی همگنان پیشی گرفته بود و «بدایعی در سخن داشته که اوهام را مسحور و افهام را تسخیر می‌کرده است». دیگران نیز او را با اوصافی از این قبیل ستوده‌اند. ذهبی نیز که وی را دانشمندی علامه و شاعری بلیغ به‌شمار آورده، در تأیید ادعای خود به کتاب المنصف او در سرقات متنبّی و نقد شعر او، استناد کرده است. با اینهمه، از آنجا که او در این کتاب بر متنبی خرده گرفته، بسیاری از بزرگان ادب، بر او تاخته و کتابهایی نیز در رد او و دفاع از متنبی نوشته اند و از جمله آنان ابن ‌جنی است که کتابی با عنوان النقض علی ابن ‌وکیع فی شعر المتنبّی و تخطئته در پاسخ او نوشته است. &lt;br /&gt;
ابن ‌وکیع را نصّار به حق شاعر «گل و شراب» خوانده، زیرا علاوه بر قصیده چهار فصل او، حدود 20 قطعه و قصیده از مجموع 83 شعر موجود در دیوان، به وصف بهار و گل اختصاص دارد و نام انبوهی گل چون، شقایق، آس، بنفسج، آذریون، بهار، کافور و جلّنار یا میوه‌هایی چون زردآلو، نارنج، ترنج و زیتون در میان این اشعار پراکنده است. در کنار شعر «گل و بهار»، 19 قصیده و قطعه در باب خمر سروده شده است، بدین ترتیب ملاحظه می‌شود که برای مضامین دیگری چون غزل و هجا و اندرز جای زیادی باقی نمی‌ماند. &lt;br /&gt;
این گروه از اشعار ابن ‌وکیع، همه روان و پاک و خالی از پیچ و تابهای لغوی و معنایی است و صنعت‌گویی هیچ‌گاه مورد نظر شاعر نبوده است. لطافت این اشعار موجب شده که نویسندگان پس از او، مقدار درخور توجهی از آنها را نقل کنند. مثلاً ثعالبی در کنار انبوهی شعر، قصیده مربعه (قصیده‌ای که به قطعات دوبیتی بخش شده و هر دو بیتی، 4 قافیه مشترک دارد) او را نقل کرده و ارجوزه نسبتاً مفصل او را نیز، در وصف فصول چهارگانه سال (ستایش بهار و نکوهش سه فصل دیگر) آورده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
وی عاقبت در زادگاه خود درگذشت و در گورستان الکبری به خاک سپرده شد و بر سر گور او گنبدی بنا نهادند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== چاپی===&lt;br /&gt;
# دیوان شعر. از دیوان شعر او که ابن ‌خلکان نیز در اختیار داشته، اینک نسخه‌ای در کتابخانه قدّور حلب موجود است. اما نصار که از وجود این نسخه بی‌اطلاع بوده، خود به جمع‌آوری اشعار ابن ‌وکیع از منابع مختلف پرداخته و 83 قطعه و قصیده را در مجموعه‌ای با عنوان ابن ‌وکیع التنیسی، شاعر الزهر والخمر در قاهره (1953م) به چاپ رسانده است. هلال ناجی در مجله المورد (1973م) مستدرکی بر این کتاب نوشته و آن را در کتاب خود، به نام هوامش تراثیة، نیز آورده است &lt;br /&gt;
# قصیده مزدوجه یا ارجوزه، در وصف فصول چهارگانه سال، همراه با قصیده النونیة الهزالیة ابوالقاسم واسانی در 1302ق در دمشق چاپ شده است&lt;br /&gt;
# المنصف فی نقد الشعر و بیان سرقات المتنبّی و مشکل شعره، که مجلد اول آن با تعلیقات محمد رضوان دایه، در 1982م در دمشق چاپ شده است. برخی از نویسندگان معاصر  نام آن را المنصف للسارق و المسروق من المتنبّی و برخی دیگر ، المصنف فی الدلالات علی سرقات المتنبّی خوانده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خطی===&lt;br /&gt;
# آداب المحبین و نزهة العاشقین، متضمن قصاید و قطعاتی از ابن ‌وکیع و چند شاعر دیگر در 88 صفحه، در موزه عراق.&lt;br /&gt;
# نسخه قصیده‌ای، موجود در برلین به شماره 7589. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== آثار یافت نشده===&lt;br /&gt;
# الاخوان. در میان آثار مکی  بن ‌ابی‌طالب از کتابی با عنوان منتخب کتاب الاخوان لابن ‌وکیع، نام برده شده است.&lt;br /&gt;
# منظومه بحرالاوهام. &lt;br /&gt;
بغدادی  5 کتاب دیگر را در زمره آثار ابن وکیع برشمرده که از آثار نیای او، وکیع است&amp;lt;ref&amp;gt;وکیلی، ابو محمد، ج5، ص 86-87 &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
وکیلی، ابو محمد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%8C_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=659713</id>
		<title>ابن ‌وزیر، عبدالله بن ‌احمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%8C_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=659713"/>
		<updated>2023-05-18T11:55:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌وزیر، عبداللـه بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وزیر، عبداللـه بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = احمد&lt;br /&gt;
| ولادت = 1302ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 1367ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = وزیر&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = &lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌وزیر، عبداللـه بن ‌احمد'''( 1302- مق‍ 1367ق/1885-1948م)، سیاستمدار، عالم زیدی و وزیر امام یحیی که سپس به امامت یمن دست یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
وی داماد امام یحیی و از خاندان وزیر، یکی از خاندانهای هاشمی مشهور یمن، به‌شمار می‌رفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی و فعالیت سیاسی==&lt;br /&gt;
زندگی او را باتوجه به مناصب مختلف و نقشی که در اوضاع سیاسی یمن داشت، می‌توان به دو دوره تقسیم کرد: دوره نخست زندگی او در بر گیرنده تکاپوهایش در دستگاه امام یحیی به عنوان سیاستمداری مورد اعتماد او و دوره دوم شامل فعالیت برای کسب قدرت و مخالفت باامام یحیی و اشغال منصب امامت است. &lt;br /&gt;
در دوره نخست، ابن ‌وزیر که از مشاوران نزدیک امام یحیی بود، به حکومت حدیده منصوب شد و در 1343ق/1924م آشوب اهالی منطقه جوف در شرق یمن و نیز شورش قبایل شمال صنعا را که بر ضد امام یحیی بود، سرکوب کرد. همچنین پس از درگیری‌هایی که میان یمن و عربستان سعودی بر سر مسائل مرزی ایجاد شد، به نمایندگی از سوی امام یحیی به عربستان رفت و در 1353ق/1934م معاهده طائف را با سعودی‌ها امضا کرد؛ در پایان همان سال نیز در رأس حاجیان یمنی به مکه رفت و گفته‌اند در توطئه نافرجام قتل عبدالعزیز بن ‌سعود پادشاه عربستان دست داشت. پس از آن ابن ‌وزیر بار دیگر امارت حدیده یافت و سپس امام یحیی او را به صنعا فرا خواند و به ریاست وزرا برگزید. این منصب جدید نفوذ او را میان علما، فرماندهان نظامی و امرا و قضات یمن افزایش داد، اما وقتی امام یحیی برخلاف نظر زیدیان یکی از فرزندان خود به نام سیف الاسلام احمد را به ولایتعهدی برگزید، ناخشنودی خاندان وزیر و دیگر بزرگان سادات و حتی سایر فرزندان خود را برانگیخت و این خود از مهم‌ترین عواملی بود که بعدها سبب فروپاشی حاکمیت امام یحیی شد. گویا امام یحیی نیز از مخالفت باطنی ابن ‌وزیر و محبوبیت او بیمناک شده بود که پس از چندی افراد خاندان وزیر را از مناصبشان بر کنار کرد و فرزندان خود را به جای آنان گماشت. این کار سبب شد تا آزادی‌خواهان یمن با درک رقابت خاندان وزیر با امام یحیی، به ابن  ‌وزیر رو بیاورند. &lt;br /&gt;
دوره دوم زندگی ابن ‌وزیر از اینجا و برای کسب قدرت و مخالفت با امام یحیی آغاز می‌شود که به انقلاب 1948م انجامید. &lt;br /&gt;
درباره گرایش آزادی‌خواهان به ابن ‌وزیر و نیز تمایل او به همکاری با آنان دیدگاههای گوناگونی وجود دارد؛ از جمله اینکه گفته‌اند: آزادی‌خواهان یمن از آن‌رو ابن ‌وزیر را به رهبری برگزیدند که می‌خواستند به وسیله او گام نخست مبارزه را برای انتقال از نظام امامت به نظام جمهوری بردارند، یا خاندان وزیر از این جهت با جنبش پیوند یافتند که می‌اندیشیدند از این راه به امامت خواهند رسید، یا مخالفان امام یحیی، ابن ‌وزیر را به سبب جایگاه و منزلت او در میان رؤسای قبایل، به رهبری انتخاب کردند. نیز گفته‌اند ابن ‌وزیر خود در پی کسب مقام امامت بود و به اعتبار اینکه پیش‌تر یکی از نیاکان او این منصب را داشته، آن را حق خود می‌دانست. به هر حال ابن ‌وزیر اعلام کرد که پس از به قدرت رسیدن، خواسته‌های آزادی‌خواهان را تحقق خواهد بخشید. سیف الحق ابراهیم فرزند ناخشنود امام یحیی نیز به مخالفان پیوست و بدین ترتیب گروههای مخالف شامل زمین‌داران، بازرگانان، افسران ارتش که مرکز آنان در عدن تحت‌الحمایه بریتانیا بود، به انتقاد از حکومت امام یحیی پرداختند. برخی از گزارش‌ها نیز حاکی از پیوند جنبش اخوان المسلمین با ابن ‌وزیر است. سعید با احتیاط از نقش بریتانیا در تقویت جنبش ضد امام یحیی یاد کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین گام آزادی‌خواهان، تلاش برای نفوذ به کاخ امام یحیی و کشتن وی بود. در 1367ق یک تن از سوی «جمعیه الیمنیه الکبری» مأمور کشتن امام شد، اما ناکام ماند و جبهه مخالفان به گمان توفیق در قتل امام، این خبر و قدرت یافتن ابن ‌وزیر را شتابزده به دنیا مخابره کردند. امام یحیی پس از آگاهی از توطئه، ابن ‌وزیر را دستگیر کرد، اما وی به امام قبولاند که در این توطئه مداخله نداشته و قصد آزادی‌خواهان از ذکر نام او، تشدید آشوب بوده است. صائدی اخبار مربوط به توطئه  قتل امام یحیی و ماجراهای پس از آن را بدان سبب که به عقیده او آزادی‌خواهان در آغاز خواستار قتل امام نبودند، به دیده تردید نگریسته و به نقل از شماحی مؤلف الیمن الانسان آورده که این حیله سیف الاسلام احمد ولیعهد بود که می‌خواست بدین ترتیب به صنعا احضار شود و خاندان وزیر را سرکوب کند. با این همه سرانجام در 6 ربیع‌الآخر 1367ق/17 فوریه  1948م امام یحیی در حومه  شهر صنعا توسط گروهی از آزادی‌خواهان یمن کشته شد و ابن ‌وزیر به قدرت رسید. وی دروازه‌های صنعا را بست و بسیاری از نزدیکان امام یحیی را دستگیر کرد و طی درگیریهایی 3 تن از فرزندان امام نیز کشته شدند. روز بعد رسماً اعلام شد که ابن ‌وزیر به امامت برگزیده شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواسته‌های آزادی‌خواهان برای آینده یمن، براساس «المیثاق الوطنی المقدس» و شامل تأسیس مجلس شورا و وزارتخانه‌ها و هماهنگی میان قوانین شرعی و مدنی بود و ابن ‌وزیر پیش از این گفته بود که براساس آن عمل عمل خواهد کرد. عمده‌ترین هدف این برنامه انتقال یمن از نظام سیاسی فردی متکی بر قداست رهبر، به نظام سیاسی دارای قانون اساسی و مبتنی بر تفکیک قوا بود. از این‌رو ابن  ‌وزیر بی‌درنگ به تشکیل کابینه وزرا اقدام کرد و سیف الحق ابراهیم فرزند امام مقتول را ریاست وزرا داد. ابراهیم پس از دریافت خبر قتل پدرش مأمور شد تا پیش از ترک عدن، تمایل دولت جدید را در زمینه  همکاری با بریتانیا به حکومت عدن اعلام کند. این امر سبب شده تا سعید بر ارتباط میان مخالفان امام یحیی و ابن  ‌وزیر با حکومت بریتانیایی عن تاکید کند. هرچند که وی معتقد است که حکومت لندن شتابی در به رسمیت شناختن ابن  ‌وزیر نداشت و بیشتر منتظر نتیجه  تکاپوهای آزادی‌خواهان بود، با اینهمه به نوشته ریحانی ابن  ‌وزیر در آغاز پاره‌ای گرایش‌های ضدانگلیسی داشته است. گفته‌اند که چون انگلستان به معادن نفت یمن چشم دوخته بود و امام یحیی مخالف اعطای امتیاز به بیگانگان بود، از این روی می‌توان گرایش انگلستان به تغییر حکومت در یمن را دریافت. اما درباره رابطه ابن ‌وزیر یا به‌طور کلی آزادی‌خواهان یمن با بریتانیا اسناد درخور اعتمادی در دست نیست. &lt;br /&gt;
سرسخت‌ترین دشمن حکومت ابن  ‌وزیر، سیف الاسلام احمد فرزند امام یحیی بود که ولیعهد او نیز به‌شمار می‌رفت. او پس از قتل پدرش، با گروهی از هواداران خود به منطقه  حجه رفت و در آنجا خود را امام الناصرلدین اللـه، و عبداللـه بن ‌وزیر را غاصب خواند. از این زمان به بعد عملاً این دو گروه رویاروی هم قرار گرفتند. &lt;br /&gt;
هنوز چند روزی از اعلام حکومت ابن ‌وزیر نگذشته بود که میان صفوف آزادی‌خواهان نیز اختلاف افتاد. آزادی‌خواهان وابسته به «الأحرار الیمنیّون» که می‌دانستند اندیشه سیاسی ابن ‌وزیر تفاوت چندانی با امام یحیی ندارد، اما به سبب موقعیت وی و نیز به قصد رهایی از نظام کهن، او را به رهبری برگزیده بودند، دریافتند که اگر ابن ‌وزیر به استوار ساختن پایه‌های حکومت خود موفق گردد، آنان را تصفیه خواهد کرد. از سوی دیگر کسانی که در گروه «الأحرار الیمنیّون» نبودند، به ابن ‌وزیر اعتراض داشتند که چرا مناصب مهم به «احرار» داده شده است. آنان بر این باور بودند که این مناصب را به اشخاص صاحب نفوذ شهرها و قبایل باید داد. به دنبال اینگونه اعتراض‌ها ابن ‌وزیر افراد وابسته به حرکت احرار را از کار برکنار کرد و افزون بر آن به جای کارگزاران شافعی، زیدیان را به کار گماشت. &lt;br /&gt;
فشارهای سیف‌الاسلام احمد از بیرون و درگیریهای درونی. پایه حکومت ابن  ‌وزیر را بسیار سست گردانید. آشفتگی در کشور اوج گرفت و صنعا مورد تهدید قبایل هوادار ولیعهد قرار گرفت. ابن ‌وزیر کوشید با جلب حمایت دولت‌های عرب و غیرعرب، موافقت آنان را برای پشتیبانی از حکومت خود کسب کند. از این‌رو به جامعه  عرب و ملک عبدالعزیز پادشاه عربستان متوسل شد. عبدالعزیز در پاسخ ابن ‌وزیر، بی‌آنکه حکومت او را رسماً تأیید کند، این کار را به رأی هیأتی که از سوی جامعه عرب مأمور بررسی اوضاع یمن خواهد شد، موکول کرد که آن هم بی‌نتیجه ماند. در این حال قبایل هوادار سیف الاسلام احمد به محاصره صنعا پرداختند. ابن  ‌وزیر به تهدید شورشیان پرداخت، اما کاری از پیش نبرد و مددجویی او از عبدالعزیز سعودی و جامعه  عرب نیز به جایی نرسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سرانجام==&lt;br /&gt;
سیف‌الاسلام احمد به یاری قبایلی که با ابن  ‌وزیر بیعت نکرده بودند و دیگر هواداران خود، با یورش نهایی به صنعا در 13 مارس 1948 به حکومت ابن  ‌وزیر پایان داد. برخی از هواداران او گریختند و ابن ‌وزیر به همراه گروهی از یارانش دستگیر شد و سیف‌الاسلام در 3 جمادی‌الاول 1367ق/14 مارس 1948م به امامت یمن رسید. وی ابن ‌وزیر و گروهی از همراهانش را به زنجیر کرد و به حجه فرستاد و در یک محاکمه که چندان به درازا نکشید، ابن ‌وزیر و برخی از یارانش به اتهام خیانت و نقض بیعت با امام در همان سال اعدام شدند و اموالشان مصادره گردید. &lt;br /&gt;
عدم تأیید همگانی در داخل کشور، ناتوانی مالی و نظامی، اختلاف میان آزادی خواهان، ترکیب نامتجانس نیروهای سازنده حکومت ابن ‌وزیر و عدم همکاران رؤسای قبایل از جمله عواملی بودند که سبب فروپاشی فرمانروایی کوتاه مدت ابن  ‌وزیر شدند&amp;lt;ref&amp;gt;صفت‌گل، منصور، ج5، ص 83-85&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
صفت‌گل، منصور، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%8C_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=659712</id>
