<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.wikinoor.ir/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%B4%DA%A9%D9%88%D8%A7%DB%8C</id>
	<title>ویکی‌نور - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.wikinoor.ir/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%B4%DA%A9%D9%88%D8%A7%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D8%B4%DA%A9%D9%88%D8%A7%DB%8C"/>
	<updated>2026-05-31T01:31:29Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9%D8%9B_%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A9_%D8%A8%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A9&amp;diff=623241</id>
		<title>اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9%D8%9B_%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A9_%D8%A8%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A9&amp;diff=623241"/>
		<updated>2022-12-12T10:47:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR93429J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[کیلانی، ماجد عرسان]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /ک9الف9 / 905 LC&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دارالتراث&lt;br /&gt;
| مکان نشر = مدینه عربستان&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1408ق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE93429AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = دوم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 93429&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 93429&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 12290&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة''' تالیف [[ماجد عرسان الکيلانى]] است که در اين نوشتار، پاره اى هدف هاى تربيتى اسلام شرح و شماره شده و با هدف هاى تربيتى نوين مقايسه گشته است.مطالب در چهار باب و بيست و دو فصل سامان گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب اول داراى سه فصل است و در آن از مسائل مقدماتى زير ياد مى‌کند: نقش هدف در فعاليت هاى تربيتى، مفهوم هدف، تقسيم هدف(غايى، ميانى، تعليمى و تربيتى)، ويژگی‌هاى هدف‌هاى تربيتى، بحران هاى تربيت نوين در زمينه هدف‌هاى تربيتى، نياز سازمان‌ها و مراکز تربيتى در سرزمين هاى اسلامى به هدف‌هاى تربيتى اسلام، رويکرد استعمارى نوين غرب به جهان اسلام از راه گسترش و تحميل نظام آموزشى خود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب دوم.تربيت فرد مسلمان يا انسان صالح&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهارم از کاررفت هاى قرآنى واژه عمل مى‌گويد، عمل و صالح را تعريف مى‌کند و به عمل صالح مى‌پردازد.از عمل اخلاقى و عمل ثمربخش ياد مى‌کند و مى‌افزايد در تربيت اسلامى عمل هم اخلاقى است و هم ثمربخش چه، اگر تنها اخلاقى باشد سود و زيانى در پى ندارد و اگر اخلاقى نباشد، ناگزير به زيان مى‌انجامد.پس از اين به فرق عمل با جريان در فرهنگ تربيتى اسلام مى‌پردازد و دو عنصر اساسى زايش عمل؛ يعنى، نيرو و اراده را شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم.تربيت کارکرد هاى عقل(نيرو هاى عقلى): انسان همچنانکه نيروى عضلانى دارد، داراى نيرو هاى عقلانى است که به کمک آنها وظايف معرفت‌شناختى خويش را به جا مى‌آورد.نيرو هاى عقلانى نزد کسان، يکسان نيست چنانکه در مراحل گوناگون زندگى هرکس نيز دگرگون مى‌شود.قرآن به جزئيات نيرو هاى عقلانى بشر نپرداخته است.انسان در سرشت خود نيرو هاى عقلانى دارد؛ اما نهفته است و بايد شکوفا شود و چند و چون شکوفايى آنها تابع نوع تربيت آدمى است.از اشارات قرآنى برمى‌آيد که نيروى عقلانى درجاتى دارد و هر درجۀ آن در رفتار انسان اثر و نقشى ويژه دارد و لازم است اين نيروها را به شيوۀ معينى به کار گرفت که به آن روش انديشه گويند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تربيت اسلامى براى تربيت و پرورش کارکرد هاى عقلانى فرد، بر سه مؤلفۀ پى‌نهادى استوار است؛ يعنى، دسته‌بندى نيرو هاى عقلانى(تعقل، تأويل، تدبر، تفقه، تذکر، نظر، شهود، ابصار و حکمت)؛ شيوه تفکر درست، که دو رکن اساسى دارد، يکى مراحل تفکر و ديگرى گونه هاى آن؛ چگونگى پرورش نيرو هاى عقلى.نگارنده پس از شرح و بسط اين سه مؤلفه به تربيت نيرو هاى عقلانى در مراکز تربيت اسلامى در گذشته و حال مى‌پردازد و از اين رهگذر با برشماردن اين نيروها آنها را اندکى شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم.تربيت براساس اسوه و نمونۀ برتر: در اين فصل به نکات زير اشارت رفته است: معناى نمونه برتر در تربيت اسلامى، اهميت نمونه برتر و مراتب سه‌گانه‌اش، نمونۀ برتر در تربيت اسلامى، نقش تربيت اسلامى در پرورش افراد براساس عشق به نمونه برتر شدن و تجسم آن در زندگى، لزوم آشنايى هر نسل با نمونه هاى برتر، در اسلام نمونۀ برتر و اسوه، پى‌نهادى الهى دارد؛ اما در فهم آن گاه خطا مى‌شود، گونه هاى قابل انگار تربيت براساس نمونه برتر چنين است: نمونۀ برتر حق است و تربيت بر اساس آن صورت مى‌گيرد؛ نمونه برتر باطل است و تربيت براساس آن صورت مى‌گيرد؛ نمونه برتر حق و بجاست و تربيت براساس آن صورت نمى‌پذيرد؛ نمونه برتر باطل است و تربيت براساس آن صورت نمى‌يابد.گونه اول مطلوب است و به سرعت جهان را با خود همراه مى‌کند، نوع سوم نمودار شرايط کنونى مسلمانان است که بسيار دربارۀ آن گفتگو شده است و ديدگاهها درباره‌اش متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم.رشد تجربه هاى دينى، اجتماعى و جهان‌شناختى فرد: معناى تجربه و دو عنصر ساختارى آن آغاز اين فصل است.نگارنده از اهميت معرفت‌شناختى علم و دين در تجربه مى‌گويد و نشانه هاى تجربۀ مفيد را مى‌آورد و با تقسيم تجربه به دينى، اجتماعى و هستى‌شناختى هريک را شرح مى‌دهد و يادآور مى‌شود که در تربيت اسلامى رويکرد فرد به اين تجربه‌ها، مبتنى بر امور سه‌گان هاى است که هريک را مى‌آورد.آنگاه گسترۀ هريک از اين سه تجربه را برمى‌شمارد و به تجربه هاى اجتماعى و هستى‌شناختى در مراکز آموزشى امروزين مسلمانان مى‌پردازد و با نگاهى به تجربه در تربيت نوين، فصل را پايان مى‌برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم.تربيت خواست فرد: خواست، عنصر اول در عمل صالح و برآمد رويکرد نيروى عقلانى به نمونۀ برتر است.براى روشن شدن نقش خواست در تربيت فرد، بايد با مسائل زير آشنا شد: معناى خواست و کارکرد آن، پيوندش با اسوه و نمونه برتر، سطوح سه‌گانه خواست انسان(بقا، ازدواج، فرگشت)، رشد و پختگى خواست و شرط هاى پنجگانۀ آن، سطح خواست و سطح نمونه برتر، نبود يا ناتوانى خواست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نهم.رشد نيروى تسخيرى انسان: نيروى تسخيرى، دومين عنصر عمل صالح است.اين قدرت، برآمد رويکرد نيرو هاى عقلانى به تجربه هاى نفسانى(دينى و اجتماعى)و هستى‌شناختى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نيروى تسخيريى که متون تربيتى اسلام بدان نظر دارد، دو گونه است.نويسنده پس از شرح اين دو، به پيوند ميان اندازۀ نيروى تسخيرى و تجربه مى‌پردازد و يادآور مى‌شود.&lt;br /&gt;
هرچه تجربۀ فراگيران بيشتر باشد، قدرت تسخيرى آنها نسبت به روان خود و طبيعت افزونتر خواهد بود.پس از اين به سطوح سه‌گانه نيروى تسخيرى مى‌رسد و با شرح آنها، اهميت رشد نيروى تسخيرى را گوشزد مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دهم.ضرورت برقرارى توازن ميان خواست و اراده با نيروى تسخيرى در تربيت فرد: عمل صالح زاده همين توازن است، براى شرح اين توازن و لزوم آن، از کوتاهى در پرورش نيروى تسخيرى و آثار آن و نيز پى‌آمد هاى کوتاهى در پرورش خواست و اراده مى‌گويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل يازدهم، از مشکل تربيت فرد در نظام هاى تربيتى نوين مى‌گويد و به نمودهايى از اين ناتوانى باتوجه به آنچه تاکنون دربارۀ عمل صالح در تربيت اسلامى آمد، مى‌پردازد و نقدى کوتاه بر گوشه‌هايى از تربيت غربى پيش‌رو مى‌نهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوازدهم.مشکلات تربيت در مراکز تربيتى سرزمين هاى عربى-اسلامى: دست پروردۀ مراکز تربيت اسلامى، به نمون هاى که تاکنون از آن گفته شد، نمى‌ماند.همچنانکه چيزى جز آن نمونه‌هايى است که تربيت آمريکايى يا اروپايى در پى آن است.نگارنده در اين فصل، به اين نامرادى مى‌پردازد و اندکى آن را تحليل مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب سوم.ايجاد امت مسلمان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سيزدهم.مفهوم امت و پيدايش آن: امت از واژگان ويژۀ فرهنگ اسلامى است و از معناى لغوى آن‌که بگذريم، در قرآن شش معناى اصطلاحى دارد.نخستين جامعه بشرى با پاگرفتن خانواده زاده شد و نخستين رسالت نيز خانوادگى و از آن حضرت آدم بود.با گسترش جامعه به قبيله، قوم، شعب و امت، رسالتها نيز دگرگون شد و رسالت در سطح امت با ابراهيم آغاز شد و به پيامبر اسلام(ص)انجاميد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توان ابراهيم براى برپايى امت مسلمان، آزمايش شد.رخدادهايى که خداوند بدانها ابراهيم را آزمود در قرآن آمده است.ابراهيم در پى پيروزى در آزمايشها، براى تشکيل امت مسلمان دو مرکز بنا نهاد: کعبه را براى تربيت و تزکيه و مسجد الاقصى را براى تبليغ و گسترش دين خود.&lt;br /&gt;
راه ابراهيم را موسى و عيسى پى گرفتند و سرانجام اين مهم به پيامبر اسلام(ص) رسيد.کار رسالت نوينى که به پيامبر(ص)رسيد، از جمله زدايش کژيهايى بود که در روش ابراهيم در دوران موسى و عيسى رخ نموده بود.بنابراين اسلام براى ايجاد امت مسلمان بايد به نکاتى توجه مى‌کرد از آنهاست: اصلاح انحراف هاى رخ داده در روش ابراهيمى، از ميان بردن پراکندگى در نسل ابراهيم(اتحاد يهود و نصارى و مسلمانان)، گزينش طرح هاى کاربردى براى آسانى تحقق اين وحدت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهاردهم، از اهميت ايجاد امت مسلمان و زيان هاى وانهادن آن با تکيه بر آياتى از قرآن مجيد مى‌گويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پانزدهم.عوامل ايجاد امت مسلمان و روابط آنها: اين عوامل را از آيه 71 سورۀ انفال برگرفته، اين‌گونه شرح و شماره مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-افراد مؤمن و پيوند ايمان: ايمان به خداوند، محور اصلى هستش امت اسلامى است.در گذشته، تعصبات فاميلى، قبيل هاى، جغرافيايى و قومى عامل پيوند افراد به يکديگر بوده است؛ اما امروزه که جهان چون دهکد هاى کوچک مى‌نمايد بهترين عامل پيوند جهانى آدميان با يکديگر، ايمان به خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-هجرت: هجرت دومين عنصر بارآورندۀ امت اسلامى است.از هجرت، جابه‌جايى را مى‌خواهد و جابه‌جايى دو گونه است: کوچ حسى و کوچ نفسى، در کوچ حسى از کفرستان به سرزمين هاى اهل ايمان مى‌روند و در کوچ نفسى از باورها و فرهنگ بى‌ايمانان، دل کنده به فرهنگ و باور مؤمنان دل مى‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-رسالت و جهاد: رسالت، در به وجود آوردن امت نقش پى‌نهادى دارد زيرا، جايگاه تمدنى امت را در ميان ديگر امتها(ملتها)در سطح جهانى معلوم مى‌دارد و نشان مى‌دهد که در دادوستد فرهنگ و تمدن، اين امت بيشتر دهنده است تا گيرنده؛ و همين تمدن‌آفرينى است که به مانايى آن مى‌انجامد، امتى که تنها، فرهنگ‌پذير باشد خواهد مرد.از اينها گذشته، رسالت نياز روانى-اجتماعى هر امت است.همراهى جهاد و رسالت به همراهى وسيله و هدف مى‌ماند.جهاد، نمودى تمام‌عيار از هرگونه تلاش است براى انجام رسالت خويش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-ايوا: ديگر عنصر تشکيل‌دهندۀ امت اسلامى، ايواست.اين واژه در قرآن و حديث در چند معنا به کار رفته است.نگارنده پس از اشارت به اين معانى، پار هاى نمود هاى ايوا را در جامعه مدنى که موجب شناسايى نشانه‌ها و آثار ايوا در برپايى امت اسلامى مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-نصرت: معانى لغوى اين واژه در قرآن و حديث و برشماردن و شرح ويژگي هاى امتى که روحيه نصرت بر آن حاکم باشد، نکات اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6-ولايت: ولايت[نه به مفهوم شيعى و يا صوفيانۀ آن]، شيرازۀ عوامل هستى‌بخش امت اسلامى است.ولايت در قرآن و سنت سلسله‌مراتب چهارگان هاى دارد.کسانى که در يکى از اين چهار مرتبه نگنجند ناگزير در گونه مقابل آنها که ولايت فاسقان است جاى دارند.نقش تربيت در تأثير و نفوذ عوامل زايندۀ امت اسلامى و پيوند آنها، فراز پايانى اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل شانزدهم، به عوامل زادن و مردن امتها در دانش نوين مى‌پردازد و با طرح نظريه نردبان نياز هاى آبراهام مازلو wolsaM maharbA يادآور مى‌شود عوامل تشکيل‌دهندۀ امت اسلامى که در فصل پيشين از آنها گفته شد به خوبى در اين نردبان مى‌گنجد و با آن برابرى مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفدهم.ناتوانى و مرگ امت: در اين جستار از عوامل و مراحل پنجگانه مرگ تمدنها از نگاه قرآن مى‌گويد و نمود هاى فروپاشى امت مرده را مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هژدهم.بحران تناقض ميان فرد و امت(جامعه)در هدف هاى تربيتى نوين: در اين فصل از ديدگاه اميل دورکهيم، راجرز کارل، و جان ديويى دربارۀ اصالت فرد و جامعه سخن مى‌گويد.آنگاه ياد مى‌کند که اين سه رويکرد که هوادارانى دارد، به تناقض شديد ميان تربيت فرد و ايجاد امت انجاميده است.سپس ديدگاه برخى کسان را دربارۀ اين تناقض مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب چهارم.پرورش اعتقاد به وحدت بشر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل نوزدهم از ضرورت وحدت انسانى و هدف بودن آن در تربيت نوين مى‌گويد و اشاره مى‌کند که در اين روزگار، اين مقوله بيش از هر روزگارى ديگر حياتى شده است و به عوامل آن مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل بيستم.وحدت انسانى و مفاهيم تربيت جهانى: تربيت‌پژوهان، از نخستين سال هاى دهۀ شصت از آنچه به تربيت جهانى شهره شده است، گفته‌اند و مؤسسه هاى جهانى-بويژه يونسکو-براى تحقق آن تلاشها کرده‌اند.براى رسيدن به تربيت جهانى، دو رويکرد عمده وجود دارد يکى ايدهآليستى و ديگرى رئاليستى که به تفصيل شرح مى‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل بيست و يکم.تربيت اسلامى و يگانگى بشر: امورى که براساس تربيت اسلامى به وحدت بشر مى‌انجامد و روش هاى تحقق اين يگانگى، بحث هاى اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل بيست و دوم، پنج تناقض را در جوامع امروزين شرح و شماره مى‌کند و برخى درمان هاى اسلامى آنها را مى‌آورد.&amp;lt;ref&amp;gt;بهروز رفیعی، ص 88 – 92&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9%D8%9B_%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A9_%D8%A8%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A9&amp;diff=623240</id>
		<title>اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9%D8%9B_%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A9_%D8%A8%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A9&amp;diff=623240"/>
		<updated>2022-12-12T10:46:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR93429J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[ماجد عرسان الکيلانى]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /ک9الف9 / 905 LC&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دارالتراث&lt;br /&gt;
| مکان نشر = مدینه عربستان&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1408ق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE93429AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = دوم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 93429&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 93429&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 12290&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة''' تالیف [[ماجد عرسان الکيلانى]] است که در اين نوشتار، پاره اى هدف هاى تربيتى اسلام شرح و شماره شده و با هدف هاى تربيتى نوين مقايسه گشته است.مطالب در چهار باب و بيست و دو فصل سامان گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب اول داراى سه فصل است و در آن از مسائل مقدماتى زير ياد مى‌کند: نقش هدف در فعاليت هاى تربيتى، مفهوم هدف، تقسيم هدف(غايى، ميانى، تعليمى و تربيتى)، ويژگی‌هاى هدف‌هاى تربيتى، بحران هاى تربيت نوين در زمينه هدف‌هاى تربيتى، نياز سازمان‌ها و مراکز تربيتى در سرزمين هاى اسلامى به هدف‌هاى تربيتى اسلام، رويکرد استعمارى نوين غرب به جهان اسلام از راه گسترش و تحميل نظام آموزشى خود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب دوم.تربيت فرد مسلمان يا انسان صالح&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهارم از کاررفت هاى قرآنى واژه عمل مى‌گويد، عمل و صالح را تعريف مى‌کند و به عمل صالح مى‌پردازد.از عمل اخلاقى و عمل ثمربخش ياد مى‌کند و مى‌افزايد در تربيت اسلامى عمل هم اخلاقى است و هم ثمربخش چه، اگر تنها اخلاقى باشد سود و زيانى در پى ندارد و اگر اخلاقى نباشد، ناگزير به زيان مى‌انجامد.پس از اين به فرق عمل با جريان در فرهنگ تربيتى اسلام مى‌پردازد و دو عنصر اساسى زايش عمل؛ يعنى، نيرو و اراده را شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم.تربيت کارکرد هاى عقل(نيرو هاى عقلى): انسان همچنانکه نيروى عضلانى دارد، داراى نيرو هاى عقلانى است که به کمک آنها وظايف معرفت‌شناختى خويش را به جا مى‌آورد.نيرو هاى عقلانى نزد کسان، يکسان نيست چنانکه در مراحل گوناگون زندگى هرکس نيز دگرگون مى‌شود.قرآن به جزئيات نيرو هاى عقلانى بشر نپرداخته است.انسان در سرشت خود نيرو هاى عقلانى دارد؛ اما نهفته است و بايد شکوفا شود و چند و چون شکوفايى آنها تابع نوع تربيت آدمى است.از اشارات قرآنى برمى‌آيد که نيروى عقلانى درجاتى دارد و هر درجۀ آن در رفتار انسان اثر و نقشى ويژه دارد و لازم است اين نيروها را به شيوۀ معينى به کار گرفت که به آن روش انديشه گويند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تربيت اسلامى براى تربيت و پرورش کارکرد هاى عقلانى فرد، بر سه مؤلفۀ پى‌نهادى استوار است؛ يعنى، دسته‌بندى نيرو هاى عقلانى(تعقل، تأويل، تدبر، تفقه، تذکر، نظر، شهود، ابصار و حکمت)؛ شيوه تفکر درست، که دو رکن اساسى دارد، يکى مراحل تفکر و ديگرى گونه هاى آن؛ چگونگى پرورش نيرو هاى عقلى.نگارنده پس از شرح و بسط اين سه مؤلفه به تربيت نيرو هاى عقلانى در مراکز تربيت اسلامى در گذشته و حال مى‌پردازد و از اين رهگذر با برشماردن اين نيروها آنها را اندکى شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم.تربيت براساس اسوه و نمونۀ برتر: در اين فصل به نکات زير اشارت رفته است: معناى نمونه برتر در تربيت اسلامى، اهميت نمونه برتر و مراتب سه‌گانه‌اش، نمونۀ برتر در تربيت اسلامى، نقش تربيت اسلامى در پرورش افراد براساس عشق به نمونه برتر شدن و تجسم آن در زندگى، لزوم آشنايى هر نسل با نمونه هاى برتر، در اسلام نمونۀ برتر و اسوه، پى‌نهادى الهى دارد؛ اما در فهم آن گاه خطا مى‌شود، گونه هاى قابل انگار تربيت براساس نمونه برتر چنين است: نمونۀ برتر حق است و تربيت بر اساس آن صورت مى‌گيرد؛ نمونه برتر باطل است و تربيت براساس آن صورت مى‌گيرد؛ نمونه برتر حق و بجاست و تربيت براساس آن صورت نمى‌پذيرد؛ نمونه برتر باطل است و تربيت براساس آن صورت نمى‌يابد.گونه اول مطلوب است و به سرعت جهان را با خود همراه مى‌کند، نوع سوم نمودار شرايط کنونى مسلمانان است که بسيار دربارۀ آن گفتگو شده است و ديدگاهها درباره‌اش متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم.رشد تجربه هاى دينى، اجتماعى و جهان‌شناختى فرد: معناى تجربه و دو عنصر ساختارى آن آغاز اين فصل است.نگارنده از اهميت معرفت‌شناختى علم و دين در تجربه مى‌گويد و نشانه هاى تجربۀ مفيد را مى‌آورد و با تقسيم تجربه به دينى، اجتماعى و هستى‌شناختى هريک را شرح مى‌دهد و يادآور مى‌شود که در تربيت اسلامى رويکرد فرد به اين تجربه‌ها، مبتنى بر امور سه‌گان هاى است که هريک را مى‌آورد.آنگاه گسترۀ هريک از اين سه تجربه را برمى‌شمارد و به تجربه هاى اجتماعى و هستى‌شناختى در مراکز آموزشى امروزين مسلمانان مى‌پردازد و با نگاهى به تجربه در تربيت نوين، فصل را پايان مى‌برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم.تربيت خواست فرد: خواست، عنصر اول در عمل صالح و برآمد رويکرد نيروى عقلانى به نمونۀ برتر است.براى روشن شدن نقش خواست در تربيت فرد، بايد با مسائل زير آشنا شد: معناى خواست و کارکرد آن، پيوندش با اسوه و نمونه برتر، سطوح سه‌گانه خواست انسان(بقا، ازدواج، فرگشت)، رشد و پختگى خواست و شرط هاى پنجگانۀ آن، سطح خواست و سطح نمونه برتر، نبود يا ناتوانى خواست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نهم.رشد نيروى تسخيرى انسان: نيروى تسخيرى، دومين عنصر عمل صالح است.اين قدرت، برآمد رويکرد نيرو هاى عقلانى به تجربه هاى نفسانى(دينى و اجتماعى)و هستى‌شناختى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نيروى تسخيريى که متون تربيتى اسلام بدان نظر دارد، دو گونه است.نويسنده پس از شرح اين دو، به پيوند ميان اندازۀ نيروى تسخيرى و تجربه مى‌پردازد و يادآور مى‌شود.&lt;br /&gt;
هرچه تجربۀ فراگيران بيشتر باشد، قدرت تسخيرى آنها نسبت به روان خود و طبيعت افزونتر خواهد بود.پس از اين به سطوح سه‌گانه نيروى تسخيرى مى‌رسد و با شرح آنها، اهميت رشد نيروى تسخيرى را گوشزد مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دهم.ضرورت برقرارى توازن ميان خواست و اراده با نيروى تسخيرى در تربيت فرد: عمل صالح زاده همين توازن است، براى شرح اين توازن و لزوم آن، از کوتاهى در پرورش نيروى تسخيرى و آثار آن و نيز پى‌آمد هاى کوتاهى در پرورش خواست و اراده مى‌گويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل يازدهم، از مشکل تربيت فرد در نظام هاى تربيتى نوين مى‌گويد و به نمودهايى از اين ناتوانى باتوجه به آنچه تاکنون دربارۀ عمل صالح در تربيت اسلامى آمد، مى‌پردازد و نقدى کوتاه بر گوشه‌هايى از تربيت غربى پيش‌رو مى‌نهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوازدهم.مشکلات تربيت در مراکز تربيتى سرزمين هاى عربى-اسلامى: دست پروردۀ مراکز تربيت اسلامى، به نمون هاى که تاکنون از آن گفته شد، نمى‌ماند.همچنانکه چيزى جز آن نمونه‌هايى است که تربيت آمريکايى يا اروپايى در پى آن است.نگارنده در اين فصل، به اين نامرادى مى‌پردازد و اندکى آن را تحليل مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب سوم.ايجاد امت مسلمان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سيزدهم.مفهوم امت و پيدايش آن: امت از واژگان ويژۀ فرهنگ اسلامى است و از معناى لغوى آن‌که بگذريم، در قرآن شش معناى اصطلاحى دارد.نخستين جامعه بشرى با پاگرفتن خانواده زاده شد و نخستين رسالت نيز خانوادگى و از آن حضرت آدم بود.با گسترش جامعه به قبيله، قوم، شعب و امت، رسالتها نيز دگرگون شد و رسالت در سطح امت با ابراهيم آغاز شد و به پيامبر اسلام(ص)انجاميد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توان ابراهيم براى برپايى امت مسلمان، آزمايش شد.رخدادهايى که خداوند بدانها ابراهيم را آزمود در قرآن آمده است.ابراهيم در پى پيروزى در آزمايشها، براى تشکيل امت مسلمان دو مرکز بنا نهاد: کعبه را براى تربيت و تزکيه و مسجد الاقصى را براى تبليغ و گسترش دين خود.&lt;br /&gt;
راه ابراهيم را موسى و عيسى پى گرفتند و سرانجام اين مهم به پيامبر اسلام(ص) رسيد.کار رسالت نوينى که به پيامبر(ص)رسيد، از جمله زدايش کژيهايى بود که در روش ابراهيم در دوران موسى و عيسى رخ نموده بود.بنابراين اسلام براى ايجاد امت مسلمان بايد به نکاتى توجه مى‌کرد از آنهاست: اصلاح انحراف هاى رخ داده در روش ابراهيمى، از ميان بردن پراکندگى در نسل ابراهيم(اتحاد يهود و نصارى و مسلمانان)، گزينش طرح هاى کاربردى براى آسانى تحقق اين وحدت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهاردهم، از اهميت ايجاد امت مسلمان و زيان هاى وانهادن آن با تکيه بر آياتى از قرآن مجيد مى‌گويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پانزدهم.عوامل ايجاد امت مسلمان و روابط آنها: اين عوامل را از آيه 71 سورۀ انفال برگرفته، اين‌گونه شرح و شماره مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-افراد مؤمن و پيوند ايمان: ايمان به خداوند، محور اصلى هستش امت اسلامى است.در گذشته، تعصبات فاميلى، قبيل هاى، جغرافيايى و قومى عامل پيوند افراد به يکديگر بوده است؛ اما امروزه که جهان چون دهکد هاى کوچک مى‌نمايد بهترين عامل پيوند جهانى آدميان با يکديگر، ايمان به خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-هجرت: هجرت دومين عنصر بارآورندۀ امت اسلامى است.از هجرت، جابه‌جايى را مى‌خواهد و جابه‌جايى دو گونه است: کوچ حسى و کوچ نفسى، در کوچ حسى از کفرستان به سرزمين هاى اهل ايمان مى‌روند و در کوچ نفسى از باورها و فرهنگ بى‌ايمانان، دل کنده به فرهنگ و باور مؤمنان دل مى‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-رسالت و جهاد: رسالت، در به وجود آوردن امت نقش پى‌نهادى دارد زيرا، جايگاه تمدنى امت را در ميان ديگر امتها(ملتها)در سطح جهانى معلوم مى‌دارد و نشان مى‌دهد که در دادوستد فرهنگ و تمدن، اين امت بيشتر دهنده است تا گيرنده؛ و همين تمدن‌آفرينى است که به مانايى آن مى‌انجامد، امتى که تنها، فرهنگ‌پذير باشد خواهد مرد.از اينها گذشته، رسالت نياز روانى-اجتماعى هر امت است.همراهى جهاد و رسالت به همراهى وسيله و هدف مى‌ماند.جهاد، نمودى تمام‌عيار از هرگونه تلاش است براى انجام رسالت خويش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-ايوا: ديگر عنصر تشکيل‌دهندۀ امت اسلامى، ايواست.اين واژه در قرآن و حديث در چند معنا به کار رفته است.نگارنده پس از اشارت به اين معانى، پار هاى نمود هاى ايوا را در جامعه مدنى که موجب شناسايى نشانه‌ها و آثار ايوا در برپايى امت اسلامى مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-نصرت: معانى لغوى اين واژه در قرآن و حديث و برشماردن و شرح ويژگي هاى امتى که روحيه نصرت بر آن حاکم باشد، نکات اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6-ولايت: ولايت[نه به مفهوم شيعى و يا صوفيانۀ آن]، شيرازۀ عوامل هستى‌بخش امت اسلامى است.ولايت در قرآن و سنت سلسله‌مراتب چهارگان هاى دارد.کسانى که در يکى از اين چهار مرتبه نگنجند ناگزير در گونه مقابل آنها که ولايت فاسقان است جاى دارند.نقش تربيت در تأثير و نفوذ عوامل زايندۀ امت اسلامى و پيوند آنها، فراز پايانى اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل شانزدهم، به عوامل زادن و مردن امتها در دانش نوين مى‌پردازد و با طرح نظريه نردبان نياز هاى آبراهام مازلو wolsaM maharbA يادآور مى‌شود عوامل تشکيل‌دهندۀ امت اسلامى که در فصل پيشين از آنها گفته شد به خوبى در اين نردبان مى‌گنجد و با آن برابرى مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفدهم.ناتوانى و مرگ امت: در اين جستار از عوامل و مراحل پنجگانه مرگ تمدنها از نگاه قرآن مى‌گويد و نمود هاى فروپاشى امت مرده را مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هژدهم.بحران تناقض ميان فرد و امت(جامعه)در هدف هاى تربيتى نوين: در اين فصل از ديدگاه اميل دورکهيم، راجرز کارل، و جان ديويى دربارۀ اصالت فرد و جامعه سخن مى‌گويد.آنگاه ياد مى‌کند که اين سه رويکرد که هوادارانى دارد، به تناقض شديد ميان تربيت فرد و ايجاد امت انجاميده است.سپس ديدگاه برخى کسان را دربارۀ اين تناقض مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب چهارم.پرورش اعتقاد به وحدت بشر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل نوزدهم از ضرورت وحدت انسانى و هدف بودن آن در تربيت نوين مى‌گويد و اشاره مى‌کند که در اين روزگار، اين مقوله بيش از هر روزگارى ديگر حياتى شده است و به عوامل آن مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل بيستم.وحدت انسانى و مفاهيم تربيت جهانى: تربيت‌پژوهان، از نخستين سال هاى دهۀ شصت از آنچه به تربيت جهانى شهره شده است، گفته‌اند و مؤسسه هاى جهانى-بويژه يونسکو-براى تحقق آن تلاشها کرده‌اند.براى رسيدن به تربيت جهانى، دو رويکرد عمده وجود دارد يکى ايدهآليستى و ديگرى رئاليستى که به تفصيل شرح مى‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل بيست و يکم.تربيت اسلامى و يگانگى بشر: امورى که براساس تربيت اسلامى به وحدت بشر مى‌انجامد و روش هاى تحقق اين يگانگى، بحث هاى اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل بيست و دوم، پنج تناقض را در جوامع امروزين شرح و شماره مى‌کند و برخى درمان هاى اسلامى آنها را مى‌آورد.&amp;lt;ref&amp;gt;بهروز رفیعی، ص 88 – 92&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%DA%A9%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%89&amp;diff=623239</id>
		<title>اتجاهات الفکر التربوى</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%DA%A9%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%89&amp;diff=623239"/>
		<updated>2022-12-12T10:42:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR19776J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = اتجاهات الفکر التربوى&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[سعيد اسماعيل على]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = &lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏‎‏/‎‏الف‎‏5‎‏الف‎‏2 / 905 ‏LC‎‏ &lt;br /&gt;
| موضوع =  اسلام و آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = &lt;br /&gt;
| مکان نشر = قاهره- مصر&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1991م&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE19776AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 19776&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 19776&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اتجاهات الفکر التربوى'''، به قلم [[سعيد اسماعيل على]] نوشته شده است . از آن‌جا که مهمترين جريا‌ن‌ها و نحله‌ها در تاريخ انديشه تربيتى اسلام از آن فقيهان‌‌‌، کلاميان‌‌‌، فيلسوفان‌‌‌، صوفيان و دانشمندان علوم طبيعى و انسانى بوده است‌‌‌. در اين اثر‌‌‌، نخست برخى ويژگي هاى گوهرين انديشۀ تربيتى اسلام شرح مى‌شود آنگاه از رويکرد هاى گروه‌های پنجگانۀ ياد شده سخن مى‌رود‌‌‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول‌‌‌. ويژگي هاى اصلى انديشه تربيتى در اسلام: در اين فصل به شمارى از ويژگی‌هاى تربيت اسلامى و آبشخور قرآنى و نبوى آنها اشاره مى‌کند‌‌‌. از اين رهگذر‌‌‌، نخست به آموزش‌پذيرى انسان مى‌پردازد و با اشاره به پاره اى ديدگاه هاى مخالف آموزش‌پذيرى آدمى-مانند نحله شکاکان يونان-از وجود دليلهايى بر امکان تغيير رفتار‌‌‌، عادت‌‌‌، مهارت و رويکردها در قرآن‌‌‌، سنت و فرهنگ اسلامى ياد مى‌کند‌‌‌. از تشويق به آموزش در اسلام مى‌گويد و مى‌افزايد که در اسلام آموزش ويژۀ کودکى نيست‌‌‌، بل پديد هاى مادام العمر است‌‌‌. به تأثير تشويق به آموزش در گسترش دانش و فرهنگ در اسلام مى‌پردازد و نمودهايى از آن را مى‌آورد‌‌‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس از هدف هاى تربيتى مى‌گويد و پرستندگى را هدف عام تربيت اسلامى مى‌خواند که بسيارى از هدف هاى جزوى از آن ريشه مى‌گيرد‌‌‌. به مفهوم عبادت در اسلام اشاره مى‌کند از تزکيه نفس و اخلاق مطلوب ياد مى‌کند و به رويکرد فردى و اجتماعى اخلاق اسلامى مى‌پردازد‌‌‌. آنگاه به ابزار و منابع آموزش روى مى‌کند و يادآور مى‌شود که آدمى چون زاده شود ذهنش به صفحۀ سفيد و نانوشته مى‌ماند و از هر معرفتى تهى است‌‌‌؛ اما استعدادهايى دارد که از راه حواس و يارى عقل مى‌توان آنها را بار آورد‌‌‌. خداوند در قرآن به تلويح چشم و گوش و دل را ابزار شناخت و آموختن خوانده است اين ابزار معارف را از طبيعت برمى‌گيرند و عقل آنها را مى‌پرورد‌‌‌؛ بنابراين طبيعت منبع آموختن ماست و هر چه آموختنى است سرانجام به طبيعت بازمى‌گردد‌‌‌. پس از اين به زمينه‌ها و موضوعات آموزش در اسلام مى‌رسد و از پار هاى موضوعات چون: نفس انسان‌‌‌، حيوان‌‌‌، گياه‌‌‌، آسمان‌‌‌، زمين‌‌‌، کشت و زرع‌‌‌، جغرافى‌‌‌، اخلاق و مقايسه اديان ياد مى‌کند‌‌‌. ويژگى ديگرى که از آن ياد مى‌کند روش هاى تربيتى است در شرح اين ويژگى‌‌‌، از پيوند هدف و محتوى با روش مى‌گويد و روش گفتگو‌‌‌، قدوۀ حسنه‌‌‌، تربيت از راه عمل‌‌‌، داستان‌‌‌، مثال و تشبيه‌‌‌، پاداش و تنبيه را توضيح مى‌دهد و از آداب و اصول آموزگارى و فراگيرى مى‌گويد‌‌‌. فراز فرجامين اين فصل دربارۀ شغل معلمى است که در توضيح آن نخست به سه واژۀ تعليم‌‌‌، تربيت و تأديب مى‌پردازد و آنها را با هم مى‌سنجد و به کار رفت قرآنى آنها اشاره مى‌کند و از توجه مسلمانان به آموزش از راه آموزگار(در مقابل خودآموزى يا آموزش از راه کتاب)و ارزش و اهميت تعليم و معلمى مى‌گويد‌‌‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم‌‌‌. گرايش فقهى: در شرح اين گرايش‌‌‌، فقه و فقيه را معنى مى‌کند مفهوم اصطلاحى آن دو را مى‌آورد و تطور معنايى فقه و فقيه را بررسى مى‌کند‌‌‌. به روش فقيهان در تفکر و بحث اشاره مى‌کند و از قياس و اجتهاد نزد عامه و اجتهاد اماميه مى‌گويد‌‌‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصادر و اصول اجتهاد را ياد مى‌کند و ارزش تربيتى کوشش هاى فقيهانه را مى‌کاود و پار هاى از کتاب هاى تربيتى فقيهان را معرفى مى‌کند و پس از آن به موضع و گرايش فقهى نسبت به برخى مسائل تربيتى مى‌رسد و از علم ياد مى‌کند و از ارزش‌‌‌، معنا و آموزش علم مى‌گويد‌‌‌. ويژگي هاى معلم پسنديده را برمى‌شمارد و آنچه را شايسته است فراگير در پى آن باشد و بدان متصف شود باز مى‌گويد‌‌‌. به مواد درسى و آنچه تعليم و تعلمش واجب کفايى و عينى است نظر مى‌کند‌‌‌. به رابطه ميان معلم و متعلم مى‌پردازد‌‌‌. از تنبيه بدنى و شرايط آن و نيز دستمزد معلمى مى‌گويد و سرانجام به مبانى تعليم و تعلم از زبان پاره‌ای فقيهان تربيت‌پژوه مى‌پردازد‌‌‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم‌‌‌. گرايش کلامى: اشاره به پار هاى از تفاوت هاى گرايش کلامى با گرايش فقهى‌‌‌، سرآغاز اين فصل است‌‌‌. پس از آن به مفهوم کلام و متکلم و رشد و تطور معنايى آن در اسلام مى‌پردازد و روش انديشۀ کلامى را بررسى مى‌کند‌‌‌. از طبيعت انسان در نگاه برخى کلاميان مى‌گويد‌‌‌. به ضرورت آزادى اراده در تربيت انسان اشارت مى‌کند و از اختيار در مذهب معتزليان و اشعريان ياد مى‌کند‌‌‌. از رويکرد عقلانى معتزليان به امور و مفهوم عقل و رابطه عقل و حصول علم در نگاه آنها مى‌گويد‌‌‌. به روش هاى شناخت اشاره مى‌کند و تقسيمات چندگانۀ علم را بازگو مى‌کند‌‌‌. ابزار کسب معرفت را از نگاه برخى اشعريان مى‌آورد و يادآور مى‌شود که کلاميان به تربيت از منظر اخلاق مى‌نگرند و براى مثال به مقوله امر به معروف و نهى از منکر و بهره هاى تربيتى آن مى‌پردازد‌‌‌. ديدگاه کلاميان را نسبت به حسن و قبح و افعال خير و شر يادآورى و به ابعاد تربيتى آن اشاره مى‌کند و با بحثى در ارزش تربيتى انديشه هاى معتزليان فصل را به انجام مى‌برد‌‌‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم‌‌‌. گرايش فلسفى: در اين فصل‌‌‌، از پيوند فلسفه با فرهنگ و ارزش هاى جامعه مى‌گويد‌‌‌. به لزوم اتکاى تربيت به فلسفه اشاره مى‌کند و با نقل تاريخچ هاى بسيار کوتاه از چگونگى و زمان شکل‌گيرى انديشۀ فلسفى نزد مسلمانان‌‌‌، به فلسفه از نگاه اسلام مى‌پردازد‌‌‌. از ارزش فکرى و تربيتى فلسفه اسلامى مى‌گويد‌‌‌. اختلاف روش فيلسوفان و متکلمان را گوشزد مى‌کند‌‌‌. تأثير فلسفه و فقه بر زندگى مردم را مقايسه مى‌کند و از اختصاص فلسفه به نخبگان و تأثير ناپسند اين انحصار بر ديگر علوم و آموزش و پرورش مردم ياد مى‌کند‌‌‌. سپس به سهم فلسفه در بررسي هاى روان‌شناختى و انسان‌شناختى مى‌پردازد و نظرى دارد بر فلسفه سياسى اخوان الصفا و روش تربيتى خاص آنها‌‌‌. نکته بعدى بررسى ديدگاه هاى برخى فيلسوفان بزرگ مسلمان در باب شناخت و آموزش است‌‌‌. تربيت اخلاقى بحث بعدى است که در آن از فضائل اخلاقى از نگاه پار هاى فيلسوفان بزرگ ياد مى‌کند‌‌‌. به پار هاى مسائل فلسفه اخلاق مى‌پردازد از سعادت مى‌گويد و تقسيم اخلاق را مى‌آورد‌‌‌. فراز انجامين اين فصل درباره تربيت عملى از نگاه فيلسوفان اسلامى است‌‌‌. نخست تربيت نظرى و عملى را تعريف مى‌کند و از فرق تعليم با تأديب ياد مى‌کند و تأديب را از زبان اخوان الصفا تعريف مى‌کند به اصل تدريج در تربيت اشارت مى‌کند و رويکرد طبقاتى فارابى را به علوم مى‌آورد و از روش تربيتى بو على مى‌گويد‌‌‌. تقسيم علوم را يادآور مى‌شود‌‌‌. به برخى روش هاى کسب معرفت و علم مى‌پردازد و لزوم آغاز آموزش از کودکى را باز مى‌گويد‌‌‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم‌‌‌. گرايش صوفيانه: اين فصل را با شرح معناى صوفى و ريشه‌يابى نخستين کاررفت هاى آن آغاز مى‌کند‌‌‌. تعريفهايى از صوفى و تصوف را بازگو مى‌کند و به اين بحث مى‌پردازد که آيا تصوف مى‌تواند از منابع تربيت اسلامى باشد و با نقل برخى دلايل مخالف و موافق به پار هاى مخالفتها با صوفيه در گذشته و حال اشاره مى‌کند و از جهاد اکبر در تصوف و جهاد اصغر برخى صوفيان بنام مى‌گويد و برخى آثار تربيتى تصوف را برمى‌شمارد و آنگاه بنيان معرفت‌شناختى تربيت صوفيانه را شرح مى‌دهد و به مفهوم قلب‌‌‌، عقل و نفس در تصوف اشاره مى‌کند‌‌‌. روش هاى به دست آوردن شناخت و انواع شناخت و مراحل آن را از نگاه صوفيان يادآور مى‌شود و از فرق معرفت با علم در تصوف مى‌گويد و به ضرورت شيخ براى سالک و پار هاى آداب مريدى و شيخى مى‌پردازد‌‌‌. سپس به اختيار و اراده مى‌رسد و از توحيد در نگاه صوفيه‌‌‌، ارادۀ خدا و ارادۀ انسان‌‌‌، ترک خواست صوفى در برابر خواست خداوند و معناى آن‌‌‌، اعتقاد برخى صوفيان به جبر و قدر و تأثير آن در رفتارشان‌‌‌، توکل و ارتباط آن با اراده و مسئله کسب‌وکار از نظر برخى صوفيان مى‌گويد پس از آن‌‌‌، از تربيت اخلاقى صوفيان ياد مى‌کند و به پيوند اخلاق با تصوف مى‌پردازد و برخى ارزش هاى اخلاقى صوفيان را چون: توبه‌‌‌، اخلاص‌‌‌، استفاده بجا از وقت‌‌‌، جهاد با نفس‌‌‌، محبت‌‌‌، ذکر و همنشينى شرح مى‌دهد‌‌‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم‌‌‌. گرايش علمى: در اين فصل‌‌‌، نخست معلوم مى‌دارد که مرادش از علما‌‌‌، دانشمندان علوم طبيعى و برخى علوم انسانى چون تاريخ و جغرافى است و يادآور مى‌شود که تلاش هاى اين دانشمندان در زمينه تربيت اگر هيچ نباشد بارى بسيار اندک است‌‌‌، اين است که براى کشف و بيان رويکرد هاى تربيتى آنها بيشتر به اهميت انديشۀ علمى و ضوابط و قواعد و روش هاى آن-به عنوان تلاش تربيتى-از نگاه آنها مى‌پردازد و نکات اخلاقى را که بايسته است دانشمندان بدانها آراسته باشند از زبان خودشان مى‌آورد‌‌‌. &amp;lt;ref&amp;gt; ر.ک: رفیعی بهروز، 1378 ص 31-32&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=623238</id>
		<title>نگاهی دوباره به تربیت اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=623238"/>
		<updated>2022-12-12T10:41:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR19956J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = نگاهی دوباره به تربیت اسلامی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[باقری، خسرو]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏‎‏/‎‏ب‎‏2‎‏ن‎‏8‎‏ / 230/18 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =  اسلام و آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = مدرسه&lt;br /&gt;
| مکان نشر = تهران - ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1384ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE19956AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 2&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 19956&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 19956&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 12500&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''نگاهى دوباره به تربيت اسلامى''' نوشته [[خسرو باقرى]] است‌‌‌‌. تربيت اسلامى‌‌‌‌‌‌، از پى نهادى‌ترين معارف اسلامى است‌‌‌‌‌‌؛ اما هنوز دربارۀ آن تحقيق و تدوينى اصولى نشده است‌‌‌‌‌‌؛ این اثر در پى پرداختى تازه از تربيت اسلامى است و پس از مقدمه داراى پنج فصل است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل يکم‌‌‌‌‌‌. توصيف انسان در قرآن: در هر نظام تربيتى‌‌‌‌‌‌، توصيف انسان چون سنگ بناى آن است چه‌‌‌‌‌‌، همه اجزاى نظام تربيتى بگون هاى ناظر به وضع انسان است‌‌‌‌‌‌. براى دست‌يازى به توصيف انسان در قرآن از دو رويکرد تحليلى و ترکيبى بهره مى‌گيريم‌‌‌‌‌‌. در نگاه تحليلى معناى واژگان روح‌‌‌‌‌‌، نفس‌‌‌‌‌‌، فطرت‌‌‌‌‌‌، عقل (تعقل)‌‌‌‌‌‌، قلب‌‌‌‌‌‌، اراده و اختيار‌‌‌‌‌‌، و نيز مفهوم وجه امتى و محدوديت هاى انسان از ديد قرآن کاويده مى‌شود‌‌‌‌‌‌. &lt;br /&gt;
در رويکرد ترکيبى‌‌‌‌‌‌، نخست نسبت ميان مفاهيم ياد شده مى‌آيد و سيماى انسان به طور يکجا پرداخته مى‌شود آنگاه به ويژگي هاى عمومى انسان که برآمد ترکيب اين مفاهيم است اشارت مى‌رود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ا) سيماى انسان: انسان آميغى است از تن و جان‌‌‌‌‌‌، حقيقت آدمى جان يا نفس اوست‌‌‌‌‌‌. &lt;br /&gt;
نفس‌‌‌‌‌‌، بهرۀ خدايى وجود ماست و به خداوند معرفت سرشتى دارد‌‌‌‌‌‌. اين معرفت بازتابش ميل او به خداست و معرفت ربوبى نام دارد‌‌‌‌‌‌. &lt;br /&gt;
آدمى را معرفت ديگرى است که زادۀ عقل است‌‌‌‌‌‌؛ يعنى‌‌‌‌‌‌، معرفت مميزه که به کار بازشناخت درست از نادرست و خوب از بد مى‌آيد‌‌‌‌‌‌؛ همان عقل نظرى و عقل عملى‌‌‌‌‌‌. &lt;br /&gt;
همخانگى نفس و تن‌‌‌‌‌‌، در نفس‌‌‌‌‌‌، هوا مى‌آفريند‌‌‌‌‌‌؛ يعنى‌‌‌‌‌‌، خواسته هاى تنى‌‌‌‌‌‌، در نفس هوا برمى‌انگيزد‌‌‌‌‌‌؛ اما عقل‌‌‌‌‌‌، او را از هوا بازمى‌دارد و به فطرت مى‌خواند‌‌‌‌‌‌. هريک از اين دو گرايش مى‌تواند با وجه امتى انسان بارورتر شود‌‌‌‌‌‌. بعد ديگرى در انسان هست که بر اين دو گرايش ناظر است و آن اراده و اختيار اوست‌‌‌‌‌‌. انسان يا خويش را به هوا مى‌سپارد و بر فطرت و عقل خويش پا مى‌نهد و از خود بيگانه مى‌شود و يا با عقل هم‌آغوشى مى‌کند‌‌‌‌‌‌، و چون عقل راه فطرت مى‌پويد و اراده راهبر آن است‌‌‌‌‌‌، هواى نفس را به بند مى‌کشد‌‌‌‌‌‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) ويژگي هاى عمومى انسان: توجه به اين ويژگيها‌‌‌‌‌‌، رهيافتى است به شناخت انسان و تا انداز هاى به پيش‌بينى انسان عينى و متحصل مى‌انجامد و در بحث هاى آينده بسيار مهم مى‌افتد‌‌‌‌‌‌. اين ويژگيها عبارتند از: تأثير ظاهر بر باطن‌‌‌‌‌‌، تأثير باطن بر ظاهر‌‌‌‌‌‌، ظهور تدريجى شاکله‌‌‌‌‌‌، تأثير شرايط بر انسان‌‌‌‌‌‌، مقاومت و تأثيرگذارى بر شرايط‍‌‌‌‌‌‌‌، جذبه حسن و احسان‌‌‌‌‌‌، وسعت هاى وجودى گوناگون‌‌‌‌‌‌، کرامت‌‌‌‌‌‌، انديشه‌ورزى‌‌‌‌‌‌، آشنايى و بيگانگى با خدا‌‌‌‌‌‌، ضعف‌‌‌‌‌‌، دلبستگى‌‌‌‌‌‌، آزمندى و شتاب‌‌‌‌‌‌. &lt;br /&gt;
فصل دوم‌‌‌‌‌‌. مفهومشناسى در باب تربيت: اصطلاح تربيت اسلامى‌‌‌‌‌‌، براى نشان دادن طرح اسلام در ساخت و پرداخت انسان به کار مى‌رود‌‌‌‌‌‌. تربيت اگر از ريشۀ (ربو) باشد اين طرح را نمى‌رساند زيرا‌‌‌‌‌‌، در قرآن‌‌‌‌‌‌، تربيت به معناى بزرگ کردن و پرورش جسمى آمده است‌‌‌‌‌‌. &lt;br /&gt;
از کاوش در قرآن برمى‌آيد که اصطلاح تربيت اسلامى را با توجه به واژۀ(رب و ربوبيت)که دربردارندۀ مفهوم مالکيت و تدبير است‌‌‌‌‌‌، مى‌توان معنا کرد‌‌‌‌‌‌؛ بنابراين تربيت اسلامى‌‌‌‌‌‌؛ يعنى‌‌‌‌‌‌، شناخت اينکه خداوند رب يگانه انسان و جهان است و بايد او را رب خويش برگزيد و به ربوبيت او تن داد و از ربوبيت جز او تن زد‌‌‌‌‌‌. عناصر اصلى اين تعريف‌‌‌‌‌‌، شناخت‌‌‌‌‌‌، انتخاب و عمل است‌‌‌‌‌‌. با توجه به اين سه عنصر‌‌‌‌‌‌، روشن است که کودکى در اين تعريف نمى‌گنجد و بايد آن را دورۀ تمهيدى تربيت دانست‌‌‌‌‌‌. جان سخن اينکه‌‌‌، مفاهيم ربيت و ربوبيت که از ريشه(رب ب)برمى‌آيند‌‌‌‌‌‌، براى نشان دادن ويژگي هاى تربيت اسلامى‌‌‌‌‌‌، از مفهوم تربيت از ريشه(رب و)رساتر و مناسبتر است‌‌‌‌‌‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم‌‌‌‌‌‌. اهداف تربيتى: در اين فصل واژه‌هايى که اهداف را نشان مى‌دهند از قرآن برگرفته شده و ياد شده است که اين واژگان برخى با هم رابطۀ طولى دارند و برخى پيوند عرضى‌‌‌‌‌‌؛ به ديگر سخن‌‌‌‌‌‌، اهداف با هم رابطه طولى و يا عرضى دارند‌‌‌‌‌‌. اهداف طولى را هدف هاى غايى و هدف هاى عرضى را اهداف واسط هاى مى‌نامند‌‌‌‌‌‌. هريک از هدف هاى عرضى يا واسط هاى‌‌‌‌‌‌، به شأنى از شئون انسان ناظر است‌‌‌‌‌‌؛ ولى اهداف غايى به شأن ويژ هاى اختصاص ندارند‌‌‌‌‌‌. &lt;br /&gt;
هدف هاى غايى عبارتند از: هدايت و ارشاد‌‌‌‌‌‌، طهارت و حيات طيبه‌‌‌‌‌‌، تقوا‌‌‌‌‌‌، قرب و رضوان‌‌‌‌‌‌، عبادت و ربوبيت‌‌‌‌‌‌. فراز پايانى اين فصل ربطۀ هدف هاى غايى با يکديگر را کاويده است‌‌‌‌‌‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم‌‌‌‌‌‌. اصول و روش هاى تربيت اسلامى: در اين جستار از اصل‌‌‌‌‌‌، قاعدۀ عام هاى خواسته شده است که مى‌توان آن را به منزله دستور العملى کلى در نظر گرفت و آن را راهنماى عملى در تدابير تربيتى دانست‌‌‌‌‌‌. هر اصلى برگرفته از يکى از ويژگي هاى عمومى&lt;br /&gt;
انسان است و با تکيه بر آن بيان مى‌شود و از سويى هر اصلى خود مبناى استخراج روش هاى تربيتى است بنابراين‌‌‌‌‌‌، در اين فصل پس از تعريف اصل‌‌‌‌‌‌، چهارده اصل تربيتى اسلام برشمارده مى‌شود و براساس هريک از اصول، روشهايى چند شرح و شماره مى‌شود‌‌‌‌‌‌. اصول چهارده‌گانه و روش هاى همراه آنها چنين است: اصل تغيير ظاهر(روش تلقين به نفس‌‌‌‌‌‌، تحميل به نفس)‌‌‌‌‌‌؛ تحول باطن(اعطاى بينش‌‌‌‌‌‌، دعوت به ايمان)‌‌‌‌‌‌؛ مداومت و محافظت بر عمل(فريضه‌سازى‌‌‌‌‌‌، محاسبه نفس)‌؛ اصلاح شرايط‍‌(زمينه‌سازى‌‌‌‌‌‌، تغيير موقعيت‌‌‌‌‌‌، اسوه‌سازى)‌‌‌‌‌‌؛ مسئوليت(مواجهه با نتايج‌‌‌‌‌‌، تحريک ايمان‌‌‌‌‌‌، ابتلا)‌‌‌‌‌‌؛ آراستگى (آراستن ظاهر‌‌‌‌‌‌، تزيين کلام)‌‌‌‌‌‌؛ فضل(مبالغه در عفو‌‌‌‌‌‌، توبه‌‌‌‌‌‌، تبشير‌‌‌‌‌‌، مبالغه در پاداش)؛ عدل (تکليف به قدر وسع‌‌‌‌‌‌، انذار‌‌‌‌‌‌، مجازات به قدر خطا)‌‌‌‌‌‌؛ عزت(ابراز تواناييها‌‌‌‌‌‌، تغافل)‌‌‌‌‌‌؛ تعقل (تزکيه‌‌‌‌‌‌، تعليم حکمت)‌‌‌‌‌‌؛ تذکر(موعظه حسنه‌‌‌‌‌‌، يادآورى نعمتها‌‌‌‌‌‌، عبرت‌آموزى)‌‌‌‌‌‌؛ مسامحت(مرحل هاى نمودن تکاليف‌‌‌‌‌‌، تجديدنظر در تکاليف)‌‌‌‌‌‌؛ ابراز پاسخ محبت(بيان مهر و قهر‌‌‌‌‌‌، هبه و محروم‌سازى)‌‌‌‌‌‌؛ سبقت(تکليف و رعايت وسع)‌‌‌‌‌‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم‌‌‌‌‌‌. مراحل تربيت: در اين فصل‌‌‌‌‌‌، نخست مفهوم مرحله و اهميت و جايگاه آن در نظام تربيتى مى‌آيد‌‌‌‌‌‌. آنگاه از مراحل پنجگان هاى ياد مى‌شود و با شرح هر مرحله‌‌‌‌‌‌، به جايگاه اصول و روش هاى تربيتى در آن مرحله نيز اشارت مى‌رود‌‌‌‌‌‌. مراحل پنجگانه از اين قرار است: تمهيد‌‌‌‌‌‌، اسلام‌‌‌‌‌‌، ايمان‌‌‌‌‌‌، تقوى و يقين‌‌‌‌‌‌. &amp;lt;ref&amp;gt; رفیعی، بهروز، ص 370-372&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=623237</id>
		<title>ویژگی‌های تربیت اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=623237"/>
		<updated>2022-12-12T10:39:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR25447J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = ويژگي هاى تربيت اسلامى&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[ موسسه البلاغ]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان =  فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏‎‏/‎‏و‎‏9‎‏م‎‏8‎‏ / 905 LC &lt;br /&gt;
| موضوع =  اسلام و آموزش و پرورش، اسلام - هدف‏ها و نقش‏ها&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = نشر فقاهت&lt;br /&gt;
| مکان نشر = &lt;br /&gt;
| سال نشر = 1366ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE25447AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 25447&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 25447&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''ويژگي هاى تربيت اسلامى''' که به کوشش [[موسسه البلاغ]] تهیه و تنظیم شده است، با پذيرش اينکه اسلام مکتب سازندگى است و خود نظام تربيتى دارد و با توجه به اينکه امت اسلامى داراى مکتب، تمدن، فلسفه و برنامه تربيتى است که از بن با فلسفه‌ها و برنامه هاى تربيتى در شرق و غرب تفاوت دارد، کوشش شده است با نگاهى کوتاه و عميق، به منابع اصلى انديشه اسلامى نظر شود و مهمترين محورها و بارزترين ويژگي هاى برنامه تربيتى اسلام از آنها برگرفته آيد تا اين امر، خود پاي هاى شود براى شناسايى سياست تربيتى اسلام و برنامه‌ريزى تربيتى به فراخور آن.از اين رهگذر با استناد به کتاب و سنت، نکته‌هايى پرداخت شده است که گزيدۀ آنها در پى مى‌آيد: &lt;br /&gt;
نخست مفهوم و تعريف لغوى و اصطلاحى تربيت آمده است.آنگاه مبانى و محور هاى اساسى برنامه تربيتى اسلام به کوتاهى کاوش و شرح و شماره شده است اين محورها عبارتند از: باور فطرت پاک و توان خويشتن‌شناسى انسان؛ پذيرش تأثير محيط و وراثت بر آدمى؛ هستش نيرو هاى سرشتى و گوهرين در همه انسانها و پذيرش تفاوت هاى فردى؛ برخوردارى انسان از اراده و آزادى؛ بايستى همراهى و آميزش علم با عمل؛ توجه به نقش تربيتى اسوه‌ها؛ پندگيرى از کژپويى و بدفرجامى ديگران؛ مسئول بودن فرد و اجتماع در تعليم و تربيت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مبانى هشتگانه، مهمترين مباني اى است که ساختار تربيت بر آن بنا مى‌شود وبرنامه تربيتى از آنها سرچشمه مى‌گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراز ديگر کتاب، اهداف تربيتى اسلام است که مراکز آموزشى به فراخور مسئوليت و توان خويش، بايد در پى تحقق آنها باشند.اين هدفها به اجمال چنينند: آشنايى با خويش و جهان؛ آشنايى با پروردگار؛ پرورش احساس سازگارى با جهان و تحکيم پيوند هاى انسانى و زيباشناسى و دريافت خير و شر؛ پرورش انديشه اسلامى در فرد؛ بار آوردن همه نيرو هاى وجود انسان بگون هاى هماهنگ براى بهره‌گيرى خيرخواهانه از آنها؛ پرورش شخصيتى هماهنگ که همه نيرو هاى وجودى او با يکديگر پيوند داشته باشند؛ تشويق به فراگيرى دانش و فن‌آورى؛ آماده کردن فرد براى زندگى در پرتو اسلام؛ حفظ ميراث و فرهنگ امت اسلامى؛ پرورش روحيه رهبرى و مسئوليت‌پذيرى؛ بالش روحيه برادرى اسلامى و اخلاص در راه دين و ميهن. سپس به توجه اسلام به تربيت اشاره شده و آمده است که پدر و مادر مسئول تعليم و تربيت درست کودکند و کوتاهى در اين‌باره نافرمانى به شمار مى‌آيد.آنگاه از برخى حقوق کودک و پار هاى ضابطه‌ها و توصيه هاى تربيتى آمده در روايات ياد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فراز بعدى از آمادگى کامل و مطلوب گفته شده است و در آن به اجمال، توجه اسلام به تربيت‌بدنى، روانى، اخلاقى، عقلانى، عاطفى و زيباشناختى بازگو شده است.پس از آن از عوامل تربيت؛ يعنى، خانواده، مدرسه، جامعه، دولت و خود فرد، سخن رفته و هريک به کوتاهى شرح شده است.در پايان بر سيزده سفارش تربيتى اشارتى آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی، بهروز، ص 382- 383&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85_%D9%88_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=623236</id>
		<title>تعلیم و تربیت اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85_%D9%88_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=623236"/>
		<updated>2022-12-12T10:39:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR24854J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = تعليم و تربيت اسلامى&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[شریعتمداری علی]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان =  فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏‎‏/‎‏ش‎‏4‎‏ت‎‏7 / 230/18 BP &lt;br /&gt;
| موضوع = اسلام و آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = امیر کبیر&lt;br /&gt;