		<title>ابن ‌وزیر، عبدالله بن ‌احمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%8C_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=659712"/>
		<updated>2023-05-18T11:55:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن ‌وزیر، عبداللـه بن ‌احمد | تصویر = NUR00000.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ‌وزیر، عبداللـه بن ‌احمد | نام‌های دیگر =  | لقب =  | تخلص =  | نسب =  | نام پدر = احمد | ولادت = 1302ق | محل تولد =  | کشور تولد =  |...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌وزیر، عبداللـه بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وزیر، عبداللـه بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = احمد&lt;br /&gt;
| ولادت = 1302ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 1367ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = وزیر&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = &lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌وزیر، عبداللـه بن ‌احمد'''( 1302- مق‍ 1367ق/1885-1948م)، سیاستمدار، عالم زیدی و وزیر امام یحیی که سپس به امامت یمن دست یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
وی داماد امام یحیی و از خاندان وزیر، یکی از خاندانهای هاشمی مشهور یمن، به‌شمار می‌رفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگانی==&lt;br /&gt;
زندگی او را باتوجه به مناصب مختلف و نقشی که در اوضاع سیاسی یمن داشت، می‌توان به دو دوره تقسیم کرد: دوره نخست زندگی او در بر گیرنده تکاپوهایش در دستگاه امام یحیی به عنوان سیاستمداری مورد اعتماد او و دوره دوم شامل فعالیت برای کسب قدرت و مخالفت باامام یحیی و اشغال منصب امامت است. &lt;br /&gt;
در دوره نخست، ابن ‌وزیر که از مشاوران نزدیک امام یحیی بود، به حکومت حدیده منصوب شد و در 1343ق/1924م آشوب اهالی منطقه جوف در شرق یمن و نیز شورش قبایل شمال صنعا را که بر ضد امام یحیی بود، سرکوب کرد. همچنین پس از درگیری‌هایی که میان یمن و عربستان سعودی بر سر مسائل مرزی ایجاد شد، به نمایندگی از سوی امام یحیی به عربستان رفت و در 1353ق/1934م معاهده طائف را با سعودی‌ها امضا کرد؛ در پایان همان سال نیز در رأس حاجیان یمنی به مکه رفت و گفته‌اند در توطئه نافرجام قتل عبدالعزیز بن ‌سعود پادشاه عربستان دست داشت. پس از آن ابن ‌وزیر بار دیگر امارت حدیده یافت و سپس امام یحیی او را به صنعا فرا خواند و به ریاست وزرا برگزید. این منصب جدید نفوذ او را میان علما، فرماندهان نظامی و امرا و قضات یمن افزایش داد، اما وقتی امام یحیی برخلاف نظر زیدیان یکی از فرزندان خود به نام سیف الاسلام احمد را به ولایتعهدی برگزید، ناخشنودی خاندان وزیر و دیگر بزرگان سادات و حتی سایر فرزندان خود را برانگیخت و این خود از مهم‌ترین عواملی بود که بعدها سبب فروپاشی حاکمیت امام یحیی شد. گویا امام یحیی نیز از مخالفت باطنی ابن ‌وزیر و محبوبیت او بیمناک شده بود که پس از چندی افراد خاندان وزیر را از مناصبشان بر کنار کرد و فرزندان خود را به جای آنان گماشت. این کار سبب شد تا آزادی‌خواهان یمن با درک رقابت خاندان وزیر با امام یحیی، به ابن  ‌وزیر رو بیاورند. &lt;br /&gt;
دوره دوم زندگی ابن ‌وزیر از اینجا و برای کسب قدرت و مخالفت با امام یحیی آغاز می‌شود که به انقلاب 1948م انجامید. &lt;br /&gt;
درباره گرایش آزادی‌خواهان به ابن ‌وزیر و نیز تمایل او به همکاری با آنان دیدگاههای گوناگونی وجود دارد؛ از جمله اینکه گفته‌اند: آزادی‌خواهان یمن از آن‌رو ابن ‌وزیر را به رهبری برگزیدند که می‌خواستند به وسیله او گام نخست مبارزه را برای انتقال از نظام امامت به نظام جمهوری بردارند، یا خاندان وزیر از این جهت با جنبش پیوند یافتند که می‌اندیشیدند از این راه به امامت خواهند رسید، یا مخالفان امام یحیی، ابن ‌وزیر را به سبب جایگاه و منزلت او در میان رؤسای قبایل، به رهبری انتخاب کردند. نیز گفته‌اند ابن ‌وزیر خود در پی کسب مقام امامت بود و به اعتبار اینکه پیش‌تر یکی از نیاکان او این منصب را داشته، آن را حق خود می‌دانست. به هر حال ابن ‌وزیر اعلام کرد که پس از به قدرت رسیدن، خواسته‌های آزادی‌خواهان را تحقق خواهد بخشید. سیف الحق ابراهیم فرزند ناخشنود امام یحیی نیز به مخالفان پیوست و بدین ترتیب گروههای مخالف شامل زمین‌داران، بازرگانان، افسران ارتش که مرکز آنان در عدن تحت‌الحمایه بریتانیا بود، به انتقاد از حکومت امام یحیی پرداختند. برخی از گزارش‌ها نیز حاکی از پیوند جنبش اخوان المسلمین با ابن ‌وزیر است. سعید با احتیاط از نقش بریتانیا در تقویت جنبش ضد امام یحیی یاد کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین گام آزادی‌خواهان، تلاش برای نفوذ به کاخ امام یحیی و کشتن وی بود. در 1367ق یک تن از سوی «جمعیه الیمنیه الکبری» مأمور کشتن امام شد، اما ناکام ماند و جبهه مخالفان به گمان توفیق در قتل امام، این خبر و قدرت یافتن ابن ‌وزیر را شتابزده به دنیا مخابره کردند. امام یحیی پس از آگاهی از توطئه، ابن ‌وزیر را دستگیر کرد، اما وی به امام قبولاند که در این توطئه مداخله نداشته و قصد آزادی‌خواهان از ذکر نام او، تشدید آشوب بوده است. صائدی اخبار مربوط به توطئه  قتل امام یحیی و ماجراهای پس از آن را بدان سبب که به عقیده او آزادی‌خواهان در آغاز خواستار قتل امام نبودند، به دیده تردید نگریسته و به نقل از شماحی مؤلف الیمن الانسان آورده که این حیله سیف الاسلام احمد ولیعهد بود که می‌خواست بدین ترتیب به صنعا احضار شود و خاندان وزیر را سرکوب کند. با این همه سرانجام در 6 ربیع‌الآخر 1367ق/17 فوریه  1948م امام یحیی در حومه  شهر صنعا توسط گروهی از آزادی‌خواهان یمن کشته شد و ابن ‌وزیر به قدرت رسید. وی دروازه‌های صنعا را بست و بسیاری از نزدیکان امام یحیی را دستگیر کرد و طی درگیریهایی 3 تن از فرزندان امام نیز کشته شدند. روز بعد رسماً اعلام شد که ابن ‌وزیر به امامت برگزیده شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواسته‌های آزادی‌خواهان برای آینده یمن، براساس «المیثاق الوطنی المقدس» و شامل تأسیس مجلس شورا و وزارتخانه‌ها و هماهنگی میان قوانین شرعی و مدنی بود و ابن ‌وزیر پیش از این گفته بود که براساس آن عمل عمل خواهد کرد. عمده‌ترین هدف این برنامه انتقال یمن از نظام سیاسی فردی متکی بر قداست رهبر، به نظام سیاسی دارای قانون اساسی و مبتنی بر تفکیک قوا بود. از این‌رو ابن  ‌وزیر بی‌درنگ به تشکیل کابینه وزرا اقدام کرد و سیف الحق ابراهیم فرزند امام مقتول را ریاست وزرا داد. ابراهیم پس از دریافت خبر قتل پدرش مأمور شد تا پیش از ترک عدن، تمایل دولت جدید را در زمینه  همکاری با بریتانیا به حکومت عدن اعلام کند. این امر سبب شده تا سعید بر ارتباط میان مخالفان امام یحیی و ابن  ‌وزیر با حکومت بریتانیایی عن تاکید کند. هرچند که وی معتقد است که حکومت لندن شتابی در به رسمیت شناختن ابن  ‌وزیر نداشت و بیشتر منتظر نتیجه  تکاپوهای آزادی‌خواهان بود، با اینهمه به نوشته ریحانی ابن  ‌وزیر در آغاز پاره‌ای گرایش‌های ضدانگلیسی داشته است. گفته‌اند که چون انگلستان به معادن نفت یمن چشم دوخته بود و امام یحیی مخالف اعطای امتیاز به بیگانگان بود، از این روی می‌توان گرایش انگلستان به تغییر حکومت در یمن را دریافت. اما درباره رابطه ابن ‌وزیر یا به‌طور کلی آزادی‌خواهان یمن با بریتانیا اسناد درخور اعتمادی در دست نیست. &lt;br /&gt;
سرسخت‌ترین دشمن حکومت ابن  ‌وزیر، سیف الاسلام احمد فرزند امام یحیی بود که ولیعهد او نیز به‌شمار می‌رفت. او پس از قتل پدرش، با گروهی از هواداران خود به منطقه  حجه رفت و در آنجا خود را امام الناصرلدین اللـه، و عبداللـه بن ‌وزیر را غاصب خواند. از این زمان به بعد عملاً این دو گروه رویاروی هم قرار گرفتند. &lt;br /&gt;
هنوز چند روزی از اعلام حکومت ابن ‌وزیر نگذشته بود که میان صفوف آزادی‌خواهان نیز اختلاف افتاد. آزادی‌خواهان وابسته به «الأحرار الیمنیّون» که می‌دانستند اندیشه سیاسی ابن ‌وزیر تفاوت چندانی با امام یحیی ندارد، اما به سبب موقعیت وی و نیز به قصد رهایی از نظام کهن، او را به رهبری برگزیده بودند، دریافتند که اگر ابن ‌وزیر به استوار ساختن پایه‌های حکومت خود موفق گردد، آنان را تصفیه خواهد کرد. از سوی دیگر کسانی که در گروه «الأحرار الیمنیّون» نبودند، به ابن ‌وزیر اعتراض داشتند که چرا مناصب مهم به «احرار» داده شده است. آنان بر این باور بودند که این مناصب را به اشخاص صاحب نفوذ شهرها و قبایل باید داد. به دنبال اینگونه اعتراض‌ها ابن ‌وزیر افراد وابسته به حرکت احرار را از کار برکنار کرد و افزون بر آن به جای کارگزاران شافعی، زیدیان را به کار گماشت. &lt;br /&gt;
فشارهای سیف‌الاسلام احمد از بیرون و درگیریهای درونی. پایه حکومت ابن  ‌وزیر را بسیار سست گردانید. آشفتگی در کشور اوج گرفت و صنعا مورد تهدید قبایل هوادار ولیعهد قرار گرفت. ابن ‌وزیر کوشید با جلب حمایت دولت‌های عرب و غیرعرب، موافقت آنان را برای پشتیبانی از حکومت خود کسب کند. از این‌رو به جامعه  عرب و ملک عبدالعزیز پادشاه عربستان متوسل شد. عبدالعزیز در پاسخ ابن ‌وزیر، بی‌آنکه حکومت او را رسماً تأیید کند، این کار را به رأی هیأتی که از سوی جامعه عرب مأمور بررسی اوضاع یمن خواهد شد، موکول کرد که آن هم بی‌نتیجه ماند. در این حال قبایل هوادار سیف الاسلام احمد به محاصره صنعا پرداختند. ابن  ‌وزیر به تهدید شورشیان پرداخت، اما کاری از پیش نبرد و مددجویی او از عبدالعزیز سعودی و جامعه  عرب نیز به جایی نرسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سرانجام==&lt;br /&gt;
سیف‌الاسلام احمد به یاری قبایلی که با ابن  ‌وزیر بیعت نکرده بودند و دیگر هواداران خود، با یورش نهایی به صنعا در 13 مارس 1948 به حکومت ابن  ‌وزیر پایان داد. برخی از هواداران او گریختند و ابن ‌وزیر به همراه گروهی از یارانش دستگیر شد و سیف‌الاسلام در 3 جمادی‌الاول 1367ق/14 مارس 1948م به امامت یمن رسید. وی ابن ‌وزیر و گروهی از همراهانش را به زنجیر کرد و به حجه فرستاد و در یک محاکمه که چندان به درازا نکشید، ابن ‌وزیر و برخی از یارانش به اتهام خیانت و نقض بیعت با امام در همان سال اعدام شدند و اموالشان مصادره گردید. &lt;br /&gt;
عدم تأیید همگانی در داخل کشور، ناتوانی مالی و نظامی، اختلاف میان آزادی خواهان، ترکیب نامتجانس نیروهای سازنده حکومت ابن ‌وزیر و عدم همکاران رؤسای قبایل از جمله عواملی بودند که سبب فروپاشی فرمانروایی کوتاه مدت ابن  ‌وزیر شدند&amp;lt;ref&amp;gt;صفت‌گل، منصور، ج5، ص 83-85&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
صفت‌گل، منصور، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=659711</id>
		<title>ابن وزان، ابراهیم بن عثمان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=659711"/>
		<updated>2023-05-18T11:41:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌وَزَّان، ابراهیم بن عثمان&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وَزَّان، ابوالقاسم ابراهیم  بن ‌عثمان&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = عثمان&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = &lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابومحمد عبداللـه بن ‌محمد، ابوعلی قالی&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = &lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌وَزَّان، ابوالقاسم ابراهیم  بن ‌عثمان''' (د 10 محرم 346ق/14 آوریل 957م)، نحوی. ادیب و لغت‌شناس.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
وی احتمالاً در قیروان تولد یافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل==&lt;br /&gt;
در دوران جوانی در علم نحو و لغت به گونه‌ای پیشرفت کرد که استادش ابومحمد عبداللـه بن ‌محمد (د 308ق) پاسخ بسیاری از سؤالات را بر عهده او می‌گذاشت و به برتری وی بر خویشتن معترف بود. ابوعلی قالی نیز از جمله استادان اوست که چون به اندلس سفر کرد (پس از 330ق) و در قیروان اقامت گزید، ابن ‌وزّان شرح غریب الحدیث ابوعبید هروی را نزد او خواند و از گنجینه دانش وی بهره برد. وی حافظه‌ای بسیار قوی داشت. در آغاز، کتاب سیبویه و آثار فراء را حفظ کرد. سپس کتابهای مصنف الغریب ابوعبید قاسم بن ‌سلام (د 224ق)، اصلاح المنطق ابن ‌سکّیت، کتاب العین خلیل و بسیاری دیگر از کتابهای لغت را به حافظه سپرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی علمی==&lt;br /&gt;
زبیدی در ستایش وی گوید: «شاید در علم لغت و نحو هیچ‌کس به مقام او نرسیده باشد». سپس می‌افزاید: «این امر دست کم در زمان خود وی مسلم است». آنگاه توانایی او را در استنباط مسائل نحوی و لغوی می‌ستاید. &lt;br /&gt;
این ویژگیها موجب شده بود که برخی مقام وی را از بزرگانی چون مازنی، ابن ‌سکیت، مُبَّرد، ثعلب و ا بن ‌نحّاس برتر بدانند و از او به عنوان «شیخ مغرب در نحو و لغت» یاد کنند.&lt;br /&gt;
وی در نحو به روش اهل بصره تمایل داشت، هرچند که از روش کوفیان نیز آگاه بود. ابن ‌وزان با همۀ تبحّری که در علوم شعر و لغت داشت ــ جز در اواخر عمر ــ به سرودن شعر نپرداخت و چندان دوست نداشت که به شاعری مشهور و متصف شود. روایتی که زبیدی در تقطیع شعر از او نقل کرده، نشان‌دهنده چیره‌دستی وی در علم عروض است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
یاقوت اشاره می‌کند که ابن ‌وزان تألیفاتی داشته، اما کسی کتابی به او نسبت نداده است. احتمالاً قول زبیدی آنجا که می‌گوید: «لهُ اوضاعٌ فی النحو و اللغه» موجب شده است که یاقوت او را صاحب تألیفات بداند. اما به گمان ما مراد زبیدی آن است که وی در این دو علم، نظریات خاصی داشته که خود او به برخی از آنها اشاره کرده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;مساح، رضوان، ج5، ص 82-83&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مساح، رضوان، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=659710</id>
		<title>ابن وزان، ابراهیم بن عثمان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=659710"/>
		<updated>2023-05-18T11:41:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌وَزَّان، ابراهیم بن عثمان&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وَزَّان، ابوالقاسم ابراهیم  بن ‌عثمان&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = عثمان&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = &lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابومحمد عبداللـه بن ‌محمد، ابوعلی قالی&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = &lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌وَزَّان، ابوالقاسم ابراهیم  بن ‌عثمان''' (د 10 محرم 346ق/14 آوریل 957م)، نحوی. ادیب و لغت‌شناس.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
وی احتمالاً در قیروان تولد یافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل==&lt;br /&gt;
در دوران جوانی در علم نحو و لغت به گونه‌ای پیشرفت کرد که استادش ابومحمد عبداللـه بن ‌محمد (د 308ق) پاسخ بسیاری از سؤالات را بر عهده او می‌گذاشت و به برتری وی بر خویشتن معترف بود. ابوعلی قالی نیز از جمله استادان اوست که چون به اندلس سفر کرد (پس از 330ق) و در قیروان اقامت گزید، ابن ‌وزّان شرح غریب الحدیث ابوعبید هروی را نزد او خواند و از گنجینه دانش وی بهره برد. وی حافظه‌ای بسیار قوی داشت. در آغاز، کتاب سیبویه و آثار فراء را حفظ کرد. سپس کتابهای مصنف الغریب ابوعبید قاسم بن ‌سلام (د 224ق)، اصلاح المنطق ابن ‌سکّیت، کتاب العین خلیل و بسیاری دیگر از کتابهای لغت را به حافظه سپرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی علمی==&lt;br /&gt;
زبیدی در ستایش وی گوید: «شاید در علم لغت و نحو هیچ‌کس به مقام او نرسیده باشد». سپس می‌افزاید: «این امر دست کم در زمان خود وی مسلم است». آنگاه توانایی او را در استنباط مسائل نحوی و لغوی می‌ستاید. &lt;br /&gt;
این ویژگیها موجب شده بود که برخی مقام وی را از بزرگانی چون مازنی، ابن ‌سکیت، مُبَّرد، ثعلب و ا بن ‌نحّاس برتر بدانند و از او به عنوان «شیخ مغرب در نحو و لغت» یاد کنند.&lt;br /&gt;
 وی در نحو به روش اهل بصره تمایل داشت، هرچند که از روش کوفیان نیز آگاه بود. ابن ‌وزان با همۀ تبحّری که در علوم شعر و لغت داشت ــ جز در اواخر عمر ــ به سرودن شعر نپرداخت و چندان دوست نداشت که به شاعری مشهور و متصف شود. روایتی که زبیدی در تقطیع شعر از او نقل کرده، نشان‌دهنده چیره‌دستی وی در علم عروض است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
یاقوت اشاره می‌کند که ابن ‌وزان تألیفاتی داشته، اما کسی کتابی به او نسبت نداده است. احتمالاً قول زبیدی آنجا که می‌گوید: «لهُ اوضاعٌ فی النحو و اللغه» موجب شده است که یاقوت او را صاحب تألیفات بداند. اما به گمان ما مراد زبیدی آن است که وی در این دو علم، نظریات خاصی داشته که خود او به برخی از آنها اشاره کرده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;مساح، رضوان، ج5، ص 82-83&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مساح، رضوان، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=659709</id>
		<title>ابن وزان، ابراهیم بن عثمان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=659709"/>
		<updated>2023-05-18T11:39:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن ‌وَزَّان، ابراهیم بن عثمان | تصویر = NUR00000.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ‌وَزَّان، ابوالقاسم ابراهیم  بن ‌عثمان | نام‌های دیگر =  | لقب =  | تخلص =  | نسب =  | نام پدر = عثمان | ولادت =  | محل تولد =...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌وَزَّان، ابراهیم بن عثمان&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وَزَّان، ابوالقاسم ابراهیم  بن ‌عثمان&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = عثمان&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = &lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابومحمد عبداللـه بن ‌محمد، ابوعلی قالی&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = &lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌وَزَّان، ابوالقاسم ابراهیم  بن ‌عثمان''' (د 10 محرم 346ق/14 آوریل 957م)، نحوی. ادیب و لغت‌شناس.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
 وی احتمالاً در قیروان تولد یافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل==&lt;br /&gt;
 در دوران جوانی در علم نحو و لغت به گونه‌ای پیشرفت کرد که استادش ابومحمد عبداللـه بن ‌محمد (د 308ق) پاسخ بسیاری از سؤالات را بر عهده او می‌گذاشت و به برتری وی بر خویشتن معترف بود. ابوعلی قالی نیز از جمله استادان اوست که چون به اندلس سفر کرد (پس از 330ق) و در قیروان اقامت گزید، ابن ‌وزّان شرح غریب الحدیث ابوعبید هروی را نزد او خواند و از گنجینه دانش وی بهره برد. وی حافظه‌ای بسیار قوی داشت. در آغاز، کتاب سیبویه و آثار فراء را حفظ کرد. سپس کتابهای مصنف الغریب ابوعبید قاسم بن ‌سلام (د 224ق)، اصلاح المنطق ابن ‌سکّیت، کتاب العین خلیل و بسیاری دیگر از کتابهای لغت را به حافظه سپرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی علمی==&lt;br /&gt;
زبیدی در ستایش وی گوید: «شاید در علم لغت و نحو هیچ‌کس به مقام او نرسیده باشد». سپس می‌افزاید: «این امر دست کم در زمان خود وی مسلم است». آنگاه توانایی او را در استنباط مسائل نحوی و لغوی می‌ستاید. &lt;br /&gt;
این ویژگیها موجب شده بود که برخی مقام وی را از بزرگانی چون مازنی، ابن ‌سکیت، مُبَّرد، ثعلب و ا بن ‌نحّاس برتر بدانند و از او به عنوان «شیخ مغرب در نحو و لغت» یاد کنند.&lt;br /&gt;
 وی در نحو به روش اهل بصره تمایل داشت، هرچند که از روش کوفیان نیز آگاه بود. ابن ‌وزان با همۀ تبحّری که در علوم شعر و لغت داشت ــ جز در اواخر عمر ــ به سرودن شعر نپرداخت و چندان دوست نداشت که به شاعری مشهور و متصف شود. روایتی که زبیدی در تقطیع شعر از او نقل کرده، نشان‌دهنده چیره‌دستی وی در علم عروض است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
یاقوت اشاره می‌کند که ابن ‌وزان تألیفاتی داشته، اما کسی کتابی به او نسبت نداده است. احتمالاً قول زبیدی آنجا که می‌گوید: «لهُ اوضاعٌ فی النحو و اللغه» موجب شده است که یاقوت او را صاحب تألیفات بداند. اما به گمان ما مراد زبیدی آن است که وی در این دو علم، نظریات خاصی داشته که خود او به برخی از آنها اشاره کرده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;مساح، رضوان، ج5، ص 82-83&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مساح، رضوان، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D9%86%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=658567</id>
		<title>ابن ‌ودعان، محمد بن علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D9%86%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=658567"/>
		<updated>2023-05-08T14:13:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌وَدعان، محمد بن علی&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وَدعان، ابونصر محمد بن ‌علی  بن ‌عبید اللـه بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = علی&lt;br /&gt;
| ولادت = 402ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 494ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = موصل&lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = قاضی&lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = حسین بن ‌محمد  بن ‌جعفر صیرفی، محمد بن ‌علی بن ‌محمد بن ‌بحشل&lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = ابوالفضل یحیی بن ‌عطاف موصلی&lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الاربعون&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌وَدعان، ابونصر محمد بن ‌علی  بن ‌عبید اللـه بن ‌احمد'''، محدث و قاضی موصلی در سده  5ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
او به گفته خویش در نیمه  شعبان 402قمری (13 فوریه  1012) متولد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشایخ==&lt;br /&gt;
از خردسالی به فراگیری حدیث روی آورد. از شیوخ او حسین بن ‌محمد  بن ‌جعفر صیرفی، محمد بن ‌علی بن ‌محمد بن ‌بحشل و به‌ویژه عمویش ابوالفتح احمد بن ‌عبید اللـه ودعانی را می‌توان یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان ==&lt;br /&gt;
وی همچنین شاگردانی داشته که از جمله آنان می‌توان از ابوطاهر سلفی، ابوالفضل یحیی بن ‌عطاف موصلی، ابوعبداللـه محمد بن ‌فضل فراوی، ابوبکر محمد بن ‌محمود جوهری، مروان  بن ‌علی طنزی و محمدهادی مصری نام برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت رجالی==&lt;br /&gt;
از نظر شخصیت رجالی، گرچه نقادانی چون قاسم ابن ‌عساکر، ابوطاهر سلفی، ابن ‌ناصر سلامی و شجاع ذهلی امانت ابن ‌ودعان را در نقل حدیث مورد تردید قرار داده و حتی او را کاذب و جاعل خوانده‌اند، اما سمعانی روایات او از ثقات را قابل اعتماد دانسته و گویی خواسته است بدین گونه انتقاد را از شخص ابن ‌ودعان به مشایخ ضعیف او بازگرداند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشاغل==&lt;br /&gt;
ابن ‌ودعان چندگاهی تصدی قضای موصل را داشت و به همین سبب در منابع قاضی و حاکم خوانده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
او بارها به بغداد سفر کرده است. وی پس از بازگشت از بغداد، در محرم یا ربیع‌الاول 494/ نوامبر 1100 یا ژانویه  1101 در موصل درگذشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
الاربعون، کتابی است که ‌ودعان آن را  برای نسلهای بعد باقی گذاشت، و شاگردانش آن را در نقاط مختلف از ایران تا اندلس انتشار دادند. این تألیف که به الاربعون الودعانیة شهرت یافته، مجموعه‌ای از 40 حدیث در باب اخلاق و زهد است که از خطب و مواعظ پیامبر(ص) گزیده شده است. حتی آنان که از نظر فن حدیث نظر مساعدی نسبت به این کتاب نداشته‌اند، شیوایی و زیبایی بیان روایات آن را ستوده‌اند. این خصیصه موجب شد تا الاربعون ابن ‌ودعان به سرعت دروازه‌های موصل را پشت سر نهاده، در کمتر از 100 سال از رشق تا خراسان و از غرب تا اندلس تداول پیدا کند و مورد توجه قرار گیرد. &lt;br /&gt;
در سده  8ق عبدالعزیز بن ‌احمد بارجیلغی الاربعون ابن ‌ودعان را شرح کرده است. نسخه‌های خطی این شرح در برلین، استانبول و اسکندریه یافت می‌شود . همچنین در این سده عالم شیعی، حسن  بن ‌ابی الحسن دیلمی متن کاملی از الاربعون را با تجرید اسانید آن در کتاب اعلام‌الدین نقل کرده است. پراکندگی نسخه‌های متعدد از الاربعون ابن ‌ودعان در کتابخانه‌های سراسر جهان، نشان از آن دارد که این متن در طول قرنها رونق خود را از دست نداده است. از آن جمله می‌توان به نسخ خطی کتابخانه‌های ملی پاریس، دارالکتب مصر و ظاهریه دمشق اشاره نمود. &lt;br /&gt;
از نظر نقد فنی، الاربعون ابن ‌ودعان همواره مورد شدیدترین حملات قرار گرفته است. به اعتقاد قدیمی‌ترین ناقدان این متن، ابن ‌ناصر و سلفی، مبنای کتاب ابن ‌ودعان بر اربعین زید بن ‌رفاعه بوده است و براساس این نظر تنها نقش ابن ‌ودعان این بوده که به شیوه  مستخرج‌نویسان، متن چهل حدیث زید را از طریق غیر او روایت کند. درواقع لبه  تیز حمله  ناقدان آنگاه متوجه ابن ‌ودعان می‌گردد که ابراز می‌دارند که وی در این تألیف به جای ارائه اسانید واقعی، به جعل اسانید ساختگی که ظاهری فریبنده دارند، پرداخته است. همچنین آنان با جاعل شمردن زید  بن ‌رفاعه، مؤلف اولیه  متن و اظهار اینکه متون احادیث این کتاب تلفیقی است از کلمات پیامبر(ص) با گفته‌های لقمان و دیگر حکیمان، از حیث متن نیز آن را مورد نقد قرار داده‌اند. چنانکه اشاره شد، یکی از ناقدان ابوطاهر سلفی بود که رساله‌ای در نقد الاربعون ابن ‌ودعان نوشته است و گفتنی است که اینگونه نقدها در دوره‌های بعد نیز از جانب نقادانی چون ابن ‌جوزی، مزی، ذهبی و ابن ‌حجر صورت گرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;بخش فقه، علوم قرۀنی و حدیث، ج5، ص 76-77 &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D9%86%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=658566</id>
		<title>ابن ‌ودعان، محمد بن علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%E2%80%8C%D9%88%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D9%86%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=658566"/>
		<updated>2023-05-08T14:12:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن ‌وَدعان، محمد بن علی | تصویر = NUR00000.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ‌وَدعان، ابونصر محمد بن ‌علی  بن ‌عبید اللـه بن ‌احمد | نام‌های دیگر =  | لقب =  | تخلص =  | نسب =  | نام پدر = علی | ولادت = 402ق | م...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن ‌وَدعان، محمد بن علی&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وَدعان، ابونصر محمد بن ‌علی  بن ‌عبید اللـه بن ‌احمد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = علی&lt;br /&gt;
| ولادت = 402ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 494ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = قاضی&lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = حسین بن ‌محمد  بن ‌جعفر صیرفی، محمد بن ‌علی بن ‌محمد بن ‌بحشل&lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = ابوالفضل یحیی بن ‌عطاف موصلی&lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الاربعون&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌وَدعان، ابونصر محمد بن ‌علی  بن ‌عبید اللـه بن ‌احمد'''، محدث و قاضی موصلی در سده  5ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
او به گفته خویش در نیمه  شعبان 402قمری (13 فوریه  1012) متولد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشایخ==&lt;br /&gt;
از خردسالی به فراگیری حدیث روی آورد. از شیوخ او حسین بن ‌محمد  بن ‌جعفر صیرفی، محمد بن ‌علی بن ‌محمد بن ‌بحشل و به‌ویژه عمویش ابوالفتح احمد بن ‌عبید اللـه ودعانی را می‌توان یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان ==&lt;br /&gt;
وی همچنین شاگردانی داشته که از جمله آنان می‌توان از ابوطاهر سلفی، ابوالفضل یحیی بن ‌عطاف موصلی، ابوعبداللـه محمد بن ‌فضل فراوی، ابوبکر محمد بن ‌محمود جوهری، مروان  بن ‌علی طنزی و محمدهادی مصری نام برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت رجالی==&lt;br /&gt;