| مکان نشر = تهران ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1390ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE.....AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = بیست و سوم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 24854&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 24854&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 24854&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تعليم و تربيت اسلامى''' نوشته [[علی شریعتمداری]] است. توجه به معپار هاى جنبه هاى حيات انسان مانند: شعور و فرگشت فردى، بهسازى جامعه، ايجاد مناسبات اساسى ميان افراد، حل مشکلات فردى و جمعى و تقويت بعد هاى پى‌نهادى شخصيت انسان، اهل تحقيق و قلم را وامى‌دارد ويژگي هاى نظام تعليم و تربيت اسلامى و هدف ها و روش هاى آن را طرح و بررسى کنند. بر اين اساس، نگارنده کوشيده است به کوتاهى، گوشه‌هايى از نظام تعليم و تربيت اسلامى را پيش‌رو نهد. از اين رهگذر، از انقلاب فرهنگى و آموزشى، لزوم تغيير نظام آموزشى، نظام تربيتى اسلام، هدفها، مبانى و روش هاى تعليم و تربيت اسلامى، نگرشى تاريخى-اقتصادى به آموزش عالى در ايران و نظام آموزشى-تربيتى حوزه هاى علمى ياد کرده است. تکيه نگارنده در اين اثر بيشتر بر قرآن و حديث است. گذشته از پيشگفتار، کتاب را پنج فراز است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-انقلاب فرهنگى و آموزشى: در اين فراز، از انقلاب فرهنگى و بايستى دگرگونى نظام آموزشى ياد مىکند. نخست فرهنگ و اشارات تربيتى آن را چکيده‌وار از کتاب [[جامعه و تعليم و تربيت]] خود(ص 38-39)مى‌آورد، فرهنگ را تعريف مىکند، اجزاى سه‌گانه و نيز سه عنصر عمومى، تخصصى و اختراعى آن را شماره مىکند. سپس به وظايف سه‌گانه مراکز آموزشى و تربيتى در برابر ميراث فرهنگى مى‌پردازد و با اشاره به پربارى فرهنگ اسلامى و پى‌نهاد وحيانى آن از نفوذش در ادبيات، فلسفه، هنر، آداب، افکار و عقايد مردم ايران مى‌گويد و گوشزد مىکند که وجود شاهان، پيش‌گيرنده از در آمدن اسلام در همۀ شئون زندگى مردم بوده است؛ و اکنون بايد کوشيد با الهام از اسلام، دگرگونيهايى بنيادين در فرهنگ جامعه آفريد. لازمۀ اين کار از جمله همکارى مردم است. &lt;br /&gt;
از رسالت هاى مراکز آموزشى، انتقال و معرفى ميراث فرهنگى جامعه است اگر اين مراکز چنين کنند، دگرگوني هاى بنيادى در همه جامعه رخ مى‌دهد. نويسنده پس از اين با توصيه به جدى گرفتن تعليم و تربيت، به ضرورت وجود متخصص متعهد براى انقلاب آموزشى مى‌پردازد و به کوتاهى از پار هاى مسائل آموزشى مانند: آموزش پيش از دبستان، آموزش دبستانى و برنامه‌ريزى براى دوره هاى ابتدايى، راهنمايى، آموزش متوسطه، آموزش عالى و تربيت معلم، ياد مىکند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-دو ويژگى اساسى انسان: نگارنده از اين دو ويژگى، آزادى و تفکر را مى‌خواهد و معتقد است اگر تعليم و تربيت، روندى باشد که در آن، نسل بزرگتر مىکوشد آگاهى نسل کوچکتر را در زمينه‌هايى چون جهان‌شناسى و انسان‌شناسى پرورش دهد، مى‌تواند از راه پرورش نيروى انديشه در فرد، او را براى برخورد با مسائل آماده کند. نظام هاى تربيتى، هنگامى در برآمدن و فرگشت انسان مؤثرند که در او آگاهى و تفکر بارآورند. نگارنده چون بدينجا مى‌رسد برخى نظام هاى اجتماعى و تربيتى، در شرق و غرب را با نظام تربيتى اسلام مى‌سنجد و به برتري هاى اين نظام اشاره مىکند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-نظام تربيتى اسلام: در اين فراز، نخست ويژگي هاى نظام تربيتى اسلام را مى‌آورد. سپس به هدف، روش و محتواى آن مى‌پردازد و براى نظام تربيتى اسلام هفت ويژگى ياد مىکند: الهى است، رويکرد هدايتى دارد، پوياست، جنبۀ عقلانى دارد، انقلابى است، استمرار دارد و همگانى است. در جنبۀ الهى، تربيت اسلامى همه کسان را دربر مى‌گيرد از جمله پيامبران و پيامبر اسلام(ص). ويژگي هاى تربيت الهى عبارت‌اند از: کامل بودن، سازگارى با فطرت انسان، جاودان ساختن حيات آدمى و برآوردن نيکبختى ابدى. در رويکرد هدايتى، مى‌گويد خداوند هادى و راهنماست و هدايت يا تکوينى است و يا تشريعى. سپس هريک را شرح و معنا مىکند و از هدايت انسان مى‌گويد و مى‌آورد که خداوند انسان را از دو طريق هدايت مىکند يکى نيرو هاى سرشتى و ديگر پيامبران. آنگاه به رابطۀ هدايت و تعليم و تربيت مى‌پردازد و از هدايت فرد مى‌گويد و ياد مىکند که تربيت اسلامى به همۀ جنبه هاى شخصيتى انسان؛ يعنى، جنبۀ ايمانى، عقلانى، عاطفى، اجتماعى و بدنى نظر دارد. سپس هريک را کمابيش شرح مى‌دهد و به فروع آنها اشاره مىکند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براى بررسى جنبۀ پويايى نظام تربيتى اسلام، نخست واژۀ پويا را در کاربرد هاى گوناگونش نشان مى‌دهد و با شرح رابطۀ منطقى ميان اجزاى هر مکتب با يکديگر و با کل آن نظام، پويايى هر نظام را به درونى و بيرونى بخش مىکند و آن دو را شرح مى‌دهد و چگونگى تشخيص پويايى درونى و بيرونى هر نظام را مى‌آورد و اشاره مىکند که پويايى هر نظام وابسته به جنبۀ عقلانى آن است و سرانجام به پويايى اسلام و نظام تربيتى آن مى‌پردازد. در شرح جنبۀ عقلانى نظام تربيتى اسلام مى‌گويد، اسلام بيش از مکتب هاى ديگر به اين جنبه اهميت مى‌دهد چه، اسلام از اساس بر مبانى عقلانى پاگرفته است و بر اهميت و ارزش عقل در زمينه هاى گوناگون تأکيد دارد. سپس از رابطه دين و عقل و نقش بازدارندۀ دين در ويرانى عقل مى‌گويد و يادآور مى‌شود که عقل و تعقل در کشف هنجار هاى(احکام)فقهى دخيل است و از منابع آن به‌شمار مى‌رود، در فلسفۀ اخلاق اسلام نيز حکميت عقل در امور و قضاياى اخلاقى پذيرفته شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-آموزش در اسلام: گروهى از مربيان، تعليم و تربيت و عادت دادن را يکى پنداشته‌اند. آموزش از دو طريق، شدنى است؛ يکى عادت دادن و ديگرى طريق تربيتى. مکتب رفتارگرا طريق عادت دادن و به ديگر سخن طريق شرطى را پذيرفته است اين مکتب مىکوشد همۀ فعاليت هاى انسان را از اين طريق توضيح دهد؛ اما از آنجا که تفکر، فهم و تعقل پايه تعليم و تربيت است گروهى طريق تربيتى را پذيرفته‌اند. در اين طريق، يادگيرى از راه طرح مسئله و تلاش براى تحليل و دريافت آن رخ مى‌دهد. در اين روزگار گرايش تربيتى غالب، بر نهاده بر عادت دادن يا شرطى شدن است. نگارنده چهار دليل بر اين مدعا ياد مىکند و پيش از پرداخت نگرش تعليم و تربيت اسلامى در اين‌باره، اندکى به شرطى شدن و تعليم و تربيت مى‌پردازد. وى براى روشن شدن ديدگاه نظام تربيتى اسلام در اين‌باره، به جنبۀ عقلانى تعليم و تربيت اسلامى تکيه دارد و از آن مى‌گويد. پس از اين به جنبۀ انقلابى نظام تربيتى اسلام مى‌رسد و با برشماردن ويژگي هاى مکتب انقلابى، يادآور مى‌شود که مکتب اسلام جنبه هاى بنيادين انقلابى را داراست و با شرح اين جنبه به ويژگى ديگر نظام تربيتى اسلام؛ يعنى، استمرار مى‌پردازد و پس از شرح اين ويژگى و اشاره به اينکه نظام تربيتى اسلام در همه زمينه‌ها استمرار دارد بر ويژگى هفتم اين نظام؛ يعنى، همگانى بودن تعليم و تربيت انگشت مى‌نهد و با شرح آن اين فراز را پايان مى‌دهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-هدف هاى تربيتى در اسلام: در اين فراز، پار هاى هدف هاى تربيتى در اسلام، معرفى و جنبه هاى تربيتى آنها بررسى مى‌شود. اين هدف‌ها چنين‌اند: پرستش خداوند، تقوا، تعليم حکمت، پرورش روح عدالتخواهى، تکامل انسان، برادرى و همکارى، دوستى با ملت‌هاى ديگر؛ پرورش نيروى انديشه، پرورش روح اجتماعى و پرورش شخصيت اخلاقى. پس از اين و در پى بحث اهداف، از برخى روش هاى تربيتى اسلام ياد مى‌شود مانند: &lt;br /&gt;
تلفيق علم و عمل؛ درآميختن ايمان و عمل؛ تربيت عملى؛ روش عقلانى؛ امر به معروف و نهى از منکر؛ جهاد؛ پاداش و تنبيه؛ توبه؛ پند و اندرز؛ ذکر مثل؛ قصه‌گويى و نيايش. &lt;br /&gt;
نگارنده در شرح اين روشها به مناسبت نکاتى را مى‌آورد و فرع‌هايى را ياد مىکند تا مى‌رسد به بحث محتواى نظام تربيتى اسلام و با برشماردن برخى از آنها، از شرحشان مى‌گذرد و به مفهوم نظام تربيتى مى‌پردازد و از نظام تربيتى در ايران مى‌گويد و به بررسى نظام آموزش رسمى کشور مى‌نشيند و پس از آن به شرح کوتاه مدارس قديم و حوزه هاى علمى برمى‌خيزد. &amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی، بهروز،ص 178-183&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%89_%D8%A8%D8%B1_%D8%AA%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%85_%D9%88_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%89_%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%AA_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%D9%8A%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=623235</id>
		<title>درآمدى بر تعليم و تربيت اسلامى اهداف تربيت از ديدگاه اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%89_%D8%A8%D8%B1_%D8%AA%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%85_%D9%88_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%89_%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%AA_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%D9%8A%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=623235"/>
		<updated>2022-12-12T10:37:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR20044J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = درآمدى بر تعليم و تربيت اسلامى اهداف تربيت از ديدگاه اسلام&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[اعرافی علیرضا، بهشتی محمد]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏‎‏/‎‏د‎‏4 / 230/18 BP &lt;br /&gt;
| موضوع = اسلام و آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
 آموزش و پرورش - فلسفه، آموزش و پرورش - هدفها و نقشها&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = سمت&lt;br /&gt;
| مکان نشر = تهران - ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1386ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE20044AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = هشتم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 20044&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 20044&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 12560&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''درآمدى بر تعليم و تربيت اسلامى اهداف تربيت از ديدگاه اسلام'''، زیر نظر [[علیرضا اعرافی]] و با همکاری [[محمد بهشتى]] و ديگران نوشته شده است. اين اثر دربردارندۀ نمايى كلى از هدف هاى تربيتى اسلام است كه با تكيه بر كتاب و سنت پرداخته شده و در دو بخش و هفت فصل سامان گرفته است.نگارندگان، از اين نگارش، بررسى، تنظيم و طبقه‌بندى هدف هاى تربيتى را به معناى اصطلاحى آن در علوم تربيتى نمى‌خواهند، آنان تنها در پى شناسايى و نماياندن هدف هاى تربيتى اسلام هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش اول.مفهوم هدف، طبقه‌بندى و ماهيت هدف غايى از ديدگاه اسلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول.مفهوم هدف و مبناى تعيين آن: در اين فصل معناى هدف و پار هاى واژگان مترادف آن مى‌آيد و به دو معناى غايت در فلسفه اشارت مى‌شود.از مفهوم هدف در تعليم و تربيت و ويژگي هاى سه‌گانه آن سخن مى‌رود.به ركن اساسى عمل تربيتى كه به بازشناخت آن از رفتارهايى كه تربيتى نيستند؛ اما گاه پى‌آمد هاى تربيتى دارند، پرداخته مى‌شود و مهمترين معيار هاى گزينش هدف هاى تربيتى مى‌آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه با پرداخت به اينكه هدف هاى تعليم و تربيت بايد با هدف هاى زندگى سازگار افتد از هدفمندى جهان از نگاه قرآن و عقل گفته مى‌شود و هدف زندگى انسان از ديد قرآن كاويده مى‌شود و سرانجام مبانى علمى، فلسفى و دينى تعيين هدف هاى تربيتى شرح و شماره مى‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم، سخن از طبقه‌بندى هدف هاى تعليم و تربيت است و از رهگذر آن، به مفهوم طبقه‌بندى هدف هاى تربيتى در علم و دين اشارت مى‌رود و پس از سختن آنها با يكديگر، از طبقه‌بندى سه‌گانۀ شناختى، عاطفى و روانى-حركتى اهداف در علوم تربيتى ياد مى‌شود.فراز پايانى اين فصل طبقه‌بندى هدف هاى تربيتى از نگاه اسلام است و در آن از طبقه هاى سه‌گانۀ هدف هاى غايى(نهايى)، هدف هاى واسط هاى و هدف هاى جزوى سخن مى‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم.هدف غايى و ويژگي هاى آن: اين فصل با برشماردن ويژگي هاى هدف هاى غايى از نگاه اسلام آغاز مى‌شود.اين هدفها عبارتند از: همسازى با فطرت، جامعيت، برانگيزندگى، عدم محدوديت، وحدت با هدف زندگى و وحدت هدف غايى.پس از آن هدف غايى از ديد اسلام مى‌آيد.يادكرد پار هاى مفاهيم قرآنى كه بيان پيوند انسان با خداست.پايان‌بخش اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش دوم.هدف هاى كلى(واسطه اى)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول.هدف هاى تربيتى اسلام از ارتباط انسان با خدا: محور هاى كلى هدف هاى تربيتى ارتباط انسان با خدا از اين قرار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ا)شناخت بارى: اين هدف، كليد رسيدن به هدف نهايى است و پيروزى در رسيدن به ديگر هدفها مسبوق بر دست‌يابى به آن است.شناخت خداوند يا حصولى است كه برآمد شناخت عقلى و حسى است و يا حضورى است كه ريشه سرشتى دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب)ايمان: از معناى لغوى و اصطلاحى ايمان كه بگذريم، بايد گفت، ايمان داراى دو ركن است: يكى الزام قلبى و ديگرى نمود رفتارى.آثار و پى‌آمد هاى تربيتى ايمان عبارتند از: آرامش خاطر، دورى از گناه و تأمين سلامت اجتماع از راه سلامت فرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج)تقوا: تقوا صيانت است و صيانت يا با كناره‌گيرى از هرآنچه انسان را به گناه وامى‌دارد، دست مى‌دهد يا با پرورش روح، بگون هاى كه در برابر محرك هاى محيطى مصونيت يابد و دامن به نابايست نيالودد.تقوا جز ايمان و از آن والاتر است با اين حال خود، مقدمه براى رسيدن به هدف هاى برتر مى‌باشد.تقوا آثار تربيتى دارد كه عبارتند از: روشن‌بينى، پيروزى بر مشكلات، حفظ نفس از سركشى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
د)عبادت: عبادت در معناى خاص آن، گون هاى پيوند خاضعانه است كه انسان با خدا دارد و دو گونۀ لفظى و عملى دارد.مهمترين آثار تربيتى عبادت چنين است؛ پرهيز از غرور و خودخواهى، رعايت عدالت و حقوق ديگران، پرهيز از گناه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ه)شكرگزارى: شكرگزارى، سپاس و حق‌شناسى از خداوند است و در پيروى از امر و نهى الهى نمود مى‌كند و سودش به خود انسان بازمى‌گردد.در قرآن براى شكرگزارى، اصولى ياد شده است كه عبارتند از: بازگشت بهره سپاس به انسان، ازدياد نعمت پس از شكر و آزمايش.پار هاى پى‌آمد هاى تربيتى شكرگزارى از اين قرار است: دستيابى به عدالت اجتماعى، دست يافتن به رضا، قناعت و توكل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم.هدف هاى تربيتى اسلام از ارتباط انسان با خود: ملاك و معيار تقسيم هدف هاى تربيتى در زمينه ارتباط انسان با خود، ساختار وجودى خود اوست.انسان داراى دو بعد تنى و روانى است در بعد روانى داراى سه جنبه متمايز شناختى، گرايشى و عاطفى است.در اين فصل كه بلندترين فراز كتاب است نخست هدف هاى واسط هاى تربيت اسلامى نسبت به هريك از اين سه جنبه كه ويژۀ انسانند، شرح مى‌شود؛ آنگاه ابعاد مشترك بين انسان و حيوان مى‌آيد.در بحث ابعاد مختص انسان به هدف هاى زير اشارت مى‌رود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ا)هدف هاى شناختى: اين هدف هاى شامل پرورش قوه عقل، فراگيرى علوم و معارف، تعالى انديشه و خودشناسى است.در شرح اين هدفها از نكات زير ياد مى‌شود: دعوت به انديشه و تعقل، شكوفايى عقل در پرتو بعثت، آثار منفى عدم تفكر، عدم تفكر و گرايش به پليدى، مقابله با عوامل ركود انديشه، عوامل پرورش عقل و انديشه، علل تأكيد بر فراگيرى علوم و معارف، فراگيرى علوم راهى به سوى تكامل، نكوهش جهل و جاهلان، ويژگي هاى علوم و هدايت انسان و خودشناسى مقدمه خداشناسى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب)هدف هاى گرايشى: گرايش، نيرويى درونى براى حركت به سوى هدفى خاص است.گرايش يا عام است يا خاص؛ بازشناخت اينها از يكديگر به ويژگيهايى است كه در متن از آنها سخن مى‌رود و پس از آن، هدف هاى گرايشى به شرح زير شماره مى‌شود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرورش حقيقت‌جويى، پرورش حس خداجويى، پرورش فضيلت‌خواهى، پرورش گرايش به جاودانگى، پرورش گرايش به كمال، پرورش گرايش به زندگى اجتماعى، پرورش گرايش به دفاع، پرورش گرايش به زيبايى و هدايت و تعديل گرايش به تملك. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از اين از اراده در انسان و عوامل پرورش آن در دين ياد مى‌شود.در گفتگو از گرايش هاى مشترك ميان انسان و حيوان، به هدايت و تعديل اشارت مى‌رود به اين ترتيب: هدايت و تعديل گرايش به تغذيه، هدايت و مهار گرايش به خواب، هدايت و مهار ميل جنسى.آنگاه از هدف هاى تربيت جسمى انسان در اسلام گفته مى‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم.هدف هاى تربيتى اسلام از ارتباط انسان با ديگران: يكى از مهمترين موضوعات مورد توجه دين، ارتباط انسانها با يكديگر است كه داراى رويكرد هاى اجتماعى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى مى‌تواند بود.در اين فصل از هدف هاى واسط هاى تربيت اسلامى نسبت به اين چهار رويكرد ياد مى‌شود. هدف هاى تربيتى اسلام از ارتباط انسان با طبيعت، موضوع فصل پايانى كتاب است كه بسيار كوتاه افتاده است.   &amp;lt;ref&amp;gt; رفیعی، بهروز، ص209- 212&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B3%D9%8A%D8%B1%D9%89_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%89&amp;diff=623234</id>
		<title>سيرى در تربيت اسلامى</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B3%D9%8A%D8%B1%D9%89_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%89&amp;diff=623234"/>
		<updated>2022-12-12T10:33:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: /* پانویس */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR20042J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = سیری در تربیت اسلامی&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[دلشاد تهرانی مصطفی]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏‎‏/‎‏د‎‏8‎‏س‎‏9 / 230/18 BP &lt;br /&gt;
| موضوع =  اسلام و آموزش و پرورش، اسلام و آموزش و پرورش - جنبه‏‌هاي قرآني&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دریا&lt;br /&gt;
| مکان نشر = تهران - ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1385ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE20042AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = نهم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 20042&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 20042&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سيرى در تربيت اسلامى''' اثر [[مصطفى دلشاد تهرانى]] است که اين نوشتار، گذرى است بر شمارى از مهمترين بحث هاى تربيتى در اسلام که با تکيه بر پار هاى رهيافت هاى تربيتى قرآن کريم، حضرت پيامبر اکرم(ص)و امامان معصوم(ع)، پرداخته شده است.اين گفته‌ها در پنج بخش به سامان شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش اول.مقدمات: در اين بخش با اشارت به ويژگي هاى آفرينشى انسان و توان رشد و تعالى بى‌همال او، از جايگاه و ضرورت بحث تربيت مى‌گويد و يادآور مى‌شود بهترين راه تربيت، آن است که بر شناخت حقيقت انسان و همۀ نياز هاى او استوار باشد؛ يعنى، راه وحى.آنگاه با کاوش در مفهوم تربيت، آن را رفع موانع و ايجاد مقتضيات براى شکوفايى استعداد هاى انسان در جهت کمال مطلق، تعريف مى کند(ص 24).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش دوم.موانع و مقتضيات تربيت: از آنجا که تربيت با رفع موانع و ايجاد مقتضيات سامان مى‌يابد، در اين بخش به اين موانع و مقتضيات پرداخته مى‌شود و از اين رهگذر نخست از مانع و مقتضى اصلى تربيت؛ يعنى، دنيا و ترک دنيا سخن مى‌رود، آنگاه موانع و مقتضيات فردى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى تربيت به کوتاهى بررسى مى‌شود تا از اين راه، روشن شود که تربيت، فرايندى فرافردى است و با امور اجتماعى، سياسى و اقتصادى پيوند دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش سوم.مبانى تربيت: در اين بخش از اهميت و جايگاه شناخت انسان در تربيت مى‌گويد.به ارزش خودشناسى اشاره مىکند.حقيقت انسان را مى‌آورد.به غايت تربيت و بايستى همسازى آن با حقيقت انسان مى‌پردازد، اهداف کلى که سرانجام به غايت تربيت مى‌انجامد؛ يعنى، اصلاح رابطۀ انسان با خدا، با خود، با جامعه، با طبيعت و با تاريخ را شرح و شماره مىکند.از شناخت فطرت ياد مىکند و پس از تعريف فطرت، مفهوم آن را با مفهوم طبيعت و غريزه مى‌سنجد و حقيقت فطرت را مى‌پردازد و از اقسام فطرت مى‌گويد و حقيقت‌جويى، خيراخلاقى، زيبايى‌دوستى، خلاقيت و ابداع و عشق و پرستش را فطريات انسان مى‌خواند و آنها را شرح مى‌دهد.آنگاه به عوامل تربيت مى‌رسد و نخست اشارتى دارد به رابطۀ ميان اعمال و ملکات آدمى با ذات او و نيز رابطۀ اعمال و ملکات انسان با امور برون‌ذاتى او تا نشان دهد که عوامل مؤثر در ساختار تربيت انسان يا برونى‌اند و يا درونى؛ با اين حال انسان محکوم اين عوامل نيست چه، اينها علت تامۀ تربيت نيستند، بل به نحو اقتضا در تربيت مؤثر مى‌افتند.اين عوامل عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وراثت، محيط(خانواده، گروه دوستان، مدرسه، اجتماع، جغرافيا و طبيعت محل زندگى)، سختيها، کار، ماوراى طبيعت و اراده انسان که هريک به کوتاهى شرح مى‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش چهارم.اصول تربيت: براى بسامان شدن ساختار تربيتى و رسيدن به هدف هاى کلى و غايت تربيت، کنش هاى تربيتى بايد بر اصولى استوار باشد که در اين بخش به شمارى از آنها مى‌پردازد. نخست از اصل اعتدال ياد مىکند و با اشاره به رعايت حد وسط و پرهيز از افراط و تفريط در امور زندگى و آيين تربيت، از رويکرد تربيتى اسلام به اعتدال مى‌گويد و به آيات و رواياتى در بايستى رعايت اعتدال در امور فردى، اجتماعى، نظرى و عملى اشارت مىکند.از اعتدال در امور روانى چون بيم و اميد مى‌گويد و اعتدال را بهترين راه تربيت مى‌خواند. آنگاه به اصل تدرّج و تمکن مى‌پردازد.تدرج و تمکن را معنا مىکند.لزوم تدرج و تمکن در تربيت را يادآور مى‌شود، از تفاوت هاى فردى و پيوند آن با اصل تدرج و تمکن مى‌گويد.توجه به تفاوت هاى فردى و رعايت اصل تدرج و تمکن را از سنت هاى الهى در تربيت مى‌شمارد و از وجود اين اصل در سيرۀ پيامبر اکرم(ص)و اوصياى او ياد مىکند.&lt;br /&gt;
تسهيل و تيسير، اصل ديگرى است که آن را معنا مىکند.از آسان‌گيرى در تربيت اسلامى مى‌گويد و يادآور مى‌شود که آيين تربيت دينى، متين و ملايم است، چنانکه از قرآن و سنت برمى‌آيد و سرانجام به اهميت بيشتر رعايت اين اصل در دوران کودکى مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصل زهد؛ روش اولياى خدا در تربيت بر زهد استوار بوده است.آنان مىکوشيدند در مردم روحيۀ زاهدانه بيافرينند، زهد اصل دين است.زهد مقول هاى جز رهبانيت است.برترين نمونه هاى تربيت اسلامى، پارسايانى تمام‌عيار بودند که زهدشان مثبت بود و تن به رهبانيت ندادند، برترين نمود زهد اسلامى، زندگى جناب پيامبر اکرم(ص) است.پس از برشماردن پايه هاى سه‌گانه زهد اسلامى، از ثمرات زهد(علم، حکمت، بصيرت، هدايت، آرامش، آسودگى، بى‌نيازى، آزادى، اصلاح، قوّت، عزّت، عظمت) ياد مىکند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصل تعقل؛ معناى تعقل، شأن عقل در روايات، تربيت عقلانى و نقش آن در حق‌يابى، حق‌پويى، حق‌خواهى و دريافت درست هستى، عقل معاد و عقل معاش بحث هاى آمده در شرح اين اصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصل تربيتى ديگر، تفکر است.تفکر درست، اساس تربيت اسلامى است.انسان جز با تفکر نمى‌تواند دريافتى درست از هستى داشته باشد.تفکر اساس زندگى انسان است. قرآن مردم را به تفکر مى‌خواند.تفکر بر فطرت استوار است.نظام تربيتى اسلام انسان را به تفکر در خدا، جهان، انسان و تاريخ مى‌خواند.&lt;br /&gt;
اصل تدبر؛ در شرح اين اصل، تدبر را معنا مىکند.جايگاه تدبر را در تربيت مى‌آورد. به تلاش مربيان الهى براى هدايت مردم به تدبر اشاره مىکند و نمونه‌هايى مى‌آورد و با گوشزد ثمرات تدبر، به اصل کرامت مى‌رسد.کرامت را معنا مىکند.از کرامت ذاتى انسان مى‌گويد.محور بودن کرامت در تربيت اسلامى را شرح مى‌دهد.راه کرامت آدمى را ياد مىکند و به نتايج کرامت و يا حقارت نفس مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
فراز پايانى اين بخش از آن اصل عزت است که در آن معنا و مفهوم و حقيقت عزت را مى‌نمايد.به نقش عزت در تربيت اشاره مىکند.راه دست يافتن به عزت(اطاعت خدا، تقواى الهى، انقطاع)را مى‌آورد و هريک را اندکى شرح مىدهد.&lt;br /&gt;
فصل پنجم.روش هاى تربيت: نگارنده در اين بخش به شرح برخى روش هاى تربيتى اسلام مى‌نشيند.نخست روش الگويى را مى‌آورد و الگوپذيرى را سرشتى آدمى مى‌خواند و يادآور مى‌شود که اين ويژگى الگوپذيرى، آن را از بهترين و کوتاهترين روش هاى تربيتى نموده است.سپس به نقش الگوها در تربيت مى‌پردازد.مسئوليت الگوها را ياد مىکند.تربيت از راه الگو را تربيت عملى مى‌خواند.از تأثير تربيت عملى در متربى مى‌گويد و به الگوها در قرآن اشاره مىکند.&lt;br /&gt;
روش محبت؛ محبت مؤثرترين روش تربيتى است، سهل است مفيدترين روش هاى تربيت از محبت نيرو مى‌گيرند.خداوند پيامبر گرامى(ص)را به اين روش آراسته است. &lt;br /&gt;
محبت شيرازۀ هستى است و بدان کمال مى‌يابد.جناب پيامبر(ص)با محبت توانست سرسخت‌ترين کسان را دگرگون کند.محبت نياز فطرى انسان و آبشخور تربيت اوست. &lt;br /&gt;
محبت گوهر وجود آدمى را جلا مى‌دهد و چيستى آدمى را شکوفا مىکند و سلامت روح و اعتدال روان مى‌آورد.کودک بيش از ديگران نيازمند محبت است و محبت بيش از هر روشى در سامان‌دهى شخصيت او مؤثر است.آنان که کودک را از محبت خويش محروم مىکنند، از حقيقت انسانى بى‌بهره‌اند.در روش محبت بايد با اصل اعتدال سازگارى کرد و به افراط و تفريط نگراييد چه، آثار سوء در پى خواهد داشت.محبت اطاعت مى‌آورد و به همسانى و همراهى مى‌انجامد و اين نشان اهميت اين روش در تربيت است.&lt;br /&gt;
روش تذکر؛ نويسنده از تذکر يادآورى نعمت هاى خداوند و مرگ و پيامدهايش را مى‌خواهد.معناى لغوى ذکر و تذکر را مى‌آورد.از ذکر قلبى و زبانى ياد مىکند.به نقش تذکر در تربيت مى‌پردازد.تأثير ياد خداوند را در عقل و فطرت و خوى آدمى گوشزد مىکند.از ياد مرگ و آثار تربيتى و اخلاقى آن مى‌گويد و آن را روش تربيتى سلف صالح و عالمان ربانى مى‌خواند.&lt;br /&gt;
روش عبرت؛ عبرت از روش هاى تربيتى قرآن و پيشوايان معصوم است.عبرت با نظر بر دگرگوني هاى زندگى، رخداد هاى تاريخى، سرنوشت ملتها، حيات و مرگ تمدنها، سرانجام قدرتمندان و ستمگران و جز اينها دست مى‌دهد.معنا و مفهوم عبرت و اعتبار، نقش عبرت در تربيت، راه هاى به‌دست آوردن عبرت و ويژگي هاى اهل عبرت، ديگر نکات اين جستار است.&lt;br /&gt;
روش تربيتى ديگر، موعظه است که نگارنده در شرح آن، موعظه و وعظ را معنا مىکند.از نقش تربيتى موعظه مى‌گويد.به نياز انسان به موعظه اشارت مىکند و بايادآورى آداب موعظه به روش توبه روى مىکند و آن را يکتا روش جدا شدن انسان از کژى و نابايستى و پلشتى مى‌خواند و معناى توبه و استغفار را مى‌آورد و به نقش تربيتى توبه مى‌پردازد و از حقيقت توبه و توبۀ حقيقى مى‌گويد و آداب توبه را برمى‌شمارد.&lt;br /&gt;
روش ابتلا و امتحان؛ اين روش نيکوترين روش در شکوفايى نيرو هاى نهفته انسان به شمار است.بى‌اين روش جايگاه آدميان مشخص نمى‌شود.ابتلا و امتحان ناموس الهى است و هميشه جريان دارد و همگان را دربر مى‌گيرد.نقش تربيتى ابتلا و امتحان، در پالايش آدمى و فراهم کردن زمينۀ اتصاف او به کمالات الهى خود مى‌نمايد.&lt;br /&gt;
روش مراقبه و محاسبه؛ نويسنده اين روش را مؤثرترين روش براى تصحيح رفتار و حفظ کردار صالح و تداوم عمل نيک مى‌داند و اين روش را راهى براى پاس داشتن از خود مى‌خواند و بر آن است که اين روش را مرابطه خوانده‌اند.آنگاه مرابطه را معنا مىکند و از مفهوم آن در ميان اهل سلوک مى‌گويد.به مراحل چهارگانۀ مرابطه(مشارطه، مراقبه، محاسبه، معاتبه)مى‌پردازد و هريک را شرح مىکند.&lt;br /&gt;
روش تشويق و تنبيه، فرجامين بحث کتاب است و در آن به شرايط عملى آن (شناخت، محبت، ظرافت، دقت)اشارت مى‌شود.از نقش تشويق و تنبيه در تربيت سخن مى‌رود و آداب دوازده‌گانۀ تشويق و تنبيه شرح و شماره مى‌شود.در تربيت نفسانى از ضرورت پرورش جنبه هاى انسانى، ضرورت تربيت اخلاقى، پرورش وظيفه‌شناسى و تکاليف دينى ياد مى‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt; رفیعی، بهروز، ص 271-274 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=623230</id>
		<title>رده:مقالات غلامرضا بدرخانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=623230"/>
		<updated>2022-12-12T09:42:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: صفحه‌ای تازه حاوی «__HIDDENCAT__» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;__HIDDENCAT__&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B1_01_%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=623229</id>
		<title>رده:مقالات شهریور 01 بدرخانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B1_01_%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=623229"/>
		<updated>2022-12-12T09:42:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;__HIDDENCAT__&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات غلامرضا بدرخانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%D9%8A%D9%87_%D9%88_%D8%AA%D8%A3%D8%AB%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D9%89_%D9%88_%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%89_%D8%A2%D9%86&amp;diff=623228</id>
		<title>مدارس نظاميه و تأثيرات علمى و اجتماعى آن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%D9%8A%D9%87_%D9%88_%D8%AA%D8%A3%D8%AB%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D9%89_%D9%88_%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%89_%D8%A2%D9%86&amp;diff=623228"/>
		<updated>2022-12-12T09:37:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR20037J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = مدارس نظاميه و تأثيرات علمى و اجتماعى آن&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[کسائی نورالله]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏‎‏/‎‏ن‎‏6‎‏ک‎‏5 / 291 ‏LG‎‏ &lt;br /&gt;
| موضوع = ايران - تاريخ - مدرسه‏‌هاي نظاميه، ايران - تاريخ - آموزش و پرورش،  دانشگاهها و مدارس عالي - ايران&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = امیر کبیر&lt;br /&gt;
| مکان نشر = تهران - ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1374ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE20037AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = سوم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 20037&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 20037&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''مدارس نظاميه و تأثيرات علمى و اجتماعى آن''' نوشته [[نور اللّه کسائى]] است. خواجه نظام الملک طوسى با ساخت مدارس نظاميه در نيمه دوم سده پنجم هجرى، يکى از رويداد هاى مهم علمى، مذهبى و اجتماعى را در تاريخ اسلام رقم زد. وجود اين مدارس، بزودى به تأثيرات و تحولاتى شگرف در جامعه اسلامى انجاميد. اين تأثيرات که تا ديرگاهى در بخشى گسترده از جهان اسلام خود مى‌نمود، رفته‌رفته در غبار تاريخ  آرميد و چنانکه بايد، شناخته نشده و محک نخورد. اين اثر در پى شناسايى مدارس نظاميه و کاوش در چگونگى پاگيرى، اداره و بويژه تأثيرات علمى و اجتماعى آن در جهان اسلام و غرب است.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ساختار ==&lt;br /&gt;
کتاب از پيشگفتار و هفت بخش برآمده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش محتوا ==&lt;br /&gt;
در بخش نخست، از اوضاع سياسى، اجتماعى و علمى سرزمين هاى اسلامى به هنگام پى نهادن نظاميه‌ها مى‌گويد چه، فلسفه وجودى اين مدرسه‌ها با رويداد هاى تاريخى روزگار خود سخت درآميخته است و براى شناسايى همه‌جانبۀ آن ناگزير بايد از تاريخ سياسى، اجتماعى و علمى آن روزگار آگاه بود. از اين رهگذر، نخست از نقش سلجوقيان در پاسدارى از سنت و خلافت مى‌گويد و برخى حاکمان سلجوقى و اوضاع روزگار آنها را ياد مى‌کند تا مى‌رسد به خلافت عباسى، يورش مغولان، جنگ هاى صليبى، رواج اسماعيليه و مخالفت اسماعيليان با عباسيان، حسن صباح و قتل خواجه نظام الملک؛ آنگاه به تعصبات و درگيري هاى مذهبى اشاره مى‌کند و نيم‌نگاهى دارد به وضع علمى و ادبى اين دوره. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش دوم، در آغاز اين بخش، به زندگى، شخصيت و احوال و کار هاى علمى و اجتماعى و سياسى خواجه نظام الملک طوسى (408-485 ه‍‌. ق) مى‌پردازد. سپس به مدارس نظاميه، انگيزۀ ايجاد آنها و مراکز مهم علمى پيش از نظاميه‌ها اشارت مى‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش سوم، از آن نظاميه نيشابور است و در آن گزارشى کوتاه از اوضاع علمى و اجتماعى نيشابور مى‌آيد و پس از معرفى کوتاه مدرسه نظاميه نيشابور، مدرسان و معيدان و دانش‌آموختگان آن شرح و شماره مى‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش چهارم دربارۀ نظاميه بغداد است. نگارنده از اهميت علمى و اجتماعى بغداد مى‌گويد. به سلجوقيان در بغداد مى‌پردازد و سقوط بغداد به دست هلاکو و چگونگى بغداد پس از حمله مغول را مى‌آورد. پس از اين، به نظاميه بغداد مى‌پردازد و برترى آن را بر ديگر نظاميه‌ها ياد مىکند. آغاز و انجام بناى آن را مى‌نويسد و به محل، مشخصات ساختمانى، وسعت، متصدى بنا، اعتبارات مالى، موقوفات، مراسم افتتاح و توليت آن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشارت مى‌کند. سپس سرپرستان و بازرسان اوقاف، اهميت تدريس و شرايط انتصاب مدرس، حقوق و مزاياى مدرس، اجازه تدريس، رقابت دانشمندان براى تدريس در نظاميه، تشريفات مجالس درس، مواد درسى، شماره و شرح حال مدرسان را همراه با نائبان تدريس و نام و شمار معيدان، گوشزد مى‌کند. آنگاه به اهميت وعظ در قرن پنجم و ششم و مجالس پرشور وعظ در نظاميه بغداد مى‌پردازد، واعظان نظاميه را برمى‌شمارد و ائمه جماعتش را مى‌آورد به کتابخانه مدرسه مى‌پردازد و از اهداکنندگان کتاب، نام کتابداران و منشى کتابخانه مى‌گويد پس از آن از استقبال دانش‌پژوهان از نظاميه بغداد و شرايط تحصيلى، مزاياى تحصيلى، دوره تحصيلى، روابط استاد و دانشجو و مزاياى علمى و اجتماعى دانش‌آموختگان نظاميه بغداد ياد مى‌کند و نام دانش‌آموختگان بنام آن مدرسه را برمى‌شمارد. شاعران مقيم نظاميه، گزارش رويداد هاى آن مدرسه و سير و مراحل رکود و انحطاط نظاميه فراز هاى پايانى بخش است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش پنجم، از نظاميه اصفهان و مدرسان و دانش‌آموختگان آن، نظاميه طبرستان و مدرسان آن، نظاميه بصره، نظاميه بلخ و مدرسان و دانش‌آموختگانش، نظاميه جزيره ابن عمر، نظاميه خرگرد (خواف)، نظاميه مرو و مدرسان و دانش‌آموختگان آن، نظاميه موصل، نظاميه هرات و مدرسان و دانش‌آموختگان آن، مدرسه رى، مدرسه ظاخر و چند مدرسه در بيت المقدس، حلب، دمشق، خوارزم و قوينه ياد مى‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش ششم دربارۀ اسناد و نامه هاى تاريخى مربوط به مدارس نظاميه است. در بخش هفتم به تأثيرات علمى و اجتماعى مدارس نظاميه مى‌پردازد و از پيشرفت علوم دينى بويژه مذهب شافعى، نهضت تأسيس مدارس دولتى و ملى، تأثير در دانشگاه هاى قديم اروپا، تجليل از دانشمندان و مدرسان و پيدايش ضوابط ويژه در امر تدريس و توجه به رفاه مدرسان و طلاب، ياد مى‌کند و آنها را آثار مثبت نظاميه‌ها مى‌خواند. آنگاه به آثار منفى آنها مى‌پردازد و از عدم توجه به برخى رشته هاى علمى، مبارزه با فلسفه و آزادى افکار، عدم ارتباط فرهنگى با ديگر جوامع، انحصار دانش و بهره‌گيري هاى سياسى از آن و تشديد درگيري هاى مذهبى و گسترش تفرقه ميان مسلمانان مى‌گويد. &amp;lt;ref&amp;gt; رفیعی بهروز، 1378، ص332-333&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%AE_%D8%B3%D8%B1%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%89_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%89_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4_%D9%88_%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4_%D8%BA%D8%B1%D8%A8&amp;diff=623227</id>
		<title>بحث:تاريخ سرچشمه‌هاى اسلامى آموزش و پرورش غرب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%AE_%D8%B3%D8%B1%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%89_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%89_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4_%D9%88_%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4_%D8%BA%D8%B1%D8%A8&amp;diff=623227"/>
		<updated>2022-12-12T09:33:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: صفحه را خالی کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A7%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%DA%A9%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%89&amp;diff=623226</id>
		<title>بحث:اتجاهات الفکر التربوى</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A7%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%DA%A9%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%89&amp;diff=623226"/>
		<updated>2022-12-12T09:32:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: صفحه را خالی کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85_%D9%88_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_(%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C)&amp;diff=623136</id>
		<title>تعلیم و تربیت در اسلام (مطهری)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85_%D9%88_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_(%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C)&amp;diff=623136"/>
		<updated>2022-12-10T11:54:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{کاربردهای دیگر|تربیت اسلامی (ابهام زدایی)}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر =NUR64529J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = تعلیم و تربیت در اسلام(مطهری، مرتضی)&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| پدیدآورندگان&lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[مطهری، مرتضی]] (نويسنده)&lt;br /&gt;
|زبان&lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره =     &lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت - تربیت اسلامی - اخلاق اسلامی - فلسفه اخلاق&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = صدرا&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران - تهران&lt;br /&gt;
| سال نشر = &lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE64529AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ =  چهلم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 64529&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 64529&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 989&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تعلیم و تربیت در اسلام'''، مجموعه سخنرانی‌های اخلاقی و تربیتی معلم شهید [[مطهری، مرتضی|مرتضی مطهری]] (1298-1358ش.) در جمع دبیران تعلیمات دینى و انجمن اسلامى پزشکان در تهران سال‌هاى 1351 و 1352ش است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://noorlib.ir/book/view/64529?pageNumber=11&amp;amp;viewType=pdfر.ک: مقدمه ناشر، ص11]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسائل تربیتی و اخلاقی مهمی مانند تربیت عقلانى انسان‏، بررسى نظریه نسبیت اخلاق‏، پیوند عبادت با برنامه‌‏هاى تربیتى‏ و عوامل چندگانه تربیت (تقویت اراده، عبادت‏، محبت، تقویت حس حقیقت‌‏جویى، مراقبه و محاسبه‏، تفکر، محبت اولیا، ازدواج، جهاد و کار) از موضوعات مطرح شده در این اثر است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://noorlib.ir/book/view/64529?pageNumber=213&amp;amp;viewType=pdfر.ک: متن کتاب، ص213-275]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از مباحث مطرح‌شده در این اثر، مانند تعریف و تحلیل فعل اخلاقی&amp;lt;ref&amp;gt;[https://noorlib.ir/book/view/64529?pageNumber=67&amp;amp;viewType=pdfر.ک: همان، ص67-85]&amp;lt;/ref&amp;gt; و بررسى نظریه نسبیت اخلاق‏ و نقد نظریه‌های مرتبط&amp;lt;ref&amp;gt;[https://noorlib.ir/book/view/64529?pageNumber=95&amp;amp;viewType=pdfر.ک: همان، ص95]&amp;lt;/ref&amp;gt;، جزو مسائل فلسفه اخلاق است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از مطالب ارزنده این اثر عبارت است از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بحث‌هاى ایرادشده در جمع دبیران تعلیمات دینى==&lt;br /&gt;
آنهایى که معتقدند اخلاق نسبى است، می‌‏گویند: مثلًا یک روزى عفاف در یک جامعه‌‏هایى خوب بود... ولى بعد زندگى ماشینى آمد و زن به متن اجتماع و داخل کارخانه‏‌ها کشیده شد. عفاف یک‏ روزى خلق خوبى بود و امروز خلق خوبى نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولى این حرف روى این مبنایى که ما گفتیم غلط است. عفاف و پاک‌دامنى به‌عنوان یک حالت نفسانى، یعنى رام بودن قوّه شهوانى تحت حکومت عقل و ایمان، تحت تأثیر قوّه شهوانى نبودن، شره نداشتن... عفاف همه وقت خوب است. بله، آن فعل اخلاقى که ما نام آن را عفت می‌گذاریم، مانعى ندارد که فرق کند... مثلًا در این مثال‌هاى معروف فقهى که ذکر می‌‏کنند می‌‏گویند: زنى است مریض و نیاز به طبیب دارد. طبیب زن وجود ندارد و طبیب مرد هم باید بدنش را لمس کند و... و فرض این است که جان زن در خطر است. در این صورت مراجعه به طبیب مرد جایز است. لمس کردن و نگاه کردن بدن زن براى نامحرم یک فعل خلاف عفت است، اما همین فعل در یک شرایط خاص، جنبه غیر اخلاقى بودن خود را از دست می‌‏دهد، ولى این غیر از آن است که خود عفاف به‌عنوان یک خلق و خوى و خصلت، ارزش خود را از دست بدهد؛ ارزش آن محفوظ است، این فعل است که تغییر می‌‏کند&amp;lt;ref&amp;gt;[https://noorlib.ir/book/view/64529?pageNumber=104&amp;amp;viewType=pdfر.ک: همان، ص104]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بحث‌هاى انجمن اسلامى پزشکان==&lt;br /&gt;
زن‌ها در قدیم مشهور بودند که زیاد غیبت مى‌کنند. شاید این به‌عنوان یک خصلت زنانه معروف شده بود که زن طبیعتش این است و جنسا غیبت‌کن است؛ درصورتى‌که چنین چیزى نیست، زن و مرد فرق نمى‌کنند. علتش این بود که زن هیچ شغلى و هیچ کارى، نه داخلى و نه خارجى نداشت... &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در یکى از شهرهاى کوچک ایالت فیلادلفیاى آمریکا در خانواده‌‏ها قمار آن‏قدر رایج شده بود که زن‌ها به آن عادت کرده بودند و در خانه‏‌ها به‌صورت یک بیمارى رواج یافته بود و شکایت همه این بود که زن‌ها دیگر کارى غیر از قمار ندارند... &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک شهردار پیدا شد و گفت که من این بیمارى را معالجه می‌‏کنم. آمد کارهاى دستى از قبیل بافتنى را تشویق کرد و براى زن‌ها مسابقه‏‌هاى خوب گذاشت و جایزه‏‌هاى خوب تعیین کرد. طولى نکشید که زن‌ها دست از قمار کشیده و به این کارها پرداختند...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکى از آثار کار، جلوگیرى از گناه است. البته نمى‌گویم صددرصد این‏طور است، ولى بسیارى از گناهان منشأش بیکارى است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://noorlib.ir/book/view/64529?pageNumber=280&amp;amp;viewType=pdfر.ک: همان، ص280-281]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
مقدمه ناشر و متن کتاب.&lt;br /&gt;
{{استاد شهید مطهری}}&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تعلیم و تعلم از دیدگاه شهید ثانى و امام خمینى]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مجموعه آثار استاد شهید مطهری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[یادداشتهای استاد مطهری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اسلام و تعلیم و تربیت]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فى الفکر التربوى الإسلامى]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[نظام حقوق زن در اسلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات آبان 01 خردمند]]&lt;br /&gt;
[[رده:اخلاق اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار مرتضی مطهری]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده آبان 01]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات بازبینی شده2 آذر 1401]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D8%B9%D9%86%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%BA%D8%B2%D8%A7%D9%84%D9%89&amp;diff=623135</id>
		<title>التربية الاسلامية عند الامام الغزالى</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D8%B9%D9%86%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%BA%D8%B2%D8%A7%D9%84%D9%89&amp;diff=623135"/>
		<updated>2022-12-10T11:47:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR101598J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = ايوب دخل اللّه&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[التربية الاسلامية عند الامام الغزالى]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ د3ت4 / 904 LC&lt;br /&gt;
| موضوع =  اسلام و آموزش و پرورش، اخلاق اسلامي، غزالي‌، محمد بن محمد، ??? - ???ق - نظريه دربا‌ره آموزش و پرورش &lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = المکتبه العصریه&lt;br /&gt;
| مکان نشر = بیروت - لبنان&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1417ق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE101598AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 101598&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 101598&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 15637&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
التربية الاسلامية عند الامام الغزالى تالیف ايوب دخل اللّه است و پايان‌نامه کارشناسى ارشد نگارنده در رشته بررسى هاى اسلامى در دانشکدۀ بررسى هاى اسلامى امام اوزاعى است.نويسنده مطالب کتاب را در مقدمه و ده فصل تنظيم کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقدمه از اهميت چنين بررسيهايى مى‌گويد و به مشکلات تحقيق و هدف آن اشاره مى‌کند.از روش تاريخى و توصيفى خود در تحقيق ياد مى‌کند.پيشينۀ تحقيق در انديشه هاى غزالى را مى‌آورد و با اشاره به حدود بحث و کتاب هاى غزالى که مورد استفادۀ اوست به فصل اول مى‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل نخست، از اوضاع سياسى روزگار او مى‌گويد.به شرايط مذهبى و فعاليت هاى فکرى آن ايام اشاره مى‌کند و پس از بررسى شرايط اجتماعى و اقتصادى آن عصر، گذرى دارد بر اوضاع فرهنگى آن، تا از اين راه زمينۀ آشنايى با ويژگي هاى عصرى که غزالى در آن زيست و قلم زد تا انداز هاى روشن شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم، به سيرۀ غزالى مى‌پردازد و پس از اشاره به زندگى او از تحصيل او مى‌گويد و به تدريسش در نظاميه نظر مى‌کند و تحول روحى او و سير و سفرش در جهان اسلام را ياد مى‌کند و از آثارش مى‌گويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل سوم، به مواضع غزالى نسبت به اوضاع سياسى مهم، شرايط فکرى و دينى و اوضاع اجتماعى مى‌پردازد و از نگرش او به علوم روزگارش ياد مى‌کند چه، اين مقولات را در شکل‌گيرى انديشه تربيتى او دخيل مى‌داند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم، دربارۀ رويکرد هاى غزالى به خدا، هستى، انسان، جامعه و زندگى اخروى است.اين رويکردها هسته مرکزى نگرش هاى تربيتى غزالى است زيرا از نگاه او ميان انديشه و کردار پيوندى هست و کردار برخاسته از انديشه است.عقيده و انديشه هر کسى، نوع پيوند او با خدا، هستى، ديگر انسانها و جهان آخرت را رقم مى‌زند.تعالى اين پيوند هدف دستگاه تربيتى غزالى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوع فصل پنجم، تربيت از نگاه غزالى است و از رهگذر آن به ضرورت فردى و اجتماعى تربيت اشاره مى‌کند و تربيت را رسالت مربى مى‌خواند.به مفهوم تربيت مى‌رسد و در پيوند آن با دين مى‌کاود.مفهوم لغوى و اصطلاحى آن را مى‌آورد و اهميت تربيت را وامى‌شکافد و ياد مى‌کند که تربيت ضرورت فردى و اجتماعى دارد و شرط اصلى حفظ فرهنگ اسلامى و گسترش آن در جهان است.پس از اين به هدف هاى تربيت از نگاه غزالى مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل ششم، به انواع تربيت از ديد غزالى مى‌پردازد و با اشاره به فراگيرى تربيت اخلاقى از نظر غزالى، به شرح و تحليل تربيت عقلى، جسمى، نفسى، اخلاقى، روحى و اجتماعى در آثار غزالى مى‌نشيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم.محتوا و برنامه تربيتى در انديشه تربيتى غزالى: در اين فصل، مفهوم محتوا(المنهاج)را مى‌آورد و از تطور معنايى آن مى‌گويد.به عناصر سه‌گانه آن اشاره مى‌کند.محتوا و برنامۀ تربيتى غربى و محتواى تربيتى از نگاه غزالى را شرح مى‌کند و به مبانى محتوا و برنامه درسى در سازوارۀ تربيتى غزالى مى‌پردازد.علوم را در محتوا و برنامه درسى غزالى بررسى مى‌کند.از علم واجب عينى و واجب کفايى مى‌گويد و علوم گروه دوم را به شرعى و غيرشرعى بخش مى‌کند.هريک را توضيح مى‌دهد.به علت بى‌مهرى غزالى نسبت به پار هاى از علوم، نظر مى‌کند و علوم را به محمود و مذموم تقسيم مى‌کند و بفرجام، علومى را که در برنامه تربيتى غزالى مى‌گنجد برمى‌شمارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم، کندوکاوى است در روش هاى تربيتى غزالى.نخست مفهوم روش را مى‌آورد، آنگاه به گوناگونى روشها از نگاه غزالى اشاره مى‌کند و به روش هاى: الگوى نمونه و برتر، بهره‌ورى از مثال و شاهد، داستان‌سرايى، ايجاد عادت، تمرين و تکرار، بحث و گفتگو(مباحثه)، پند و موعظه، تشويق و تنبيه مى‌پردازد و هريک را بشرح مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نهم.نقش و تأثير وراثت و محيط بر تربيت از نظر غزالى: بررسى ديدگاه اسلام نسبت به عامل وراثت، سرآغاز اين فصل است.پس از آن نظر غزالى را دربارۀ رابطۀ وراثت و تربيت ياد مى‌کند و به ديدگاه او نسبت به رابطۀ محيط اجتماعى با تربيت مى‌پردازد و از تأثير خانواده در فرآيند تربيت مى‌گويد و نقش معلم را در آن يادآور مى‌شود و با اشار هاى به نقش خود فرد(فراگير، متربى)در فرآيند تعليم و تربيت، فصل را به انجام مى‌برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دهم، به ويژگي هاى تربيت اسلامى از زبان غزالى مى‌رسد و اشاره مى‌کند که تربيت اسلامى جنبۀ عملى دارد و به التزام بايد علم را با عمل درآميخت.ويژگى ديگر اين نظام تربيتى فراگيرى آن است.توازن و اعتدال، وجود دو رويکرد فردى و اجتماعى، استمرار و تدريج، ديگر ويژگيهايى است که بدانها مى‌پردازد. &amp;lt;ref&amp;gt;بهروز رفیعی، ص 149- 151&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR101598J1.jpg&amp;diff=623134</id>
		<title>پرونده:NUR101598J1.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR101598J1.jpg&amp;diff=623134"/>
		<updated>2022-12-10T11:46:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D8%B9%D9%86%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%BA%D8%B2%D8%A7%D9%84%D9%89&amp;diff=623133</id>
		<title>التربية الاسلامية عند الامام الغزالى</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D8%B9%D9%86%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%BA%D8%B2%D8%A7%D9%84%D9%89&amp;diff=623133"/>
		<updated>2022-12-10T11:45:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر = NUR101598J1.jpg | عنوان = ايوب دخل اللّه | عنوان‌های دیگر =  |پدیدآورندگان  | پدیدآوران =  التربية الاسلامية عند الامام الغزالى (نویسنده) |زبان  | زبان = عربی | کد کنگره = ‏ د3ت4 / 904 LC | موضوع =  اسلام و آموزش و پرورش، اخلاق اسلامي،...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR101598J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = ايوب دخل اللّه&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[التربية الاسلامية عند الامام الغزالى]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ د3ت4 / 904 LC&lt;br /&gt;
| موضوع =  اسلام و آموزش و پرورش، اخلاق اسلامي، غزالي‌، محمد بن محمد، ??? - ???ق - نظريه دربا‌ره آموزش و پرورش &lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = المکتبه العصریه&lt;br /&gt;
| مکان نشر = بیروت - لبنان&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1417ق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE101598AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 101598&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 101598&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 15637&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
التربية الاسلامية عند الامام الغزالى تالیف ايوب دخل اللّه است و پايان‌نامه کارشناسى ارشد نگارنده در رشته بررسى هاى اسلامى در دانشکدۀ بررسى هاى اسلامى امام اوزاعى است.نويسنده مطالب کتاب را در مقدمه و ده فصل تنظيم کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقدمه از اهميت چنين بررسيهايى مى‌گويد و به مشکلات تحقيق و هدف آن اشاره مى‌کند.از روش تاريخى و توصيفى خود در تحقيق ياد مى‌کند.پيشينۀ تحقيق در انديشه هاى غزالى را مى‌آورد و با اشاره به حدود بحث و کتاب هاى غزالى که مورد استفادۀ اوست به فصل اول مى‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل نخست، از اوضاع سياسى روزگار او مى‌گويد.به شرايط مذهبى و فعاليت هاى فکرى آن ايام اشاره مى‌کند و پس از بررسى شرايط اجتماعى و اقتصادى آن عصر، گذرى دارد بر اوضاع فرهنگى آن، تا از اين راه زمينۀ آشنايى با ويژگي هاى عصرى که غزالى در آن زيست و قلم زد تا انداز هاى روشن شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم، به سيرۀ غزالى مى‌پردازد و پس از اشاره به زندگى او از تحصيل او مى‌گويد و به تدريسش در نظاميه نظر مى‌کند و تحول روحى او و سير و سفرش در جهان اسلام را ياد مى‌کند و از آثارش مى‌گويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل سوم، به مواضع غزالى نسبت به اوضاع سياسى مهم، شرايط فکرى و دينى و اوضاع اجتماعى مى‌پردازد و از نگرش او به علوم روزگارش ياد مى‌کند چه، اين مقولات را در شکل‌گيرى انديشه تربيتى او دخيل مى‌داند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم، دربارۀ رويکرد هاى غزالى به خدا، هستى، انسان، جامعه و زندگى اخروى است.اين رويکردها هسته مرکزى نگرش هاى تربيتى غزالى است زيرا از نگاه او ميان انديشه و کردار پيوندى هست و کردار برخاسته از انديشه است.عقيده و انديشه هر کسى، نوع پيوند او با خدا، هستى، ديگر انسانها و جهان آخرت را رقم مى‌زند.تعالى اين پيوند هدف دستگاه تربيتى غزالى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوع فصل پنجم، تربيت از نگاه غزالى است و از رهگذر آن به ضرورت فردى و اجتماعى تربيت اشاره مى‌کند و تربيت را رسالت مربى مى‌خواند.به مفهوم تربيت مى‌رسد و در پيوند آن با دين مى‌کاود.مفهوم لغوى و اصطلاحى آن را مى‌آورد و اهميت تربيت را وامى‌شکافد و ياد مى‌کند که تربيت ضرورت فردى و اجتماعى دارد و شرط اصلى حفظ فرهنگ اسلامى و گسترش آن در جهان است.پس از اين به هدف هاى تربيت از نگاه غزالى مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل ششم، به انواع تربيت از ديد غزالى مى‌پردازد و با اشاره به فراگيرى تربيت اخلاقى از نظر غزالى، به شرح و تحليل تربيت عقلى، جسمى، نفسى، اخلاقى، روحى و اجتماعى در آثار غزالى مى‌نشيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم.محتوا و برنامه تربيتى در انديشه تربيتى غزالى: در اين فصل، مفهوم محتوا(المنهاج)را مى‌آورد و از تطور معنايى آن مى‌گويد.به عناصر سه‌گانه آن اشاره مى‌کند.محتوا و برنامۀ تربيتى غربى و محتواى تربيتى از نگاه غزالى را شرح مى‌کند و به مبانى محتوا و برنامه درسى در سازوارۀ تربيتى غزالى مى‌پردازد.علوم را در محتوا و برنامه درسى غزالى بررسى مى‌کند.از علم واجب عينى و واجب کفايى مى‌گويد و علوم گروه دوم را به شرعى و غيرشرعى بخش مى‌کند.هريک را توضيح مى‌دهد.به علت بى‌مهرى غزالى نسبت به پار هاى از علوم، نظر مى‌کند و علوم را به محمود و مذموم تقسيم مى‌کند و بفرجام، علومى را که در برنامه تربيتى غزالى مى‌گنجد برمى‌شمارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم، کندوکاوى است در روش هاى تربيتى غزالى.نخست مفهوم روش را مى‌آورد، آنگاه به گوناگونى روشها از نگاه غزالى اشاره مى‌کند و به روش هاى: الگوى نمونه و برتر، بهره‌ورى از مثال و شاهد، داستان‌سرايى، ايجاد عادت، تمرين و تکرار، بحث و گفتگو(مباحثه)، پند و موعظه، تشويق و تنبيه مى‌پردازد و هريک را بشرح مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نهم.نقش و تأثير وراثت و محيط بر تربيت از نظر غزالى: بررسى ديدگاه اسلام نسبت به عامل وراثت، سرآغاز اين فصل است.پس از آن نظر غزالى را دربارۀ رابطۀ وراثت و تربيت ياد مى‌کند و به ديدگاه او نسبت به رابطۀ محيط اجتماعى با تربيت مى‌پردازد و از تأثير خانواده در فرآيند تربيت مى‌گويد و نقش معلم را در آن يادآور مى‌شود و با اشار هاى به نقش خود فرد(فراگير، متربى)در فرآيند تعليم و تربيت، فصل را به انجام مى‌برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دهم، به ويژگي هاى تربيت اسلامى از زبان غزالى مى‌رسد و اشاره مى‌کند که تربيت اسلامى جنبۀ عملى دارد و به التزام بايد علم را با عمل درآميخت.ويژگى ديگر اين نظام تربيتى فراگيرى آن است.توازن و اعتدال، وجود دو رويکرد فردى و اجتماعى، استمرار و تدريج، ديگر ويژگيهايى است که بدانها مى‌پردازد. (ص 149- 151)&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9%D8%9B_%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A9_%D8%A8%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A9&amp;diff=623132</id>
		<title>اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9%D8%9B_%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A9_%D8%A8%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A9&amp;diff=623132"/>
		<updated>2022-12-10T11:41:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR93429J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[ماجد عرسان الکيلانى]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /ک9الف9 / 905 LC&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دارالتراث&lt;br /&gt;
| مکان نشر = مدینه عربستان&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1408ق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE93429AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = دوم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 93429&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 93429&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 12290&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة''' تالیف [[ماجد عرسان الکيلانى]] است که در اين نوشتار، پاره اى هدف هاى تربيتى اسلام شرح و شماره شده و با هدف هاى تربيتى نوين مقايسه گشته است.مطالب در چهار باب و بيست و دو فصل سامان گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب اول داراى سه فصل است و در آن از مسائل مقدماتى زير ياد مى‌کند: نقش هدف در فعاليت هاى تربيتى، مفهوم هدف، تقسيم هدف(غايى، ميانى، تعليمى و تربيتى)، ويژگي هاى هدف هاى تربيتى، بحران هاى تربيت نوين در زمينه هدف هاى تربيتى، نياز سازمانها و مراکز تربيتى در سرزمين هاى اسلامى به هدف هاى تربيتى اسلام، رويکرد استعمارى نوين غرب به جهان اسلام از راه گسترش و تحميل نظام آموزشى خود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب دوم.تربيت فرد مسلمان يا انسان صالح&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهارم از کاررفت هاى قرآنى واژه عمل مى‌گويد، عمل و صالح را تعريف مى‌کند و به عمل صالح مى‌پردازد.از عمل اخلاقى و عمل ثمربخش ياد مى‌کند و مى‌افزايد در تربيت اسلامى عمل هم اخلاقى است و هم ثمربخش چه، اگر تنها اخلاقى باشد سود و زيانى در پى ندارد و اگر اخلاقى نباشد، ناگزير به زيان مى‌انجامد.پس از اين به فرق عمل با جريان در فرهنگ تربيتى اسلام مى‌پردازد و دو عنصر اساسى زايش عمل؛ يعنى، نيرو و اراده را شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم.تربيت کارکرد هاى عقل(نيرو هاى عقلى): انسان همچنانکه نيروى عضلانى دارد، داراى نيرو هاى عقلانى است که به کمک آنها وظايف معرفت‌شناختى خويش را به جا مى‌آورد.نيرو هاى عقلانى نزد کسان، يکسان نيست چنانکه در مراحل گوناگون زندگى هرکس نيز دگرگون مى‌شود.قرآن به جزئيات نيرو هاى عقلانى بشر نپرداخته است.انسان در سرشت خود نيرو هاى عقلانى دارد؛ اما نهفته است و بايد شکوفا شود و چند و چون شکوفايى آنها تابع نوع تربيت آدمى است.از اشارات قرآنى برمى‌آيد که نيروى عقلانى درجاتى دارد و هر درجۀ آن در رفتار انسان اثر و نقشى ويژه دارد و لازم است اين نيروها را به شيوۀ معينى به کار گرفت که به آن روش انديشه گويند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تربيت اسلامى براى تربيت و پرورش کارکرد هاى عقلانى فرد، بر سه مؤلفۀ پى‌نهادى استوار است؛ يعنى، دسته‌بندى نيرو هاى عقلانى(تعقل، تأويل، تدبر، تفقه، تذکر، نظر، شهود، ابصار و حکمت)؛ شيوه تفکر درست، که دو رکن اساسى دارد، يکى مراحل تفکر و ديگرى گونه هاى آن؛ چگونگى پرورش نيرو هاى عقلى.نگارنده پس از شرح و بسط اين سه مؤلفه به تربيت نيرو هاى عقلانى در مراکز تربيت اسلامى در گذشته و حال مى‌پردازد و از اين رهگذر با برشماردن اين نيروها آنها را اندکى شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم.تربيت براساس اسوه و نمونۀ برتر: در اين فصل به نکات زير اشارت رفته است: معناى نمونه برتر در تربيت اسلامى، اهميت نمونه برتر و مراتب سه‌گانه‌اش، نمونۀ برتر در تربيت اسلامى، نقش تربيت اسلامى در پرورش افراد براساس عشق به نمونه برتر شدن و تجسم آن در زندگى، لزوم آشنايى هر نسل با نمونه هاى برتر، در اسلام نمونۀ برتر و اسوه، پى‌نهادى الهى دارد؛ اما در فهم آن گاه خطا مى‌شود، گونه هاى قابل انگار تربيت براساس نمونه برتر چنين است: نمونۀ برتر حق است و تربيت بر اساس آن صورت مى‌گيرد؛ نمونه برتر باطل است و تربيت براساس آن صورت مى‌گيرد؛ نمونه برتر حق و بجاست و تربيت براساس آن صورت نمى‌پذيرد؛ نمونه برتر باطل است و تربيت براساس آن صورت نمى‌يابد.گونه اول مطلوب است و به سرعت جهان را با خود همراه مى‌کند، نوع سوم نمودار شرايط کنونى مسلمانان است که بسيار دربارۀ آن گفتگو شده است و ديدگاهها درباره‌اش متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم.رشد تجربه هاى دينى، اجتماعى و جهان‌شناختى فرد: معناى تجربه و دو عنصر ساختارى آن آغاز اين فصل است.نگارنده از اهميت معرفت‌شناختى علم و دين در تجربه مى‌گويد و نشانه هاى تجربۀ مفيد را مى‌آورد و با تقسيم تجربه به دينى، اجتماعى و هستى‌شناختى هريک را شرح مى‌دهد و يادآور مى‌شود که در تربيت اسلامى رويکرد فرد به اين تجربه‌ها، مبتنى بر امور سه‌گان هاى است که هريک را مى‌آورد.آنگاه گسترۀ هريک از اين سه تجربه را برمى‌شمارد و به تجربه هاى اجتماعى و هستى‌شناختى در مراکز آموزشى امروزين مسلمانان مى‌پردازد و با نگاهى به تجربه در تربيت نوين، فصل را پايان مى‌برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم.تربيت خواست فرد: خواست، عنصر اول در عمل صالح و برآمد رويکرد نيروى عقلانى به نمونۀ برتر است.براى روشن شدن نقش خواست در تربيت فرد، بايد با مسائل زير آشنا شد: معناى خواست و کارکرد آن، پيوندش با اسوه و نمونه برتر، سطوح سه‌گانه خواست انسان(بقا، ازدواج، فرگشت)، رشد و پختگى خواست و شرط هاى پنجگانۀ آن، سطح خواست و سطح نمونه برتر، نبود يا ناتوانى خواست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نهم.رشد نيروى تسخيرى انسان: نيروى تسخيرى، دومين عنصر عمل صالح است.اين قدرت، برآمد رويکرد نيرو هاى عقلانى به تجربه هاى نفسانى(دينى و اجتماعى)و هستى‌شناختى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نيروى تسخيريى که متون تربيتى اسلام بدان نظر دارد، دو گونه است.نويسنده پس از شرح اين دو، به پيوند ميان اندازۀ نيروى تسخيرى و تجربه مى‌پردازد و يادآور مى‌شود.&lt;br /&gt;
هرچه تجربۀ فراگيران بيشتر باشد، قدرت تسخيرى آنها نسبت به روان خود و طبيعت افزونتر خواهد بود.پس از اين به سطوح سه‌گانه نيروى تسخيرى مى‌رسد و با شرح آنها، اهميت رشد نيروى تسخيرى را گوشزد مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دهم.ضرورت برقرارى توازن ميان خواست و اراده با نيروى تسخيرى در تربيت فرد: عمل صالح زاده همين توازن است، براى شرح اين توازن و لزوم آن، از کوتاهى در پرورش نيروى تسخيرى و آثار آن و نيز پى‌آمد هاى کوتاهى در پرورش خواست و اراده مى‌گويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل يازدهم، از مشکل تربيت فرد در نظام هاى تربيتى نوين مى‌گويد و به نمودهايى از اين ناتوانى باتوجه به آنچه تاکنون دربارۀ عمل صالح در تربيت اسلامى آمد، مى‌پردازد و نقدى کوتاه بر گوشه‌هايى از تربيت غربى پيش‌رو مى‌نهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوازدهم.مشکلات تربيت در مراکز تربيتى سرزمين هاى عربى-اسلامى: دست پروردۀ مراکز تربيت اسلامى، به نمون هاى که تاکنون از آن گفته شد، نمى‌ماند.همچنانکه چيزى جز آن نمونه‌هايى است که تربيت آمريکايى يا اروپايى در پى آن است.نگارنده در اين فصل، به اين نامرادى مى‌پردازد و اندکى آن را تحليل مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب سوم.ايجاد امت مسلمان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سيزدهم.مفهوم امت و پيدايش آن: امت از واژگان ويژۀ فرهنگ اسلامى است و از معناى لغوى آن‌که بگذريم، در قرآن شش معناى اصطلاحى دارد.نخستين جامعه بشرى با پاگرفتن خانواده زاده شد و نخستين رسالت نيز خانوادگى و از آن حضرت آدم بود.با گسترش جامعه به قبيله، قوم، شعب و امت، رسالتها نيز دگرگون شد و رسالت در سطح امت با ابراهيم آغاز شد و به پيامبر اسلام(ص)انجاميد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توان ابراهيم براى برپايى امت مسلمان، آزمايش شد.رخدادهايى که خداوند بدانها ابراهيم را آزمود در قرآن آمده است.ابراهيم در پى پيروزى در آزمايشها، براى تشکيل امت مسلمان دو مرکز بنا نهاد: کعبه را براى تربيت و تزکيه و مسجد الاقصى را براى تبليغ و گسترش دين خود.&lt;br /&gt;
راه ابراهيم را موسى و عيسى پى گرفتند و سرانجام اين مهم به پيامبر اسلام(ص) رسيد.کار رسالت نوينى که به پيامبر(ص)رسيد، از جمله زدايش کژيهايى بود که در روش ابراهيم در دوران موسى و عيسى رخ نموده بود.بنابراين اسلام براى ايجاد امت مسلمان بايد به نکاتى توجه مى‌کرد از آنهاست: اصلاح انحراف هاى رخ داده در روش ابراهيمى، از ميان بردن پراکندگى در نسل ابراهيم(اتحاد يهود و نصارى و مسلمانان)، گزينش طرح هاى کاربردى براى آسانى تحقق اين وحدت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهاردهم، از اهميت ايجاد امت مسلمان و زيان هاى وانهادن آن با تکيه بر آياتى از قرآن مجيد مى‌گويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پانزدهم.عوامل ايجاد امت مسلمان و روابط آنها: اين عوامل را از آيه 71 سورۀ انفال برگرفته، اين‌گونه شرح و شماره مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-افراد مؤمن و پيوند ايمان: ايمان به خداوند، محور اصلى هستش امت اسلامى است.در گذشته، تعصبات فاميلى، قبيل هاى، جغرافيايى و قومى عامل پيوند افراد به يکديگر بوده است؛ اما امروزه که جهان چون دهکد هاى کوچک مى‌نمايد بهترين عامل پيوند جهانى آدميان با يکديگر، ايمان به خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-هجرت: هجرت دومين عنصر بارآورندۀ امت اسلامى است.از هجرت، جابه‌جايى را مى‌خواهد و جابه‌جايى دو گونه است: کوچ حسى و کوچ نفسى، در کوچ حسى از کفرستان به سرزمين هاى اهل ايمان مى‌روند و در کوچ نفسى از باورها و فرهنگ بى‌ايمانان، دل کنده به فرهنگ و باور مؤمنان دل مى‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-رسالت و جهاد: رسالت، در به وجود آوردن امت نقش پى‌نهادى دارد زيرا، جايگاه تمدنى امت را در ميان ديگر امتها(ملتها)در سطح جهانى معلوم مى‌دارد و نشان مى‌دهد که در دادوستد فرهنگ و تمدن، اين امت بيشتر دهنده است تا گيرنده؛ و همين تمدن‌آفرينى است که به مانايى آن مى‌انجامد، امتى که تنها، فرهنگ‌پذير باشد خواهد مرد.از اينها گذشته، رسالت نياز روانى-اجتماعى هر امت است.همراهى جهاد و رسالت به همراهى وسيله و هدف مى‌ماند.جهاد، نمودى تمام‌عيار از هرگونه تلاش است براى انجام رسالت خويش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-ايوا: ديگر عنصر تشکيل‌دهندۀ امت اسلامى، ايواست.اين واژه در قرآن و حديث در چند معنا به کار رفته است.نگارنده پس از اشارت به اين معانى، پار هاى نمود هاى ايوا را در جامعه مدنى که موجب شناسايى نشانه‌ها و آثار ايوا در برپايى امت اسلامى مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-نصرت: معانى لغوى اين واژه در قرآن و حديث و برشماردن و شرح ويژگي هاى امتى که روحيه نصرت بر آن حاکم باشد، نکات اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6-ولايت: ولايت[نه به مفهوم شيعى و يا صوفيانۀ آن]، شيرازۀ عوامل هستى‌بخش امت اسلامى است.ولايت در قرآن و سنت سلسله‌مراتب چهارگان هاى دارد.کسانى که در يکى از اين چهار مرتبه نگنجند ناگزير در گونه مقابل آنها که ولايت فاسقان است جاى دارند.نقش تربيت در تأثير و نفوذ عوامل زايندۀ امت اسلامى و پيوند آنها، فراز پايانى اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل شانزدهم، به عوامل زادن و مردن امتها در دانش نوين مى‌پردازد و با طرح نظريه نردبان نياز هاى آبراهام مازلو wolsaM maharbA يادآور مى‌شود عوامل تشکيل‌دهندۀ امت اسلامى که در فصل پيشين از آنها گفته شد به خوبى در اين نردبان مى‌گنجد و با آن برابرى مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفدهم.ناتوانى و مرگ امت: در اين جستار از عوامل و مراحل پنجگانه مرگ تمدنها از نگاه قرآن مى‌گويد و نمود هاى فروپاشى امت مرده را مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هژدهم.بحران تناقض ميان فرد و امت(جامعه)در هدف هاى تربيتى نوين: در اين فصل از ديدگاه اميل دورکهيم، راجرز کارل، و جان ديويى دربارۀ اصالت فرد و جامعه سخن مى‌گويد.آنگاه ياد مى‌کند که اين سه رويکرد که هوادارانى دارد، به تناقض شديد ميان تربيت فرد و ايجاد امت انجاميده است.سپس ديدگاه برخى کسان را دربارۀ اين تناقض مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب چهارم.پرورش اعتقاد به وحدت بشر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل نوزدهم از ضرورت وحدت انسانى و هدف بودن آن در تربيت نوين مى‌گويد و اشاره مى‌کند که در اين روزگار، اين مقوله بيش از هر روزگارى ديگر حياتى شده است و به عوامل آن مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل بيستم.وحدت انسانى و مفاهيم تربيت جهانى: تربيت‌پژوهان، از نخستين سال هاى دهۀ شصت از آنچه به تربيت جهانى شهره شده است، گفته‌اند و مؤسسه هاى جهانى-بويژه يونسکو-براى تحقق آن تلاشها کرده‌اند.براى رسيدن به تربيت جهانى، دو رويکرد عمده وجود دارد يکى ايدهآليستى و ديگرى رئاليستى که به تفصيل شرح مى‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل بيست و يکم.تربيت اسلامى و يگانگى بشر: امورى که براساس تربيت اسلامى به وحدت بشر مى‌انجامد و روش هاى تحقق اين يگانگى، بحث هاى اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل بيست و دوم، پنج تناقض را در جوامع امروزين شرح و شماره مى‌کند و برخى درمان هاى اسلامى آنها را مى‌آورد.&amp;lt;ref&amp;gt;بهروز رفیعی، ص 88 – 92&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR93429J1.jpg&amp;diff=623131</id>
		<title>پرونده:NUR93429J1.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR93429J1.jpg&amp;diff=623131"/>
		<updated>2022-12-10T11:40:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9%D8%9B_%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A9_%D8%A8%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A9&amp;diff=623130</id>
		<title>اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9%D8%9B_%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A9_%D8%A8%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A9&amp;diff=623130"/>
		<updated>2022-12-10T11:39:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR93429J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[ماجد عرسان الکيلانى]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /ک9الف9 / 905 LC&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دارالتراث&lt;br /&gt;
| مکان نشر = مدینه عربستان&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1408ق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE93429AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = دوم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 93429&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 93429&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 12290&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة تالیف ماجد عرسان الکيلانى است که در اين نوشتار، پاره اى هدف هاى تربيتى اسلام شرح و شماره شده و با هدف هاى تربيتى نوين مقايسه گشته است.مطالب در چهار باب و بيست و دو فصل سامان گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب اول داراى سه فصل است و در آن از مسائل مقدماتى زير ياد مى‌کند: نقش هدف در فعاليت هاى تربيتى، مفهوم هدف، تقسيم هدف(غايى، ميانى، تعليمى و تربيتى)، ويژگي هاى هدف هاى تربيتى، بحران هاى تربيت نوين در زمينه هدف هاى تربيتى، نياز سازمانها و مراکز تربيتى در سرزمين هاى اسلامى به هدف هاى تربيتى اسلام، رويکرد استعمارى نوين غرب به جهان اسلام از راه گسترش و تحميل نظام آموزشى خود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب دوم.تربيت فرد مسلمان يا انسان صالح&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهارم از کاررفت هاى قرآنى واژه عمل مى‌گويد، عمل و صالح را تعريف مى‌کند و به عمل صالح مى‌پردازد.از عمل اخلاقى و عمل ثمربخش ياد مى‌کند و مى‌افزايد در تربيت اسلامى عمل هم اخلاقى است و هم ثمربخش چه، اگر تنها اخلاقى باشد سود و زيانى در پى ندارد و اگر اخلاقى نباشد، ناگزير به زيان مى‌انجامد.پس از اين به فرق عمل با جريان در فرهنگ تربيتى اسلام مى‌پردازد و دو عنصر اساسى زايش عمل؛ يعنى، نيرو و اراده را شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم.تربيت کارکرد هاى عقل(نيرو هاى عقلى): انسان همچنانکه نيروى عضلانى دارد، داراى نيرو هاى عقلانى است که به کمک آنها وظايف معرفت‌شناختى خويش را به جا مى‌آورد.نيرو هاى عقلانى نزد کسان، يکسان نيست چنانکه در مراحل گوناگون زندگى هرکس نيز دگرگون مى‌شود.قرآن به جزئيات نيرو هاى عقلانى بشر نپرداخته است.انسان در سرشت خود نيرو هاى عقلانى دارد؛ اما نهفته است و بايد شکوفا شود و چند و چون شکوفايى آنها تابع نوع تربيت آدمى است.از اشارات قرآنى برمى‌آيد که نيروى عقلانى درجاتى دارد و هر درجۀ آن در رفتار انسان اثر و نقشى ويژه دارد و لازم است اين نيروها را به شيوۀ معينى به کار گرفت که به آن روش انديشه گويند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تربيت اسلامى براى تربيت و پرورش کارکرد هاى عقلانى فرد، بر سه مؤلفۀ پى‌نهادى استوار است؛ يعنى، دسته‌بندى نيرو هاى عقلانى(تعقل، تأويل، تدبر، تفقه، تذکر، نظر، شهود، ابصار و حکمت)؛ شيوه تفکر درست، که دو رکن اساسى دارد، يکى مراحل تفکر و ديگرى گونه هاى آن؛ چگونگى پرورش نيرو هاى عقلى.نگارنده پس از شرح و بسط اين سه مؤلفه به تربيت نيرو هاى عقلانى در مراکز تربيت اسلامى در گذشته و حال مى‌پردازد و از اين رهگذر با برشماردن اين نيروها آنها را اندکى شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم.تربيت براساس اسوه و نمونۀ برتر: در اين فصل به نکات زير اشارت رفته است: معناى نمونه برتر در تربيت اسلامى، اهميت نمونه برتر و مراتب سه‌گانه‌اش، نمونۀ برتر در تربيت اسلامى، نقش تربيت اسلامى در پرورش افراد براساس عشق به نمونه برتر شدن و تجسم آن در زندگى، لزوم آشنايى هر نسل با نمونه هاى برتر، در اسلام نمونۀ برتر و اسوه، پى‌نهادى الهى دارد؛ اما در فهم آن گاه خطا مى‌شود، گونه هاى قابل انگار تربيت براساس نمونه برتر چنين است: نمونۀ برتر حق است و تربيت بر اساس آن صورت مى‌گيرد؛ نمونه برتر باطل است و تربيت براساس آن صورت مى‌گيرد؛ نمونه برتر حق و بجاست و تربيت براساس آن صورت نمى‌پذيرد؛ نمونه برتر باطل است و تربيت براساس آن صورت نمى‌يابد.گونه اول مطلوب است و به سرعت جهان را با خود همراه مى‌کند، نوع سوم نمودار شرايط کنونى مسلمانان است که بسيار دربارۀ آن گفتگو شده است و ديدگاهها درباره‌اش متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم.رشد تجربه هاى دينى، اجتماعى و جهان‌شناختى فرد: معناى تجربه و دو عنصر ساختارى آن آغاز اين فصل است.نگارنده از اهميت معرفت‌شناختى علم و دين در تجربه مى‌گويد و نشانه هاى تجربۀ مفيد را مى‌آورد و با تقسيم تجربه به دينى، اجتماعى و هستى‌شناختى هريک را شرح مى‌دهد و يادآور مى‌شود که در تربيت اسلامى رويکرد فرد به اين تجربه‌ها، مبتنى بر امور سه‌گان هاى است که هريک را مى‌آورد.آنگاه گسترۀ هريک از اين سه تجربه را برمى‌شمارد و به تجربه هاى اجتماعى و هستى‌شناختى در مراکز آموزشى امروزين مسلمانان مى‌پردازد و با نگاهى به تجربه در تربيت نوين، فصل را پايان مى‌برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم.تربيت خواست فرد: خواست، عنصر اول در عمل صالح و برآمد رويکرد نيروى عقلانى به نمونۀ برتر است.براى روشن شدن نقش خواست در تربيت فرد، بايد با مسائل زير آشنا شد: معناى خواست و کارکرد آن، پيوندش با اسوه و نمونه برتر، سطوح سه‌گانه خواست انسان(بقا، ازدواج، فرگشت)، رشد و پختگى خواست و شرط هاى پنجگانۀ آن، سطح خواست و سطح نمونه برتر، نبود يا ناتوانى خواست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نهم.رشد نيروى تسخيرى انسان: نيروى تسخيرى، دومين عنصر عمل صالح است.اين قدرت، برآمد رويکرد نيرو هاى عقلانى به تجربه هاى نفسانى(دينى و اجتماعى)و هستى‌شناختى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نيروى تسخيريى که متون تربيتى اسلام بدان نظر دارد، دو گونه است.نويسنده پس از شرح اين دو، به پيوند ميان اندازۀ نيروى تسخيرى و تجربه مى‌پردازد و يادآور مى‌شود.&lt;br /&gt;
هرچه تجربۀ فراگيران بيشتر باشد، قدرت تسخيرى آنها نسبت به روان خود و طبيعت افزونتر خواهد بود.پس از اين به سطوح سه‌گانه نيروى تسخيرى مى‌رسد و با شرح آنها، اهميت رشد نيروى تسخيرى را گوشزد مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دهم.ضرورت برقرارى توازن ميان خواست و اراده با نيروى تسخيرى در تربيت فرد: عمل صالح زاده همين توازن است، براى شرح اين توازن و لزوم آن، از کوتاهى در پرورش نيروى تسخيرى و آثار آن و نيز پى‌آمد هاى کوتاهى در پرورش خواست و اراده مى‌گويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل يازدهم، از مشکل تربيت فرد در نظام هاى تربيتى نوين مى‌گويد و به نمودهايى از اين ناتوانى باتوجه به آنچه تاکنون دربارۀ عمل صالح در تربيت اسلامى آمد، مى‌پردازد و نقدى کوتاه بر گوشه‌هايى از تربيت غربى پيش‌رو مى‌نهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوازدهم.مشکلات تربيت در مراکز تربيتى سرزمين هاى عربى-اسلامى: دست پروردۀ مراکز تربيت اسلامى، به نمون هاى که تاکنون از آن گفته شد، نمى‌ماند.همچنانکه چيزى جز آن نمونه‌هايى است که تربيت آمريکايى يا اروپايى در پى آن است.نگارنده در اين فصل، به اين نامرادى مى‌پردازد و اندکى آن را تحليل مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب سوم.ايجاد امت مسلمان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سيزدهم.مفهوم امت و پيدايش آن: امت از واژگان ويژۀ فرهنگ اسلامى است و از معناى لغوى آن‌که بگذريم، در قرآن شش معناى اصطلاحى دارد.نخستين جامعه بشرى با پاگرفتن خانواده زاده شد و نخستين رسالت نيز خانوادگى و از آن حضرت آدم بود.با گسترش جامعه به قبيله، قوم، شعب و امت، رسالتها نيز دگرگون شد و رسالت در سطح امت با ابراهيم آغاز شد و به پيامبر اسلام(ص)انجاميد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توان ابراهيم براى برپايى امت مسلمان، آزمايش شد.رخدادهايى که خداوند بدانها ابراهيم را آزمود در قرآن آمده است.ابراهيم در پى پيروزى در آزمايشها، براى تشکيل امت مسلمان دو مرکز بنا نهاد: کعبه را براى تربيت و تزکيه و مسجد الاقصى را براى تبليغ و گسترش دين خود.&lt;br /&gt;
راه ابراهيم را موسى و عيسى پى گرفتند و سرانجام اين مهم به پيامبر اسلام(ص) رسيد.کار رسالت نوينى که به پيامبر(ص)رسيد، از جمله زدايش کژيهايى بود که در روش ابراهيم در دوران موسى و عيسى رخ نموده بود.بنابراين اسلام براى ايجاد امت مسلمان بايد به نکاتى توجه مى‌کرد از آنهاست: اصلاح انحراف هاى رخ داده در روش ابراهيمى، از ميان بردن پراکندگى در نسل ابراهيم(اتحاد يهود و نصارى و مسلمانان)، گزينش طرح هاى کاربردى براى آسانى تحقق اين وحدت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهاردهم، از اهميت ايجاد امت مسلمان و زيان هاى وانهادن آن با تکيه بر آياتى از قرآن مجيد مى‌گويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پانزدهم.عوامل ايجاد امت مسلمان و روابط آنها: اين عوامل را از آيه 71 سورۀ انفال برگرفته، اين‌گونه شرح و شماره مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-افراد مؤمن و پيوند ايمان: ايمان به خداوند، محور اصلى هستش امت اسلامى است.در گذشته، تعصبات فاميلى، قبيل هاى، جغرافيايى و قومى عامل پيوند افراد به يکديگر بوده است؛ اما امروزه که جهان چون دهکد هاى کوچک مى‌نمايد بهترين عامل پيوند جهانى آدميان با يکديگر، ايمان به خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-هجرت: هجرت دومين عنصر بارآورندۀ امت اسلامى است.از هجرت، جابه‌جايى را مى‌خواهد و جابه‌جايى دو گونه است: کوچ حسى و کوچ نفسى، در کوچ حسى از کفرستان به سرزمين هاى اهل ايمان مى‌روند و در کوچ نفسى از باورها و فرهنگ بى‌ايمانان، دل کنده به فرهنگ و باور مؤمنان دل مى‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-رسالت و جهاد: رسالت، در به وجود آوردن امت نقش پى‌نهادى دارد زيرا، جايگاه تمدنى امت را در ميان ديگر امتها(ملتها)در سطح جهانى معلوم مى‌دارد و نشان مى‌دهد که در دادوستد فرهنگ و تمدن، اين امت بيشتر دهنده است تا گيرنده؛ و همين تمدن‌آفرينى است که به مانايى آن مى‌انجامد، امتى که تنها، فرهنگ‌پذير باشد خواهد مرد.از اينها گذشته، رسالت نياز روانى-اجتماعى هر امت است.همراهى جهاد و رسالت به همراهى وسيله و هدف مى‌ماند.جهاد، نمودى تمام‌عيار از هرگونه تلاش است براى انجام رسالت خويش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-ايوا: ديگر عنصر تشکيل‌دهندۀ امت اسلامى، ايواست.اين واژه در قرآن و حديث در چند معنا به کار رفته است.نگارنده پس از اشارت به اين معانى، پار هاى نمود هاى ايوا را در جامعه مدنى که موجب شناسايى نشانه‌ها و آثار ايوا در برپايى امت اسلامى مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-نصرت: معانى لغوى اين واژه در قرآن و حديث و برشماردن و شرح ويژگي هاى امتى که روحيه نصرت بر آن حاکم باشد، نکات اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6-ولايت: ولايت[نه به مفهوم شيعى و يا صوفيانۀ آن]، شيرازۀ عوامل هستى‌بخش امت اسلامى است.ولايت در قرآن و سنت سلسله‌مراتب چهارگان هاى دارد.کسانى که در يکى از اين چهار مرتبه نگنجند ناگزير در گونه مقابل آنها که ولايت فاسقان است جاى دارند.نقش تربيت در تأثير و نفوذ عوامل زايندۀ امت اسلامى و پيوند آنها، فراز پايانى اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل شانزدهم، به عوامل زادن و مردن امتها در دانش نوين مى‌پردازد و با طرح نظريه نردبان نياز هاى آبراهام مازلو wolsaM maharbA يادآور مى‌شود عوامل تشکيل‌دهندۀ امت اسلامى که در فصل پيشين از آنها گفته شد به خوبى در اين نردبان مى‌گنجد و با آن برابرى مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفدهم.ناتوانى و مرگ امت: در اين جستار از عوامل و مراحل پنجگانه مرگ تمدنها از نگاه قرآن مى‌گويد و نمود هاى فروپاشى امت مرده را مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هژدهم.بحران تناقض ميان فرد و امت(جامعه)در هدف هاى تربيتى نوين: در اين فصل از ديدگاه اميل دورکهيم، راجرز کارل، و جان ديويى دربارۀ اصالت فرد و جامعه سخن مى‌گويد.آنگاه ياد مى‌کند که اين سه رويکرد که هوادارانى دارد، به تناقض شديد ميان تربيت فرد و ايجاد امت انجاميده است.سپس ديدگاه برخى کسان را دربارۀ اين تناقض مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب چهارم.پرورش اعتقاد به وحدت بشر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل نوزدهم از ضرورت وحدت انسانى و هدف بودن آن در تربيت نوين مى‌گويد و اشاره مى‌کند که در اين روزگار، اين مقوله بيش از هر روزگارى ديگر حياتى شده است و به عوامل آن مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل بيستم.وحدت انسانى و مفاهيم تربيت جهانى: تربيت‌پژوهان، از نخستين سال هاى دهۀ شصت از آنچه به تربيت جهانى شهره شده است، گفته‌اند و مؤسسه هاى جهانى-بويژه يونسکو-براى تحقق آن تلاشها کرده‌اند.براى رسيدن به تربيت جهانى، دو رويکرد عمده وجود دارد يکى ايدهآليستى و ديگرى رئاليستى که به تفصيل شرح مى‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل بيست و يکم.تربيت اسلامى و يگانگى بشر: امورى که براساس تربيت اسلامى به وحدت بشر مى‌انجامد و روش هاى تحقق اين يگانگى، بحث هاى اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل بيست و دوم، پنج تناقض را در جوامع امروزين شرح و شماره مى‌کند و برخى درمان هاى اسلامى آنها را مى‌آورد.&amp;lt;ref&amp;gt;بهروز رفیعی، ص 88 – 92&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9%D8%9B_%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A9_%D8%A8%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A9&amp;diff=623129</id>
		<title>اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9%D8%9B_%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A9_%D8%A8%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A9&amp;diff=623129"/>
		<updated>2022-12-10T11:38:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر = NUR93429J1.jpg | عنوان = اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة | عنوان‌های دیگر =  |پدیدآورندگان  | پدیدآوران =  ماجد عرسان الکيلانى (نویسنده) |زبان  | زبان = عربی | کد کنگره =...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR93429J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[ماجد عرسان الکيلانى]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /ک9الف9 / 905 LC&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دارالتراث&lt;br /&gt;
| مکان نشر = مدینه عربستان&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1408ق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE93429AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = دوم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 93429&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 93429&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 12290&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهداف التربية الاسلامية؛ دراسة بين اهداف التربية الاسلامية و الاهداف التربوية المعاصرة تالیف ماجد عرسان الکيلانى است که در اين نوشتار، پاره اى هدف هاى تربيتى اسلام شرح و شماره شده و با هدف هاى تربيتى نوين مقايسه گشته است.مطالب در چهار باب و بيست و دو فصل سامان گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب اول داراى سه فصل است و در آن از مسائل مقدماتى زير ياد مى‌کند: نقش هدف در فعاليت هاى تربيتى، مفهوم هدف، تقسيم هدف(غايى، ميانى، تعليمى و تربيتى)، ويژگي هاى هدف هاى تربيتى، بحران هاى تربيت نوين در زمينه هدف هاى تربيتى، نياز سازمانها و مراکز تربيتى در سرزمين هاى اسلامى به هدف هاى تربيتى اسلام، رويکرد استعمارى نوين غرب به جهان اسلام از راه گسترش و تحميل نظام آموزشى خود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب دوم.تربيت فرد مسلمان يا انسان صالح&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهارم از کاررفت هاى قرآنى واژه عمل مى‌گويد، عمل و صالح را تعريف مى‌کند و به عمل صالح مى‌پردازد.از عمل اخلاقى و عمل ثمربخش ياد مى‌کند و مى‌افزايد در تربيت اسلامى عمل هم اخلاقى است و هم ثمربخش چه، اگر تنها اخلاقى باشد سود و زيانى در پى ندارد و اگر اخلاقى نباشد، ناگزير به زيان مى‌انجامد.پس از اين به فرق عمل با جريان در فرهنگ تربيتى اسلام مى‌پردازد و دو عنصر اساسى زايش عمل؛ يعنى، نيرو و اراده را شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم.تربيت کارکرد هاى عقل(نيرو هاى عقلى): انسان همچنانکه نيروى عضلانى دارد، داراى نيرو هاى عقلانى است که به کمک آنها وظايف معرفت‌شناختى خويش را به جا مى‌آورد.نيرو هاى عقلانى نزد کسان، يکسان نيست چنانکه در مراحل گوناگون زندگى هرکس نيز دگرگون مى‌شود.قرآن به جزئيات نيرو هاى عقلانى بشر نپرداخته است.انسان در سرشت خود نيرو هاى عقلانى دارد؛ اما نهفته است و بايد شکوفا شود و چند و چون شکوفايى آنها تابع نوع تربيت آدمى است.از اشارات قرآنى برمى‌آيد که نيروى عقلانى درجاتى دارد و هر درجۀ آن در رفتار انسان اثر و نقشى ويژه دارد و لازم است اين نيروها را به شيوۀ معينى به کار گرفت که به آن روش انديشه گويند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تربيت اسلامى براى تربيت و پرورش کارکرد هاى عقلانى فرد، بر سه مؤلفۀ پى‌نهادى استوار است؛ يعنى، دسته‌بندى نيرو هاى عقلانى(تعقل، تأويل، تدبر، تفقه، تذکر، نظر، شهود، ابصار و حکمت)؛ شيوه تفکر درست، که دو رکن اساسى دارد، يکى مراحل تفکر و ديگرى گونه هاى آن؛ چگونگى پرورش نيرو هاى عقلى.نگارنده پس از شرح و بسط اين سه مؤلفه به تربيت نيرو هاى عقلانى در مراکز تربيت اسلامى در گذشته و حال مى‌پردازد و از اين رهگذر با برشماردن اين نيروها آنها را اندکى شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم.تربيت براساس اسوه و نمونۀ برتر: در اين فصل به نکات زير اشارت رفته است: معناى نمونه برتر در تربيت اسلامى، اهميت نمونه برتر و مراتب سه‌گانه‌اش، نمونۀ برتر در تربيت اسلامى، نقش تربيت اسلامى در پرورش افراد براساس عشق به نمونه برتر شدن و تجسم آن در زندگى، لزوم آشنايى هر نسل با نمونه هاى برتر، در اسلام نمونۀ برتر و اسوه، پى‌نهادى الهى دارد؛ اما در فهم آن گاه خطا مى‌شود، گونه هاى قابل انگار تربيت براساس نمونه برتر چنين است: نمونۀ برتر حق است و تربيت بر اساس آن صورت مى‌گيرد؛ نمونه برتر باطل است و تربيت براساس آن صورت مى‌گيرد؛ نمونه برتر حق و بجاست و تربيت براساس آن صورت نمى‌پذيرد؛ نمونه برتر باطل است و تربيت براساس آن صورت نمى‌يابد.گونه اول مطلوب است و به سرعت جهان را با خود همراه مى‌کند، نوع سوم نمودار شرايط کنونى مسلمانان است که بسيار دربارۀ آن گفتگو شده است و ديدگاهها درباره‌اش متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم.رشد تجربه هاى دينى، اجتماعى و جهان‌شناختى فرد: معناى تجربه و دو عنصر ساختارى آن آغاز اين فصل است.نگارنده از اهميت معرفت‌شناختى علم و دين در تجربه مى‌گويد و نشانه هاى تجربۀ مفيد را مى‌آورد و با تقسيم تجربه به دينى، اجتماعى و هستى‌شناختى هريک را شرح مى‌دهد و يادآور مى‌شود که در تربيت اسلامى رويکرد فرد به اين تجربه‌ها، مبتنى بر امور سه‌گان هاى است که هريک را مى‌آورد.آنگاه گسترۀ هريک از اين سه تجربه را برمى‌شمارد و به تجربه هاى اجتماعى و هستى‌شناختى در مراکز آموزشى امروزين مسلمانان مى‌پردازد و با نگاهى به تجربه در تربيت نوين، فصل را پايان مى‌برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم.تربيت خواست فرد: خواست، عنصر اول در عمل صالح و برآمد رويکرد نيروى عقلانى به نمونۀ برتر است.براى روشن شدن نقش خواست در تربيت فرد، بايد با مسائل زير آشنا شد: معناى خواست و کارکرد آن، پيوندش با اسوه و نمونه برتر، سطوح سه‌گانه خواست انسان(بقا، ازدواج، فرگشت)، رشد و پختگى خواست و شرط هاى پنجگانۀ آن، سطح خواست و سطح نمونه برتر، نبود يا ناتوانى خواست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نهم.رشد نيروى تسخيرى انسان: نيروى تسخيرى، دومين عنصر عمل صالح است.اين قدرت، برآمد رويکرد نيرو هاى عقلانى به تجربه هاى نفسانى(دينى و اجتماعى)و هستى‌شناختى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نيروى تسخيريى که متون تربيتى اسلام بدان نظر دارد، دو گونه است.نويسنده پس از شرح اين دو، به پيوند ميان اندازۀ نيروى تسخيرى و تجربه مى‌پردازد و يادآور مى‌شود.&lt;br /&gt;
هرچه تجربۀ فراگيران بيشتر باشد، قدرت تسخيرى آنها نسبت به روان خود و طبيعت افزونتر خواهد بود.پس از اين به سطوح سه‌گانه نيروى تسخيرى مى‌رسد و با شرح آنها، اهميت رشد نيروى تسخيرى را گوشزد مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دهم.ضرورت برقرارى توازن ميان خواست و اراده با نيروى تسخيرى در تربيت فرد: عمل صالح زاده همين توازن است، براى شرح اين توازن و لزوم آن، از کوتاهى در پرورش نيروى تسخيرى و آثار آن و نيز پى‌آمد هاى کوتاهى در پرورش خواست و اراده مى‌گويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل يازدهم، از مشکل تربيت فرد در نظام هاى تربيتى نوين مى‌گويد و به نمودهايى از اين ناتوانى باتوجه به آنچه تاکنون دربارۀ عمل صالح در تربيت اسلامى آمد، مى‌پردازد و نقدى کوتاه بر گوشه‌هايى از تربيت غربى پيش‌رو مى‌نهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوازدهم.مشکلات تربيت در مراکز تربيتى سرزمين هاى عربى-اسلامى: دست پروردۀ مراکز تربيت اسلامى، به نمون هاى که تاکنون از آن گفته شد، نمى‌ماند.همچنانکه چيزى جز آن نمونه‌هايى است که تربيت آمريکايى يا اروپايى در پى آن است.نگارنده در اين فصل، به اين نامرادى مى‌پردازد و اندکى آن را تحليل مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب سوم.ايجاد امت مسلمان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سيزدهم.مفهوم امت و پيدايش آن: امت از واژگان ويژۀ فرهنگ اسلامى است و از معناى لغوى آن‌که بگذريم، در قرآن شش معناى اصطلاحى دارد.نخستين جامعه بشرى با پاگرفتن خانواده زاده شد و نخستين رسالت نيز خانوادگى و از آن حضرت آدم بود.با گسترش جامعه به قبيله، قوم، شعب و امت، رسالتها نيز دگرگون شد و رسالت در سطح امت با ابراهيم آغاز شد و به پيامبر اسلام(ص)انجاميد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توان ابراهيم براى برپايى امت مسلمان، آزمايش شد.رخدادهايى که خداوند بدانها ابراهيم را آزمود در قرآن آمده است.ابراهيم در پى پيروزى در آزمايشها، براى تشکيل امت مسلمان دو مرکز بنا نهاد: کعبه را براى تربيت و تزکيه و مسجد الاقصى را براى تبليغ و گسترش دين خود.&lt;br /&gt;
راه ابراهيم را موسى و عيسى پى گرفتند و سرانجام اين مهم به پيامبر اسلام(ص) رسيد.کار رسالت نوينى که به پيامبر(ص)رسيد، از جمله زدايش کژيهايى بود که در روش ابراهيم در دوران موسى و عيسى رخ نموده بود.بنابراين اسلام براى ايجاد امت مسلمان بايد به نکاتى توجه مى‌کرد از آنهاست: اصلاح انحراف هاى رخ داده در روش ابراهيمى، از ميان بردن پراکندگى در نسل ابراهيم(اتحاد يهود و نصارى و مسلمانان)، گزينش طرح هاى کاربردى براى آسانى تحقق اين وحدت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهاردهم، از اهميت ايجاد امت مسلمان و زيان هاى وانهادن آن با تکيه بر آياتى از قرآن مجيد مى‌گويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پانزدهم.عوامل ايجاد امت مسلمان و روابط آنها: اين عوامل را از آيه 71 سورۀ انفال برگرفته، اين‌گونه شرح و شماره مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-افراد مؤمن و پيوند ايمان: ايمان به خداوند، محور اصلى هستش امت اسلامى است.در گذشته، تعصبات فاميلى، قبيل هاى، جغرافيايى و قومى عامل پيوند افراد به يکديگر بوده است؛ اما امروزه که جهان چون دهکد هاى کوچک مى‌نمايد بهترين عامل پيوند جهانى آدميان با يکديگر، ايمان به خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-هجرت: هجرت دومين عنصر بارآورندۀ امت اسلامى است.از هجرت، جابه‌جايى را مى‌خواهد و جابه‌جايى دو گونه است: کوچ حسى و کوچ نفسى، در کوچ حسى از کفرستان به سرزمين هاى اهل ايمان مى‌روند و در کوچ نفسى از باورها و فرهنگ بى‌ايمانان، دل کنده به فرهنگ و باور مؤمنان دل مى‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-رسالت و جهاد: رسالت، در به وجود آوردن امت نقش پى‌نهادى دارد زيرا، جايگاه تمدنى امت را در ميان ديگر امتها(ملتها)در سطح جهانى معلوم مى‌دارد و نشان مى‌دهد که در دادوستد فرهنگ و تمدن، اين امت بيشتر دهنده است تا گيرنده؛ و همين تمدن‌آفرينى است که به مانايى آن مى‌انجامد، امتى که تنها، فرهنگ‌پذير باشد خواهد مرد.از اينها گذشته، رسالت نياز روانى-اجتماعى هر امت است.همراهى جهاد و رسالت به همراهى وسيله و هدف مى‌ماند.جهاد، نمودى تمام‌عيار از هرگونه تلاش است براى انجام رسالت خويش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-ايوا: ديگر عنصر تشکيل‌دهندۀ امت اسلامى، ايواست.اين واژه در قرآن و حديث در چند معنا به کار رفته است.نگارنده پس از اشارت به اين معانى، پار هاى نمود هاى ايوا را در جامعه مدنى که موجب شناسايى نشانه‌ها و آثار ايوا در برپايى امت اسلامى مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-نصرت: معانى لغوى اين واژه در قرآن و حديث و برشماردن و شرح ويژگي هاى امتى که روحيه نصرت بر آن حاکم باشد، نکات اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6-ولايت: ولايت[نه به مفهوم شيعى و يا صوفيانۀ آن]، شيرازۀ عوامل هستى‌بخش امت اسلامى است.ولايت در قرآن و سنت سلسله‌مراتب چهارگان هاى دارد.کسانى که در يکى از اين چهار مرتبه نگنجند ناگزير در گونه مقابل آنها که ولايت فاسقان است جاى دارند.نقش تربيت در تأثير و نفوذ عوامل زايندۀ امت اسلامى و پيوند آنها، فراز پايانى اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل شانزدهم، به عوامل زادن و مردن امتها در دانش نوين مى‌پردازد و با طرح نظريه نردبان نياز هاى آبراهام مازلو wolsaM maharbA يادآور مى‌شود عوامل تشکيل‌دهندۀ امت اسلامى که در فصل پيشين از آنها گفته شد به خوبى در اين نردبان مى‌گنجد و با آن برابرى مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفدهم.ناتوانى و مرگ امت: در اين جستار از عوامل و مراحل پنجگانه مرگ تمدنها از نگاه قرآن مى‌گويد و نمود هاى فروپاشى امت مرده را مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هژدهم.بحران تناقض ميان فرد و امت(جامعه)در هدف هاى تربيتى نوين: در اين فصل از ديدگاه اميل دورکهيم، راجرز کارل، و جان ديويى دربارۀ اصالت فرد و جامعه سخن مى‌گويد.آنگاه ياد مى‌کند که اين سه رويکرد که هوادارانى دارد، به تناقض شديد ميان تربيت فرد و ايجاد امت انجاميده است.سپس ديدگاه برخى کسان را دربارۀ اين تناقض مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب چهارم.پرورش اعتقاد به وحدت بشر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل نوزدهم از ضرورت وحدت انسانى و هدف بودن آن در تربيت نوين مى‌گويد و اشاره مى‌کند که در اين روزگار، اين مقوله بيش از هر روزگارى ديگر حياتى شده است و به عوامل آن مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل بيستم.وحدت انسانى و مفاهيم تربيت جهانى: تربيت‌پژوهان، از نخستين سال هاى دهۀ شصت از آنچه به تربيت جهانى شهره شده است، گفته‌اند و مؤسسه هاى جهانى-بويژه يونسکو-براى تحقق آن تلاشها کرده‌اند.براى رسيدن به تربيت جهانى، دو رويکرد عمده وجود دارد يکى ايدهآليستى و ديگرى رئاليستى که به تفصيل شرح مى‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل بيست و يکم.تربيت اسلامى و يگانگى بشر: امورى که براساس تربيت اسلامى به وحدت بشر مى‌انجامد و روش هاى تحقق اين يگانگى، بحث هاى اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل بيست و دوم، پنج تناقض را در جوامع امروزين شرح و شماره مى‌کند و برخى درمان هاى اسلامى آنها را مى‌آورد.(ص 88 – 92)&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D9%87_%D9%81%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=623128</id>
		<title>التربیه فی الاسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D9%87_%D9%81%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=623128"/>
		<updated>2022-12-10T11:11:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR85353J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = التربية فى الاسلام&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[احمد فؤاد الاهوانى]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /الف95 ت4 / 904 LC&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دارالمعارف&lt;br /&gt;