از نظر شخصیت رجالی، گرچه نقادانی چون قاسم ابن ‌عساکر، ابوطاهر سلفی، ابن ‌ناصر سلامی و شجاع ذهلی امانت ابن ‌ودعان را در نقل حدیث مورد تردید قرار داده و حتی او را کاذب و جاعل خوانده‌اند، اما سمعانی روایات او از ثقات را قابل اعتماد دانسته و گویی خواسته است بدین گونه انتقاد را از شخص ابن ‌ودعان به مشایخ ضعیف او بازگرداند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشاغل==&lt;br /&gt;
ابن ‌ودعان چندگاهی تصدی قضای موصل را داشت و به همین سبب در منابع قاضی و حاکم خوانده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
او بارها به بغداد سفر کرده است. وی پس از بازگشت از بغداد، در محرم یا ربیع‌الاول 494/ نوامبر 1100 یا ژانویه  1101 در موصل درگذشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
الاربعون، کتابی است که ‌ودعان آن را  برای نسلهای بعد باقی گذاشت، و شاگردانش آن را در نقاط مختلف از ایران تا اندلس انتشار دادند. این تألیف که به الاربعون الودعانیة شهرت یافته، مجموعه‌ای از 40 حدیث در باب اخلاق و زهد است که از خطب و مواعظ پیامبر(ص) گزیده شده است. حتی آنان که از نظر فن حدیث نظر مساعدی نسبت به این کتاب نداشته‌اند، شیوایی و زیبایی بیان روایات آن را ستوده‌اند. این خصیصه موجب شد تا الاربعون ابن ‌ودعان به سرعت دروازه‌های موصل را پشت سر نهاده، در کمتر از 100 سال از رشق تا خراسان و از غرب تا اندلس تداول پیدا کند و مورد توجه قرار گیرد. &lt;br /&gt;
در سده  8ق عبدالعزیز بن ‌احمد بارجیلغی الاربعون ابن ‌ودعان را شرح کرده است. نسخه‌های خطی این شرح در برلین، استانبول و اسکندریه یافت می‌شود . همچنین در این سده عالم شیعی، حسن  بن ‌ابی الحسن دیلمی متن کاملی از الاربعون را با تجرید اسانید آن در کتاب اعلام‌الدین نقل کرده است. پراکندگی نسخه‌های متعدد از الاربعون ابن ‌ودعان در کتابخانه‌های سراسر جهان، نشان از آن دارد که این متن در طول قرنها رونق خود را از دست نداده است. از آن جمله می‌توان به نسخ خطی کتابخانه‌های ملی پاریس، دارالکتب مصر و ظاهریه دمشق اشاره نمود. &lt;br /&gt;
از نظر نقد فنی، الاربعون ابن ‌ودعان همواره مورد شدیدترین حملات قرار گرفته است. به اعتقاد قدیمی‌ترین ناقدان این متن، ابن ‌ناصر و سلفی، مبنای کتاب ابن ‌ودعان بر اربعین زید بن ‌رفاعه بوده است و براساس این نظر تنها نقش ابن ‌ودعان این بوده که به شیوه  مستخرج‌نویسان، متن چهل حدیث زید را از طریق غیر او روایت کند. درواقع لبه  تیز حمله  ناقدان آنگاه متوجه ابن ‌ودعان می‌گردد که ابراز می‌دارند که وی در این تألیف به جای ارائه اسانید واقعی، به جعل اسانید ساختگی که ظاهری فریبنده دارند، پرداخته است. همچنین آنان با جاعل شمردن زید  بن ‌رفاعه، مؤلف اولیه  متن و اظهار اینکه متون احادیث این کتاب تلفیقی است از کلمات پیامبر(ص) با گفته‌های لقمان و دیگر حکیمان، از حیث متن نیز آن را مورد نقد قرار داده‌اند. چنانکه اشاره شد، یکی از ناقدان ابوطاهر سلفی بود که رساله‌ای در نقد الاربعون ابن ‌ودعان نوشته است و گفتنی است که اینگونه نقدها در دوره‌های بعد نیز از جانب نقادانی چون ابن ‌جوزی، مزی، ذهبی و ابن ‌حجر صورت گرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;بخش فقه، علوم قرۀنی و حدیث، ج5، ص 76-77 &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C%D9%87%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=658519</id>
		<title>ابن وحشیه، احمد بن علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C%D9%87%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=658519"/>
		<updated>2023-05-07T11:54:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن وحشیّه، احمد بن علی &lt;br /&gt;
| تصویر = NUR70305.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وحشیّه، ابوبکر احمد بن ‌علی  بن ‌قیس کسدانی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = کسدانی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = نبطی&lt;br /&gt;
| نام پدر = علی&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = &lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = تنجیم، فالگیری،  درمان بیماران از راه طلسم&lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = ابن ندیم&lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الادوار کبیر، الفلاحة النبطیة، الطلسمات&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE70305AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌وحشیّه، ابوبکر احمد بن ‌علی  بن ‌قیس کسدانی'''، شخصیت ناشناخته نبطی (سده‌های 3 و 4ق/9 و 10م) که ترجمه آثاری در کشاورزی، گیاه شناسی، نجوم، کیمیاگری، زهرشناسی، پزشکی، جادوگری و نیز اثری درباره خطوط دورانهای کهن به وی نسبت داده می‌شود و عمده‌ترین آنها، یعنی کتاب الفلاحة النبطیة شهرت جهانی یافته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت‌شناسی=&lt;br /&gt;
سرگذشت وی سخت در پرده ابهام است، تا جایی که در وجود او نیز تردید شده است. تبارنامه‌هایی که از او به دست داده شده، مشکوک است. ابن ‌ندیم وی را در یک‌جا احمد  بن ‌علی  بن ‌مختار بن ‌عبدالکریم  بن ‌جرئیا بن ‌بدنیا بن ‌برطانیا بن ‌عالاطیا (غالاطیا) و در جای دیگر احمد بن ‌علی  بن ‌قیس  بن ‌مختار بن ‌عبدالکریم  بن ‌حرثیا بن ‌بدنیاب ن ‌بوراطیا خوانده است. هیچ‌یک از این نامها شناخته نشده‌اند. این نامهای غیرعربی که قاعدتاً باید نبطی (یا آرامی) باشند، در هیچ‌یک از زبانهای آرامی به کار نمی‌رفته و علاوه بر این، برطانیا و غالاطیا ــ به‌طوری که در آثار بطلمیوس نیز آمده است ــ نامهای دو استان معروف تابع روم قدیم بوده‌اند. &lt;br /&gt;
بر پایه سخنانی که در آثار منسوب به ابن ‌وحشیه و از زبان خود او آمده، وی نسب نبطی داشته، از ثروت بسیار برخوردار بوده، زبان قوم نبط را به خوبی می‌دانسته، به فرهنگ و اندیشه نبطی می‌بالیده و فرهنگهای دیگر را در برابر آن کم‌ارزش می‌شمرده است. &lt;br /&gt;
یگانه راوی آثاری که نام ابن ‌وحشیه را بر خود دارند، ابوطالب احمد بن ‌حسین  بن ‌علی  بن ‌احمد بن ‌محمد بن ‌عبدالملک زیات است. گفته شده است ممکن است ابن ‌وحشیه شخصیتی ساختگی و مخلوق ذهن ابن ‌زیات بوده باشد. از ابن ‌زیات هم آگاهی چندانی در دست نیست. ابن ‌ندیم از او به عنوان دوست ابن ‌وحشیه نام می‌برد و ممکن است محمد بن ‌عبدالملک زیات که در تبارنامه‌ او هست، همان وزیر معتصم و واثق بوده باشد که چندی نیز وزیر متوکل بود و سرانجام به فرمان او کشته شد. ممکن است مؤلف حقیقی آثار نبطی، خود ابن ‌زیات بوده باشد. &lt;br /&gt;
از سوی خاورشناسان 4 نظر در این‌باره ابراز شده است: 1. اثاری کهن به زبان نبطی وجود داشته و ابن ‌وحشیه مترجم آنهاست؛ 2. هیچ‌یک از این آثار اصالت ندارند و ابن ‌وحشیه آنها را جعل کرده و به نیاکان نبطی خود نسبت داده است؛ 3. جاعل این نوشته‌ها، ابن ‌زیات است و وی آنها را به ابن ‌وحشیه نسبت داده است؛ 4. ابن ‌زیات نه تنها جاعل این آثار، بلکه جاعل شخصیت ابن ‌وحشیه نیز بوده و اصولاً شخصی به نام ابن ‌وحشیه وجود نداشته است. &lt;br /&gt;
از معاصران ابن ‌وحشیه، ظاهراً تنها ابن ‌ندیم از او یاد کرده است. وی همچنین به گفت و گوها و مکاتبات ابن ‌وحشیه با کیمیاگر مصری، عثمان  بن ‌سوید اخمیمی و نیز به کتابی با عنوان مفاوضات ابن ‌وحشیه مع ابی جعفر الاموی و سلامه  بن ‌سلیمان الاخمیمی فی الصنعة و السحر تصریح می‌کند ، اما هیچ‌یک از این 3 تن شناخته نشده‌اند و در حالی که آثار متعددی به عثمان  بن ‌سوید نسبت داده می‌شود ، هیچ‌یک از آنها به دست نیامده است. از محمد زکریای رازی که در همان عصر، مدتی نیز در بغداد زیسته، اشاره‌ای به ایب وحشیه دیده نشده است، در حالی که برخلاف دعوی سامی خلف حمارنه، ابن ‌وحشیه در یکی از آثار خود به نام کنرالحکمه از رازی یاد کرده است. از نویسندگان متأخرتر که به ابن ‌وحشیه اشاره کرده‌اند، اینان را می‌توان ذکر کرد: ابوالقاسم مجریطی، ابن ‌میمون که با دشمنی شدید از او سخن گفته است، ابن ‌بیطار ، اکفاتی، ابن ‌عوام، قلقشندی، دمیری، نُویری، انصاری دمشقی، ابن ‌خلدون. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌ها ==&lt;br /&gt;
ابن ‌وحشیه به ادعای برخی از منابع، ساکن بغداد بوده و به پیشگویی از راه تنجیم و فالگیری و درمان بیماران از راه طلسم و تعویذ و افسون شهرت داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دین ==&lt;br /&gt;
وی ابن ‌وحشیه در آثار خود، به‌ویژه در الفلاحة، به صورت یک مسلمان معتقد جلوه‌گر می‌شود. در آغاز این کتاب و نیز برخی دیگر از آثارش، پس از ذکر نام خدا به پیامبر(ص) و خاندان و صحابه‌اش درود می‌فرستد. وی به قرآن استشهاد می‌کند. در پایان در پایان هر جزء از الفلاحة، خدای را سپاس می‌گزارد و درود بر پیامبر اسلام(ص) و خاندان و صحابه‌اش را تکرار می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==باورها==&lt;br /&gt;
ابن ‌زیات او را دارای گرایشهای صوفیانه، بلکه سالک طریقه صوفیانه می‌داند. ابن ‌ندیم نیز وی را صوفی خوانده و سزگین نیز بر همین نظر تأکید ورزیده است. در آغاز کتاب السموم نیز با عنوان صوفی از او یاد شده، اما خود ابن ‌وحشیه، صوفیه را مورد شدیدترین حملات قرار داده است. وی با آنکه ظاهراً با خرافات مخالف است و بسیاری از عقاید و نظریات رایج را به دلیل عقل رد می‌کند، اما خود به نقل انواع خرافات از کسانی که آنان را دانشمندان نبطی و بابلی می‌خواند، پرداخته و در بسیاری از موارد آنها را تأیید نیز کرده است. &lt;br /&gt;
ابن ‌وحشیه از اعتقادات قوم نبط و دانشمندان نبطی که بسیاری از آنها با اعتقادات مسلمانان و نیز یهودیان تفاوت دارد، با تحسین بسیار یاد می‌کند. او پیامبران را در مرتبه نخست و کاهنان و فیلسوفان را بعد آنها دانسته و وصف نموده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
ابن ‌وحشیه بنابر آنچه در آثار منسوب به وی در بسیاری از منابع کهن آمده است، به عنوان مترجم یا گردآورنده آثار مربوط به دورانهای کهن، به‌ویژه آثار نبطی معرفی می‌شود. عمده‌ترین این آثار، اینهاست: &lt;br /&gt;
# الادوار کبیر. ابن ‌وحشیه در الفلاحة می‌گوید که همراه کتاب اسرار الفلک این اثر را نیز ترجمه کرده است. ابن ‌ندیم نام این کتاب را الادوار علی مذاهب النبط ذکر کرده و آن را شامل 9 رساله خوانده است.&lt;br /&gt;
# اسرار الشمس و القمر. به نظر خولسون، خاورشناس روسی، این اثر از 2 متن کهن، یکی نوشته«اسقولبیثا» و دیگری تصنیف «آدم» تشکیل یافته است. از این کتاب تنها قطعه‌های اندکی باقی مانده است. &lt;br /&gt;
# اسرار عطارد. ابن ‌وحشیه در اسرار الفلک، وعده‌ای را که درباره املاء این اثر به ابن ‌زیات داده است، یادآور می‌شود. &lt;br /&gt;
# اسرار الفلک. بر پایه آنچه در مقدمه الفلاحة آمده است. مؤلف این اثر، دوانای بابلی است و این نخستین اثری بوده است که ابن ‌وحشیه ترجمه آن را آغاز کرده، اما به علت حجم بسیار آن نتوانسته است کار را به پایان برد. نسخه‌ای از آن در کتابخانه مجلس شورا موجود است. &lt;br /&gt;
# اصول الحکمة، یا کتاب الاصول الکبیر. نسخه‌هایی از آن در کتابخانه‌های راغب پاشا، نور عثمانیه و مجلس شورا موجود است. &lt;br /&gt;
# الرئاسة فی علم الفراسة. نسخه‌ای از آن در کتابخانه بادلیان موجود است. &lt;br /&gt;
# رساله فی معرفة الحجر. نسخه‌ای از آن در کتابخانه جار اللـه موجود است. &lt;br /&gt;
# سدرة المنتهی. این کتاب گفت و گوی ابن ‌وحشیه با مغربی قمری درباره مسائل دینی و طبیعیات است. نسخه‌ای از آن در کتابخانه گوتا وجود دارد. &lt;br /&gt;
# السموم و التریاقات. این کتاب، آنگونه که در پیش گفتار آن آمده است، از سوی ابن ‌وحشیه بر ابن ‌زیات املا شده و از 2 رساله کلدانی، یکی کهن‌تر و ناقص‌تر، تألیف سوهاب ساط و دیگری جدیدتر و کامل‌تر تصنیف یاربوقا تشکیل شده است، اما در حقیقت، هسته اصلی کتاب از منبع دوم تشکیل می‌شود و از سوهاب ساط بسیار کم نقل قول شده است. خولسون آن را از الفلاحة نیز کهن‌تر می‌شمارد. مارتین لِوی این کتاب را در 1966م با عنوان «کتاب سموم ابن ‌وحشیه و رابطه آن با متون کهن هندی و یونانی» به انگلیسی ترجمه و در فیلادلفیا منتشر ساخته است. نسخه‌هایی از آن در کتابخانه‌های شهید علی پاشا (شم‍ 2073)، ولی‌الدین (شم‍ 2542)، ایاصوفیه (شم‍ 3639)، لیدن (شم‍ 1284) و موزهبریتانیا (شم‍ 1357) موجود است. &lt;br /&gt;
# الشواهد فی الحجر الواحد. نسخه‌ای از آن در کتابخانه راغب پاشا موجود است. &lt;br /&gt;
# شوق المستهام فی معرفة رموز الاقلام. این کتاب مجموعه‌ای است از 93 نوع الفبای منسوب به عبریان، یونانیان و هندیان، الفباهای رمزی منسوب به اشخاص و نیز الفباهای سیارات و صور منطقه البروج. در 1806م به کوشش هامر، با عنوان «شرح الفباهای کهن و علامات هیروگلیفی...» در لندن منتشر شده است. دو نسخه خطی از آن در مونیخ (شم‍ 789) و وین (شم‍ 68) موجود است. &lt;br /&gt;
# الطلسمات. نسخه‌ای از آن در کتابخانه بادلیان موجود است.&lt;br /&gt;
# الفلاحة النبطیة، کتابی است درباره کشاورزی نبطیان. به ادعای ابن ‌وحشیه، این کتاب به وسیله3 تن از دانشمندان نبطی به نامهای ضغریث، ینبوشاد و قوثامی که میان اولین و آخرین آنان 000‘21 سال فاصله بوده است، نوشته و تکمیل شده و او به ترجمه آن پرداخته است. از این اثر بیش از 20 نسخه خطی در کتابخانه‌ها، از جمله برلین (شم‍ 6205)، لیدن (شم‍ (81) 1279)، بایزید (شم‍ 4064) و احمدثالث (شم‍ (7-1) 1989) باقی مانده است که در مجموع نیز نسخه کاملی را تشکیل نمی‌دهد. سزگین از نسخه کتابخانه احمد ثالث با رفع برخی کاستی‌های آن به وسیله نسخه‌های دیگر، یک مجموعه300‘2 صفحه‌ای فراهم آورده است. در مجلدی که عنوان اجزاء 2-4 را یافته است، نابسامانی‌هایی دیده می‌شود. جزء 2 در میان یک جمله پایان یافته و جزء 3 از همانجا آغاز شده است. پایان جزء 3 و آغاز جزء 4 نیز چندان بسامان نیست. درباره‌ این کتاب در بخش بررسی آثار وی بیشتر سخن گفته خواهد شد. &lt;br /&gt;
# کتاب بالینوس الحکیم. نسخه‌ای از آن در کتابخانه پترزبورگ موجود است.&lt;br /&gt;
# کتاب تنکلوشا البابلی فی صور درج الفلک و ما تدل علیه من احوال المولودین. در مقدمه این کتاب تصریح شده که مؤلف آن تنکلوشا است که بنابر اعتقاد خولسون، در سده نخست میلادی یا پیش‌تر از آن می‌زیسته است و در متن نیز تنکلوشا خود را یگانه مصنف کتاب می‌خواند. در عین حال، 2 موضع از متن اشاره بر این دارد که این اثر مدت درازی پیش از عصر تنکلوشا تألیف شده است. &lt;br /&gt;
خولسون کوشیده است، با فرض اینکه ابن ‌وحشیه کلمه‌ای مانند «دانش» را «کتاب» ترجمه کرده است، این تناقض را حل کند. اما در واقع، ابن ‌وحشیه می‌باید با اثری که دعوی ترجمه آن را دارد، آنقدر آشنا بوده باشد که به چنین خطایی دچار نشود. بدین ترتیب یا خود ابن ‌وحشیه به قصد تأمین اعتبار بیشتری برای این کتاب شخصیت‌های کهن‌تری را نیز به عنوان مؤلفان آن معرفی کرده، یا آنکه ابن ‌زیات این بخش‌ها را به آن افزوده است. از سوی دیگر، ابن ‌ندیم از دو تن به نامهای تینکلوس و طینقروس یاد می‌کند که از سوی ضحاک به ترتیب بر خانه‌های مشتری و مریخ موکل شده بودند. به سخن وی، تینکلوس مؤلف کتاب الوجوه و الحدود و طینقروس مصنف کتاب الموالید علی الوجوه و الحدود است. قفطی نیز با تأکید بر اصل بابلی این دو تن، همین سخنان را تکرار کرده است. خولسون با تصدیق آنچه ابن ‌ندیم و قفطی نقل کرده‌اند، تنکلوشا را از دانشمندان قدیم بابل و متعلق به زمانی می‌شمرد که طی آن، بابل در شکوفایی بود و یونانیان بت‌پرست بودند. اما در حاشیه نسخه‌ای از ترجمه فارسی کتاب تنکلوشا، گفته می‌شود: «در تاریخ طبری ]چنین[ نبشته‌اند که این کتاب، 80 سال پیش‌تر از هجرت نبوی نوشته شده» و از آنجا که این تاریخ، مربوط به دوران انوشیروان است و به فرمان وی، کتابهای بسیاری از یونانی و زبانهای دیگر به پهلوی ترجمه می‌شد، می‌توان پذیرفت که اصل یونانی کتاب درحدود 542م به پهلوی ترجمه شده و این ترجمه بعدها به عنوان اصل تلقی گردیده است. &lt;br /&gt;
بر پایه نظر برخی از پژوهشگران، تنکلوش یا تنکلوشا، تصحیف تئوکروس یونانی است که در سده نخست میلادی، کتابی در صور نجومی تألیف کرده بوده و همین کتاب است که در عصر انوشیروان به پهلوی و در سده2ق به عربی ترجمه شده و در نتیجه دشواریهای خط پهلوی که وقوع انواع تصحیف‌ها را ممکن می‌سازد، نام تئوکروس به تنکلوش تبدیل شده است، اما آنچه توسط ابن ‌وحشیه به نام کتاب تنکلوشا معروف شده، به کلی مجعول است و ربطی به کتاب تئوکروس ندارد. این کتاب اخیر، از میان رفته و تنها بخش‌هایی از آن در کتاب المدخل الکبیر ابومعشر بلخی (فصل اول، مقاله ششم) باقی مانده است. نسخه‌ای از این کتاب در لیدن (شم‍ 1047) موجود است. &lt;br /&gt;
# کتاب طبقانا، در نجوم و سحر که ظاهراً مجعول است و گفته می‌شود که توسط ابن ‌وحشیه از نبطی به عربی ترجمه شده است. اصل نام طبقانا شناخته نیست. از توضیحات ابومسلمه مجریطی که در غایة الحکیم، از این کتاب استفاده کرده است، چنین بر می‌آید که موضوع آن تأثیر صور نجومی بر رویدادهای زمینی است. &lt;br /&gt;
# کشف الرموز و اشارات الحکماء الی الحجر الاعظم، نسخه‌ای از آن در کتابخانه یوسف آغا موجود است. &lt;br /&gt;
# کنز الحکمة، در کیمیا. نسخه‌هایی از آن در لیدن، آصفیه، نور عثمانیه و نیز نسخه‌ای در کتابخانه مرکز (شم‍ (1)157) موجود است، در این کتاب از ابوموسی جابر (جابرین حیان) و ابوالخیر مصری و محمد زکریای رازی یاد شده است. به گفته سزگین، از امام جعفر صادق(ع) نیز در آن نقل قول شده است، ولی در نسخه موجود در کتابخانه مرکز چنین موردی دیده نشد. &lt;br /&gt;
# مطالع الانوار فی الحکمة. نسخه‌ای از آن در کتابخانه بادلیان موجود است. &lt;br /&gt;
# الواضح فی ترتیب العمل الواضح. نسخه‌ای از آن در آنکارا موجود است.&lt;br /&gt;
# الهیاکل و التماثیل. این کتاب در 1312ق در بمبئی به چاپ رسیده است. &lt;br /&gt;
از مجموع بررسی‌های آثار ابن ‌وحشیه چنین بر می‌آید که سخن خولسون درباره قدمت این آثار نادرست است، اما دلیل‌هایی نیز که گوتشمید و نولدکه بر جعل آنها در سده3ق/9م آورده‌اند، محکم نیست. در حقیقت پذیرفتن سخن خاورشناسانی که از دعوی جعل این اثار توسط ابن ‌وحشیه، تا انکار وجود وی پیش می‌روند، بسیار دشوار است. به نظر می‌رسد جای این فرض به کلی تهی نباشد که ابن وحشیة کتابی از نیاکان خویش به دست آورده که نبطیان روزگار او قدمتی هزاران ساله برای آن می‌شناخته‌اند. اینگونه دعاوی بلند پروازانه از سوی اقدام مغلوب، به‌ویژه زمانی که به شدت مورد تحقیر نیز قرار گرفته باشند، واکنشی طبیعی است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;مولوی، محمد علی، ج5، ص 67- 76&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مولوی، محمد علی، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C%D9%87%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=658518</id>
		<title>ابن وحشیه، احمد بن علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C%D9%87%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=658518"/>
		<updated>2023-05-07T11:53:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن وحشیّه، احمد بن علی  | تصویر = NUR70305.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ‌وحشیّه، ابوبکر احمد بن ‌علی  بن ‌قیس کسدانی | نام‌های دیگر =  | لقب = کسدانی | تخلص =  | نسب = نبطی | نام پدر = علی | ولادت =  | محل...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن وحشیّه، احمد بن علی &lt;br /&gt;
| تصویر = NUR70305.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وحشیّه، ابوبکر احمد بن ‌علی  بن ‌قیس کسدانی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = کسدانی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = نبطی&lt;br /&gt;
| نام پدر = علی&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = &lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = تنجیم، فالگیری،  درمان بیماران از راه طلسم&lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = ابن ندیم&lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الادوار کبیر، الفلاحة النبطیة، الطلسمات&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE70305AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌وحشیّه، ابوبکر احمد بن ‌علی  بن ‌قیس کسدانی'''، شخصیت ناشناخته نبطی (سده‌های 3 و 4ق/9 و 10م) که ترجمه آثاری در کشاورزی، گیاه شناسی، نجوم، کیمیاگری، زهرشناسی، پزشکی، جادوگری و نیز اثری درباره خطوط دورانهای کهن به وی نسبت داده می‌شود و عمده‌ترین آنها، یعنی کتاب الفلاحة النبطیة شهرت جهانی یافته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرگذشت وی سخت در پرده ابهام است، تا جایی که در وجود او نیز تردید شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت‌شناسی=&lt;br /&gt;
تبارنامه‌هایی که از او به دست داده شده، مشکوک است. ابن ‌ندیم وی را در یک‌جا احمد  بن ‌علی  بن ‌مختار بن ‌عبدالکریم  بن ‌جرئیا بن ‌بدنیا بن ‌برطانیا بن ‌عالاطیا (غالاطیا) و در جای دیگر احمد بن ‌علی  بن ‌قیس  بن ‌مختار بن ‌عبدالکریم  بن ‌حرثیا بن ‌بدنیاب ن ‌بوراطیا خوانده است. هیچ‌یک از این نامها شناخته نشده‌اند. این نامهای غیرعربی که قاعدتاً باید نبطی (یا آرامی) باشند، در هیچ‌یک از زبانهای آرامی به کار نمی‌رفته و علاوه بر این، برطانیا و غالاطیا ــ به‌طوری که در آثار بطلمیوس نیز آمده است ــ نامهای دو استان معروف تابع روم قدیم بوده‌اند. &lt;br /&gt;
بر پایه سخنانی که در آثار منسوب به ابن ‌وحشیه و از زبان خود او آمده، وی نسب نبطی داشته، از ثروت بسیار برخوردار بوده، زبان قوم نبط را به خوبی می‌دانسته، به فرهنگ و اندیشه نبطی می‌بالیده و فرهنگهای دیگر را در برابر آن کم‌ارزش می‌شمرده است. &lt;br /&gt;
یگانه راوی آثاری که نام ابن ‌وحشیه را بر خود دارند، ابوطالب احمد بن ‌حسین  بن ‌علی  بن ‌احمد بن ‌محمد بن ‌عبدالملک زیات است. گفته شده است ممکن است ابن ‌وحشیه شخصیتی ساختگی و مخلوق ذهن ابن ‌زیات بوده باشد. از ابن ‌زیات هم آگاهی چندانی در دست نیست. ابن ‌ندیم از او به عنوان دوست ابن ‌وحشیه نام می‌برد و ممکن است محمد بن ‌عبدالملک زیات که در تبارنامه‌ او هست، همان وزیر معتصم و واثق بوده باشد که چندی نیز وزیر متوکل بود و سرانجام به فرمان او کشته شد. ممکن است مؤلف حقیقی آثار نبطی، خود ابن ‌زیات بوده باشد. &lt;br /&gt;
از سوی خاورشناسان 4 نظر در این‌باره ابراز شده است: 1. اثاری کهن به زبان نبطی وجود داشته و ابن ‌وحشیه مترجم آنهاست؛ 2. هیچ‌یک از این آثار اصالت ندارند و ابن ‌وحشیه آنها را جعل کرده و به نیاکان نبطی خود نسبت داده است؛ 3. جاعل این نوشته‌ها، ابن ‌زیات است و وی آنها را به ابن ‌وحشیه نسبت داده است؛ 4. ابن ‌زیات نه تنها جاعل این آثار، بلکه جاعل شخصیت ابن ‌وحشیه نیز بوده و اصولاً شخصی به نام ابن ‌وحشیه وجود نداشته است. &lt;br /&gt;
از معاصران ابن ‌وحشیه، ظاهراً تنها ابن ‌ندیم از او یاد کرده است. وی همچنین به گفت و گوها و مکاتبات ابن ‌وحشیه با کیمیاگر مصری، عثمان  بن ‌سوید اخمیمی و نیز به کتابی با عنوان مفاوضات ابن ‌وحشیه مع ابی جعفر الاموی و سلامه  بن ‌سلیمان الاخمیمی فی الصنعة و السحر تصریح می‌کند ، اما هیچ‌یک از این 3 تن شناخته نشده‌اند و در حالی که آثار متعددی به عثمان  بن ‌سوید نسبت داده می‌شود ، هیچ‌یک از آنها به دست نیامده است. از محمد زکریای رازی که در همان عصر، مدتی نیز در بغداد زیسته، اشاره‌ای به ایب وحشیه دیده نشده است، در حالی که برخلاف دعوی سامی خلف حمارنه، ابن ‌وحشیه در یکی از آثار خود به نام کنرالحکمه از رازی یاد کرده است. از نویسندگان متأخرتر که به ابن ‌وحشیه اشاره کرده‌اند، اینان را می‌توان ذکر کرد: ابوالقاسم مجریطی، ابن ‌میمون که با دشمنی شدید از او سخن گفته است، ابن ‌بیطار ، اکفاتی، ابن ‌عوام، قلقشندی، دمیری، نُویری، انصاری دمشقی، ابن ‌خلدون. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌ها ==&lt;br /&gt;
ابن ‌وحشیه به ادعای برخی از منابع، ساکن بغداد بوده و به پیشگویی از راه تنجیم و فالگیری و درمان بیماران از راه طلسم و تعویذ و افسون شهرت داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دین ==&lt;br /&gt;
وی ابن ‌وحشیه در آثار خود، به‌ویژه در الفلاحة، به صورت یک مسلمان معتقد جلوه‌گر می‌شود. در آغاز این کتاب و نیز برخی دیگر از آثارش، پس از ذکر نام خدا به پیامبر(ص) و خاندان و صحابه‌اش درود می‌فرستد. وی به قرآن استشهاد می‌کند. در پایان در پایان هر جزء از الفلاحة، خدای را سپاس می‌گزارد و درود بر پیامبر اسلام(ص) و خاندان و صحابه‌اش را تکرار می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==باورها==&lt;br /&gt;
ابن ‌زیات او را دارای گرایشهای صوفیانه، بلکه سالک طریقه صوفیانه می‌داند. ابن ‌ندیم نیز وی را صوفی خوانده و سزگین نیز بر همین نظر تأکید ورزیده است. در آغاز کتاب السموم نیز با عنوان صوفی از او یاد شده، اما خود ابن ‌وحشیه، صوفیه را مورد شدیدترین حملات قرار داده است. وی با آنکه ظاهراً با خرافات مخالف است و بسیاری از عقاید و نظریات رایج را به دلیل عقل رد می‌کند، اما خود به نقل انواع خرافات از کسانی که آنان را دانشمندان نبطی و بابلی می‌خواند، پرداخته و در بسیاری از موارد آنها را تأیید نیز کرده است. &lt;br /&gt;
ابن ‌وحشیه از اعتقادات قوم نبط و دانشمندان نبطی که بسیاری از آنها با اعتقادات مسلمانان و نیز یهودیان تفاوت دارد، با تحسین بسیار یاد می‌کند. او پیامبران را در مرتبه نخست و کاهنان و فیلسوفان را بعد آنها دانسته و وصف نموده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
ابن ‌وحشیه بنابر آنچه در آثار منسوب به وی در بسیاری از منابع کهن آمده است، به عنوان مترجم یا گردآورنده آثار مربوط به دورانهای کهن، به‌ویژه آثار نبطی معرفی می‌شود. عمده‌ترین این آثار، اینهاست: &lt;br /&gt;
# الادوار کبیر. ابن ‌وحشیه در الفلاحة می‌گوید که همراه کتاب اسرار الفلک این اثر را نیز ترجمه کرده است. ابن ‌ندیم نام این کتاب را الادوار علی مذاهب النبط ذکر کرده و آن را شامل 9 رساله خوانده است.&lt;br /&gt;
# اسرار الشمس و القمر. به نظر خولسون، خاورشناس روسی، این اثر از 2 متن کهن، یکی نوشته«اسقولبیثا» و دیگری تصنیف «آدم» تشکیل یافته است. از این کتاب تنها قطعه‌های اندکی باقی مانده است. &lt;br /&gt;
# اسرار عطارد. ابن ‌وحشیه در اسرار الفلک، وعده‌ای را که درباره املاء این اثر به ابن ‌زیات داده است، یادآور می‌شود. &lt;br /&gt;
# اسرار الفلک. بر پایه آنچه در مقدمه الفلاحة آمده است. مؤلف این اثر، دوانای بابلی است و این نخستین اثری بوده است که ابن ‌وحشیه ترجمه آن را آغاز کرده، اما به علت حجم بسیار آن نتوانسته است کار را به پایان برد. نسخه‌ای از آن در کتابخانه مجلس شورا موجود است. &lt;br /&gt;
# اصول الحکمة، یا کتاب الاصول الکبیر. نسخه‌هایی از آن در کتابخانه‌های راغب پاشا، نور عثمانیه و مجلس شورا موجود است. &lt;br /&gt;
# الرئاسة فی علم الفراسة. نسخه‌ای از آن در کتابخانه بادلیان موجود است. &lt;br /&gt;
# رساله فی معرفة الحجر. نسخه‌ای از آن در کتابخانه جار اللـه موجود است. &lt;br /&gt;
# سدرة المنتهی. این کتاب گفت و گوی ابن ‌وحشیه با مغربی قمری درباره مسائل دینی و طبیعیات است. نسخه‌ای از آن در کتابخانه گوتا وجود دارد. &lt;br /&gt;
# السموم و التریاقات. این کتاب، آنگونه که در پیش گفتار آن آمده است، از سوی ابن ‌وحشیه بر ابن ‌زیات املا شده و از 2 رساله کلدانی، یکی کهن‌تر و ناقص‌تر، تألیف سوهاب ساط و دیگری جدیدتر و کامل‌تر تصنیف یاربوقا تشکیل شده است، اما در حقیقت، هسته اصلی کتاب از منبع دوم تشکیل می‌شود و از سوهاب ساط بسیار کم نقل قول شده است. خولسون آن را از الفلاحة نیز کهن‌تر می‌شمارد. مارتین لِوی این کتاب را در 1966م با عنوان «کتاب سموم ابن ‌وحشیه و رابطه آن با متون کهن هندی و یونانی» به انگلیسی ترجمه و در فیلادلفیا منتشر ساخته است. نسخه‌هایی از آن در کتابخانه‌های شهید علی پاشا (شم‍ 2073)، ولی‌الدین (شم‍ 2542)، ایاصوفیه (شم‍ 3639)، لیدن (شم‍ 1284) و موزهبریتانیا (شم‍ 1357) موجود است. &lt;br /&gt;
# الشواهد فی الحجر الواحد. نسخه‌ای از آن در کتابخانه راغب پاشا موجود است. &lt;br /&gt;
# شوق المستهام فی معرفة رموز الاقلام. این کتاب مجموعه‌ای است از 93 نوع الفبای منسوب به عبریان، یونانیان و هندیان، الفباهای رمزی منسوب به اشخاص و نیز الفباهای سیارات و صور منطقه البروج. در 1806م به کوشش هامر، با عنوان «شرح الفباهای کهن و علامات هیروگلیفی...» در لندن منتشر شده است. دو نسخه خطی از آن در مونیخ (شم‍ 789) و وین (شم‍ 68) موجود است. &lt;br /&gt;
# الطلسمات. نسخه‌ای از آن در کتابخانه بادلیان موجود است.