| مکان نشر = قاهره - مصر&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1968م&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE85353AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 85353&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 85353&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 6095&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''التربية فى الاسلام''' تالیف [[احمد فؤاد الاهوانى]] در واقع رسالۀ دکتراى نويسنده است که در آن به کتاب«[[الرسالة المفصلة لاحوال المتعلمين و احکام المعلمين]]» نوشته [[قابسى]](قرن چهارم هجرى)پرداخته است.نگارنده از ديدگاه ديگر دانشمندان و تربيت‌پژوهان مسلمان و مکتب هاى تربيتى نوين غافل نمانده و نقاط‍‌ ضعف و قوت کار قابسى را نيز ياد کرده است.کتاب گذشته از مقدمه و يازده فصل، مؤخر هاى دارد که متن کتاب قابسى و کتاب«[[آداب المعلمين]]»[[ابن سحنون، محمد بن عبدالسلام|ابن سحنون]] عينا در آن آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل اول، زندگى، استادان، شاگردان، ويژگيها و آثار علمى قابسى مى‌آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم، از محيط‍‌ دينى و روش تأليف قابسى سخن است و اشارت مى‌شود که در مغرب اسلامى، بيشتر مردم مذهب مالکى داشته‌اند چه، فرزانگان آن ديار در سفر حج با مذهب مالکى آشنا مى‌شدند و برخى مى‌ماندند و درس مى‌آموختند و مالکى باز مى‌گشتند.بنابراين، روش علمى حاکم در آن ديار هم، روش اصحاب حديث بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مالک از اصحاب حديث بوده، او در فهم دين و استنباط‍‌ احکام به کتاب، سنت، عمل اهل مدينه و اجماع رجوع مى‌کرده است و به قياس چندان نمى‌پرداخته است.اين روش در آثار قابسى و از جمله کتاب تربيتى او مؤثر افتاده است.او در اين کتاب بر کتاب، سنت، عمل(عرف)اهل مدينه، اجماع و قياس شرعى تکيه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم.آموزش کودکان در قرن چهارم هجرى: در اين فصل، نخست سن درآمدن به مکتب‌خانه و مدت تحصيل در آنجا بررسى مى‌شود آنگاه از مراحل تعليم سخن مى‌رود و نمايى کلى از چگونگى آموزش در آن روزگار تصوير مى‌شود و از مکتب‌خانه، معلم، فراگير، قرآن، ساعات درس، ايام تعطيل درسى، ابزار آموزشى و جز اينها ياد مى‌شود و اشارت مى‌رود که قابسى نظام آموزشى روزگار خود را چنانکه بوده شرح کرده است.وى در پى ترسيم نظام آموزشى ايده‌آل که شايسته است محقق شود نبوده است.اين است که سخن ابن خلدون دربارۀ آموزش کودکان در غرب افريقا با گفتار قابسى همگرايى دارد.ديگر اينکه آنچه قابسى آورده است ويژۀ محيط‍‌ زندگى اوست و گسترۀ جغرافيايى آموزش اسلامى را دربر نمى‌گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهارم، به زمان و چگونگى پديد آمدن مکتب‌خانه در اسلام پرداخته مى‌شود و از رهگذر آن به آموزش در ايران، مصر و شام اشارتى مى‌شود تا تأثر يا عدم تأثر جهان اسلام از اين نظامها به کوتاهى کاويده شود و معلوم آيد که نخستين مکتب‌خانه‌ هاى اسلامى ريشه در کجا داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل پنجم، از دين و آموزش گفته مى‌شود و پس از سيرى بسيار کوتاه در روند شکل‌گيرى نحله‌ هاى فکرى در فرهنگ اسلامى و ياد سود و زيان آنها براى آموزش اسلامى، اشارت مى‌رود که اين نحله‌ها در پى آموزش رويکرد هاى خويش بوده‌اند و تنها اهل سنت به آموزش کودکان هم روى کرده‌اند.سپس يادآور مى‌شود که هدف آموزش نزد قابسى و همۀ فقيهان اهل سنت، شناخت نظرى و عملى دين است.آنگاه آموزش اجبارى و ديدگاه قابسى، غزالى و طاش کبرى‌زاده دربارۀ آن شکافته مى‌شود.اين فصل با کاوشى کوتاه در آموزش زنان در اسلام، آموزش مختلط‍‌ دختر و پسر، گفتگويى دربارۀ هدف هاى آموزشى و تفاوت آموزش به معناى اعم با آموزش کودکان، به پايان مى‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم.تربيت اخلاقى: اين فصل با اشاره به جدايى‌ناپذيرى دين و اخلاق از يکديگر آغاز مى‌شود.پس از آن مى‌آيد که قابسى از آموزش، تهذيب اخلاق را خواسته است.کتاب و سنت سرشار از آموزش هاى اخلاقى است.اخلاق نه ويژۀ اسلام است و نه ويژۀ مذهب.اخلاق در اسلام رابط هاى ناگسستنى با وجدان دارد و در آموزش هاى اسلامى به پرورش و بيدارى وجدان براى اخلاقى شدن انسان اشارت رفته است.آنگاه از انگيزه و منشأ اخلاق سخن مى‌رود و با اشاره به آراى گوناگون دربارۀ ارادۀ آزاد در انسان، به ديدگاه قابسى در اين‌باره نظر مى‌شود و مى‌آيد که نحله‌ هاى گوناگون کلامى، گاه عقل، گاه وجدان و گاه عقل و وجدان را آبشخور فعل اخلاقى شمارده‌اند.قابسى ديدگاه اخير را پذيرفته است.پس از اين، هدف فعل اخلاقى بررسى مى‌شود و با يادکرد ديدگاه قابسى در اين‌باره، به شخصيت اخلاقى کودک پرداخته مى‌شود و پس از برشماردن نيکيها و بدي هاى اخلاقى از زبان قابسى فصل به انجام مى‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم.مجازات و تنبيه: اسلام اصل تنبيه را پذيرفته و براى بزه هاى گوناگون مجازات هاى گوناگون آورده است.کسانى هم اهل تسامح و با تنبيه مخالفند.اين دو ديدگاه هدفشان يکى است و هر دو سعادت انسان را مى‌خواهند؛ اما ابزارشان بکمال با هم فرق دارد.قابسى تنبيه کودک را لازم مى‌داند و حدود، مراتب و مقررات آن را از نگاه اسلام شرح و شماره مى‌کند.با آنکه اسلام عقاب را مشروع دانسته است؛ اما به گذشت و نرمش مى‌خواند.قابسى اين نکته را دريافته و به نرمى با کودک مى‌خواند.مراد او از نرمى با کودک، پرورش سودمند، عدالت در تنبيه و پرهيز از سختگيرى در آن است.تنبيه به هيچ‌روى نبايد براى تشفى‌خاطر و انتقامجويى و برخاسته از خشم باشد.هدف تربيت، اصلاح، بازداشتن از انجام کار يا واداشتن به کارى و اندرز است.روش واداشتن کودک به آنچه مى‌خواهيم تشويق و ترساندن است.بنابراين تا مى‌توان از اين روشها سود برد نبايد به تنبيه بدنى روى کرد.تنبيه بدنى شرايطى دارد که ناگزير بايد رعايت شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم.برنامه درسى و روش تدريس: برنامه درسى هر روزگار تابع شرايط‍‌ خاص همان روزگار است و براى شناخت و تحليل برنامه‌ هاى درسى لازم است با حال و هواى روزگار اجراى هر برنامه درسى آشنا شد.محيط‍‌ زندگى قابسى دينى بوده است بنابراين، برنامۀ درسى آمده در کتاب او دين‌محور است و کودکان را براى زندگى دينى آماده مى‌کند.برنامه درسى آمده در کتاب قابسى شامل علوم اجبارى و اختيارى است که نگارنده آن را بررسى و نقد مى‌کند.آنگاه از روزها و هفته درسى و ايام تعطيل مکتب‌خانه مى‌گويد و به آموزش جداگانه دختران و پسران و ممنوعيت آموزش نامسلمانان در مکتب‌خانۀ مسلمانان مى‌پردازد.سپس از روش هاى آموزش در مکتب‌خانه ياد مى‌کند و به مساعد بودن محيط‍‌ مکتب‌خانه براى پرورش شخصيت کودک و نيز احترام به کودک در مکتب‌خانه اشاره مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نهم.آموزگار: در اين فصل، نخست از تأثير آموزگار بر فراگير ياد مى‌شود، به آموزگار مکتب و آموزگاران خصوصى اشارت مى‌رود.برخى ديدگاه هاى منفى نسبت به معلم مکتب و فلسفۀ آن مى‌آيد و نقد مى‌شود و از شرايط‍‌ معلمى سخن مى‌رود.آنگاه به دست‌مزد آموزگاران پرداخته مى‌شود و ديدگاه هاى گوناگون دربارۀ آن مى‌آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دهم، از ديدگاه هاى تربيتى اخوان الصفا، ابن مسکويه، ابن سينا، غزالى، زرنوجى، ابن عبد البر و ابن خلدون به کوتاهى سخن مى‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل يازدهم.پايان: در اين فصل به برخى انتقادها به تعليم و تربيت اسلامى پاسخ داده مى‌شود.روش بررسى آراى تربيتى مربيان مسلمان ياد و نقد مى‌شود.از ديدگاه هاى قابسى دفاع مى‌شود و با انتقادى از او به برخى کاستيها در کارش اشارت مى‌رود و علت آن مى‌آيد. &amp;lt;ref&amp;gt;بهروز رفیعی، ص 165-167&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR85353J1.jpg&amp;diff=623127</id>
		<title>پرونده:NUR85353J1.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR85353J1.jpg&amp;diff=623127"/>
		<updated>2022-12-10T11:10:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D9%87_%D9%81%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=623126</id>
		<title>التربیه فی الاسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D9%87_%D9%81%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=623126"/>
		<updated>2022-12-10T11:10:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر = NUR85353J1.jpg | عنوان = التربية فى الاسلام | عنوان‌های دیگر =  |پدیدآورندگان  | پدیدآوران =  احمد فؤاد الاهوانى (نویسنده) |زبان  | زبان = عربی | کد کنگره = ‏ /الف95 ت4 / 904 LC | موضوع = تعلیم و تربیت |ناشر  | ناشر = دارالمعارف | مکان نشر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR85353J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = التربية فى الاسلام&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[احمد فؤاد الاهوانى]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /الف95 ت4 / 904 LC&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دارالمعارف&lt;br /&gt;
| مکان نشر = قاهره - مصر&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1968م&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE85353AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 85353&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 85353&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 6095&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''التربية فى الاسلام''' تالیف [[احمد فؤاد الاهوانى]] در واقع رسالۀ دکتراى نويسنده است که در آن به کتاب«[[الرسالة المفصلة لاحوال المتعلمين و احکام المعلمين]]» نوشته [[قابسى]](قرن چهارم هجرى)پرداخته است.نگارنده از ديدگاه ديگر دانشمندان و تربيت‌پژوهان مسلمان و مکتب هاى تربيتى نوين غافل نمانده و نقاط‍‌ ضعف و قوت کار قابسى را نيز ياد کرده است.کتاب گذشته از مقدمه و يازده فصل، مؤخر هاى دارد که متن کتاب قابسى و کتاب«[[آداب المعلمين]]»[[ابن سحنون، محمد بن عبدالسلام|ابن سحنون]] عينا در آن آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل اول، زندگى، استادان، شاگردان، ويژگيها و آثار علمى قابسى مى‌آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم، از محيط‍‌ دينى و روش تأليف قابسى سخن است و اشارت مى‌شود که در مغرب اسلامى، بيشتر مردم مذهب مالکى داشته‌اند چه، فرزانگان آن ديار در سفر حج با مذهب مالکى آشنا مى‌شدند و برخى مى‌ماندند و درس مى‌آموختند و مالکى باز مى‌گشتند.بنابراين، روش علمى حاکم در آن ديار هم، روش اصحاب حديث بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مالک از اصحاب حديث بوده، او در فهم دين و استنباط‍‌ احکام به کتاب، سنت، عمل اهل مدينه و اجماع رجوع مى‌کرده است و به قياس چندان نمى‌پرداخته است.اين روش در آثار قابسى و از جمله کتاب تربيتى او مؤثر افتاده است.او در اين کتاب بر کتاب، سنت، عمل(عرف)اهل مدينه، اجماع و قياس شرعى تکيه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم.آموزش کودکان در قرن چهارم هجرى: در اين فصل، نخست سن درآمدن به مکتب‌خانه و مدت تحصيل در آنجا بررسى مى‌شود آنگاه از مراحل تعليم سخن مى‌رود و نمايى کلى از چگونگى آموزش در آن روزگار تصوير مى‌شود و از مکتب‌خانه، معلم، فراگير، قرآن، ساعات درس، ايام تعطيل درسى، ابزار آموزشى و جز اينها ياد مى‌شود و اشارت مى‌رود که قابسى نظام آموزشى روزگار خود را چنانکه بوده شرح کرده است.وى در پى ترسيم نظام آموزشى ايده‌آل که شايسته است محقق شود نبوده است.اين است که سخن ابن خلدون دربارۀ آموزش کودکان در غرب افريقا با گفتار قابسى همگرايى دارد.ديگر اينکه آنچه قابسى آورده است ويژۀ محيط‍‌ زندگى اوست و گسترۀ جغرافيايى آموزش اسلامى را دربر نمى‌گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهارم، به زمان و چگونگى پديد آمدن مکتب‌خانه در اسلام پرداخته مى‌شود و از رهگذر آن به آموزش در ايران، مصر و شام اشارتى مى‌شود تا تأثر يا عدم تأثر جهان اسلام از اين نظامها به کوتاهى کاويده شود و معلوم آيد که نخستين مکتب‌خانه‌ هاى اسلامى ريشه در کجا داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل پنجم، از دين و آموزش گفته مى‌شود و پس از سيرى بسيار کوتاه در روند شکل‌گيرى نحله‌ هاى فکرى در فرهنگ اسلامى و ياد سود و زيان آنها براى آموزش اسلامى، اشارت مى‌رود که اين نحله‌ها در پى آموزش رويکرد هاى خويش بوده‌اند و تنها اهل سنت به آموزش کودکان هم روى کرده‌اند.سپس يادآور مى‌شود که هدف آموزش نزد قابسى و همۀ فقيهان اهل سنت، شناخت نظرى و عملى دين است.آنگاه آموزش اجبارى و ديدگاه قابسى، غزالى و طاش کبرى‌زاده دربارۀ آن شکافته مى‌شود.اين فصل با کاوشى کوتاه در آموزش زنان در اسلام، آموزش مختلط‍‌ دختر و پسر، گفتگويى دربارۀ هدف هاى آموزشى و تفاوت آموزش به معناى اعم با آموزش کودکان، به پايان مى‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم.تربيت اخلاقى: اين فصل با اشاره به جدايى‌ناپذيرى دين و اخلاق از يکديگر آغاز مى‌شود.پس از آن مى‌آيد که قابسى از آموزش، تهذيب اخلاق را خواسته است.کتاب و سنت سرشار از آموزش هاى اخلاقى است.اخلاق نه ويژۀ اسلام است و نه ويژۀ مذهب.اخلاق در اسلام رابط هاى ناگسستنى با وجدان دارد و در آموزش هاى اسلامى به پرورش و بيدارى وجدان براى اخلاقى شدن انسان اشارت رفته است.آنگاه از انگيزه و منشأ اخلاق سخن مى‌رود و با اشاره به آراى گوناگون دربارۀ ارادۀ آزاد در انسان، به ديدگاه قابسى در اين‌باره نظر مى‌شود و مى‌آيد که نحله‌ هاى گوناگون کلامى، گاه عقل، گاه وجدان و گاه عقل و وجدان را آبشخور فعل اخلاقى شمارده‌اند.قابسى ديدگاه اخير را پذيرفته است.پس از اين، هدف فعل اخلاقى بررسى مى‌شود و با يادکرد ديدگاه قابسى در اين‌باره، به شخصيت اخلاقى کودک پرداخته مى‌شود و پس از برشماردن نيکيها و بدي هاى اخلاقى از زبان قابسى فصل به انجام مى‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم.مجازات و تنبيه: اسلام اصل تنبيه را پذيرفته و براى بزه هاى گوناگون مجازات هاى گوناگون آورده است.کسانى هم اهل تسامح و با تنبيه مخالفند.اين دو ديدگاه هدفشان يکى است و هر دو سعادت انسان را مى‌خواهند؛ اما ابزارشان بکمال با هم فرق دارد.قابسى تنبيه کودک را لازم مى‌داند و حدود، مراتب و مقررات آن را از نگاه اسلام شرح و شماره مى‌کند.با آنکه اسلام عقاب را مشروع دانسته است؛ اما به گذشت و نرمش مى‌خواند.قابسى اين نکته را دريافته و به نرمى با کودک مى‌خواند.مراد او از نرمى با کودک، پرورش سودمند، عدالت در تنبيه و پرهيز از سختگيرى در آن است.تنبيه به هيچ‌روى نبايد براى تشفى‌خاطر و انتقامجويى و برخاسته از خشم باشد.هدف تربيت، اصلاح، بازداشتن از انجام کار يا واداشتن به کارى و اندرز است.روش واداشتن کودک به آنچه مى‌خواهيم تشويق و ترساندن است.بنابراين تا مى‌توان از اين روشها سود برد نبايد به تنبيه بدنى روى کرد.تنبيه بدنى شرايطى دارد که ناگزير بايد رعايت شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم.برنامه درسى و روش تدريس: برنامه درسى هر روزگار تابع شرايط‍‌ خاص همان روزگار است و براى شناخت و تحليل برنامه‌ هاى درسى لازم است با حال و هواى روزگار اجراى هر برنامه درسى آشنا شد.محيط‍‌ زندگى قابسى دينى بوده است بنابراين، برنامۀ درسى آمده در کتاب او دين‌محور است و کودکان را براى زندگى دينى آماده مى‌کند.برنامه درسى آمده در کتاب قابسى شامل علوم اجبارى و اختيارى است که نگارنده آن را بررسى و نقد مى‌کند.آنگاه از روزها و هفته درسى و ايام تعطيل مکتب‌خانه مى‌گويد و به آموزش جداگانه دختران و پسران و ممنوعيت آموزش نامسلمانان در مکتب‌خانۀ مسلمانان مى‌پردازد.سپس از روش هاى آموزش در مکتب‌خانه ياد مى‌کند و به مساعد بودن محيط‍‌ مکتب‌خانه براى پرورش شخصيت کودک و نيز احترام به کودک در مکتب‌خانه اشاره مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نهم.آموزگار: در اين فصل، نخست از تأثير آموزگار بر فراگير ياد مى‌شود، به آموزگار مکتب و آموزگاران خصوصى اشارت مى‌رود.برخى ديدگاه هاى منفى نسبت به معلم مکتب و فلسفۀ آن مى‌آيد و نقد مى‌شود و از شرايط‍‌ معلمى سخن مى‌رود.آنگاه به دست‌مزد آموزگاران پرداخته مى‌شود و ديدگاه هاى گوناگون دربارۀ آن مى‌آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دهم، از ديدگاه هاى تربيتى اخوان الصفا، ابن مسکويه، ابن سينا، غزالى، زرنوجى، ابن عبد البر و ابن خلدون به کوتاهى سخن مى‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل يازدهم.پايان: در اين فصل به برخى انتقادها به تعليم و تربيت اسلامى پاسخ داده مى‌شود.روش بررسى آراى تربيتى مربيان مسلمان ياد و نقد مى‌شود.از ديدگاه هاى قابسى دفاع مى‌شود و با انتقادى از او به برخى کاستيها در کارش اشارت مى‌رود و علت آن مى‌آيد.( ص 165- 167)&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9%D8%8C_%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%D9%87%D8%A7_%D9%88_%D8%AA%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7_%D9%81%D9%89_%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9&amp;diff=623125</id>
		<title>التربية الاسلامية، اصولها و تطورها فى البلاد العربية</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9%D8%8C_%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%D9%87%D8%A7_%D9%88_%D8%AA%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7_%D9%81%D9%89_%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9&amp;diff=623125"/>
		<updated>2022-12-10T10:45:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر = NUR81129J1.jpg | عنوان = التربية الاسلامية، اصولها و تطورها فى البلاد العربية | عنوان‌های دیگر =  |پدیدآورندگان  | پدیدآوران =  محمد منیر مرسی (نویسنده) |زبان  | زبان = عربی | کد کنگره = ‏ | موضوع = تعلیم و تربیت |ناشر  | ناشر = دار...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR81129J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = التربية الاسلامية، اصولها و تطورها فى البلاد العربية&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[محمد منیر مرسی]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دارالمعارف&lt;br /&gt;
| مکان نشر = قاهره - مصر&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1987م&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE81129AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 81129&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 81129&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 15435&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''التربية الاسلامية، اصولها و تطورها فى البلاد العربية''' تالیف [[مرسی محمد منیر|محمد منير مرسى]] است که در آن، اصول، مبانى، جريانها و دگرگوني هاى تربيت اسلامى در کشور هاى عربى طى ده فصل بررسى مى‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول، با اشارتى کوتاه به تربيت پيش از اسلام آغاز مى‌شود و از روش تربيتى آنها سخن مى‌رود.دانش هاى آنها شماره مى‌شود و از امى بودن آنها ياد مى‌آيد.سپس سخنانى از بزرگان اسلام درباره علم بازگو مى‌شود تا جايگاه دانش در اسلام روشن شود.ياد کرد پيشگامى و برترى مسلمانان در بسيارى از علوم و فنون نکته بعدى است که خود، مقدمۀ بررسى تأثير انديشۀ اسلامى در غرب است.پس از آن به سنت اسلامى سفر در پى دانش پرداخته مى‌شود و به برخى نمونه‌ هاى آن اشارت مى‌رود.اصالت و نوآورى و اصلاح در تربيت اسلامى فراز بعدى سخن است که در ضمن آن نيم‌نگاهى هم به برخى کنفرانس هاى تعليم و تربيت اسلامى مى‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نگارنده در شرح هدف هاى تربيت اسلامى به معنا و کار رفت تربيت نظر مى‌کند و از برخى تقسيم هاى انجام شده در هدف هاى تربيتى اسلامى مى‌گويد و به انتقاد ماکس وبر rebeW xaM از هدف هاى تربيتى اسلام اشاره مى‌کند و به همه‌جانبه بودن هدف هاى تربيت اسلامى مى‌پردازد و با برشماردن پار هاى از هدف هاى تربيتى اسلام، از فلسفه آفرينش انسان مى‌گويد و به آنچه حال انسان بدان نيکو مى‌شود اشاره مى‌کند و پرستش را غايت وجود انسان مى‌خواند و مبانى رفتار اخلاقى انسان و کسب واجب را از زبان ابو الحسن ماوردى و راغب اصفهانى بازگو مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس به مبانى تربيت اسلامى مى‌رسد و يادآور مى‌شود که تربيت اسلامى: 1)کامل و فراگير است و به همه جنبه‌ هاى جسمى، روانى و عقلى متربى توجه دارد؛ 2)تربيتى است متوازن که جسم و جان و عقل و دنيا و آخرت را در نظر دارد و به توازن ميان آنها مى‌انديشد؛ 3)جنبۀ عملى دارد و علم بى‌عمل را وبال و انحراف مى‌شمارد؛ 4)به تربيت فردى و اجتماعى عنايت دارد؛ 5)وجدان و درون انسان را محترم مى‌شمارد؛ 6)بر فطرت انسان و رشد انگيزه‌ هاى فطرى او استوار است؛ 7)به آنچه خير فرد و اجتماع در آن است نظر دارد؛ 8)از تولد تا مرگ را شامل مى‌شود و مادام العمر است؛ 9)تربيتى است تدريجى و گام‌به‌گام؛ 10)هم سنت‌گراست و هم با روح زمان و مکان سازگار است؛ 11)انسانى-جهانى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از ويژگي هاى آموزش در اسلام فراز ديگر اين فصل است که در آن از سادگى و پرهيز از ساختار هاى ادارى پيچيده مى‌گويد.به دربند زمان و سن معين نبودن اشاره مى‌کند، کم‌اهميت بودن کسب مدرک و نفى مدرک‌گرايى را مى‌آورد.به توجه به استاد و عدم اکتفا به آموزش از راه کتاب مى‌پردازد و يادآور مى‌شود که نسبت به آغاز آموزش با حفظ‍‌ قرآن، دو رويکرد مخالف و موافق وجود داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از اين به شرح رويکرد اسلام به چهار مقوله: هستى، شناخت، اخلاق و انسان مى‌پردازد و برخى از نکات اساسى دربارۀ هستى را مى‌آورد.از امورى که به اصلاح دنيا مى‌انجامد ياد مى‌کند.از ديدگاه هاى موافق و مخالف فلسفه در اسلام مى‌گويد.به ارزش عقل اشارت مى‌کند.انواع معرفت را شرح و شماره مى‌کند و پس از بيان گرايش هاى سه‌گانۀ روحى، عقلى، و روحى-عقلى در اخلاق، از توجه اسلام به اخلاق مى‌گويد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعديل و تغييرپذيرى اخلاق را يادآور مى‌شود.مراحل تربيت را مى‌کاود و ضرورت تأديب را گوشزد مى‌کند.به ماهيت انسان از نگاه اسلام مى‌پردازد و به شرح نقش وراثت و محيط‍‌ در تربيت مى‌نشيند.از خير و شر در انسان مى‌گويد و به انسان و آزادى اراده و&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند ديدگاه در اين‌باره اشاره مى‌کند.از معرفت نفس آدمى ياد مى‌کند و با يادآورى اعتراف اسلام به ناتوانى انسان، به بحث هاى خاص تربيتى مى‌رسد و نخست از برنامه درسى مى‌گويد سپس نکات زير را يادآور مى‌شود: لزوم آموزش همگانى، تحمل دشوارى شرط‍‌ تحصيل علم است، رابطۀ حکومت و تربيت در اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراز فرجامين اين فصل شرحى است کوتاه بر ابزار تدريس و برخى از روش هاى تربيتى اسلام مانند: استفاده از الگو و نمونۀ برتر، پاداش و تنبيه، پند و اندرز، گفتگو و بحث، آموزش نظرى، تمرين عملى، تلقين و حفظ‍‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم، به تربيت کودک در اسلام مى‌پردازد و از سن آغاز آموزش و تربيت مى‌گويد و جنب‌وجوش کودک را نشان سلامت او مى‌داند و از فطرت کودک مى‌گويد و به اهميت آموزش در کودکى اشاره مى‌کند.از توجه اسلام به تفاوت هاى فردى ياد مى‌کند و تدريجى بودن تربيت کودک را يادآور مى‌شود و لزوم آموزش آداب غذا خوردن و اجازه گرفتن براى وارد شدن بر پدر و مادر را گوشزد مى‌کند.دين را پى‌نهاد تربيت اخلاقى مى‌خواند.اطاعت از بزرگتر را اساس فضائل کودک مى‌داند.به لزوم رعايت عدالت ميان فرزندان توجه مى‌دهد.از احترام به کودک و مهربانى با او ياد مى‌کند و لازم مى‌داند با کودک و فراگير مدارا شود و سختگيرى را براى فراگير زيانبار مى‌شمارد.به تشويق و تنبيه و آداب آن نظر مى‌کند.بر ضرورت بازى در برنامه آموزشى کودک تأکيد مى‌کند تربيت از راه ارائه الگو و همنشينى را مى‌آورد و با اشاره به آداب و وظايف دانش‌آموز، فصل را به انجام مى‌رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم دربارۀ آموزش دختران است و در آن ضمن اشاره به برترى و تقدم اسلام بر ديگر اديان و تمدنها در توجه به زنان و دختران، از زن و حجاب مى‌گويد.سپس اشاره مى‌کند که در اسلام چيزى که نشان حرمت آموزش به زنان و دختران باشد نيست، سهل است از احاديث برمى‌آيد که آموزش دختران نيز فريضه است و شواهد تاريخى فراوانى در دست است که بر آموزش دختران در تمدن اسلامى دلالت دارد.واگويۀ ديدگاه برخى دانشمندان مسلمان دربارۀ آموزش دختران، پايان‌بخش اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوع فصل چهارم، آموزگار در تربيت اسلامى است و از رهگذر آن به اهميت و جايگاه معلم در نظام تربيتى اسلام اشاره مى‌کند و وظايف و نقش معلم را مى‌آورد و به اخلاق معلمان مى‌پردازد.از دست‌مزد معلمى مى‌گويد و ديدگاه هاى گوناگون نسبت به آن را بازگو مى‌کند.سير تحول تربيت اسلامى و مهمترين ويژگي هاى هر مرحلۀ آن، موضوع فصل پنجم است.تربيت اسلامى چهار مرحله را پشت سر گذاشته است: مرحله نخست آن، از آغاز اسلام تا پايان حکومت اموى است.تربيت اسلامى در اين مرحله، عربى-اسلامى خالص بوده و تثبيت قوانين و قواعد اسلامى را مى‌خواسته و بيشتر بر علوم نقلى و زبانى تکيه داشته و از نگارش به عنوان وسيله ارتباطى سود مى‌جسته و زمينه آموزش زبان هاى بيگانه در آن گسترده بوده و مکتب‌خانه، مسجد و کتابخانه مراکز آموزشى آن به‌شمار مى‌رفته است؛ مرحله دوم که دوران طلايى تربيت اسلامى است از حکومت عباسيان سرمى‌گيرد و با سقوط‍‌ بغداد به سر مى‌رسد.برخى ويژگي هاى عام تربيت اسلامى در اين دوره عبارتند از: درآمدن علوم عقلى به جهان اسلام، ايجاد مدارس و ظهور انديشه‌ هاى خاص تربيتى؛ مرحله سوم از حکومت عثمانى تا استقلال کشور هاى عربى ادامه داشته و داراى ويژگي هاى زير بوده است: تحجر و انجماد انديشه اسلامى، بازگشت به بسندگى به علوم نقلى، جمود مؤسسه‌ هاى آموزشى، چيرگى فرهنگ ترکى، تفکيک فرهنگى ميان اقليت هاى مذهبى غيراسلامى، آشنايى با و تأثيرپذيرى از تربيت غربى؛ چهارمين مرحله که مرحلۀ تجديد و بازسازى است، از جدا شدن کشور هاى عربى از ترکيه شروع شده است و هنوز ادامه دارد.در اين مرحله است که پاى نظام آموزشى غرب به کشور هاى اسلامى باز شد و علوم عقلى و جديد مورد توجه قرار گرفت و براى دگرگونى مراکز آموزشى سنتى تلاش شد و زمينۀ رخنه فرهنگ غرب فراهم آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل ششم، از مراکز آموزش اسلامى مى‌گويد: به نقش تربيتى مسجد مى‌پردازد و مسجد را مرکز آموزشى مى‌خواند.مکتب‌خانه را شرح مى‌دهد و روش آموزش مکتب‌خان هاى را نقد مى‌کند.به معلم مکتب‌خانه و شرايط‍‌ آن اشاره مى‌کند و به اخلاقيات او مى‌پردازد.چگونگى تهيه مکان کتابخانه و تنبيه در مکتب‌خانه را توضيح&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مى‌دهد.سپس به مدرسه مى‌رسد، از نخستين مدارس جهان اسلام و اختلاف نظر دانشمندان در اين‌باره مى‌گويد و به گسترش مدارس در سراسر جهان اسلام اشارت مى‌کند و انگيزه‌ هاى بانيان مدرسه‌سازى را مى‌آورد.وضعيت معمارى مدارس را تشريح مى‌کند و از روش آموزش در مدارس ياد مى‌کند و با پرداخت آثار نيک و بد مدارس، به کتابخانه‌ هاى عمومى و نيرو هاى ادارى کتابخانه‌ها و خدمات آنها اشارتى مى‌کند و يادآور مى‌شود مقارن حمله مغول به بغداد 36 کتابخانه عمومى در آن شهر داير بوده است و شمار کتاب هاى کتابخانه صاحب ابن عباد(در قرن دهم)برابر شمار کتاب هاى همه کتابخانه‌ هاى اروپاى آن روزگار بوده است.پس از اين به بيت الحکمۀ بغداد و رقاده مى‌پردازد و از دار الحکمۀ قاهره ياد مى‌کند.دکانها، رباطها، بيمارستانها و خانۀ عالمان ديگر جايگاه هاى آموزشى است که اندکى آنها را شرح مى‌دهد.در فصل هفتم به شرح مهمترين آراى تربيتى مربيان بزرگ مسلمان مى‌نشيند و از آراى ابن سحنون، قابسى، ماوردى، غزالى، ابن تيميه و ابن خلدون ياد مى‌کند.فصل هشتم از آن گفتگو دربارۀ تربيت در کشور هاى عربى شرق جهان اسلام در سده‌ هاى اخير است و در آن از عقب‌ماندگى مسلمانان در قرن 19 مى‌گويد و به سهم حکومت عثمانى در آن ضايعه اشاره مى‌کند و به تأثير حمله فرانسه به مصر در سال 1797 اشاره مى‌کند و از سهم آن در بيدارى کشور هاى اسلامى مى‌گويد و به نقش هشيارگرانۀ محمد بن عبد الوهاب در عربستان مى‌پردازد(ص 306)و اقدامات او را گام هاى نخست جنبش اصلاحى در جهان اسلام در قرن 18 مى‌خواند و يادآور مى‌شود که اين جنبش هم سلفى است و هم نوگرا و به جنبش هاى عمر مختار در ليبى، عبد القادر جزائرى و عبد الرحمن بن باديس در الجزائر، محمد ابن شوکانى در يمن، شکرى آلوسى در عراق و خير الدين تونسى در تونس انجاميد.در فراز بعدى از برخى حرکت هاى روشنفکرى که به غرب مى‌خواندند و بر آن بودند که در مردم نسبت به اسلام شک و شبهه بيافرينند، اشاره مى‌کند و حرکت تبشيرى و تلاش هاى تربيتى آن، پيدايش صهيونيسم، دعوت به استفاده از زبان عربى عاميانه به جاى عربى فصيح و پيشنهاد به کار بردن الفباى لاتين به جاى الفباى عربى را شرح&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مى‌دهد.آنگاه از ظهور ملى‌گرايى در جهان اسلام و زيان هاى آن مى‌گويد و عوامل اصلى پيدايش آن را ياد مى‌کند و سياست هاى آموزشى ترکيه را در کشور هاى عربى مى‌کاود و به تحول تربيت اسلامى در کشور هاى آفريقايى واقع در جنوب صحرا اشاره مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل نهم، از بزرگان جنبش تربيتى در کشور هاى شرقى عرب مى‌گويد.نخست از محمد بن عبد الوهاب(1115-1206 ه‍‌)، ياد مى‌کند و به تأثير ابن تيميه بر او و پار هاى ديدگاه هاى تربيتى وى اشارت مى‌کند.آنگاه به رفاعه رافع الطهطاوى(1801-1873 م) مى‌رسد از زندگى او مى‌گويد به آثارش مى‌پردازد و در شرح آراى تربيتى او از وجوب آموزش، رعايت استعداد و گرايش فراگيران، انواع آموزش و مراحل آن، اخلاق آموزگار و فراگير، روش آموزش و آموزش زنان ياد مى‌کند.بعد به على مبارک(1823-1893 م) که به پدر آموزش و پرورش مصر شهره است مى‌پردازد و گوشه‌هايى از زندگى او را بازمى‌شکافد و از تلاش هاى فکرى و فرهنگى او در مصر مى‌گويد و آثار علمى او را برمى‌شمارد و پس از شرح و شماره فعاليت هاى تربيتى و آموزشى او، به محمد عبده (1849-1905 م)و زندگى وى نظر مى‌کند از مکتب فکرى او ياد مى‌کند به تلاش هاى عملى و فکرى او مى‌پردازد و براى نمايش ديدگاه هاى تربيتى او يادآور مى‌شود که وى تربيت را تنها راه انسان بودن و يگانه روش نهضت و نوآورى در جهان اسلام مى‌داند و بر آن است که تربيت نمى‌تواند جايگزين سياست شود و بر ثروتمندان است که از ثروت خود در راه گسترش علم در ميان تودۀ مردم بهره گيرند.از اينها گذشته عبده دگرگونى دانشگاه الازهر را ضرورى مى‌دانست و بر آموزش زنان تأکيد داشت و به آزادانديشى و فهم درست دين مى‌خواند از اصلاح روش هاى زبان دم مى‌زد و آموزش زبان هاى بيگانه را لازم مى‌شمارد و بر آن بود که بايد فرهنگ هاى بيگانه را شناخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دهم، به گرايشها و رويکرد هاى تربيتى در عصر جديد مى‌پردازد و به اقتباس از نظام آموزشى غرب اشاره مى‌کند.پيدايش روند تربيتى جديد را در مصر پس از جنگ اول جهانى بررسى مى‌کند به دعوت کشور هاى عربى از خبرگان تربيتى بيگانه اشاره مى‌کند و طرح کلاپارد سويسى و نيز طرح‌مان انگليسى را براى به سامان شدن آموزش و&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرورش مصر در 1928 و 1929 شرح مى‌کند.لزوم توجه به تربيت معلم را يادآور مى‌شود.از ايجاد دانشگاه هاى جديد مى‌گويد و به سه طرح تربيتى جديد در مصر؛ يعنى، طرح سه‌جانبۀ نجيب هلالى، طرح کميّت يا سياست آب و هواى طه حسين و طرح کيفيت يا آموزش برگزيدگان اسماعيل قبانى مى‌پردازد و با اشارتى کوتاه به تحول الازهر، کتاب را به سر مى‌برد.(ص 130- 134)&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR77789J1.jpg&amp;diff=623124</id>
		<title>پرونده:NUR77789J1.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR77789J1.jpg&amp;diff=623124"/>
		<updated>2022-12-10T10:39:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9&amp;diff=623123</id>
		<title>فلسفة التربية الاسلامية</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9&amp;diff=623123"/>
		<updated>2022-12-10T10:39:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR77789J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = فلسفة التربية الاسلامية&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[عمر محمد التومى الشيبانى]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /ش9ف8 / 230/18 BP&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دارالعربیه للکتاب&lt;br /&gt;
| مکان نشر = طرابلس - لیبی&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1988م&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE77789AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 77789&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 77789&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فلسفة التربية الاسلامية تالیف عمر محمد التومى الشيبانى است که اين اثر، حاصل نه سخنرانى در دانشكدۀ علوم تربيتى دانشگاه طرابلس است و در آن كوشش شده است در عين بسط سخن از پرداخت به اختلاف‌نظر فيلسوفان و متكلمان پرهيز شود و بيشتر از آنچه دانشمندان مسلمان بر آن همداستانند سخن رود، همچنين تلاش شده است ضمن خوددارى از رويكرد تاريخى به مسائل از متون تربيتى مسلمان و نيز آثار نونگاشت اسلامى دربارۀ تربيت ياد شود(ص 7-8). مطالب كتاب در نه فصل گرد آمده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل اول، فلسفۀ اسلامى را تعريف مى‌كند. از نسبت آن به حكمت مى‌گويد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مؤلفه‌ها و عناصر پنجگانۀ حكمت را برمى‌شمارد و از برخى ويژگيها فيلسوف و حكيم ياد مى‌كند و اشاره مى‌كند به اينكه بسيارى از انديشمندان از جمله مربيان و فيلسوفان تربيتى از ويژگي هاى فيلسوف و حكيم به معناى عام بى‌نياز نيستند. آنگاه به برخى ويژگي هاى مشترك فيلسوف و حكيم به معناى عام با فيلسوف تربيتى مى‌پردازد. فيلسوف تربيتى را معرفى مى‌كند و چند تعريف از فلسفه تربيت مى‌آورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از اين، به اهميت بناى فلسف هاى اسلامى براى تعليم و تربيت مى‌پردازد و مهمترين فوايد تعيين چنين فلسف هاى را شرح و شماره مى‌كند و اسلام و فرهنگ اسلامى را آبشخور اصلى فلسفۀ تربيتى اسلام مى‌خواند و پار هاى منابع فرعى فلسفۀ تربيتى اسلام را شرح مى‌دهد و به اهميت و لزوم كار گروهى براى تدوين فلسفۀ تربيتى اسلام بر اساس منابع ياد شده اشاره مى‌كند. سپس برخى ويژگي هاى فلسفۀ تربيتى اسلام را بدين شرح يادآور مى‌شود؛ بايد از هر جهت با روح و مفاهيم اسلام سازگار باشد، شئون گوناگون فرهنگى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى جامعه و نيز خواست مردم و نياز هاى آنها را لحاظ كند، به پذيرش فرهنگ و تجارب بشرى روى خوش نشان دهد، همه مسائل و نياز هاى تربيتى و آموزشى را دربر گيرد، از آنجا كه منابع فلسفۀ تربيتى اسلام فراوان و گوناگون است لازم است گزينشى عمل شود و آنچه را ضرورى و مهم است و با روح اسلام‌ساز مى‌آيد منبع قرار داد، ميان مبانى و اجزاى اين فلسفه نبايد ناسازگارى و تناقض باشد، شكل نهايى اين فلسفه بايد برآيند تعامل و همكارى گروهى شمار بزرگى از خبرگان و دست‌اندركاران تعليم و تربيت و فلسفه و ديگر دانشهايى باشد كه با فلسفه تربيتى پيوندى دارند، همچنين لازم است پويا و انعطاف‌پذير باشد تا با شرايط گوناگون زمانى و مكانى موافق افتد و بتواند زمينۀ آموزش هاى گوناگون شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم. مبانى هستى‌شناختى[فلسفه تربيتى]اسلام: فيلسوف تربيتى بسان فيلسوف به معناى عام بايد رويكرد هاى هستى‌شناختى خود را معلوم دارد زيرا اين رويكردها آثار تربيتى دارند چه، همه جوانب تربيت با هستى سروكار دارد. بر اين اساس است كه در اين فصل پار هاى مبانى هستى‌شناختى فلسفه تربيتى اسلام را اين‌گونه شرح مى‌دهد: 1-مربى مسلمان ايمان دارد كه تربيت از راه تعامل فرد با پديده‌ها و محيط عام زندگى دست مى‌دهد بنابراين، تربيت و اخلاق آدمى، تنها متأثر از محيط اجتماعى او نيست، بل از محيط طبيعى هم اثر مى‌پذيرد؛ 2-مراد از هستى، ماسوى اللّه است كه همه چيز را-به معناى منطقى كلام-دربر مى‌گيرد. اين پديده هاى مادى و معنوى از سويى كلى را تشكيل مى‌دهند كه با هم ارتباطى عام دارند و در چهارچوبى كلى و عام در حركتند و از سويى ديگر در چهارچوب همين ارتباط عام، هريك از اجزاى هستى، وجود و شخصيت مستقل و قوانين ويژه دارد كه گاه هيچ ارتباطى با قوانين ديگر اجزا و پديده‌ها ندارد؛ بنابراين، چنين نيست كه هر پديد هاى به الزام با ديگر پديده هاى هستى پيوند داشته باشد آنچه مهم است ارتباط عام ميان پديده‌هاست. از اين گزاره برمى‌آيد كه درست نيست گفته شود هر پديد هاى چنان است كه حوادث و پديده هاى محيط بر آن، اقتضا مى‌كنند زيرا پديده‌ها آن‌گونه‌اند كه ماهيتشان اقتضا مى‌كند؛ 3-اگر ماترياليستها مى‌گويند غير از ماده، چيزى وجود ندارد و ايده‌آليستها برآنند كه وجود، سراسر روح است و جز روح و عقل در آن نباشد مسلمان مى‌گويد وجود، مادى و معنوى است و به جهان غيبت و شهادت باور دارد؛ 4-هستى با همۀ مظاهرش براساس سنن و غايات الهى در حركت است و اين حركت چنانكه نظريات ديالكتيكى مى‌گويد نيست؛ يعنى، روندى از بد به خوب و از خوب به خوبتر نمى‌باشد، بل ممكن است روندى قهقرائى و منفى باشد، حركت پديدهها-برخلاف نظر داروين و انگلس-به معناى تغيير ماهيت و دگرگونى ذاتى آنها نيست؛ 5-تمام اجزا و نمود هاى هستى براساس سنن و قوانينى معين، دقيق و عام در حركتند و با يكديگر روابطى منظم دارند كه بر وحدت تدبير و نظام در هستى دلالت مى‌كند و اين دلالت خود وحدت مدبر را مى‌رساند؛ 6-بين اسباب و مسبباب رابط هاى ثابت و استوار برقرار است(اصل عليت)، بنابراين انسان مسئول رفتار اختيارى خويش است با اين همه مسلمان به علل غيرمادى و غيرمباشر هم باور دارد و بر آن است كه همه علل و اسباب سرانجام به علت حقيقى؛ يعنى، خدا بازمى‌گردد ارتباط ميان پديده‌ها ارتباطى جايز است و ضرورت عقلى ندارد شاهد اين ادعا تخلفات فراوان در قاعدۀ عليت است؛ 7-طبيعت، دشمن آدمى و مانع پيشرفت او نيست و زمين تبعيدگاه بشر نمى‌باشد برعكس طبيعت بهترين وسيله براى تعالى آدمى است؛ 8-هرچه در جهان هست، حادث است و جز خداوند چيزى قديم نيست؛ 9-از پديده بودن عالم پى به پديدآورندۀ آن مى‌بريم؛ يعنى، خداوندى كه خارج از جهان، محيط بر آن و ادامه‌دهندۀ وجود آن است؛ 10-خداوند كه پديدآورندۀ هستى است آراسته به هر كمال و پيراسته از هر كاستى است برخى صفات كماليه كه واجب است در خداوند وجود داشته باشد عبارتند از: وجود، قدم، بقا، قيام به نفس، وحدت، قدرت، اراده، علم، حيات، سمع، بصر و كلام. بنابراين خداوند قادر، مريد، عالم، زنده، سميع، بصير و گوياست و از ضد اين صفات پاك است. شرح هريك از صفات ثبوتيه بارى فراز فرجامين اين فصل است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم. مبانى انسان‌شناختى[فلسفه تربيتى]اسلام: هر فلسف هاى به‌طور عام و فلسفه تربيت به‌طور خاص بايد موضعش را نسبت به انسان معلوم دارد. برخى از مهمترين مبانى انسان‌شناختى كه با روح اسلام همساز است و از نصوص و تعاليم اسلامى برگرفتنى است چنين است: 1-انسان اشرف مخلوقات و محور حيات است پيامبرى ويژۀ اوست و در تاريخ فلسفه و انديشۀ انسانى پيوسته مورد اهتمام بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قرآن كريم-مستقيم و غيرمستقيم-بارها از انسان و برترى او بر ديگر پديده‌ها سخن رفته است؛ 2-كرامت انسان و برترى او بر ديگر مخلوقات ربطى به جنس، رنگ، نژاد، زيبايى، ثروت، موقعيت اجتماعى و اين دست امور ندارد، بل به تقوا، ايمان، اخلاص، خرد، عمل و ديگر ويژگي هاى انسانى بازمى‌گردد. قرآن كريم و احاديث شريف بر اين نكات تأكيد دارند؛ 3-انسان را چندين گونه تعريف كرده‌اند؛ رايجترين اين تعريفها تعريف فيلسوفان است. آنها انسان را«حيوان ناطق»خوانده‌اند. اين تعريف، كوتاه اما اعم از ديگر تعريفهاست و براساس آن انسان داراى ويژگي هاى زير است: مى‌تواند سخن بگويد، بياموزد، و با ديگران ارتباط گفتارى برقرار كند و پديده‌ها را از راه نامگذارى از يكديگر بازشناسد، به فطرت، دين‌گراست و پرستش نياز سرشتى اوست، داراى گرايش اخلاقى است و ميل به زندگى اجتماعى دارد. اسلام همۀ اين ميلها را پذيرفته و براى آنها دستورهايى دارد؛ 4-انسان داراى سه بعد جسمى، روحى و عقلى است، اينها ابعاد زيرساختى شخصيت اوست و سعادت و تكامل و پيشرفت او بستگى به ميزان هماهنگى اين سه بعد دارد؛ 5-انسان حاصل وراثت و محيط است و از لحظه انعقاد نطفه تا پايان حيات متأثر از اين دو عامل است؛ 6-انسان داراى انگيزه‌ها و ميلها و نياز هاى فطرى و ارثى و اكتسابى است كه از عناصر محيطى بدو مى‌رسد، اسلام انگيزه هاى فطرى و اكتسابى را محترم مى‌شمارد و به تهذيب و هدايت آنها مى‌خواند تا انسان به حكمت و خير دست يازد؛ 7-درست است كه انسانها از بسيارى جهات به هم مى‌مانند؛ اما از بسيارى جهات هم با يكديگر فرق دارند اين تفاوتها يا ارثى است و يا ريشه در محيط دارد، اسلام به تفاوت هاى فردى كاملا توجه دارد؛ 8-انسان طبيعتى دگرگون‌پذير دارد و مى‌تواند همواره از راه تعليم و تربيت جز آنچه هست باشد قرآن و سنت اين نكته را تأييد مى‌كنند مگر نسبت به برخى ويژگي هاى سرشتى كه با آنها زاده مى‌شويم مانند غريزۀ حب بقا. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم. مبانى اجتماعى[فلسفه تربيتى]اسلام: تربيت پيش از هرچيز كارى اجتماعى است و پيشرفت اجتماعى و تبديل اجتماع به وجه بهتر، از هدف هاى برجستۀ تربيت است. اسلام دينى اجتماعى است و برخى رويكرد هاى اجتماعى آن كه در فلسفه تربيتى اسلام مؤثر افتاده است اين‌گونه است: 1-جامعه در ساده‌ترين معنايش گروهى از افراد و گروه‌هاست كه وحدت سرزمين، فرهنگ و دين آنها را به هم مى‌پيوندد. در منابع نخستين اسلام جامعه تعريف نشده است؛ اما اسلام دينى كامل است و هيچ‌يك از نياز هاى آدمى را فرونگذاشته است اسلام در پى برپايى جامع هاى برتر است كه در آن كرامت انسان محفوظ است و عدالت در شكل هاى گوناگون آن رعايت مى‌شود و تعاون و دوستى در آن حاكم است؛ 2-جامعه اسلامى هويت خاص و ويژگيهايى دارد و جامع هاى نمونه و شايستۀ تقليد است. در اين جامعه ايمان به يگانگى خداوند و باور پيامبران و رستاخيز، دين، اخلاق فاضله، خانواده، كرامت انسانى، رشد و تحول اجتماعى، كار و كوشش، مالكيت، توان علمى و اقتصادى و نظامى محترم است. چنين جامع هاى با ديگر جوامع دادوستد علمى و فرهنگى دارد و تعاون و همكارى و مهربانى بر آن حاكم است؛ 3-بناى جامعه اسلامى بر ايمان به خدا، رسالت و معاد است؛ 4-اساس زندگى فردى و اجتماعى، دين به معناى وسيع كلمه است؛ 5-پس از ايمان و اخلاق، بهترين زيربناى جامعه دانش درست است؛ 6-جامعه مانند ديگر پديده هاى هستى در حال تغيير و حركت پيوسته است؛ 7-انسان در محيط اجتماعى و انسانى كرامت و اهميت دارد؛ 8- خانواده، نخستين واحد اجتماعى و پل ارتباط مسلمانان گذشته به مسلمانان آينده است و بايد براساس عدل و دوستى و همكارى و احترام متقابل اداره شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم. مبانى معرفت‌شناختى[فلسفه تربيتى]اسلام: 1-شناخت، از هدف هاى اساسى است كه در پى تعليم و تربيت دست مى‌دهد و وسيلۀ پيشرفت و تعالى فرد و جامعه است. علم در اسلام يا واجب كفايى است يا واجب عينى، توجه به نوع اول موجب گسترش علوم تجربى در اسلام و پيدايش فرهنگ علمى نوين شد؛ 2-معرفت بشرى عبارت است از دانسته‌ها، انديشه‌ها و مفهومهايى يقينى كه از راه حواس، عقل، حدس، الهام، كشف و يا وحى به دست مى‌آيد. اين‌گونه معرفت، يقينى است نه شبه‌يقينى. معرفت به اعتبار هاى گوناگون، تقسيماتى دارد كه وجه مشترك همۀ آنها يقين‌آورى آنهاست؛ 3-ارزش معارف بشرى يكسان نيست و تابع موضوع، هدف و ابزار آنهاست. پس شناخت خداوند و افعال و مخلوقات او برترين معارف است. مراد از همه علوم و معارف در نهايت معرفت خداوند و اقرار به وجود و يگانگى اوست؛ 4-مصادر معرفت بشرى بسيار و گوناگون است و منحصر به تجربه مستقيم و دريافت حسى نيست لكن مى‌توان گفت همه اين مصادر به حس، عقل، حدس، الهام و وحى بازمى‌گردد اسلام همه مصادر معرفت را مى‌پذيرد؛ 5-معرفت، مستقل از عقل است و اشيا حقايقى عينى‌اند و وجودشان مستقل از ذهن ماست. عقل كودك به صفحۀ نانوشته نمى‌ماند كه بتوان در آن هرچيز نوشت بل يادگيرى تابع ميزان هوش و پختگى عقلى افراد است؛ 6-شناخت حقيقى آن است كه، به يقين جزمى برسيم و در برابر عظمت بارى فروتنى كنيم و با روح دين همراه شويم و به آرامش دل دست يابيم و به عمل صالح روى كنيم. اسلام دين و علم و اخلاق را يكجا مى‌خواهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم. مبانى اخلاق‌شناختى[فلسفه تربيتى]اسلام: 1-اخلاق از مهمترين معانى در زندگى است و پس از ايمان به خدا، رسول، معاد و پرستش بارى و اطاعت از او و خلوص نيت قرار دارد. ايمان بالاترين پيوند ميان انسان و خدا و اخلاق والاترين پيوند انسان با ديگران است. از اين گذشته اخلاق مى‌تواند روابط انسان را با ديگر پديده نيز تنظيم كند. در قرآن كريم يكهزار و پانصد و چهار آيه دربارۀ اخلاق نظرى و عملى آمده است. هدف رسالت پيامبران و از جمله پيامبر اسلام(ص)اخلاق است؛ 2-اخلاق، عادت يا صفتى راسخ در نفس است كه موجب صدور آسان افعال مى‌شود بسيارى از فيلسوفان اسلامى اخلاق را گون هاى تعريف كرده‌اند كه گويى نياز به انديشه ندارد و بى‌فكر انجام مى‌شود؛ اما چنين نيست چه عمل اخلاقى مسبوق به انديشه و تدبر است مگر اينكه مرادشان از انجام عمل بى‌انديشه و تدبر همانا سهولت كار باشد. تغيير اخلاق و امكان آن امرى مسلم است؛ 3-اخلاق اسلامى برگرفته از كتاب و سنت، و اخلاق برتر انسانى است. اخلاق اسلامى همۀ زمينه هاى وجودى انسان را در نظر دارد و اخلاقى است فراگير، متوازن، معتدل، واقعى، آسان، در اصول و قواعد ثابت است كه به عمل مى‌خواند؛ 4-غايت فحواى دين و اخلاق سعادت دو جهان آدمى است. فيلسوفان مسلمان سعادت را تعريف و تفريع كرده‌اند برخى از محققان معاصر بر اخلاق فلسفى ايراد كرده‌اند و آن را جز اخلاق برخاسته از قرآن خوانده‌اند. اخلاق اسلامى به فرد وجمع توجه دارد و دنيا و آخرت را با هم مى‌خواهد؛ 5-اسلام مهمترين منبع اخلاق اسلامى است. اخلاق مسلمان مرتبط با دين اوست، بل جزوى از دينش به شمار مى‌رود بنابراين مسلمان نمى‌تواند معتقد باشد كه دين پيوندى است ميان انسان با خدا و كارى به زندگى و اخلاق ندارد. پس هركه اخلاقى است دينمدار است و هركه ديندار است اخلاقى است؛ 6-هيچ نظريۀ اخلاقى كامل نيست مگر اينكه به پنج مقولۀ وجدان اخلاقى، الزام اخلاقى، ارزيابى اخلاقى عمل(معيار فعل اخلاقى)، مسئوليت اخلاقى و پاداش اخلاقى توجه داشته باشد. اين مقولات در اخلاق اسلامى بررسى و تحليل شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم. هدف هاى تربيت اسلامى: در اين فصل مفهوم هدف تربيتى را بازمى‌شكافد. هدف هاى تربيتى را به سه نوع فردى، اجتماعى و حرف هاى تقسيم مى‌كند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معنى هدف را با اصطلاحات مشابه آن؛ يعنى، غايت، نتيجه، رغبت، ارزش و پيش‌بينى مقايسه مى‌كند. آنگاه هدف را به سه درجه يا نوع نهايى، عام و جزئى تقسيم مى‌كند و يادآور مى‌شود هدف نهايى را برخى تعالى نفس، گروهى رشد تكاملى شخصيت، عد هاى پروراندن شهروند صالح و پار هاى آمادگى براى زندگى دنيا و آخرت دانسته‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس هريك را شرح مى‌دهد و ديدگاه اسلام را نسبت به آن مى‌آورد. به اهداف عام آموزشى مى‌پردازد. آن را تعريف مى‌كند. به برخى هدف هاى عام آموزشى در مصر و ليبى اشاره مى‌كند. هدف هاى عام تربيت اسلامى را از زبان برخى تربيت‌پژوهان معاصر بازمى‌گويد تا مى‌رسد به هدف جزوى يا خاص و با تعريف آن، شمارى از هدف هاى خاص را نقل مى‌كند. پس از آن به منابع تعيين هدف هاى تربيتى اسلام روى مى‌كند و پس از شرح آنها، ويژگي هاى هدف هاى تربيتى اسلام را برمى‌شمارد و اصول اهداف تربيتى؛ يعنى، شمول، توازن، اعتدال، وضوح، عدم تناقض، واقعى و قابل تحقيق بودن، رعايت تفاوت هاى فردى، تغيير و تحول‌پذيرى در عين ثبات قواعد كلى دين را شرح مى‌كند و هدف هاى فردى عام و هدف هاى اجتماعى عام تربيت اسلامى را توضيح مى‌دهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم. فلسفۀ برنامه و مواد درسى در تربيت اسلامى: اهميت برنامه درسى درتربيت اسلامى از ديرباز مورد توجه بوده است و اين به رشد فرهنگى و شكوفايى تمدن اسلامى انجاميد و چراغ راه نوزايى اروپا شد. از توجه به اين مقوله، هنگامى كاسته شد كه كشور هاى اسلامى دچار پراكندگى شدند و افرادى مرتجع و نادان كه ارزشى براى علم و تعليم نمى‌شناختند، بر آنها حاكم شدند. پس از بيان اين نكته به مفهوم لغوى و اصطلاح برنامه درسى(المنهج الدراسى)مى‌پردازد. از سير تحول آن در جهان اسلام ياد مى‌كند. از مفهوم محدود و ضيق برنامه درسى در تربيت اسلامى در قرون متأخر مى‌گويد و به برخى كتاب هاى درسى كشور هاى شمال افريقا از جمله ليبى اشاره مى‌كند و يادآور مى‌شود كه در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم، جهان اسلام با مفاهيم نوين تربيت آشنا شد و در پى آن، نظام آموزشى در مسجد و مدرسه دگرگون گشت و برنامه درسى سنتى گذشته هم، متحول شد. سپس برخى كاستي هاى برنامه درسى سنتى را بيان مى‌كند و اركان چهارگانه برنامه درسى به مفهوم امروزين را برمى‌شمارد و پس از شرح و شمار ويژگي هاى برنامه درسى در تربيت اسلامى به اصول كلى آن؛ يعنى، ارتباط كامل با دين، فراگيرى، توازن نسبى ميان هدفها و محتواى برنامه درسى، توجه به استعدادها و گرايش هاى و نياز هاى فراگير و محيط طبيعى و اجتماعى زندگى او، رعايت تفاوت هاى فردى فراگيران و امكان دگرگونى و تحول مى‌پردازد و از مبانى دينى، فلسفى، روانى و اجتماعى برنامه درسى تربيت اسلامى مى‌گويد. آنگاه هدف هاى برنامه هاى تربيت اسلامى را گوشزد مى‌كند و از تقسيمات ممكن در برنامه تربيتى اسلام مى‌گويد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نهم. فلسفۀ روش هاى تدريس در تربيت اسلامى: در اين فصل، نخست مفهوم روش تدريس و اهميت آن را در تربيت اسلامى مى‌كاود و چند تعريف براى آن بازگو مى‌كند. عناصر اين تعريفها را شرح مى‌دهد. روش تدريس را تعريف مى‌كند و از ميزان پرداخت متون تربيتى اسلام به روش تدريس مىگويد. آنگاه از تقسيم روشها به اعتبارات گوناگون ياد مى‌كند و مى‌افزايد كه در كتاب هاى تربيتى-اسلام و جز آن-از تقسيمات فراوانى ياد مى‌شود و برخى مربيان جديد شيوه‌ها و روشهايى را كه ممكن است معلم آنها را به كار گيرد تا پنجاه و شش روش دانسته‌اند كه مى‌توان آنها را در يازده مجموعه خلاصه كرد. پس از اين به مهمترين روش هاى عمومى تدريس در تربيت اسلامى مى‌پردازد و روش استقرائى، قياسى، سخنرانى، محبت و مناظره، حلقه، روايت، سماع، قرائت، املا، حفظ كردن، سفر، درك و فهم را توضيح مى‌دهد. سپس ويژگي هاى عام روش هاى تربيت اسلامى را شرح مى‌كند و با پردازش هدف هاى عمومى روش تدريس در تربيت اسلامى، به مبانى عام آن؛ يعنى، دينى، جسمى، روحى و اجتماعى روى مى‌كند و پس از شرح آنها اصول روش هاى تدريس را بررسى مى‌كند، اين اصول عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضرورت رعايت انگيزه هاى فراگير و نياز هاى او، لزوم رعايت هدف فراگير و كمك به او براى روشن شدن اهدافش، رعايت سطح پختگى عقلى و علمى و استعداد فراگير، توجه به تفاوت هاى فردى فراگيران، ضرورت تمرين عملى و تكرار، لزوم توجه به فهم و دريافت و استقلال فكرى و تلاش و ابتكار در فراگير. &amp;lt;ref&amp;gt;بهروز رفیعی، ص 294-298&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9&amp;diff=623122</id>
		<title>فلسفة التربية الاسلامية</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9&amp;diff=623122"/>
		<updated>2022-12-10T10:37:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر = NUR77789J1.jpg | عنوان = فلسفة التربية الاسلامية | عنوان‌های دیگر =  |پدیدآورندگان  | پدیدآوران =  عمر محمد التومى الشيبانى (نویسنده) |زبان  | زبان = عربی | کد کنگره = ‏ /ش9ف8 / 230/18 BP | موضوع = تعلیم و تربیت |ناشر  | ناشر = دارالعربیه...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR77789J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = فلسفة التربية الاسلامية&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[عمر محمد التومى الشيبانى]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /ش9ف8 / 230/18 BP&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دارالعربیه للکتاب&lt;br /&gt;