&lt;br /&gt;
# الفلاحة النبطیة، کتابی است درباره کشاورزی نبطیان. به ادعای ابن ‌وحشیه، این کتاب به وسیله3 تن از دانشمندان نبطی به نامهای ضغریث، ینبوشاد و قوثامی که میان اولین و آخرین آنان 000‘21 سال فاصله بوده است، نوشته و تکمیل شده و او به ترجمه آن پرداخته است. از این اثر بیش از 20 نسخه خطی در کتابخانه‌ها، از جمله برلین (شم‍ 6205)، لیدن (شم‍ (81) 1279)، بایزید (شم‍ 4064) و احمدثالث (شم‍ (7-1) 1989) باقی مانده است که در مجموع نیز نسخه کاملی را تشکیل نمی‌دهد. سزگین از نسخه کتابخانه احمد ثالث با رفع برخی کاستی‌های آن به وسیله نسخه‌های دیگر، یک مجموعه300‘2 صفحه‌ای فراهم آورده است. در مجلدی که عنوان اجزاء 2-4 را یافته است، نابسامانی‌هایی دیده می‌شود. جزء 2 در میان یک جمله پایان یافته و جزء 3 از همانجا آغاز شده است. پایان جزء 3 و آغاز جزء 4 نیز چندان بسامان نیست. درباره‌ این کتاب در بخش بررسی آثار وی بیشتر سخن گفته خواهد شد. &lt;br /&gt;
# کتاب بالینوس الحکیم. نسخه‌ای از آن در کتابخانه پترزبورگ موجود است.&lt;br /&gt;
# کتاب تنکلوشا البابلی فی صور درج الفلک و ما تدل علیه من احوال المولودین. در مقدمه این کتاب تصریح شده که مؤلف آن تنکلوشا است که بنابر اعتقاد خولسون، در سده نخست میلادی یا پیش‌تر از آن می‌زیسته است و در متن نیز تنکلوشا خود را یگانه مصنف کتاب می‌خواند. در عین حال، 2 موضع از متن اشاره بر این دارد که این اثر مدت درازی پیش از عصر تنکلوشا تألیف شده است. &lt;br /&gt;
خولسون کوشیده است، با فرض اینکه ابن ‌وحشیه کلمه‌ای مانند «دانش» را «کتاب» ترجمه کرده است، این تناقض را حل کند. اما در واقع، ابن ‌وحشیه می‌باید با اثری که دعوی ترجمه آن را دارد، آنقدر آشنا بوده باشد که به چنین خطایی دچار نشود. بدین ترتیب یا خود ابن ‌وحشیه به قصد تأمین اعتبار بیشتری برای این کتاب شخصیت‌های کهن‌تری را نیز به عنوان مؤلفان آن معرفی کرده، یا آنکه ابن ‌زیات این بخش‌ها را به آن افزوده است. از سوی دیگر، ابن ‌ندیم از دو تن به نامهای تینکلوس و طینقروس یاد می‌کند که از سوی ضحاک به ترتیب بر خانه‌های مشتری و مریخ موکل شده بودند. به سخن وی، تینکلوس مؤلف کتاب الوجوه و الحدود و طینقروس مصنف کتاب الموالید علی الوجوه و الحدود است. قفطی نیز با تأکید بر اصل بابلی این دو تن، همین سخنان را تکرار کرده است. خولسون با تصدیق آنچه ابن ‌ندیم و قفطی نقل کرده‌اند، تنکلوشا را از دانشمندان قدیم بابل و متعلق به زمانی می‌شمرد که طی آن، بابل در شکوفایی بود و یونانیان بت‌پرست بودند. اما در حاشیه نسخه‌ای از ترجمه فارسی کتاب تنکلوشا، گفته می‌شود: «در تاریخ طبری ]چنین[ نبشته‌اند که این کتاب، 80 سال پیش‌تر از هجرت نبوی نوشته شده» و از آنجا که این تاریخ، مربوط به دوران انوشیروان است و به فرمان وی، کتابهای بسیاری از یونانی و زبانهای دیگر به پهلوی ترجمه می‌شد، می‌توان پذیرفت که اصل یونانی کتاب درحدود 542م به پهلوی ترجمه شده و این ترجمه بعدها به عنوان اصل تلقی گردیده است. &lt;br /&gt;
بر پایه نظر برخی از پژوهشگران، تنکلوش یا تنکلوشا، تصحیف تئوکروس یونانی است که در سده نخست میلادی، کتابی در صور نجومی تألیف کرده بوده و همین کتاب است که در عصر انوشیروان به پهلوی و در سده2ق به عربی ترجمه شده و در نتیجه دشواریهای خط پهلوی که وقوع انواع تصحیف‌ها را ممکن می‌سازد، نام تئوکروس به تنکلوش تبدیل شده است، اما آنچه توسط ابن ‌وحشیه به نام کتاب تنکلوشا معروف شده، به کلی مجعول است و ربطی به کتاب تئوکروس ندارد. این کتاب اخیر، از میان رفته و تنها بخش‌هایی از آن در کتاب المدخل الکبیر ابومعشر بلخی (فصل اول، مقاله ششم) باقی مانده است. نسخه‌ای از این کتاب در لیدن (شم‍ 1047) موجود است. &lt;br /&gt;
# کتاب طبقانا، در نجوم و سحر که ظاهراً مجعول است و گفته می‌شود که توسط ابن ‌وحشیه از نبطی به عربی ترجمه شده است. اصل نام طبقانا شناخته نیست. از توضیحات ابومسلمه مجریطی که در غایة الحکیم، از این کتاب استفاده کرده است، چنین بر می‌آید که موضوع آن تأثیر صور نجومی بر رویدادهای زمینی است. &lt;br /&gt;
# کشف الرموز و اشارات الحکماء الی الحجر الاعظم، نسخه‌ای از آن در کتابخانه یوسف آغا موجود است. &lt;br /&gt;
# کنز الحکمة، در کیمیا. نسخه‌هایی از آن در لیدن، آصفیه، نور عثمانیه و نیز نسخه‌ای در کتابخانه مرکز (شم‍ (1)157) موجود است، در این کتاب از ابوموسی جابر (جابرین حیان) و ابوالخیر مصری و محمد زکریای رازی یاد شده است. به گفته سزگین، از امام جعفر صادق(ع) نیز در آن نقل قول شده است، ولی در نسخه موجود در کتابخانه مرکز چنین موردی دیده نشد. &lt;br /&gt;
# مطالع الانوار فی الحکمة. نسخه‌ای از آن در کتابخانه بادلیان موجود است. &lt;br /&gt;
# الواضح فی ترتیب العمل الواضح. نسخه‌ای از آن در آنکارا موجود است.&lt;br /&gt;
# الهیاکل و التماثیل. این کتاب در 1312ق در بمبئی به چاپ رسیده است. &lt;br /&gt;
از مجموع بررسی‌های آثار ابن ‌وحشیه چنین بر می‌آید که سخن خولسون درباره قدمت این آثار نادرست است، اما دلیل‌هایی نیز که گوتشمید و نولدکه بر جعل آنها در سده3ق/9م آورده‌اند، محکم نیست. در حقیقت پذیرفتن سخن خاورشناسانی که از دعوی جعل این اثار توسط ابن ‌وحشیه، تا انکار وجود وی پیش می‌روند، بسیار دشوار است. به نظر می‌رسد جای این فرض به کلی تهی نباشد که ابن وحشیة کتابی از نیاکان خویش به دست آورده که نبطیان روزگار او قدمتی هزاران ساله برای آن می‌شناخته‌اند. اینگونه دعاوی بلند پروازانه از سوی اقدام مغلوب، به‌ویژه زمانی که به شدت مورد تحقیر نیز قرار گرفته باشند، واکنشی طبیعی است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;مولوی، محمد علی، ج5، ص 67- 76&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مولوی، محمد علی، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C&amp;diff=658517</id>
		<title>ابن والی، ابراهیم بن والی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C&amp;diff=658517"/>
		<updated>2023-05-07T11:41:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن‌ والی، ابراهیم بن ‌والی&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن‌ والی، ابراهیم بن ‌والی بن ‌نصر خجا بن‌ حسین مقدسی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = برهان الدین مقدسی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = والی یا ولی&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = حدود 960ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = شهاب ‌الدین احمد تمیمی داری&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = امین‌الدین ابن ‌عبدالعال&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = رستم پاشا&lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = تحفة العبید، الدرة البرهانیة&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن‌ والی، ابراهیم بن ‌والی بن ‌نصر خجا بن‌ حسین مقدسی'''، ملقب به برهان‌ الدین (د ح 960ق/1553م)، ادیب و فقیه حنفی اهل غزّه. &lt;br /&gt;
دانسته‌های ما درباره او بسیار اندک است و تنها گزارش ابن‌ حنبلی، از دوستان و علاقه‌مندان اوست که می‌تواند خطوط کلی زندگی وی را تا حدودی ترسیم نماید.&lt;br /&gt;
==نسب==&lt;br /&gt;
او نواده دختری شهاب ‌الدین احمد تمیمی داری بوده است. ابن‌ حنبلی نام اشهر او را ابن‌ والی آورده، اما از قول خود وی نقل می‌کند که در نام پدرش تحریف واقع شده و اصل آن ولی است. خود وی نیز گاه خویشتن را «ابن‌ ولی» خوانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سفرها==&lt;br /&gt;
او دوران جوانی خود را در غزه گذرانده و به گفته ابن ‌ولون صاحب کتاب الغُرَف العَلیة در صفر 942ق به دمشق رفته است. وی سپس سفری نیز به بغداد کرد و از آنجا به حلب رفت. به گفته ابن‌حنبلی او در بغداد یک تیمار (اقطاعی در درجه دوم اهمیت که معموالاً به نظامیان عثمانی داده می‌شد) داشته است. تاریخ ورود وی به حلب را ابن‌حنبلی در 946ق ضبط کرده است. او پس از چندی به وطن خویش غزه بازگشت. مدتی بعد آهنگ قاهره کرد و در آنجا از محضر فقیه حنفی، امین‌الدین ابن ‌عبدالعال بهره برد و پس از دریافت اجازه فتوا از او، به وطن خود بازگشت و به افتا پرداخت. وی در غزه به تألیف تحفة العبید همت گماشت و در 960ق به عثمانی رفت و آن کتاب را به صدر اعظم رستم پاشا تقدیم کرد. آنگاه به حلب رفت و آن کتاب را به صدر اعظم رستم پاشا تقدیم کرد. آنگاه به حلب رفت و پس از دریافت تیماری که فوق تصور او بود، در همان سال از بیراهه رو به سوی دیار خویش کرد. از آن پس دیگر از او خبری نشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تخصص==&lt;br /&gt;
ابن ‌والی در سرودن شعر نیز تبحر داشت و نه تنها به عربی، بلکه به فارسی نیز شعر می‌گفت، گفته شده که زبان فارسی را در بغداد، با خواندن گلستان سعدی فرا گرفته بود. از اشعار ابن‌ والی تنها ابیات چندی نقل شده و روی هم رفته صناعات لفظی بر اشعار او حکم‌فرماست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
# تحفة العبید فیما ورد فی الخیل و الرمایه و الصید اثر مهم ابن‌ والی است که درباره اسب سواری و شکار و تیراندازی نوشته شده است. در این کتاب ابن‌ والی می‌کوشد تا از آیات و احادیث نبوی همراه با ذکر سند و مصدر آنها بهره جوید. گه‌گاه نیز به اشعار تمثل جسته و به اقوال ائمه مذاهب اهل سنت، خصوصاً ابوحنیفه اشاره می‌کند. از این کتاب نسخه‌ای خطی در کتابخانه حرم مکه موجود است. از بررسی این نسخه معلوم می‌شود که در اواسط صفر 960 نوشتن آن در غزه به پایان رسیده است. &lt;br /&gt;
#الدرة البرهانیة اثر دیگر ابن‌والی که اکنون نشانی از آن در دست نیست. این اثر یک منظومه‌ی نحوی است که در آن متن آجرومیه ابن ‌آجروم  را به نظم کشید و خود مطالبی بدان افزود. شاید به همین جهت حاجی خلیفه نام این اثر را در زمره شروح آجرومیه آورده است. تاریخ سرودن این منظومه به پیش از 942ق باز می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;محمد زاده، رضا، ج5، ص 66 &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
محمد زاده، رضا، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C&amp;diff=658516</id>
		<title>ابن والی، ابراهیم بن والی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C&amp;diff=658516"/>
		<updated>2023-05-07T11:37:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن‌ والی، ابراهیم بن ‌والی | تصویر = NUR00000.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن‌ والی، ابراهیم بن ‌والی بن ‌نصر خجا بن‌ حسین مقدسی | نام‌های دیگر =  | لقب = برهان الدین مقدسی | تخلص =  | نسب =  | نام پدر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن‌ والی، ابراهیم بن ‌والی&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن‌ والی، ابراهیم بن ‌والی بن ‌نصر خجا بن‌ حسین مقدسی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = برهان الدین مقدسی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = والی یا ولی&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = حدود 960ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = شهاب ‌الدین احمد تمیمی داری&lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = امین‌الدین ابن ‌عبدالعال&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = رستم پاشا&lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = تحفة العبید، الدرة البرهانیة&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن‌ والی، ابراهیم بن ‌والی بن ‌نصر خجا بن‌ حسین مقدسی'''، ملقب به برهان‌ الدین (د ح 960ق/1553م)، ادیب و فقیه حنفی اهل غزّه. &lt;br /&gt;
دانسته‌های ما درباره او بسیار اندک است و تنها گزارش ابن‌ حنبلی، از دوستان و علاقه‌مندان اوست که می‌تواند خطوط کلی زندگی وی را تا حدودی ترسیم نماید.&lt;br /&gt;
==نسب==&lt;br /&gt;
او نواده دختری شهاب ‌الدین احمد تمیمی داری بوده است. ابن‌ حنبلی نام اشهر او را ابن‌ والی آورده، اما از قول خود وی نقل می‌کند که در نام پدرش تحریف واقع شده و اصل آن ولی است. خود وی نیز گاه خویشتن را «ابن‌ ولی» خوانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سفرها==&lt;br /&gt;
او دوران جوانی خود را در غزه گذرانده و به گفته ابن ‌ولون صاحب کتاب الغُرَف العَلیة در صفر 942ق به دمشق رفته است. وی سپس سفری نیز به بغداد کرد و از آنجا به حلب رفت. به گفته ابن‌حنبلی او در بغداد یک تیمار (اقطاعی در درجه دوم اهمیت که معموالاً به نظامیان عثمانی داده می‌شد) داشته است. تاریخ ورود وی به حلب را ابن‌حنبلی در 946ق ضبط کرده است. او پس از چندی به وطن خویش غزه بازگشت. مدتی بعد آهنگ قاهره کرد و در آنجا از محضر فقیه حنفی، امین‌الدین ابن ‌عبدالعال بهره برد و پس از دریافت اجازه فتوا از او، به وطن خود بازگشت و به افتا پرداخت. وی در غزه به تألیف تحفة العبید همت گماشت و در 960ق به عثمانی رفت و آن کتاب را به صدر اعظم رستم پاشا تقدیم کرد. آنگاه به حلب رفت و آن کتاب را به صدر اعظم رستم پاشا تقدیم کرد. آنگاه به حلب رفت و پس از دریافت تیماری که فوق تصور او بود، در همان سال از بیراهه رو به سوی دیار خویش کرد. از آن پس دیگر از او خبری نشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تخصص==&lt;br /&gt;
ابن ‌والی در سرودن شعر نیز تبحر داشت و نه تنها به عربی، بلکه به فارسی نیز شعر می‌گفت، گفته شده که زبان فارسی را در بغداد، با خواندن گلستان سعدی فرا گرفته بود. از اشعار ابن‌ والی تنها ابیات چندی نقل شده و روی هم رفته صناعات لفظی بر اشعار او حکم‌فرماست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
# تحفة العبید فیما ورد فی الخیل و الرمایه و الصید اثر مهم ابن‌ والی است که درباره اسب سواری و شکار و تیراندازی نوشته شده است. در این کتاب ابن‌ والی می‌کوشد تا از آیات و احادیث نبوی همراه با ذکر سند و مصدر آنها بهره جوید. گه‌گاه نیز به اشعار تمثل جسته و به اقوال ائمه مذاهب اهل سنت، خصوصاً ابوحنیفه اشاره می‌کند. از این کتاب نسخه‌ای خطی در کتابخانه حرم مکه موجود است. از بررسی این نسخه معلوم می‌شود که در اواسط صفر 960 نوشتن آن در غزه به پایان رسیده است. &lt;br /&gt;
#الدرة البرهانیة اثر دیگر ابن‌والی که اکنون نشانی از آن در دست نیست. این اثر یک منظومه‌ی نحوی است که در آن متن آجرومیه ابن ‌آجروم  را به نظم کشید و خود مطالبی بدان افزود. شاید به همین جهت حاجی خلیفه نام این اثر را در زمره شروح آجرومیه آورده است. تاریخ سرودن این منظومه به پیش از 942ق باز می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;محمد زاده، رضا، ج5، ص 66 &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