| مکان نشر = طرابلس - لیبی&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1988م&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE77789AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 77789&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 77789&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فلسفة التربية الاسلامية تالیف عمر محمد التومى الشيبانى است که اين اثر، حاصل نه سخنرانى در دانشكدۀ علوم تربيتى دانشگاه طرابلس است و در آن كوشش شده است در عين بسط سخن از پرداخت به اختلاف‌نظر فيلسوفان و متكلمان پرهيز شود و بيشتر از آنچه دانشمندان مسلمان بر آن همداستانند سخن رود، همچنين تلاش شده است ضمن خوددارى از رويكرد تاريخى به مسائل از متون تربيتى مسلمان و نيز آثار نونگاشت اسلامى دربارۀ تربيت ياد شود(ص 7-8). مطالب كتاب در نه فصل گرد آمده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل اول، فلسفۀ اسلامى را تعريف مى‌كند. از نسبت آن به حكمت مى‌گويد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مؤلفه‌ها و عناصر پنجگانۀ حكمت را برمى‌شمارد و از برخى ويژگيها فيلسوف و حكيم ياد مى‌كند و اشاره مى‌كند به اينكه بسيارى از انديشمندان از جمله مربيان و فيلسوفان تربيتى از ويژگي هاى فيلسوف و حكيم به معناى عام بى‌نياز نيستند. آنگاه به برخى ويژگي هاى مشترك فيلسوف و حكيم به معناى عام با فيلسوف تربيتى مى‌پردازد. فيلسوف تربيتى را معرفى مى‌كند و چند تعريف از فلسفه تربيت مى‌آورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از اين، به اهميت بناى فلسف هاى اسلامى براى تعليم و تربيت مى‌پردازد و مهمترين فوايد تعيين چنين فلسف هاى را شرح و شماره مى‌كند و اسلام و فرهنگ اسلامى را آبشخور اصلى فلسفۀ تربيتى اسلام مى‌خواند و پار هاى منابع فرعى فلسفۀ تربيتى اسلام را شرح مى‌دهد و به اهميت و لزوم كار گروهى براى تدوين فلسفۀ تربيتى اسلام بر اساس منابع ياد شده اشاره مى‌كند. سپس برخى ويژگي هاى فلسفۀ تربيتى اسلام را بدين شرح يادآور مى‌شود؛ بايد از هر جهت با روح و مفاهيم اسلام سازگار باشد، شئون گوناگون فرهنگى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى جامعه و نيز خواست مردم و نياز هاى آنها را لحاظ كند، به پذيرش فرهنگ و تجارب بشرى روى خوش نشان دهد، همه مسائل و نياز هاى تربيتى و آموزشى را دربر گيرد، از آنجا كه منابع فلسفۀ تربيتى اسلام فراوان و گوناگون است لازم است گزينشى عمل شود و آنچه را ضرورى و مهم است و با روح اسلام‌ساز مى‌آيد منبع قرار داد، ميان مبانى و اجزاى اين فلسفه نبايد ناسازگارى و تناقض باشد، شكل نهايى اين فلسفه بايد برآيند تعامل و همكارى گروهى شمار بزرگى از خبرگان و دست‌اندركاران تعليم و تربيت و فلسفه و ديگر دانشهايى باشد كه با فلسفه تربيتى پيوندى دارند، همچنين لازم است پويا و انعطاف‌پذير باشد تا با شرايط گوناگون زمانى و مكانى موافق افتد و بتواند زمينۀ آموزش هاى گوناگون شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم. مبانى هستى‌شناختى[فلسفه تربيتى]اسلام: فيلسوف تربيتى بسان فيلسوف به معناى عام بايد رويكرد هاى هستى‌شناختى خود را معلوم دارد زيرا اين رويكردها آثار تربيتى دارند چه، همه جوانب تربيت با هستى سروكار دارد. بر اين اساس است كه در اين فصل پار هاى مبانى هستى‌شناختى فلسفه تربيتى اسلام را اين‌گونه شرح مى‌دهد: 1-مربى مسلمان ايمان دارد كه تربيت از راه تعامل فرد با پديده‌ها و محيط عام زندگى دست مى‌دهد بنابراين، تربيت و اخلاق آدمى، تنها متأثر از محيط اجتماعى او نيست، بل از محيط طبيعى هم اثر مى‌پذيرد؛ 2-مراد از هستى، ماسوى اللّه است كه همه چيز را-به معناى منطقى كلام-دربر مى‌گيرد. اين پديده هاى مادى و معنوى از سويى كلى را تشكيل مى‌دهند كه با هم ارتباطى عام دارند و در چهارچوبى كلى و عام در حركتند و از سويى ديگر در چهارچوب همين ارتباط عام، هريك از اجزاى هستى، وجود و شخصيت مستقل و قوانين ويژه دارد كه گاه هيچ ارتباطى با قوانين ديگر اجزا و پديده‌ها ندارد؛ بنابراين، چنين نيست كه هر پديد هاى به الزام با ديگر پديده هاى هستى پيوند داشته باشد آنچه مهم است ارتباط عام ميان پديده‌هاست. از اين گزاره برمى‌آيد كه درست نيست گفته شود هر پديد هاى چنان است كه حوادث و پديده هاى محيط بر آن، اقتضا مى‌كنند زيرا پديده‌ها آن‌گونه‌اند كه ماهيتشان اقتضا مى‌كند؛ 3-اگر ماترياليستها مى‌گويند غير از ماده، چيزى وجود ندارد و ايده‌آليستها برآنند كه وجود، سراسر روح است و جز روح و عقل در آن نباشد مسلمان مى‌گويد وجود، مادى و معنوى است و به جهان غيبت و شهادت باور دارد؛ 4-هستى با همۀ مظاهرش براساس سنن و غايات الهى در حركت است و اين حركت چنانكه نظريات ديالكتيكى مى‌گويد نيست؛ يعنى، روندى از بد به خوب و از خوب به خوبتر نمى‌باشد، بل ممكن است روندى قهقرائى و منفى باشد، حركت پديدهها-برخلاف نظر داروين و انگلس-به معناى تغيير ماهيت و دگرگونى ذاتى آنها نيست؛ 5-تمام اجزا و نمود هاى هستى براساس سنن و قوانينى معين، دقيق و عام در حركتند و با يكديگر روابطى منظم دارند كه بر وحدت تدبير و نظام در هستى دلالت مى‌كند و اين دلالت خود وحدت مدبر را مى‌رساند؛ 6-بين اسباب و مسبباب رابط هاى ثابت و استوار برقرار است(اصل عليت)، بنابراين انسان مسئول رفتار اختيارى خويش است با اين همه مسلمان به علل غيرمادى و غيرمباشر هم باور دارد و بر آن است كه همه علل و اسباب سرانجام به علت حقيقى؛ يعنى، خدا بازمى‌گردد ارتباط ميان پديده‌ها ارتباطى جايز است و ضرورت عقلى ندارد شاهد اين ادعا تخلفات فراوان در قاعدۀ عليت است؛ 7-طبيعت، دشمن آدمى و مانع پيشرفت او نيست و زمين تبعيدگاه بشر نمى‌باشد برعكس طبيعت بهترين وسيله براى تعالى آدمى است؛ 8-هرچه در جهان هست، حادث است و جز خداوند چيزى قديم نيست؛ 9-از پديده بودن عالم پى به پديدآورندۀ آن مى‌بريم؛ يعنى، خداوندى كه خارج از جهان، محيط بر آن و ادامه‌دهندۀ وجود آن است؛ 10-خداوند كه پديدآورندۀ هستى است آراسته به هر كمال و پيراسته از هر كاستى است برخى صفات كماليه كه واجب است در خداوند وجود داشته باشد عبارتند از: وجود، قدم، بقا، قيام به نفس، وحدت، قدرت، اراده، علم، حيات، سمع، بصر و كلام. بنابراين خداوند قادر، مريد، عالم، زنده، سميع، بصير و گوياست و از ضد اين صفات پاك است. شرح هريك از صفات ثبوتيه بارى فراز فرجامين اين فصل است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم. مبانى انسان‌شناختى[فلسفه تربيتى]اسلام: هر فلسف هاى به‌طور عام و فلسفه تربيت به‌طور خاص بايد موضعش را نسبت به انسان معلوم دارد. برخى از مهمترين مبانى انسان‌شناختى كه با روح اسلام همساز است و از نصوص و تعاليم اسلامى برگرفتنى است چنين است: 1-انسان اشرف مخلوقات و محور حيات است پيامبرى ويژۀ اوست و در تاريخ فلسفه و انديشۀ انسانى پيوسته مورد اهتمام بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قرآن كريم-مستقيم و غيرمستقيم-بارها از انسان و برترى او بر ديگر پديده‌ها سخن رفته است؛ 2-كرامت انسان و برترى او بر ديگر مخلوقات ربطى به جنس، رنگ، نژاد، زيبايى، ثروت، موقعيت اجتماعى و اين دست امور ندارد، بل به تقوا، ايمان، اخلاص، خرد، عمل و ديگر ويژگي هاى انسانى بازمى‌گردد. قرآن كريم و احاديث شريف بر اين نكات تأكيد دارند؛ 3-انسان را چندين گونه تعريف كرده‌اند؛ رايجترين اين تعريفها تعريف فيلسوفان است. آنها انسان را«حيوان ناطق»خوانده‌اند. اين تعريف، كوتاه اما اعم از ديگر تعريفهاست و براساس آن انسان داراى ويژگي هاى زير است: مى‌تواند سخن بگويد، بياموزد، و با ديگران ارتباط گفتارى برقرار كند و پديده‌ها را از راه نامگذارى از يكديگر بازشناسد، به فطرت، دين‌گراست و پرستش نياز سرشتى اوست، داراى گرايش اخلاقى است و ميل به زندگى اجتماعى دارد. اسلام همۀ اين ميلها را پذيرفته و براى آنها دستورهايى دارد؛ 4-انسان داراى سه بعد جسمى، روحى و عقلى است، اينها ابعاد زيرساختى شخصيت اوست و سعادت و تكامل و پيشرفت او بستگى به ميزان هماهنگى اين سه بعد دارد؛ 5-انسان حاصل وراثت و محيط است و از لحظه انعقاد نطفه تا پايان حيات متأثر از اين دو عامل است؛ 6-انسان داراى انگيزه‌ها و ميلها و نياز هاى فطرى و ارثى و اكتسابى است كه از عناصر محيطى بدو مى‌رسد، اسلام انگيزه هاى فطرى و اكتسابى را محترم مى‌شمارد و به تهذيب و هدايت آنها مى‌خواند تا انسان به حكمت و خير دست يازد؛ 7-درست است كه انسانها از بسيارى جهات به هم مى‌مانند؛ اما از بسيارى جهات هم با يكديگر فرق دارند اين تفاوتها يا ارثى است و يا ريشه در محيط دارد، اسلام به تفاوت هاى فردى كاملا توجه دارد؛ 8-انسان طبيعتى دگرگون‌پذير دارد و مى‌تواند همواره از راه تعليم و تربيت جز آنچه هست باشد قرآن و سنت اين نكته را تأييد مى‌كنند مگر نسبت به برخى ويژگي هاى سرشتى كه با آنها زاده مى‌شويم مانند غريزۀ حب بقا. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم. مبانى اجتماعى[فلسفه تربيتى]اسلام: تربيت پيش از هرچيز كارى اجتماعى است و پيشرفت اجتماعى و تبديل اجتماع به وجه بهتر، از هدف هاى برجستۀ تربيت است. اسلام دينى اجتماعى است و برخى رويكرد هاى اجتماعى آن كه در فلسفه تربيتى اسلام مؤثر افتاده است اين‌گونه است: 1-جامعه در ساده‌ترين معنايش گروهى از افراد و گروه‌هاست كه وحدت سرزمين، فرهنگ و دين آنها را به هم مى‌پيوندد. در منابع نخستين اسلام جامعه تعريف نشده است؛ اما اسلام دينى كامل است و هيچ‌يك از نياز هاى آدمى را فرونگذاشته است اسلام در پى برپايى جامع هاى برتر است كه در آن كرامت انسان محفوظ است و عدالت در شكل هاى گوناگون آن رعايت مى‌شود و تعاون و دوستى در آن حاكم است؛ 2-جامعه اسلامى هويت خاص و ويژگيهايى دارد و جامع هاى نمونه و شايستۀ تقليد است. در اين جامعه ايمان به يگانگى خداوند و باور پيامبران و رستاخيز، دين، اخلاق فاضله، خانواده، كرامت انسانى، رشد و تحول اجتماعى، كار و كوشش، مالكيت، توان علمى و اقتصادى و نظامى محترم است. چنين جامع هاى با ديگر جوامع دادوستد علمى و فرهنگى دارد و تعاون و همكارى و مهربانى بر آن حاكم است؛ 3-بناى جامعه اسلامى بر ايمان به خدا، رسالت و معاد است؛ 4-اساس زندگى فردى و اجتماعى، دين به معناى وسيع كلمه است؛ 5-پس از ايمان و اخلاق، بهترين زيربناى جامعه دانش درست است؛ 6-جامعه مانند ديگر پديده هاى هستى در حال تغيير و حركت پيوسته است؛ 7-انسان در محيط اجتماعى و انسانى كرامت و اهميت دارد؛ 8- خانواده، نخستين واحد اجتماعى و پل ارتباط مسلمانان گذشته به مسلمانان آينده است و بايد براساس عدل و دوستى و همكارى و احترام متقابل اداره شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم. مبانى معرفت‌شناختى[فلسفه تربيتى]اسلام: 1-شناخت، از هدف هاى اساسى است كه در پى تعليم و تربيت دست مى‌دهد و وسيلۀ پيشرفت و تعالى فرد و جامعه است. علم در اسلام يا واجب كفايى است يا واجب عينى، توجه به نوع اول موجب گسترش علوم تجربى در اسلام و پيدايش فرهنگ علمى نوين شد؛ 2-معرفت بشرى عبارت است از دانسته‌ها، انديشه‌ها و مفهومهايى يقينى كه از راه حواس، عقل، حدس، الهام، كشف و يا وحى به دست مى‌آيد. اين‌گونه معرفت، يقينى است نه شبه‌يقينى. معرفت به اعتبار هاى گوناگون، تقسيماتى دارد كه وجه مشترك همۀ آنها يقين‌آورى آنهاست؛ 3-ارزش معارف بشرى يكسان نيست و تابع موضوع، هدف و ابزار آنهاست. پس شناخت خداوند و افعال و مخلوقات او برترين معارف است. مراد از همه علوم و معارف در نهايت معرفت خداوند و اقرار به وجود و يگانگى اوست؛ 4-مصادر معرفت بشرى بسيار و گوناگون است و منحصر به تجربه مستقيم و دريافت حسى نيست لكن مى‌توان گفت همه اين مصادر به حس، عقل، حدس، الهام و وحى بازمى‌گردد اسلام همه مصادر معرفت را مى‌پذيرد؛ 5-معرفت، مستقل از عقل است و اشيا حقايقى عينى‌اند و وجودشان مستقل از ذهن ماست. عقل كودك به صفحۀ نانوشته نمى‌ماند كه بتوان در آن هرچيز نوشت بل يادگيرى تابع ميزان هوش و پختگى عقلى افراد است؛ 6-شناخت حقيقى آن است كه، به يقين جزمى برسيم و در برابر عظمت بارى فروتنى كنيم و با روح دين همراه شويم و به آرامش دل دست يابيم و به عمل صالح روى كنيم. اسلام دين و علم و اخلاق را يكجا مى‌خواهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم. مبانى اخلاق‌شناختى[فلسفه تربيتى]اسلام: 1-اخلاق از مهمترين معانى در زندگى است و پس از ايمان به خدا، رسول، معاد و پرستش بارى و اطاعت از او و خلوص نيت قرار دارد. ايمان بالاترين پيوند ميان انسان و خدا و اخلاق والاترين پيوند انسان با ديگران است. از اين گذشته اخلاق مى‌تواند روابط انسان را با ديگر پديده نيز تنظيم كند. در قرآن كريم يكهزار و پانصد و چهار آيه دربارۀ اخلاق نظرى و عملى آمده است. هدف رسالت پيامبران و از جمله پيامبر اسلام(ص)اخلاق است؛ 2-اخلاق، عادت يا صفتى راسخ در نفس است كه موجب صدور آسان افعال مى‌شود بسيارى از فيلسوفان اسلامى اخلاق را گون هاى تعريف كرده‌اند كه گويى نياز به انديشه ندارد و بى‌فكر انجام مى‌شود؛ اما چنين نيست چه عمل اخلاقى مسبوق به انديشه و تدبر است مگر اينكه مرادشان از انجام عمل بى‌انديشه و تدبر همانا سهولت كار باشد. تغيير اخلاق و امكان آن امرى مسلم است؛ 3-اخلاق اسلامى برگرفته از كتاب و سنت، و اخلاق برتر انسانى است. اخلاق اسلامى همۀ زمينه هاى وجودى انسان را در نظر دارد و اخلاقى است فراگير، متوازن، معتدل، واقعى، آسان، در اصول و قواعد ثابت است كه به عمل مى‌خواند؛ 4-غايت فحواى دين و اخلاق سعادت دو جهان آدمى است. فيلسوفان مسلمان سعادت را تعريف و تفريع كرده‌اند برخى از محققان معاصر بر اخلاق فلسفى ايراد كرده‌اند و آن را جز اخلاق برخاسته از قرآن خوانده‌اند. اخلاق اسلامى به فرد وجمع توجه دارد و دنيا و آخرت را با هم مى‌خواهد؛ 5-اسلام مهمترين منبع اخلاق اسلامى است. اخلاق مسلمان مرتبط با دين اوست، بل جزوى از دينش به شمار مى‌رود بنابراين مسلمان نمى‌تواند معتقد باشد كه دين پيوندى است ميان انسان با خدا و كارى به زندگى و اخلاق ندارد. پس هركه اخلاقى است دينمدار است و هركه ديندار است اخلاقى است؛ 6-هيچ نظريۀ اخلاقى كامل نيست مگر اينكه به پنج مقولۀ وجدان اخلاقى، الزام اخلاقى، ارزيابى اخلاقى عمل(معيار فعل اخلاقى)، مسئوليت اخلاقى و پاداش اخلاقى توجه داشته باشد. اين مقولات در اخلاق اسلامى بررسى و تحليل شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هفتم. هدف هاى تربيت اسلامى: در اين فصل مفهوم هدف تربيتى را بازمى‌شكافد. هدف هاى تربيتى را به سه نوع فردى، اجتماعى و حرف هاى تقسيم مى‌كند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معنى هدف را با اصطلاحات مشابه آن؛ يعنى، غايت، نتيجه، رغبت، ارزش و پيش‌بينى مقايسه مى‌كند. آنگاه هدف را به سه درجه يا نوع نهايى، عام و جزئى تقسيم مى‌كند و يادآور مى‌شود هدف نهايى را برخى تعالى نفس، گروهى رشد تكاملى شخصيت، عد هاى پروراندن شهروند صالح و پار هاى آمادگى براى زندگى دنيا و آخرت دانسته‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس هريك را شرح مى‌دهد و ديدگاه اسلام را نسبت به آن مى‌آورد. به اهداف عام آموزشى مى‌پردازد. آن را تعريف مى‌كند. به برخى هدف هاى عام آموزشى در مصر و ليبى اشاره مى‌كند. هدف هاى عام تربيت اسلامى را از زبان برخى تربيت‌پژوهان معاصر بازمى‌گويد تا مى‌رسد به هدف جزوى يا خاص و با تعريف آن، شمارى از هدف هاى خاص را نقل مى‌كند. پس از آن به منابع تعيين هدف هاى تربيتى اسلام روى مى‌كند و پس از شرح آنها، ويژگي هاى هدف هاى تربيتى اسلام را برمى‌شمارد و اصول اهداف تربيتى؛ يعنى، شمول، توازن، اعتدال، وضوح، عدم تناقض، واقعى و قابل تحقيق بودن، رعايت تفاوت هاى فردى، تغيير و تحول‌پذيرى در عين ثبات قواعد كلى دين را شرح مى‌كند و هدف هاى فردى عام و هدف هاى اجتماعى عام تربيت اسلامى را توضيح مى‌دهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل هشتم. فلسفۀ برنامه و مواد درسى در تربيت اسلامى: اهميت برنامه درسى درتربيت اسلامى از ديرباز مورد توجه بوده است و اين به رشد فرهنگى و شكوفايى تمدن اسلامى انجاميد و چراغ راه نوزايى اروپا شد. از توجه به اين مقوله، هنگامى كاسته شد كه كشور هاى اسلامى دچار پراكندگى شدند و افرادى مرتجع و نادان كه ارزشى براى علم و تعليم نمى‌شناختند، بر آنها حاكم شدند. پس از بيان اين نكته به مفهوم لغوى و اصطلاح برنامه درسى(المنهج الدراسى)مى‌پردازد. از سير تحول آن در جهان اسلام ياد مى‌كند. از مفهوم محدود و ضيق برنامه درسى در تربيت اسلامى در قرون متأخر مى‌گويد و به برخى كتاب هاى درسى كشور هاى شمال افريقا از جمله ليبى اشاره مى‌كند و يادآور مى‌شود كه در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم، جهان اسلام با مفاهيم نوين تربيت آشنا شد و در پى آن، نظام آموزشى در مسجد و مدرسه دگرگون گشت و برنامه درسى سنتى گذشته هم، متحول شد. سپس برخى كاستي هاى برنامه درسى سنتى را بيان مى‌كند و اركان چهارگانه برنامه درسى به مفهوم امروزين را برمى‌شمارد و پس از شرح و شمار ويژگي هاى برنامه درسى در تربيت اسلامى به اصول كلى آن؛ يعنى، ارتباط كامل با دين، فراگيرى، توازن نسبى ميان هدفها و محتواى برنامه درسى، توجه به استعدادها و گرايش هاى و نياز هاى فراگير و محيط طبيعى و اجتماعى زندگى او، رعايت تفاوت هاى فردى فراگيران و امكان دگرگونى و تحول مى‌پردازد و از مبانى دينى، فلسفى، روانى و اجتماعى برنامه درسى تربيت اسلامى مى‌گويد. آنگاه هدف هاى برنامه هاى تربيت اسلامى را گوشزد مى‌كند و از تقسيمات ممكن در برنامه تربيتى اسلام مى‌گويد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل نهم. فلسفۀ روش هاى تدريس در تربيت اسلامى: در اين فصل، نخست مفهوم روش تدريس و اهميت آن را در تربيت اسلامى مى‌كاود و چند تعريف براى آن بازگو مى‌كند. عناصر اين تعريفها را شرح مى‌دهد. روش تدريس را تعريف مى‌كند و از ميزان پرداخت متون تربيتى اسلام به روش تدريس مىگويد. آنگاه از تقسيم روشها به اعتبارات گوناگون ياد مى‌كند و مى‌افزايد كه در كتاب هاى تربيتى-اسلام و جز آن-از تقسيمات فراوانى ياد مى‌شود و برخى مربيان جديد شيوه‌ها و روشهايى را كه ممكن است معلم آنها را به كار گيرد تا پنجاه و شش روش دانسته‌اند كه مى‌توان آنها را در يازده مجموعه خلاصه كرد. پس از اين به مهمترين روش هاى عمومى تدريس در تربيت اسلامى مى‌پردازد و روش استقرائى، قياسى، سخنرانى، محبت و مناظره، حلقه، روايت، سماع، قرائت، املا، حفظ كردن، سفر، درك و فهم را توضيح مى‌دهد. سپس ويژگي هاى عام روش هاى تربيت اسلامى را شرح مى‌كند و با پردازش هدف هاى عمومى روش تدريس در تربيت اسلامى، به مبانى عام آن؛ يعنى، دينى، جسمى، روحى و اجتماعى روى مى‌كند و پس از شرح آنها اصول روش هاى تدريس را بررسى مى‌كند، اين اصول عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضرورت رعايت انگيزه هاى فراگير و نياز هاى او، لزوم رعايت هدف فراگير و كمك به او براى روشن شدن اهدافش، رعايت سطح پختگى عقلى و علمى و استعداد فراگير، توجه به تفاوت هاى فردى فراگيران، ضرورت تمرين عملى و تكرار، لزوم توجه به فهم و دريافت و استقلال فكرى و تلاش و ابتكار در فراگير. ( ص 28- 294)&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82&amp;diff=623121</id>
		<title>تربیت و اخلاق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82&amp;diff=623121"/>
		<updated>2022-12-10T10:32:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR67704J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = تربيت و اخلاق&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[جهان مهین، شکرالله]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /ج9ت4 / 903 LC&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = هاد&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1370&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE67704AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 67704&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 67704&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تربيت و اخلاق''' تالیف [[جهان مهین، شکرالله|شکراللّه جهان مهين]]، حاصل درس هاى نگارنده است و در آن از هدف ها و روشهاى تربيت اسلامى سخن مى‌رود.مطالب کتاب در دو بخش به سامان شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از بخش اول به تعليم و تربيت مى‌پردازد آن را تعريف مى‌کند و برخى عناصر تعريف را شرح مى‌دهد.خداوند را معلم و مربى حقيقى مى‌نامد.انسان را موضوع تعليم و تربيت مى‌خواند و از استعداد هاى او مى‌گويد و برخى ويژگي هاى پست او را برمى‌شمارد.از عقل مى‌گويد و آن را معنا مى‌کند به عقل در آيات و روايات نظر مى‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عقل را تکيه‌گاه ايمان و پيامبر درونى مى‌نامد و به تلازم عقل و شرع مى‌رسد و عقل را ملاک مسئوليت و ميزان ثواب و عقاب معرفى مىکند و نقش آن را در علم و تجربه مى‌آورد و به رابطۀ عقل با روابط اجتماعى سالم مى‌پردازد و از کاررفت عقل در تعديل غرائز و عواطف ياد مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش اول.اهداف تعليم و تربيت اسلامى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-انسان به‌عنوان فرد و جمع در تربيت اسلامى: از ديد اسلام، روابط اجتماعى و زندگى گروهى نقش برجست هاى در رشد استعدادها انسان و تأمين سعادت و کمال او دارد و حتى در تقسيم‌بندى اخلاق، اخلاق اجتماعى مهمتر از اخلاق فردى است؛ اما با اين حال پايه و مايه تربيت، اخلاق، کمال و سعادت انسان به جنبه فردى او وابسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-تقوا هدف اساسى: در اين جستار از ريشه و معناى تقوا مى‌گويد.ورع را معنا مى‌کند.در چيستى تقوا مى‌کاود و اشاره مى‌کند که تقوا مصونيت است نه محدوديت، پناهگاه است نه زندان.آنگاه به برخى مصاديق تقوا مى‌پردازد و از حق‌گويى، حفظ زبان، قول سديد و برخى گناهان زبان از زبان [[غزالی، محمد بن محمد|غزالى]] ياد مى‌‍کند.مصاديق ورع را از زبان على(ع) بازمى‌گويد.به نمونه‌هايى از آثار و برکات تقوا در قرآن و سخنان على(ع)اشاره مى‌کند و با شرح برخى نمود هاى تقوا در زندگى عالمان دين، سخن را پايان مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-پرورش نيروى تفکر: خداوند متعال در قرآن کريم در بيش از سيصد مورد انسان را به تفکر، تدبر، تعقل و تذکر فراخوانده است.در اين بحث با مسامحه تفکر را به معناى تعقل به‌کار مى‌برد(ص 90) و پس از تعريف آن به فرق تعليم و تعلم با عقل و تعقل مى‌پردازد و يادآور مى‌شود که اسلام به اين مقولات عنايت دارد؛ اما در مقام مقايسه تفکر و تعقل را بر تعليم و تعلم مقدم مى‌شمارد.آنگاه به اهميت تفکر و برترى آن بر آموزش از زبان شهيد مطهرى اشاره مى‌کند و در شرح لذت فهميدن به نکاتى از زندگى برخى فرزانگان مسلمان مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-تعليم حکمت: در اين فراز حکمت را معنا مى‌کند.از موارد کاررفت حکمت در قرآن مى‌گويد.به مسئوليت پيامبران(ع)در تعليم حکمت اشاره مى‌کند.شرح حکمت را از زبان [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبايى]] بازگو مى‌کند و به حکمت در روايات مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-پرورش روح عدالت‌خواهى: معناى عدل و قسط آغاز اين گفتار است و در پى آن به جايگاه عدل در دين و پيوند تنگاتنگ آن با عقايد، اقتصاد، حقوق، سياست، اخلاق و تربيت نظر مى‌کند.از عدالت با ملل ديگر مى‌گويد و نتيجه مى‌گيرد که پرورش روح عدالت‌خواهى از هدف هاى اصلى تربيت اسلامى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6-پرورش روح اجتماعى: انسان در سرشت خويش اجتماعى و عاطفى است و عواطفش در قالب خدمت به خلق، نيکى به همنوع و محبت به ديگران تجلى مى‌کند.اين ميل سرشتى در افراد يکدست نيست؛ به مثل، برخى از مردم در خدمت به خلق کوشاتر از ديگرانند و در اين خدمات در بند آيين و عقيده نيستند چنانکه در سيرۀ امامان معصوم(ع)از جمله امام صادق ديده مى‌شود.اظهار محبت و همدردى و تلاش براى رفع مشکلات مسلمانان شرط اخوت اسلامى و از فرايض دينى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش دوم.نمونه‌هايى از روش هاى تربيتى اسلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-تبشير و انذار، تشويق و تنبيه: تبشير و انذار از روش هاى مهم و سودمندى است که همۀ پيامبران از آن استفاده مى‌کردند.تبشير مژده بر انجام نيکى و انذار بازداشتن از بدى است.اسلام تبشير من هاى انذار و يا انذار من هاى تبشير را کافى نمى‌داند اين دو بايد همراه باشند.در تبشير و انذار بايد مراقب بود کار به تنفير و گريزاندن متربى نينجامد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تشويق که مى‌تواند مادى يا معنوى باشد، ديگر روش تربيتى است که اسلام بدان عنايت دارد.در قرآن آياتى هست که نشان‌دهندۀ مهربانى و عنايت خاص خداوند به برخى بندگان براى تشويق آنهاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنبيه، گون هاى کيفر و پاداش منفى است که براى بازداشتن مجرم از خلاف و نيز عبرت ديگران انجام مى‌شود.تنبيه نيز مادى و معنوى است.در قرآن از تنبيهات فراوانى نسبت به افراد و اقوام مجرم ياد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-تلفيق علم و عمل: در شرح اين روش، نخست از دانشهايى که در اسلام رسميت دارند و اينکه چه دانشى هدف و کدام علم وسيله است مى‌گويد.آنگاه يادآور مى‌شود که در تعليم و تربيت اسلامى، آموختن بايد براى عمل باشد همچنانکه عمل نيز بايد مسبوق بر علم باشد.از اين نکته در روايات ياد شده است.از اين گذشته مربى نيز بايد به آنچه مى‌گويد ايمان داشته باشد و خود بدان عمل کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-پيوند ايمان و عمل صالح: در اين بحث، ايمان و عمل صالح را معنا مى‌کند.به پيوند ايمان و عمل صالح در قرآن مى‌پردازد و از برخى آثار عمل صالح مى‌گويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-امر به معروف و نهى از منکر: امر به معروف و نهى از منکر را يکى از مهمترين هدفها و نيز يکى از نيکوترين روش هاى تربيتى اسلام مى‌دانند(ص 174).براى شناساندن اين روش معروف و منکر را معنا مى‌کند به امر به معروف و نهى از منکر در قرآن اشاره مى‌کند و دو آيه را در اين‌باره شرح مى‌دهد.امر به معروف و نهى از منکر را از ويژگي هاى امت نمونه و وظايف آن مى‌خواند و يادآور مى‌شود که امر به معروف بر ايمان تقدم دارد.آنگاه جايگاه امر به معروف و نهى از منکر را در روايات بررسى مى‌کند و آثار و برکات فردى و اجتماعى آندو را برمى‌شمارد و از اثرات و عواقب سوء وانهادن آنها مى‌گويد و پس از شرح روش صحيح امر و نهى، به شرايط و مراتب آندو مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-اسوه، سيره: الگوپذيرى، فطرى آدمى است و در تعليم و تربيت بسيار به آن اهميت مى‌دهند.تنها دين مى‌تواند به پيروان خود الگوى تمام‌عيار تربيتى نشان دهد و مکتب هاى تربيتى موضوعه از اين هنر بى‌بهره‌اند.پس از اين مقدمه، پيامبران را الگو هاى حقيقى و هميشگى مى‌خواند و اندکى به سيرۀ پيامبر اکرم(ص)مى‌پردازد و با اشارتى به سيرۀ امامان معصوم(ع)، به نقش مثل در آموزش و پرورش مى‌رسد و ياد مى‌کند که مثال مسائل را حسى و راه فهم آنها را کوتاه مى‌کند و برخى مسائل علمى را براى همگان قابل فهم مى‌کند و به مسائل ذهنى عينيت مى‌بخشد و نسبت به آنها ايجاد باور مى‌کند.سپس به عنايت خاص قرآن به ذکر مثال مى‌پردازد و نمونه‌هايى از مثل هاى قرآن را دربارۀ توحيد، معاد، حق، باطل و انفاق مى‌آورد. &amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی بهروز، ص 171- 172&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR74198J1.jpg&amp;diff=623120</id>
		<title>پرونده:NUR74198J1.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR74198J1.jpg&amp;diff=623120"/>
		<updated>2022-12-10T10:32:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AF%D8%AE%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%89_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%B7%D8%B1%D9%82_%D8%AA%D8%AF%D8%B1%D9%8A%D8%B3%D9%87%D8%A7&amp;diff=623119</id>
		<title>مدخل الى التربية الاسلامية و طرق تدريسها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AF%D8%AE%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%89_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%B7%D8%B1%D9%82_%D8%AA%D8%AF%D8%B1%D9%8A%D8%B3%D9%87%D8%A7&amp;diff=623119"/>
		<updated>2022-12-10T10:31:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR74198J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = مدخل الى التربية الاسلامية و طرق تدريسها&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[عبدالرحمن صالح عبداللّه]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /ع?م? / 230/18 BP&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دارلفرقان&lt;br /&gt;
| مکان نشر = عمان اردن&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1411ق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE74198AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 74198&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 74198&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''مدخل الى التربية الاسلامية و طرق تدريسها'''، تالیف [[عبد الرحمن صالح عبد اللّه]] است که هدفش از نگارش اين کتاب، شناساندن مفهوم، ويژگيها و مهمترين روش هاى تربيت اسلامى و نيز پرورش رويکرد صحيح به تربيت اسلامى خواسته شده است، تا از اين راه برترى نظام تربيتى اسلام بر ديگر نظام هاى تربيتى معلوم آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول.مفهوم تربيت اسلامى و ويژگي هاى آن: در اين فصل معناى لغوى و اصطلاحى تربيت را مى‌کاود و برخى ديدگاهها را نسبت به آغاز تاريخى تربيت نقد مى‌کند و با تکيه بر محور بودن انسان در تربيت، پار هاى ويژگي هاى تربيت اسلامى را گوشزد مى‌کند، تربيت اسلامى را تعريف مى‌کند و عناصر شش‌گانۀ آن را برمى‌شمارد و آن را شرح مى‌کند و به فرق تربيت با تعليم و تزکيه مى‌پردازد.سپس در گفتگو از مصادر تربيت اسلامى، به قرآن، سنت، جهان و انسان اشاره مى‌کند و مصدر بودن هريک را شرح مى‌دهد و از پار هاى رويکرد هاى تربيتى قرآن و سنت مى‌گويد و به مناسبت بحث از برخى تفاوت هاى انسان و حيوان ياد مى‌کند و ارزش عقل را در انسان مى‌آورد.آنگاه به ويژگي هاى تربيت اسلامى مى‌رسد و شش ويژگى زير را شرح مى‌دهد: ايمان شالودۀ تربيت اسلامى است؛ اين دستگاه تربيتى در عين استوارى، داراى نرمش است چه، اصول آن تغييرناپذير و فروعش دگرگون‌بردار است؛ تربيت اسلامى، جهانى است، بر مکان و زمان است نه در مکان و زمان، از اين گذشته رنگ و نژاد نمى‌شناسد و همه را به يک ديد مى‌نگرد؛ تربيت اسلامى فراگير و متعادل است هيچ جنب هاى از زندگى را فروگذار نيست و هيچ بعدى از انسان و زندگى او را فداى بعدى ديگر نمى‌کند؛ تربيت اسلامى واقعگرا و ايده‌آلى است زيرا از سويى به انسان، همان‌گونه که هست مى‌نگرد و در پى انسانى خيالى نيست و ناتواني هاى انسان را در نظر دارد، و از سوى ديگر او را بريده از خاک و افلاکى مى‌خواهد و اخلاق نيک را برتر از گنج قارون مى‌داند؛ تربيت اسلامى رويکرد فردى و اجتماعى دارد؛ يعنى، هم در پى پرورش روح و بدن و عقل فرد است، و هم فرد را عضوى از اجتماع مى‌شمارد و گسترش ارزش هاى اجتماعى مانند برادرى و احترام به انديشه هاى ديگران را جوياست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم از برنامه و مواد آموزشى علوم اسلامى در مرحله آموزش اجبارى مى‌گويد و از اين رهگذر برنامه درسى(منهاج)، علوم اسلامى و مرحله آموزش اجبارى (التعليم الاساسى)را تعريف مى‌کند.هدف هاى عام علوم اسلامى[تربيت اسلامى]را مى‌آورد.به هدف هاى خاص تعليم و تربيت اسلامى مى‌پردازد و از هدف هاى معرفت‌شناختى که بيشتر عقلانى است و هدف هاى قلبى و روحى، و هدف هاى رفتارى- مهارتى ياد مى‌کند.هدف هاى رفتارى آموزش قرآن، حديث، سيرۀ نبوى، عقايد و فقه را شماره مى‌کند.از محتوا و درون‌مايۀ برنامه درسى علوم اسلامى مى‌گويد و معيار هاى گزينش محتوا را مى‌آورد و با شرح ويژگي هاى کتاب هاى درسى علوم اسلامى فصل را پايان مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم.روش هاى تعليم و تربيت برگرفته از کتاب و سنت: در اين فصل، از مفهوم روش مى‌گويد.سه تعريف براى آن مى‌آورد.از توجه مربيان مسلمان به روش آموزش ياد مى‌کند.ويژگي هاى عام روش را برمى‌شمارد و روش هاى زير را شرح و شماره مى‌کند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان، بهره‌گيرى از مثال و تمثيل، الگو و نمونه، موعظه، تفکر و تعمق، پرسش، گفتگو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم.قواعد کاربردى در تدريس علوم اسلامى: شرح تهيۀ طرح تدريس، تعيين هدف هاى آموزشى، پرداخت پيش‌درآمد براى درس، شرح و تفسير درس، و فعاليت هاى درون‌کلاسى قواعد مشترکى است که در آغاز اين فصل از آنها ياد مى‌شود. &lt;br /&gt;
سپس به قواعد ويژۀ آموزش برخى شاخۀ علوم اسلامى مانند: قرآن، حديث، عقايد، سيرۀ نبوى و فقه مى‌پردازد. &amp;lt;ref&amp;gt;بهروز رفیعی ص 335- 336&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AF%D8%AE%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%89_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%B7%D8%B1%D9%82_%D8%AA%D8%AF%D8%B1%D9%8A%D8%B3%D9%87%D8%A7&amp;diff=623118</id>
		<title>مدخل الى التربية الاسلامية و طرق تدريسها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AF%D8%AE%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%89_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%B7%D8%B1%D9%82_%D8%AA%D8%AF%D8%B1%D9%8A%D8%B3%D9%87%D8%A7&amp;diff=623118"/>
		<updated>2022-12-10T10:30:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR74198J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = مدخل الى التربية الاسلامية و طرق تدريسها&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[عبدالرحمن صالح عبداللّه]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /ع?م? / 230/18 BP&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دارلفرقان&lt;br /&gt;
| مکان نشر = عمان اردن&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1411ق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE74198AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 74198&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 74198&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''مدخل الى التربية الاسلامية و طرق تدريسها'''، تالیف [[عبد الرحمن صالح عبد اللّه]] است که هدفش از نگارش اين کتاب، شناساندن مفهوم، ويژگيها و مهمترين روش هاى تربيت اسلامى و نيز پرورش رويکرد صحيح به تربيت اسلامى خواسته شده است، تا از اين راه برترى نظام تربيتى اسلام بر ديگر نظام هاى تربيتى معلوم آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول.مفهوم تربيت اسلامى و ويژگي هاى آن: در اين فصل معناى لغوى و اصطلاحى تربيت را مى‌کاود و برخى ديدگاهها را نسبت به آغاز تاريخى تربيت نقد مى‌کند و با تکيه بر محور بودن انسان در تربيت، پار هاى ويژگي هاى تربيت اسلامى را گوشزد مى‌کند، تربيت اسلامى را تعريف مى‌کند و عناصر شش‌گانۀ آن را برمى‌شمارد و آن را شرح مى‌کند و به فرق تربيت با تعليم و تزکيه مى‌پردازد.سپس در گفتگو از مصادر تربيت اسلامى، به قرآن، سنت، جهان و انسان اشاره مى‌کند و مصدر بودن هريک را شرح مى‌دهد و از پار هاى رويکرد هاى تربيتى قرآن و سنت مى‌گويد و به مناسبت بحث از برخى تفاوت هاى انسان و حيوان ياد مى‌کند و ارزش عقل را در انسان مى‌آورد.آنگاه به ويژگي هاى تربيت اسلامى مى‌رسد و شش ويژگى زير را شرح مى‌دهد: ايمان شالودۀ تربيت اسلامى است؛ اين دستگاه تربيتى در عين استوارى، داراى نرمش است چه، اصول آن تغييرناپذير و فروعش دگرگون‌بردار است؛ تربيت اسلامى، جهانى است، بر مکان و زمان است نه در مکان و زمان، از اين گذشته رنگ و نژاد نمى‌شناسد و همه را به يک ديد مى‌نگرد؛ تربيت اسلامى فراگير و متعادل است هيچ جنب هاى از زندگى را فروگذار نيست و هيچ بعدى از انسان و زندگى او را فداى بعدى ديگر نمى‌کند؛ تربيت اسلامى واقعگرا و ايده‌آلى است زيرا از سويى به انسان، همان‌گونه که هست مى‌نگرد و در پى انسانى خيالى نيست و ناتواني هاى انسان را در نظر دارد، و از سوى ديگر او را بريده از خاک و افلاکى مى‌خواهد و اخلاق نيک را برتر از گنج قارون مى‌داند؛ تربيت اسلامى رويکرد فردى و اجتماعى دارد؛ يعنى، هم در پى پرورش روح و بدن و عقل فرد است، و هم فرد را عضوى از اجتماع مى‌شمارد و گسترش ارزش هاى اجتماعى مانند برادرى و احترام به انديشه هاى ديگران را جوياست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم از برنامه و مواد آموزشى علوم اسلامى در مرحله آموزش اجبارى مى‌گويد و از اين رهگذر برنامه درسى(منهاج)، علوم اسلامى و مرحله آموزش اجبارى (التعليم الاساسى)را تعريف مى‌کند.هدف هاى عام علوم اسلامى[تربيت اسلامى]را مى‌آورد.به هدف هاى خاص تعليم و تربيت اسلامى مى‌پردازد و از هدف هاى معرفت‌شناختى که بيشتر عقلانى است و هدف هاى قلبى و روحى، و هدف هاى رفتارى- مهارتى ياد مى‌کند.هدف هاى رفتارى آموزش قرآن، حديث، سيرۀ نبوى، عقايد و فقه را شماره مى‌کند.از محتوا و درون‌مايۀ برنامه درسى علوم اسلامى مى‌گويد و معيار هاى گزينش محتوا را مى‌آورد و با شرح ويژگي هاى کتاب هاى درسى علوم اسلامى فصل را پايان مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم.روش هاى تعليم و تربيت برگرفته از کتاب و سنت: در اين فصل، از مفهوم روش مى‌گويد.سه تعريف براى آن مى‌آورد.از توجه مربيان مسلمان به روش آموزش ياد مى‌کند.ويژگي هاى عام روش را برمى‌شمارد و روش هاى زير را شرح و شماره مى‌کند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان، بهره‌گيرى از مثال و تمثيل، الگو و نمونه، موعظه، تفکر و تعمق، پرسش، گفتگو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم.قواعد کاربردى در تدريس علوم اسلامى: شرح تهيۀ طرح تدريس، تعيين هدف هاى آموزشى، پرداخت پيش‌درآمد براى درس، شرح و تفسير درس، و فعاليت هاى درون‌کلاسى قواعد مشترکى است که در آغاز اين فصل از آنها ياد مى‌شود. &lt;br /&gt;
سپس به قواعد ويژۀ آموزش برخى شاخۀ علوم اسلامى مانند: قرآن، حديث، عقايد، سيرۀ نبوى و فقه مى‌پردازد. &amp;lt;ref&amp;gt; بهروز رفیعی ص 335- 336&amp;lt;ref/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AF%D8%AE%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%89_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%B7%D8%B1%D9%82_%D8%AA%D8%AF%D8%B1%D9%8A%D8%B3%D9%87%D8%A7&amp;diff=623117</id>
		<title>مدخل الى التربية الاسلامية و طرق تدريسها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%AF%D8%AE%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%89_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%A9_%D9%88_%D8%B7%D8%B1%D9%82_%D8%AA%D8%AF%D8%B1%D9%8A%D8%B3%D9%87%D8%A7&amp;diff=623117"/>
		<updated>2022-12-10T10:28:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر = NUR74198J1.jpg | عنوان = مدخل الى التربية الاسلامية و طرق تدريسها | عنوان‌های دیگر =  |پدیدآورندگان  | پدیدآوران =  عبدالرحمن صالح عبداللّه (نویسنده) |زبان  | زبان = عربی | کد کنگره = ‏ /ع?م? / 230/18 BP | موضوع = تعلیم و تربیت |ناشر  | ن...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR74198J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = مدخل الى التربية الاسلامية و طرق تدريسها&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[عبدالرحمن صالح عبداللّه]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /ع?م? / 230/18 BP&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دالفرقان&lt;br /&gt;
| مکان نشر = عمان اردن&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1411ق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE74198AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 74198&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 74198&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدخل الى التربية الاسلامية و طرق تدريسها، تالیف عبد الرحمن صالح عبد اللّه است که هدفش از نگارش اين کتاب، شناساندن مفهوم، ويژگيها و مهمترين روش هاى تربيت اسلامى و نيز پرورش رويکرد صحيح به تربيت اسلامى خواسته شده است، تا از اين راه برترى نظام تربيتى اسلام بر ديگر نظام هاى تربيتى معلوم آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول.مفهوم تربيت اسلامى و ويژگي هاى آن: در اين فصل معناى لغوى و اصطلاحى تربيت را مى‌کاود و برخى ديدگاهها را نسبت به آغاز تاريخى تربيت نقد مى‌کند و با تکيه بر محور بودن انسان در تربيت، پار هاى ويژگي هاى تربيت اسلامى را گوشزد مى‌کند، تربيت اسلامى را تعريف مى‌کند و عناصر شش‌گانۀ آن را برمى‌شمارد و آن را شرح مى‌کند و به فرق تربيت با تعليم و تزکيه مى‌پردازد.سپس در گفتگو از مصادر تربيت اسلامى، به قرآن، سنت، جهان و انسان اشاره مى‌کند و مصدر بودن هريک را شرح مى‌دهد و از پار هاى رويکرد هاى تربيتى قرآن و سنت مى‌گويد و به مناسبت بحث از برخى تفاوت هاى انسان و حيوان ياد مى‌کند و ارزش عقل را در انسان مى‌آورد.آنگاه به ويژگي هاى تربيت اسلامى مى‌رسد و شش ويژگى زير را شرح مى‌دهد: ايمان شالودۀ تربيت اسلامى است؛ اين دستگاه تربيتى در عين استوارى، داراى نرمش است چه، اصول آن تغييرناپذير و فروعش دگرگون‌بردار است؛ تربيت اسلامى، جهانى است، بر مکان و زمان است نه در مکان و زمان، از اين گذشته رنگ و نژاد نمى‌شناسد و همه را به يک ديد مى‌نگرد؛ تربيت اسلامى فراگير و متعادل است هيچ جنب هاى از زندگى را فروگذار نيست و هيچ بعدى از انسان و زندگى او را فداى بعدى ديگر نمى‌کند؛ تربيت اسلامى واقعگرا و ايده‌آلى است زيرا از سويى به انسان، همان‌گونه که هست مى‌نگرد و در پى انسانى خيالى نيست و ناتواني هاى انسان را در نظر دارد، و از سوى ديگر او را بريده از خاک و افلاکى مى‌خواهد و اخلاق نيک را برتر از گنج قارون مى‌داند؛ تربيت اسلامى رويکرد فردى و اجتماعى دارد؛ يعنى، هم در پى پرورش روح و بدن و عقل فرد است، و هم فرد را عضوى از اجتماع مى‌شمارد و گسترش ارزش هاى اجتماعى مانند برادرى و احترام به انديشه هاى ديگران را جوياست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم از برنامه و مواد آموزشى علوم اسلامى در مرحله آموزش اجبارى مى‌گويد و از اين رهگذر برنامه درسى(منهاج)، علوم اسلامى و مرحله آموزش اجبارى (التعليم الاساسى)را تعريف مى‌کند.هدف هاى عام علوم اسلامى[تربيت اسلامى]را مى‌آورد.به هدف هاى خاص تعليم و تربيت اسلامى مى‌پردازد و از هدف هاى معرفت‌شناختى که بيشتر عقلانى است و هدف هاى قلبى و روحى، و هدف هاى رفتارى- مهارتى ياد مى‌کند.هدف هاى رفتارى آموزش قرآن، حديث، سيرۀ نبوى، عقايد و فقه را شماره مى‌کند.از محتوا و درون‌مايۀ برنامه درسى علوم اسلامى مى‌گويد و معيار هاى گزينش محتوا را مى‌آورد و با شرح ويژگي هاى کتاب هاى درسى علوم اسلامى فصل را پايان مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم.روش هاى تعليم و تربيت برگرفته از کتاب و سنت: در اين فصل، از مفهوم روش مى‌گويد.سه تعريف براى آن مى‌آورد.از توجه مربيان مسلمان به روش آموزش ياد مى‌کند.ويژگي هاى عام روش را برمى‌شمارد و روش هاى زير را شرح و شماره مى‌کند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان، بهره‌گيرى از مثال و تمثيل، الگو و نمونه، موعظه، تفکر و تعمق، پرسش، گفتگو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم.قواعد کاربردى در تدريس علوم اسلامى: شرح تهيۀ طرح تدريس، تعيين هدف هاى آموزشى، پرداخت پيش‌درآمد براى درس، شرح و تفسير درس، و فعاليت هاى درون‌کلاسى قواعد مشترکى است که در آغاز اين فصل از آنها ياد مى‌شود. &lt;br /&gt;
سپس به قواعد ويژۀ آموزش برخى شاخۀ علوم اسلامى مانند: قرآن، حديث، عقايد، سيرۀ نبوى و فقه مى‌پردازد. &amp;lt;ref&amp;gt; بهروز رفیعی ص 335- 336&amp;lt;ref/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%87%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D9%84%D9%84%D8%B7%D9%81%D9%84_%D9%85%D8%B9_%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B0%D8%AC_%D8%AA%D8%B7%D8%A8%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D9%85%D9%86_%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD&amp;diff=623116</id>
		<title>منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%87%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D9%84%D9%84%D8%B7%D9%81%D9%84_%D9%85%D8%B9_%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B0%D8%AC_%D8%AA%D8%B7%D8%A8%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D9%85%D9%86_%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD&amp;diff=623116"/>
		<updated>2022-12-10T10:15:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR74180J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[محمد نور بن عبد الحفيظ‍‌ سويد]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /س9م8 / 253/4 BP&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دار ابن کثیر&lt;br /&gt;
| مکان نشر = دمشق - سوریه&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1421ق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE741800AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = سوم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = &lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 74180&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 74180&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 57743&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح'''، به قلم [[محمد نور بن عبد الحفيظ‍‌ سويد]] است که به سیره پیامبر (ص) درباره تربيت و بويژه تربيت  کودک پرداخته است. نگارندۀ اين اثر مى‌ کوشد با استناد به منابع اهل سنت، سيرۀ تربيتى جناب رسول ا کرم(ص)را دربارۀ  کودک، در فصل هاى ششگانۀ  کتاب باز شکافد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل ي کم، روى سخنش با پدر و مادر و مربيان است و از مسئوليت تربيتى آنها مى‌گويد و دقت در گزينش همسر صالح را گوشزد مى‌ کند.از ثواب انفاق مال در راه زن و فرزند مى‌گويد.هدف هاى ازدواج را يادآور مى‌شود.ويژگي هاى مربى موفق را برمى‌شمارد. به زينت و فتنه بودن فرزند اشاره دارد و از نیکى پدر و مادر و تأثير آن بر فرزندان ياد مى‌ کند.از اهميت ازدواج و زناشويى و آداب آن مى‌گويد و رسم فرزندخواهى را يادآور مى‌شود و به جنين اشاره مى‌ کند.راه درمان عقيمى را مى‌آورد و با يادآورى مجازات  کسى  که از فرزند بيزارى جويد فصل را پايان مى‌دهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم، از ولادت تا دو سالگى  کودک را شرح مى‌دهد و در آن از دعاى آسانى وضع حمل مى‌گويد و در شرح آداب روز زادن  کود ک، يادآور مى‌شود  که  کودک چون زاده شود ارث مى‌برد و بر پدر و مادر است  که در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گويند و تحنيک به‌جا آورند.پس از اين به آداب روز هفتم ولادت(نامگذارى، انتخاب  کنيه، تراش موى سر، عقيقه، ختنه)اشاره مى‌ کند و از شير دادن  کودک مى‌گويد و فوايد شير مادر را برمى‌شمارد و از ح کم ادرار  کودک و چگونگى تطهير لباس آلوده به آن ياد مى‌ کند و مى‌افزايد مادر مى‌تواند  کودک شيرخواره را به مسجد ببرد با اين حال  کودک تا زمانى  که در رعايت بهداشت قضاى حاجت نياز به  کمک ديگران دارد، مکروه است او را به مسجد برد.اشاره به حق حضانت مادر و حق ولايت پدر نسبت به فرزند فراز فرجامين اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم،  کندو کاوى است در پرورش ابعاد گوناگون شخصيت  کودک از دو سالگى تا بلوغ.نگارنده، اين فصل را  که بسيار بلند افتاده است به نه باب تقسيم مى‌ کند و در هر باب به پرورش بعدى از شخصيت  کودک مى‌پردازد.در باب اول از پرورش اعتقادى  کودک مى‌گويد و ار کان پنجگانۀ آن را بشرح مى‌آورد: 1)تلقين  کلمه توحيد به  کودک؛ 2) دوستى خدا و يارى از او و ايمان به قضا و قدر؛ 3)دوستى رسول اللّه(ص)؛ 4)آموزش قرآن؛ 5)ثبات قدم و جانفشانى در راه عقيده.باب دوم دربارۀ ت کوين شخصيت عبادى  کودک است و در آن يادآور مى‌شود  که نماز ر کن اول است و در شرح آن به نکات زير مى‌پردازد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امر به نماز، آموزش نماز، تنبيه براى نماز، عادت دادن  کودک به نماز جماعت، نمونه‌هايى از شب‌زنده‌دارى  کود کان، بردن  کودک به نماز عيد.سپس از  کودک و مسجد(ر کن دوم)مى‌گويد.روزه، حج و ز کات، ديگر ار کان پرورش عبادى  کودک است  که هريک را شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تربيت اجتماعى  کودک موضوع باب سوم است و در آن مى‌آورد  که بايد  کودک را به مجالس برد و او را در پى انجام  کارها فرستاد.در او عادت به سلام ايجاد  کرد.هرگاه بيمار شد به عيادتش رفت و او را به خريد و فروش عادت داد.سپس به نمونه‌هايى از رفتار اجتماعى پيامبر ا کرم(ص)با  کودکان اشاره مى‌ کند.باب چهارم دربارۀ تربيت اخلاقى  کودک است و در آن از اهميت ادب براى  کودک مى‌گويد و گوشه‌هايى از آداب نبوى را  که بايسته است  کودک بدانها آراسته شود برمى‌شمارد؛ مانند: آداب رفتار با پدر و مادر و دانشمندان، احترام و بزرگداشت بزرگترها، چگونگى رفتار با برادران، آداب اجازۀ ورود به محل استراحت يا محل  کار ديگران و بويژه پدر و مادر، آداب خوردن و آشاميدن، آداب پوشاک و آرايش موى سر، سکوت در هنگام تلاوت قرآن.پس از اين به پرورش روحيۀ راستگويى و رازدارى اشاره مى‌ کند.&lt;br /&gt;
در باب پنجم به تربيت عاطفى  کودک مى‌پردازد و از نکات زير ياد مى‌ کند: بوسيدن  کود ک، مهربانى و محبت به او، بازى با  کود ک، هديه دادن به او، ملاطفت و دست  کشيدن به سر او، برخورد گرم و صميمى با  کود ک، توجه به  کودک و پرسش از حال او، توجه ويژه به دختر و  کودک يتيم، ياد کرد سه قاعده دربارۀ تربيت دختر، يادآورى سه قاعده دربارۀ تربيت  کود کان يتيم، ميانه‌روى در مهربانى با  کودک، ياد سه قاعده براى حفظ‍‌ توازن در محبت به  کودک.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب ششم دربارۀ تربيت جسمى  کودک است و در آن به حق آموزش سوارکارى، شنا و تيراندازى به  کودک اشاره مى‌ کند و از برگذارى مسابقه ورزشى ميان  کودکان مى‌گويد و بازى بزرگترها با  کودکان را گوشزد مى‌ کند.از بازى  کودکان با يکديگر ياد مى‌ کند و مى‌افزايد  کودک بايد پيش از غروب به خانه بازگردد.آنگاه فوايد ورزش و بازى براى  کودک را برمى‌شمارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در باب هفتم، در تربيت علمى و فکرى  کودک مى‌ کاود و مى‌گويد بايد  کودک را به دانش علاقمند  کرد و او را يارى  کرد تا بخشى از قرآن و سنت را از بر  کند.از اين گذشته بر والدين است  که براى  کودک معلم صالح برگزينند.سپس مى‌افزايد،  کودک بايد زبان عربى را نيک بياموزد و با زبان بيگانه نيز به خوبى آشنا شود.ديگر اين که در آموزش  کودک بايد ميل و استعداد او رعايت شود.آنگاه به اهميت وجود  کتابخانه در منزل اشاره مى‌ کند و از روش تربيتى نقل دانش‌دوستى مردان بزرگ در دوران  کود کيشان ياد مى‌ کند و نمونه‌هايى مى‌آورد.در باب هشتم ارکان بهداشت و سلامت  کودک را بازمى‌شکافد. از ورزش و انواع آن مى‌گويد.به لزوم عادت دادن  کودک به مسواک اشاره مى‌ کند.از پا کيزگى و  کوتاه  کردن ناخن ياد مى‌ کند.آداب خوردن و آشاميدن را مى‌آورد.از خوابيدن بر دست راست ياد مى‌ کند.بر خوابيدن پس از نماز عشا و بيدارى براى نماز صبح تأ کيد مى‌ کند و يادآور مى‌شود  که  کود کان را از بيمارانى  که بيماري هاى واگير دارند بايد دور داشت.آنگاه از تعويذ و دعاى چشم‌زخم براى  کودک ياد مى‌ کند و به روش هاى پيامبر ا کرم(ص)در درمان بيماري هاى  کودکان مى‌پردازد.باب نهم، دربارۀ تربيت انگيزۀ جنسى  کود کان است و در آن به ار کان زير اشاره مى‌ کند: اجازه گرفتن پيش از درآمدن به محل خواب پدر و مادر، عادت دادن  کودک به نگاه ن کردن به شرمگاه ديگران و نيز پوشاندن خود از ديگران، جدا کردن فراش خواب  کود کان از يکديگر، آموزش و شرح سورۀ نور به  کودک و  کمک به آنها براى حفظ‍‌ آن، آشنا  کردن  کودک با مسائل جنسى و منع آنها از هرگونه خلاف جنسى، ازدواج زودبهنگام، سن ازدواج دختران، نشانه‌ هاى بلوغ جنسى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهارم، از ترغيب به نيکى به پدر و مادر و ترهيب از آزردن آنها مى‌گويد و مطلب را به دو بخش تقسيم مى‌ کند: آنچه مربوط‍‌ به دوران حيات پدر و مادر است و آنچه دربارۀ پس از زندگى آنهاست.آنگاه ارکان بيست و يک گان هاى را در اين‌باره بازمى‌ش کافد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم.روش هاى پيامبر ا کرم(ص)در تربيت  کودک: در اين فصل، روش هاى نبوى را به سه بخش مى‌ کند و هريک را به شرح مى‌نشيند: 1)روشهايى  که مخاطب آنها پدر و مادر و مربيان است شامل: اسوۀ حسنه، انتخاب وقت مناسب براى گفتگو و راهنمايى  کود ک، رعايت عدالت و مساوات ميان فرزندان، رعايت حقوق  کود ک، دعا براى  کودک، خريد اسباب‌بازى براى  کودک، يارى او در نيکى بر پدر و مادر و پرهيز از سرزنش و عتاب بيش از حد  کودک؛ 2)روش هاى فکرى مؤثر در عقل  کودک شامل: داستان‌سرايى، گفتگوى مستقيم، رعايت سطح درک  کودک، با نرمى و مهربانى سخن گفتن، پرورش حواس  کودک با تجربه‌ هاى عملى، ايجاد پيوند استوار ميان  کودک و شخصيت پيامبر ا کرم(ص)؛ 3)روش هاى روحى مؤثر در تربيت نفسانى  کودک شامل: همزبانى و همراهى با  کود کان، شاد  کردن آنها، ايجاد روحيۀ رقابت سازنده ميان  کود کان، پرورش شجاعت معنوى و ادبى در  کود کان، ستايش ني کي هاى آنها، بازى با  کودکان و  کودکى  کردن با آنها، پرورش اعتماد به‌نفس در  کود کان، استفاده از تشويق و توبيخ در تربيت آنها، پاسخ مثبت به خواسته‌ هاى  کود کان، رعايت ت کرار و تدريج در آموزش  کود کان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم.تأديب(تنبيه) کودک: در اين فصل به روش تربيتى تنبيه مى‌پردازد و از ضرورت تربيتى آن مى‌گويد و خطاى  کودک را به فکرى، عملى و عمدى تقسيم مى‌ کند و هريک را شرح مى‌دهد.به اصل تدريج در تنبيه اشاره مى‌ کند و مراحل آن را ياد مى‌ کند و قواعد پنجگانه تنبيه بدنى را مى‌آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;بهروز رفیعی، ص 355-359&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%87%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D9%84%D9%84%D8%B7%D9%81%D9%84_%D9%85%D8%B9_%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B0%D8%AC_%D8%AA%D8%B7%D8%A8%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D9%85%D9%86_%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD&amp;diff=623115</id>
		<title>منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%87%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D9%84%D9%84%D8%B7%D9%81%D9%84_%D9%85%D8%B9_%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B0%D8%AC_%D8%AA%D8%B7%D8%A8%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D9%85%D9%86_%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD&amp;diff=623115"/>
		<updated>2022-12-10T10:13:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR74180J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[محمد نور بن عبد الحفيظ‍‌ سويد]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /س9م8 / 253/4 BP&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دار ابن کثیر&lt;br /&gt;
| مکان نشر = دمشق - سوریه&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1421ق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE741800AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = سوم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = &lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 74180&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 74180&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 57743&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح'''، به قلم [[محمد نور بن عبد الحفيظ‍‌ سويد]] است که به سیره پیامبر (ص) درباره تربيت و بويژه تربيت  کودک پرداخته است. نگارندۀ اين اثر مى‌ کوشد با استناد به منابع اهل سنت، سيرۀ تربيتى جناب رسول ا کرم(ص)را دربارۀ  کودک، در فصل هاى ششگانۀ  کتاب باز شکافد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل ي کم، روى سخنش با پدر و مادر و مربيان است و از مسئوليت تربيتى آنها مى‌گويد و دقت در گزينش همسر صالح را گوشزد مى‌ کند.از ثواب انفاق مال در راه زن و فرزند مى‌گويد.هدف هاى ازدواج را يادآور مى‌شود.ويژگي هاى مربى موفق را برمى‌شمارد. به زينت و فتنه بودن فرزند اشاره دارد و از نیکى پدر و مادر و تأثير آن بر فرزندان ياد مى‌ کند.از اهميت ازدواج و زناشويى و آداب آن مى‌گويد و رسم فرزندخواهى را يادآور مى‌شود و به جنين اشاره مى‌ کند.راه درمان عقيمى را مى‌آورد و با يادآورى مجازات  کسى  که از فرزند بيزارى جويد فصل را پايان مى‌دهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم، از ولادت تا دو سالگى  کودک را شرح مى‌دهد و در آن از دعاى آسانى وضع حمل مى‌گويد و در شرح آداب روز زادن  کود ک، يادآور مى‌شود  که  کودک چون زاده شود ارث مى‌برد و بر پدر و مادر است  که در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گويند و تحنيک به‌جا آورند.پس از اين به آداب روز هفتم ولادت(نامگذارى، انتخاب  کنيه، تراش موى سر، عقيقه، ختنه)اشاره مى‌ کند و از شير دادن  کودک مى‌گويد و فوايد شير مادر را برمى‌شمارد و از ح کم ادرار  کودک و چگونگى تطهير لباس آلوده به آن ياد مى‌ کند و مى‌افزايد مادر مى‌تواند  کودک شيرخواره را به مسجد ببرد با اين حال  کودک تا زمانى  که در رعايت بهداشت قضاى حاجت نياز به  کمک ديگران دارد، مکروه است او را به مسجد برد.اشاره به حق حضانت مادر و حق ولايت پدر نسبت به فرزند فراز فرجامين اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم،  کندو کاوى است در پرورش ابعاد گوناگون شخصيت  کودک از دو سالگى تا بلوغ.نگارنده، اين فصل را  که بسيار بلند افتاده است به نه باب تقسيم مى‌ کند و در هر باب به پرورش بعدى از شخصيت  کودک مى‌پردازد.در باب اول از پرورش اعتقادى  کودک مى‌گويد و ار کان پنجگانۀ آن را بشرح مى‌آورد: 1)تلقين  کلمه توحيد به  کودک؛ 2) دوستى خدا و يارى از او و ايمان به قضا و قدر؛ 3)دوستى رسول اللّه(ص)؛ 4)آموزش قرآن؛ 5)ثبات قدم و جانفشانى در راه عقيده.باب دوم دربارۀ ت کوين شخصيت عبادى  کودک است و در آن يادآور مى‌شود  که نماز ر کن اول است و در شرح آن به نکات زير مى‌پردازد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امر به نماز، آموزش نماز، تنبيه براى نماز، عادت دادن  کودک به نماز جماعت، نمونه‌هايى از شب‌زنده‌دارى  کود کان، بردن  کودک به نماز عيد.سپس از  کودک و مسجد(ر کن دوم)مى‌گويد.روزه، حج و ز کات، ديگر ار کان پرورش عبادى  کودک است  که هريک را شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تربيت اجتماعى  کودک موضوع باب سوم است و در آن مى‌آورد  که بايد  کودک را به مجالس برد و او را در پى انجام  کارها فرستاد.در او عادت به سلام ايجاد  کرد.هرگاه بيمار شد به عيادتش رفت و او را به خريد و فروش عادت داد.سپس به نمونه‌هايى از رفتار اجتماعى پيامبر ا کرم(ص)با  کودکان اشاره مى‌ کند.باب چهارم دربارۀ تربيت اخلاقى  کودک است و در آن از اهميت ادب براى  کودک مى‌گويد و گوشه‌هايى از آداب نبوى را  که بايسته است  کودک بدانها آراسته شود برمى‌شمارد؛ مانند: آداب رفتار با پدر و مادر و دانشمندان، احترام و بزرگداشت بزرگترها، چگونگى رفتار با برادران، آداب اجازۀ ورود به محل استراحت يا محل  کار ديگران و بويژه پدر و مادر، آداب خوردن و آشاميدن، آداب پوشاک و آرايش موى سر، سکوت در هنگام تلاوت قرآن.پس از اين به پرورش روحيۀ راستگويى و رازدارى اشاره مى‌ کند.&lt;br /&gt;
در باب پنجم به تربيت عاطفى  کودک مى‌پردازد و از نکات زير ياد مى‌ کند: بوسيدن  کود ک، مهربانى و محبت به او، بازى با  کود ک، هديه دادن به او، ملاطفت و دست  کشيدن به سر او، برخورد گرم و صميمى با  کود ک، توجه به  کودک و پرسش از حال او، توجه ويژه به دختر و  کودک يتيم، ياد کرد سه قاعده دربارۀ تربيت دختر، يادآورى سه قاعده دربارۀ تربيت  کود کان يتيم، ميانه‌روى در مهربانى با  کودک، ياد سه قاعده براى حفظ‍‌ توازن در محبت به  کودک.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب ششم دربارۀ تربيت جسمى  کودک است و در آن به حق آموزش سوارکارى، شنا و تيراندازى به  کودک اشاره مى‌ کند و از برگذارى مسابقه ورزشى ميان  کودکان مى‌گويد و بازى بزرگترها با  کودکان را گوشزد مى‌ کند.از بازى  کودکان با يکديگر ياد مى‌ کند و مى‌افزايد  کودک بايد پيش از غروب به خانه بازگردد.آنگاه فوايد ورزش و بازى براى  کودک را برمى‌شمارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در باب هفتم، در تربيت علمى و فکرى  کودک مى‌ کاود و مى‌گويد بايد  کودک را به دانش علاقمند  کرد و او را يارى  کرد تا بخشى از قرآن و سنت را از بر  کند.از اين گذشته بر والدين است  که براى  کودک معلم صالح برگزينند.سپس مى‌افزايد،  کودک بايد زبان عربى را نيک بياموزد و با زبان بيگانه نيز به خوبى آشنا شود.ديگر اين که در آموزش  کودک بايد ميل و استعداد او رعايت شود.آنگاه به اهميت وجود  کتابخانه در منزل اشاره مى‌ کند و از روش تربيتى نقل دانش‌دوستى مردان بزرگ در دوران  کود کيشان ياد مى‌ کند و نمونه‌هايى مى‌آورد.در باب هشتم ارکان بهداشت و سلامت  کودک را بازمى‌شکافد. از ورزش و انواع آن مى‌گويد.به لزوم عادت دادن  کودک به مسواک اشاره مى‌ کند.از پا کيزگى و  کوتاه  کردن ناخن ياد مى‌ کند.آداب خوردن و آشاميدن را مى‌آورد.از خوابيدن بر دست راست ياد مى‌ کند.بر خوابيدن پس از نماز عشا و بيدارى براى نماز صبح تأ کيد مى‌ کند و يادآور مى‌شود  که  کود کان را از بيمارانى  که بيماري هاى واگير دارند بايد دور داشت.آنگاه از تعويذ و دعاى چشم‌زخم براى  کودک ياد مى‌ کند و به روش هاى پيامبر ا کرم(ص)در درمان بيماري هاى  کودکان مى‌پردازد.باب نهم، دربارۀ تربيت انگيزۀ جنسى  کود کان است و در آن به ار کان زير اشاره مى‌ کند: اجازه گرفتن پيش از درآمدن به محل خواب پدر و مادر، عادت دادن  کودک به نگاه ن کردن به شرمگاه ديگران و نيز پوشاندن خود از ديگران، جدا کردن فراش خواب  کود کان از يکديگر، آموزش و شرح سورۀ نور به  کودک و  کمک به آنها براى حفظ‍‌ آن، آشنا  کردن  کودک با مسائل جنسى و منع آنها از هرگونه خلاف جنسى، ازدواج زودبهنگام، سن ازدواج دختران، نشانه‌ هاى بلوغ جنسى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهارم، از ترغيب به نيکى به پدر و مادر و ترهيب از آزردن آنها مى‌گويد و مطلب را به دو بخش تقسيم مى‌ کند: آنچه مربوط‍‌ به دوران حيات پدر و مادر است و آنچه دربارۀ پس از زندگى آنهاست.آنگاه ارکان بيست و يک گان هاى را در اين‌باره بازمى‌ش کافد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم.روش هاى پيامبر ا کرم(ص)در تربيت  کودک: در اين فصل، روش هاى نبوى را به سه بخش مى‌ کند و هريک را به شرح مى‌نشيند: 1)روشهايى  که مخاطب آنها پدر و مادر و مربيان است شامل: اسوۀ حسنه، انتخاب وقت مناسب براى گفتگو و راهنمايى  کود ک، رعايت عدالت و مساوات ميان فرزندان، رعايت حقوق  کود ک، دعا براى  کودک، خريد اسباب‌بازى براى  کودک، يارى او در نيکى بر پدر و مادر و پرهيز از سرزنش و عتاب بيش از حد  کودک؛ 2)روش هاى فکرى مؤثر در عقل  کودک شامل: داستان‌سرايى، گفتگوى مستقيم، رعايت سطح درک  کودک، با نرمى و مهربانى سخن گفتن، پرورش حواس  کودک با تجربه‌ هاى عملى، ايجاد پيوند استوار ميان  کودک و شخصيت پيامبر ا کرم(ص)؛ 3)روش هاى روحى مؤثر در تربيت نفسانى  کودک شامل: همزبانى و همراهى با  کود کان، شاد  کردن آنها، ايجاد روحيۀ رقابت سازنده ميان  کود کان، پرورش شجاعت معنوى و ادبى در  کود کان، ستايش ني کي هاى آنها، بازى با  کودکان و  کودکى  کردن با آنها، پرورش اعتماد به‌نفس در  کود کان، استفاده از تشويق و توبيخ در تربيت آنها، پاسخ مثبت به خواسته‌ هاى  کود کان، رعايت ت کرار و تدريج در آموزش  کود کان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم.تأديب(تنبيه) کودک: در اين فصل به روش تربيتى تنبيه مى‌پردازد و از ضرورت تربيتى آن مى‌گويد و خطاى  کودک را به فکرى، عملى و عمدى تقسيم مى‌ کند و هريک را شرح مى‌دهد.به اصل تدريج در تنبيه اشاره مى‌ کند و مراحل آن را ياد مى‌ کند و قواعد پنجگانه تنبيه بدنى را مى‌آورد.&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%87%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D9%84%D9%84%D8%B7%D9%81%D9%84_%D9%85%D8%B9_%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B0%D8%AC_%D8%AA%D8%B7%D8%A8%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D9%85%D9%86_%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD&amp;diff=623114</id>
		<title>منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%87%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D9%84%D9%84%D8%B7%D9%81%D9%84_%D9%85%D8%B9_%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B0%D8%AC_%D8%AA%D8%B7%D8%A8%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D9%85%D9%86_%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD&amp;diff=623114"/>
		<updated>2022-12-10T09:53:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR74180J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[محمد نور بن عبد الحفيظ‍‌ سويد]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /س9م8 / 253/4 BP&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دار ابن کثیر&lt;br /&gt;
| مکان نشر = دمشق - سوریه&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1421ق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE741800AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = سوم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = &lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 74180&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 74180&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 57743&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح'''، به قلم [[محمد نور بن عبد الحفيظ‍‌ سويد]] است که به سیره پیامبر (ص) درباره تربيت و بويژه تربيت  کودک پرداخته است. نگارندۀ اين اثر مى‌ کوشد با استناد به منابع اهل سنت، سيرۀ تربيتى جناب رسول ا کرم(ص)را دربارۀ  کود ک، در فصل هاى ششگانۀ  کتاب بازش کافد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل ي کم، روى سخنش با پدر و مادر و مربيان است و از مسئوليت تربيتى آنها مى‌گويد و دقت در گزينش همسر صالح را گوشزد مى‌ کند.از ثواب انفاق مال در راه زن و فرزند مى‌گويد.هدف هاى ازدواج را يادآور مى‌شود.ويژگي هاى مربى موفق را برمى‌شمارد. به زينت و فتنه بودن فرزند اشاره دارد و از نیکى پدر و مادر و تأثير آن بر فرزندان ياد مى‌ کند.از اهميت ازدواج و زناشويى و آداب آن مى‌گويد و رسم فرزندخواهى را يادآور مى‌شود و به جنين اشاره مى‌ کند.راه درمان عقيمى را مى‌آورد و با يادآورى مجازات  کسى  که از فرزند بيزارى جويد فصل را پايان مى‌دهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم، از ولادت تا دو سالگى  کودک را شرح مى‌دهد و در آن از دعاى آسانى وضع حمل مى‌گويد و در شرح آداب روز زادن  کود ک، يادآور مى‌شود  که  کودک چون زاده شود ارث مى‌برد و بر پدر و مادر است  که در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گويند و تحنيک به‌جا آورند.پس از اين به آداب روز هفتم ولادت(نامگذارى، انتخاب  کنيه، تراش موى سر، عقيقه، ختنه)اشاره مى‌ کند و از شير دادن  کودک مى‌گويد و فوايد شير مادر را برمى‌شمارد و از ح کم ادرار  کودک و چگونگى تطهير لباس آلوده به آن ياد مى‌ کند و مى‌افزايد مادر مى‌تواند  کودک شيرخواره را به مسجد ببرد با اين حال  کودک تا زمانى  که در رعايت بهداشت قضاى حاجت نياز به  کمک ديگران دارد، مکروه است او را به مسجد برد.اشاره به حق حضانت مادر و حق ولايت پدر نسبت به فرزند فراز فرجامين اين فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم،  کندو کاوى است در پرورش ابعاد گوناگون شخصيت  کودک از دو سالگى تا بلوغ.نگارنده، اين فصل را  که بسيار بلند افتاده است به نه باب تقسيم مى‌ کند و در هر باب به پرورش بعدى از شخصيت  کودک مى‌پردازد.در باب اول از پرورش اعتقادى  کودک مى‌گويد و ار کان پنجگانۀ آن را بشرح مى‌آورد: 1)تلقين  کلمه توحيد به  کودک؛ 2) دوستى خدا و يارى از او و ايمان به قضا و قدر؛ 3)دوستى رسول اللّه(ص)؛ 4)آموزش قرآن؛ 5)ثبات قدم و جانفشانى در راه عقيده.باب دوم دربارۀ ت کوين شخصيت عبادى  کودک است و در آن يادآور مى‌شود  که نماز ر کن اول است و در شرح آن به نکات زير مى‌پردازد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امر به نماز، آموزش نماز، تنبيه براى نماز، عادت دادن  کودک به نماز جماعت، نمونه‌هايى از شب‌زنده‌دارى  کود کان، بردن  کودک به نماز عيد.سپس از  کودک و مسجد(ر کن دوم)مى‌گويد.روزه، حج و ز کات، ديگر ار کان پرورش عبادى  کودک است  که هريک را شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تربيت اجتماعى  کودک موضوع باب سوم است و در آن مى‌آورد  که بايد  کودک را به مجالس برد و او را در پى انجام  کارها فرستاد.در او عادت به سلام ايجاد  کرد.هرگاه بيمار شد به عيادتش رفت و او را به خريد و فروش عادت داد.سپس به نمونه‌هايى از رفتار اجتماعى پيامبر ا کرم(ص)با  کودکان اشاره مى‌ کند.باب چهارم دربارۀ تربيت اخلاقى  کودک است و در آن از اهميت ادب براى  کودک مى‌گويد و گوشه‌هايى از آداب نبوى را  که بايسته است  کودک بدانها آراسته شود برمى‌شمارد؛ مانند: آداب رفتار با پدر و مادر و دانشمندان، احترام و بزرگداشت بزرگترها، چگونگى رفتار با برادران، آداب اجازۀ ورود به محل استراحت يا محل  کار ديگران و بويژه پدر و مادر، آداب خوردن و آشاميدن، آداب پوشاک و آرايش موى سر، سکوت در هنگام تلاوت قرآن.پس از اين به پرورش روحيۀ راستگويى و رازدارى اشاره مى‌ کند.&lt;br /&gt;
در باب پنجم به تربيت عاطفى  کودک مى‌پردازد و از نکات زير ياد مى‌ کند: بوسيدن  کود ک، مهربانى و محبت به او، بازى با  کود ک، هديه دادن به او، ملاطفت و دست  کشيدن به سر او، برخورد گرم و صميمى با  کود ک، توجه به  کودک و پرسش از حال او، توجه ويژه به دختر و  کودک يتيم، ياد کرد سه قاعده دربارۀ تربيت دختر، يادآورى سه قاعده دربارۀ تربيت  کود کان يتيم، ميانه‌روى در مهربانى با  کودک، ياد سه قاعده براى حفظ‍‌ توازن در محبت به  کودک.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب ششم دربارۀ تربيت جسمى  کودک است و در آن به حق آموزش سوارکارى، شنا و تيراندازى به  کودک اشاره مى‌ کند و از برگذارى مسابقه ورزشى ميان  کودکان مى‌گويد و بازى بزرگترها با  کودکان را گوشزد مى‌ کند.از بازى  کودکان با يکديگر ياد مى‌ کند و مى‌افزايد  کودک بايد پيش از غروب به خانه بازگردد.آنگاه فوايد ورزش و بازى براى  کودک را برمى‌شمارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در باب هفتم، در تربيت علمى و فکرى  کودک مى‌ کاود و مى‌گويد بايد  کودک را به دانش علاقمند  کرد و او را يارى  کرد تا بخشى از قرآن و سنت را از بر  کند.از اين گذشته بر والدين است  که براى  کودک معلم صالح برگزينند.سپس مى‌افزايد،  کودک بايد زبان عربى را نيک بياموزد و با زبان بيگانه نيز به خوبى آشنا شود.ديگر اين که در آموزش  کودک بايد ميل و استعداد او رعايت شود.آنگاه به اهميت وجود  کتابخانه در منزل اشاره مى‌ کند و از روش تربيتى نقل دانش‌دوستى مردان بزرگ در دوران  کود کيشان ياد مى‌ کند و نمونه‌هايى مى‌آورد.در باب هشتم ارکان بهداشت و سلامت  کودک را بازمى‌شکافد. از ورزش و انواع آن مى‌گويد.به لزوم عادت دادن  کودک به مسواک اشاره مى‌ کند.از پا کيزگى و  کوتاه  کردن ناخن ياد مى‌ کند.آداب خوردن و آشاميدن را مى‌آورد.از خوابيدن بر دست راست ياد مى‌ کند.بر خوابيدن پس از نماز عشا و بيدارى براى نماز صبح تأ کيد مى‌ کند و يادآور مى‌شود  که  کود کان را از بيمارانى  که بيماري هاى واگير دارند بايد دور داشت.آنگاه از تعويذ و دعاى چشم‌زخم براى  کودک ياد مى‌ کند و به روش هاى پيامبر ا کرم(ص)در درمان بيماري هاى  کودکان مى‌پردازد.باب نهم، دربارۀ تربيت انگيزۀ جنسى  کود کان است و در آن به ار کان زير اشاره مى‌ کند: اجازه گرفتن پيش از درآمدن به محل خواب پدر و مادر، عادت دادن  کودک به نگاه ن کردن به شرمگاه ديگران و نيز پوشاندن خود از ديگران، جدا کردن فراش خواب  کود کان از يکديگر، آموزش و شرح سورۀ نور به  کودک و  کمک به آنها براى حفظ‍‌ آن، آشنا  کردن  کودک با مسائل جنسى و منع آنها از هرگونه خلاف جنسى، ازدواج زودبهنگام، سن ازدواج دختران، نشانه‌ هاى بلوغ جنسى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهارم، از ترغيب به نيکى به پدر و مادر و ترهيب از آزردن آنها مى‌گويد و مطلب را به دو بخش تقسيم مى‌ کند: آنچه مربوط‍‌ به دوران حيات پدر و مادر است و آنچه دربارۀ پس از زندگى آنهاست.آنگاه ارکان بيست و يک گان هاى را در اين‌باره بازمى‌ش کافد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم.روش هاى پيامبر ا کرم(ص)در تربيت  کودک: در اين فصل، روش هاى نبوى را به سه بخش مى‌ کند و هريک را به شرح مى‌نشيند: 1)روشهايى  که مخاطب آنها پدر و مادر و مربيان است شامل: اسوۀ حسنه، انتخاب وقت مناسب براى گفتگو و راهنمايى  کود ک، رعايت عدالت و مساوات ميان فرزندان، رعايت حقوق  کود ک، دعا براى  کودک، خريد اسباب‌بازى براى  کودک، يارى او در نيکى بر پدر و مادر و پرهيز از سرزنش و عتاب بيش از حد  کودک؛ 2)روش هاى فکرى مؤثر در عقل  کودک شامل: داستان‌سرايى، گفتگوى مستقيم، رعايت سطح درک  کودک، با نرمى و مهربانى سخن گفتن، پرورش حواس  کودک با تجربه‌ هاى عملى، ايجاد پيوند استوار ميان  کودک و شخصيت پيامبر ا کرم(ص)؛ 3)روش هاى روحى مؤثر در تربيت نفسانى  کودک شامل: همزبانى و همراهى با  کود کان، شاد  کردن آنها، ايجاد روحيۀ رقابت سازنده ميان  کود کان، پرورش شجاعت معنوى و ادبى در  کود کان، ستايش ني کي هاى آنها، بازى با  کودکان و  کودکى  کردن با آنها، پرورش اعتماد به‌نفس در  کود کان، استفاده از تشويق و توبيخ در تربيت آنها، پاسخ مثبت به خواسته‌ هاى  کود کان، رعايت ت کرار و تدريج در آموزش  کود کان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم.تأديب(تنبيه) کودک: در اين فصل به روش تربيتى تنبيه مى‌پردازد و از ضرورت تربيتى آن مى‌گويد و خطاى  کودک را به فکرى، عملى و عمدى تقسيم مى‌ کند و هريک را شرح مى‌دهد.به اصل تدريج در تنبيه اشاره مى‌ کند و مراحل آن را ياد مى‌ کند و قواعد پنجگانه تنبيه بدنى را مى‌آورد.&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%87%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D9%84%D9%84%D8%B7%D9%81%D9%84_%D9%85%D8%B9_%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B0%D8%AC_%D8%AA%D8%B7%D8%A8%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D9%85%D9%86_%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD&amp;diff=623113</id>
		<title>منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%87%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D9%84%D9%84%D8%B7%D9%81%D9%84_%D9%85%D8%B9_%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B0%D8%AC_%D8%AA%D8%B7%D8%A8%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D9%85%D9%86_%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD&amp;diff=623113"/>
		<updated>2022-12-10T09:47:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR74180J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[محمد نور بن عبد الحفيظ‍‌ سويد]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /س9م8 / 253/4 BP&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دار ابن کثیر&lt;br /&gt;
| مکان نشر = دمشق - سوریه&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1421ق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE741800AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = سوم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = &lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 74180&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 74180&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 57743&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح'''، به قلم [[محمد نور بن عبد الحفيظ‍‌ سويد]] است که به سیره پیامبر (ص) درباره تربيت و بويژه تربيت  کودک پرداخته است. نگارندۀ اين اثر مى‌ کوشد با استناد به منابع اهل سنت، سيرۀ تربيتى جناب رسول ا کرم(ص)را دربارۀ  کود ک، در فصل هاى ششگانۀ  کتاب بازش کافد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل ي کم، روى سخنش با پدر و مادر و مربيان است و از مسئوليت تربيتى آنها مى‌گويد و دقت در گزينش همسر صالح را گوشزد مى‌ کند.از ثواب انفاق مال در راه زن و فرزند مى‌گويد.هدف هاى ازدواج را يادآور مى‌شود.ويژگي هاى مربى موفق را برمى‌شمارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به زينت و فتنه بودن فرزند اشاره دارد و از ني کى پدر و مادر و تأثير آن بر فرزندان ياد مى‌ کند.از اهميت ازدواج و زناشويى و آداب آن مى‌گويد و رسم فرزندخواهى را يادآور مى‌شود و به جنين اشاره مى‌ کند.راه درمان عقيمى را مى‌آورد و با يادآورى مجازات  کسى  که از فرزند بيزارى جويد فصل را پايان مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم، از ولادت تا دو سالگى  کودک را شرح مى‌دهد و در آن از دعاى آسانى وضع حمل مى‌گويد و در شرح آداب روز زادن  کود ک، يادآور مى‌شود  که  کودک چون زاده شود ارث مى‌برد و بر پدر و مادر است  که در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گويند و تحنيک به‌جا آورند.پس از اين به آداب روز هفتم ولادت(نامگذارى، انتخاب  کنيه، تراش موى سر، عقيقه، ختنه)اشاره مى‌ کند و از شير دادن  کودک مى‌گويد و فوايد شير مادر را برمى‌شمارد و از ح کم ادرار  کودک و چگونگى تطهير لباس آلوده به آن ياد مى‌ کند و مى‌افزايد مادر مى‌تواند  کودک شيرخواره را به مسجد ببرد با اين حال  کودک تا زمانى  که در رعايت بهداشت قضاى حاجت نياز به  کمک ديگران دارد، م کروه است او را به مسجد برد.اشاره به حق حضانت مادر و حق ولايت پدر نسبت به فرزند فراز فرجامين اين فصل است.&lt;br /&gt;
فصل سوم،  کندو کاوى است در پرورش ابعاد گوناگون شخصيت  کودک از دو سالگى تا بلوغ.نگارنده، اين فصل را  که بسيار بلند افتاده است به نه باب تقسيم مى‌ کند و در هر باب به پرورش بعدى از شخصيت  کودک مى‌پردازد.در باب اول از پرورش اعتقادى  کودک مى‌گويد و ار کان پنجگانۀ آن را بشرح مى‌آورد : 1)تلقين  کلمه توحيد به  کود ک؛ 2) دوستى خدا و يارى از او و ايمان به قضا و قدر؛ 3)دوستى رسول اللّه(ص)؛ 4)آموزش قرآن؛ 5)ثبات قدم و جانفشانى در راه عقيده.باب دوم دربارۀ ت کوين شخصيت عبادى  کودک است و در آن يادآور مى‌شود  که نماز ر کن اول است و در شرح آن به ن کات زير مى‌پردازد : امر به نماز، آموزش نماز، تنبيه براى نماز، عادت دادن  کودک به نماز جماعت، نمونه‌هايى از شب‌زنده‌دارى  کود کان، بردن  کودک به نماز عيد.سپس از  کودک و مسجد(ر کن دوم)مى‌گويد.روزه، حج و ز کات، ديگر ار کان پرورش عبادى  کودک است  که هريک را شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
تربيت اجتماعى  کودک موضوع باب سوم است و در آن مى‌آورد  که بايد  کودک را به مجالس برد و او را در پى انجام  کارها فرستاد.در او عادت به سلام ايجاد  کرد.هرگاه بيمار شد به عيادتش رفت و او را به خريد و فروش عادت داد.سپس به نمونه‌هايى از رفتار اجتماعى پيامبر ا کرم(ص)با  کود کان اشاره مى‌ کند.باب چهارم دربارۀ تربيت اخلاقى  کودک است و در آن از اهميت ادب براى  کودک مى‌گويد و گوشه‌هايى از آداب نبوى را  که بايسته است  کودک بدانها آراسته شود برمى‌شمارد؛ مانند : آداب رفتار با پدر و مادر و دانشمندان، احترام و بزرگداشت بزرگترها، چگونگى رفتار با برادران، آداب اجازۀ ورود به محل استراحت يا محل  کار ديگران و بويژه پدر و مادر، آداب خوردن و آشاميدن، آداب پوشاک و آرايش موى سر، س کوت در هنگام تلاوت قرآن.پس از اين به پرورش روحيۀ راستگويى و رازدارى اشاره مى‌ کند.&lt;br /&gt;
در باب پنجم به تربيت عاطفى  کودک مى‌پردازد و از ن کات زير ياد مى‌ کند : بوسيدن  کود ک، مهربانى و محبت به او، بازى با  کود ک، هديه دادن به او، ملاطفت و دست  کشيدن به سر او، برخورد گرم و صميمى با  کود ک، توجه به  کودک و پرسش از حال او، توجه ويژه به دختر و  کودک يتيم، ياد کرد سه قاعده دربارۀ تربيت دختر، يادآورى سه قاعده دربارۀ تربيت  کود کان يتيم، ميانه‌روى در مهربانى با  کود ک، ياد سه قاعده براى حفظ‍‌ توازن در محبت به  کود ک.باب ششم دربارۀ تربيت جسمى  کودک است و در آن به حق آموزش سوار کارى، شنا و تيراندازى به  کودک اشاره مى‌ کند و از برگذارى مسابقه ورزشى ميان  کود کان مى‌گويد و بازى بزرگترها با  کود کان را گوشزد مى‌ کند.از بازى  کود کان با ي کديگر ياد مى‌ کند و مى‌افزايد  کودک بايد پيش از غروب به خانه بازگردد.آنگاه فوايد ورزش و بازى براى  کودک را برمى‌شمارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در باب هفتم، در تربيت علمى و ف کرى  کودک مى‌ کاود و مى‌گويد بايد  کودک را به دانش علاقمند  کرد و او را يارى  کرد تا بخشى از قرآن و سنت را از بر  کند.از اين گذشته بر والدين است  که براى  کودک معلم صالح برگزينند.سپس مى‌افزايد،  کودک بايد زبان عربى را نيک بياموزد و با زبان بيگانه نيز به خوبى آشنا شود.ديگر اين که در آموزش  کودک بايد ميل و استعداد او رعايت شود.آنگاه به اهميت وجود  کتابخانه در منزل اشاره مى‌ کند و از روش تربيتى نقل دانش‌دوستى مردان بزرگ در دوران  کود کيشان ياد مى‌ کند و نمونه‌هايى مى‌آورد.در باب هشتم ار کان بهداشت و سلامت  کودک را بازمى‌ش کافد.از ورزش و انواع آن مى‌گويد.به لزوم عادت دادن  کودک به مسواک اشاره مى‌ کند.از پا کيزگى و  کوتاه  کردن ناخن ياد مى‌ کند.آداب خوردن و آشاميدن را مى‌آورد.از خوابيدن بر دست راست ياد مى‌ کند.بر خوابيدن پس از نماز عشا و بيدارى براى نماز صبح تأ کيد مى‌ کند و يادآور مى‌شود  که  کود کان را از بيمارانى  که بيماري هاى واگير دارند بايد دور داشت.آنگاه از تعويذ و دعاى چشم‌زخم براى  کودک ياد مى‌ کند و به روش هاى پيامبر ا کرم(ص)در درمان بيماري هاى  کود کان مى‌پردازد.باب نهم، دربارۀ تربيت انگيزۀ جنسى  کود کان است و در آن به ار کان زير اشاره مى‌ کند : اجازه گرفتن پيش از درآمدن به محل خواب پدر و مادر، عادت دادن  کودک به نگاه ن کردن به شرمگاه ديگران و نيز پوشاندن خود از ديگران، جدا  کردن فراش خواب  کود کان از ي کديگر، آموزش و شرح سورۀ نور به  کودک و  کمک به آنها براى حفظ‍‌ آن، آشنا  کردن  کودک با مسائل جنسى و منع آنها از هرگونه خلاف جنسى، ازدواج زودبهنگام، سن ازدواج دختران، نشانه‌ هاى بلوغ جنسى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهارم، از ترغيب به ني کى به پدر و مادر و ترهيب از آزردن آنها مى‌گويد و مطلب را به دو بخش تقسيم مى‌ کند : آنچه مربوط‍‌ به دوران حيات پدر و مادر است و آنچه دربارۀ پس از زندگى آنهاست.آنگاه ار کان بيست و يک گان هاى را در اين‌باره بازمى‌ش کافد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم.روش هاى پيامبر ا کرم(ص)در تربيت  کود ک : در اين فصل، روش هاى نبوى را به سه بخش مى‌ کند و هريک را به شرح مى‌نشيند : 1)روشهايى  که مخاطب آنها پدر و مادر و مربيان است شامل : اسوۀ حسنه، انتخاب وقت مناسب براى گفتگو و راهنمايى  کود ک، رعايت عدالت و مساوات ميان فرزندان، رعايت حقوق  کود ک، دعا براى  کود ک، خريد اسباب‌بازى براى  کود ک، يارى او در ني کى بر پدر و مادر و پرهيز از سرزنش و عتاب بيش از حد  کود ک؛ 2)روش هاى ف کرى مؤثر در عقل  کودک شامل : داستان‌سرايى، گفتگوى مستقيم، رعايت سطح درک  کود ک، با نرمى و مهربانى سخن گفتن، پرورش حواس  کودک با تجربه‌ هاى عملى، ايجاد پيوند استوار ميان  کودک و شخصيت پيامبر ا کرم(ص)؛ 3)روش هاى روحى مؤثر در تربيت نفسانى  کودک شامل : همزبانى و همراهى با  کود کان، شاد  کردن آنها، ايجاد روحيۀ رقابت سازنده ميان  کود کان، پرورش شجاعت معنوى و ادبى در  کود کان، ستايش ني کي هاى آنها، بازى با  کود کان و  کود کى  کردن با آنها، پرورش اعتماد به‌نفس در  کود کان، استفاده از تشويق و توبيخ در تربيت آنها، پاسخ مثبت به خواسته‌ هاى  کود کان، رعايت ت کرار و تدريج در آموزش  کود کان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم.تأديب(تنبيه) کودک : در اين فصل به روش تربيتى تنبيه مى‌پردازد و از ضرورت تربيتى آن مى‌گويد و خطاى  کودک را به ف کرى، عملى و عمدى تقسيم مى‌ کند و هريک را شرح مى‌دهد.به اصل تدريج در تنبيه اشاره مى‌ کند و مراحل آن را ياد مى‌ کند و قواعد پنجگانه تنبيه بدنى را مى‌آورد.&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR74180J1.jpg&amp;diff=623112</id>
		<title>پرونده:NUR74180J1.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR74180J1.jpg&amp;diff=623112"/>
		<updated>2022-12-10T09:47:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%87%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D9%84%D9%84%D8%B7%D9%81%D9%84_%D9%85%D8%B9_%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B0%D8%AC_%D8%AA%D8%B7%D8%A8%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D9%85%D9%86_%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD&amp;diff=623111</id>
		<title>منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%87%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%8A%D8%A9_%D9%84%D9%84%D8%B7%D9%81%D9%84_%D9%85%D8%B9_%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B0%D8%AC_%D8%AA%D8%B7%D8%A8%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D9%85%D9%86_%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD&amp;diff=623111"/>
		<updated>2022-12-10T09:47:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر = NUR74180J1.jpg | عنوان = منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح | عنوان‌های دیگر =  |پدیدآورندگان  | پدیدآوران =  محمد نور بن عبد الحفيظ‍‌ سويد (نویسنده) |زبان  | زبان = عربی | کد کنگره = ‏ /س9م8 / 253/4 BP |...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR74180J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[محمد نور بن عبد الحفيظ‍‌ سويد]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = عربی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /س9م8 / 253/4 BP&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = دار ابن کثیر&lt;br /&gt;
| مکان نشر = دمشق - سوریه&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1421ق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE741800AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = سوم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = &lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 74180&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 74180&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = 57743&lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''منهج التربية النبوية للطفل مع نماذج تطبيقية من حياة السلف الصالح'''، به قلم [[محمد نور بن عبد الحفيظ‍‌ سويد]] است که به سیره&lt;br /&gt;
 پیامبر (ص) درباره تربيت و بويژه تربيت  کودک پرداخته است. نگارندۀ اين اثر مى‌ کوشد با استناد به منابع اهل سنت، سيرۀ تربيتى جناب رسول ا کرم(ص)را دربارۀ  کود ک، در فصل هاى ششگانۀ  کتاب بازش کافد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل ي کم، روى سخنش با پدر و مادر و مربيان است و از مسئوليت تربيتى آنها مى‌گويد و دقت در گزينش همسر صالح را گوشزد مى‌ کند.از ثواب انفاق مال در راه زن و فرزند مى‌گويد.هدف هاى ازدواج را يادآور مى‌شود.ويژگي هاى مربى موفق را برمى‌شمارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به زينت و فتنه بودن فرزند اشاره دارد و از ني کى پدر و مادر و تأثير آن بر فرزندان ياد مى‌ کند.از اهميت ازدواج و زناشويى و آداب آن مى‌گويد و رسم فرزندخواهى را يادآور مى‌شود و به جنين اشاره مى‌ کند.راه درمان عقيمى را مى‌آورد و با يادآورى مجازات  کسى  که از فرزند بيزارى جويد فصل را پايان مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم، از ولادت تا دو سالگى  کودک را شرح مى‌دهد و در آن از دعاى آسانى وضع حمل مى‌گويد و در شرح آداب روز زادن  کود ک، يادآور مى‌شود  که  کودک چون زاده شود ارث مى‌برد و بر پدر و مادر است  که در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گويند و تحنيک به‌جا آورند.پس از اين به آداب روز هفتم ولادت(نامگذارى، انتخاب  کنيه، تراش موى سر، عقيقه، ختنه)اشاره مى‌ کند و از شير دادن  کودک مى‌گويد و فوايد شير مادر را برمى‌شمارد و از ح کم ادرار  کودک و چگونگى تطهير لباس آلوده به آن ياد مى‌ کند و مى‌افزايد مادر مى‌تواند  کودک شيرخواره را به مسجد ببرد با اين حال  کودک تا زمانى  که در رعايت بهداشت قضاى حاجت نياز به  کمک ديگران دارد، م کروه است او را به مسجد برد.اشاره به حق حضانت مادر و حق ولايت پدر نسبت به فرزند فراز فرجامين اين فصل است.&lt;br /&gt;
فصل سوم،  کندو کاوى است در پرورش ابعاد گوناگون شخصيت  کودک از دو سالگى تا بلوغ.نگارنده، اين فصل را  که بسيار بلند افتاده است به نه باب تقسيم مى‌ کند و در هر باب به پرورش بعدى از شخصيت  کودک مى‌پردازد.در باب اول از پرورش اعتقادى  کودک مى‌گويد و ار کان پنجگانۀ آن را بشرح مى‌آورد : 1)تلقين  کلمه توحيد به  کود ک؛ 2) دوستى خدا و يارى از او و ايمان به قضا و قدر؛ 3)دوستى رسول اللّه(ص)؛ 4)آموزش قرآن؛ 5)ثبات قدم و جانفشانى در راه عقيده.باب دوم دربارۀ ت کوين شخصيت عبادى  کودک است و در آن يادآور مى‌شود  که نماز ر کن اول است و در شرح آن به ن کات زير مى‌پردازد : امر به نماز، آموزش نماز، تنبيه براى نماز، عادت دادن  کودک به نماز جماعت، نمونه‌هايى از شب‌زنده‌دارى  کود کان، بردن  کودک به نماز عيد.سپس از  کودک و مسجد(ر کن دوم)مى‌گويد.روزه، حج و ز کات، ديگر ار کان پرورش عبادى  کودک است  که هريک را شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
تربيت اجتماعى  کودک موضوع باب سوم است و در آن مى‌آورد  که بايد  کودک را به مجالس برد و او را در پى انجام  کارها فرستاد.در او عادت به سلام ايجاد  کرد.هرگاه بيمار شد به عيادتش رفت و او را به خريد و فروش عادت داد.سپس به نمونه‌هايى از رفتار اجتماعى پيامبر ا کرم(ص)با  کود کان اشاره مى‌ کند.باب چهارم دربارۀ تربيت اخلاقى  کودک است و در آن از اهميت ادب براى  کودک مى‌گويد و گوشه‌هايى از آداب نبوى را  که بايسته است  کودک بدانها آراسته شود برمى‌شمارد؛ مانند : آداب رفتار با پدر و مادر و دانشمندان، احترام و بزرگداشت بزرگترها، چگونگى رفتار با برادران، آداب اجازۀ ورود به محل استراحت يا محل  کار ديگران و بويژه پدر و مادر، آداب خوردن و آشاميدن، آداب پوشاک و آرايش موى سر، س کوت در هنگام تلاوت قرآن.پس از اين به پرورش روحيۀ راستگويى و رازدارى اشاره مى‌ کند.&lt;br /&gt;
در باب پنجم به تربيت عاطفى  کودک مى‌پردازد و از ن کات زير ياد مى‌ کند : بوسيدن  کود ک، مهربانى و محبت به او، بازى با  کود ک، هديه دادن به او، ملاطفت و دست  کشيدن به سر او، برخورد گرم و صميمى با  کود ک، توجه به  کودک و پرسش از حال او، توجه ويژه به دختر و  کودک يتيم، ياد کرد سه قاعده دربارۀ تربيت دختر، يادآورى سه قاعده دربارۀ تربيت  کود کان يتيم، ميانه‌روى در مهربانى با  کود ک، ياد سه قاعده براى حفظ‍‌ توازن در محبت به  کود ک.باب ششم دربارۀ تربيت جسمى  کودک است و در آن به حق آموزش سوار کارى، شنا و تيراندازى به  کودک اشاره مى‌ کند و از برگذارى مسابقه ورزشى ميان  کود کان مى‌گويد و بازى بزرگترها با  کود کان را گوشزد مى‌ کند.از بازى  کود کان با ي کديگر ياد مى‌ کند و مى‌افزايد  کودک بايد پيش از غروب به خانه بازگردد.آنگاه فوايد ورزش و بازى براى  کودک را برمى‌شمارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در باب هفتم، در تربيت علمى و ف کرى  کودک مى‌ کاود و مى‌گويد بايد  کودک را به دانش علاقمند  کرد و او را يارى  کرد تا بخشى از قرآن و سنت را از بر  کند.از اين گذشته بر والدين است  که براى  کودک معلم صالح برگزينند.سپس مى‌افزايد،  کودک بايد زبان عربى را نيک بياموزد و با زبان بيگانه نيز به خوبى آشنا شود.ديگر اين که در آموزش  کودک بايد ميل و استعداد او رعايت شود.آنگاه به اهميت وجود  کتابخانه در منزل اشاره مى‌ کند و از روش تربيتى نقل دانش‌دوستى مردان بزرگ در دوران  کود کيشان ياد مى‌ کند و نمونه‌هايى مى‌آورد.در باب هشتم ار کان بهداشت و سلامت  کودک را بازمى‌ش کافد.از ورزش و انواع آن مى‌گويد.به لزوم عادت دادن  کودک به مسواک اشاره مى‌ کند.از پا کيزگى و  کوتاه  کردن ناخن ياد مى‌ کند.آداب خوردن و آشاميدن را مى‌آورد.از خوابيدن بر دست راست ياد مى‌ کند.بر خوابيدن پس از نماز عشا و بيدارى براى نماز صبح تأ کيد مى‌ کند و يادآور مى‌شود  که  کود کان را از بيمارانى  که بيماري هاى واگير دارند بايد دور داشت.آنگاه از تعويذ و دعاى چشم‌زخم براى  کودک ياد مى‌ کند و به روش هاى پيامبر ا کرم(ص)در درمان بيماري هاى  کود کان مى‌پردازد.باب نهم، دربارۀ تربيت انگيزۀ جنسى  کود کان است و در آن به ار کان زير اشاره مى‌ کند : اجازه گرفتن پيش از درآمدن به محل خواب پدر و مادر، عادت دادن  کودک به نگاه ن کردن به شرمگاه ديگران و نيز پوشاندن خود از ديگران، جدا  کردن فراش خواب  کود کان از ي کديگر، آموزش و شرح سورۀ نور به  کودک و  کمک به آنها براى حفظ‍‌ آن، آشنا  کردن  کودک با مسائل جنسى و منع آنها از هرگونه خلاف جنسى، ازدواج زودبهنگام، سن ازدواج دختران، نشانه‌ هاى بلوغ جنسى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل چهارم، از ترغيب به ني کى به پدر و مادر و ترهيب از آزردن آنها مى‌گويد و مطلب را به دو بخش تقسيم مى‌ کند : آنچه مربوط‍‌ به دوران حيات پدر و مادر است و آنچه دربارۀ پس از زندگى آنهاست.آنگاه ار کان بيست و يک گان هاى را در اين‌باره بازمى‌ش کافد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم.روش هاى پيامبر ا کرم(ص)در تربيت  کود ک : در اين فصل، روش هاى نبوى را به سه بخش مى‌ کند و هريک را به شرح مى‌نشيند : 1)روشهايى  که مخاطب آنها پدر و مادر و مربيان است شامل : اسوۀ حسنه، انتخاب وقت مناسب براى گفتگو و راهنمايى  کود ک، رعايت عدالت و مساوات ميان فرزندان، رعايت حقوق  کود ک، دعا براى  کود ک، خريد اسباب‌بازى براى  کود ک، يارى او در ني کى بر پدر و مادر و پرهيز از سرزنش و عتاب بيش از حد  کود ک؛ 2)روش هاى ف کرى مؤثر در عقل  کودک شامل : داستان‌سرايى، گفتگوى مستقيم، رعايت سطح درک  کود ک، با نرمى و مهربانى سخن گفتن، پرورش حواس  کودک با تجربه‌ هاى عملى، ايجاد پيوند استوار ميان  کودک و شخصيت پيامبر ا کرم(ص)؛ 3)روش هاى روحى مؤثر در تربيت نفسانى  کودک شامل : همزبانى و همراهى با  کود کان، شاد  کردن آنها، ايجاد روحيۀ رقابت سازنده ميان  کود کان، پرورش شجاعت معنوى و ادبى در  کود کان، ستايش ني کي هاى آنها، بازى با  کود کان و  کود کى  کردن با آنها، پرورش اعتماد به‌نفس در  کود کان، استفاده از تشويق و توبيخ در تربيت آنها، پاسخ مثبت به خواسته‌ هاى  کود کان، رعايت ت کرار و تدريج در آموزش  کود کان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم.تأديب(تنبيه) کودک : در اين فصل به روش تربيتى تنبيه مى‌پردازد و از ضرورت تربيتى آن مى‌گويد و خطاى  کودک را به ف کرى، عملى و عمدى تقسيم مى‌ کند و هريک را شرح مى‌دهد.به اصل تدريج در تنبيه اشاره مى‌ کند و مراحل آن را ياد مى‌ کند و قواعد پنجگانه تنبيه بدنى را مى‌آورد.&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82&amp;diff=623110</id>
		<title>تربیت و اخلاق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82&amp;diff=623110"/>
		<updated>2022-12-10T09:40:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR67704J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = تربيت و اخلاق&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[جهان مهین، شکرالله]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /ج9ت4 / 903 LC&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = هاد&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1370&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE67704AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 67704&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 67704&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تربيت و اخلاق''' تالیف [[جهان مهین، شکرالله|شکراللّه جهان مهين]]، حاصل درس هاى نگارنده است و در آن از هدفها و روشهاى تربيت اسلامى سخن مى‌رود.مطالب کتاب در دو بخش به سامان شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از بخش اول به تعليم و تربيت مى‌پردازد آن را تعريف مى‌کند و برخى عناصر تعريف را شرح مى‌دهد.خداوند را معلم و مربى حقيقى مى‌نامد.انسان را موضوع تعليم و تربيت مى‌خواند و از استعداد هاى او مى‌گويد و برخى ويژگي هاى پست او را برمى‌شمارد.از عقل مى‌گويد و آن را معنا مى‌کند به عقل در آيات و روايات نظر مى‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عقل را تکيه‌گاه ايمان و پيامبر درونى مى‌نامد و به تلازم عقل و شرع مى‌رسد و عقل را ملاک مسئوليت و ميزان ثواب و عقاب معرفى مىکند و نقش آن را در علم و تجربه مى‌آورد و به رابطۀ عقل با روابط اجتماعى سالم مى‌پردازد و از کاررفت عقل در تعديل غرائز و عواطف ياد مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش اول.اهداف تعليم و تربيت اسلامى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-انسان به‌عنوان فرد و جمع در تربيت اسلامى: از ديد اسلام، روابط اجتماعى و زندگى گروهى نقش برجست هاى در رشد استعدادها انسان و تأمين سعادت و کمال او دارد و حتى در تقسيم‌بندى اخلاق، اخلاق اجتماعى مهمتر از اخلاق فردى است؛ اما با اين حال پايه و مايه تربيت، اخلاق، کمال و سعادت انسان به جنبه فردى او وابسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-تقوا هدف اساسى: در اين جستار از ريشه و معناى تقوا مى‌گويد.ورع را معنا مى‌کند.در چيستى تقوا مى‌کاود و اشاره مى‌کند که تقوا مصونيت است نه محدوديت، پناهگاه است نه زندان.آنگاه به برخى مصاديق تقوا مى‌پردازد و از حق‌گويى، حفظ زبان، قول سديد و برخى گناهان زبان از زبان [[غزالی، محمد بن محمد|غزالى]] ياد مى‌‍کند.مصاديق ورع را از زبان على(ع) بازمى‌گويد.به نمونه‌هايى از آثار و برکات تقوا در قرآن و سخنان على(ع)اشاره مى‌کند و با شرح برخى نمود هاى تقوا در زندگى عالمان دين، سخن را پايان مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-پرورش نيروى تفکر: خداوند متعال در قرآن کريم در بيش از سيصد مورد انسان را به تفکر، تدبر، تعقل و تذکر فراخوانده است.در اين بحث با مسامحه تفکر را به معناى تعقل به‌کار مى‌برد(ص 90) و پس از تعريف آن به فرق تعليم و تعلم با عقل و تعقل مى‌پردازد و يادآور مى‌شود که اسلام به اين مقولات عنايت دارد؛ اما در مقام مقايسه تفکر و تعقل را بر تعليم و تعلم مقدم مى‌شمارد.آنگاه به اهميت تفکر و برترى آن بر آموزش از زبان شهيد مطهرى اشاره مى‌کند و در شرح لذت فهميدن به نکاتى از زندگى برخى فرزانگان مسلمان مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-تعليم حکمت: در اين فراز حکمت را معنا مى‌کند.از موارد کاررفت حکمت در قرآن مى‌گويد.به مسئوليت پيامبران(ع)در تعليم حکمت اشاره مى‌کند.شرح حکمت را از زبان [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبايى]] بازگو مى‌کند و به حکمت در روايات مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-پرورش روح عدالت‌خواهى: معناى عدل و قسط آغاز اين گفتار است و در پى آن به جايگاه عدل در دين و پيوند تنگاتنگ آن با عقايد، اقتصاد، حقوق، سياست، اخلاق و تربيت نظر مى‌کند.از عدالت با ملل ديگر مى‌گويد و نتيجه مى‌گيرد که پرورش روح عدالت‌خواهى از هدف هاى اصلى تربيت اسلامى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6-پرورش روح اجتماعى: انسان در سرشت خويش اجتماعى و عاطفى است و عواطفش در قالب خدمت به خلق، نيکى به همنوع و محبت به ديگران تجلى مى‌کند.اين ميل سرشتى در افراد يکدست نيست؛ به مثل، برخى از مردم در خدمت به خلق کوشاتر از ديگرانند و در اين خدمات در بند آيين و عقيده نيستند چنانکه در سيرۀ امامان معصوم(ع)از جمله امام صادق ديده مى‌شود.اظهار محبت و همدردى و تلاش براى رفع مشکلات مسلمانان شرط اخوت اسلامى و از فرايض دينى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش دوم.نمونه‌هايى از روش هاى تربيتى اسلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-تبشير و انذار، تشويق و تنبيه: تبشير و انذار از روش هاى مهم و سودمندى است که همۀ پيامبران از آن استفاده مى‌کردند.تبشير مژده بر انجام نيکى و انذار بازداشتن از بدى است.اسلام تبشير من هاى انذار و يا انذار من هاى تبشير را کافى نمى‌داند اين دو بايد همراه باشند.در تبشير و انذار بايد مراقب بود کار به تنفير و گريزاندن متربى نينجامد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تشويق که مى‌تواند مادى يا معنوى باشد، ديگر روش تربيتى است که اسلام بدان عنايت دارد.در قرآن آياتى هست که نشان‌دهندۀ مهربانى و عنايت خاص خداوند به برخى بندگان براى تشويق آنهاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنبيه، گون هاى کيفر و پاداش منفى است که براى بازداشتن مجرم از خلاف و نيز عبرت ديگران انجام مى‌شود.تنبيه نيز مادى و معنوى است.در قرآن از تنبيهات فراوانى نسبت به افراد و اقوام مجرم ياد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-تلفيق علم و عمل: در شرح اين روش، نخست از دانشهايى که در اسلام رسميت دارند و اينکه چه دانشى هدف و کدام علم وسيله است مى‌گويد.آنگاه يادآور مى‌شود که در تعليم و تربيت اسلامى، آموختن بايد براى عمل باشد همچنانکه عمل نيز بايد مسبوق بر علم باشد.از اين نکته در روايات ياد شده است.از اين گذشته مربى نيز بايد به آنچه مى‌گويد ايمان داشته باشد و خود بدان عمل کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-پيوند ايمان و عمل صالح: در اين بحث، ايمان و عمل صالح را معنا مى‌کند.به پيوند ايمان و عمل صالح در قرآن مى‌پردازد و از برخى آثار عمل صالح مى‌گويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-امر به معروف و نهى از منکر: امر به معروف و نهى از منکر را يکى از مهمترين هدفها و نيز يکى از نيکوترين روش هاى تربيتى اسلام مى‌دانند(ص 174).براى شناساندن اين روش معروف و منکر را معنا مى‌کند به امر به معروف و نهى از منکر در قرآن اشاره مى‌کند و دو آيه را در اين‌باره شرح مى‌دهد.امر به معروف و نهى از منکر را از ويژگي هاى امت نمونه و وظايف آن مى‌خواند و يادآور مى‌شود که امر به معروف بر ايمان تقدم دارد.آنگاه جايگاه امر به معروف و نهى از منکر را در روايات بررسى مى‌کند و آثار و برکات فردى و اجتماعى آندو را برمى‌شمارد و از اثرات و عواقب سوء وانهادن آنها مى‌گويد و پس از شرح روش صحيح امر و نهى، به شرايط و مراتب آندو مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-اسوه، سيره: الگوپذيرى، فطرى آدمى است و در تعليم و تربيت بسيار به آن اهميت مى‌دهند.تنها دين مى‌تواند به پيروان خود الگوى تمام‌عيار تربيتى نشان دهد و مکتب هاى تربيتى موضوعه از اين هنر بى‌بهره‌اند.پس از اين مقدمه، پيامبران را الگو هاى حقيقى و هميشگى مى‌خواند و اندکى به سيرۀ پيامبر اکرم(ص)مى‌پردازد و با اشارتى به سيرۀ امامان معصوم(ع)، به نقش مثل در آموزش و پرورش مى‌رسد و ياد مى‌کند که مثال مسائل را حسى و راه فهم آنها را کوتاه مى‌کند و برخى مسائل علمى را براى همگان قابل فهم مى‌کند و به مسائل ذهنى عينيت مى‌بخشد و نسبت به آنها ايجاد باور مى‌کند.سپس به عنايت خاص قرآن به ذکر مثال مى‌پردازد و نمونه‌هايى از مثل هاى قرآن را دربارۀ توحيد، معاد، حق، باطل و انفاق مى‌آورد. &amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی بهروز، ص 171- 172&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR67704J1.jpg&amp;diff=623109</id>
		<title>پرونده:NUR67704J1.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR67704J1.jpg&amp;diff=623109"/>
		<updated>2022-12-10T09:36:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82&amp;diff=623108</id>
		<title>تربیت و اخلاق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82&amp;diff=623108"/>
		<updated>2022-12-10T09:36:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر = NUR67704J1.jpg | عنوان = تربيت و اخلاق | عنوان‌های دیگر =  |پدیدآورندگان  | پدیدآوران =  جهان مهین، شکرالله (نویسنده) |زبان  | زبان = فارسی | کد کنگره = ‏ /ج9ت4 / 903 LC | موضوع = تعلیم و تربیت |ناشر  | ناشر = هاد | مکان نشر = ایران | سال نشر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR67704J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = تربيت و اخلاق&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[جهان مهین، شکرالله]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /ج9ت4 / 903 LC&lt;br /&gt;
| موضوع = تعلیم و تربیت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = هاد&lt;br /&gt;