محمد زاده رضا، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D9%81%D8%AF%D8%8C_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=658425</id>
		<title>ابن وافد، عبدالرحمن بن محمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D9%81%D8%AF%D8%8C_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=658425"/>
		<updated>2023-05-04T06:01:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن وافد، عبد الرحمن بن محمد&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وافد، ابوالمُطرف عبدالرحمن بن ‌محمد عبدالکبیر بن ‌یحیی بن ‌وافد لَخمی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = لخمی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر =محمد &lt;br /&gt;
| ولادت = 389ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = طلیطله&lt;br /&gt;
| رحلت = 467ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = طبابت -داروشناسی&lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابوالقاسم خلف بن ‌عباس زهراوی&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = مأمون  بن ‌ذی النون&lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الادویة المفردة، تدقیق النظر فی علل حاسة البصر، الوساد فی الطب&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌وافد، ابوالمُطرف عبدالرحمن بن ‌محمد عبدالکبیر بن ‌یحیی بن ‌وافد لَخمی''' (389 -467ق/999-1075م)، پزشک و داروشناس اندلسی. وی که از خاندانی اشرافی برخاسته بود، او در زمان حکمرانی مأمون  بن ‌ذی النون (429-467ق) در طلیطله می‌زیست و در بارگاه او مقام و منزلتی یافته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل==&lt;br /&gt;
در طُلَیطُله و قُرطبه به فراگیری آثار طبیبان و حکیمان یونانی از جمله جالینوس و ارسطو پرداخت. از استادان او در طب تنها ابوالقاسم خلف بن ‌عباس زهراوی شناخته شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تخصص==&lt;br /&gt;
وی در طب و داروشناسی چیره دست بود همچنانکه در کشاورزی و گیاه‌شناسی نیز دست داشت، چنانکه باغ مشهور سلطان در طلیطله زیر نظر او احداث شد. در غالب منابع درباره شیوه طبابت او چنین آمده است که وی به روشهای تغذیه بیش از تجویز دارو گرایش داشته است. به گفته صاعد اندلسی که معاصر وی بوده است، او در میان داروها نیز آنچه را ساده‌تر بود، بر داروهای مرکب ترجیح می‌داد و در ترکیب داروها نیز به حداقل بسنده می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
آثار ابن  ‌وافد که از دیرباز در اروپا شهرت داشت، اینهاست:&lt;br /&gt;
# الادویة المفردة، مهم‌ترین و مشهورترین تألیف طبی اوست که به گفته صاعد اندلسی همه آموزشهای طبی دسقوریدس و جالینوس را در بر می‌گرفته و مؤلف 20 سال از عمر خود را بر سر تألیف و تدوین آن گذاشته است. ترجمه و تلخیصی از این اثر به زبان لاتین توسط گراردوس کرمونایی انجام گرفته و بارها در سده‌های میانه در اروپا به چاپ رسیده است. ترجمه‌هایی از این کتاب به زبانهای عبری و کاتالان در دست است. بخشی از متن عربی این کتاب نیز موجود است .&lt;br /&gt;
# تدقیق النظر فی علل حاسة البصر&lt;br /&gt;
# التذکرة. نسخه‌ای از آن در لیدن موجود است.&lt;br /&gt;
# مجربات فی الطب &lt;br /&gt;
# مجموع فی الفلاحة&lt;br /&gt;
# المغیث &lt;br /&gt;
# الوساد فی الطب. نسخه‌ای از این کتاب که غزیری عنوان آن را به اشتباه الرشاد ضبط کرده، در کتابخانه اسکوریال موجود است.&lt;br /&gt;
# کتابی درباره خواص درمانی گرمابه به وی نسبت داده‌اند که ترجمۀ لاتین آن در ونیز (1553م) به چاپ رسیده است&amp;lt;ref&amp;gt;یمینی قائنی، زهرا، ج5، ص 65-66&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
یمینی قائنی، زهرا، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D9%81%D8%AF%D8%8C_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=658423</id>
		<title>ابن وافد، عبدالرحمن بن محمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D9%81%D8%AF%D8%8C_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=658423"/>
		<updated>2023-05-04T05:59:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن وافد، عبد الرحمن بن محمد | تصویر = NUR00000.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن ‌وافد، ابوالمُطرف عبدالرحمن بن ‌محمد عبدالکبیر بن ‌یحیی بن ‌وافد لَخمی | نام‌های دیگر =  | لقب = لخمی | تخلص =  | نسب =  |...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن وافد، عبد الرحمن بن محمد&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن ‌وافد، ابوالمُطرف عبدالرحمن بن ‌محمد عبدالکبیر بن ‌یحیی بن ‌وافد لَخمی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = لخمی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر =محمد &lt;br /&gt;
| ولادت = 389ق&lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = طلیطله&lt;br /&gt;
| رحلت = 467ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = طبابت -داروشناس&lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = ابوالقاسم خلف بن ‌عباس زهراوی&lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = مأمون  بن ‌ذی النون&lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = الادویة المفردة، تدقیق النظر فی علل حاسة البصر، الوساد فی الطب&lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن ‌وافد، ابوالمُطرف عبدالرحمن بن ‌محمد عبدالکبیر بن ‌یحیی بن ‌وافد لَخمی''' (389 -467ق/999-1075م)، پزشک و داروشناس اندلسی. وی که از خاندانی اشرافی برخاسته بود، او در زمان حکمرانی مأمون  بن ‌ذی النون (429-467ق) در طلیطله می‌زیست و در بارگاه او مقام و منزلتی یافته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل==&lt;br /&gt;
در طُلَیطُله و قُرطبه به فراگیری آثار طبیبان و حکیمان یونانی از جمله جالینوس و ارسطو پرداخت. از استادان او در طب تنها ابوالقاسم خلف بن ‌عباس زهراوی شناخته شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تخصص==&lt;br /&gt;
وی در طب و داروشناسی چیره دست بود همچنانکه در کشاورزی و گیاه‌شناسی نیز دست داشت، چنانکه باغ مشهور سلطان در طلیطله زیر نظر او احداث شد. در غالب منابع درباره شیوه طبابت او چنین آمده است که وی به روشهای تغذیه بیش از تجویز دارو گرایش داشته است. به گفته صاعد اندلسی که معاصر وی بوده است، او در میان داروها نیز آنچه را ساده‌تر بود، بر داروهای مرکب ترجیح می‌داد و در ترکیب داروها نیز به حداقل بسنده می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
آثار ابن  ‌وافد که از دیرباز در اروپا شهرت داشت، اینهاست:&lt;br /&gt;
# الادویة المفردة، مهم‌ترین و مشهورترین تألیف طبی اوست که به گفته صاعد اندلسی همه آموزشهای طبی دسقوریدس و جالینوس را در بر می‌گرفته و مؤلف 20 سال از عمر خود را بر سر تألیف و تدوین آن گذاشته است. ترجمه و تلخیصی از این اثر به زبان لاتین توسط گراردوس کرمونایی انجام گرفته و بارها در سده‌های میانه در اروپا به چاپ رسیده است. ترجمه‌هایی از این کتاب به زبانهای عبری و کاتالان در دست است. بخشی از متن عربی این کتاب نیز موجود است .&lt;br /&gt;
# تدقیق النظر فی علل حاسة البصر&lt;br /&gt;
# التذکرة. نسخه‌ای از آن در لیدن موجود است.&lt;br /&gt;
# مجربات فی الطب &lt;br /&gt;
# مجموع فی الفلاحة&lt;br /&gt;
# المغیث &lt;br /&gt;
# الوساد فی الطب. نسخه‌ای از این کتاب که غزیری عنوان آن را به اشتباه الرشاد ضبط کرده، در کتابخانه اسکوریال موجود است.&lt;br /&gt;
# کتابی درباره خواص درمانی گرمابه به وی نسبت داده‌اند که ترجمۀ لاتین آن در ونیز (1553م) به چاپ رسیده است&amp;lt;ref&amp;gt;یمینی قائنی، زهرا، ج5، ص 65-66&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
یمینی قائنی، زهرا، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%B5%D9%84&amp;diff=658422</id>
		<title>ابن واصل، محمد بن واصل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%B5%D9%84&amp;diff=658422"/>
		<updated>2023-05-04T05:47:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن واصل، محمد بن واصل &lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن واصل، محمد بن ‌واصل بن ‌ابراهیم تمیمی حنظلی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = تمیمی حنظلی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = واصل&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 265 یا 266ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = &lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = &lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = &lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = &lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = &lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = والی فارس&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = &lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن واصل، محمد بن ‌واصل بن ‌ابراهیم تمیمی حنظلی'''، والی فارس در زمان خلافت معتمد عباسی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
تاریخ تولد و وفات و همچنین زادگاه وی روشن نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
مختصر آگاهیی که درباره نسب و اسلافش وجود دارد، از نوشته اصطخری (د 346ق/957م) فراتر نمی‌رود. به گفته او  ابن ‌واصل از خاندان حنظله  بن ‌تمیم از فرزندان عروه  بن ‌اُدَیّه بوده است که در روزگار بنی امیه و بعد از کشته شدن عروه، از بحرین به فارس مهاجرت کردند و در اصطخر سکنی گزیدند و به تدریج از زمین‌داران بزرگ شد، چنانکه خراج سالانه املاکش به سه میلیون دینار بالغ می‌گردید. جز این از زندگی ابن ‌واصل تا قبل از 256ق اطلاعی در دست نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حیات سیاسی==&lt;br /&gt;
در آغاز خلافت معتمد، ابن ‌واصل به یاری یکی از کردان به نام احمد بن ‌لیث بر ضد حارث  بن ‌سیما شرابی که عامل خلیفه در فارس بود، شورش کرد و پس از قتل وی بر آنجا مسلط شد. اصطخری درباره تسلط ابن ‌واصل بر فارس روایت دیگری را ذکر می‌کند که بر طبق آن وی از طرف معتمد مأمور سرکوب امیران ترک فارس گردید و بجز ابراهیم  بن ‌سیما و چند تن دیگر همه را به قتل رساند. تسلط ابن ‌واصل بر فارس زمانی رخ داد که بر سر تصاحب این ولایت ثروتمند بین یعقوب لیث و معتمد خلیفه رقابت پدید آمده بود. از این پس بیشتر دوران کوتاه حکومت ابن ‌واصل، در پی کسب قدرت، صرف کشمکش و نبرد و گاه سازش با این دو جناح گردید. از این‌رو در 257ق به مخالفت با خلیفه پرداخت، ولی هنگامی که شنید یعقوب لیث قصد لشکرکشی به کرمان و فارس دارد، چون یارای مقابله نداشت، در کرمان به پیشواز وی رفت و با پیشکش اموال و هدایای بسیار اطاعت و فرمانبرداری خویش را نشان داد. یعقوب هرچند حکومت او بر فارس را پذیرفت، ولی مدتی بعد در نخستین روزهای محرم 258 خود وارد فارس شد و آنجا بود که منشور حکومت برخی از نواحی ایران چون فارس و کرمان را که معتمد توسط برادر خود ابواحمد موفق فرستاده بود، دریافت کرد. &lt;br /&gt;
در منابع موجود درباره نقش ابن ‌واصل در این مصالحه که بین یعقوب و خلیفه انجام شد، مطلبی نیامده است، جز آنکه طبری خبر اطاعت ابن ‌واصل از خلیفه و تسلیم خراج آن سال را به او آورده است. پس از این تا 261ق خبری از او در دست نیست؛ در این سال وی با عبدالرحمن بن ‌مفلح که از جانب سپهسالار ترک موسی بن ‌بغا برای حکومت بر فارس گسیل شده بود، در رامهرمز جنگ سختی کرد. در این جنگ عبدالرحمن شکست خورد و به اسارت درآمد و کمی بعد به رغم درخواست خلیفه به دست ابن ‌واصل کشته شد. در هر حال ابن ‌واصل در این جنگ غنایم بسیاری به چنگ آورد. رسیدن خبر این نبرد به یعقوب لیث در سیستان بار دیگر طمع او را برای تسلط بر فارس و به چنگ آوردن غنایم و سرکوب ابن ‌واصل که دم از استقلال می‌زد، برانگیخت. چنانکه در 17 شعبان 261ق/28 مۀ 875م از سیستان به قصد فارس حرکت کرد و در اصطخر اموال و خزاین ابن ‌واصل را که در این زمان در اهواز به سر می‌برد، تصاحب کرد. کمی بعد در ذیقعدۀ همان سال پس از بازگشت ابن ‌واصل به فارس، در بیضا پیکاری میان آنان درگرفت. در این نبرد ابن ‌واصل شکست خورد و گریخت. درباره چگونگی این نبرد و پیامدهای آن گزارش‌های متفاوتی در منابع وجود دارد که باتوجه به قراین تاریخی روایت تاریخ سیستان که با جزئیات بیشتری همراه است، دقیق‌تر می‌نماید. طبق این روایت یعقوب با توسل به حیله‌ای ابن ‌واصل را غافلگیر و شمار بسیاری از لشکریانش را نابود کرد، ولی به رغم کوشش بسیار موفق به دستگیری او نشد. بنابر این گزارش طبری و به تبع او ابن ‌اثیر درباره مصادره اموال ابن ‌واصل توسط یعقوب در این تاریخ درست به نظر نمی‌رسد. &lt;br /&gt;
پس از شکست بزرگ یعقوب در دیرالعاقول در رجب 262، بار دیگر ابن ‌واصل از طرف معتمد عهده‌دار حکومت فارس شد. پس سپاهی از گریختگان گرد آورده، به فارس رفت و بر آنجا مسلط گردید، اما این موفقیت دیری نپایید، زیرا سپاهی از طرف یعقوب برای سرکوب وی گسیل شد. ابن ‌واصل که توان مقابله با این سپاه را نداشت، به سیراف گریخت و سعی کرد با کشتی فرار کند، ولی موفق نشد و دستگیر گردید و در محرم 263 نزد یعقوب فرستاده شد. یعقوب او را زندانی کرد و برای دستیابی به اموالش که در قلعه مستحکمی به نام سعیدآباد ــ در حوالی رامجرد از توابع اصطخر  ــ یا خرّمه) قرار داشت، به شکنجه‌اش پرداخت. بدین صورت ابن ‌واصل قلعه و تمام اموال آن را تسلیم یعقوب کرد. طبری  بهای این اموال را چهل میلیون دینار تخمین زده است. پس از این شکست فارس همچنان تا مدتها در دست صفاریان باقی ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
ابن ‌واصل پس از دستگیری دو سال دیگر در زندان بود، تا آنکه به سبب بروز شورش در زندان به دستور یعقوب کشته شد. به این ترتیب می‌توان حدس زد که سال مرگ وی بین 265-266ق بوده باشد&amp;lt;ref&amp;gt;عبد علی، محمد، ج5، ص 64-65&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
عبد علی، محمد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%B5%D9%84&amp;diff=658421</id>
		<title>ابن واصل، محمد بن واصل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%B5%D9%84&amp;diff=658421"/>
		<updated>2023-05-04T05:47:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن واصل، محمد بن واصل &lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن واصل، محمد بن ‌واصل بن ‌ابراهیم تمیمی حنظلی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = تمیمی حنظلی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = واصل&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 265 یا 266ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = &lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = &lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = &lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = &lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = &lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = والی فارس&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = &lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن واصل، محمد بن ‌واصل بن ‌ابراهیم تمیمی حنظلی'''، والی فارس در زمان خلافت معتمد عباسی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
تاریخ تولد و وفات و همچنین زادگاه وی روشن نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
مختصر آگاهیی که درباره نسب و اسلافش وجود دارد، از نوشته اصطخری (د 346ق/957م) فراتر نمی‌رود. به گفته او  ابن ‌واصل از خاندان حنظله  بن ‌تمیم از فرزندان عروه  بن ‌اُدَیّه بوده است که در روزگار بنی امیه و بعد از کشته شدن عروه، از بحرین به فارس مهاجرت کردند و در اصطخر سکنی گزیدند و به تدریج از زمین‌داران بزرگ شد، چنانکه خراج سالانه املاکش به سه میلیون دینار بالغ می‌گردید. جز این از زندگی ابن ‌واصل تا قبل از 256ق اطلاعی در دست نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حیات سیاسی==&lt;br /&gt;
در آغاز خلافت معتمد، ابن ‌واصل به یاری یکی از کردان به نام احمد بن ‌لیث بر ضد حارث  بن ‌سیما شرابی که عامل خلیفه در فارس بود، شورش کرد و پس از قتل وی بر آنجا مسلط شد. اصطخری درباره تسلط ابن ‌واصل بر فارس روایت دیگری را ذکر می‌کند که بر طبق آن وی از طرف معتمد مأمور سرکوب امیران ترک فارس گردید و بجز ابراهیم  بن ‌سیما و چند تن دیگر همه را به قتل رساند. تسلط ابن ‌واصل بر فارس زمانی رخ داد که بر سر تصاحب این ولایت ثروتمند بین یعقوب لیث و معتمد خلیفه رقابت پدید آمده بود. از این پس بیشتر دوران کوتاه حکومت ابن ‌واصل، در پی کسب قدرت، صرف کشمکش و نبرد و گاه سازش با این دو جناح گردید. از این‌رو در 257ق به مخالفت با خلیفه پرداخت، ولی هنگامی که شنید یعقوب لیث قصد لشکرکشی به کرمان و فارس دارد، چون یارای مقابله نداشت، در کرمان به پیشواز وی رفت و با پیشکش اموال و هدایای بسیار اطاعت و فرمانبرداری خویش را نشان داد. یعقوب هرچند حکومت او بر فارس را پذیرفت، ولی مدتی بعد در نخستین روزهای محرم 258 خود وارد فارس شد و آنجا بود که منشور حکومت برخی از نواحی ایران چون فارس و کرمان را که معتمد توسط برادر خود ابواحمد موفق فرستاده بود، دریافت کرد. &lt;br /&gt;
در منابع موجود درباره نقش ابن ‌واصل در این مصالحه که بین یعقوب و خلیفه انجام شد، مطلبی نیامده است، جز آنکه طبری خبر اطاعت ابن ‌واصل از خلیفه و تسلیم خراج آن سال را به او آورده است. پس از این تا 261ق خبری از او در دست نیست؛ در این سال وی با عبدالرحمن بن ‌مفلح که از جانب سپهسالار ترک موسی بن ‌بغا برای حکومت بر فارس گسیل شده بود، در رامهرمز جنگ سختی کرد. در این جنگ عبدالرحمن شکست خورد و به اسارت درآمد و کمی بعد به رغم درخواست خلیفه به دست ابن ‌واصل کشته شد. در هر حال ابن ‌واصل در این جنگ غنایم بسیاری به چنگ آورد. رسیدن خبر این نبرد به یعقوب لیث در سیستان بار دیگر طمع او را برای تسلط بر فارس و به چنگ آوردن غنایم و سرکوب ابن ‌واصل که دم از استقلال می‌زد، برانگیخت. چنانکه در 17 شعبان 261ق/28 مۀ 875م از سیستان به قصد فارس حرکت کرد و در اصطخر اموال و خزاین ابن ‌واصل را که در این زمان در اهواز به سر می‌برد، تصاحب کرد. کمی بعد در ذیقعدۀ همان سال پس از بازگشت ابن ‌واصل به فارس، در بیضا پیکاری میان آنان درگرفت. در این نبرد ابن ‌واصل شکست خورد و گریخت. درباره چگونگی این نبرد و پیامدهای آن گزارش‌های متفاوتی در منابع وجود دارد که باتوجه به قراین تاریخی روایت تاریخ سیستان که با جزئیات بیشتری همراه است، دقیق‌تر می‌نماید. طبق این روایت یعقوب با توسل به حیله‌ای ابن ‌واصل را غافلگیر و شمار بسیاری از لشکریانش را نابود کرد، ولی به رغم کوشش بسیار موفق به دستگیری او نشد. بنابر این گزارش طبری و به تبع او ابن ‌اثیر درباره مصادره اموال ابن ‌واصل توسط یعقوب در این تاریخ درست به نظر نمی‌رسد. &lt;br /&gt;
پس از شکست بزرگ یعقوب در دیرالعاقول در رجب 262، بار دیگر ابن ‌واصل از طرف معتمد عهده‌دار حکومت فارس شد. پس سپاهی از گریختگان گرد آورده، به فارس رفت و بر آنجا مسلط گردید، اما این موفقیت دیری نپایید، زیرا سپاهی از طرف یعقوب برای سرکوب وی گسیل شد. ابن ‌واصل که توان مقابله با این سپاه را نداشت، به سیراف گریخت و سعی کرد با کشتی فرار کند، ولی موفق نشد و دستگیر گردید و در محرم 263 نزد یعقوب فرستاده شد. یعقوب او را زندانی کرد و برای دستیابی به اموالش که در قلعه مستحکمی به نام سعیدآباد ــ در حوالی رامجرد از توابع اصطخر  ــ یا خرّمه) قرار داشت، به شکنجه‌اش پرداخت. بدین صورت ابن ‌واصل قلعه و تمام اموال آن را تسلیم یعقوب کرد. طبری  بهای این اموال را چهل میلیون دینار تخمین زده است. پس از این شکست فارس همچنان تا مدتها در دست صفاریان باقی ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
 ابن ‌واصل پس از دستگیری دو سال دیگر در زندان بود، تا آنکه به سبب بروز شورش در زندان به دستور یعقوب کشته شد. به این ترتیب می‌توان حدس زد که سال مرگ وی بین 265-266ق بوده باشد&amp;lt;ref&amp;gt;عبد علی، محمد، ج5، ص 64-65&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
عبد علی، محمد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%B5%D9%84&amp;diff=658420</id>
		<title>ابن واصل، محمد بن واصل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%B5%D9%84&amp;diff=658420"/>
		<updated>2023-05-04T05:46:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Fgarnezadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه | عنوان = ابن واصل، محمد بن واصل  | تصویر = NUR00000.jpg | اندازه تصویر =  | توضیح تصویر =  | نام کامل = ابن واصل، محمد بن ‌واصل بن ‌ابراهیم تمیمی حنظلی | نام‌های دیگر =  | لقب = تمیمی حنظلی | تخلص =  | نسب =  | نام پدر = واصل | ولادت =  | محل...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = ابن واصل، محمد بن واصل &lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = ابن واصل، محمد بن ‌واصل بن ‌ابراهیم تمیمی حنظلی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = تمیمی حنظلی&lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = واصل&lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = 265 یا 266ق&lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = &lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه&lt;br /&gt;
| عنوان = &lt;br /&gt;
| تصویر = NUR00000.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام کامل = &lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| لقب = &lt;br /&gt;
| تخلص = &lt;br /&gt;
| نسب = &lt;br /&gt;
| نام پدر = &lt;br /&gt;
| ولادت = &lt;br /&gt;
| محل تولد = &lt;br /&gt;
| کشور تولد = &lt;br /&gt;
| محل زندگی = &lt;br /&gt;
| رحلت = &lt;br /&gt;
| شهادت = &lt;br /&gt;
| مدفن = &lt;br /&gt;
| طول عمر = &lt;br /&gt;
| نام همسر = &lt;br /&gt;
| فرزندان = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان = &lt;br /&gt;
| دین = &lt;br /&gt;
| مذهب = &lt;br /&gt;
| پیشه = &lt;br /&gt;
| منصب = والی فارس&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
| اساتید = &lt;br /&gt;
| مشایخ  = &lt;br /&gt;
| معاصرین = &lt;br /&gt;
| شاگردان = &lt;br /&gt;
| اجازه اجتهاد از = &lt;br /&gt;
| درجه علمی = &lt;br /&gt;
| دانشگاه = &lt;br /&gt;
| حوزه = &lt;br /&gt;
| علایق پژوهشی = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = &lt;br /&gt;
| آثار = &lt;br /&gt;
| وبگاه = &lt;br /&gt;
| امضا = &lt;br /&gt;
| کد مؤلف = AUTHORCODE.....AUTHORCODE&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ابن واصل، محمد بن ‌واصل بن ‌ابراهیم تمیمی حنظلی'''، والی فارس در زمان خلافت معتمد عباسی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
تاریخ تولد و وفات و همچنین زادگاه وی روشن نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاندان==&lt;br /&gt;
مختصر آگاهیی که درباره نسب و اسلافش وجود دارد، از نوشته اصطخری (د 346ق/957م) فراتر نمی‌رود. به گفته او  ابن ‌واصل از خاندان حنظله  بن ‌تمیم از فرزندان عروه  بن ‌اُدَیّه بوده است که در روزگار بنی امیه و بعد از کشته شدن عروه، از بحرین به فارس مهاجرت کردند و در اصطخر سکنی گزیدند و به تدریج از زمین‌داران بزرگ شد، چنانکه خراج سالانه املاکش به سه میلیون دینار بالغ می‌گردید. جز این از زندگی ابن ‌واصل تا قبل از 256ق اطلاعی در دست نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حیات سیاسی==&lt;br /&gt;
در آغاز خلافت معتمد، ابن ‌واصل به یاری یکی از کردان به نام احمد بن ‌لیث بر ضد حارث  بن ‌سیما شرابی که عامل خلیفه در فارس بود، شورش کرد و پس از قتل وی بر آنجا مسلط شد. اصطخری درباره تسلط ابن ‌واصل بر فارس روایت دیگری را ذکر می‌کند که بر طبق آن وی از طرف معتمد مأمور سرکوب امیران ترک فارس گردید و بجز ابراهیم  بن ‌سیما و چند تن دیگر همه را به قتل رساند. تسلط ابن ‌واصل بر فارس زمانی رخ داد که بر سر تصاحب این ولایت ثروتمند بین یعقوب لیث و معتمد خلیفه رقابت پدید آمده بود. از این پس بیشتر دوران کوتاه حکومت ابن ‌واصل، در پی کسب قدرت، صرف کشمکش و نبرد و گاه سازش با این دو جناح گردید. از این‌رو در 257ق به مخالفت با خلیفه پرداخت، ولی هنگامی که شنید یعقوب لیث قصد لشکرکشی به کرمان و فارس دارد، چون یارای مقابله نداشت، در کرمان به پیشواز وی رفت و با پیشکش اموال و هدایای بسیار اطاعت و فرمانبرداری خویش را نشان داد. یعقوب هرچند حکومت او بر فارس را پذیرفت، ولی مدتی بعد در نخستین روزهای محرم 258 خود وارد فارس شد و آنجا بود که منشور حکومت برخی از نواحی ایران چون فارس و کرمان را که معتمد توسط برادر خود ابواحمد موفق فرستاده بود، دریافت کرد. &lt;br /&gt;
در منابع موجود درباره نقش ابن ‌واصل در این مصالحه که بین یعقوب و خلیفه انجام شد، مطلبی نیامده است، جز آنکه طبری خبر اطاعت ابن ‌واصل از خلیفه و تسلیم خراج آن سال را به او آورده است. پس از این تا 261ق خبری از او در دست نیست؛ در این سال وی با عبدالرحمن بن ‌مفلح که از جانب سپهسالار ترک موسی بن ‌بغا برای حکومت بر فارس گسیل شده بود، در رامهرمز جنگ سختی کرد. در این جنگ عبدالرحمن شکست خورد و به اسارت درآمد و کمی بعد به رغم درخواست خلیفه به دست ابن ‌واصل کشته شد. در هر حال ابن ‌واصل در این جنگ غنایم بسیاری به چنگ آورد. رسیدن خبر این نبرد به یعقوب لیث در سیستان بار دیگر طمع او را برای تسلط بر فارس و به چنگ آوردن غنایم و سرکوب ابن ‌واصل که دم از استقلال می‌زد، برانگیخت. چنانکه در 17 شعبان 261ق/28 مۀ 875م از سیستان به قصد فارس حرکت کرد و در اصطخر اموال و خزاین ابن ‌واصل را که در این زمان در اهواز به سر می‌برد، تصاحب کرد. کمی بعد در ذیقعدۀ همان سال پس از بازگشت ابن ‌واصل به فارس، در بیضا پیکاری میان آنان درگرفت. در این نبرد ابن ‌واصل شکست خورد و گریخت. درباره چگونگی این نبرد و پیامدهای آن گزارش‌های متفاوتی در منابع وجود دارد که باتوجه به قراین تاریخی روایت تاریخ سیستان که با جزئیات بیشتری همراه است، دقیق‌تر می‌نماید. طبق این روایت یعقوب با توسل به حیله‌ای ابن ‌واصل را غافلگیر و شمار بسیاری از لشکریانش را نابود کرد، ولی به رغم کوشش بسیار موفق به دستگیری او نشد. بنابر این گزارش طبری و به تبع او ابن ‌اثیر درباره مصادره اموال ابن ‌واصل توسط یعقوب در این تاریخ درست به نظر نمی‌رسد. &lt;br /&gt;
پس از شکست بزرگ یعقوب در دیرالعاقول در رجب 262، بار دیگر ابن ‌واصل از طرف معتمد عهده‌دار حکومت فارس شد. پس سپاهی از گریختگان گرد آورده، به فارس رفت و بر آنجا مسلط گردید، اما این موفقیت دیری نپایید، زیرا سپاهی از طرف یعقوب برای سرکوب وی گسیل شد. ابن ‌واصل که توان مقابله با این سپاه را نداشت، به سیراف گریخت و سعی کرد با کشتی فرار کند، ولی موفق نشد و دستگیر گردید و در محرم 263 نزد یعقوب فرستاده شد. یعقوب او را زندانی کرد و برای دستیابی به اموالش که در قلعه مستحکمی به نام سعیدآباد ــ در حوالی رامجرد از توابع اصطخر  ــ یا خرّمه) قرار داشت، به شکنجه‌اش پرداخت. بدین صورت ابن ‌واصل قلعه و تمام اموال آن را تسلیم یعقوب کرد. طبری  بهای این اموال را چهل میلیون دینار تخمین زده است. پس از این شکست فارس همچنان تا مدتها در دست صفاریان باقی ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
 ابن ‌واصل پس از دستگیری دو سال دیگر در زندان بود، تا آنکه به سبب بروز شورش در زندان به دستور یعقوب کشته شد. به این ترتیب می‌توان حدس زد که سال مرگ وی بین 265-266ق بوده باشد&amp;lt;ref&amp;gt;عبد علی، محمد، ج5، ص 64-65&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
عبد علی، محمد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگی‌نامه]] &lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]&lt;br /&gt;
[[رده:فاقد کد پدیدآور]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات نوشته شده فروردین 1402 فاضل گرنه‌زاده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Fgarnezadeh</name></author>
	</entry>
</feed>