| مکان نشر = ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1370&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE67704AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 67704&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 67704&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تربيت و اخلاق''' تالیف [[جهان مهین، شکرالله|شکراللّه جهان مهين]]، حاصل درس هاى نگارنده است و در آن از هدفها و روشهاى تربيت اسلامى سخن مى‌رود.مطالب کتاب در دو بخش به سامان شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از بخش اول به تعليم و تربيت مى‌پردازد آن را تعريف مى‌کند و برخى عناصر تعريف را شرح مى‌دهد.خداوند را معلم و مربى حقيقى مى‌نامد.انسان را موضوع تعليم و تربيت مى‌خواند و از استعداد هاى او مى‌گويد و برخى ويژگي هاى پست او را برمى‌شمارد.از عقل مى‌گويد و آن را معنا مى‌کند به عقل در آيات و روايات نظر مى‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عقل را تکيه‌گاه ايمان و پيامبر درونى مى‌نامد و به تلازم عقل و شرع مى‌رسد و عقل را ملاک مسئوليت و ميزان ثواب و عقاب معرفى مىکند و نقش آن را در علم و تجربه مى‌آورد و به رابطۀ عقل با روابط اجتماعى سالم مى‌پردازد و از کاررفت عقل در تعديل غرائز و عواطف ياد مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش اول.اهداف تعليم و تربيت اسلامى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-انسان به‌عنوان فرد و جمع در تربيت اسلامى: از ديد اسلام، روابط اجتماعى و زندگى گروهى نقش برجست هاى در رشد استعدادها انسان و تأمين سعادت و کمال او دارد و حتى در تقسيم‌بندى اخلاق، اخلاق اجتماعى مهمتر از اخلاق فردى است؛ اما با اين حال پايه و مايه تربيت، اخلاق، کمال و سعادت انسان به جنبه فردى او وابسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-تقوا هدف اساسى: در اين جستار از ريشه و معناى تقوا مى‌گويد.ورع را معنا مى‌کند.در چيستى تقوا مى‌کاود و اشاره مى‌کند که تقوا مصونيت است نه محدوديت، پناهگاه است نه زندان.آنگاه به برخى مصاديق تقوا مى‌پردازد و از حق‌گويى، حفظ زبان، قول سديد و برخى گناهان زبان از زبان غزالى ياد مىکند.مصاديق ورع را از زبان على(ع) بازمى‌گويد.به نمونه‌هايى از آثار و برکات تقوا در قرآن و سخنان على(ع)اشاره مى‌کند و با شرح برخى نمود هاى تقوا در زندگى عالمان دين، سخن را پايان مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-پرورش نيروى تفکر: خداوند متعال در قرآن کريم در بيش از سيصد مورد انسان را به تفکر، تدبر، تعقل و تذکر فراخوانده است.در اين بحث با مسامحه تفکر را به معناى تعقل به‌کار مى‌برد(ص 90)و پس از تعريف آن به فرق تعليم و تعلم با عقل و تعقل مى‌پردازد و يادآور مى‌شود که اسلام به اين مقولات عنايت دارد؛ اما در مقام مقايسه تفکر و تعقل را بر تعليم و تعلم مقدم مى‌شمارد.آنگاه به اهميت تفکر و برترى آن بر آموزش از زبان شهيد مطهرى اشاره مى‌کند و در شرح لذت فهميدن به نکاتى از زندگى برخى فرزانگان مسلمان مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-تعليم حکمت: در اين فراز حکمت را معنا مى‌کند.از موارد کاررفت حکمت در قرآن مى‌گويد.به مسئوليت پيامبران(ع)در تعليم حکمت اشاره مى‌کند.شرح حکمت را از زبان علامه طباطبايى بازگو مى‌کند و به حکمت در روايات مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-پرورش روح عدالت‌خواهى: معناى عدل و قسط آغاز اين گفتار است و در پى آن به جايگاه عدل در دين و پيوند تنگاتنگ آن با عقايد، اقتصاد، حقوق، سياست، اخلاق و تربيت نظر مى‌کند.از عدالت با ملل ديگر مى‌گويد و نتيجه مى‌گيرد که پرورش روح عدالت‌خواهى از هدف هاى اصلى تربيت اسلامى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6-پرورش روح اجتماعى: انسان در سرشت خويش اجتماعى و عاطفى است و عواطفش در قالب خدمت به خلق، نيکى به همنوع و محبت به ديگران تجلى مى‌کند.اين ميل سرشتى در افراد يکدست نيست؛ بمثل، برخى از مردم در خدمت به خلق کوشاتر از ديگرانند و در اين خدمات در بند آيين و عقيده نيستند چنانکه در سيرۀ امامان معصوم(ع)از جمله امام صادق ديده مى‌شود.اظهار محبت و همدردى و تلاش براى رفع مشکلات مسلمانان شرط اخوت اسلامى و از فرايض دينى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش دوم.نمونه‌هايى از روش هاى تربيتى اسلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-تبشير و انذار، تشويق و تنبيه: تبشير و انذار از روش هاى مهم و سودمندى است که همۀ پيامبران از آن استفاده مى‌کردند.تبشير مژده بر انجام نيکى و انذار بازداشتن از بدى است.اسلام تبشير من هاى انذار و يا انذار من هاى تبشير را کافى نمى‌داند اين دو بايد همراه باشند.در تبشير و انذار بايد مراقب بود کار به تنفير و گريزاندن متربى نينجامد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تشويق که مى‌تواند مادى يا معنوى باشد، ديگر روش تربيتى است که اسلام بدان عنايت دارد.در قرآن آياتى هست که نشان‌دهندۀ مهربانى و عنايت خاص خداوند به برخى بندگان براى تشويق آنهاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنبيه، گون هاى کيفر و پاداش منفى است که براى بازداشتن مجرم از خلاف و نيز عبرت ديگران انجام مى‌شود.تنبيه نيز مادى و معنوى است.در قرآن از تنبيهات فراوانى نسبت به افراد و اقوام مجرم ياد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-تلفيق علم و عمل: در شرح اين روش، نخست از دانشهايى که در اسلام رسميت دارند و اينکه چه دانشى هدف و کدام علم وسيله است مى‌گويد.آنگاه يادآور مى‌شود که در تعليم و تربيت اسلامى، آموختن بايد براى عمل باشد همچنانکه عمل نيز بايد مسبوق بر علم باشد.از اين نکته در روايات ياد شده است.از اين گذشته مربى نيز بايد به آنچه مى‌گويد ايمان داشته باشد و خود بدان عمل کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-پيوند ايمان و عمل صالح: در اين بحث، ايمان و عمل صالح را معنا مى‌کند.به پيوند ايمان و عمل صالح در قرآن مى‌پردازد و از برخى آثار عمل صالح مى‌گويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-امر به معروف و نهى از منکر: امر به معروف و نهى از منکر را يکى از مهمترين هدفها و نيز يکى از نيکوترين روش هاى تربيتى اسلام مى‌دانند(ص 174).براى شناساندن اين روش معروف و منکر را معنا مى‌کند به امر به معروف و نهى از منکر در قرآن اشاره مى‌کند و دو آيه را در اين‌باره شرح مى‌دهد.امر به معروف و نهى از منکر را از ويژگي هاى امت نمونه و وظايف آن مى‌خواند و يادآور مى‌شود که امر به معروف بر ايمان تقدم دارد.آنگاه جايگاه امر به معروف و نهى از منکر را در روايات بررسى مى‌کند و آثار و برکات فردى و اجتماعى آندو را برمى‌شمارد و از اثرات و عواقب سوء وانهادن آنها مى‌گويد و پس از شرح روش صحيح امر و نهى، به شرايط و مراتب آندو مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-اسوه، سيره: الگوپذيرى، فطرى آدمى است و در تعليم و تربيت بسيار به آن اهميت مى‌دهند.تنها دين مى‌تواند به پيروان خود الگوى تمام‌عيار تربيتى نشان دهد و مکتب هاى تربيتى موضوعه از اين هنر بى‌بهره‌اند.پس از اين مقدمه، پيامبران را الگو هاى حقيقى و هميشگى مى‌خواند و اندکى به سيرۀ پيامبر اکرم(ص)مى‌پردازد و با اشارتى به سيرۀ امامان معصوم(ع)، به نقش مثل در آموزش و پرورش مى‌رسد و ياد مى‌کند که مثال مسائل را حسى و راه فهم آنها را کوتاه مى‌کند و برخى مسائل علمى را براى همگان قابل فهم مى‌کند و به مسائل ذهنى عينيت مى‌بخشد و نسبت به آنها ايجاد باور مى‌کند.سپس به عنايت خاص قرآن به ذکر مثال مى‌پردازد و نمونه‌هايى از مثل هاى قرآن را دربارۀ توحيد، معاد، حق، باطل و انفاق مى‌آورد.&amp;lt;ref&amp;gt; رفیعی بهروز، ص 171- 172&amp;lt;ref/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR66841J1.jpg&amp;diff=623107</id>
		<title>پرونده:NUR66841J1.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:NUR66841J1.jpg&amp;diff=623107"/>
		<updated>2022-12-10T09:29:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%AA_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86&amp;diff=623105</id>
		<title>اسلام و تربيت کودکان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%AA_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86&amp;diff=623105"/>
		<updated>2022-12-10T09:00:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر = NUR66841J1.jpg | عنوان = اسلام و تربيت کودکان | عنوان‌های دیگر =  |پدیدآورندگان  | پدیدآوران =  بهشتی ، احمد (نویسنده) |زبان  | زبان = فارسی | کد کنگره = ‏ /ب9الف5 / 330/18 BP | موضوع =  اسلام و آموزش و پرورش، تربيت خانوادگي (اسلام)، والد...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR66841J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = اسلام و تربيت کودکان&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[بهشتی ، احمد]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ /ب9الف5 / 330/18 BP&lt;br /&gt;
| موضوع =  اسلام و آموزش و پرورش، تربيت خانوادگي (اسلام)، والدين و کودک (اسلام)، اسلام و خانواده&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = سازمان تبلیغات اسلامی&lt;br /&gt;
| مکان نشر = تهران - ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1395ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE66841AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = سوم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 66841&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 66841&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسلام و تربيت کودکان تالیف احمد بهشتى که در واقع بازنويسى، تلخيص، تهذيب و تکميل کتاب«تربية الاولاد فى الاسلام»کار عبد اللّه ناصح علوان است.مطالب کتاب در سه بخش تنظيم شده است؛ بخش اول و دوم در جلد اول و بخش سوم در جلد دوم آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش اول&lt;br /&gt;
1-زناشويى و تربيت: براى روشن شدن پيوند زناشويى با تربيت فرزند، مبانى ازدواج را بررسى مى‌کند و از رهگذر آن، نخست يادآور مى‌شود که ازدواج و زناشويى موافق سرشت آدمى است مسلمان بايد ازدواج کند و بار مسئوليت همسرى و تربيت فرزند را بر خود هموار دارد چه، تنها در اين صورت است که به نياز فطرى و غريزى خود پاسخ داده و با سنت آفرينش هماهنگ شده است.سپس به رابطه زناشويى با تأمين مصالح اجتماعى مى‌پردازد و از نقش ازدواج در حفظ‍‌ نسل، حفظ‍‌ نسب، جلوگيرى از انحطاط‍‌ اخلاقى، پيشگيرى از بيماريها، انس و آرامش روان، تعاون، همکارى، شکوفايى عواطف و سلامت جسم و جان ياد مى‌کند.آنگاه از لزوم گزينش همسر براساس معيارهايى که در اسلام ياد شده است مى‌گويد و معيار هاى زير را شرح و شماره مى‌کند؛ همسر بايد براستى ديندار باشد، شرافت و اصالت خانوادگى داشته باشد، ترجيحا از خويشاوندان نباشد و زايا باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-تمايل طبيعى به فرزند: در شرح اين تمايل از محبت فطرى به فرزند مى‌گويد.&lt;br /&gt;
رحمت و مهربانى به فرزند را از مواهب الهى مى‌خواند که به رشد و ارتقاى کودک مى‌انجامد.از کينۀ عرب جاهلى به دختر ياد مى‌کند و به پسنديدگى شکيبايى در مرگ فرزند مى‌پردازد.لزوم دل کندن از فرزند براى حفظ‍‌ اسلام را يادآور مى‌شود.به مجازات فرزند از ديدگاه اسلام مى‌پردازد و مراتب آن را شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-احکام نوزاد: در اين فراز، از استحباب تبريک و تهنيت به مناسبت ولادت فرزند مى‌گويد.استحباب اذان و اقامه در گوش راست و چپ نوزاد را يادآور مى‌شود و به استحباب تحنيک و تراشيدن سر نوزاد اشاره مى‌کند.زمان نامگذارى و لزوم گزينش نام نيک را مى‌آورد و به استحباب انتخاب کنيه براى فرزند، عقيقه براى او، فوايد عقيقه، ختنه و فوايد و حکمت آن مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-بررسى مهمترين عوامل انحراف کودکان و نوجوانان: مهمترين عوامل انحراف و راه مبارزۀ با آنها چنين است: فقر، اختلاف هاى خانوادگى، طلاق و پيامد هاى آن، راه هاى پيشگيرى از طلاق و وظايف زن و شوهر در اين خصوص، نداشتن سرگرمى و راه هاى مبارزه با آن، معاشرتها و رفاقت هاى نامناسب، وظيفه پدر و مادر در راهنمايى فرزندان براى دوست‌گزينى، رفتار نادرست پدر و مادر، داستانها و فيلم هاى جنايى و سکسى و نقش پدر و مادر در زدودن محيط‍‌ زندگى فرزندان از آنها، شيوع بطالت و بيکارى، کوتاهى پدر و مادر در تربيت فرزند، محروميت از پدر و مادر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش دوم.مسئوليتها و وظايف مربيان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-پيش‌گفتارى درباره مسئوليتها: از مهمترين مسئوليت هاى اسلامى، مسئوليت مربيان در برابر کودکان و نوجوانان است.در قرآن کريم و احاديث معصومان(ع)بسيار بر اين مسئوليت اشارت رفته است و مربيان بزرگ و انديشمندان مسلمان نيز بر اين مهم تأکيد کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-مسئوليت تربيت ايمانى و اعتقادى: پس از بيان مفهوم تربيت ايمانى و اعتقادى و نکاتى دربارۀ آن با استناد به روايتى يادآور مى‌شود که اين‌گونه تعليم و تربيت بايد گام به گام و شامل اين مراحل باشد: گفتن لا اله الاّ اللّه، محمد رسول اللّه، صلوات بر محمد وآلش، ياد گرفتن جهت قبله، رکوع و سجود، شستن دست و رو، آموزش وضو و نماز. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اين گذشته لازم است کودک با تاريخ اسلام، سيرۀ پيامبر(ص)و امامان(ع)و بزرگان دين آشنا شود چنانکه غزالى، بو على و ابن خلدون هم گفته‌اند.در اجراى اين مسئوليت بر مربى است که کودک را از راه مطالعه در اسرار آفرينش با خداوند آشنا کند، روح خشوع و تقوا و بندگى را در او پرورش دهد و او را بگون هاى بار آورد که در همه حالات به خدا توجه داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-مسئوليت تربيت اخلاقى: مقصود از تربيت اخلاقى، مبانى اخلاقى و فضائل رفتارى و وجدانى است که کودک بايد بياموزد و بدانها عادت کند.اين فضائل برآمد ايمان و اعتقاد است.ايمان و تربيت ايمانى شرط‍‌ لازم براى تربيت اخلاقى است.اسلام به تربيت اخلاقى کودک بسيار اهميت مى‌دهد.از مجموعۀ دستور هاى اخلاقى اسلام برمى‌آيد که کودک را بايد بگون هاى پرورد که دروغ نگويد، امانتدار باشد، احترام بزرگترها را پاس دارد، در گفتار و رفتار از زشتى پرهيز کند، به کار هاى پسنديده چون احسان به يتيم و نيکى به فقير خو کند.شرحى کوتاه دربارۀ دروغ، دزدى، دشنام، بى‌بند و بارى و روابط‍‌ نامشروع و راه هاى پيشگيرى از آنها پايان اين فراز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-مسئوليت تربيت بدنى: در شرح اين مسئوليت، از بازى و فوايد آن براى کودک مى‌گويد به تأمين خوراک و پوشاک او اشاره مى‌کند به رعايت بهداشت و دور نگاه داشتن کودک از بيماري هاى مسرى و درمان او مى‌پردازد از بايستى بازي هاى ورزشى و رزمى ياد مى‌کند به لزوم عادت دادن کودک به زهد و ترک تنعم مى‌پردازد و يادآور مى‌شود که کودک را بايد اهل کوشش بار آورد.سپس به پار هاى پديده‌ها که بايد با آنها مبارزه کرد اشاره مى‌کند و از اعتياد به دخانيات و مضرات اعتياد و راه درمان آن مى‌گويد به استمنا و زيان هاى روحى، جسمى و اجتماعى آن و راه درمانش مى‌رسد.مسکرات و مواد مخدر را مطرح مى‌کند و به زيان هاى بهداشتى، عقلى، اقتصادى، روانى و اجتماعى آن اشاره مى‌کند و راه درمان آن را مى‌آورد و با کاوش در روابط‍‌ نامشروع جنسى و زيانها و راه درمان و مبارزه با آن، به شرح مسئوليت ديگر روى مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-مسئوليت تربيت عقلى: در اين جستار، نخست مراد از تربيت عقلى را مى‌آورد آنگاه به ابعاد گوناگون آن مى‌پردازد و از چگونگى تعليم و ارزش علم و آموزش ياد مى‌کند به فريضه بودن علم‌آموزى و نقش اين باور در تعالى فرهنگ اسلامى اشاره مى‌کند.اعترافات برخى غربيان را دربارۀ نقش عظيم اسلام در پيشرفت علمى و فرهنگى اندلس و اروپا بازمى‌گويد و به اسرار پيشرفت هاى مسلمانان مى‌پردازد.سپس از تعليم کودک و مواد آموزشى او مى‌گويد به سن آموزش کودک اشاره مى‌کند از آموزش زن در اسلام ياد مى‌کند به وضع نابهنجار زن و نظام خانواده در غرب مى‌پردازد و اعتراف هاى خود غربيان را در اين‌باره بازگو مى‌کند و راه هاى آگاهى و رشد فکرى کودک را شرح مى‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6-مسئوليت تربيت روانى: مراد از تربيت روانى، پرورش جرأت، صراحت و شجاعت در کودک است.از اين گذشته کودک بايد بياموزد که خير و کمال را تقديس کند و بگاه خشم مهار خويش را از کف ندهد و خود را به فضائل روانى و اخلاقى بيارايد.پدر و مادر بايد فرزند را از همه عواملى که ممکن است کرامت کودک را مخدوش کند و شخصيت او را ناتوان سازد دور دارند مهمترين اين عوامل به شرح زير است: شرم و خجالت و راه علاج آن، فرق حيا با خجالت، ترس، عوامل ترس غيرطبيعى کودک، راه هاى معالجه ترس کودک، حقارت، عوامل حقارت‌زا، روش هاى درمان حقارت، حسد، اسباب پيدايش آن و راه هاى درمانش، خشم، لزوم و فوايد آن، خشم پسنديده و ناپسند، عوامل خشم، راه هاى معالجه خشم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7-مسئوليت تربيت اجتماعى: از راه تربيت اجتماعى، کودک را براساس آداب اجتماعى و اصول روانى برخاسته از ايمان و اعتقاد مى‌پروريم تا بتواند نمودى برجسته از حسن رفتار، ادب، تعادل، عقل پخته و تلاش حکيمانه باشد.براى تحقق چنين تربيتى از وسايل علمى زير مى‌توان سود برد: ا)غرس اصول ارزشمند روانى چون تقوا، برادرى، رحم و محبت، ايثار، گذشت، جرأت و شجاعت.هر تربيتى که مبتنى بر اين اصول نباشد بى‌اعتبار و نقش بر آب است؛ ب)مراعات حقوق ديگران، مهمترين حقوق اجتماعى که بايد کودک را با آنها آشنا کنيم و او را به رعايت آنها بخوانيم عبارتند از: حق پدر و مادر، حق خويشاوندان، حق همسايه، حق معلم، حق متعلم، حق دوست، حق بزرگتر، حق زن و شوهر بر يکديگر و حق اولاد(ص 272)که هريک شرح مى‌شوند؛ ج) التزام به آداب اجتماعى مانند: آداب خوردن و آشاميدن، آداب اسلام، آداب اجازه گرفتن براى ورود، آداب سخن گفتن، آداب مزاح، آداب تبريک و تهنيت، آداب عيادت بيمار، آداب تسليت‌گويى و آداب عطسه؛ د)نظارت و انتقاد و امر به معروف و نهى از منکر، شايسته است کودک را از آغاز کودکى با نظارت و مراقبت اجتماعى و نقد و امر به معروف و نهى از منکر آشنا کرد بگون هاى که بدانها عادت کند.امر به معروف و نهى از منکر شرايطى دارد که پس از برشماردن آنها، به اصول لازم الرعايه در امر به معروف و نهى از منکر مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8-مسئوليت تربيت جنسى: هدف از تربيت جنسى، پرورش کودک بگون هاى است که هنگام بلوغ حلال و حرام مسائل جنسى را بشناسد به وظايف زناشويى و همسرى آگاه باشد و از بى‌بندوبارى پرهيز کند(ص 365).تربيت جنسى داراى مراحل 7 تا 10 سالگى، 11 تا 14 سالگى، 15 تا 16 سالگى است.آداب هريک از اين مراحل به شرح زير است؛ ا)آداب اذن گرفتن براى ورود به محل استراحت پدر و مادر، کودک پيش از نماز صبح، هنگام استراحت ظهر و عصر و پس از نماز عشا که وقت خواب و استراحت است ابتدا بايد اجازه بگيرد سپس وارد شود تا مباد که با صحنه‌ هاى معاشقه يا مواقعۀ پدر و مادر روبه‌رو شود؛ ب)آداب نگاه کردن، به کودک بايد محارم و غيرمحارم را شناساند و از حکم نظر بر آنها آگاهش کرد.هنگام خواستگارى و آشنايى با يکديگر بايد امورى رعايت شود که آنها را برمى‌شمارد.از نگاه به همسر مى‌گويد و نگاه به نامحرم را بررسى مى‌کند.نگاه زن به زن، نگاه زن کافر به زن مسلمان، نگاه به امرد، نگاه زن به اجنبى، نگاه به عورت صغير و نگاه در حال ضرورت، ديگر نکات اين بحث است؛ ج)دور نگاه داشتن کودکان از تحريکات جنسى در محيط‍‌ خانواده و اجتماع؛ د)آموزش احکام بلوغ به کودک؛ ه‍‌)ازدواج؛ و)پاکدامنى جوان و توصيه‌هايى براى تحقق آن. &lt;br /&gt;
ز)کودک و طرح مسائل جنسى، کودک را بايد به تدريج و با انضباط‍‌ تمام با مسائل جنسى آشنا کرد تا هم از حلال و حرام اين امور آگاه شود و هم پرسش هاى بى‌جواب خود را با ديگر کودکان در ميان نگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جلد دوم، بخش سوم آمده که داراى پنج فصل است.دو فصل پايانى آن افزودۀ محرر کتاب است.اينک گزيدۀ فصلها: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول.وسائل مؤثر تربيت: در اين فصل وسايل پنجگانۀ الگو، عادت، موعظه، مراقبت و تنبيه را بررسى مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-در شرح الگو، به سيرۀ جناب پيامبر(ص)مى‌پردازد و از زواياى گوناگون بدان مى‌نگرد و با اشاره به اهميت الگو و الگوسازى در تربيت اسلامى، به پدران و مادران هشدار مى‌دهد تا الگوى نيکوى فرزندان خود باشند و آنان را با سيره و اخلاق و محبت پيامبر(ص)و امامان معصوم(ع)آشنا کنند و توجه داشته باشند که تربيت نيکوى فرزند بزرگتر در تربيت ديگر فرزندان مؤثر مى‌افتد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-تربيت به وسيله عادات نيکو؛ انسان به فطرت توحيدى زاده مى‌شود و از همان آغاز زندگى بايد او را به توحيد و اخلاق نيک و آداب شرع پروريد و عادت داد.آدمى تربيت‌پذير زاده مى‌شود و کسى ذاتا خوب يا بد آفريده نمى‌شود چه، اين با فلسفه بعثت رسولان سازگار نيست.بزرگسالان را بايد از راه تقويت عقيده و دورى از بدى و اصلاح محيط‍‌، هدايت کرد و کودکان را براساس تلقين و عادت پرورش داد.مقصود از تلقين جنبۀ نظرى و مراد از عادت جنبۀ عملى تربيت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-تربيت از راه موعظه: موعظه از وسايل بسيار مؤثر تعليم و تربيت است.انسان موعظه‌پذير است و واعظان زبردست را مى‌توان معجزه‌گران تعليم و تربيت خواند در قرآن از اين شيوه حداکثر استفاده شده است.قرآن از روش هاى زير براى موعظه سود برده است: خطاباتى که همراه با لطف يا انکار است و در آنها روى سخن با فرزندان، زنان، اقوام، مؤمنان، اهل کتاب و يا همه مردم جهان است؛ قصه‌ هاى حکمت‌آميز؛ توصيه‌هايى که با سفارش حکيمانه همراه است.در ادامه از استفاده از داستان، پرسش و پاسخ، تمثيل، سوگند و مزاح براى تربيت مى‌گويد.آنگاه از کوتاه کردن موعظه، شرط‍‌ تأثير موعظه، تجسم بخشيدن به موعظه و موعظه از راه تصوير، در سيرۀ پيامبر اکرم(ص) ياد مى‌کند و به استفاده از شيوه‌ هاى عملى، بهره‌گيرى از فرصتها و مناسبتها اشاره مى‌کند و به موعظه از راه نشان دادن مصاديق، مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-تربيت از راه مراقبت: اسلام به تربيت از راه مراقبت عنايت دارد.اين توجه در آيات قرآن و از جمله در ماجراى لقمان، نوح و ابراهيم تجلى کرده است و در سيره معصومان(ع)هم مى‌توان آن را ديد؛ بمثل، در سيرۀ جناب پيامبر(ص)ديده مى‌شود که آن حضرت به حال زنان بسيار توجه داشته و مراقب آنها بوده است.پدر و مادر بايد از ايمان، اخلاق، عقل، علم، تحصيل، بهداشت، سلامت تن و روان و رشد اجتماعى کودک مراقبت کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-تربيت از راه تنبيه: اسلام به حفظ‍‌ دين، جان، آبرو، عقل و مال توجه دارد و براى حمايت از آنها چند حدّ شرعى: تعزير، ضمان، قصاص و ديه را وضع کرده است.درباره کودک و در محيط‍‌ تربيتى او نيز با شرايط‍‌ و اصولى خاص، تنبيه را مجاز مى‌داند؛ بمثل، در رفتار با کودک اصل بر ملايمت و مهربانى است، در کيفر کودک بايد طبيعت او در نظر باشد، تنبيه بايد گام‌به‌گام و تدريجى باشد.تنبيه بدنى و غيربدنى است و تا به تنبيه غيربدنى اميد هست نبايد به تنبيه بدنى روى کرد.مربى در حال تنبيه، شرايط‍‌ روحى و ظاهرى ويژ هاى بايد داشته باشد که برشمارده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم.قواعد اساسى تربيت: در اين فصل پيش از شرح قواعد اساسى تربيت به معپار هاى صفات مربى مى‌پردازد و از اخلاص، تقوى، علم، حلم و اعتقاد به مسئوليت مربى مى‌گويد.آنگاه به دو قاعده اساسى تربيت؛ يعنى، قاعدۀ ارتباط‍‌ و قاعدۀ تحذير مى‌رسد و در شرح قاعدۀ ارتباط‍‌ نخست ارتباط‍‌ اعتقادى، روحى(عبادت، قرائت قرآن، حضور در مسجد و مکان هاى مطهر، ياد خدا، نماز هاى نافله و روزه مستحبى، ناظر دانستن خدا بر همه‌چيز)، فکرى و اجتماعى(و راه هاى سه‌گانه فراهم کردن آن)را شرح مى‌دهد.سپس در شرح قاعده تحذير از لزوم بازداشتن کودک از ارتداد، الحاد، لهو حرام، تقليد کورکورانه، همبازيها و دوستان بد، مفاسد اخلاقى و محرمات شرعى ياد مى‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم.رهنمود هاى مهم تربيتى: 1-تشويق کودک به شريفترين کسبها؛ پيامبران، هريک شغلى شريف داشته‌اند.اسلام به کار تشويق مى‌کند و آن را وسيله تقرب به خدا مى‌داند براى آنکه کودک بتواند در آينده شغلى مناسب داشته باشد بايد از زمان تحصيل او را براى حرف هاى آماده کرد اين نکته را بو على هم يادآور شده است.گرچه کودکان خوش‌استعداد به تحصيلات تکميلى راه مى‌يابند، خوب است در ايام تعطيل حرف هاى بياموزند.کودکان کم‌استعداد بايد به تعليمات ضرورى بسنده کنند و در پى حرف هاى برآيند.دختران-در تحصيل موفق باشند يا نباشند-بايد خانه‌دارى بياموزند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-رعايت نيازها و استعداد هاى کودک: کودکان در نيازها و استعدادها برابر نيستند چنانکه در هوش، مزاج و اميال به هم نمى‌مانند.مربى بايد اين اختلافها و تفاوتها را در نظر بگيرد و هرکس را مطابق استعداد و ميل او تربيت کند و آموزش دهد تا به شکوفايى برسد و بار آيد.هرگز نبايد ميان کودک و تمايلاتش فاصله انداخت و او را به راهى برد که با سرشتش نمى‌سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-آزاد گذاشتن کودک براى بازى و سرگرمى: اسلام همۀ نياز هاى انسان را در نظر دارد از جمله بازى و سرگرمى.پيامبر اکرم(ص)با کودکان بازى مى‌کرد و آنها را شاد مى‌ساخت بازى و شادى لازمه تعليم و تربيت کودک است.مربيان بزرگ مسلمان نيز به اين نکته توجه داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-همکارى و هماهنگى ميان خانه و مسجد و مدرسه: اين همکارى از عوامل مؤثر در تکوين شخصيت علمى، روحى و جسمى کودک است.خانه بايد تربيت جسمى کودک را پايه‌گذارى کند و به اخلاق و ايمان کودک توجه داشته باشد.رسالت مسجد در درجه اول تربيت روحى است.مدرسه، محيط‍‌ آموزش و پرورش است کودک مسائل اخلاقى را از راه آموزش معلمان مى‌آموزد اين سه پايگاه(خانه، مدرسه و مسجد)اساس ترقى و سربلندى کشور است؛ اما بايد مراقب بود ميان اين سه پايگاه ناهماهنگى نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-ارتباط‍‌ تنگاتنگ ميان مربى و کودک: از راه اين ارتباط‍‌ است که ميان مربى و کودک تأثير و تأثر و فعل و انفعال از لحاظ‍‌ اخلاقى، روانى و علمى ممکن مى‌شود.پدر و مادر بايد چنان کنند که دوستى و محبت ميان آنان و فرزندان تقويت شود.براى تقويت اين دوستى و محبت مى‌توان از چهرۀ بشاش و لب خندان، هديه دادن، مهربانى با کودک و خوش‌رفتارى بهره گرفت و با او از در کودکى درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6-رعايت دائمى راه و رسم تربيت: در شرح اين رهنمود شمارى از آداب گوناگون اسلامى را ياد مى‌کند و بر آن است که بايد بدانها عمل شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7-تهيه وسائل مفيد فکرى و علمى براى کودک: مانند: کتابخانه، کره جغرافيايى، سفر هاى علمى، بازديد از موزه‌ها، استفاده از کتابخانه‌ هاى عمومى، وسايل بازى، زيارت اماکن مقدسه، ديدار با دوستان و آشنايان، تهيه قرآن، کتاب دعا، رساله عمليه و وسائل آموزش زبان عربى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8-تشويق کودک به مطالعه: کودک را بايد به مطالعۀ پيوسته عادت داد و در وجودش شوق وافر به مطالعه آفريد.براى ايجاد چنين شوقى بايد او را با ارزش علم و پستى جهل آشنا کرد.بين کودکان مسابقه کتاب‌خوانى برپا کرد.ارزش و جايگاه نيت پاک را در آموزش به او يادآور شد.محيطى آرام و مساعد براى مطالعۀ او فراهم نمود.ابزار و وسائل لازم را براى مطالعه در اختيار او گذاشت.بايد به کودک فهماند که عمر، کوتاه و گرانمايه است تا مى‌توان بايد از جوانى براى علم‌آموزى بهره گرفت.پس از اين به نکاتى دربارۀ مطالعه مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9-پرورش حس مسئوليت در کودک؛ براى اين مهم بايد به کودک يادآور شد که پيامبر اکرم(ص)بسيارى از کار هاى مهم چون رهبرى لشکر را به جوانان مى‌سپارد.در قرآن کريم از نقش ارزنده جوانان در مبارزات حق‌طلبانه ياد شده است.اسلام به دست جوانان و با جهاد آنان گسترش يافت.امروزه نيز جوانان بايد پرچم اسلام را بر دوش دارند و پيام‌رسان اسلام به جهانيان باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10-تعميق روح جهاد در وجود کودک؛ بايد به کودک تلقين کرد که عزت اسلامى مسلمانان در گرو جهاد است و او را با جهاد مالى، تبليغى، تعليمى، سياسى و رزمى آشنا نمود.لازم است کودک با قهرمانان بزرگ اسلام آشنا شود.کودک بايد سوره‌ هاى انفال، توبه و احزاب را حفظ‍‌ کند و به مفاهيم آنها آشنايى يابد.او را بايد معتقد به قضا و قدر بار آورد و به او فهماند که نظامى تخلف ناپذير بر جهان حاکم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم.تربيت کودکان بى‌سرپرست و يتيم: در اين فصل کودکان تيم را به چهار دسته پدرمرده، مادرمرده، قربانيان طلاق و بى‌پدر و مادر(کودکان سرراهى و غيرسرراهى)تقسيم مى‌کند و نسبت به تربيت و سرپرستى آنها از ديدگاه اسلام نکاتى را يادآور مى‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل پنجم.تربيت کودکان استثنائى: تربيت کودکان استثنائى از ضروريات هر نظام آموزشى است با اين حال، کمتر از يک درصد اين کودکان از آموزش برخوردارند.پس از اين مقدمه، به پيروى از کتابهايى که درباره اين دست کودکان نوشته شده است به برخى طبقه‌بنديها دربارۀ کودکان استثنائى اشاره مى‌کند و هريک را شرح مى‌دهد و برخى نگرش هاى اسلامى را نسبت به آنها مى‌آورد.&amp;lt;ref&amp;gt; ص 49- 53&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%89_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%89&amp;diff=623103</id>
		<title>مبانى تربيت و اخلاق اسلامى</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%89_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%89&amp;diff=623103"/>
		<updated>2022-12-10T08:44:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR31865J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = مبانى تربيت و اخلاق اسلامى&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[فائضی، علی – آشتیانی ،محسن]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ ‎‏/‎‏ف‎‏2‎‏م‎‏2 / 230/18 BP&lt;br /&gt;
| موضوع =  اسلام و آموزش و پرورش، خود سازي (اسلام)، انسان (اسلام)&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = روحانی&lt;br /&gt;
| مکان نشر = قم - ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1375ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE31865AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 31865&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 31865&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''مبانى تربيت و اخلاق اسلامى''' تالیف [[فایضی، علی|على فايضى]] و [[آشتیانی، محس|محسن آشتيانى]] با هدف کمک به سازندگى معنوى و اخلاقى جامعه است.آنچه در اين اثر آمده است، بازخورد تجربه هاى آموزشى و عملى چندين سالۀ مؤلفان است و برخى از مطالب آن براى نخستين بار مطرح مى‌شود و کوشش شده است مباحث آن با سرفصل هاى مصوب شوراى عالى انقلاب فرهنگى برابر باشد و کمتر نکته تربيتى و اخلاقى يافت مى‌شود که در اين کتاب بررسى نشده باشد.(ص 27).&lt;br /&gt;
مطالب کتاب در سه بخش چند فصلى گرد آمده است.در بخش اول از مبانى تربيت اسلامى ياد شده است.بخش دوم دربارۀ مبانى اخلاق اسلامى است و در بخش سوم در برخى از روش هاى تعليم و تربيت اسلامى کندوکاو شده است.&lt;br /&gt;
بخش اول-مبانى تربيت اسلامى&lt;br /&gt;
در فصل اول اين بخش، معناى لغوى تربيت را مى‌آورد و شانزده تعريف را از تربيت بازگو مىکند و سرانجام، خود آن را تعريف مىکند و عناصر پنجگانۀ آن را شرح مى‌دهد. &lt;br /&gt;
آنگاه به تعريف لغوى و اصطلاحى تعليم مى‌پردازد و تفاوت معنايى تربيت با تعليم را بازمى‌شکافد و از فرق تزکيه و تربيت در قرآن مى‌گويد و با پرداخت اهميت تربيت و تعليم و نيز مقام استاد از ديدگاه پيشوايان اسلام، فصل را به پايان مى‌برد.&lt;br /&gt;
فصل دوم را با ترسيم چهره هاى گوناگون انسان در قرآن آغاز مىکند و از رهگذر آن بيست و پنج ويژگى انسان را از زبان قرآن مى‌آورد و انسان را از زبان اسلام تعريف مىکند&lt;br /&gt;
و ويژگيهايى را که در بينش اسلامى تعريفکنندۀ هويت انسان است برمى‌شمارد و به تصوير انسان اسلام مى‌رسد و از تن، انديشه و روح او مى‌گويد.سپس به جامعه و فرد در تربيت اسلامى مى‌پردازد و از تأثير جامعه بر فرد ياد مىکند و تأثير فرد بر جامعه را مى‌آورد و انواع تأثير فرد بر جامعه را شرح و شماره مىکند.&lt;br /&gt;
موضوع فصل سوم، بررسى پار هاى از ويژگي هاى پرشمار تعليم و تربيت اسلامى است و در آن از پويندگى آموزش و پرورش اسلامى ياد مىکند و همگانى بودن و جاودانى بودن آن را شرح مى‌دهد.به ويژگى پرهيز از درآميختن انگيزه و انگيخته مى‌پردازد و پرهيز از خودباختگى و شخصيت‌زدگى را يادآور مى‌شود.به مقيد نبودن آموزش و پرورش اسلامى به زمان و مکان و جنسيت اشاره مىکند و يادآور مى‌شود که پرهيز از خيال‌پردازى به جاى استدلال ويژگى ديگر تربيت اسلامى است.آنگاه به اهميت و کاربرد تعقل و تفکر در اين نظام تربيتى مى‌پردازد و بفرجام اشاره مىکند که در تعليم و تربيت اسلامى در همان حال که زندگى دنيايى مورد توجه است، حيات اخروى برتر و جاودانه معرفى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در فصل چهارم به هدف هاى تعليم و تربيت اسلامى مى‌پردازد.نخست هدف را تعريف مىکند.آنگاه مطالبى را که مقدمه بحث هدفهاست بشرح مى‌آورد.پس از آن هدف هاى تعليم و تربيت اسلامى را به شرح زير بازمى‌شکافد: آزادى و رستگارى؛ ايمان به خداوند و پرستش او؛ عدالت‌خواهى؛ رفع ظلم؛ استقلال؛ القاى هدفدارى آفرينش جهان و انسان؛ پيروى از پيامبر(ص)؛ رسيدن به اطمينان خاطر و قرب الهى؛ صبر؛ تکامل فردى و اجتماعى انسان.&lt;br /&gt;
امکان تربيت(تربيت‌پذيرى)انسان را در فصل پنجم مى‌آورد و سه نظريه را در اين باره بازگو مىکند: 1)انسان مجبور و نفوذناپذير است و تربيت‌پذير نيست؛ 2)انسان مطلقا آزاد است و تربيت مى‌شود؛ 3)آزادى انسان محدود است و تربيت‌پذيرى او حدى دارد.پس از اين، ديدگاه اسلام را نسبت به تربيت‌پذيرى گوشزد مىکند و از نکات عقلى و اسلامى دال بر تربيت‌پذيرى انسان مى‌گويد و تفاوت هاى فردى را مطرح مىکند و از علل تفاوت هاى فردى و نگرش اسلام به تفاوت هاى فردى ياد مىکند.&lt;br /&gt;
عوامل تربيت، موضوع فصل ششم است و در شرح اين موضوع نخست يادآور مى‌شود که ديگران وراثت و محيط را عامل دانسته‌اند؛ اما اسلام به اراده و ماوراى طبيعت هم باور دارد.پس از اين به تحليل علمى و اسلامى وراثت مى‌نشيند و از انواع سه‌گانه وراثت(وراثت خصوصياتى، وراثت عقلانى، وراثت اخلاقى)مى‌گويد و هريک را شرح مى‌دهد.از ترغيب اسلام به وراثت پسنديده ياد مىکند و پيشگيرى اسلام از وراثت ناپسند را مى‌آورد.سپس به عامل محيط مى‌پردازد و با تقسيم محيط به غيرانسانى و انسانى، نخست محيط هاى غيرانسانى(طبيعى و جغرافيايى، ارتباطى، مذهبى و فرهنگى و فشار)را بررسى مىکند آنگاه از محيط هاى انسانى(خانه، مدرسه، محيط اجتماعى و روابط اجتماعى با دوستان)مى‌گويد و معيارهايى را از قرآن و حديث براى دوست‌يابى در محيط اجتماعى برمى‌شمارد و دوستيها را براساس علت آنها به چهار دسته تقسيم مىکند و با يادآورى چند نکته در دوستى و دوست‌گزينى کودکان، نوجوانان و بزرگسالان، به عامل اراده مى‌پردازد و پس از بيان معناى لغوى و اصطلاحى اراده به عوامل ماوراى طبيعى نظر مىکند.آنگاه به ميزان تأثير وراثت، محيط‍‌، اراده و ماوراى طبيعت بر فرد اشاره مىکند و گريزى مى‌زند به بحث مراحل تربيت اسلامى و پس از آن از مراسم ويژه نوزاد در تعليم و تربيت اسلامى(خواندن اذان و اقامه در گوش راست و چپ کودک، تحنيک، تراشيدن موى سر، تصدق، نامگذارى، ختنه، وليمه و عقيقه) مى‌گويد و با اشار هاى کوتاه به شيرخوارگى کودک، فصل را مى‌بندد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش دوم-مبانى اخلاق اسلامى&lt;br /&gt;
در فصل اول اين بخش به نکات زير مى‌پردازد: معناى لغوى و اصطلاحى اخلاق، موضوع علم اخلاق، اهميت علم اخلاق، هدف علم اخلاق و فوايد آن، منابع اخلاق اسلامى، نقش اراده در اخلاق، افعال انسان(فعل ارادى، غريزى، انعکاسى، عادتى، فطرى، عاطفى، اخلاقى)، معيار و ملاک فضيلت اخلاقى، مفهوم قرب الهى، حد نصاب در ارزش هاى اخلاقى از ديدگاه اسلام.&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ابتدا مراحل تزکيه نفس(تخليه، تجليه، تحليه)را مىکاود و آنگاه از رابطۀ سه‌جانبۀ عقل، نفس و غرايز در علم اخلاق ياد مىکند و به جلوه هاى نفس(امّاره، لوامه، مسوّله، ملهمه، مطمئنه)مى‌پردازد و جلوه هاى سه‌گانۀ نفس را با سه سطح شخصيت از ديدگاه فرويد مقايسه مىکند و به منازل و مراحل اصلاح نفس مى‌رسد و از ترک عادت بد، توبه، عزم جزم و توکل، مراقبه، محاسبه، مؤاخذه، اصلاح نيت، وفا(با خدا و انسان)، رفق و مدارا و مربى مى‌گويد.&lt;br /&gt;
موضوع فصل سوم، آفات نفس(رذائل اخلاقى)است و در آن از نکات زير ياد مىکند: خشم و فرق آن با غضب و شجاعت، حسد و فرق آن با غبطه و منافسه، ظلم، انواع ظلم(ظلم به خدا، ظلم به انسان، ظلم به خود)، مکر، خدعه، کيد، حيله، عداوت و دشمنى، غيبت و تهمت، سوءظن، حرص، بخل، غرور، عجب، کبر، ريا، حب جاه و مال، گناه، انواع(آشکار و پنهان، کبيره و صغيرۀ)آن، آثار گناه.&lt;br /&gt;
در فصل چهارم، فضائل انسان را به شرح زير شرح و شماره مىکند: عزت، مشورت، حيا، محبت، قناعت و زهد، ورع(واجب، راجح و فضيلت)، وفا، عدالت، وقار، غيرت، ايثار، صبر، انواع صبر(متصبر، صابر، صبار)، توکل و درجات آن، رضا، صدق و راستى، انواع صدق(صدق در نيت و اراده، عزم و تصميم، وفاى به عزم، کردار)، تواضع، حلم، شکر، حکمت، قواى چهارگانۀ(عاقله، عامله، غاضبه، شهويه)، اشار هاى به خير و شر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش سوم-برخى از روش هاى تعليم و تربيت اسلامى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول اين بخش با بيان اهميت روش در تعليم و تربيت اسلامى سر مى‌گيرد و با نام بردن انواع پنجاه‌گانۀ روش در تعليم و تربيت اسلامى به سر مى‌رسد.&lt;br /&gt;
در فصل دوم به روش تکريم شخصيت در تعليم و تربيت اسلامى مى‌پردازد.از تکريم شخصيت در قرآن و احاديث مى‌گويد.ابزار تکريم شخصيت(بوسيدن، سلام کردن، گفتار نيکو، همبازى شدن، گزينش نام و نام خانوادگى نيک، به احترام فرد از جاى برخاستن)را شرح مىکند و به چند نمونه از تکريم و تحقير شخصيت مى‌پردازد و احساس حقارت را از ديدگاه روان‌شناسى ياد مىکند و علل و عوامل عقدۀ حقارت را مى‌آورد و در شرح آن از کمبود محبت، شرايط محبت و عوارض کمبود محبت مى‌گويد و عوارض کمبود محبت را يادآور مى‌شود و به علائم کمبود محبت در کودکان مى‌پردازد و کسانى را که بايد به آنها محبت کرد نام مى‌برد و روش هاى اعلام محبت را برمى‌شمارد. &lt;br /&gt;
آنگاه به نقص عضو اشاره مىکند و فقر و محروميت را عنوان مىکند و با پرداخت اثر نام بد در عقده حقارت، آثار و علائم تنى و روانى عقده حقارت را نام مى‌برد.&lt;br /&gt;
در فصل سوم، از روش تصميم‌گيرى در تعليم و تربيت اسلامى مى‌گويد.در آغاز تصميم را تعريف مىکند.مراحل تصميم‌گيرى به روش اسلامى(کسب اطلاعات، مشورت، پالايش انديشه هاى متفاوت پس از مشورت، دورانديشى، پشت‌گرمى، عزم، توکل)را شرح و شماره مىکند.آنگاه از قدم هاى تصميم‌گيرى مى‌گويد و به سبک هاى تصميم‌گيرى(خودسرانه، مشاور هاى، گروهى)مى‌پردازد و از دو روش ديگر در تصميم‌گيرى ياد مىکند.&lt;br /&gt;
شرح روش دعا در فصل چهارم مى‌آيد، به اين ترتيب که نخست معنى لغوى و اصطلاحى آن و نيز موضوع و هدف دعا را بررسى مىکند سپس به سببيت دعا مى‌پردازد و از فضيلت و اهميت آن مى‌گويد و يادآور مى‌شود که دعا بلا و قضا را دفع مىکند و خود، قدر واقع مى‌شود.پس از شرح اين آموزه اشارتى دارد به اينکه چرا دعا مستجاب نمى‌شود.آنگاه برخى از آثار دعا را توضيح مى‌دهد؛ مانند: به دست آوردن سلامت جسمى، احساس مسئوليت، اطمينان و آرامش روحى، عطا کردن فرقان و بصيرت، وجدان خود و يافتن فقر ذاتى.نکته بعد يادکرد پار هاى از آداب و شرايط دعاست.پايانبخش اين فصل معرفى بسيار کوتاه برخى از دعا هاى مشهور شيعه است.&lt;br /&gt;
فصل پنجم دربارۀ روش تبليغ است و با معناى لغوى و اصطلاحى تبليغ آغاز مى‌شود و پس از آن شرايط و ويژگي هاى بيست‌گانۀ مبلغ را ياد مىکند و به قلمرو و مراحل تبليغ اشارت مىکند و عوامل ششگانۀ مؤثر در تبليغ را مى‌آورد و از موانع پذيرش و مؤثر افتادن تبليغ مى‌گويد و به چند نکته دربارۀ تبليغ مى‌پردازد و از دو نمونه از روش تدريجى اسلام در تبليغ ياد مىکند.&lt;br /&gt;
در فصل ششم، به روش عقلانى در تعليم و تربيت اسلامى نظر دارد و آن را از نگاه آيات و روايات، به کوتاهى بررسى مىکند.&lt;br /&gt;
در فصل هفتم، از روش تذکر و نصيحت مى‌گويد و عوامل ششگانۀ مؤثر در موعظه و نصيحت را شرح مى‌دهد و به موانع تأثير موعظه مى‌پردازد و شرايط موعظه و نصيحت (الگو بودن موعظه‌گر و ناصح بودن او، بلاغت و فصاحت در موعظه، پندپذير بودن مخاطب)را بازمى‌شکافد و با بيان نکاتى در پند و اندرز به فصل بعدى مى‌رسد.&lt;br /&gt;
در فصل هشتم، از روش امر به معروف و نهى از منکر ياد مىکند و پس از بحث لغوى و اصطلاحى امر به معروف و نهى از منکر، از نظارت دائمى از نگاه قرآن مى‌گويد و آيات قرآن را دربارۀ امر به معروف و نهى از منکر به دو دسته تقسيم مىکند: 1) آنها که بيان کنندۀ نظاره‌گرى غيرتخصصى است؛ 2) آنها که بيان کننده نظاره‌گرى تخصصى است.  آنگاه با شرح آنها به مشهورترين شرايط امر به معروف و نهى از منکر مى‌رسد و به احتمال تأثير، اطمينان از نبود مفسده و زيان مالى و جانى اشاره مىکند.سپس از مراتب امر به معروف و نهى از منکر(انزجار و انکار قلبى، گفتار، اعمال قدرت) روى مىکند و با بازشکافت معناى امر و نهى دستى، فصل را به فرجام مى‌برد.&lt;br /&gt;
در فصل نهم، به روش جهاد اشاره دارد و معناى لغوى و اصطلاحى جهاد را مى‌آورد و از جهاد با نفس و جهاد با دشمن بيرونى ياد مىکند و به جهاد در قرآن مى‌پردازد و از جهاد براى رهايى مى‌گويد و با يادآورى وجوب کفايى جهاد، کسانى را که جهاد بر آنها واجب است نام مى‌برد.&lt;br /&gt;
در فصل دهم، روش تشويق را توضيح مى‌دهد و از کسانى که بيشتر به تشويق نياز دارند مى‌گويد و به فايده تشويق مى‌پردازد و چند نکته را دربارۀ تشويق ياد مىکند.&lt;br /&gt;
در فصل يازدهم، روش تنبيه را تشريح مىکند، به اين ترتيب که اول معناى لغوى و اصطلاحى تنبيه را مى‌آورد سپس به ديدگاه هاى گوناگون نسبت به تنبيه اشاره مىکند و تنبيه را از ديدگاه اسلام مىکاود و انواع(غيربدنى و بدنى)آن را در تربيت اسلام بررسى مىکند و به چند نکته مهم در تأديب کودکان و نوجوانان مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
فصل دوازدهم از آن کاوش در روش توبه است و از رهگذر آن معنا و حقيقت توبه را ياد مىکند و از فوريت توبه مى‌گويد و يادآور مى‌شود که باب توبه بر همگان باز است. &lt;br /&gt;
آنگاه شرايط توبه را برمى‌شمارد.به توبه مرتد اشاره مىکند و پس از آوردن نتايج توبه، شرايط توبه را از زبان امام على(ع)يادآور مى‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt; رفیعی بهروزص 324- 330&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%89_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%89&amp;diff=623102</id>
		<title>مبانى تربيت و اخلاق اسلامى</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%89_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%89&amp;diff=623102"/>
		<updated>2022-12-10T08:40:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR31865J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = مبانى تربيت و اخلاق اسلامى&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[فائضی، علی – آشتیانی ،محسن]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ ‎‏/‎‏ف‎‏2‎‏م‎‏2 / 230/18 BP&lt;br /&gt;
| موضوع =  اسلام و آموزش و پرورش، خود سازي (اسلام)، انسان (اسلام)&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = روحانی&lt;br /&gt;
| مکان نشر = قم - ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1375ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE31865AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 31865&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 31865&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مبانى تربيت و اخلاق اسلامى تالیف على فايضى و محسن آشتيانى با هدف کمک به سازندگى معنوى و اخلاقى جامعه است.آنچه در اين اثر آمده است، بازخورد تجربه هاى آموزشى و عملى چندين سالۀ مؤلفان است و برخى از مطالب آن براى نخستين بار مطرح مى‌شود و کوشش شده است مباحث آن با سرفصل هاى مصوب شوراى عالى انقلاب فرهنگى برابر باشد و کمتر نکته تربيتى و اخلاقى يافت مى‌شود که در اين کتاب بررسى نشده باشد.(ص 27).&lt;br /&gt;
مطالب کتاب در سه بخش چند فصلى گرد آمده است.در بخش اول از مبانى تربيت اسلامى ياد شده است.بخش دوم دربارۀ مبانى اخلاق اسلامى است و در بخش سوم در برخى از روش هاى تعليم و تربيت اسلامى کندوکاو شده است.&lt;br /&gt;
بخش اول-مبانى تربيت اسلامى&lt;br /&gt;
در فصل اول اين بخش، معناى لغوى تربيت را مى‌آورد و شانزده تعريف را از تربيت بازگو مىکند و سرانجام، خود آن را تعريف مىکند و عناصر پنجگانۀ آن را شرح مى‌دهد. &lt;br /&gt;
آنگاه به تعريف لغوى و اصطلاحى تعليم مى‌پردازد و تفاوت معنايى تربيت با تعليم را بازمى‌شکافد و از فرق تزکيه و تربيت در قرآن مى‌گويد و با پرداخت اهميت تربيت و تعليم و نيز مقام استاد از ديدگاه پيشوايان اسلام، فصل را به پايان مى‌برد.&lt;br /&gt;
فصل دوم را با ترسيم چهره هاى گوناگون انسان در قرآن آغاز مىکند و از رهگذر آن بيست و پنج ويژگى انسان را از زبان قرآن مى‌آورد و انسان را از زبان اسلام تعريف مىکند&lt;br /&gt;
و ويژگيهايى را که در بينش اسلامى تعريفکنندۀ هويت انسان است برمى‌شمارد و به تصوير انسان اسلام مى‌رسد و از تن، انديشه و روح او مى‌گويد.سپس به جامعه و فرد در تربيت اسلامى مى‌پردازد و از تأثير جامعه بر فرد ياد مىکند و تأثير فرد بر جامعه را مى‌آورد و انواع تأثير فرد بر جامعه را شرح و شماره مىکند.&lt;br /&gt;
موضوع فصل سوم، بررسى پار هاى از ويژگي هاى پرشمار تعليم و تربيت اسلامى است و در آن از پويندگى آموزش و پرورش اسلامى ياد مىکند و همگانى بودن و جاودانى بودن آن را شرح مى‌دهد.به ويژگى پرهيز از درآميختن انگيزه و انگيخته مى‌پردازد و پرهيز از خودباختگى و شخصيت‌زدگى را يادآور مى‌شود.به مقيد نبودن آموزش و پرورش اسلامى به زمان و مکان و جنسيت اشاره مىکند و يادآور مى‌شود که پرهيز از خيال‌پردازى به جاى استدلال ويژگى ديگر تربيت اسلامى است.آنگاه به اهميت و کاربرد تعقل و تفکر در اين نظام تربيتى مى‌پردازد و بفرجام اشاره مىکند که در تعليم و تربيت اسلامى در همان حال که زندگى دنيايى مورد توجه است، حيات اخروى برتر و جاودانه معرفى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در فصل چهارم به هدف هاى تعليم و تربيت اسلامى مى‌پردازد.نخست هدف را تعريف مىکند.آنگاه مطالبى را که مقدمه بحث هدفهاست بشرح مى‌آورد.پس از آن هدف هاى تعليم و تربيت اسلامى را به شرح زير بازمى‌شکافد: آزادى و رستگارى؛ ايمان به خداوند و پرستش او؛ عدالت‌خواهى؛ رفع ظلم؛ استقلال؛ القاى هدفدارى آفرينش جهان و انسان؛ پيروى از پيامبر(ص)؛ رسيدن به اطمينان خاطر و قرب الهى؛ صبر؛ تکامل فردى و اجتماعى انسان.&lt;br /&gt;
امکان تربيت(تربيت‌پذيرى)انسان را در فصل پنجم مى‌آورد و سه نظريه را در اين باره بازگو مىکند: 1)انسان مجبور و نفوذناپذير است و تربيت‌پذير نيست؛ 2)انسان مطلقا آزاد است و تربيت مى‌شود؛ 3)آزادى انسان محدود است و تربيت‌پذيرى او حدى دارد.پس از اين، ديدگاه اسلام را نسبت به تربيت‌پذيرى گوشزد مىکند و از نکات عقلى و اسلامى دال بر تربيت‌پذيرى انسان مى‌گويد و تفاوت هاى فردى را مطرح مىکند و از علل تفاوت هاى فردى و نگرش اسلام به تفاوت هاى فردى ياد مىکند.&lt;br /&gt;
عوامل تربيت، موضوع فصل ششم است و در شرح اين موضوع نخست يادآور مى‌شود که ديگران وراثت و محيط را عامل دانسته‌اند؛ اما اسلام به اراده و ماوراى طبيعت هم باور دارد.پس از اين به تحليل علمى و اسلامى وراثت مى‌نشيند و از انواع سه‌گانه وراثت(وراثت خصوصياتى، وراثت عقلانى، وراثت اخلاقى)مى‌گويد و هريک را شرح مى‌دهد.از ترغيب اسلام به وراثت پسنديده ياد مىکند و پيشگيرى اسلام از وراثت ناپسند را مى‌آورد.سپس به عامل محيط مى‌پردازد و با تقسيم محيط به غيرانسانى و انسانى، نخست محيط هاى غيرانسانى(طبيعى و جغرافيايى، ارتباطى، مذهبى و فرهنگى و فشار)را بررسى مىکند آنگاه از محيط هاى انسانى(خانه، مدرسه، محيط اجتماعى و روابط اجتماعى با دوستان)مى‌گويد و معيارهايى را از قرآن و حديث براى دوست‌يابى در محيط اجتماعى برمى‌شمارد و دوستيها را براساس علت آنها به چهار دسته تقسيم مىکند و با يادآورى چند نکته در دوستى و دوست‌گزينى کودکان، نوجوانان و بزرگسالان، به عامل اراده مى‌پردازد و پس از بيان معناى لغوى و اصطلاحى اراده به عوامل ماوراى طبيعى نظر مىکند.آنگاه به ميزان تأثير وراثت، محيط‍‌، اراده و ماوراى طبيعت بر فرد اشاره مىکند و گريزى مى‌زند به بحث مراحل تربيت اسلامى و پس از آن از مراسم ويژه نوزاد در تعليم و تربيت اسلامى(خواندن اذان و اقامه در گوش راست و چپ کودک، تحنيک، تراشيدن موى سر، تصدق، نامگذارى، ختنه، وليمه و عقيقه) مى‌گويد و با اشار هاى کوتاه به شيرخوارگى کودک، فصل را مى‌بندد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش دوم-مبانى اخلاق اسلامى&lt;br /&gt;
در فصل اول اين بخش به نکات زير مى‌پردازد: معناى لغوى و اصطلاحى اخلاق، موضوع علم اخلاق، اهميت علم اخلاق، هدف علم اخلاق و فوايد آن، منابع اخلاق اسلامى، نقش اراده در اخلاق، افعال انسان(فعل ارادى، غريزى، انعکاسى، عادتى، فطرى، عاطفى، اخلاقى)، معيار و ملاک فضيلت اخلاقى، مفهوم قرب الهى، حد نصاب در ارزش هاى اخلاقى از ديدگاه اسلام.&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ابتدا مراحل تزکيه نفس(تخليه، تجليه، تحليه)را مىکاود و آنگاه از رابطۀ سه‌جانبۀ عقل، نفس و غرايز در علم اخلاق ياد مىکند و به جلوه هاى نفس(امّاره، لوامه، مسوّله، ملهمه، مطمئنه)مى‌پردازد و جلوه هاى سه‌گانۀ نفس را با سه سطح شخصيت از ديدگاه فرويد مقايسه مىکند و به منازل و مراحل اصلاح نفس مى‌رسد و از ترک عادت بد، توبه، عزم جزم و توکل، مراقبه، محاسبه، مؤاخذه، اصلاح نيت، وفا(با خدا و انسان)، رفق و مدارا و مربى مى‌گويد.&lt;br /&gt;
موضوع فصل سوم، آفات نفس(رذائل اخلاقى)است و در آن از نکات زير ياد مىکند: خشم و فرق آن با غضب و شجاعت، حسد و فرق آن با غبطه و منافسه، ظلم، انواع ظلم(ظلم به خدا، ظلم به انسان، ظلم به خود)، مکر، خدعه، کيد، حيله، عداوت و دشمنى، غيبت و تهمت، سوءظن، حرص، بخل، غرور، عجب، کبر، ريا، حب جاه و مال، گناه، انواع(آشکار و پنهان، کبيره و صغيرۀ)آن، آثار گناه.&lt;br /&gt;
در فصل چهارم، فضائل انسان را به شرح زير شرح و شماره مىکند: عزت، مشورت، حيا، محبت، قناعت و زهد، ورع(واجب، راجح و فضيلت)، وفا، عدالت، وقار، غيرت، ايثار، صبر، انواع صبر(متصبر، صابر، صبار)، توکل و درجات آن، رضا، صدق و راستى، انواع صدق(صدق در نيت و اراده، عزم و تصميم، وفاى به عزم، کردار)، تواضع، حلم، شکر، حکمت، قواى چهارگانۀ(عاقله، عامله، غاضبه، شهويه)، اشار هاى به خير و شر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش سوم-برخى از روش هاى تعليم و تربيت اسلامى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول اين بخش با بيان اهميت روش در تعليم و تربيت اسلامى سر مى‌گيرد و با نام بردن انواع پنجاه‌گانۀ روش در تعليم و تربيت اسلامى به سر مى‌رسد.&lt;br /&gt;
در فصل دوم به روش تکريم شخصيت در تعليم و تربيت اسلامى مى‌پردازد.از تکريم شخصيت در قرآن و احاديث مى‌گويد.ابزار تکريم شخصيت(بوسيدن، سلام کردن، گفتار نيکو، همبازى شدن، گزينش نام و نام خانوادگى نيک، به احترام فرد از جاى برخاستن)را شرح مىکند و به چند نمونه از تکريم و تحقير شخصيت مى‌پردازد و احساس حقارت را از ديدگاه روان‌شناسى ياد مىکند و علل و عوامل عقدۀ حقارت را مى‌آورد و در شرح آن از کمبود محبت، شرايط محبت و عوارض کمبود محبت مى‌گويد و عوارض کمبود محبت را يادآور مى‌شود و به علائم کمبود محبت در کودکان مى‌پردازد و کسانى را که بايد به آنها محبت کرد نام مى‌برد و روش هاى اعلام محبت را برمى‌شمارد. &lt;br /&gt;
آنگاه به نقص عضو اشاره مىکند و فقر و محروميت را عنوان مىکند و با پرداخت اثر نام بد در عقده حقارت، آثار و علائم تنى و روانى عقده حقارت را نام مى‌برد.&lt;br /&gt;
در فصل سوم، از روش تصميم‌گيرى در تعليم و تربيت اسلامى مى‌گويد.در آغاز تصميم را تعريف مىکند.مراحل تصميم‌گيرى به روش اسلامى(کسب اطلاعات، مشورت، پالايش انديشه هاى متفاوت پس از مشورت، دورانديشى، پشت‌گرمى، عزم، توکل)را شرح و شماره مىکند.آنگاه از قدم هاى تصميم‌گيرى مى‌گويد و به سبک هاى تصميم‌گيرى(خودسرانه، مشاور هاى، گروهى)مى‌پردازد و از دو روش ديگر در تصميم‌گيرى ياد مىکند.&lt;br /&gt;
شرح روش دعا در فصل چهارم مى‌آيد، به اين ترتيب که نخست معنى لغوى و اصطلاحى آن و نيز موضوع و هدف دعا را بررسى مىکند سپس به سببيت دعا مى‌پردازد و از فضيلت و اهميت آن مى‌گويد و يادآور مى‌شود که دعا بلا و قضا را دفع مىکند و خود، قدر واقع مى‌شود.پس از شرح اين آموزه اشارتى دارد به اينکه چرا دعا مستجاب نمى‌شود.آنگاه برخى از آثار دعا را توضيح مى‌دهد؛ مانند: به دست آوردن سلامت جسمى، احساس مسئوليت، اطمينان و آرامش روحى، عطا کردن فرقان و بصيرت، وجدان خود و يافتن فقر ذاتى.نکته بعد يادکرد پار هاى از آداب و شرايط دعاست.پايانبخش اين فصل معرفى بسيار کوتاه برخى از دعا هاى مشهور شيعه است.&lt;br /&gt;
فصل پنجم دربارۀ روش تبليغ است و با معناى لغوى و اصطلاحى تبليغ آغاز مى‌شود و پس از آن شرايط و ويژگي هاى بيست‌گانۀ مبلغ را ياد مىکند و به قلمرو و مراحل تبليغ اشارت مىکند و عوامل ششگانۀ مؤثر در تبليغ را مى‌آورد و از موانع پذيرش و مؤثر افتادن تبليغ مى‌گويد و به چند نکته دربارۀ تبليغ مى‌پردازد و از دو نمونه از روش تدريجى اسلام در تبليغ ياد مىکند.&lt;br /&gt;
در فصل ششم، به روش عقلانى در تعليم و تربيت اسلامى نظر دارد و آن را از نگاه آيات و روايات، به کوتاهى بررسى مىکند.&lt;br /&gt;
در فصل هفتم، از روش تذکر و نصيحت مى‌گويد و عوامل ششگانۀ مؤثر در موعظه و نصيحت را شرح مى‌دهد و به موانع تأثير موعظه مى‌پردازد و شرايط موعظه و نصيحت (الگو بودن موعظه‌گر و ناصح بودن او، بلاغت و فصاحت در موعظه، پندپذير بودن مخاطب)را بازمى‌شکافد و با بيان نکاتى در پند و اندرز به فصل بعدى مى‌رسد.&lt;br /&gt;
در فصل هشتم، از روش امر به معروف و نهى از منکر ياد مىکند و پس از بحث لغوى و اصطلاحى امر به معروف و نهى از منکر، از نظارت دائمى از نگاه قرآن مى‌گويد و آيات قرآن را دربارۀ امر به معروف و نهى از منکر به دو دسته تقسيم مىکند: 1)آنها که بيانکنندۀ نظاره‌گرى غيرتخصصى است؛ 2)آنها که بيان نظاره‌گرى تخصصى است. &lt;br /&gt;
آنگاه با شرح آنها به مشهورترين شرايط امر به معروف و نهى از منکر مى‌رسد و به احتمال تأثير، اطمينان از نبود مفسده و زيان مالى و جانى اشاره مىکند.سپس از مراتب امر به معروف و نهى از منکر(انزجار و انکار قلبى، گفتار، اعمال قدرت)روى مىکند و با بازشکافت معناى امر و نهى دستى، فصل را به فرجام مى‌برد.&lt;br /&gt;
در فصل نهم، به روش جهاد اشاره دارد و معناى لغوى و اصطلاحى جهاد را مى‌آورد و از جهاد با نفس و جهاد با دشمن بيرونى ياد مىکند و به جهاد در قرآن مى‌پردازد و از جهاد براى رهايى مى‌گويد و با يادآورى وجوب کفايى جهاد، کسانى را که جهاد بر آنها واجب است نام مى‌برد.&lt;br /&gt;
در فصل دهم، روش تشويق را توضيح مى‌دهد و از کسانى که بيشتر به تشويق نياز دارند مى‌گويد و به فايده تشويق مى‌پردازد و چند نکته را دربارۀ تشويق ياد مىکند.&lt;br /&gt;
در فصل يازدهم، روش تنبيه را تشريح مىکند، به اين ترتيب که اول معناى لغوى و اصطلاحى تنبيه را مى‌آورد سپس به ديدگاه هاى گوناگون نسبت به تنبيه اشاره مىکند و تنبيه را از ديدگاه اسلام مىکاود و انواع(غيربدنى و بدنى)آن را در تربيت اسلام بررسى مىکند و به چند نکته مهم در تأديب کودکان و نوجوانان مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
فصل دوازدهم از آن کاوش در روش توبه است و از رهگذر آن معنا و حقيقت توبه را ياد مىکند و از فوريت توبه مى‌گويد و يادآور مى‌شود که باب توبه بر همگان باز است. &lt;br /&gt;
آنگاه شرايط توبه را برمى‌شمارد.به توبه مرتد اشاره مىکند و پس از آوردن نتايج توبه، شرايط توبه را از زبان امام على(ع)يادآور مى‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt; رفیعی بهروزص 324- 330&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%89_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%89&amp;diff=623101</id>
		<title>مبانى تربيت و اخلاق اسلامى</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%89_%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%89&amp;diff=623101"/>
		<updated>2022-12-10T08:39:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: صفحه‌ای تازه حاوی « {{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر = NUR31865J1.jpg | عنوان = مبانى تربيت و اخلاق اسلامى | عنوان‌های دیگر =  |پدیدآورندگان  | پدیدآوران =  فائضی، علی – آشتیانی ،محسن (نویسنده) |زبان  | زبان = فارسی | کد کنگره = ‏ ‎‏/‎‏ف‎‏2‎‏م‎‏2 / 230/18 BP | موضوع =  اسلام و آموزش و...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR31865J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = مبانى تربيت و اخلاق اسلامى&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[فائضی، علی – آشتیانی ،محسن]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = فارسی&lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏ ‎‏/‎‏ف‎‏2‎‏م‎‏2 / 230/18 BP&lt;br /&gt;
| موضوع =  اسلام و آموزش و پرورش، خود سازي (اسلام)، انسان (اسلام)&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = روحانی&lt;br /&gt;
| مکان نشر = قم - ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1375ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE31865AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = یکم&lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = 1&lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 31865&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 31865&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مبانى تربيت و اخلاق اسلامى تالیف على فايضى و محسن آشتيانى با هدف کمک به سازندگى معنوى و اخلاقى جامعه است.آنچه در اين اثر آمده است، بازخورد تجربه هاى آموزشى و عملى چندين سالۀ مؤلفان است و برخى از مطالب آن براى نخستين بار مطرح مى‌شود و کوشش شده است مباحث آن با سرفصل هاى مصوب شوراى عالى انقلاب فرهنگى برابر باشد و کمتر نکته تربيتى و اخلاقى يافت مى‌شود که در اين کتاب بررسى نشده باشد.(ص 27).&lt;br /&gt;
مطالب کتاب در سه بخش چند فصلى گرد آمده است.در بخش اول از مبانى تربيت اسلامى ياد شده است.بخش دوم دربارۀ مبانى اخلاق اسلامى است و در بخش سوم در برخى از روش هاى تعليم و تربيت اسلامى کندوکاو شده است.&lt;br /&gt;
بخش اول-مبانى تربيت اسلامى&lt;br /&gt;
در فصل اول اين بخش، معناى لغوى تربيت را مى‌آورد و شانزده تعريف را از تربيت بازگو مىکند و سرانجام، خود آن را تعريف مىکند و عناصر پنجگانۀ آن را شرح مى‌دهد. &lt;br /&gt;
آنگاه به تعريف لغوى و اصطلاحى تعليم مى‌پردازد و تفاوت معنايى تربيت با تعليم را بازمى‌شکافد و از فرق تزکيه و تربيت در قرآن مى‌گويد و با پرداخت اهميت تربيت و تعليم و نيز مقام استاد از ديدگاه پيشوايان اسلام، فصل را به پايان مى‌برد.&lt;br /&gt;
فصل دوم را با ترسيم چهره هاى گوناگون انسان در قرآن آغاز مىکند و از رهگذر آن بيست و پنج ويژگى انسان را از زبان قرآن مى‌آورد و انسان را از زبان اسلام تعريف مىکند&lt;br /&gt;
و ويژگيهايى را که در بينش اسلامى تعريفکنندۀ هويت انسان است برمى‌شمارد و به تصوير انسان اسلام مى‌رسد و از تن، انديشه و روح او مى‌گويد.سپس به جامعه و فرد در تربيت اسلامى مى‌پردازد و از تأثير جامعه بر فرد ياد مىکند و تأثير فرد بر جامعه را مى‌آورد و انواع تأثير فرد بر جامعه را شرح و شماره مىکند.&lt;br /&gt;
موضوع فصل سوم، بررسى پار هاى از ويژگي هاى پرشمار تعليم و تربيت اسلامى است و در آن از پويندگى آموزش و پرورش اسلامى ياد مىکند و همگانى بودن و جاودانى بودن آن را شرح مى‌دهد.به ويژگى پرهيز از درآميختن انگيزه و انگيخته مى‌پردازد و پرهيز از خودباختگى و شخصيت‌زدگى را يادآور مى‌شود.به مقيد نبودن آموزش و پرورش اسلامى به زمان و مکان و جنسيت اشاره مىکند و يادآور مى‌شود که پرهيز از خيال‌پردازى به جاى استدلال ويژگى ديگر تربيت اسلامى است.آنگاه به اهميت و کاربرد تعقل و تفکر در اين نظام تربيتى مى‌پردازد و بفرجام اشاره مىکند که در تعليم و تربيت اسلامى در همان حال که زندگى دنيايى مورد توجه است، حيات اخروى برتر و جاودانه معرفى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در فصل چهارم به هدف هاى تعليم و تربيت اسلامى مى‌پردازد.نخست هدف را تعريف مىکند.آنگاه مطالبى را که مقدمه بحث هدفهاست بشرح مى‌آورد.پس از آن هدف هاى تعليم و تربيت اسلامى را به شرح زير بازمى‌شکافد: آزادى و رستگارى؛ ايمان به خداوند و پرستش او؛ عدالت‌خواهى؛ رفع ظلم؛ استقلال؛ القاى هدفدارى آفرينش جهان و انسان؛ پيروى از پيامبر(ص)؛ رسيدن به اطمينان خاطر و قرب الهى؛ صبر؛ تکامل فردى و اجتماعى انسان.&lt;br /&gt;
امکان تربيت(تربيت‌پذيرى)انسان را در فصل پنجم مى‌آورد و سه نظريه را در اين باره بازگو مىکند: 1)انسان مجبور و نفوذناپذير است و تربيت‌پذير نيست؛ 2)انسان مطلقا آزاد است و تربيت مى‌شود؛ 3)آزادى انسان محدود است و تربيت‌پذيرى او حدى دارد.پس از اين، ديدگاه اسلام را نسبت به تربيت‌پذيرى گوشزد مىکند و از نکات عقلى و اسلامى دال بر تربيت‌پذيرى انسان مى‌گويد و تفاوت هاى فردى را مطرح مىکند و از علل تفاوت هاى فردى و نگرش اسلام به تفاوت هاى فردى ياد مىکند.&lt;br /&gt;
عوامل تربيت، موضوع فصل ششم است و در شرح اين موضوع نخست يادآور مى‌شود که ديگران وراثت و محيط را عامل دانسته‌اند؛ اما اسلام به اراده و ماوراى طبيعت هم باور دارد.پس از اين به تحليل علمى و اسلامى وراثت مى‌نشيند و از انواع سه‌گانه وراثت(وراثت خصوصياتى، وراثت عقلانى، وراثت اخلاقى)مى‌گويد و هريک را شرح مى‌دهد.از ترغيب اسلام به وراثت پسنديده ياد مىکند و پيشگيرى اسلام از وراثت ناپسند را مى‌آورد.سپس به عامل محيط مى‌پردازد و با تقسيم محيط به غيرانسانى و انسانى، نخست محيط هاى غيرانسانى(طبيعى و جغرافيايى، ارتباطى، مذهبى و فرهنگى و فشار)را بررسى مىکند آنگاه از محيط هاى انسانى(خانه، مدرسه، محيط اجتماعى و روابط اجتماعى با دوستان)مى‌گويد و معيارهايى را از قرآن و حديث براى دوست‌يابى در محيط اجتماعى برمى‌شمارد و دوستيها را براساس علت آنها به چهار دسته تقسيم مىکند و با يادآورى چند نکته در دوستى و دوست‌گزينى کودکان، نوجوانان و بزرگسالان، به عامل اراده مى‌پردازد و پس از بيان معناى لغوى و اصطلاحى اراده به عوامل ماوراى طبيعى نظر مىکند.آنگاه به ميزان تأثير وراثت، محيط‍‌، اراده و ماوراى طبيعت بر فرد اشاره مىکند و گريزى مى‌زند به بحث مراحل تربيت اسلامى و پس از آن از مراسم ويژه نوزاد در تعليم و تربيت اسلامى(خواندن اذان و اقامه در گوش راست و چپ کودک، تحنيک، تراشيدن موى سر، تصدق، نامگذارى، ختنه، وليمه و عقيقه) مى‌گويد و با اشار هاى کوتاه به شيرخوارگى کودک، فصل را مى‌بندد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش دوم-مبانى اخلاق اسلامى&lt;br /&gt;
در فصل اول اين بخش به نکات زير مى‌پردازد: معناى لغوى و اصطلاحى اخلاق، موضوع علم اخلاق، اهميت علم اخلاق، هدف علم اخلاق و فوايد آن، منابع اخلاق اسلامى، نقش اراده در اخلاق، افعال انسان(فعل ارادى، غريزى، انعکاسى، عادتى، فطرى، عاطفى، اخلاقى)، معيار و ملاک فضيلت اخلاقى، مفهوم قرب الهى، حد نصاب در ارزش هاى اخلاقى از ديدگاه اسلام.&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ابتدا مراحل تزکيه نفس(تخليه، تجليه، تحليه)را مىکاود و آنگاه از رابطۀ سه‌جانبۀ عقل، نفس و غرايز در علم اخلاق ياد مىکند و به جلوه هاى نفس(امّاره، لوامه، مسوّله، ملهمه، مطمئنه)مى‌پردازد و جلوه هاى سه‌گانۀ نفس را با سه سطح شخصيت از ديدگاه فرويد مقايسه مىکند و به منازل و مراحل اصلاح نفس مى‌رسد و از ترک عادت بد، توبه، عزم جزم و توکل، مراقبه، محاسبه، مؤاخذه، اصلاح نيت، وفا(با خدا و انسان)، رفق و مدارا و مربى مى‌گويد.&lt;br /&gt;
موضوع فصل سوم، آفات نفس(رذائل اخلاقى)است و در آن از نکات زير ياد مىکند: خشم و فرق آن با غضب و شجاعت، حسد و فرق آن با غبطه و منافسه، ظلم، انواع ظلم(ظلم به خدا، ظلم به انسان، ظلم به خود)، مکر، خدعه، کيد، حيله، عداوت و دشمنى، غيبت و تهمت، سوءظن، حرص، بخل، غرور، عجب، کبر، ريا، حب جاه و مال، گناه، انواع(آشکار و پنهان، کبيره و صغيرۀ)آن، آثار گناه.&lt;br /&gt;
در فصل چهارم، فضائل انسان را به شرح زير شرح و شماره مىکند: عزت، مشورت، حيا، محبت، قناعت و زهد، ورع(واجب، راجح و فضيلت)، وفا، عدالت، وقار، غيرت، ايثار، صبر، انواع صبر(متصبر، صابر، صبار)، توکل و درجات آن، رضا، صدق و راستى، انواع صدق(صدق در نيت و اراده، عزم و تصميم، وفاى به عزم، کردار)، تواضع، حلم، شکر، حکمت، قواى چهارگانۀ(عاقله، عامله، غاضبه، شهويه)، اشار هاى به خير و شر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش سوم-برخى از روش هاى تعليم و تربيت اسلامى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل اول اين بخش با بيان اهميت روش در تعليم و تربيت اسلامى سر مى‌گيرد و با نام بردن انواع پنجاه‌گانۀ روش در تعليم و تربيت اسلامى به سر مى‌رسد.&lt;br /&gt;
در فصل دوم به روش تکريم شخصيت در تعليم و تربيت اسلامى مى‌پردازد.از تکريم شخصيت در قرآن و احاديث مى‌گويد.ابزار تکريم شخصيت(بوسيدن، سلام کردن، گفتار نيکو، همبازى شدن، گزينش نام و نام خانوادگى نيک، به احترام فرد از جاى برخاستن)را شرح مىکند و به چند نمونه از تکريم و تحقير شخصيت مى‌پردازد و احساس حقارت را از ديدگاه روان‌شناسى ياد مىکند و علل و عوامل عقدۀ حقارت را مى‌آورد و در شرح آن از کمبود محبت، شرايط محبت و عوارض کمبود محبت مى‌گويد و عوارض کمبود محبت را يادآور مى‌شود و به علائم کمبود محبت در کودکان مى‌پردازد و کسانى را که بايد به آنها محبت کرد نام مى‌برد و روش هاى اعلام محبت را برمى‌شمارد. &lt;br /&gt;
آنگاه به نقص عضو اشاره مىکند و فقر و محروميت را عنوان مىکند و با پرداخت اثر نام بد در عقده حقارت، آثار و علائم تنى و روانى عقده حقارت را نام مى‌برد.&lt;br /&gt;
در فصل سوم، از روش تصميم‌گيرى در تعليم و تربيت اسلامى مى‌گويد.در آغاز تصميم را تعريف مىکند.مراحل تصميم‌گيرى به روش اسلامى(کسب اطلاعات، مشورت، پالايش انديشه هاى متفاوت پس از مشورت، دورانديشى، پشت‌گرمى، عزم، توکل)را شرح و شماره مىکند.آنگاه از قدم هاى تصميم‌گيرى مى‌گويد و به سبک هاى تصميم‌گيرى(خودسرانه، مشاور هاى، گروهى)مى‌پردازد و از دو روش ديگر در تصميم‌گيرى ياد مىکند.&lt;br /&gt;
شرح روش دعا در فصل چهارم مى‌آيد، به اين ترتيب که نخست معنى لغوى و اصطلاحى آن و نيز موضوع و هدف دعا را بررسى مىکند سپس به سببيت دعا مى‌پردازد و از فضيلت و اهميت آن مى‌گويد و يادآور مى‌شود که دعا بلا و قضا را دفع مىکند و خود، قدر واقع مى‌شود.پس از شرح اين آموزه اشارتى دارد به اينکه چرا دعا مستجاب نمى‌شود.آنگاه برخى از آثار دعا را توضيح مى‌دهد؛ مانند: به دست آوردن سلامت جسمى، احساس مسئوليت، اطمينان و آرامش روحى، عطا کردن فرقان و بصيرت، وجدان خود و يافتن فقر ذاتى.نکته بعد يادکرد پار هاى از آداب و شرايط دعاست.پايانبخش اين فصل معرفى بسيار کوتاه برخى از دعا هاى مشهور شيعه است.&lt;br /&gt;
فصل پنجم دربارۀ روش تبليغ است و با معناى لغوى و اصطلاحى تبليغ آغاز مى‌شود و پس از آن شرايط و ويژگي هاى بيست‌گانۀ مبلغ را ياد مىکند و به قلمرو و مراحل تبليغ اشارت مىکند و عوامل ششگانۀ مؤثر در تبليغ را مى‌آورد و از موانع پذيرش و مؤثر افتادن تبليغ مى‌گويد و به چند نکته دربارۀ تبليغ مى‌پردازد و از دو نمونه از روش تدريجى اسلام در تبليغ ياد مىکند.&lt;br /&gt;
در فصل ششم، به روش عقلانى در تعليم و تربيت اسلامى نظر دارد و آن را از نگاه آيات و روايات، به کوتاهى بررسى مىکند.&lt;br /&gt;
در فصل هفتم، از روش تذکر و نصيحت مى‌گويد و عوامل ششگانۀ مؤثر در موعظه و نصيحت را شرح مى‌دهد و به موانع تأثير موعظه مى‌پردازد و شرايط موعظه و نصيحت (الگو بودن موعظه‌گر و ناصح بودن او، بلاغت و فصاحت در موعظه، پندپذير بودن مخاطب)را بازمى‌شکافد و با بيان نکاتى در پند و اندرز به فصل بعدى مى‌رسد.&lt;br /&gt;
در فصل هشتم، از روش امر به معروف و نهى از منکر ياد مىکند و پس از بحث لغوى و اصطلاحى امر به معروف و نهى از منکر، از نظارت دائمى از نگاه قرآن مى‌گويد و آيات قرآن را دربارۀ امر به معروف و نهى از منکر به دو دسته تقسيم مىکند: 1)آنها که بيانکنندۀ نظاره‌گرى غيرتخصصى است؛ 2)آنها که بيان نظاره‌گرى تخصصى است. &lt;br /&gt;
آنگاه با شرح آنها به مشهورترين شرايط امر به معروف و نهى از منکر مى‌رسد و به احتمال تأثير، اطمينان از نبود مفسده و زيان مالى و جانى اشاره مىکند.سپس از مراتب امر به معروف و نهى از منکر(انزجار و انکار قلبى، گفتار، اعمال قدرت)روى مىکند و با بازشکافت معناى امر و نهى دستى، فصل را به فرجام مى‌برد.&lt;br /&gt;
در فصل نهم، به روش جهاد اشاره دارد و معناى لغوى و اصطلاحى جهاد را مى‌آورد و از جهاد با نفس و جهاد با دشمن بيرونى ياد مىکند و به جهاد در قرآن مى‌پردازد و از جهاد براى رهايى مى‌گويد و با يادآورى وجوب کفايى جهاد، کسانى را که جهاد بر آنها واجب است نام مى‌برد.&lt;br /&gt;
در فصل دهم، روش تشويق را توضيح مى‌دهد و از کسانى که بيشتر به تشويق نياز دارند مى‌گويد و به فايده تشويق مى‌پردازد و چند نکته را دربارۀ تشويق ياد مىکند.&lt;br /&gt;
در فصل يازدهم، روش تنبيه را تشريح مىکند، به اين ترتيب که اول معناى لغوى و اصطلاحى تنبيه را مى‌آورد سپس به ديدگاه هاى گوناگون نسبت به تنبيه اشاره مىکند و تنبيه را از ديدگاه اسلام مىکاود و انواع(غيربدنى و بدنى)آن را در تربيت اسلام بررسى مىکند و به چند نکته مهم در تأديب کودکان و نوجوانان مى‌پردازد.&lt;br /&gt;
فصل دوازدهم از آن کاوش در روش توبه است و از رهگذر آن معنا و حقيقت توبه را ياد مىکند و از فوريت توبه مى‌گويد و يادآور مى‌شود که باب توبه بر همگان باز است. &lt;br /&gt;
آنگاه شرايط توبه را برمى‌شمارد.به توبه مرتد اشاره مىکند و پس از آوردن نتايج توبه، شرايط توبه را از زبان امام على(ع)يادآور مى‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt; رفیعی بهروزص 324- 330&amp;lt;ref/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%B7%D8%B1%D8%AD%DB%8C_%D9%86%D9%88_%D8%A8%D8%B1_%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%D9%87%D8%A7&amp;diff=623100</id>
		<title>حوزه‌های علمیه طرحی نو بر پایه ارزشها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%B7%D8%B1%D8%AD%DB%8C_%D9%86%D9%88_%D8%A8%D8%B1_%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%D9%87%D8%A7&amp;diff=623100"/>
		<updated>2022-12-10T08:31:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR28195J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = حوزه‌ هاى علميه، طرحى نو برپايه ارزش‌ها&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[مدرسی، سید محمد تقی]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
[[آژیر، حمید رضا]] (مترجم)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = &lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏‎‏/‎‏م‎‏4‎‏ح‎‏9 / 7/4 BP&lt;br /&gt;
| موضوع = حوزه‎‌هاي علميه - هدفها و نقشها، حوزه‎‌هاي علميه – تاريخ، شيعه - روحانيت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = بقیع&lt;br /&gt;
| مکان نشر = تهران - ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1374ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE28195AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = &lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = &lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 28195&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 28195&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حوزه‌ هاى علميه، طرحى نو برپايه ارزش‌ها''' تالیف [[مدرسى، سید محمد تقی|سيد محمد تقى مدرسى]] و ترجمه [[آژیر، حمیدرضا|حميد رضا آژير]] مجموعه دیدگاه های مولف در مورد حوزه و طلاب است که اينک قلمى شده است و رهنمودى است براى جمع ميان اصالت و تحول در حوزه‌ هاى علميه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطالب کتاب در پيش‌درآمد و شش باب چند فصلى به سامان شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پيش‌درآمد، يادآور مى‌شود براى آن‌که حوزه‌ هاى علميه مهبط‍‌ فرشتگان رحمت باشند و پيراسته از هرکژى و کاستى، بايد در گزينش طلاب بکمال دقت شود و برنامه‌ هاى معنوى چون: نماز جماعت و مجلس هاى تلاوت قرآن و موعظه و ذکر احوال و سيرت معصومان(ع)افزايش يابد.اگر مسئولان حوزوى به اخلاق و تهذيب طلاب بيش از تعليم آنها نمى‌پردازند، بارى به همان تراز بدان عنايت کنند و درس آنها تهى از ادب نفس نباشد و درس هاى حوزوى را با اخلاق و پند و موعظه درآميزند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گذشته از اينها لازم است در حوزه‌ هاى علميه هفت اصل زير رعايت شود تا به آن هدف نهايى دست يابيم: کوشش و دورى از تن‌پرورى و بر باد دادن عمر و سرمايه، جهاد با مراتب چندش، تحصيل روحيۀ اجتماعى و جمع‌گرايى برخاسته از ذکر بارى، پايبندى به نظم و دورى از هرج و مرج در زندگى تحصيلى، تفکر و تدبر، پذيرندگى و تن‌درستى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از اين به افزايش و ژرفش برنامه‌ هاى حوزوى مى‌پردازد و براى تحقق آن از سه شيوۀ خودفرهيختگى، تخصص و پيگيرى و استمرار تحقيق و مطالعه پس از فارغ التحصيلى ياد مى‌کند.آنگاه در شرح درس هاى اصلى حوزوى از ادبيات عرب (صرف، نحو، علوم بلاغى)، منطق، اصول فقه و فقه مى‌گويد و مراحل دوگانۀ آموزش فقه را باز مى‌شکافد تا مى‌رسد به درس هاى مکتبى که مقتضاى شرايط‍‌ نوين جهان اسلام است و آنها را در سه گونۀ: بينش هاى مکتبى، انديشۀ مکتبى و فرهنگ مکتبى بررسى مى‌کند و با پرداخت تخصص در حوزه‌ هاى علميه، زمينه‌ هاى آن(رهبرى الهى، انديشور تحليل‌گر، و دعوتگر شايسته)را ياد مى‌کند و رهبري هاى شايسته و تقوا و تقيد را عوامل مهم شکوفايى حوزه‌ها مى‌خواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب اول.خاستگاه هاى حوزه‌ هاى علميه: در اين فصل از نقش علم در ساختار تمدن مى‌گويد و يادآور مى‌شود که دانش، تنها راه آزادى نفس است و نپرداختن به علم عقب‌ماندگى مى‌آورد و در راه علم‌آموزى بايد از آفت هاى علم چون: هوا، هوس، شهوت و خوش‌گذرانى پروا داشت و از عمر بهره‌گيرى بهينه کرد و به مسئوليت فردى و اجتماعى خود توجه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه‌ هاى علميه خاستگاه تمدن اسلامى و برجسته‌ترين نمود آن است.بر حوزويان است که بى‌آنکه انحصارطلبى کنند در برابر جريان هاى منحرف بايستند و اصالتها و سنن حوزوى را پاس بدارند و از وقت نيک بهره ببرند و چون گذشته راه رقابت آزاد و سازنده را در حوزه باز بگذارند و همچنان تفاوت هاى قومى و نژادى را پايمال کنند و با زهدورزى، استقلال حوزه‌ هاى علميه را پاس دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالمان دين، پيام‌آوران تمدنند، مفهوم درست دين را بايد از آنها گرفت و توجه داشت که عالم دينى اصيل، کسى است که تجسم عينى قرآن و سنت است و در راه حفظ‍‌ کيان دين از جان مايه مى‌نهند و به واسطۀ درک درستش از دين، سياست و ديانت را از هم جدا نمى‌داند؛ نه آنها که سر در آخور دربار دارند و حق مى‌کشند و باطل احيا مى‌کنند و مى‌پندارند کسى که در سياست درآيد نمى‌توان در نماز به او اقتدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به مفهوم متعالى و غيرحزبى حزب اللّه در قرآن، بايد اذعان کرد که مرکز حزب اللّه حوزه است و در مراجع بزرگوار و فقيهان عادل تجلى مى‌کند، مردان پاکى که دور از هرگونه آلودگى متعصبانه‌اند و انديش هاى فراتر از منافع گروهى دارند.على الاصول هدف حوزه‌ هاى علميه ايجاد و پرورش روحيۀ ايمانى در کسان است تا به افق هاى حزب اللّه نزديک شوند و گروهى يکدست بار آيند و جز به حفظ‍‌ دين نينديشند که حزب اللّه اساس کارش اين است.نيز بايد کوشيد چنين روحي هاى را در امت زنده و پويا کرد.حزب اللّهى بايد با دل و جان به معصومان(ع)عشق بورزد و در گفت‌وکرد خويش اين عشق را تجلى دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب دوم.هدف هاى حوزه‌ هاى علميه: جهان، چشم به راه نجات خويش به دست مؤمنان است و اين تکليف آنهاست.مؤمنان در اين راه بايد هم در پى پرداخت مسئوليت باشند و هم تحقق هدف را بخواهند و مرادشان تنها رفع تکليف نباشد چه با رفع تکليف ممکن است هدف محقق نشود.براى تحقق حاکميت الهى، مؤمنان که دعوتگران به اسلامند بايد تواضع داشته باشند، به دانش عشق بورزند و به دانش هاى دينى بسنده نکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگى بى‌هدف، بيهودگى است.بايد هدف را شناخت و در راه تحقق آن پايدارى کرد.خداوند هدف و مسئوليت مؤمنان را اصلاح‌طلبى و نهى از تباهى خوانده است. هدف علم، اصلاح جهان است و عالمان بايد در راستاى اين هدف برنامه‌ريزى و حرکت کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند پيامبران را براى اصلاح و ساخت جامعه برمى‌گزيند و در اين گزينش ارزشهايى را ملاک مى‌داند همين ارزشها بايد ملاک گزينش عالمانى باشد که جانشينان پيامبرند. بنابراين عالمان در نزد خداوند منزلتى والا دارند و بايد توجه کنند که هرچه اين جايگاه رفيعتر باشد سقوط‍‌ آن خطرناکتر خواهد بود.بر اين اساس لازم است حوزه‌ هاى علميه روشهايى پيش گيرند که مانع سقوط‍‌ عالمان شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند از دانشمندان پيمان گرفته است، حق‌پوشى نکنند و ياور خدا باشند.اگر عالمى جز اين کند در رستاخيز تهى‌دست خواهد بود.از ويژگي هاى عالمان آن است که مردم را به خدا مى‌خوانند نه به خود.عالمان نبايد سکوت کنند و بدعتها را ناديده انگارند اين خيانت است و به شکست مسلمانان مى‌انجامد.يکى از دليل هاى نگون بختی کنونى مسلمانان سکوت عالمان دين در برابر آموزه‌هايى چون جدايى دين از سياست است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طلبه بايد از آغاز، هدف خود را دريابد و در پى نيت پاک باشد.بايد براى خدا درس بخواند نه جلب توجه ديگران و يا فريبکارى و کسب مقام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب سوم.ارزش هاى حوزه‌ هاى علميه: از جملۀ اين ارزشها، دانش و پرهيزگارى است که مکمل يکديگرند.علم و تقوا را درجاتى است.تقوا عامل مصونيت در برابر فريبندگيهاست و دانشمندان براى پرهيزگارى شايسته‌تر از ديگرانند.ارزش ديگر، رشد عقل است؛ تعقل و افزايش خرد از هدف هاى پيامبران بوده است.علم، ارزش ديگر حاکم بر حوزه‌هاست.علم ملاک انسانيت است و با آن مى‌توان از سرکشي هاى نفس پيش گرفت.علم ارزشمند است؛ اما بدون تقوا ارزش ندارد.بايد ميان عالمان نيک‌رفتار و بدکردار فرق نهاد و به خطر دانشمندان بدسگال توجه داشت و رهبرى عالمان نيک را گردن نهاد.در«قرآن»و«نهج البلاغه»براى رهبر ويژگيهايى ياد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب چهارم.ويژگي هاى حوزه‌ هاى علميه: استقلال علمى ويژگى نخست است.اسلام براى استقلال علمى ضمانتهايى دارد(ارزش ذاتى علم، پاکى انگيزه‌ هاى فراگيران، راندن عالمان بدکردار از جامعه).ويژگى ديگر حوزه‌ها، زهد عالمان است.استقامت عالمان حوزوى در برابر انحراف هاى اجتماعى و دينى بگون هاى که خود بدانها گرفتار نشوند، اخلاص در نيت و کار براى خدا، شيوۀ علمى پيشرفته در تحصيل، تکيه بر وحى-که بهترين شيوۀ شناخت است-از ديگر ويژگي هاى حوزه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب پنجم.تحول در حوزه‌ هاى علميه: بايد استقلال علمى حوزه‌ها حفظ‍‌ شود؛ يعنى، حوزه هرگز تن به نفوذ ثروتمندان ندهد و پيوسته بى‌نيازى ورزد.فرآيند سازماندهى نبايد سطحى باشد، بل بايد ريش هاى عمل کرد.بايد متون درسى حوزه را از انحصار موضوع و کتاب خارج کرد و به«قرآن»، «نهج البلاغه»، «صحيفۀ سجاديه»و تاريخ هم پرداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زبان عربى که مفهومى فراتر از صرف و نحو و بلاغت دارد بايد زيرساخت درس هاى طلبگى باشد.بايد در انديشۀ کاربردى کردن دانشها؛ يعنى، پرورش قاضى، مبلغ، نويسنده و جز اينها بود.ضرورى است به تحصيلات و پژوهش هاى عالى توجه شود و کوشش شود حوزه‌ هاى علميه در علوم پيشدستى کنند.بايد نظام حوزه چنان باشد که طلبه در پى فهم و تعقل و علم باشد نه انباشت معلومات.طلاب بايد به ژرف‌نگرى در علوم خو کنند و از مطالعۀ سطحى سر باز زنند و مباحثه و تدريس و تفکر در درس را جدى گيرند.بر طلاب فرض است که در کنار دانش به عمل روى کنند و در جامعه فعال باشند.بايد شيوه‌ها در حوزه به فراخور زمان تغيير کند.در شيوۀ نوين گذشته از فراگيرى علوم و احکام شرع، بايد عالم تجلى راستين اخلاق اسلامى باشد و علم او با انديشه همراه باشد و چنان فرهيخته شود که چهره‌اش مردم را به ياد خدا اندازد.طلبه بايد از ورزش و تغذيه سالم بهره‌مند باشد.از مهمترين تغييرات و اصلاحات در حوزه، اصلاح و تغيير شيوۀ رهبرى آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب ششم.حقيقت علم در حوزه‌ هاى علميه: در اين فصل از نکات زير ياد مى‌شود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقام علم و عالم در اسلام، زيان هاى عالمان بدکردار و نقش آنها در عقب‌ماندگى مردم، ضرورت از ميان بردن وسايل تبليغاتى مسموم، مفهوم نوآورى، چگونه مى‌توان نوآور بود، سوءاستفادۀ غرب از دانش، زيان هاى جمود فکرى، رابطۀ علم با توکل، لزوم خلوت‌گزينى و انديشه، رابطۀ علم و دين، عوارض جدايى علم از دين، لزوم آراستن خود به زيور علم، فرق علم با اطلاعات در جهان کنونى، لزوم توجه به علم و علم‌آموزى، فرق خطاى عالم با خطاى ديگران، اهميت عالمان در اسلام، لزوم مطالعۀ دقيق متون و نصوص اسلامى، برخى وظايف دانش‌آموزى، ضرورت تعيين هدف در درس و تحصيل، شرايط‍‌ سودمند افتادن علم، اهميت و نقش تربيتى منبر، تفکيک‌ناپذير بودن وظايف اسلامى، لزوم همراهى علم و عمل، برخى از ويژگي هاى عالمان در قرآن.  &amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی بهروز ص 204-2-8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%B7%D8%B1%D8%AD%DB%8C_%D9%86%D9%88_%D8%A8%D8%B1_%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%D9%87%D8%A7&amp;diff=623099</id>
		<title>حوزه‌های علمیه طرحی نو بر پایه ارزشها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%B7%D8%B1%D8%AD%DB%8C_%D9%86%D9%88_%D8%A8%D8%B1_%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%D9%87%D8%A7&amp;diff=623099"/>
		<updated>2022-12-10T08:30:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR28195J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = حوزه‌ هاى علميه، طرحى نو برپايه ارزش‌ها&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[مدرسی، سید محمد تقی]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
[[آژیر، حمید رضا]] (مترجم)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = &lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏‎‏/‎‏م‎‏4‎‏ح‎‏9 / 7/4 BP&lt;br /&gt;
| موضوع = حوزه‎هاي علميه - هدفها و نقشها، حوزه‎هاي علميه – تاريخ، شيعه - روحانيت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = بقیع&lt;br /&gt;
| مکان نشر = تهران - ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1374ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE28195AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = &lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = &lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 28195&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 28195&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حوزه‌ هاى علميه، طرحى نو برپايه ارزش‌ها''' تالیف [[مدرسى، سید محمد تقی|سيد محمد تقى مدرسى]] و ترجمه [[آژیر، حمیدرضا|حميد رضا آژير]] مجموعه دیدگاه های مولف در مورد حوزه و طلاب است که اينک قلمى شده است و رهنمودى است براى جمع ميان اصالت و تحول در حوزه‌ هاى علميه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطالب کتاب در پيش‌درآمد و شش باب چند فصلى به سامان شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پيش‌درآمد، يادآور مى‌شود براى آن‌که حوزه‌ هاى علميه مهبط‍‌ فرشتگان رحمت باشند و پيراسته از هرکژى و کاستى، بايد در گزينش طلاب بکمال دقت شود و برنامه‌ هاى معنوى چون: نماز جماعت و مجلس هاى تلاوت قرآن و موعظه و ذکر احوال و سيرت معصومان(ع)افزايش يابد.اگر مسئولان حوزوى به اخلاق و تهذيب طلاب بيش از تعليم آنها نمى‌پردازند، بارى به همان تراز بدان عنايت کنند و درس آنها تهى از ادب نفس نباشد و درس هاى حوزوى را با اخلاق و پند و موعظه درآميزند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گذشته از اينها لازم است در حوزه‌ هاى علميه هفت اصل زير رعايت شود تا به آن هدف نهايى دست يابيم: کوشش و دورى از تن‌پرورى و بر باد دادن عمر و سرمايه، جهاد با مراتب چندش، تحصيل روحيۀ اجتماعى و جمع‌گرايى برخاسته از ذکر بارى، پايبندى به نظم و دورى از هرج و مرج در زندگى تحصيلى، تفکر و تدبر، پذيرندگى و تن‌درستى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از اين به افزايش و ژرفش برنامه‌ هاى حوزوى مى‌پردازد و براى تحقق آن از سه شيوۀ خودفرهيختگى، تخصص و پيگيرى و استمرار تحقيق و مطالعه پس از فارغ التحصيلى ياد مى‌کند.آنگاه در شرح درس هاى اصلى حوزوى از ادبيات عرب (صرف، نحو، علوم بلاغى)، منطق، اصول فقه و فقه مى‌گويد و مراحل دوگانۀ آموزش فقه را باز مى‌شکافد تا مى‌رسد به درس هاى مکتبى که مقتضاى شرايط‍‌ نوين جهان اسلام است و آنها را در سه گونۀ: بينش هاى مکتبى، انديشۀ مکتبى و فرهنگ مکتبى بررسى مى‌کند و با پرداخت تخصص در حوزه‌ هاى علميه، زمينه‌ هاى آن(رهبرى الهى، انديشور تحليل‌گر، و دعوتگر شايسته)را ياد مى‌کند و رهبري هاى شايسته و تقوا و تقيد را عوامل مهم شکوفايى حوزه‌ها مى‌خواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب اول.خاستگاه هاى حوزه‌ هاى علميه: در اين فصل از نقش علم در ساختار تمدن مى‌گويد و يادآور مى‌شود که دانش، تنها راه آزادى نفس است و نپرداختن به علم عقب‌ماندگى مى‌آورد و در راه علم‌آموزى بايد از آفت هاى علم چون: هوا، هوس، شهوت و خوش‌گذرانى پروا داشت و از عمر بهره‌گيرى بهينه کرد و به مسئوليت فردى و اجتماعى خود توجه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه‌ هاى علميه خاستگاه تمدن اسلامى و برجسته‌ترين نمود آن است.بر حوزويان است که بى‌آنکه انحصارطلبى کنند در برابر جريان هاى منحرف بايستند و اصالتها و سنن حوزوى را پاس بدارند و از وقت نيک بهره ببرند و چون گذشته راه رقابت آزاد و سازنده را در حوزه باز بگذارند و همچنان تفاوت هاى قومى و نژادى را پايمال کنند و با زهدورزى، استقلال حوزه‌ هاى علميه را پاس دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالمان دين، پيام‌آوران تمدنند، مفهوم درست دين را بايد از آنها گرفت و توجه داشت که عالم دينى اصيل، کسى است که تجسم عينى قرآن و سنت است و در راه حفظ‍‌ کيان دين از جان مايه مى‌نهند و به واسطۀ درک درستش از دين، سياست و ديانت را از هم جدا نمى‌داند؛ نه آنها که سر در آخور دربار دارند و حق مى‌کشند و باطل احيا مى‌کنند و مى‌پندارند کسى که در سياست درآيد نمى‌توان در نماز به او اقتدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به مفهوم متعالى و غيرحزبى حزب اللّه در قرآن، بايد اذعان کرد که مرکز حزب اللّه حوزه است و در مراجع بزرگوار و فقيهان عادل تجلى مى‌کند، مردان پاکى که دور از هرگونه آلودگى متعصبانه‌اند و انديش هاى فراتر از منافع گروهى دارند.على الاصول هدف حوزه‌ هاى علميه ايجاد و پرورش روحيۀ ايمانى در کسان است تا به افق هاى حزب اللّه نزديک شوند و گروهى يکدست بار آيند و جز به حفظ‍‌ دين نينديشند که حزب اللّه اساس کارش اين است.نيز بايد کوشيد چنين روحي هاى را در امت زنده و پويا کرد.حزب اللّهى بايد با دل و جان به معصومان(ع)عشق بورزد و در گفت‌وکرد خويش اين عشق را تجلى دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب دوم.هدف هاى حوزه‌ هاى علميه: جهان، چشم به راه نجات خويش به دست مؤمنان است و اين تکليف آنهاست.مؤمنان در اين راه بايد هم در پى پرداخت مسئوليت باشند و هم تحقق هدف را بخواهند و مرادشان تنها رفع تکليف نباشد چه با رفع تکليف ممکن است هدف محقق نشود.براى تحقق حاکميت الهى، مؤمنان که دعوتگران به اسلامند بايد تواضع داشته باشند، به دانش عشق بورزند و به دانش هاى دينى بسنده نکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگى بى‌هدف، بيهودگى است.بايد هدف را شناخت و در راه تحقق آن پايدارى کرد.خداوند هدف و مسئوليت مؤمنان را اصلاح‌طلبى و نهى از تباهى خوانده است. هدف علم، اصلاح جهان است و عالمان بايد در راستاى اين هدف برنامه‌ريزى و حرکت کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند پيامبران را براى اصلاح و ساخت جامعه برمى‌گزيند و در اين گزينش ارزشهايى را ملاک مى‌داند همين ارزشها بايد ملاک گزينش عالمانى باشد که جانشينان پيامبرند. بنابراين عالمان در نزد خداوند منزلتى والا دارند و بايد توجه کنند که هرچه اين جايگاه رفيعتر باشد سقوط‍‌ آن خطرناکتر خواهد بود.بر اين اساس لازم است حوزه‌ هاى علميه روشهايى پيش گيرند که مانع سقوط‍‌ عالمان شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند از دانشمندان پيمان گرفته است، حق‌پوشى نکنند و ياور خدا باشند.اگر عالمى جز اين کند در رستاخيز تهى‌دست خواهد بود.از ويژگي هاى عالمان آن است که مردم را به خدا مى‌خوانند نه به خود.عالمان نبايد سکوت کنند و بدعتها را ناديده انگارند اين خيانت است و به شکست مسلمانان مى‌انجامد.يکى از دليل هاى نگون بختی کنونى مسلمانان سکوت عالمان دين در برابر آموزه‌هايى چون جدايى دين از سياست است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طلبه بايد از آغاز، هدف خود را دريابد و در پى نيت پاک باشد.بايد براى خدا درس بخواند نه جلب توجه ديگران و يا فريبکارى و کسب مقام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب سوم.ارزش هاى حوزه‌ هاى علميه: از جملۀ اين ارزشها، دانش و پرهيزگارى است که مکمل يکديگرند.علم و تقوا را درجاتى است.تقوا عامل مصونيت در برابر فريبندگيهاست و دانشمندان براى پرهيزگارى شايسته‌تر از ديگرانند.ارزش ديگر، رشد عقل است؛ تعقل و افزايش خرد از هدف هاى پيامبران بوده است.علم، ارزش ديگر حاکم بر حوزه‌هاست.علم ملاک انسانيت است و با آن مى‌توان از سرکشي هاى نفس پيش گرفت.علم ارزشمند است؛ اما بدون تقوا ارزش ندارد.بايد ميان عالمان نيک‌رفتار و بدکردار فرق نهاد و به خطر دانشمندان بدسگال توجه داشت و رهبرى عالمان نيک را گردن نهاد.در«قرآن»و«نهج البلاغه»براى رهبر ويژگيهايى ياد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب چهارم.ويژگي هاى حوزه‌ هاى علميه: استقلال علمى ويژگى نخست است.اسلام براى استقلال علمى ضمانتهايى دارد(ارزش ذاتى علم، پاکى انگيزه‌ هاى فراگيران، راندن عالمان بدکردار از جامعه).ويژگى ديگر حوزه‌ها، زهد عالمان است.استقامت عالمان حوزوى در برابر انحراف هاى اجتماعى و دينى بگون هاى که خود بدانها گرفتار نشوند، اخلاص در نيت و کار براى خدا، شيوۀ علمى پيشرفته در تحصيل، تکيه بر وحى-که بهترين شيوۀ شناخت است-از ديگر ويژگي هاى حوزه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب پنجم.تحول در حوزه‌ هاى علميه: بايد استقلال علمى حوزه‌ها حفظ‍‌ شود؛ يعنى، حوزه هرگز تن به نفوذ ثروتمندان ندهد و پيوسته بى‌نيازى ورزد.فرآيند سازماندهى نبايد سطحى باشد، بل بايد ريش هاى عمل کرد.بايد متون درسى حوزه را از انحصار موضوع و کتاب خارج کرد و به«قرآن»، «نهج البلاغه»، «صحيفۀ سجاديه»و تاريخ هم پرداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زبان عربى که مفهومى فراتر از صرف و نحو و بلاغت دارد بايد زيرساخت درس هاى طلبگى باشد.بايد در انديشۀ کاربردى کردن دانشها؛ يعنى، پرورش قاضى، مبلغ، نويسنده و جز اينها بود.ضرورى است به تحصيلات و پژوهش هاى عالى توجه شود و کوشش شود حوزه‌ هاى علميه در علوم پيشدستى کنند.بايد نظام حوزه چنان باشد که طلبه در پى فهم و تعقل و علم باشد نه انباشت معلومات.طلاب بايد به ژرف‌نگرى در علوم خو کنند و از مطالعۀ سطحى سر باز زنند و مباحثه و تدريس و تفکر در درس را جدى گيرند.بر طلاب فرض است که در کنار دانش به عمل روى کنند و در جامعه فعال باشند.بايد شيوه‌ها در حوزه به فراخور زمان تغيير کند.در شيوۀ نوين گذشته از فراگيرى علوم و احکام شرع، بايد عالم تجلى راستين اخلاق اسلامى باشد و علم او با انديشه همراه باشد و چنان فرهيخته شود که چهره‌اش مردم را به ياد خدا اندازد.طلبه بايد از ورزش و تغذيه سالم بهره‌مند باشد.از مهمترين تغييرات و اصلاحات در حوزه، اصلاح و تغيير شيوۀ رهبرى آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب ششم.حقيقت علم در حوزه‌ هاى علميه: در اين فصل از نکات زير ياد مى‌شود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقام علم و عالم در اسلام، زيان هاى عالمان بدکردار و نقش آنها در عقب‌ماندگى مردم، ضرورت از ميان بردن وسايل تبليغاتى مسموم، مفهوم نوآورى، چگونه مى‌توان نوآور بود، سوءاستفادۀ غرب از دانش، زيان هاى جمود فکرى، رابطۀ علم با توکل، لزوم خلوت‌گزينى و انديشه، رابطۀ علم و دين، عوارض جدايى علم از دين، لزوم آراستن خود به زيور علم، فرق علم با اطلاعات در جهان کنونى، لزوم توجه به علم و علم‌آموزى، فرق خطاى عالم با خطاى ديگران، اهميت عالمان در اسلام، لزوم مطالعۀ دقيق متون و نصوص اسلامى، برخى وظايف دانش‌آموزى، ضرورت تعيين هدف در درس و تحصيل، شرايط‍‌ سودمند افتادن علم، اهميت و نقش تربيتى منبر، تفکيک‌ناپذير بودن وظايف اسلامى، لزوم همراهى علم و عمل، برخى از ويژگي هاى عالمان در قرآن.  &amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی بهروز ص 204-2-8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%B7%D8%B1%D8%AD%DB%8C_%D9%86%D9%88_%D8%A8%D8%B1_%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%D9%87%D8%A7&amp;diff=623098</id>
		<title>حوزه‌های علمیه طرحی نو بر پایه ارزشها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikinoor.ir/w/index.php?title=%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%B7%D8%B1%D8%AD%DB%8C_%D9%86%D9%88_%D8%A8%D8%B1_%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%D9%87%D8%A7&amp;diff=623098"/>
		<updated>2022-12-10T08:30:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;شکوای: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| تصویر = NUR28195J1.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان = حوزه‌ هاى علميه، طرحى نو برپايه ارزش‌ها&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = &lt;br /&gt;
|پدیدآورندگان &lt;br /&gt;
| پدیدآوران = &lt;br /&gt;
[[مدرسی، سید محمد تقی]] (نویسنده)&lt;br /&gt;
[[]] (محقق)&lt;br /&gt;
[[آژیر، حمید رضا]] (مترجم)&lt;br /&gt;
|زبان &lt;br /&gt;
| زبان = &lt;br /&gt;
| کد کنگره = ‏‎‏/‎‏م‎‏4‎‏ح‎‏9 / 7/4 BP&lt;br /&gt;
| موضوع = حوزه‎هاي علميه - هدفها و نقشها، حوزه‎هاي علميه – تاريخ، شيعه - روحانيت&lt;br /&gt;
|ناشر &lt;br /&gt;
| ناشر = بقیع&lt;br /&gt;
| مکان نشر = تهران - ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر = 1374ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| کد اتوماسیون = AUTOMATIONCODE28195AUTOMATIONCODE&lt;br /&gt;
| چاپ = &lt;br /&gt;
| شابک = &lt;br /&gt;
| تعداد جلد = &lt;br /&gt;
| کتابخانۀ دیجیتال نور = 28195&lt;br /&gt;
| کتابخوان همراه نور = 28195&lt;br /&gt;
| کد پدیدآور = &lt;br /&gt;
| پس از = &lt;br /&gt;
| پیش از = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حوزه‌ هاى علميه، طرحى نو برپايه ارزش‌ها''' تالیف [[مدرسى، سید محمد تقی|سيد محمد تقى مدرسى]] و ترجمه [[آژیر، حمیدرضا|حميد رضا آژير]] مجموعه دیدگاه های مولف در مورد حوزه و طلاب است که اينک قلمى شده است و رهنمودى است براى جمع ميان اصالت و تحول در حوزه‌ هاى علميه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطالب کتاب در پيش‌درآمد و شش باب چند فصلى به سامان شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پيش‌درآمد، يادآور مى‌شود براى آن‌که حوزه‌ هاى علميه مهبط‍‌ فرشتگان رحمت باشند و پيراسته از هرکژى و کاستى، بايد در گزينش طلاب بکمال دقت شود و برنامه‌ هاى معنوى چون: نماز جماعت و مجلس هاى تلاوت قرآن و موعظه و ذکر احوال و سيرت معصومان(ع)افزايش يابد.اگر مسئولان حوزوى به اخلاق و تهذيب طلاب بيش از تعليم آنها نمى‌پردازند، بارى به همان تراز بدان عنايت کنند و درس آنها تهى از ادب نفس نباشد و درس هاى حوزوى را با اخلاق و پند و موعظه درآميزند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گذشته از اينها لازم است در حوزه‌ هاى علميه هفت اصل زير رعايت شود تا به آن هدف نهايى دست يابيم: کوشش و دورى از تن‌پرورى و بر باد دادن عمر و سرمايه، جهاد با مراتب چندش، تحصيل روحيۀ اجتماعى و جمع‌گرايى برخاسته از ذکر بارى، پايبندى به نظم و دورى از هرج و مرج در زندگى تحصيلى، تفکر و تدبر، پذيرندگى و تن‌درستى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از اين به افزايش و ژرفش برنامه‌ هاى حوزوى مى‌پردازد و براى تحقق آن از سه شيوۀ خودفرهيختگى، تخصص و پيگيرى و استمرار تحقيق و مطالعه پس از فارغ التحصيلى ياد مى‌کند.آنگاه در شرح درس هاى اصلى حوزوى از ادبيات عرب (صرف، نحو، علوم بلاغى)، منطق، اصول فقه و فقه مى‌گويد و مراحل دوگانۀ آموزش فقه را باز مى‌شکافد تا مى‌رسد به درس هاى مکتبى که مقتضاى شرايط‍‌ نوين جهان اسلام است و آنها را در سه گونۀ: بينش هاى مکتبى، انديشۀ مکتبى و فرهنگ مکتبى بررسى مى‌کند و با پرداخت تخصص در حوزه‌ هاى علميه، زمينه‌ هاى آن(رهبرى الهى، انديشور تحليل‌گر، و دعوتگر شايسته)را ياد مى‌کند و رهبري هاى شايسته و تقوا و تقيد را عوامل مهم شکوفايى حوزه‌ها مى‌خواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب اول.خاستگاه هاى حوزه‌ هاى علميه: در اين فصل از نقش علم در ساختار تمدن مى‌گويد و يادآور مى‌شود که دانش، تنها راه آزادى نفس است و نپرداختن به علم عقب‌ماندگى مى‌آورد و در راه علم‌آموزى بايد از آفت هاى علم چون: هوا، هوس، شهوت و خوش‌گذرانى پروا داشت و از عمر بهره‌گيرى بهينه کرد و به مسئوليت فردى و اجتماعى خود توجه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه‌ هاى علميه خاستگاه تمدن اسلامى و برجسته‌ترين نمود آن است.بر حوزويان است که بى‌آنکه انحصارطلبى کنند در برابر جريان هاى منحرف بايستند و اصالتها و سنن حوزوى را پاس بدارند و از وقت نيک بهره ببرند و چون گذشته راه رقابت آزاد و سازنده را در حوزه باز بگذارند و همچنان تفاوت هاى قومى و نژادى را پايمال کنند و با زهدورزى، استقلال حوزه‌ هاى علميه را پاس دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالمان دين، پيام‌آوران تمدنند، مفهوم درست دين را بايد از آنها گرفت و توجه داشت که عالم دينى اصيل، کسى است که تجسم عينى قرآن و سنت است و در راه حفظ‍‌ کيان دين از جان مايه مى‌نهند و به واسطۀ درک درستش از دين، سياست و ديانت را از هم جدا نمى‌داند؛ نه آنها که سر در آخور دربار دارند و حق مى‌کشند و باطل احيا مى‌کنند و مى‌پندارند کسى که در سياست درآيد نمى‌توان در نماز به او اقتدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به مفهوم متعالى و غيرحزبى حزب اللّه در قرآن، بايد اذعان کرد که مرکز حزب اللّه حوزه است و در مراجع بزرگوار و فقيهان عادل تجلى مى‌کند، مردان پاکى که دور از هرگونه آلودگى متعصبانه‌اند و انديش هاى فراتر از منافع گروهى دارند.على الاصول هدف حوزه‌ هاى علميه ايجاد و پرورش روحيۀ ايمانى در کسان است تا به افق هاى حزب اللّه نزديک شوند و گروهى يکدست بار آيند و جز به حفظ‍‌ دين نينديشند که حزب اللّه اساس کارش اين است.نيز بايد کوشيد چنين روحي هاى را در امت زنده و پويا کرد.حزب اللّهى بايد با دل و جان به معصومان(ع)عشق بورزد و در گفت‌وکرد خويش اين عشق را تجلى دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب دوم.هدف هاى حوزه‌ هاى علميه: جهان، چشم به راه نجات خويش به دست مؤمنان است و اين تکليف آنهاست.مؤمنان در اين راه بايد هم در پى پرداخت مسئوليت باشند و هم تحقق هدف را بخواهند و مرادشان تنها رفع تکليف نباشد چه با رفع تکليف ممکن است هدف محقق نشود.براى تحقق حاکميت الهى، مؤمنان که دعوتگران به اسلامند بايد تواضع داشته باشند، به دانش عشق بورزند و به دانش هاى دينى بسنده نکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگى بى‌هدف، بيهودگى است.بايد هدف را شناخت و در راه تحقق آن پايدارى کرد.خداوند هدف و مسئوليت مؤمنان را اصلاح‌طلبى و نهى از تباهى خوانده است. هدف علم، اصلاح جهان است و عالمان بايد در راستاى اين هدف برنامه‌ريزى و حرکت کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند پيامبران را براى اصلاح و ساخت جامعه برمى‌گزيند و در اين گزينش ارزشهايى را ملاک مى‌داند همين ارزشها بايد ملاک گزينش عالمانى باشد که جانشينان پيامبرند. بنابراين عالمان در نزد خداوند منزلتى والا دارند و بايد توجه کنند که هرچه اين جايگاه رفيعتر باشد سقوط‍‌ آن خطرناکتر خواهد بود.بر اين اساس لازم است حوزه‌ هاى علميه روشهايى پيش گيرند که مانع سقوط‍‌ عالمان شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند از دانشمندان پيمان گرفته است، حق‌پوشى نکنند و ياور خدا باشند.اگر عالمى جز اين کند در رستاخيز تهى‌دست خواهد بود.از ويژگي هاى عالمان آن است که مردم را به خدا مى‌خوانند نه به خود.عالمان نبايد سکوت کنند و بدعتها را ناديده انگارند اين خيانت است و به شکست مسلمانان مى‌انجامد.يکى از دليل هاى نگون بختی کنونى مسلمانان سکوت عالمان دين در برابر آموزه‌هايى چون جدايى دين از سياست است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طلبه بايد از آغاز، هدف خود را دريابد و در پى نيت پاک باشد.بايد براى خدا درس بخواند نه جلب توجه ديگران و يا فريبکارى و کسب مقام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب سوم.ارزش هاى حوزه‌ هاى علميه: از جملۀ اين ارزشها، دانش و پرهيزگارى است که مکمل يکديگرند.علم و تقوا را درجاتى است.تقوا عامل مصونيت در برابر فريبندگيهاست و دانشمندان براى پرهيزگارى شايسته‌تر از ديگرانند.ارزش ديگر، رشد عقل است؛ تعقل و افزايش خرد از هدف هاى پيامبران بوده است.علم، ارزش ديگر حاکم بر حوزه‌هاست.علم ملاک انسانيت است و با آن مى‌توان از سرکشي هاى نفس پيش گرفت.علم ارزشمند است؛ اما بدون تقوا ارزش ندارد.بايد ميان عالمان نيک‌رفتار و بدکردار فرق نهاد و به خطر دانشمندان بدسگال توجه داشت و رهبرى عالمان نيک را گردن نهاد.در«قرآن»و«نهج البلاغه»براى رهبر ويژگيهايى ياد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب چهارم.ويژگي هاى حوزه‌ هاى علميه: استقلال علمى ويژگى نخست است.اسلام براى استقلال علمى ضمانتهايى دارد(ارزش ذاتى علم، پاکى انگيزه‌ هاى فراگيران، راندن عالمان بدکردار از جامعه).ويژگى ديگر حوزه‌ها، زهد عالمان است.استقامت عالمان حوزوى در برابر انحراف هاى اجتماعى و دينى بگون هاى که خود بدانها گرفتار نشوند، اخلاص در نيت و کار براى خدا، شيوۀ علمى پيشرفته در تحصيل، تکيه بر وحى-که بهترين شيوۀ شناخت است-از ديگر ويژگي هاى حوزه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب پنجم.تحول در حوزه‌ هاى علميه: بايد استقلال علمى حوزه‌ها حفظ‍‌ شود؛ يعنى، حوزه هرگز تن به نفوذ ثروتمندان ندهد و پيوسته بى‌نيازى ورزد.فرآيند سازماندهى نبايد سطحى باشد، بل بايد ريش هاى عمل کرد.بايد متون درسى حوزه را از انحصار موضوع و کتاب خارج کرد و به«قرآن»، «نهج البلاغه»، «صحيفۀ سجاديه»و تاريخ هم پرداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زبان عربى که مفهومى فراتر از صرف و نحو و بلاغت دارد بايد زيرساخت درس هاى طلبگى باشد.بايد در انديشۀ کاربردى کردن دانشها؛ يعنى، پرورش قاضى، مبلغ، نويسنده و جز اينها بود.ضرورى است به تحصيلات و پژوهش هاى عالى توجه شود و کوشش شود حوزه‌ هاى علميه در علوم پيشدستى کنند.بايد نظام حوزه چنان باشد که طلبه در پى فهم و تعقل و علم باشد نه انباشت معلومات.طلاب بايد به ژرف‌نگرى در علوم خو کنند و از مطالعۀ سطحى سر باز زنند و مباحثه و تدريس و تفکر در درس را جدى گيرند.بر طلاب فرض است که در کنار دانش به عمل روى کنند و در جامعه فعال باشند.بايد شيوه‌ها در حوزه به فراخور زمان تغيير کند.در شيوۀ نوين گذشته از فراگيرى علوم و احکام شرع، بايد عالم تجلى راستين اخلاق اسلامى باشد و علم او با انديشه همراه باشد و چنان فرهيخته شود که چهره‌اش مردم را به ياد خدا اندازد.طلبه بايد از ورزش و تغذيه سالم بهره‌مند باشد.از مهمترين تغييرات و اصلاحات در حوزه، اصلاح و تغيير شيوۀ رهبرى آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب ششم.حقيقت علم در حوزه‌ هاى علميه: در اين فصل از نکات زير ياد مى‌شود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقام علم و عالم در اسلام، زيان هاى عالمان بدکردار و نقش آنها در عقب‌ماندگى مردم، ضرورت از ميان بردن وسايل تبليغاتى مسموم، مفهوم نوآورى، چگونه مى‌توان نوآور بود، سوءاستفادۀ غرب از دانش، زيان هاى جمود فکرى، رابطۀ علم با توکل، لزوم خلوت‌گزينى و انديشه، رابطۀ علم و دين، عوارض جدايى علم از دين، لزوم آراستن خود به زيور علم، فرق علم با اطلاعات در جهان کنونى، لزوم توجه به علم و علم‌آموزى، فرق خطاى عالم با خطاى ديگران، اهميت عالمان در اسلام، لزوم مطالعۀ دقيق متون و نصوص اسلامى، برخى وظايف دانش‌آموزى، ضرورت تعيين هدف در درس و تحصيل، شرايط‍‌ سودمند افتادن علم، اهميت و نقش تربيتى منبر، تفکيک‌ناپذير بودن وظايف اسلامى، لزوم همراهى علم و عمل، برخى از ويژگي هاى عالمان در قرآن.  &amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی بهروز ص 204-2-8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
==منابع مقاله==&lt;br /&gt;
رفیعی، بهروز، کتابشناسی توصیفی و موضوعی تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات بین المللی هدی، تهران، چاپ اول، 1378ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وابسته‌ها==&lt;br /&gt;
{{وابسته‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>شکوای</name></author>
	</entry>
</feed>